د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۴
دارای متن همگام
هدف جلسه: جمعبندی سیاقهای سورهٔ طلاق
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۲۳:۱۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۱۶ سرفصل
## هدف جلسه: جمعبندی سیاقهای سورهٔ طلاق
۰:۱۰
## جمعبندی سرانگشتیِ سیاق اول: احکام و رقیبِ تقوا
۰:۴۹
### فرازهای سیاق اول
۹:۱۷
سیاق دوم از انذارِ قریههای سرکش تا دعوت به تقوا و ذکر و تنزل امر است. برای جمعبندی میتوان قیاسی ساخت:
۲۰:۴۰
### تمرینِ تثبیت
۳۱:۲۰
### تمرینِ تثبیت
۳۸:۱۱
### تمرینِ تثبیت
۴۱:۴۳
### تمرینِ تثبیت
۴۲:۳۸
### تمرینِ تثبیت
۴۳:۰۱
### تمرینِ تثبیت
۵۲:۱۸
### تمرینِ تثبیت
۱:۰۴:۱۳
### تمرینِ تثبیت (2)
۱:۱۳:۵۱
### تمرینِ تثبیت (2)
۱:۱۴:۴۷
### تمرینِ تثبیت (2)
۱:۱۵:۱۹
### تمرینِ تثبیت (2)
۱:۱۶:۰۲
### تمرینِ تثبیت (3)
۱:۱۶:۳۳
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم.
سیاقهای سوره مبارکه طلاق
مشخص شده. ما تو این مرحله میخوایم
انشاالله جمعبندی هر سیاق رو داشته باشیم.
همونطور که عرض کردم میخوایم رو قسمت جمعبندی یه توجه بیشتری بکنیم.
انشاالله شماها هم باید توی تکالیفتون رو قسمت جمعبندی تمرکز
بیشتری داشته باشید. حالا در این سوره طلاق که ما هستیم خیلی جمعبندی
سختی هم نداریم ولی خب باید یه مقدار با دقت و حساب شده بتونیم انشاالله جمعبندیمون رو پیش ببریم.
اگر بخوایم یک جمعبندی
سرانگشتی و اولیه داشته باشیم، خیلی روشنه که سیاق اول سوره بحث اصلیش چیه؟
احکام طلاق. مهمترین رقیبی که داره تو جمعبندی،
مهمترین رقیبی که احکام طلاق تو جمعبندی داره در سیاق اول چیه؟
تقواست. یعنی اگر نگاه بکنیم
آیات سیاق اولو یک دور مرور کنیم.
ببینید این دو تا قسمت که "طلّقوهن لعَدَتِهِنَّ أهْلَ العِدَّة"
حکم طلاق. بعد "اتق الله"
باز "لا تخرجوهن من بيوتهن ولا يخرجن إلا أن يأتين"
باز اینا چیان؟ احکام طلاق.
"تلك حدود الله ومن يتعد حدود الله" اما رفیق چیه؟
بگید. رفیق "اتق الله"ه.
"اتق الله تلك حدود الله
ومن يتعد حدود الله فقد ظلم
نفسه". حالا "لا تبديل لله يحدث بعد ذلك أمرا" را من نمیخوام متصل کنم به تقوا و به "تلك حدود الله".
ولی که یه جور بینابینه.
نه میتونیم به خصوص تقوا بزنیمش،
نه میتونیم به خصوص احکام طلاق بزنیم.
یه جورایی هر دوشه. یعنی اگر احکام طلاق به شکل متقیانه رعایت بشود،
امید میرود که خداوند بعد از طلاق امر دیگری حادث کند.
یعنی به جای طلاق، پیوند و ادامه زندگی را خدا جایگزین بکند.
خب بگذریم. پس تو این آیه یه خط احکام طلاق داشتیم، یه خط تقوا و حدود الله.
بیاییم آیه بعدی. باز "إذا بلغن أجلهن أمسكوهن فارقوهن
أشهدوا ذوي عدل منكم أقيموا الشهادة لله"
اینا همه احکام. اما "ذلكم يؤذى به من كان يؤمن بالله" رفیقش چیه؟
باز هم بحث تقواست. باز "ومن يتق الله يجعل له مخرجا ويرزقه من حيث لا يحتسب" ادامه خط چیه؟
باز هم تقواست. "ومن يتوكل على الله فهو حسبه" ادامه باز خط
تقواست. تقوا توکل میخواهد.
"إن الله بالغ أمره" هم که استدلال "من يتوکل"ه.
یعنی تو این قسمت میبینیم از "ذلكم يؤذى" تا خود
آخر آیه سه بحث ما
اون ادامه بحث خط تقوا هست.
میایم اینجا "واللائي يعسن من المحيض" حکمه،
"ولات الأحمال" حکمه اما باز "ومن يتق الله
يجعل له من أمره يسرا ذلك أمر الله أنزله إليكم" باز هم
ادامه بحث تقواست. "ومن يتق الله" باز هم.
ببینید پس تا آخر آیه پنج یعنی تو این صفحه هم باز آیه
آخر آیه چهار و کل آیه پنج ادامه خط
تقواست تا برسد به این آیه شش و هفت که دیگه اینجا حالا ما مشخصاً ذکر تقوا را تو این دو تا آیه نداریم.
پس فقط تو آیات یک تا هفت فقط بخوام تقواشو بخونم خودش یه رقیب حسابی برای بحث طلاقه.
یا ای-- اینا رو فقط طلاقش-- تقواشو میخوام بکن-- بخونم.
"واتقوا الله وتلك حدود الله
ومن يتعد حدود الله فقد ظلم
نفسه ذلكم يؤذى به من كان يؤمن
بالله واليوم الآخر ومن يتق الله يجعل له مخرجا ويرزقه من حيث لا يحتسب ومن يتوكل على الله فهو حسبه إن الله
بالغ أمره قد جعل الله لكل شيء قدرا ومن يتق الله يجعل له من أمره يسرا
ذلك أمر الله أنزله إليكم ومن يتق الله
يكفر عنه سيئاته ويعظم له
أجرا" حجم بالایی داره
از کلمات و عبارات دستور به تقوا.
چرا با وجود اینکه دستور به تقوا
حجم بالایی داره شماها در جمعبندی نگفتید که
هدف تقواست؟ چرا گفتید آیات سیاق یک،
آیه یک تا هفت برای بیان احکام طلاقه؟
چون تق-- چون بحثهای طلاق بیشتر از بحثهای تقواست؟
چون بحثهای طلاق اول آمده تقوا ثانی آمده، دوم آمده؟
بیان ایشون عبارت دیگری از این جمله است
که آقا تقوا در این آیات آمده به کمک چی؟
به کمک احکام طلاق.
یعنی همه تقواهایی که مطرح بوده تقوای خاص بوده.
یعنی تقوا در احکام
طلاق. گفته که آقا این حکمه، این حکمه، این حکمه "اتق الله".
یعنی تقوای در این احکام را چکار کنید؟
رعایت کنید. باز گفته این حکمه، این حکمه "تلك حدود الله".
یعنی این احکام حدود اللهه.
رعایت کنید. باز گفته این حکمه، این حکمه و "من یتقى الله".
اینم یه حکم دیگه باز و "من یتقى الله".
یعنی همه اتقى اللهها،
"من یتقى الله”ها، "تلك حدود الله”ها.
امثال این تعابیری که ما اینجا خوندیم، اینا رو رنگی کرده بودیم تو پاور پوینتامون.
همه اینا تقوای در
رعایت احکام طلاق است.
یعنی یک تقوای مفهوم کلیه که اینجا داره تطبیق داده میشه بر چی؟
بر رعایت احکام
طلاق. پس ما نمیتونیم بگیم هدف این آیات تقوای مطلق است.
آیات به دنبال این است که ای انسانها باتقوا باشید.
این آیات به مصادیق دیگر تقوا،
موارد دیگر تقوا
مثل نماز خوندن، روزه گرفتن، خمس دادن، زکات دادن، کمک به همنوع کردن،
امر به معروف کردن، نهی از منکر کردن، جهاد کردن و کلی مصادیق دیگر تقوا،
این آیات هیچ اشارهای ندارد.
پس تو این آیات درست است که طلاق مطرحه است
ولی جایگاه اصلی و ذاتی بگید،
ندارد. جایگاه فرعی داره.
داره کمک به بحث چی میکنه؟
کمک به بحث طلاق میکنه.
میخواد در احکام طلاق تقوا رعایت بشه.
خب، پس با وجود اینکه یک محور مفصل از بحثای تقوا داشتیم اما جمعبندیمون این نبود که این سیاق دنبال تقواست.
جمعبندیمون اینه این سیاق دنبال تشریح احکام طلاقه و البته میخواد که این احکام
متقیانه رعایت بشود.
درسته تا اینجا؟ این یه بحث.
حالا بحث دومی میخوایم اینجا مطرح کنیم و اون اینکه
من اگر بخوام اشاره کنم به فضای سخن این آیات.
فضای سخن این آیات
یعنی چی؟ فضای سخن
یعنی اون مسئلهای که باعث شده خدا این حرفا رو تو این سیاق بگید، بزنه.
چی باعث شده خدا این حرفا رو بزنه؟
چه دغدغهای بوده، چه مسئلهای بوده
که سبب شده خدا
احکامی اینچنین
درباره طلاق چیکار کند؟
بگید. نازل بکند، صادر بکند.
فضای سخن این آیات چیه؟
ببینید همونطور که اشاره کردید فضای سخن
میشه گفت آقا سستی بنیان خانواده بوده.
چرا؟ چون تا قبل از این احکام،
از خود این احکام اینو میفهمیم ها.
ببینید من برمیگردم یه بار. میخوام فضای سخن رو با توجه به آیات با هم بررسی کنیم.
خوب دقت کنید. میگه "إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن وأحصوا العدة".
از همین دو تا دستور فهمیده میشه که تا قبل از این
وقتی طلاق داده میشد
بلافاصله چی میشد؟
جدایی حاصل میشد. یعنی طلاق همان و جدایی
همان. بعد
عده آمد که جلوی طلاق همان و جدایی همان را بگیره.
یه روزشمار گذاشته.
بعد میایم جلوتر. میرسیم به اینکه میفرماید "لا تدري لعل الله يحدث بعد ذلك أمراً".
یعنی کی نگران بوده؟
پیامبر. پیامبر نگران بوده که آخه مردم تا طلاق صادر میشه از هم چی میشن؟
بگید. جدا میشن.
بعد طلاق صادر شدنش میتونه خیلی هیجانی اتفاق بیفته.
وقتی طلاق یه جمله باشه که در حضور دو تا شاهد بشه این جمله رو بخونی،
خیلی سریع میتونه بفرمایید،
جدایی را رقم بزنه.
تا یه عصبانیتی تو زندگی پیش میاد.
مثلاً فرض کنید این آقا ناراحته، عصبانیه
یا خانم ناراحته، عصبانیه میگه طلاق میخوام یا آقا میگه طلاقت میدم باشه.
طلقت و چه و چه و چه و چه تمام شد.
برو خونهتون، تو عصبانیت.
بعد یه ساعت، دو ساعت، پنج ساعت، ده ساعت، یه روز، دو روز، سه روز، پنج روز، یه هفته میگذره پشیمون میشه.
میگه آخه این چه کاری بود کردم؟
عصبانی شدیم. تو هیجان یه تصمیمی گرفتیم.
تصمیم اشتباهی بود. خب قبلاً اگر میخواست پشیمون بشه، راه برای پشیمونی نبود.
باید دو مرتبه مثلاً میرفت چیکار میکرد؟
خواستگاری میکرد. دو مرتبه بهش بدن اون خانم را، ندن و هزارتا مسئله دیگه.
مثل اینکه اصلاً هیچ فرصتی برای پشیمون شدن،
از هیجانات فروکش یافتن داده
نمیشد. اما حالا با این احکامی که فرمود "طلقوهن لعدتهن وأحصوا العدة"
اونم به شرطی که "لا تخرجوهن ولا يخرجن" که دیگه توضیحاتشو دادم در جلسه قبلی، خب.
با هم زیر یک سقف زندگی کنن.
امید میره که به این سادگی هر طلاقی منجر به جدایی بگید،
نشود. این فضاست. پس فضای سخن این احکام و این آیات
نگرانی از یک مسئله است
و اونم سستی بنیان خانواده.
اون اینکه طلاق به سادگی میتونه اتفاق بیفته و اگر قرار باشه طلاق با جدایی مساوی باشه،
خودبهخود هر طلاقی به جدایی منجر بشه،
عملاً ما مواجه خواهیم بود با اینکه تعداد زیادی از خانوادهها در یک اتفاق هیجانی
و یک تصمیم آنی و شاید خیلی
سطحی دچار فروپاشی بشن.
این وضعی-- به این میگیم فضای سخن.
همین فضای سخن به من و شما میفهمونه که این آیات برای چی اومدن.
آمدن تا بنیان خانواده را چیکار کنن؟
تحکیم بکنن. اجازه ندن که به سادگی طلاق منجر به چی بشه؟
منجر به جدایی بشه. بریم جلوتر ببینیم فضای سخنهای دیگری هم میتونیم کشف بکنیم.
خود این همه اتق اللههایی که تا آخر این سیاق خوندیم،
این همه تاکید بر تقوا چی رو میرسونه؟
یه دغدغه دیگر رو میرسونه. ریزم
حکیم خانواده- نه، نه. دغدغه. آه احسن.
دغدغه این که حتی اگر ما بخواهیم،
حتی اگر ما بخواهیم
با یک احکامی جلوی
طلاقهای زیاد را بگیریم،
بازم احتمال داره افراد زیادی نخوان به این احکام بگید عمل بکنن.
چرا احتمال داره افراد نخوان به این احکام عمل کنن؟
به خاطر بیتقوایی. به خاطر اینکه این احکام براشون خیلی مهم
ممکنه به نظرشون خیلی مهم
نیاد و راحت به خودشون اجازه تخلف از این احکام رو بدن.
به سادگی. پس شد یه دغدغه دوم.
نگرانی اول سستی بنیان خانواده.
خب سستی بنیان خانواده را با احکام طلاق درستش میکنیم.
اما یه نگرانی دومی تازه شکل میگیره.
حتی احکام طلاق هم که میخوایم بیان کنیم باز هر آینه ممکنه بیتقوایی مانع از رعایت احکام
طلاق بشود. که در این صورت این احکام بود و نبودش میشه چی؟
بگید. میشه؟
برابر. برابر. اگه قرار باشه بیتقوایی تو کار باشه،
احکام الهی هم جلوی سستی بنیان خانواده را
نمیگیرد. پس اینم فضای سخن دوم.
فضای سخن اول، سستی بنیان خانواده تا قبل از احکام طلاق رجعی.
فضای سخن دوم، سستی بنیان خانواده حتی با اومدن احکام طلاق رجعی.
ولی به خاطر بیتقوایی این بار.
اون سستی بنیان خانواده اول را با احکام طلاق میشه درست کرد.
اما احکام طلاق عمل شدنش را فقط با تقوا میشه درست کرد.
پس این فضای سخن این آیاته.
فضای سخن یعنی مسئلهای که آیات میخواد حل کنه.
پس این آیات میخواد به دو تا مسئله پاسخ بده.
مسئله اول: چه کنیم
که به محض طلاق، جدایی اتفاق نیفتد؟
توصیه های خدا چیه؟ احکام الهی چیه؟
این مطلب اول،
پاسخ اول در واقع این سیاقه.
به دغدغه اول داره پاسخ میده.
دغدغه دوم: چه کنیم که به این احکام به اندازه کافی توجه و اعتنا
بشود؟ پس دو تا دغدغه شد.
یک، سستی
بنیان خانواده
ناشی از چی؟ ناشی از اینکه به محض طلاق
جدایی حاصل میشه .
این دغدغه اول.
خدا برای این راه حل ارائه میده.
راه حل چیه؟ احکام طلاق
بفرمایید رجعی.
همین احکام طلاق رجعی که مطرح میشه دغدغه رو کامل برطرف نمیکنه.
یه دغدغه دومی وجود داره.
عدم رعایت احکام
طلاق رجعی.
به خاطر چی؟ به خاطر بیتقوایی.
پس اون سستی بنیان خانواده وقتی حل خواهد شد که هم احکام طلاق رجعی بیاد هم تاکید بر چی باشه؟
بگید. بر تقوا باشه.
پس اگر شما توی این سیاق احکام طلاق رجعی را به علاوه تاکید بر تقوا میبینید،
هدف این است که بنیان خانواده تحکیم بشود.
از چه طریقی؟ از طریق رعایت احکام،
رعایت احکام طلاق
رجعی. رعایت احکام طلاق رجعی یعنی همون تقوا.
یعنی با تقوا در رعایت احکام طلاق رجعی بنیان خانواده مستحکم بشه.
ببینید اگه یادتون باشه در دور قبلی من وقتی میخواستم
یک سیاقی رو جمعبندی کنم،
میومدم س-سریع اول سراغ چی میومدم؟
فرازها. یعنی اول کاری که میکردیم
به شما میگفتم ببینید این سیاق دو تا فراز داره، سه تا فراز داره، چهار تا فراز داره.
چه اینکه اینجا میتونستم همین کارو کنم.
نگاه کنید. میگم از آیه یعنی آیه اولش
که اصل طلاق رجعی را مطرح کرده، این میشه فراز
اول. این آیات
در واقع دوم و سوم
که اومده بعد از دوران عده راه رو جلوی فرد گذاشته که حالا ع-اولی گفته عده نگه دار.
این آیات میگه عده تمام شد نگهش دار یا
به معروف از او چی بشو؟ جدا بشو.
این میشه فراز دوم میتونیم به یه نگاهی یک تا سه رم یه فراز بگیریم کلاً.
یعنی یه خرده کلیتر نگاه کنیم میتونیم بگیم از آیه یک تا سه
صدور حکم
طلاق رجعیه.
حالا یک اصل حکم را گفته،
دو و سه هم گفته که وقتی عده تمام شد چه کار کنید.
درست شد؟ اینجا نگاه کنید از آیه چهار و پنج به چی مربوطه؟
بگید. شمارش عده.
چطور حساب کردن کمیت عده.
آیه شش و هفت به چی مربوطه؟
به چگونه نفقه دادن و اسکان دادن به زن در دوران عده.
پس نگاه کنید الان من بخوام یک بار فرازهاشو براتون بنویسم.
یک تا سه، اصل حکم.
چهار و پنج، محاسبه
زمان عده. اصل حکم طلاق با عده.
طلاق با عده یعنی همون طلاق رجعی.
چهار و پنج، محاسبه زمان عده.
شش و هفت، چگونگی
اسکان و نفقه زنان مطلقه
در دوران بفرمایید.
در دوران عده. اینا فرازهاست.
یک تا سه فراز اول،
چهار و پنج فراز دوم، شش و هفت فراز سوم.
خب ما میتونستیم س-- بیاییم در اولین اقدام
بگیم این سیاق سه تا فراز داره.
بعد بگیم حالا این فرازها رو جمعبندی کنید.
حکم طلاق با عده، محاسبه زمان عده، چگونگی اسکان و نفقه زنان مطلقه در دوران عده.
جمعبندی این سه تا با هم میشه چی؟
جمعبندی سه تاش با هم میشه احکام طلاق رجعی.
اصل حکمش اینه. محاسبه زمانش اینه.
چگونگی اسکان نفقهاش اینه.
احکام طلاق رجعی.
تمام. احکام
طلاق بفرمایید
رجعی. ما در
سطح قبل وقتی میخواستیم جمعبندی کنیم سبک کلیمون این بود.
الان این سر جاشه. میخوایم به شما یه توجهی بدیم.
بگیم یه مقدار باید تو مقام جمعبندی
به این نکته توجه بکنید.
مسئله چیست؟ راه حل چیست؟
دغدغه چیست؟ پیشنهاد چیست؟
فضای سخن چیست؟
جهت هدایتی چیست؟
یعنی فرازشناسی یه قسمت کار جمعبندی سیاقه.
کاری که ما اینجا داریم انجام میدیم.
این یه قسمت کاره. یه تحلیل داخلیه.
اما اینکه ما آمدیم اینجوری حرف زدیم.
گفتیم خب فضای سخن چی بوده؟
فضای سخن سستی بنیان خانواده بوده.
اینو از توی آیات فهمیدیم.
پیغمبر ناراحته از اینکه تا طلاق میدن
چی میشن؟ جدا میشن.
آمار طلاق بالا رفته. این برای حضرت ناراحتکننده است، نگرانکننده است.
این چه وضعیه؟ خدا برای اینکه این نگرانی را برطرف کند آمده در سه فراز احکام طلاق رجعی را چی کار کرده؟
صادر کرده. یعنی خواسته با این، با صدور این احکام جلوی فروپاشی سریع بنیان خانواده را بگید،
بگیره. خب
حالا سؤال دوم. آیا با صرف این احکام نگرانی برطرف میشود؟
بنیان خانواده محکم میشود؟
نه. چرا؟ چون زمینه بیتقوایی تو این احکام بالاست.
اینا احکامیه که چون تو دعوا داره باید بهش عمل بشه دیگه.
وسط ناراحتیها باید بهش عمل بشه.
خانم یه جور ناراحته، خانواده این خانم یه جور ناراحتن، آقا یه جور ناراحته، خانواده آقا یه جور ناراحتن.
طلاق بالاخره تو ط-طلاق که
حلوا و شیرینی پخش نمیکنن، ناراحتن دارن از هم طلاق میگیرن دیگه.
داره به جدایی ختم میشه. پس بستر بیتقوایی بالاست.
چون بستر بیتقوایی بالاست،
اگر این احکام به اندازه کافی با تقوا مورد تأکید قرار نگیرد،
باعث جلوگیری از فروپاشی بنیان خانوادهها
نمیشود. پس چه کار باید بکنه خدا؟
خدا آمده علاوه بر این احکام همینجور گام به گام
این احکام را با تقوا چی کار کرده؟
بگید. با تقوا
محکمکاری کرده. بین فراز اول و دوم تقوا، فراز دوم و سوم تقوا.
به بیانهای متعددی تقوا را لابهلای این احکام پیچونده.
اونم با بیانهای خاص.
کسی تعدی از حدود الهی کند به خودش ظلم کرده.
تقوای الهی پیشه کنید.
هرکس تقوای الهی پیشه کند خدا رزقشون میده.
هرکس تقوای الهی پیشه کند خدا حمایت از او میکند.
کسی بر خدا توکل کند، خدا دست او را میگیره.
همه کار دست خداست. کسی تقوای الهی پیشه کند، خدا کار رو بر او آسان میکند.
و، و، و، و. هی دعوت به تقوا، دعوت به تقوا، دعوت به تقوا.
که این د-- بستر دعوت به تقوا زمینهای را فراهم بکنه که به اون احکامه عمل بشه.
بگذارید همین جا تو پرانتز یه حرفی بزنم.
شاید شما کتاب احکام
برای طلاق خونده باشید، دیده باشید
شاید کتابهای حقوقی هم در این زمینه خونده و یا
دیده باشید اما نه تو کتابهای احکام،
نه تو کتابهای حقوقی، این جنبهی دعوت به تقوا
دیده نمیشه.
اونجا فقط داره میگه آقا اینه، اینه، اینه.
داره دستورات رو می شماره، حقوق رو می شماره فلان.
یکی از اتفاقات بدی که ماها رقم زدیم
اینه که مدل تبلیغ دین رو تو جامعه تجزیه کردیم.
یعنی الان مثلا این سوره رو، این سیاقو بدی دست یه نفر فقیه،
این فقیه میاد این اتقى اللههاشو همه رو فاکتور میگیره.
میگه خب اونا که اتقى الله دیگه آدما این درس مال استاد اخلاقه.
اتقى اللهها رو میده دست کی؟ استاد
اخلاق. میگه آقا اتقى اللهها مال تو،
تو جلسات اخلاقت بگو. میگه باشه
منم این احکامشو میرم کار میکنم.
این احکام میگه، او اخلاق میگه.
نه اخلاق اون سوار بر زندگی میشه،
درس اخلاقی که او میده تو متن زندگی جریان پیدا
نمیکنه. میبینی این آدمه کلی درس اخلاق رفته، موقع طلاق دادن همسرش داره ظلم میکنه.
نمیتونه تطبیق بده که بابا این همه درس اخلاق رفته بودم برای اینجا رفته بودم.
نه احکام این به جایی میرسه.
میبینی کلی کلاس فقه رفته، کلی درس فقهی خونده بازم موقع طلاق همسرش داره ظلم میکنه.
تو که فقهشو بلدی. این نمیدونه بیتوجهی به این احکام چقدر سنگینه.
بیتقوایی چقدر سنگینه.
اون نمیدونه تقوا تو متن زندگی و تو حین طلاق باید رعایت بشه.
این تجزیهها اتفاقات خیلی خوبی نیست.
یعنی من آرزو میکنم روزی برسه که اینا دوطرفه با هم ترکیب بشه.
یه بار دیگه مردم بفهمند باید دینشون رو از قرآن بگیرند.
احکام فقهیشون باید ذیل قرآن چیده بشه.
یعنی اون پشتوانهی قرآنیش باید رعایت بشه.
قرآن تو اکثر موارد همینه.
احکام نمازش، احکام حجش، احکام قصاصش، احکام
نمیدونم ارثش. تمام احکامش و قرآن به یه شکلی بیان میکنه که انگیزه هم میده.
صرفا آگاهی نیست.
هی انگیزه میده. انگیزه میده.
لذا هدف حاصل میشه.
خدا با ترکیب احکام طلاق رجعی با بحث تقوا
جلوی فروپاشی بنیان خانواده را میگیره.
جلوی بیتوجهی به احکام را میگیره.
هدف حاصل میشه. خیلی خب حالا یه بار دیگه جمعبندی میکنیم سیاق یک را.
بله سیاق یک سه تا فراز دارد.
یک تا سه اصل حکم طلاق رجعی را گفته.
چهار و پنج محاسبه زمان، شش و هفت چگونگی اسکان و نفقه را گفته.
چشم این سه تا رو با هم جمعبندی کنیم میشه احکام طلاق رجعی.
چشم. اما سؤال هدف از بیان احکام طلاق رجعی تو این سیاق چه بوده؟
جواب جلوگیری از سستی بنیان خانواده.
سؤال دوم آیا صرف این احکام کفایت میکرده برای جلوگیری از سستی بنیان خانواده؟
جواب نه. چرا؟
به خاطر وجود بستر بیتقوایی،
امکان بیتقوایی تو این احکام بالاست.
حالا خدا چیکار کرده برای حل این مسئله؟
جواب. لابلای احکام طلاق دستور به تقوا را چی کار کرده؟
گنجانده، ترکیب کرده، تلفیق کرده.
طوری که کسی داره احکام طلاق را میخونه بفهمه
قدم به قدم توجه پیدا کنه که ریز به ریزش احتیاج به تقوا داره.
با هیچ کدومش شوخی نکنه.
حالا من یه بار میخونم این آیه یک تا هفتو.
أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
يا أيها النبي إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن وأحصوا العدة
واتق الله. لا تخرجوهن من بيوتهن ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة.
وتلك حدود الله.
ومن يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه
لا تدري لعل الله يحدث بعد ذلك أمراً.
اگر احکام و تقوا با هم ترکیب شد،
ای بسا وضعیت را چه کند؟
تغییر بدهد. امید از خدا بعد از طلاق امر دیگری حادث کند.
فإذا بلغن أجلهن فأمسكوهن بمعروف أو فارقوهن بمعروف.
وأشهدوا ذوي عدل منكم وأقيموا الشهادة لله.
ذلكم يعظ به من كان يؤمن بالله واليوم الآخر.
ومن يتق الله يجعل له مخرجا.
ويرزقه من حيث لا يحتسب.
ومن يتوكل على الله فهو حسبه.
إن الله بالغ أمره.
قد جعل الله لكل شيء قدرا.
واللائي يعسن من المحيض من نسائكم إن ارتبتم فعدتهن ثلاثة أشهر واللائي لم يحضن.
وأولات الأحمال أجلهن أن يضعن حملهن.
ومن يتق الله يجعل له من أمره يسرا.
ذلك أمر الله أنزله إليكم.
ومن يتق الله يكفر عنه سيئاته ويعظم له أجرا
مش من یتقى الله اتقوا الله من یتقى الله من یتوکل على الله.
تلك حدود الله. اسكنوهن من حيث سكنتم من وجدكم ولا تضاروهن لتضیقوا عليهن.
وإن كن أولات حمل فأنفقوا عليهن حتى يضعن حملهن.
فإن أرضعن لكم فأتهن أجورهن.
واعتمروا بينكم بمعروف.
وإن تعاسرتم فسترضع له أخرى.
لينفق ذو سعة من سعته.
ومن قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله.
لا يكلف الله نفسا إلا ما آتاها.
سيجعل الله بعد عسر
يسرا. تمام.
جمعبندی سیاق اول تو ذهنتون نشست؟
چی اضافه کردیم به لحاظ فنی؟
دقت به فضای سخن، دغدغه، مسئله
و اینکه چطور اون دغدغه داره حل میشه، چطور اون مسئله داره پاسخ میگیره.
بله. کسی بخواد تقوا را جدی بگیره تو این آیات کد داده شده.
کی میدونه کدش کجاست؟ وعدهها.
یجعله مخرجا وعدههاست.
بله. ببینید. نگاه کنید.
نگاه کنید. نگاه کنید.
برمیگردم. ببینید. ذلكم
يعظ به من كان
يؤمن بالله واليوم الآخر.
یعنی خود این نصیحت به اینکه آقا تقوا را باید رعایت کنید به درد کی میخوره؟
کسی که به خدا و قیامت معتقد باشه.
اون وعدهها که اشاره کردن،
اون وعدهها تو قیامته بعضیاش.
باید یه اعتقادی به قیامت داشته باشی.
پس تازه از تقوا قبلتر هم یه پایه میخواد.
سوره احکام، سیاق اول سوره طلاق از تقوا قبلتر هم یه پایه میخواد به نام چی؟
به نام ایمان. اون پایه ایمان کجا باید حاصل شده باشه؟
اون باید در سورههای اعتقادی حاصل شده باشه.
ایمان به خدا باید درست باشه. ایمان به قیامت درست باشه.
کسی به خدا قیامت مؤمن نباشه تقوا رو هم رعایت نمیکنه.
هی بهش بگو تقوا. اعتنا نمیکنه به حکم تقوا که.
فرض سوره تو جاییه که
فرد مقابل ایمانش به خدا و قیامت در جای خودش چی شده؟
تأمین شده، درست شده.
و الا اگر کسی هنوز مؤمن به خدا و قیامت نشده باشه،
سوره طلاق گرهی از مشکل او شاید باز نکنه چون او به تقوا هم اعتنا نخواهد کرد.
اما با پیشفرضی که ایمان درست شده باشد، تمام این دستورات به تقوی
هر کدوم یه ضمانت اجرایی میشن
برای رعایت احکام طلاق.
بفرمایید. سؤالو تکرار میکنم، جواب رو میدم.
میگن آیه دو و سه از مهمترین آیات قرآن در بحث تقواست.
اینکه اینو بیاریم ربطش بدیم به مسئله طلاق یه جورایی سطحش
بگید پایین آورده نمیشه؟
جواب: یک،
بیاریم یا خدا آورده؟
ما الان این آیاتو چسبوندیم به احکام طلاق یا خدا؟
جواب بدید. خدا پس اولاً این کارو ما نکردیم، خدا کرده.
دو، سطح آیات تقوا اومد پایین
یا میزان اهمیت طلاق رفت بالا؟
میزان اهمیت طلاق رفت بالا. میزان اهمیت طلاق رفت بالا.
یعنی احکام طلاق در نزد خدا
اونقدر رعایتش مهمه است
که خدا دو تا از مهمترین آیات دستور به تقوی را
آورده سوار احکام طلاق کرده.
میگه ببین این تقوای مهمی که از تو میخوام
باید کجا خودشو نشون بده؟ اینجا.
چقدر آدم، انسان میشناسه که شاید تقوا داشته باشن تو مسجد،
تقوا داشته باشن تو ماه رمضان
حتی تقوا داشته باشن تو انفاق
حتی تقوی داشته باشن تو جهاد.
تا اینجاهاشم بیان جلو.
اما وقتی پای یه اختلاف خانوادگی وسط میاد
و میخوان یک طلاقی را رقم بزنند،
دیگه تقوا را چه کنند اینجا؟
بگید. فراموش کنند.
یعنی ببینید یکی از مهمترین آزمونهای تقوی،
رعایت تقوی تو طلاقه. چون اینجا بستر بیتقوایی خیلیه.
طرف میبینه همه جا حریف نفسش شده هنوز اینجا نمیتونه.
چون اینجا ناراحته. تو قرآن داریم یه آیه ای میفرماید "و لا یجرمنکم شنئان قوم
على ألا تعدلوا اعدلوا هو
أقرب للتقوی". نکنه
بدیهای یک مردمی،
کینه یک مردمی، شنئان یک مردمی
باعث بشه که شما عدالت را فراموش کنید.
عدالت نورزید. یعنی
انسان وقتی از یه کسی ناراحته بستر بیعدالتی
زیاده. چون ناراحته.
ممکنه بیعدالتی کنه. توی جنگ
شاید به ندرت پیدا میشد
کسی که ناراحت بودنش از دشمن
برای او مجوز بیعدالتی نشود
اسیرو گرفتی؟ از صبح تا حالا داشته گلوله بهت میزده.
کلی رفیقاتو شهید کرده.
جنگه دیگه. کشته. جنایت کرده.
حالا اسیر توئه. تشنه شه.
لگد تو صورتش میزنی یا آب بهش میدی؟
اینجا، این، این نقطهها، نقطههای آزمون تقواست.
چقدر از خدا میترسی؟ که میگن مولا علی علیه السلام وقتی مسلط شد بر عمر ابن
عبدود به محض اینکه آب دهان به صورت حضرت انداخت،
حضرت بلند شد رفت چرخ زد بعد برگشت.
گفتن چرا این کارو کردی؟
گفت یه لحظه غضب آمد. گفتم این
ترسیدم این قتلی که میخوام انجام بدم،
غضب خودمم توش چی باشه؟
دخیل باشه. رفتم یه دوری زدم که غضبم بخوابه، قربتا الی الله دشمن خدا رو بکشم.
نه برای ناراحتی شخصی خودم که تف کرده به من.
آب دهن تو صورت من انداخته.
اینه. انسان به نقطهای برسه که ناراحتی
او از دیگران باعث ظلم نشه.
باعث بیعدالتی نشه.
ولو ناراحتی. خب باید خودتو کنترل کنی.
لذا من فکر میکنم اتفاقاً جای مهمترین آیات تقوا همین جاست.
چون یکی از مهمترین آزمونهای تقوا،
تقوا تو بستر احکام
طلاقه. که انسان
اگر تقوا را تونست رعایت کنه،
اون وقت من میتونم با اطمینان این حرفو بزنم.
اگر تقوای الهی در احکام طلاق رعایت بشود،
هیچ طلاقی به وقوع نمیپیوندد.
الا اینکه انسان اطمینان قلبی داره که اینجا خدا به این طلاقه راضی شده دیگه.
چون پای تقوا که میاد وسط،
شر شیاطین و نفسهای اماره و
همه چی، دیگه اینا دور میشن. پای تقوا که میاد وسط، انصاف میاد وسط.
اون آقایی که میخواد تقوا را رعایت کنه،
دیگه با هیجان، با ظلم نمیتونه رفتار کنه.
خودبهخود دونه دونه این احکام او را
داره سوق میده به سمت تعهد زندگیش.
خدا اول گفت «امسکوهن» بعد گفت «فارقوهن».
این همه خدا در واقع موانع گذاشت.
برای هر کدومم کلی دستور به تقوا داد.
خودبهخود پس اینجا انسان با تقوا از طلاق دور میشه.
مگر بله طبق همون حرفی که خود قرآن میزنه،
مگر برسه به نقطهای که آقا اصلا اینجا اقتضای تقوا اینه که ما این طلاق را اینجا چیکار کنیم؟
داشته باشیم. چون اگر این طلاق اتفاق نیفته،
قطعاً تو بستر زندگی ما تقوای من یا تقوای همسرم،
تقوای طرفین یا یکی از طرفین لطمه جدی میخوره.
یعنی حواسم به تقواست.
حالا بیاییم سراغ سیاق دوم.
در سیاق دوم اگر بخواهیم فرازشناسی کنیم چند تاست؟
چند فراز داره؟ اولاً
از آیه هشت
تا "أعد الله لهم عذابا شديدا".
یعنی هشت و نه با یه جمله از آیه چی؟
ده. حالا من مینویسم هشت و نه.
هشت و نه، تهدید
بخاطر سرپیچی
از امر خدا.
خب، آیه ده
و یازده، ده و یازده بگید دعوت
به؟ بفرمایید. بگید همه.
دعوت به رعایت تقوا. آیه
دوازده به تنهایی تبیین
جایگاه امر
خدا. خب، دقت کنید.
سرپیچی از امر خدا، دعوت به رعایت تقوا در بگید.
امر خدا، تبیین جایگاه
امر خدا. یعنی سه تا فراز شما دارید.
این سه تا فراز میخواد بگه
سرپیچی از امر خدا
عذاب دارد، اطاعت از امر خدا انسان را به سعادت میرساند.
چرا؟ چون امر خدا چنین است و چنان است.
یعنی جمعبندی بخواهیم بکنیم، ما باشیم و این سه تا فراز،
جمعبندی بخواهیم بکنیم، میخواد بگه که ضرورت توجه
به امر خدا و لزوم ترک
سرپیچی از امر خدا
و رعایت تقوا، بفرمایید.
در امر خدا. خیلی خب، این روشن.
این جمعبندی اولیه. حالا بیاییم با همون فازی که بحث میکردیم، میخوایم چیکار کنیم الان؟
دغدغه چیست؟ تو این آیات دغدغه چیه؟
مسئله و نگرانی این آیات چیه به نظر تو؟
نگرانی همونطور که از آیه اولش پیداست سرپیچیه.
نگرانی، سرپیچی از امر خداست.
سرپیچی، مسئله اینه، فضای سخن اینه.
سرپیچی از امر خدا.
برای حل این مسئله خدا چیکار کرده؟
برای حل این مسئله؟
تهدید کرده، بشارت داده، جایگاه مشخص کرده،
تهدید کرده سرپیچی کنندگان را،
بشارت داده به رعایت کنندگان تقوا
و جایگاه امر خدا را مشخص کرده.
پس خدا با تهدید و تبشیر و تبیین
تهدید و تبشیر و
تبیین میخواهد
مقوله سرپیچی از امر خدا را
به چالش بکشد که آدمها به راحتی به خودشون اجازه سرپیچی از امر خدا
ندهند. پس ببینید در حقیقت نوع نگاهی رو که ما داریم تو مدل جهتیابی خودمون به کار قبلیمون اضافه میکنیم اینه.
قبلاً فقط فراشناسی میکردیم، جمعبندی میکردیم.
حالا یک دغدغه و راه حل مشخص میکنیم.
دغدغه سرپیچی از امر خداست.
راه حلش چیست؟
تهدید، تبشیر،
تبلیغ. تهدید به عاقبت سرپیچی از امر خدا،
تبشیر به نتیجه رعایت تقوا در امر خدا،
تبیین جایگاه امر خدا.
انسان با تهدید و تبشیر و تبیین
میتونه از اون بیماری سرپیچی چی کار کنه بگید؟
نجات پیدا بکنه.
روشنه جمعبندی سیاق دو.
خب حالا ما سه مرحله رو آمدیم،
آیاتو فهمیدیم، سیاقبندی کردیم، جمعبندی کردیم.
مونده مرحله چهارم، ارتباط دو سیاق.
داوطلب. داوطلب بیان ارتباط دو سیاق.
بسم الله. من الان میخوام
با همین ادبیاتی که شما فرمودید صغری بحث، کبری بحث، با همین ادبیات میخوام یک صغرا و یک کبری بنویسم.
حالا صغرا و کبری دو تا خانم نیستنا.
دو تا مقدمه هستن برای یک برهان.
یک برهان و یک استدلال از
مقدماتی تشکیل میشه.
مقدمه اول را میگن صغرا که معمولاً موضوع را مشخص میکنه.
مقدمه دوم را میگن کبری که معمولاً حکم را مشخص میکنه.
بعد نسبتی بین صغرا و کبری تشکیل میشه.
حد وسطی دارن این دو تا، اون حد وسط
کنار میره. اون وقت موضوع به حکم پیوند میخوره و نتیجه گرفته میشه.
من الان میخوام سیاق اولو در یک جمله بنویسم
که بشه صغری بحثم. چی بنویسم؟
دعوت به رعایت
تقوا. صغرا باید یک جمله باشه.
آها من کمکتون میکنم.
احکام طلاق
امر خداست.
ببینید وقتی شما میخواید دو تا سیاق را به هم پیوند بدید باید بگردید اون
آیات اصلی که دو تا سیاق را به هم پیوند میده چی کار کنید؟
پیدا بکنید. شما بیایید اینجا.
اینجا میفرماید ذلک بگید.
امرالله انزله
الیکم. ومن یتق الله یکفر عنه سیئات و یعظم له اجرا.
این ذلک به چی برمیگردد؟
احکام طلاق،
احکام طلاق امر خداست.
ترجمه این عبارته. ذلک امرالله انزله
الیکم. ذلک احکام طلاق.
امرالله امر خداست.
احکام طلاق امر خداست.
حالا بیاییم سراغ سیاق دوم.
تو سیاق دوم نگاه بکنید.
که ای من قریت عتت عن
امر ربها و رسله.
چی شد؟ حاسبناها عذبناها ذاقت كان عاقبة اعد الله لهم عذابا شديدا.
مینویسم. سرپیچی.
سرپیچی از امر خدا،
عذاب الهی را
در پی بگید
دارد. احکام طلاق
امر خداست. سرپیچی از امر خدا بگید
عذاب الهی را در پی دارد.
به این میگن صغری.
به این میگن کبری. در صغری و کبری یه عبارتی هست بهش میگن حد وسط.
حد وسط یعنی اون کلمه مشترک.
اینجا کلمه مشترک چیه؟
امر خدا. کلمه مشترک رو چی کار میکنند باهاش؟
میگن آقا مگه احکام طلاق امر خدا نیست؟
پس تو کبری به جای امر خدا میتونیم بنویسیم چی؟
میتونیم بنویسیم احکام طلاق.
چون احکام طلاق امر خداست دیگه.
پس به جای امر خدا توی کبری
میتونیم بنویسیم احکام طلاق. نتیجه.
سرپیچی. سرپیچی
از احکام طلاق بگید
عذاب الهی را در پی
دارد. چرا دیگه؟
مو-- تو هر قضیهای یه موضوع هست، یه محمول.
الان احکام طلاق موضوعه،
امر خدا محموله. اینجا سرپیچی از امر خدا موضوعه،
عذاب دارد محموله. اما توی نتیجهگیری به اون کلمه موضوع، محمول کار نداریم.
میگیم حد وسط کجاست؟
حد وسط امر خداست.
شما تو کبری بحث به جای امر خدا باید بنویسی طلاق.
آقا الان این قضیه رو منطقیش نمیکنم
کاملا بخوام عرفیش کنم. منطقو ولش کنید.
اصلاً ما نخوندیم صغرا چیه، کبرا چیه، موضوع چیه، معمول چیه، قضیه چیه، برهان چیه؟
نمیدونیم. میخوام کلی عرفی نگاه کنیم.
خدا تو یه سیاق اومد فرمود چی؟
گفت آقا این احکامی که من درباره طلاق گفتم اینا امر منه.
دستورات منه. تو سیاق دوم اومده گفته امر من شوخی بردار
نیست. کسی از امر من سرپیچی کرده باشه چی میشه؟
عذاب میشه. امر منو رعایت کرده باشه چی میشه؟
به نور میرسه، به بهشت میرسه.
امر من شوخی بردار نیست. من خالق هفت آسمان و هفت زمینم.
امر من بین آسمانها و زمین تنزل پیدا میکنه که همه بفهمن.
همه کاری از دستم بر میاد.
همه چیزم میدونم. پس با امر من شوخی نکنید.
من درباره امر خودم با کسی تعارف ندارم.
خب حالا ما میخوایم تطبیق بدیم.
اول گفتی احکام طلاق امر منه بعدم درباره امرت این همه ما را
چیکار کردی؟ ترسوندی که آقا رعایت نکنید این میشه، رعایت کنید این میشه، امر من اینه، شوخی بردار نیست.
چی بخوای بگی از ترکیب این دو تا؟
میخواد بگه ببین احکام طلاق، یه اسمش احکام طلاقه.
یه اسم دیگهش امر منه ها.
میتونید با امر من شوخی کنید؟ هر کسی که تا به حال از امر من سرپیچی کرده عاقبتش هم
چشیده. "کأین من قرية عتد عن أمر ربها ورسله فحاسبناها حسابا شديدا وعذبناها عذابا نكرا فذاقت
وبال أمرها وكان عاقبة أمرها خسرا".
"أعد الله لهم عذابا شديدا".
حالا میخوام یه شاهد بیارم. پس بگید، پس
بگید. پس "اتق الله".
این "اتق الله" همونیه که در تمام سیاق یک داشت مکرر خدا بر اون چیکار میکرد؟
تاکید میکرد دیگه. هر حرفی میزد میگفت "واتق الله".
"تلقوهن لعدتهن واحصوا العدة واتق الله".
"من يتق الله". "من يتق الله".
هی تاکید بر تقوا تو سیاق یک چرا میکرد؟
به پنج بیان تو سیاق یک تاکید بر تقوا میکرد.
ما تازه تو سیاق دو فلسفهش رو میفهمیم.
چون میخواد بگه ببین احکام طلاق امر منه.
چیزی که امر منه تقوا میخواد.
تقوا توش رعایت نشه عاقبت خوبی به دنبال
ندارد. حالا
یعنی یه سوره تو قرآن آمده که طلاق را مهار کنه.
جلوی کمیت
افسار گسیخته طلاق را بگیره.
جلوی طلاق ظالمانه را که کلی تو دل خودش آسیب
برای افراد و برای جامعه داره
بگیره. این همه هم تاکید شده
که این حرفا شوخی بردار
نیست چون امر خداست و اگر هر کسی از امر خدا سرپیچی کند،
بفرمایید. عذاب الهی رو به دنبال داره پس باید تقوا در امر خدا رعایت شود.
یعنی این سیاق دوم میخواد بگه بابا،
اون "اتق الله"های سیاق اول را شوخی نگیرید.
مسئله این نیستش که حالا شما رعایت کردی، کردی، نکردی، نکردی، نه رعایت نکردی
عاقبت بدی داره. یعنی خدا میخواد بگه
جامعهای که احکام طلاق را
سرسری میگیرد، نگاه سرسری و گذرا به احکام طلاق میکند و به راحتی
میدان تحقق طلاقهای متکثر پرآسیب،
فراوان و پرآسیب را
فراهم میکند، این جامعه محکوم به عذاب خداست.
اما چه جور عذابی؟ حالا اخ-آخرتیش بماند ها.
من میخوام این دنیایشو توضیح بدم.
این آخ-- عذاب چه جور عذابیه؟
ببینید میگه "عذبناها عذابا
نکرا". یعنی لزومی نداره حتماً سنگ بباره.
لزومی نداره حتماً فرض بفرمایید نمیدونم آتیش بباره، سیلی بیاد.
نه. هر طرفت نگاه میکنی یک زندگی متلاشی با کلی آسیب
که گرفتار شدن آدمها،
میبینی. نگاه میکنی طرف خالهتينا
دارن. عمهتينا دارن.
عموتينا دارن.
تو خودتون هست. داییتينا دارن.
همسایهتون داره.
همه گرفتارن دست جمعی.
همه دست جمعی با هم بدبختن.
یه نفس راحت نمیتونن بکشن.
چرا؟ چون مهار نشد.
مهار شدن یعنی اینکه طلاق نباید میگرفتن.
طلاق باید متقیانه دنبال بشه.
اگه طلاق متقیانه دنبال نشه، جامعه خودش لطمشو میخوره.
این آتیش تو-- دود این آتیش تو چشم خود این مردم میره.
"فذاقت وبال أمرها".
"وبال امر" چی میچشه؟ "وبال امر" چیه؟
خسارته. خود این جامعه خسارت میکنه.
غیر از اینکه آخرتشم تباه میکنه.
"أعد الله لهم عذابا شديدا".
ببینید از اینجا
تا اینجا همه دنیویه.
این یه دونه اخرویه. "أعد" یعنی آماده کرده مال بعد
تا اینجا همه دنیویه.
یعنی بیتوجهی به امر خدا تو همین دنیا محاسبه داره، عذاب داره، عاقبتش معلوم میشه خسارت به بار میاره.
حالا تو این سوره امر خدا شد چی بگید؟
احکام طلاق. بیتوجهی به اراده خدا در احکام طلاق،
محاسبه شدید، عذاب شدید، عاقبت امر،
خسارت. جامعه گرفتار میشه.
آرامش روانی، امنیت روانی،
امنیت اخلاقی،
امنیت ایمانی،
سلامت حتی جسمی، فکری،
روحی. همه اینا میبینید تو جامعه در حجم وسیعی
لطمه خورده .
در حجم وسیع.
یه طلاق بیتقوا
و بدون رعایت تقوا میتونه دو تا طایفه را تا سالها زمینگیر کنه
. پدر رو یه جور، مادر رو یه جور، خود
دختر رو یه جور، پسر رو یه جور، بچهها رو یه جور.
همه رو درگیر کنه تا سالها عمر آدمها که سرمایه اونهاست این داره صرف ترمیم بیتقواییهایی که تو طلاق بوده میشه
. ترمیم .
حالا بعد به همین سادگی میشه از کنار یه همچین جنایتی گذشت؟
یعنی بیتقوایی تو طلاق جنایته
. گناه سادهای نیست
. این جنایته
. این سوره میگه جنایته نه من.
این سوره بیتقوایی تو طلاقو گذاشته اینجا "کای
من خلیت نعتت امر ربها و رسوله فه اسبنها تا برسد به عد لا له مزن شديدا فاتق الله یا اول الالباب".
بابا عاقل باشید .
عاقل باشید. عاقل خودشو اینقدر تو چاه نمیندازه، اینقدر خودشو بدبخت نمیکنه
. آیانی که میخواید همسر طلاق بدید، تقوا
. خانوادههایی که میخواید پسرتون رو به طلاق دعوت کنید، تقوا
. اونایی که میخواید برید شاهد طلاق بشید، تقوا
. خانمی که میخوای از همسرت تقاضای جدایی بدی، تقوا.
بترس از خدا .
خدا را در نظر بگیر. حرفی بزن،
کاری بکن، قدمی بردار که خیالت راحت باشه خدا راضیه
. خدا رو بیار وسط
. آموزش بدیم به فرزندانمون
قبل از ازدواج. که بابا زندگی یک تعهده که این تعهد در نگاه خدا مقدسه.
و شکستن این تعهد
جز به دلیل تقوا و جز با تقوا
و جز با رعایت دقیق احکام الهی
جنایته
. همینجور از سر هوسرانی و از سر
دلسری و از سر
بیشعوری خودتو، همسرتو، بچهتو، طایفه طرفین رو تا سالها عمرشونو تباه کنی،
خسارت به بار بیاری، این مسئولیت نداره
. این حق الناس نیست، حق الله نیست، در پیشگاه خدا جواب نمیخواد
. خب
پس ببینید در مقایسه
دو تا سیاقی که توی این سوره ما داریم،
در مقایسه این دو تا سیاق،
سیاق اول تق-- طلاق است، سیاق دوم تقواست.
چطور تو خود سیاق اول گفتم دو تا بحثه
یکی طلاق، یکی تقوا.
کدوم اصل بود؟ طلاق
طلاق. گفتیم تقوا اومده اینجا تا احکام طلاق بگید
رعایت رعایت بشود. همین حرفو در کل سوره هم میزنیم.
آقا یه سوره داریم اول احکام طلاقو شمرده،
تو آیه ششمش هم گفته ذلک
بگید. تو آیه پنجم "ذلک
امرالله". بعد اومده تو سیاق بعدی رو این امراللهه مانور داده.
گفته این امراللهی که من میگم اینجا طلاق امر خداست، امر خدا اینه که اگه سرپیچی کردی از امر رب،
این میشه. پس باید تقوا داشته باشی و بدانی که "یتنزل الامر و انه"
بدانی که امر خدا شوخی بردار
نیست. پس
امر خداست، احکام طلاق امر خداست.
یه جملهایه که تو دهنت میاری ولی خب التزام به امر الهی رو باید
جدی گرفت. پس سوره طلاق برای چی اومده؟
سوره طلاق آمده تا با تبعین احکام طلاق
به عنوان امر الهی و تأکید بر ضرورت
رعایت تقوا در امر الهی،
جلوی طلاق افسار گسیخته و بیتقوا را در جامعه بگیره .
باعث تحکیم بنیان خانواده بشه
. باعث کاهش آمار طلاق و کاهش آسیبهای پس از طلاق بشه.
که در نتیجه باعث جلوگیری از خسارت مردم بشه.
عمر مردم بی جهت بر سر طلاق تباه، بگید
نشه. چی از این بدتر
. خدایا عمر ما را سر طلاق تباه نکن.
سالهای جوانی ما را به خاطر بیتقوایی در حوزه طلاق تباه نکن.
البته ممکنه یه وقت بیتقوایی رو دیگرای- دیگری داره انجام میده ولی چوبش به منم
میخوره. هر چند من همینجا اگر تقوا را رعایت کنم خدا بر این صبر من اَجِر، بگید
عطا خواهد کرد. ولی خب من سالها باید درد رو تحمل کنم.
درد بیتقوایی دیگران رو.
حالا اگه خود من بیتقوایی نکرده باشم.
ولی هیچکس نباید خودشم تبرئه کنه.
همه خود ما هم در معرض بیتقوایی هستیم.
بتونیم تقوا را در حوزه خانواده و در مسئله پیوندهای خانوادگی
بتونیم حفظ بکنیم.
انشاءالله. بفرمایید.
خب، میگن من در جمعبندی نهایی به این نتیجه رسیده بودم که اصل احکام طلاق نیست بلکه چیست؟
تقواست. یه اشتباهی بوده که من انجام دادم.
چرا اینجوری بوده و یه جورایی محترمانه میخوان بگن نکنه شما اشتباه میکنی
؟ بله. نه اگه بگید هم هیچ اشکالی نداره.
یعنی باید بگید تا حل بشه. ببینید،
من دو تا استدلال میارم، با دو تا استدلال ثابت میکنم که اصل احکام طلاقه.
یک استدلال منطقی، یک استدلال اصولی.
در استدلال منطقی
بحث صغری، کبری، نتیجهست.
اصلاً این یک فرمول کلیه مخصوص بنده و تدبر
نیست. فکر انسان.
من الان میگم
درب، درب، درب سالن چوبیست.
هر چیز که چوبی باشد
میتواند آتش بگیرد.
نتیجه این دو تا حکم چیه؟
چی میخوام بگم؟ میخوام بگم درب سالن ممکن است آتش بگیرد.
اگر حالا یه نفر بیاد بگه که
نه، درب سالن یه مثالی بود.
ایشون میخواد بگه چوب آتش میگیرد.
آقا این چوب آتش میگیرد که معلوم بود.
ایشون میخواست این چوب آتش میگیرد را تطبیق بده بر درب سالن.
میخواست از این بحث کلی استفاده کنه برای درب سالن.
لذا در یک برهان منطقی موضوع را صغری مشخص میکنه، نه کبری.
کبری حکم را معلوم میکنه.
صغری این بحث اینه. احکام طلاق امر خداست.
ذالکه امرالله. کبراش اینه.
هرکی از امر خدا سرپیچی کنه عذاب میشه.
نتیجه این نیست که هرکی از امر خدا سرپیچی کنه عذاب میشه.
نتیجه اینه که هرکی از احکام طلاق سرپیچی کنه
عذاب میشه. پس موضوع بحث ما از صغری بحث گرفته میشه.
این بحث منطقی، منطق.
یه بحث اصولی داره .
شما میری دکتر، بیماری.
دکتر به شما میگه که باید مراقب خودت باشی.
باید مواظب سلامتیت باشی.
باید از خطرات پرهیز کنی.
آب سرد، ادویه،
سرخکردنی برای شما مضره.
تا دو ماه اصلاً نباید مصرف کنی.
میاد بیرون. مادرتون، همسرتون، پدرتون، هرکی از شما سؤال میکنه، خب رفتی میگه چی گفت؟
گفت مواظب خودت باش.
اِه، اینو که خب منم بهت میگفتم مواظب خودت باش.
یعنی رفتی دکتر گفت مواظب خودت باش، گفت آره.
دیگه چی گفت؟ گفت از خطرات پرهیز کن.
خب دست شد نکنه نگفت خطرات چیه
؟ از چی پرهیز کن؟ شما قطعاً جواب عاقلانه اینه که بگی دکتر گفت ادویه،
آب سرد، سرخکردنی تا دو ماه برای تو ممنوعه.
یعنی اون حرفهای کلی رو گفته بود برای این حرف خاصه.
تو اصول میگن حمل
عام بر خاص.
یعنی اگر یک گویندهای دو تا حرف به شما زد، یکی عمومی بود، کلی بود، یکی خاص بود،
کدوم هدفش بوده؟ اون خاصه هدفش بوده.
اون کلیه مقدمه بوده، اون کلیه پشتوانه بوده.
نمیخواسته اون کلیه رو بگه که.
کلی. الان خیلیا تو جمعبندی سورههای قرآن ناخواسته همش کلیگویی میکنن.
یعنی میبینی سوره با دقت یک مطلبی رو از آب درآورده،
همه سوره ها رو جو جمعبندی میکنن.
تقوا، ایمان،
اخلاق، اخلاص،
ا... چیزای کلی، کلی. تقوا، ایمان، اخلاق، ا...
اخلاص فلان، اینا کلیان.
آقا این تقوا چی بود؟ این ایمان اینجا چی بود؟
این اخلاص چی بود؟ قشنگ بزنیم به خال مورد.
پس در جایی که عام و خاص داریم، خاص را مقدم کنید.
این بحث اصولیه. در جایی که صغری و کبری داریم موضوع رو از کجا بگیرید؟
از صغری بحث بگیرید.
بله، بفرمایید. .
حالا بحث طلاق عاطفی رو پیش کشیدن.
آیات اینجا اشارهای به طلاق عاطفی
ندارند بلکه دارن طلاق واقعی را
منضبط میکنند، قانونمند میکنند و لزوم رعایت تقوا را در طلاق دارن مطرح میکنند.
مقوله طلاق عاطفی
یکی از مقولههای تحمیلی
جامعه است که ناشی از عدم درک صحیح
از مفهوم طلاق و احکام طلاقه.
طلاق همونقدر که حلال
مبغوزی در نزد خداست،
حلاله ولی خدا دوسش نداره،
همونقدرم یه جاهایی
جلوی غضب خدا را میگیره. یه وقتی اگر یه زندگی بخواد ادامه پیدا بکنه نتیجهاش گناهه
. و خدا به هیچ ش-- وجهی راضی به گناه نیست.
حالا به صد تا دلیل ها من نمیخوام مثال بیارم.
به صد تا دلیل ممکنه یه زندگی ادامه دادنش
مساوی با گناه باشه.
برای خانم یا برای آقا یا برای هر دو.
و فرض بر اینه که طرفین هر راهی رو رفتن که ببینن جلوی این گناهو میشه گرفت؛
دیدن امکانش نیست.
این میشه ان خفتم الا يقيم حدود الله.
یعنی ترسیدید که زن و شوهره نمیتونن حدود خدا را رعایت کنند.
اینجا خدا میگه خب طلاق راه حله.
اگه واقعاً یه زندگی رسیده به نقطهای که تداومش جز گناه نتیجهای ندارد
و برای حل اون گناه چارهای وجود بگید
ندارد، خب طلاق یه راه حله.
بعضیا این طلاقی که راه حله را
به خاطر ترس از آبرو،
ترس از جامعه،
ترس از خودشون نمیرن، ترجیح میدن گناه را ادامه بدن.
چی به بار میاره؟ افسردگیهای مفرط به بار میاره.
در خانم، در آقا مشکلات مضاعفی به بار میاره.
چی رقم میخوره؟ طلاق عاطفی.
فقط زیر یه سقف با هم ادامه میدن.
همین. درک صحیحی از طلاق نداشتن
که آقا یه وقتایی طلاق راه حله.
نه به طلاق به عنوان یه راه حل همیشگی نگاه کنید
که همینجوری برید تو ت-- دام طلاق.
نه طلاق را کلاً یه چیز تابوی حرام دست نیافتنی که
هیچکس نباید به سمتش بره نگاه بکنید.
اصل بر اینه که طلاق نباشد .
تقوا باشد و طلاق
نباشد. اما اگر یه جایی راهی باقی نموند بر رعایت حدود خدا به جز طلاق،
با تقوا طلاق رقم بخوره اشکال نداره.
خدا داره اینجا یاد میده دیگه.
میگه اینجوری طلاق بدید.
حقوق رو رعایت کنید، حدود رو رعایت کنید، ظلم نکنید.
به این شکلی که من میگم طلاق رو انجام بدید که اگر هیجان باشه فروکش کنه.
اگر به خاطر چی باشه حل بشه.
یکی یکی راه حلها رو یاد ما میده.
خود به خود توجه صحیح به این سوره
جلوی ط-- طلاق عاطفی رو میگیره.
یا آدما به ت-- به خاطر تقوا با هم زندگی میکنن
که دیگه طلاق عاطفی شکل نمیگیره.
به خاطر تقوا وقتی دو تا آدم با هم زندگی میکنن، برای رضای خدا با هم زندگی میکنن،
دیگه اینجا طلاق عاطفی معنی نداره.
یا با تقوا از هم چی میشن؟
بگید. جدا جدا میشن
که بازم طلاق عاطفی شکل نمیگیره.
بله، یه گزینه داره. میگن آقا زمام زندگی دست مرده.
طلاق با کیه؟ با مرده.
خانم چه کار بکنه اگر داره بهش ظلم میشه و چه میشه؟
بالاخره شریعت مقدس اسلام برای اینم راه حل گذاشته.
میگه طلاق زمامش دست آقاست.
به آقا میگه تقوا رو رعایت کن.
تقوا رو رعایت کنی یا طلاق نمیدی یا اگه طلاق بدی با تقوا طلاق میدی کمتر آسیب میزنی.
خب. خانم چه کار کنه؟
میگه خانم ببین با تقوا حل میشه مسئلهت.
ولو تقوای نفری. بنده کسی هستم که اگر کسی از من چ-- پیش اومده مشاوره گرفتن
یه وقتایی. گفتم تقوا یه نفری هم باشه درست میکنه.
تو خیلی از موارد یکی یک نفر تقوا رعایت کنه حل میشه.
یک نفر. همین شما خانم، شما تقوا رو رعایت کنی میبینی نود درصد مشکلات زندگیت حل میشه.
نفس نمیذاره. این نفس نمیذاره به این سادگی آدم تن به تقوا بده.
خب. نه، من تقوا رم رعایت کردم، مشکلم حل نشده، داره به من ظلم میشه.
خب دیگه اینجا شریعت مقدس اسلام میگه برو به حاکم شرع شکایت کن.
یا حاکم شرع با تذکر
همسر شما را به رعایت حقوق شما
وادار میکنه و یا اگر دید راه نداره طلاق شما رو میگیره.
این راهو شریعت گذاشته. حالا اینکه ما چقدر داریم تو اصل
طلاق و تو احکام طلاق و تو مسائل جانبیاش به احکام شرع و به قرآن داریم دقت میکنیم یا نمیکنیم،
چقدر حواس ما هست یا نیست، این دیگه مسئله مائه.
ما هستیم که باید خودمون و جامعهمون رو به تدریج با منویات قرآن، با راهبردهای قرآن تطبیق بدیم.
راه نجات ما در همینه. من امروز اینو تو سوره طلاق رو تو وضعیت امروز جامعهمون یک ضرورت میدانم.
فهمیدنش را، تببین کردنش را، جا انداختنش را.
تو یه آموزشهای زوجین، یکی از چیزهایی که باید به زوجین آموزش داده بشه
همین مسئله بنیاد خانواده
ضرورت حفظ بنیان خانواده
و اینکه اگر یه وقت خدای نکرده فرعی به نام طلاق تو زندگیتون مطرح شد
با تقوا باید دنبال بشه.
باید یاد بگیریم، باید تو وقتش یاد بگیریم.
منتها چه کنیم که قرآن رو طاقچههامونه.
ما هم داریم برای خودمون زندگی میکنیم.
قرآن رو طاقچهها گهگداری بخونیم ثواب ببریم سر قبرا بخونیم
تو عروسیها از-- بگیریم کسی از زیرش رد بشه و از این کارا باهاش بکنیم.
کاسبی کنیم باهاش. ببینید ندیدیم.
منم ندیدم. آیه قرآن رو دیدیم.
خب پس بسوزیم. حاکم شر-- ببینید مسئله فقط حاکم شر نیست.
الان نه فقط احکام طلاق.
من برای شما بشمارم شصت درصد شاید احکامی،
مثال دارم میگما، که رعایت نمیشن.
چرا؟ چون رعایت احکام دین،
احکام دین دستوری نیست.
احکام دین فرهنگسازی میخواد.
مثلاً مثال میگم براتونا مثاله.
حکم قطع دست دزد.
دیدید تا حالا؟ شما دیدید؟
قدیمها شنیدید شاید. اما حالا اگر ببینید قطعاً میگید خود داعشه
. در حالی که تصریح قرآنه
. حکم اجرای حد
بر زناکاران چقدر دیدید تو خیابونا یا تو میدونا یا دعوت تا حالا شنیدید که بیاید بخواهیم یک حد اجرا کنیم.
تصریح قرآنه .
حکم قصاص خدا را بخوان اجرا بکنند جامعه قیام میکنه
. چرا میخواید اعدام کنید
. مسئله چیه؟ مسئله اینه که اجرای احکام دین
مستلزم، یعنی احکام دین منشوریه.
مستلزم هم اراده در حاکمان است
هم آمادگی در مردمه.
بهش میگیم فرهنگسازی
. من همیشه میگم فهمم اینه از قرآن.
حاکمیت دین وقتی به کمال میرسه
که مردم درک صحیح
همراه با ایمان و اعتقاد
نسبت به قرآن پیدا کرده باشن.
نمیگیم همه مردم. هیچ وقت ممکن نیست همه اینطوری بشن.
اما بخش قابل توجهی از مردم که بتونن حکومت خدا را رو گردههای خودشون تحمل کنند با درک بالا،
با فرهنگ روشن، با آمادگی و استقبال
بتونن تحمل بکنند. علی علیهالسلام
تو جامعه خودش حاکم شده.
بعد بیست و پنج سال از پیغمبر خدا.
برید در خطبه دوم نگاه بکنید.
تو اسناد اصلیش.
حضرت میفرماید که خلفای قبل از من
این همه بدعتها ایجاد کردن.
میشمره. ذکر میکنه دونه دونه.
تو خطبه دوم تو-- تو نهجالبلاغه اینو نیاورده، تو اصل سندش وجود داره.
دونه دونه میشمره بیست و چهار پنج تا
مورد را، بیست سی مورد را میشمره که بدعتهای ایجاد شده است.
بعد حضرت میگه به خدا قسم
اگر بخوام یکی از اینا رو تغییر بدم
یک نفر تو لشکرم نمیمونه
. یک نفر تو لشکرم نمیمونه جز خواص اوحدی
از شیعیانم که به امامت من معتقدند بقیه پراکنده میشن.
میذارن میرنِ لتفرقوا عنی.
بعد مثال میزنه. میگه یه نمونهشو بهتون بگم.
نماز مستحبی
به جماعت نباید خونده بشه.
این بدعت بوده. من آمدم یک بار تو ماه رمضان گفتم آقا این نماز مستحبی رو از تو مسجدا به جماعت خوندنشو بگید
جمع کنید. حضرت ذکر میکنه، این حرفهای حضرته.
جمع کنید کسی که تو لشکر من بود
و همراه با من شمشیر میزد، یعنی مجاهد راه خدا، فرمانده لشکر من.
فریاد وا اسلاما سر داد .
و اجازه نداد من این کارو انجام بدم.
میدونید حضرت علی یه دونه همین نماز مستحبیه به جماعت رو نتونست جمع کنه.
چرا؟ چون مردم نخوان بپذیرن فایدهای نداره.
چند درصد خانوادهها الان آمادهان که دختر مطلقه شون تو خونه آقاش بمونه
. چند درصد خانوما راضیاند که با وجود طلاق بمونن تو خونه
. چند درصد آقایون راضیاند که با وجود طلاق خانوم رو نگه دارن نفقهشو بدن تا سه ماه
. وقتی شعور ما بیشتر از این نیاد بالا،
حالا حاکم چی کار میخواد بکنه؟ حاکم میخواد با شلاق ما رو وادار کنه
. با چوب، با نیزه.
چون فایده نداره که آقا هدف از این حکم آشتیه که اینا بمونن تو خونه belki از خر شیطون بیان
پایین. پس باید خودشون بخوان . پس باید فرهنگ بشه
. فرهنگ شدنش چی میخواد؟ قرآن رو میخواد.
قرآن کو رو طاقچههاست .
کی یاد میده؟ کی یاد میگیره؟ کی براش اهمیت داره؟
al-Khulas وقت من تمام.
al-Khulas اینکه کار برای انجام دادن خیلی داریم.
باید قرآن رو بخوانیم، بفهمیم،
ایمان بیاریم، ترویج کنیم، تبلیغ کنیم، فرهنگسازی بشه.
آقا من میگم تا سالهای سال بیخیال احکام طلاق.
تا سالهای سال اینکه مردم قرآن بشه کتاب مطالعاتیشون.
بابا مسلمون باید قرآن بلد باشه.
اگه قرآن بلد نباشه، امام زمان هم بیاد برای این نمیتونه کاری بکنه.
آقا امام زمان چرا نمیاد؟ چون بیاد کاری نمیتونه بکنه.
اگه میتونست که میآمد. بله بخواد با معجزه بکنه که لازم نبود هزار و خردهای سال بگید
غیبت کنه. میخواست با معجزه درست بشه.
ما باید بخوایم. خب الان بخواد بیاد نمیشه چون ما نمیخوایم هنوز.
چرا نمیخوایم؟ چون نمیدونیم.
نمیدونیم چی باید بخوایم .
اکثرمون تنها مهمترین چیزی که میدونیم امام زمان باید حل کنه تورمه
. اکثرمون. همینم مسئلهایه ها.
ولی مهمترین مسئلهای که منتظریم آقا با ظهورشون حل کنن مسئله تورمه
. کرونا هم که چله بگیریم آقا بیاد کرونا بره.
خب، میخوام بگم خب اینه دیگه ما همین قدر الان توقع داریم.
یعنی انتظار ما یک انتظار سطحیست.
یک انتظار جدی، عمقی،
آگاهانهای که میدونیم چی میخوایم.
من میگم حداقل ترویج قرآن به ما میفهمونه که بدونیم چی میخوایم.
بدونیم چی نداریم .
بدونیم قرار بوده کجا باشیم و نیستیم.
بدونیم قرار بوده طلاق تو جامعه ما این شکلی باشه حالا چه شکلیه
. چقدر فاصله داریم.
لااقل بفهمیم چی نداریم.
خود اینکه انسان بفهمه چی نداره یه قسمتی از کاره.
یه مقدمهایه. یه قدمیه.
و الا اگر بخوایم نفهمیم حتی که چی نداریم
که اونوقت دیگه اوضاع خیلی پیچیدهتر و سختتر میشه.
خدایا به همهی ما توفیق
خواندن قرآن، تدبر در قرآن،
انس با قرآن و تلاش در جهت زندگی بر اساس قرآن عنایت بفرما.
امين. خدایا به وسیله قرآن ما را برای ظهور اماممون آماده بفرما.
امين. خدایا مردم ما را،
حاکمان ما را بیش از گذشته با کتاب خودت آشنا و مأنوس و مرتبط بفرما.
امين. خدایا رهبر عظیمالشأنمون را
توفیقات روزافزون، الهامات روزافزون عنایت بفرما.
امين. وجود شریفش رو برای ما حفظ بفرما.
امين. تا ظهور امام زمان علیه السلام
، ولایت او را مستدام بدار.
امين. پروردگارا! دشمنان اسلام و مسلمین داخلی و خارجی، منافقین و کفار و مستکبرین،
آمریکا و اسرائیل همه را ذلیل و سرکوب بفرما.
امين. اسلام را، مسلمین را از شر توطئههای اونها در امان نگه دار.
امين. جهت تعجیل در فرج پرشکوه آقا و مولامون امام زمان علیه السلام شادی قلب نازنین اون حضرت، سلامتی وجود مقدسش
اجماعا صلوات.
اللهم صل علی محمد
و آل محمد و عجل فرجهم.
برای هفته آینده انشاالله وارد سوره تحریم میشیم.
لذا تکلیف اینه مطالعه آیات سوره به قصد فهم آیات،
تلاش در جهت تشخیص سیاقهای سوره،
تلاش برای جمعبندی سیاقها
و همینطور ارتباط سیاقها.
لطفاً تکلیف انجام بشه.
اونایی که مباحثه میکنن هم حتما قید کنن در تکلیفشون که مباحثه انجام شده
و حتما تکالیف رو به مسئولین کلاس ارائه کنید.
خیلی متشکرم از همتون.
التماس دعا دارم.
جلسه قبل
جلسه بعد