ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا وحبيب اله العالمين ابى القاسم المصطفى محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد.

وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.

عرض سلام و ادب و احترام محضر خواهران بزرگوار و خواهران و برادرانی که به شکل زنده برنامه رو دنبال می‌کنند.

امیدواریم که خدای بزرگ توفیق عطا کنه در پیشگاه مقدس قرآن کریم باشیم و از آموزه های نورانی این کتاب شریف بیش از گذشته بهره ببریم و توفیق پایبندی به تعالیم قرآن رو در همه ابعاد زندگی از خدا مسألت می‌کنیم.

به امید اجابت این دعا صلواتی ختم بفرمایید.

اللهم صل على محمد.

وآل محمد وعجل فرجهم.

در حال تدبر در سوره مبارکه ملک هستیم و مرحله اول که فهم آیات سوره است در جلسه قبلی پیش رفتیم تا آیه نوزده آمدیم.

حالا من برای اینکه یادآوری بشه بخشی از مطالبی که در جلسه قبلی گفته شد در حد اشاره عرض کنم که بحث‌ها با آیه شریفه تبارك الذي بيده الملك آغاز شد.

ذیل الذي بيده الملك دو تا الذي آمد که شرح بیشتری درباره الذي بيده الملك داد.

بعد در آیات بعدی از عدم وجود تفاوت در خلق خدا صحبت کرد.

بعد از اون برای کافران از عذاب سعیر برای کافران به ربوبیت و شیاطین از عذاب سعیر صحبت شد و در پایان از خشیت پروردگار و اینکه اهل خشیت از پروردگار مشمول مغفرت و اجر کبیرن صحبت شد.

در ادامه آیه‌ای آمد که شما اعتقاد و سخن خودتون رو پنهان یا آشکار کنید خدا می‌داند چرا که او لطیف خبیر است.

و بعد خدا فرمود هو الذي جعل لكم الأرض ذلولا فامشوا في مناكبها وكلوا من رزقه.

با یک زیرساختی تحت عبارت هو الذي جعل لكم الأرض ذلولا خدا کسی است که زمین را برای شما ذلول رام قرار داد.

دو تا ازش خروجی گرفت.

یکی فامشوا في مناكبها یکی هم کلوا من رزقه.

فامشوا في مناكبها و کلوا من رزقه.

روی گرده‌های زمین حرکت بکنید و از رزق خدا بخورید.

والیه النشور و بازگشت به سوی خداست.

بعد با توجه به همین دو تا خروجی که گرفت، یک سؤال پرسید اامنتم من في السماء ان يخسف بكم الأرض فإذا هي تمور ام امنتم من في السماء ان يرسل عليكم حاصبا فستعلمون كيف نذير.

گفتیم این دو تا اامنتم ام امنتم ناظر به هر کدوم ناظر به یکی از این خروجی‌هاست.

اینجا که فرمود فامشوا في مناكبها رو زمین راه بروید.

پرسید آیا احساس امنیت می‌کنید از اینکه زمین شما را فرو ببرد؟

اینجا که پرسید، اینجا که فرموده بود کلوا من رزقه یعنی بکارید، درو کنید، بخورید از محصولاتی که با کاشتن به دست میاد.

ذیلش فرمود آیا احساس امنیت می‌کنید اینکه خدا باران شن یا طوفان شن ارسال بکنه بفرسته و به طور کلی دیگه شما نتونید از زمین هیچ نوع حاصلی برداشت بکنید.

پس ببینید دو تا خروجی گرفت از اینکه کی زمین را رام کرده؟

خدا.

دو تا نتیجه داره.

یکی آرامش در زندگی روی زمین، یکی خوردن، کاشتن، درو کردن، خوردن.

حتی گوشتم که ما بخوریم باز از چی در میاد؟

باز از زمین در میاد.

باید بالاخره مرتع علف در بیاد حیوان بخوره ما بتونیم گوشت او رو بخوریم.

دو تا خروجی گرفت.

در ادامه خواست بگه ببین هر دو تا خروجی را خود خدا می‌تواند چیکار کنه؟

می‌تونه نقض بکنه.

همون خدایی که زمین را رام کرده تا شما رو زمین راه بروید.

همون خدا می‌تونه اراده کنه دستور بده زمین شما را ببلعه.

می‌تونه یا نه؟

وقتی کار رو او انجام داده خب چی الان مثلاً چه چیزی می‌خواد مانع او بشه؟

کی می‌خواد مانع او بشه؟

کدوم قدرتی می‌خواد جلوی تحقق اراده او را بگیره؟

یا وقتی خدا خودش باران می‌فرسته تا شما بتونید در زمین کشت و کار بکنید و محصول درو کنید یا مرتع در زمین بروید و حیوانات شما بخورد و شما اون حیوانات را ذبح کنید بخورید یا مثلا آب به جریان دربیاد و آب‌ها در سفره‌های زیرزمینی ذخیره بشوند و چه و چه و شماها بنوشید.

همون خدا اگر اراده کنه دیگه باران نه بارانه.

[مکث]و کی می‌خواد مانع او بشه؟

کدوم قدرتی؟

[مکث] بخواد به جای باران آب، باران شن، توفان شن بر سر شماها ارسال بکنه بفرسته.

کی می‌خواد جلوی او رو بگیره؟

لذا دو تا سؤال کرد.

"أأمنتُم مَن في السماء أَن يَخسفَ بِكُمُ الأرضَ فَإِذا هيَ تَمورُ أم أمنتُم مَن في السماء أَن يُرسِلَ عليكم حاصِباً فستعلمون كيف نذير".

اینا رو خونده بودیم.

بعد فرمود قبل از این کفار معاصر که الان قرآن داره باهاشون حرف می‌زنه، قبل از این‌ها دیگرانی هم بودند که [مکث] تکذیب کردند.

[مکث] خب شما می‌تونید بگید چه چیزی رو تکذیب کردند؟

منذران را چون تو سابقه این سوره تکذیب شامل کیا شده بود؟

کدوم آیه رو میگم؟

وقتی که جهنمیان "كلما ألقي فيها فوج سألهم خزنتها ألم يأتكم نذير، قالوا بلى قد جاءنا نذير فكذبنا".

پس تکذیب کردند.

نذیر را تکذیب کردند.

هشداردهنده را تکذیب کردند.

ببینید الان همین أأمنتُم أم أمنتُم نوعی چی هست؟

نوعی هشداره دیگه.

خدا داره هشدار میده.

امنیتی که شما الان رو زمین داری، چه امنیت رفت و آمد و زندگی و آرامش و خواب و بیداری و غیره با آرامش داره اتفاق میفته و همچنین امنیت غذایی، خوردن.

[مکث] این امنیتی که شما دارید یک امنیت تضمین شده‌ای که امکان، امکان از بین رفتنش وجود نداشته باشد نیست.

این امنیت به اراده کی بنده؟

به اراده خدا.

این یه هشدار هست یا نیست؟

خب میگه "لقد كذب الذين من قبلهم" خیلی‌ها قبلاً همچین هشداری رو دریافت کردند [مکث] ولی هشداردهنده را تکذیب کردند.

نذیر یعنی هشداردهنده.

[مکث] باور نکردند سخن هشداردهنده را.

هشداردهنده آمد بهشون گفت بابا [مکث] هر آن ممکنه به خاطر گناهتون، به خاطر فسقتون، به خاطر عصیانتون، به خاطر کفرتون خدا شما را چه کند؟

بگید.

نابود کند.

هر آن ممکنه [مکث] زمین لرزه‌ای را خدا بفرستد، سیلی را بفرستد، باران سنگی را بفرستد، قحطی را بر شما مسلط کند.

هشدار دادند به آنها نسبت به عواقب کفر [مکث] و عواقب عصیان.

[مکث] خب به این نسبت به این هشدار چی کردند؟

تکذیب.

"ولقد كذب الذين من قبلهم".

بعد خدا سؤال می‌کنه "فكيف كان نكير".

انکار من چه نتیجه‌ای به دنبال داشت؟

انکار من در اینجا میشه چی؟

میشه انکار هشدارهایی که من توسط نذير به سوی شما چیکار کردم؟

فرستادم.

انکار این هشدارها چه عاقبتی داشت؟

آیا اون کسانی که هشدارهای خدا را در طول تاریخ انکار کردند [مکث] در امان موندند؟

[مکث] "كيف كان نكير".

خب [مکث] بعد یه سؤال پرسید.

دقت کنید این سؤالم ما جلسه قبلی خوندیم اما هنوز قشنگ جا نیفتاد.

"أولم يروا إلى الطير فوقهم صافات يقبضن".

آیا نگاه نکردند به پرندگان بالای سر خودشون؟

[مکث] تو چه حالتی؟

تو اون حالتی که صافات.

تو اون حالتی که این پرندگان چی بودند؟

بال‌ها گشوده بود.

"ويقبضن" .

و گاهی می‌بندند.

ببینید صافات اسم فاعله جمع صافه.

اسم فاعله.

صافه یعنی کسی که بالشو چیکار کرده؟

پرنده‌ای که بالشو باز کرده.

اما يقبضن فعله.

[مکث] تو عربی اصطلاحاً میگن این به حالت وصفی آمده، این به حالت فعلی آمده.

فرق وصف و فعل چیه؟

وصف ثبات داره، فعل لزوماً ثبات نداره.

یعنی حالت ثابت این پرنده‌ها چیه؟

بگید.

بال گشوده است.

بستن بال گاهگاهی اتفاق میفته.

برای همین من میگم بال‌ها گشوده گاهی بال می‌زنن، گاهی پر رو می‌بندند.

خب اون پرنده‌ای که دائم داره پر می‌زنه مثلاً مثل کبوتر یا مثل گنجشک فرض کنید که حالا اونام یه کمی مثلاً گنجشک چیز داره ولی دا-بیشتر داره بال می‌زنه.

اون پرنده‌ای که بیشتر داره بال می‌زنه، اونم آیه و نشانه‌ای از خداست قطعاً.

بی‌تردید.

[مکث] ولی خب یه مقدار تحلیل اون بال زدن با اسباب عادی، مادی چیه؟

آسون‌تره.

خب اینا داره بال می‌زنه مثلاً به وسیله این بال زدن هوای زیر پرهای خودشو هی به سمت پایین می‌راند و سعی می‌کنه یک وزن سبکی پیدا بکنه، وزنش که سبک میشه بالا بره.

حالا مثلاً یه تحلیلی، یه توجیحی.

همون پرنده رفته در اعماق آسمون.

خب زمین همون زمینه، جاذبه داره.

این پرنده هم سنگینه.

مثلا عقاب انواع عقاب‌هایی داریم که خیلی سنگینن.

یه گوسفندو بلند می‌کنه از زمین میره هوا [مکث].

یه گوسفندو بلند می‌کنه میره تو آسمون [مکث].

حالا خودش هیچی.

این گوسفنده هم یک طرف، وزن خودش هم یک طرف.

یعنی مثلا سرجمع حساب بکنی پنجاه شصت کیلو بعضا این تو آسمون داره می‌پره.

اوه اعماق آسمون بال‌هاشو باز کرده داره میره.

راست میره، چپ میره، بالا میره، پایین میاد، گاهی هم یه بال میزنه.

میگه نگاه نکردن به این پدیده [مکث].

خب چه نتیجه‌ای می‌خواد بگیره؟

"ما یمسکهن إلا الرحمن".

این پرنده‌ها رو تو اعماق آسمون نگه نمی‌دارد مگر خدای رحمان.

"إنه بكل شيء بصير".

او نسبت به هر چیزی بیناست.

یعنی تو نمی‌بینی که خدا نگه می‌دارد ولی خدا خودش که می‌بینه.

تو نمی‌بینی.

تو خیال می‌کنی این پرنده تو آسمون خودش وایسته.

خودش در حال شنا کردن و قوت خوردنه.

ولی خدا که می‌بینه.

"إنه بكل شيء بصير".

دقت کنیدا.

خیلیا اینجا که می‌رسه سریع میگن نه امروزه دانشمندان کشف کردن که چرا پرنده‌ها در اعماق آسمان به این شکل...

خب دانشمندان کشف کرده باشن [مکث].

این چه منافاتی داره با اینکه این کار را خدا انجام میده.

خدا برای انجام این کار قوانینی وضع کرده [مکث].

بله.

تو این عالم قوانینی وضع کرده.

اون قوانین در جریان و سرایانند و یکی از آثار اون قوانین هم اینه که این پرنده در اعماق آسمون شناوره.

کی این کارو کرده؟

"ما یمسکهن إلا الرحمن".

هیچکس جز خدای رحمان این کارو انجام نداده.

پس بحث کشفیات علمی منافاتی با سخن این آیه ندارد.

"إنه بكل شيء بصير".

خب چرا این حرف رو زدی؟

خوب دقت کنیدا .

"أم".

حالا داره همون سیر سوالات رو چکار می‌کنه؟

ادامه میده.

اینجا یه "أأمنتم" داشتیم.

بعد چی داشتیم؟

"أم أمنتم".

حالا باز یه سؤال دیگه می‌خواد بپرسه.

منتها این سوالی که الان می‌خواد بپرسه، زمانی پرسیدن این سؤال جا داشت که اول این مقدمه آیه نوزده را بیاره [مکث].

در آیه نوزده چی خوندیم؟

پرنده‌ها را در اعماق آسمان کی نگه داشته؟

خدای رحمان.

خب حالا سؤال اینه.

"أم من هذا الذي هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن" .

مرحله سومه .

اینجا فرموده بود "فان شفی مناکبه".

ستونو دقت کنیدا.

ستونو دقت کنید.

اینجا فرموده بود "فان شفی مناکبه".

اینجا گفته بود هر آینه اگر بخواد زمین شما را ببلعه بگید، می‌بلعه [مکث].

اینجا می‌خواد بگه خب حالا اومدیم خدا اراده کرد زمین شما را ببلعه.

کسی هست کمکتون کنه؟

"من هذا الذي هو جند لكم".

کیه اونی که...

من چیست؟

"هذا الذي".

این کسی که "هو جند لكم" که او لشکریست برای شما [مکث].

کیست آن کسی که لشکریست برای شما "ينصركم" تا چکار کند شما را؟

بگید، یاری کند شما را.

"من دون الرحمن" به جای، به جای خدای رحمان.

ببینید رحمان را اینجا چکار کرده بود؟

بگید، معرفی کرده بود.

حالا اشاره می‌کنه "من دون الرحمن".

میگه نگاه کن این پرنده‌های بالا سرتو کی نگهشون داشته جز خدا؟

جز خدای رحمان؟

جواب ما: هیشکی.

میگه پس اگر خدا اراده کرد شما را در زمین فرو ببرد، کی می‌خواد کمکت کنه به جز همون خدای رحمانی که این پرنده‌ها رو اون بالا نگه داشته [مکث].

بعد می‌فرماید "إن الكافرين إلا في غرور".

کافران نسبت به پروردگار نیستند مگر در فریب.

یعنی خودشونو دارن گول می‌زنن [مکث].

نیستند مگر در فریب.

بعضی وقت‌ها گهگداری خیلی کم نمونه‌هایی از بالاخره قدرت‌های پروردگار عالم تو همین عالم به نمایش گذاشته میشه.

شاید شما بعضی از فیلم‌ها یا کلیپ‌هاش هم دیده باشید.

مثلا فرض کنید دریا طغیان می‌کنه [مکث].

همین پدیده‌های سونامی.

مردم تو ساحلن، ماشیناشون پارکه، خونه‌هاشون، شهرشون.

دریا بالا میاد.

چه قدرتی می‌خواد جلوشو بگیره؟

کی می‌خواد جلوشو بگیره؟

چکار می‌خوای باهاش بکنی [مکث].

میاد ساحل رو از بین می‌بره، شهر رو از بین می‌بره، می‌شوره، می‌بره، نابود می‌کنه، تمام می‌کنه [مکث].

یا یک آتشفشان مثلا نیمه فعالی فعال میشه، غیرفعالی فعال میشه.

یه توده پر از آتش و خاکستر بیرون می‌ریزه.

یه شهر رو به باد میده.

کی می‌خواد اگر خدا اراده کرد امنیت شما را در زندگی روی زمین مختل کند، اگر خدا اراده کرد زمین شما را ببلعد، کیه اون کسی که به جای خدا کمکتون کنه؟

غیر خدا کی هست که یاریتون کنه؟

بخواد مانع خدا بشه.

کسی هست؟

در واقع با این مقدمه گفت از همین که می‌بینید پرنده‌های بالای سر را کسی جز او نگه نداشته، پرنده بالای سر مظهر چیه؟

مظهر یک موجودی که نگاه می‌کنی به جایی بند نیست.

کی نگهش داشته؟

الرحمن.

خب میخواد بگه انسان درسته رو زمینی ولی به جایی بند نیستی ها.

این زمین الان امنه برات.

درسته داری زندگی می‌کنی [دیالوگ خارجی].

عیب نداره حرکت کن ولی امنیت نداردها.

اراده کند زمین ببلعد، می‌بلعد.

هیچکس هم نمی‌تونه کمکت کنه جز خودش.

بعد آیه بعدی "أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ".

ببینید این، این ستون چی بود؟

"کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ" بود.

این ستون "کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ" بود.

خب بخورید عیبی نداره.

اما در خوردن هم امنیت مطلقی وجود ندارد.

اگر بخواد حاصب بخواد طوفان شن بفرسته می‌فرسته دیگه.

بعد کیه که اگر خدا طوفان شن فرستاد، او بیاد به جای خدا چکارتون کنه بگید؟

رزقتون بده.

"أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ".

اگر خدای رحمان با فرستادن طوفان شن خواست جلوی رزق را بگیره، کی می‌خواد روزیتون بده؟

این قانون چرخه آب را مختل کنه همین.

اجازه نده بارون بباره رو سرتون.

کی میخواد روزیتون بده؟

اینجا فرمود "إِنَّ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ".

اینجا می‌فرماید "بَل لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ".

هرچی بیشتر میگیم سرکشی لجو یعنی لجاجت می‌کنند.

لجاجت کردند کافران "فِي عُتُوٍّ" در سرکشی و نفور و گریز.

هرچی بیشتر میگیم سرکش‌تر میشن و گریزان‌تر.

هرچی ما خدا میخواد بگه.

میگه هرچی بیشتر هشدار میدیم مثل اینکه بیشتر مقاومت می‌کنند، بیشتر سرکشی می‌کنند، بیشتر فرار می‌کنند "بَل لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ".

بعد حالا که این دو تا مقایسه‌ها را در سه مرحله انجام داد "فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ أَأَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّمَاءِ أَنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِيرِ أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَٰنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ".

حالا که این دو تا ستون رو مدیریت کرد آوردتون به اینجا یک مطلبی سوالی مطرح می‌کنه.

"أَفَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ أَهْدَىٰ أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ".

سؤال اول معنی آیه رو بگم.

پس آیا اون کسی که "يَمْشِي" راه می‌رود "مُكِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ" در حالی که به صورت افتاده داره با صورتش طی مسیر می‌کنه با صورت.

صورت آیا برای طی مسیر کردن است؟

نه.

آیا اون کسی که "مُكِبًّا عَلَىٰ وَجْهِهِ" به رو در افتاده به صورت در افتاده راه می‌رود، او هدایت یافته‌تر است؟

"أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا" یا اون کسی که ایستاده "مُسْتَوِي الْقَامَةِ" پاها رو زمین دارد راه می‌رود "عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ" بر یک راه مستقیم.

کدام این دو تا هدایت یافته‌ترند؟

داره سؤال می‌کنه.

میگه مقایسه کن.

بعضیا رو صورتشون راه میرن بعضیا رو دو تا پاشون و بر صراط مستقیم حرکت می‌کنند.

سؤال: کدام هدایت یافته‌تر است؟

جواب: معلومه.

این چرا سؤال رو اینجا پرسیدی خدا این سؤال چیه؟

میگه ببین این کسی که این حرفای ما رو حالیش نمیشه، این کسی که هرچی ما میگیم یا در غروره یا در عتب و بگید نفوره.

این مثل اون کسی که داره رو صورتش راه میره.

مثل کسیه که داره رو صورتش راه میره.

دلشو به چی خوش کرده؟

به علم، به دانش، به می‌دانم، می‌فهمم، بلدم، به کسی مربوط نیست.

خدا کاره‌ای نیست، پیغمبران کاره‌ای نیستند، قرآن به درد نمی‌خوره.

به چی دلتو خوش کردی؟

در یک دنیایی که به هیچ جای اون دنیا بند نیستی.

رو زمینی داری زندگی می‌کنی که این زمین یه کره خاکی کوچکی‌ست از نظر ابعاد در آسمان‌ها در حرکت که او برات رامش کرده.

رو زمینی زندگی می‌کنی که اگر اراده او رفت کنار، این زمین روز خوشی را به تو نشان نمی‌ده.

آرامشی نخواهد داشت.

روی این زمین نمیشه زندگی کرد.

رو زمینی زندگی می‌کنی و از زمینی رزق و روزی برداشت می‌کنی که اگر او اراده کنه دیگه رزقی به تو بگید نمی‌دهد.

احساس امنیت می‌کنی روی همچین زمینی هم درباره زندگیت هم درباره رزقت.

و وقتی هم صحبت میشه از اینکه این امنیت هر آینه ممکنه از بین بگید برود دلتو به غیر او خوش کردی.

معلوم نیست دلت به کی خشه.

"مَنْ هَٰذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ".

یا اینکه [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1] [سخنگوی 2] [سخنگوی 1]پس این هو الذی خودش با دو ستون بحث خودشو به ته رسون، این هو الذیا دارن همونو ادامه میدن.

خب اینجا فرمود "هو الذی جعل لکم الارض ذلولا".

"هو الذی انشئکم و جعل لکم السمع والابصار والافئدة".

"هو الذی جعل لکم الارض ذلولا".

"هو الذی انشئکم و جعل لکم السمع والابصار والافئدة".

"هو الذی ذرأکم في الارض".

خب این وسط اگه دقت کنید یه بار "الیه النشور".

"كيف كان نكير".

یا اینجا میفرماید الیه بفرمایید، تحشرون.

این همه بحث‌هایی که تا اینجا انجام داد که خداوند امنیت شما را تامین کرده غیر او کارایی نیست.

خداوند رزق شما را تامین کرده، غیر او کارایی نیست.

از این همه بحث‌ها می‌خواد نتیجه بگیره برای یک هشدار کلی.

اون هشدار کلی چیه؟

اون هشدار کلی الیه تحشرونه و الیه تحشرون.

به سوی خدا محشور می‌شوید، بر می‌گردید.

ببینید مسئله از کجا آغاز میشه.

خوب دقت بکنیدا.

وقتی که کسی می‌خواد نذیر یا هشداردهنده را تکذیب بکنه، برای تکذیب هشداردهنده میاد دست می‌زنه به تکذیب وعده او.

وعده هشداردهنده چیه؟

شما به من بگید.

قیامت.

قیامتی هست.

آقا می‌میریم، میریم به سوی خدا.

باید به او جواب پس بدیم.

چون این وعده را کسی نمی‌بینه، لمسش نمی‌کنه، حسش نمی‌کنه.

لذا هشداردهنده‌ها اومدن این هشدار را به امورات دنیایی ما هم چیکار کردن؟

بگید سرایت دادن، ربط دادن.

آقا این هشدار مخصوص زندگی پس از مرگ نیست.

شما تو همین زندگی‌ای که هنوز نمردی کاری دست خودت بگید نیست.

تو همین زندگی تو هنوز نمردی.

زنده‌ای.

می‌تونی تلفن کنی، می‌تونی فرار کنی.

[مکث]، یه اقدامی می‌تونی انجام بدی.

تو همین زندگی نگاه کنی کار دست خودت نیست، دست غیر خودت هم جز خدا نیست.

تو این زنده بودنت اگر احساس امنیت کردی غلط است.

چه رسد که بخوای برای بعد مردنت احساس چی کنی؟

بگید امنیت کنی .

اگر کسی یاد گرفت که تو همین زندگی مادی‌اش احساس امنیت نکند از خدا ، می‌فهمه که برای بعد از مرگش هم جای احساس امنیت کردن بگید وجود ندارد .

تعجب نکنیدا خدا می‌خواد به ما القای ناامنی بکنه.

این القای ناامنی مقدمه یه حقیقتیه الان بهش می‌رسیم.

می‌خواد شما خودتو وصل کنی به امنیت حقیقی.

به خودت دلخوش نکنی به غیر خدا هم دلخوش نکنی.

نه خودت برای خودت می‌تونی کاری انجام بدی نه غیر خدا برای تو می‌تونه کاری انجام بده .

این احساس امنیتی که ما تو دنیا داریم موهومه، موهوم واقعی نیست، پشتوانه نداره .

اگر یاد گرفتیم که احساس امنیت نکنیم، تو زندگی خودمون یاد می‌گیریم که برای بعد از مرگ خودمونم احساس امنیت نکنیم.

اما کسانی که تو همین دنیا هشدار نذیر را قبول بگید نمی‌کنن و همچنان دلشون به خودشون و به غیر خدا چیه؟

خوشه.

اینا هشدار‌های پس از مرگ را هم قبول نمی‌کنن.

لذا وقتی خدا می‌فرماید "الیه تحشرون"، اینا میگن "متى هذا الوعد ان كنتم صادقین".

الیه تحشرون چیه؟

این وعده برگشتن به سوی خدا، ای پیغمبران ببینید "ان كنتم صادقین" یعنی نظر اینا چیه؟

که انبیا چی هستند؟

کاذب‌اند.

کاذب‌اند یعنی چی؟

یعنی ما داریم تکذیبشون می‌کنیم .

انبیا وقتی میخوان به مردم بگن قیامت هست، مرگی هست، حسابی هست، کتابی هست، یک عده سؤال می‌کنند "متى هذا الوعد ان كنتم صادقین".

راست نمیگی اگه راست میگی کی؟

کیه قیامت؟

میخوان با سؤال از زمان قیامت [مکث]، انبیا را به خ- به خیال خودشون در یک کنج بی‌جواب قرار بدن و بعد اصل قیامت را چیکار کنن؟

تکذیب کنن، انکار کنن .

می‌دونید چرا انبیا از زمان قیامت خبر نمیدن؟

خدا بارها تو قرآن فرموده اصلاً علم قیامت را خدا برای هیچکس آشکار نکرده.

هیچکس اختصاصی خودشه.

به هیچ‌کی نگفته کی قیامت میشه .

چون اصلاً فلسفه تربیت بشر با روشن کردن زمان برای قیامت، معین کردن زمان برای قیامت سازگاری ندارد.

همونطور که زمان برای مرگ کسی تعیین نمی‌کنن .

الان کی تو این جمع می‌دونه کی می‌خواد بمیره؟

شاید به کسی یه حدسی بزنه بگه شاید تو این حادثه سفر مردم، شاید تو این سال بعدی مردم.

کسی به یقین نمی‌دونه پيغمبر اکرم حدیث داریم میگه من که پیغمبر شما هستم بل-- پامو بلند می‌کنم نمی‌دونم وقت خواهد شد زمین بذارم یا نه.

[مکث].

به کی تضمین دادن؟

[مکث].

مراجعه می‌کنیم به قبرستان‌ها.

یه نگاه بندازید می‌بینید بیشتر اونا که مردن از جوونا بودن.

چقدر جوون مردن.

نه به سنه، نه به سالم مریض بودنه.

[مکث].

به چیزی بستگی نیست.

خدا زمان مرگ را مشخص نمی‌کنه، زمان قیامت هم مشخص نمی‌کنه.

اینا میخوان با زیر سو-- با س-- پرسش از زمان قیامت، پیغمبر یک سؤال بی‌جواب رو به رو بشه.

مثلا برگرده بگه نمی‌دونم.

بعد بگن نعوذ بالله حالا که نمی‌دونی پس حرف نزن.

تو که نمی‌دونی چرا حرف می‌زنی؟

اینجوری میخوان به چالش بکشن.

تو قرآن کریم این روش برای به چالش کشیدن حقیقت قیامت زیاد مطرح شده.

یعنی مکذبان قیامت زیاد از این راه رفتن.

"وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا الْوَعْدُ" این وعده‌ی قیامت کیه؟

"إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ".

اگر شماها راست می‌گید.

"قُلْ" بگو "إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ".

این است و غیر از اینم نیست.

علم به اینکه قیامت کیه نزد کی هست؟

نزد الله.

"إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ".

من چه کارم؟

"وَأَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ".

من یه هشدار دهنده‌ی آشکارم.

من اومدم هشدار بدم درباره قیامت.

بگم قیامت هست.

"فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً" وقتی که قیامت را نزدیک ببینند یعنی یه وقتی می‌رسه که قیامت فرا می‌رسه و اینا فرا رسیدن قیامت را چه می‌کنند؟

بگید.

درک می‌کنند.

زلفه یعنی نزدیک.

"فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً" همینایی که قیامت را زیر سؤال می‌برن، وقتی که قیامت را نزدیک ببینند "سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا".

در اون هنگام چهره‌های کسانی که کفر ورزیدند "سِيئَتْ" زشت خواهد شد.

از شدت وحشت چهره‌هاشون به هم خواهد ریخت.

"وَقِيلَ" و اون وقت گفته میشه "هَٰذَا الَّذِي كُنْتُم بِهِ تَدَّعُونَ".

این همون چیزیه که پیوسته اون را [مکث] درخواست می‌کردید.

چون اینا برای اینکه شدت بدن به این شبهه‌ی خودشون هی به پیغمبر می‌گفتن کیه قیامت؟

خب بگو بیاد دیگه.

خب بگو بیاد.

قیامت بیاد دیگه تمومش کن دیگه.

آها دیدی نتونستی؟

دیدی نمی‌دونی؟

حرف نزن.

جمعش کن.

[مکث].

هی قیامت، قیامت.

با قیامت، قیامت میخوای زندگی ما رو به هم بزنی.

پس جمعش کن.

اون موقعی که قیامت رو از نزدیک ببینن چهره‌هاشون زشت میشه و گفته میشه "هَٰذَا الَّذِي كُنْتُم بِهِ تَدَّعُونَ".

"قُلْ" دقت کنیدا.

این نکته‌ی مهمیه تو این سوره.

"قُلْ أَرَأَيْتُمْ" پیغمبر بگو هیچ توجه کردید [مکث].

"إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا".

اینا می‌خواستن به پیغمبر بگن که خب اگه قیامت به این شکلی که تو میگی برسه تر و خشک و همه رو با هم می‌سوزونه، خب شما هم نابود می‌شید دیگه.

زلزله بیاد همه نابود میشن.

نمی‌دونم دریاها به جوشد و بغلت و بیرون بریزد همه نابود میشن دیگه.

تو هم همینطور.

شما هم بدبختید.

[خنده] پیغمبر جالبه خدا به پیغمبر نمی‌فرماید بگو خدا ما را نجات می‌دهد قطعا.

چون اصلا این سوره آمده بگه که برای خودت تضمین نجات صادر نکن.

آمده اینو بگه.

تضمینی نیست.

باید او بخواد.

باید همیشه در خشیت باشی.

باید همیشه نگران باشی که خدا نجاتت میده یا نمیده.

اون وقت به تقوا می‌رسی.

جوابی که به پیغمبر میگه بگو اینه "قُلْ أَرَأَيْتُمْ" بگو هیچ توجه کردید "إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ" اگر خدا هلاک کند مرا [مکث].

"وَمَن مَّعِيَ" و همراهان مرا هم چکار کند؟

هلاک کند.

من و مؤمنان هممونو بخواد هلاک کند.

"أَوْ رَحِمَنَا" یا نه بخواد لطف کند و ما را مورد چی قرار بدهد؟

رحم خود قرار بدهد در اون قیامت.

یعنی ما بالاخره یه اللهی داریم که امید داریم شاید ما را [مکث].

هلاک نکند به جاش چه کند به ما؟

رحم کند.

حالا یقین نداریم، امید داریم.

ما بالاخره به او ایمان داریم.

برای او بندگی کردیم.

"إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا".

خدا مرا هلاک کند و همراهان مرا هلاک کند یا به ما رحم کند.

خب.

"فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ".

کی می‌خواد کافران را از عذاب دردناک چکار کنه؟

"يُجِيرُ" یعنی پناه بده.

کی می‌خواد کافران را از عذاب دردناک پناه بده؟

[مکث].

مقایسه اینه.

میگه منی که پیغمبرم و مؤمنان به من یک تکیهگاهی داریم که امید به او داشته باشیم که به ما رحم کند تو اون واویلای روز قیامت.

کافران به کجا تکیه دارن؟

شما به کی امید دارید؟

"أَمَّنْ هَٰذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَكُمْ يَنصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ".

لذا نگاه کنید "قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ".

کد رحمان رو یادتون باشه‌ها.

"قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ".

ما به اون خدای رحمانی که تو دنیا فهمیدیم پرنده‌ها را بالای سر ما کی نگه داشته؟

او نگه داشته و فهمیدیم که اگر امنیت ما به هم بخوره هیچکس جز او نمی‌تونه کمک ما کنه.

و فهمیدیم که اگر رزق ما را قطع کرد، هیچکی به جای او نمی‌تونه رزق به ما بده.

ما به اون خدای رحمان ایمان داریم و "عليه توکلنا" و درباره قیامت هم توکل مون بگید بر اوست.

او رو وکیل گرفتیم.

میگیم خدایا ما که خودمون حریف قیامت، ما قبل مرگ مون [مکث] حافظ و ضامن امنیت خودمون نبودیم.

چه رسد بخواد بعد مرگ و به هنگام قیامت مواظب خودمون باشیم.

"عليه توکلنا فستعلمونه".

روزی که قیامت برسد خواهید دانست "من هو في ضلال مبين".

چه کسی است که در گمراهی آشکار است.

پس معلومه که این کافرانی که قیامت رو انکار می‌کنند نه فقط پیغمبر را تکذیب می‌کنند که میگن شماها گمراهید که همش میگید قیامت و دلتون رو به خدا خوش کردید.

[مکث] بعد یه سؤال دیگه میپرسه.

"قل".

پیغمبر یه سؤال دیگه هم بپرس.

"أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَسْبَحَ مَا أُكُم غَوْرًا".

راستی یه سؤال.

سوره رو ببینید چجوری پایان میده.

راستی یه سؤال.

هیچ توجه کردید اگر آب شما در زمین فرو برود، خدا دستور بده چاه‌ها، رودخانه‌ها، آب شیرین را چیکار کنند؟

فرو ببرند، در کام بکشند.

"فمن يأتيكم بماء معين".

کی میخواد براتون آب گوارا بیاورد؟

چجوری تمام کرد سوره رو؟

خواست بگه درسته که ما یه تعداد شمردیم و اکتفا کردیم ولی هنوز برای شمردن مواردی که شما همه زندگیتون بنده به اراده اوست، مورد زیاد هست.

ما چند تاشو گفتیم.

هیچ توجه کردید اگر آب، آبی که می‌نوشید در زمین غور کند، فرو برود، کی میخواد برای شما آب گوارا از زمین بیرون بیاورد؟

[مکث] من اینجوری ترجمه‌اش می‌کنم.

ترجمه پیامیشو اینجوری انجام میدم.

میگم که به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست.

کجای زندگی شما از خدا بی‌نیازی که بخوای بعد مرگت از او بی‌نیاز باشی که بخوای تو قیامت از او بی‌نیاز باشی؟

کجای نجات و امنیت تو این زمین بر عهده خودته یا دست دیگرانه که خودت بخوای کاری واسه خودت انجام بدی یا دیگران بخوان مسئله‌ای رو برای تو حل بکنند؟

کجاش؟

[مکث] خب مسیر رو یک بار تا از نظر مفهومی تا آخر سوره رفتیم.

خب حالا شهادت میدید که این سوره به لحاظ تشخیص سیر مفهومی و ارتباط و اتصال آیات، انفصال آیات یه مقدار با سوره‌هایی که تا به حال خونده بودید فرق داره فضاش.

فضای سنگینی داره، نه؟

فضای سنگینی داره.

سوره ملک از اون سوره‌هاییه که من میگم البته در تمام قرآن خدا جلوه کرده و عظمت خدا در تمام قرآن مشاهده میشه.

ولی بعضی جاها ما انسان‌ها بیشتر درکش می‌کنیم.

او هیبت [مکث]، اون تحیری که در مقابل ذات خدا انسان باید احساس بکنه، اون احساس نگرانی که باید در مقابل اراده خدا انسان احساس بکنه و به خشیت دربیاد، او هیبته تو این سوره یه نمه چشونده شده، ریخته شده که شما حسش کنی یه مقدار.

[مکث] از یک موضع عالی و پر از هیبت و عظمت و قدرت صحبت میکنه.

سخن، سخن فخیمیه.

اینایی که دارم میگمو اینو بدونید بنده وقتی که سوره ملک رو تدبر کردم تمام شد، فهمیدم، دسته‌بندی کردم، جمع‌بندی کردم.

دور اولی که دوره تربیت مدرس تدبر بود، وقتی سوره ملک رو درس میدادم وسط تدریس دیگه زبانم گرفت.

دیگه نتونستم درس بدم.

هرچی گفتن درسو ادامه بده گفتم اصلاً نمی-- نمی‌دونم چی دارم میگم.

نمی‌تونم درس بدم.

گفتن خوب داشتی می‌گفتی بگو برو.

نمی‌دونم اصلاً نمی‌تونم.

از عهده گفتن برنمی‌اومدم.

تو دور اول تدریس.

بعد تا مدت‌ها دوره برگزار می‌کردم ملک درس نمی‌دادم.

ملک جاخالی رد می‌کردم.

می‌گفتم ببخشید من ملک بلد نیستم درس بدم.

ملک درس دادن کار من نیست.

سنگینه.

از عهده‌ام برنمی‌آد.

[مکث] چه اینکه درباره سوره الرحمن هم همین حالت رو داشتم.

یکی ملک بوده تو این مجموعه حزب مفصل، یکی الرحمن.

می‌خواستم درس بدم نمی‌تونستم.

[مکث] چقدر برای خودم هی رفتم تو این سوره تدبر کردم.

هی سعی کردم با جملاتش، با سیر جملاتش ارتباط برقرار کنم، فضاشو تو وجود خودم تا یه حدی قرار بدم تا برسه به جایی که بتونم در قالب تدریس ارائه بدم.

جز سوره های بسیار راهبردی، بسیار مؤثر.

اگر حل شد ملک برای کسی، امید به نجات برای او حل شده.

اگر ملک جا موند، کسی از سوره ملک جا موند، به این سادگی نجات پیدا نمی‌کنه.

سوره ملک سوره ایه که اگر خوب درک شد، انذارها همه در جای خود واقع میشه.

کلید تأثیرگذار بودن انذارها و هشدارهای قرآن بر قلب ما آدم‌ها تو سوره ملکه، کلیدش.

چون درک انذارها رو خدا تو یه پرده‌ای قرار داده.

ببینید ماها تا زمانی که مواجه نشدیم با یک هشدار جدی در یک غفلت خاصی به سر می‌بریم، هممون.

[مکث]یه مثال کوچک بزنم.

الان شما برید توی پارک، تو پارک مردم را می‌بینید دارن تفریح می‌کنند، لذت می‌برن، چایی می‌خورن، قلیون می‌کشن [مکث]، سفره انداختن، میگن، می‌خندن، مشغولن.

در نهایت احساس امنیت.

خب؟

بعد بیایید برید جلو در اتاق عمل‌ها تو بیمارستان‌ها.

[مکث] می‌بینید همه تسبیح به دست، چشم‌ها خیس.

هرکی به هر روشی که بلده داره خدا را صدا می‌زنه [مکث].

به هر روشی که بلده.

[مکث] اون جاهایی که خدا به ما نشون داده یعنی یه جاهایی این پرده‌ها رفته کنار، متوجه شدیم به جایی بند نیستیم.

اونجاها خشیت اومده، قساوت رفته، نرم شدیم، آماده شدیم بپذیریم، همراه بشیم و جایی که اینطور نبوده و ما در شرایط عادی داشتیم زندگی می‌کردیم مثل اینکه دلیلی نمی‌دیدیم هشدارهای انبیا را بپذیریم.

ما داریم زندگی خودمون رو می‌کنیم.

یه نفر آمده میگه وای مردم یک زلزله عظیمی در راه است.

برو بابا.

آی مردم اون زلزله عظیم که برسد شماها چنین می‌شوید و چ-- [سرفه] چنان می‌شوید.

قیامت برپا میشه.

بهشت و جهنم جدا میشه.

مردم اگر به خدا ایمان داشتید اون روز نجات پیدا می‌کنید.

اگر به خدا ایمان نداشتید اون روز راه نجاتی نیست، دستتون به جایی بند نیست.

مردم این امنیت کنونی فریبتون نده.

اوضاع اینجوری نمی‌مونه.

این زمین را او آرام کرده بخواد به هم بزنه کسی نمی‌تونه جلوی او را بگیره.

این رزق را او تأمین کرده بخواد قطع کنه کسی نمی‌تونه به جای او تأمین بکنه.

درک کنید این حقیقت را و هشدارها را بپذیرید.

مردم، شما مثل اون پرنده‌هایی که تو آسمون به جایی بند نیستن می‌مونید.

اونا رو نگاه کنید کی نگه‌شون داشته.

به جز او کسی برای تکیه کردن وجود نداره.

کسی برای امید بستن وجود نداره.

او را دریابید.

خودتون رو در دژ امنیت ایمان به او قرار بدید.

[مکث] به غیر او هر احساس امنیتی موهومه.

[مکث] مردم، تازه وقتی به او ایمان آوردید، لحظه به لحظه ازش بخواید این ایمانه بماند و شایستگی نجات در شما بماند.

[مکث] و الا چه تضمینی که به صرف ادعای ایمان بخواد تو قیامت شما را نجات بده؟

بذارید یه مثال دیگه یه جوری براتون بزنم.

ببخشید ها اینا حس خودمه منتقل می‌کنم به شما.

[مکث] داریم تو یه کشتی با هم سفر می‌کنیم.

همه چیز آرام.

همه چیز باب میل.

هوا خوبه، موج‌ها خوبه، کشتی آرامه.

هرکس توی اتاق خودش، کابین خودش می‌خوابه، استراحت می‌کنه، مطالعه می‌کنه، چای می‌خوره.

[مکث] کم‌کم از دور شرایط تلاطم هوا دیده میشه که آقا ما قراره این کشتی برسه به یه جایی که میفته به چی؟

میفته به یه طوفان سهمگینی.

گزارش‌ها آمده که این طوفان هر کشتی‌ای رو گرفته شکسته.

[مکث] خبر میدن آقای مسافرای محترم تا نیم ساعت، یه ساعت دیگه کشتی می‌رسه به این منطقه بسیار پرخطر، مواج، احتمال شکستن کشتی، غرق شدن کشتی، همه چی وجود داره بعد اونجا اعلام بکنن یه راه نجات هست.

اگر کسی می‌خواد تو این خطر پیش رو نجات پیدا بکنه فقط یه راه نجات وجود داره.

مثلاً فرض کنید از خوردن و نوشیدن و اینا دست بکشید همتون تو اون نقطه جمع بشید.

این طناب رو مثلاً تو دستتون داشته باشید رهاش نکنید که اگر هر اتفاقی افتاد، اونجا برای شما یه راه نجاتی ولو احتمالی وجود داشته باشه.

چجوری می‌گیریم اون طناب رو؟

با چنگ و دندون و هر طور شده و خودمون رو می‌بندیم بهش، بچه‌هامون رو می‌بندیم بهش.

که قراره بریم تو یه صحنه اینطوری.

اونجا گفتن فقط نجات اینه.

انبیا آمدن دارن به بشر میگن بابا اوضاع آرومه می‌بینیم بله درسته ولی قراره قیامت بشه.

همه چی عوض بشه.

یه راه نجات هست، ایمان به خدا.

حالا آدما دارن چیکار می‌کنن؟

پیوسته تکذیب.

تکذیب نظیر.

برو آقا برو.

هشدار چیه؟

انذار چیه؟

قیامت کی رویشنده؟

کی میخواد قیامت بشه؟

و، و، و.

سوره مبارکه ملک سوره خشیت.

سوره حساب بردنه.

فضای کلیش اینه.

که اگر حساب بردن اومد هشدار اثر میکنه.

اگر هشدار اثر کرد ایمان تثبیت میشه.

اگر ایمان تثبیت شد نجات تضمین میشه.

خب حالا میخوایم با کمک شما در تشخیص سیاق‌های سوره حرکت کنیم.

گام دوم .

سیاق اول آیه یک تا، یک تا چهار.

دوم پنج تا.

چقدر خوبه همه‌تون کتابو خوندید راحتید.

نخوندید؟

باریکلا.

سیاق سوم آیه سیزده تا.

خب من یکبار میخوام رو سوره با هم پیش بریم تا این سیاق بندی‌ها قشنگ خودشو جا بده.

ببینید [مکث] یک تا چهار که تکلیف اتصالات روشنه.

قبول دارید؟

"الذی بیده الملك الذی خلق المد الذی خلق سبع سماوات" بعد دو تا خلقه‌ای که اینجا بیان کرد "ما ترا فی خلق الرحمن من تفاوت ثم مرجع البصر ثم ینقلب الیک البصر خاسئا وهو حسیر".

یعنی ما تا آیه چهارم شبهه شائبه انفصال نداریم که بخواهیم بحثی بکنیم.

اما اول آیه پنج رو ببینید.

"لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح".

آیه پنج به خاطر همین عبارت "لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح" به نظر می‌رسه که به این آیه بگید سه و چهار چی باشه؟

وصل باشه دیگه.

اینجا فرمود "الذی خلق سبع سماوات طباقا".

اینجا میگه "لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح".

اونجا گفت هفت آسمان را طبقه طبقه خلق کرد.

اینجا می‌فرماید که آسمان دنیا را با چراغ‌ها چیکار کرد؟

چیکار کردیم؟

زینت دادیم.

خب آسمان دنیا بالاخره یکی از همون آسمان‌های هفتگانه است.

یعنی ممکنه کسی بگه با توجه به همین "السماء الدنيا" که ما اینجا داریم، آیه پنج هم ای بسا ادامه همین سیاقه.

می‌خواد بگه خدایی که هفت آسمان خلق کرده، آسمان دنیا را هم به مصابيح چیکار کرده؟

زینت داده.

این یه نکته‌ایه ممکنه ذهن کسی را جلب کنه به اینکه آیه پنج را به این سیاق یک تا چهار چیکار کن؟

وصل کن.

از اون طرف می‌بینیم اینجا "لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح" آمده ولی بعد فرموده "وجعلناها رجوما للشياطين وأعتدنا لهم عذاب السعير".

گفته همون مصابيح را دستمایه رجم و سنگسار شیاطین قرار دادیم و برای شیاطین عذاب سعیر آماده کردیم.

کافران به پروردگار هم عذاب جهنم براشون هست تا اینکه اینا بالاخره "فسحقا لأصحاب السعير" میشن.

یعنی نگاه کنید.

میگه بابا از این تیکه اولش که بگذریم "لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح" از اینجا که بگذریم از اینجا به بعد همه لسان تهدید است.

تهدید شیاطین به سنگسار و عذاب سعیر و تهدید کافران به ربوبیت به اینکه اینا هم عذاب جهنم دارن و همراه شیاطین گرفتار چی میشن؟

گرفتار سعیر میشن.

خب الان من چیکار کنم؟

این صدر اول آیه رو بگیرم، آیه پنج رو به قبل وصل کنم یا این قسمت آیه رو بگیرم و آیه رو به بعد ببینم، اتصالش رو با بعد بررسی کنم.

کدام؟

چرا؟

میگم چون قسمت اول هم خودش یه مقدمه‌ایه برای بحث بعدی.

یعنی این مصابی خودش دستمایه رجم کیه؟

شیاطینه.

دیگه.

بفرمایید بلند.

خب اون جزئی از مسئله‌ست.

من میگم بله کلمه سعیر و محتوای سعیر ادامه یافته از طرفی هم این سماع الدنيا یکی از سماوات سبع دیگه.

خب کدومو ترجیح بدم؟

الان من برای این دلیل می‌خوام، تهدیده.

خب این صورت مسئله‌ست.

به چه دلیل من آیه پنج را ملحق به اولی نکنم، ملحق به سیاق یک نکنم و بعد بگم سیاق دو از "للذین کفروا و ربهم عذاب جهنم" شروع میشه.

"زين السماء الدنيا بمصابيح" جزئی از خلق نیست.

نه اصلا نمی‌خواد اینجا خلق رو معلوم کنه.

اونو نمی‌خواد معلوم کنه.

همونی که- درست می‌فرمایید.

بله.

همه بزرگواران درست دارید می‌گید ولی دارید توصیف می‌کنید.

من الان منتظر شنیدن یک دلیل فنی هستم.

توصیف نمی‌خوام.

توصیفشو متوجهم.

می‌دونم همینطور که می‌گید درسته.

خب تو "لقد زين السماء الدنيا بمصابيح" همین تغییر سیر مفهومی مشاهده میشه.

مثلاً تهدید آمه.

اینو چیکار کنم؟

از ادامه‌شو که می‌دونم.

قبل اولویت داره یا بعد؟

بسیار خب حالا دقت کنید وقتی میگم نکته فنی چیه از همه تشکر می‌کنم.

همه خوب توضیح دادید.

ولی وقتی من میگم نکته فنی منظورم چیه؟

ببینید اگر شما نگاه بکنید به آیات یک تا چهار، اون دو تا تکه‌ای که به خلق خدا اشاره کرد، دو عبارتی که به خلق خدا اشاره کرد، "الذی خلق الذی خلق".

یکی خلق موت و حیات، یکی خلق سبع سماوات.

بعد این توصیفات دو تا "الذی" که ذیل این "الذی" بودند با ما ترافی خلق الرحمن چی شد اصطلاحاً؟

جمع شد.

جمع‌بندی کرد.

خب گفت این خدا یه خلقش خلق موت و حیاته، یه خلقشم خلق سبع سماواته.

خب شما در خلق خدا چه تو موت و حیات، چه در سبع سماوات، چه در مقایسه این دو تا با بگید، همدیگه هیچ تفاوتی نمی‌بینید.

یعنی هیچ قسمتی از خلق خدا مصلحت قسمت دیگری را فوت نمی‌دهد، از بین نمی‌برد.

بعد گفت دوباره نگاه کن ببین شکافی می‌بینی؟

یه بار دیگه هم نگاه کن.

نه فایده‌ای نداره.

چشم ناامید به سوی تو برمی‌گرده.

یعنی در اینجا در پایان آیه چهار دیگه از شما اقرار گرفت که او دو نظام خلقت دارد و در هر دو نظام خلقتش و در مقایسه این دو نظام خلقت با یکدیگر هیچ تفاوت یا از بین رفتن مصلحتی وجود ندارد.

از شما هم اقرارشو گرفت تو آیه چهار تموم.

یعنی اصطلاحاً آیه سه و چهار بحث خلق را تو آ-- سیاق قبلی چیکار کرده؟

جمع‌بندی کرده، پایان داده.

دیگه الان "لقد زين السماء الدنيا بمصابيح" به این قبل بخواد ملحق بشه مثل وصله‌ای چی می‌مونه؟

ناجور، نچسب.

به کجاش آخه؟

الان این یه دفعه مثلاً شما فرضو من اینجا بخوام ذیلی بنویسم "لقد زين السماء الدنيا بمصابيح".

این مال کجای این سیره؟

این سیر جمع‌بندی شد تموم شد.

یه شاهد دیگه.

اینجا می‌گفت "هو الذي".

اینجا می‌گفت "الذی خلق الذی خلق".

خلق و خلق فعل چی هستند؟

فعل ماضی هستند.

"الذی خلق الذی خلق".

اینجا فرمود چی؟

"لقد زين نا".

یعنی اصلاً خودش مدل بیان را از حالت غایب و ماضی به حالت متکلم درآورد.

نباید می‌گفتم ماضی.

غایب متکلم.

از حالت غایب به حالت متکلم درآورد.

نگفت "لقد زين السماء الدنيا".

یا نگفت "لقد خلق المصابيح".

گفت "لقد زين السماء الدنيا وجعلناها رجوما للشياطين وأعتدنا".

یعنی این نا، نا، نا این با هم یه سیره.

او "الذی خلق الذی خلق" با هم یه سیر بود.

این زینّا، جعلنا، أعتدنا اینا با هم یه سیره.

پس این نشون میده که این زینّا بیش از اینکه بخواد به خلق عطف بشود، دارد برای جعلنا و أعتدنا مقدمه‌چینی می‌کند.

خود این میشه چی؟

میشه سبک بیان، اسلوب بیان.

یعنی اسلوب بیان تو این آیه کاملاً چی شده؟

عوض شده.

پس اولاً آیه سه و چهار بحث قبلی را پایان داده.

ثانیاً اسلوب بیان از "الذی خلق" که حالت غایب داشت به "لقد زيننا و جعلنا و أعتدنا" که حالت متکلم دارد، متکلم مع غیر دارد، تغییر حالت داده.

نه، التفات در جاییه که ما می‌خوایم صحبت از یکی بودن یا یکی نبودن مخاطب بکنیم.

همه ما می‌دونیم که این زینّا هم خداست.

فاعل اون خلق هم کیه باز؟

خداست.

اینجا اصلاً صحبت از وحدت یا عدم وحدت مخاطب نیست.

مخاطب اینجا اصلاً مدعای نیست که.

یه نفره راجع به خودش داره حرف می‌زنه.

یه بار خودش را هو، یه بار خودش را نا.

تو اون سیری که می‌خواسته ما را به مطالعه خلقش وادار کند با "هو الذي خلق الذی خلق الذی خلق" حرف زده.

تو این سیری که می‌خواد از استیلای خودش برای عذاب کافران حرف بزند، دارد از زینّا، أعتدنا، جعلنا اینجوری دارد حرف می‌زند.

من فقط می‌خوام اشاره کنم به اینکه سبک بیانش عوض شد.

یعنی سبک بیانش تو ردیف "الذی خلقها" نیست بله اونا صحیح.

اصلاً نگاه کنید این فقط شکل بیان.

من دارم به شکل بیان استناد می‌کنم.

نمی‌خوام بگم این زینا خدا نیست که این زینا خداه.

اون الذی خلقهم خدا بود.

تو این که بحثی نداریم اصلاً.

می‌خوام بگم اگر این هم یه قسمتی از همون الذی خلقها بود، اولاً قبل از آیه سه و چهار باید می‌آمد که بیاد زیر این الذی خلقها قرار بگیره.

مثلاً بگه الذی خلق الموت والحیاة الذی خلق سبع سماوات طباقا الذی مثلاً زين السماء الدنيا بمصابيح.

بعد بگه ما ترافی خلق الرحمن من تفاوت.

باید اولاً قبل سه و چهار میومد، نه بعد سه و چهار.

که سه و چهار جمع‌بندی کرده گذشته خود را.

ما ترافی خلق الرحمن جمع‌بندی کرده این دو تا را.

ثانیاً باید با همین ادبیات شبیه این می‌آمد.

مثلاً اگر اینجا خدا اینجوری می‌خواست حرف بزنه این به هم می‌ریخت نظم.

می‌گفت الذی خلق الموت والحیاة الذی خلق سبع سماوات لقد زين السماء الدنيا بمصابيح ما ترافی خلق الرحمن من تفاوت.

سبک بیان عوض شد.

پس ما هم جمع‌بندی داریم هم سبک بیان عوض شد.

بله و اونچه که شماها فرمودید اگر نگاه کنیم به ادامه سخن می‌بینیم که خود در واقع زینت آسمان دنیا به مصابیح مقدمه‌ای واقع شده برای بحث رجم کیا؟

شیاطین و رجم شیاطین مقدمه‌ای واقع شده برای عذاب سعیر و عذاب سعیر در ادامه تا آیه یازده چی شده؟

بگید.

شرح داده شده، توضیح داده شده که عذاب سعیر فقط مال شیاطین نیست، مال کافران به ربوبیت هم هست.

خب آیه دوازده چی؟

دوازده متصله یا منفصله؟

به قبل.

خب قبل که کفر بوده این که خشیت تقابل یعنی للذین كفروا بربهم عذاب جهنم إن الذين يخشون ربهم بالغيب لهم مغفرة وأجر.

خب پس اینم شد تقابل.

یعنی ما از آیه پنج میایم تا آیه دوازده.

از آیه پنج شروع سیر تهدید شیاطین و کافران به پروردگار آغاز می‌شود تا یازده.

آیه دوازده در نقطه مقابل پنج تا یازده از مغفرت و اجر كبير برای کسانی سخن می‌گوید که اهل خشیت از پروردگارند.

خب حالا آیه سیزده.

وأسروا قولكم أو اجهروا به إنه عليم بذات الصدور ألا يعلم من خلقه هو اللطيف الخبير.

خب این سیزده و چهارده که قطعاً با هم‌ند.

این ألا يعلم استدلاله برای چیه؟

برای عليم بذات الصدور.

أسروا قولكم أو اجهروا به إنه عليم بذات الصدور.

پنهان کنید یا آشکار کنید او می‌داند.

چطور می‌خوای نداند؟

آیا نداند آن کسی که خودش خلق کرده؟

وهو اللطيف الخبير.

می‌خوای ندونه؟

[خنده] خب معلومه که می‌دونه.

خب پس سیزده و چهارده که قطعاً با هم‌ند.

سؤال من اینه سیزده و چهارده را به آیات قبلی باید متصل کنیم، این یه گزینه.

یعنی بگیم سیزده و چهارده متصل است به آیات بگید پنج تا دوازده.

سیزده و چهارده به پنج تا دوازده متصل باشه، این یه گزینه.

گزینه دوم سیزده و چهارده را به آیات بعدی متصل کنیم.

یعنی این آیات که با همدیگه خوندیم مفصل، به اینجا متصلش کنیم.

بگیم مثلاً یه مقدمه‌ایه برای ورود به این بحث.

هو الذي خلق جعل لكم الأرض ذلولا و الی آخر.

گزینه سوم سیزده و چهارده را مستقلاً بگید یک سیاق در نظر بگیریم، یک پاراگراف در نظر بگیریم و به شکل مطلق آقا هر، هر نظری که شما داشته باشی چه بگی، چه پنهان کنی خدا می‌داند.

اما کاری نداریم که شما چه نظری داری.

مطلق حرف زدیم.

یه حرف مطلقیه.

خب گزینه اول آری یا نه؟

بله، نخیر.

چرا؟

مخاطب عوض میشه.

یعنی چی مخاطب عوض میشه؟

بلند بگید بلند.

نوع بیان عوض میشه.

نوع بیان عوض میشه.

اول قبل از اینکه رد کنیم یا اثبات کنیم بذارید یه توضیحی راجع بهش بدم.

اگر آیات سیزده و چهارده را به آیات پنج تا دوازده وصل کنیم نتیجه چیست؟

نتیجه این است که این قولکم که خدا اینجا فرموده، این قولکم مصداقش میشه چی؟

أسروا قولكم أو اجهروا به.

پنهان کنی یا آشکار کنی او می‌داند.

می‌خواد به ما بگه من چیو می‌دونم؟

کفر به ربوبیت.

کفر به ربوبیت.

چرا؟

چون تو این آیات قبلی عذاب به خاطر چی به اینا می‌رسید؟

للذین بگید كفروا بربهم عذاب جهنم.

کفر به ربوبیت مسئله محوری و اصلی آیات پنج تا دوازده بود.

اگر بخواهیم أسروا قولكم این بحث رو به قبل متصل کنیم پیامش اینه: شما چه کفر به ربوبیت را پنهان کنید، قولكم یعنی اعتقادتون به اینکه خدا رب یگانه نیست، چه این را پنهان کنید، چه آشکار کنید خدا آن را بگید می‌داند چرا که خدا لطیف خبیر است.

کفر به ربوبیت امکانش بود که بگیم مصداق قولکم بشه تکذیب نظیر.

چون یکی از مشکلات سیاق قبلی مشکلات جهنمی‌ها چی بود؟

بگید.

فکذبنا.

اما این رو من نمیگم.

اینو به عنوان گزینه نمی‌پذیرم.

چرا؟

یه بحث فنی داره.

چرا گفتم قولکم کفر به ربوبیت میشه اگه وصلش کنیم به این آیات تا فعلا داریم رو فروز حرف می‌زنیم.

فرض اینا هنوز نتیجه‌ای من نگرفتم.

میگم اگر قولکم را بخواهیم وصل کنیم به پنج تا دوازده، این سیزده و چهارده را وصل کنیم به پنج تا دوازده، قولکم میشه کفر به ربوبیت.

نمی‌شود تکذیب نظیر.

و حالانکه خب تو این آیات هم کفر به ربوبیت داریم هم تکذیب نظیر داریم.

چرا کفر به ربوبیتش را گرفتم، نه تکذیب نظیرش را.

یه نکته دقیق داره هرکی بگه می‌فهمم متدبره.

نه اینام که درک می‌کنند دیگه.

تو جهنم این حرفا می‌زنن.

[پچ،پچ] آه.

آه ببینید اینا راجع به تکذیب نظیر خودشون میگن کذبنا و بگید قلنا.

یعنی ما تو دنیا که بودیم هشدار دهنده میومد می‌گفتیم دروغ میگی و می‌گفتیم که ما نزل الله من شیء.

یعنی در تکذیب نظیر اینا کاملاً چی عمل می‌کردن؟

آشکار.

در حالی که أسروا قولکم أو اجهروا به معمولاً در جایی گفته میشه که کسی می‌خواد یک اعتقادی را پنهان کنه.

ولی اگه کسی داره یه چیزی رو داد می‌زنه که بهش نمیگن آقا تو پنهان کنی یا داد بزنی ما می‌دونیم.

ما که دارم داد می‌زنم دیگه.

معمولاً این جمله را وقتی به کار می‌برد گوینده که می‌خواد بگه شما یه چیزیو پنهان کردی ولی پنهان و آشکار برای من فرقی ندارد.

من همه را می‌دانم.

خب پس اگر سیزده و چهارده را به قبل زدیم منظور از قولکم می‌شود کفر به ربوبیت.

اما حالا می‌خوایم بگیم به قبل بزنیم یا نه اصلاً.

به قبل بزنیم یا نه اصلاً.

سیزده و چهارده رو با قبل با هم بگیریم یا نه؟

تموم شد.

در أسروا قولکم أو اجهروا به یه شروع جدید داریم می‌بینیم.

یه شروع جدید می‌بینیم.

بله.

یکی از بحث‌ها همینه اصلاً.

درست می‌گید.

یعنی اون بحث کفر به ربوبیت با نقطه مقابلش که إن الذين يخشون ربهم بالغيب لهم مغفرة وأجر كبير چی شد؟

پایان یافت دیگه.

نقطه مقابلش هم خدا بیان کرد.

الان بعد از إن الذين يخشون ربهم یه بار دیگه خدا بخواد کافران به ربوبیت را مخاطب قرار بده و بگه أسروا قولکم أو اجهروا به إنه عليم بذات الصدور.

این جای مناسبی تو سیاق قبلی پیدا نمی‌کند؛ چون الذين يخشون ربهم بحث قبلی رو چی کار کرد؟

بست.

جمعش کرد دیگه.

نقطه مقابلش هم گفت پرونده‌شو بست.

حالا دوباره از اول أسروا قولکم أو اجهروا به جور در نمیاد.

یه نکته هم این برادرمون اشاره کرد صحیح بود و اون اینکه ببین سیر آیات پنج تا دوازده سیر خطابی نبود.

از اولش.

لَقَدْ زَيَّنَّا سَمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابَ جَهَنَّمَ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا قَالُوا لَوْ كُنَّا هیچ جاش حالت خطابی بگید نداشت.

اما از اینجا به بعد سخن حالت چی پیدا می‌کنه؟

خطابی.

حالت خطابی پیدا می‌کنه.

وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوَاجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ.

أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ.

خب.

همین دلایل نشون میده که پس أسروا قولکم أو اجهروا به به سیاق قبلی متصل بگید نیست.

حالا ببینیم به عنوان یه سیاق مستقل بگیریم چطوره؟

أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوَاجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ.

أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ.

[پچ،پچ] احسن.

وقتی ما به آیه بعد نگاه می‌کنیم، هو الذي جعل لكم الأرض می‌بینیم هم اون سیر خطابی رو ادامه داد.

أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَلَا هو الذي جعل لكم فامشوا في مناكبها وكلوا من رزقه وإليه النشور أأمنتم أم أمنتم أم من هذا الذي هو جند لكم أم من هذا الذي يرزقكم.

نمی‌دونم إلى آخر جعل لكم أنشأكم زرعكم تحشرون.

تمام سیاق بعدی به همین شکل به حالت خطابی چی پیدا می‌کنه؟

بگید.

ادامه پیدا می‌کنه و می‌بینیم بله، اون قولکم می‌تونه در این آیات شناخته بشه که مراد از قولکمی که خدا میگه شما مخفی کنید یا آشکار کنید، من می‌دونم، او چیه؟

حالا شما بگید ببینم اون قولکم چیه؟

اونی که ما مخفی کنیم، آشکار کنیم، خدا می‌داند.

و در واقع الان خدا می‌خواد یه چیزی رو که ما تلاش داریم مخفیش کنیم جراحی کنه.

همین احساس امنیتی که این آیات افتاده به جونش.

أأمنتم أم أمنتم أم من هذا الذي هو جند لكم أم من هذا الذي هو يرزقكم.

اونی که ما در درون پنهان می‌کنیم یک احساس امنیت است از اینکه خدا برنامه‌ای برای ما ندارد که بخواد روال عادی زندگی ما را بگید برهم بزند و یک دلخوش کردن به غیر خداست که اگر هم خدا بخواهد روال عادی زندگی ما را برهم بزند مشکلی نیست.

ما به غیر خدایی هست که تمسک پیدا کنیم ما را کمک کنند.

دلمون رو به یه چیزهایی خوش کردیم.

این چیزیه که خدا میگه ببین بگی یا نگی من ازش خبر دارم.

چرا؟

چون من لطیف خبیرم.

چون در تمام شئونات وجودی با شما همراهم.

هیچ امری از امور شما از من مخفی و پوشیده نیست.

من میدونم چی خلق کردم دیگه.

میدونم حس و حالت چیه.

میدونم وقتی که از خواب پا میشی با خیال راحت پا میشی.

میدونم شب که میخوای بخوابی با خیال راحت میخوابی.

با خیال راحت داری زندگی میکنی.

میدونم به غیر منم حسابی دلخوش کردی.

جاهای مختلف به دلایل مختلف.

جالبه امروز خیلیا دارن خیلی بلند فریاد میزنن.

میگن ایمان به پروردگار زائده‌ی اون دورانی بود که بشر هنوز علت‌ها را تشخیص نداده بود.

نمی‌دونست بیماری به خاطر چیه؟

می‌گفت خدا.

نمی‌دونست زلزله برای چیه؟

می‌گفت خدا.

نمی‌دونست سیل از کجا میاد؟

می‌گفت خدا.

نمی‌دونست نمی‌دونم چی از چی به وجود میاد؟

می‌گفت خدا.

بشر همش می‌گفت خدا چون نمی‌دونست، چون نمی‌تونست.

حالا که میدونه، حالا که میتونه دیگه برای چی بگه خدا؟

بله من اگر یه ماشین درب و داغونی داشتم که هر آن ممکن بود جلو بندیش بشکنه وسط جاده منو بذاره.

یه ماشین درب و داغونی داشتم که هر آن ممکن بود فرمونش در بره، ببره.

باید دائم می‌گفتم خدایا کمک کن، خدایا کمک کن، خدایا کمک کن.

وای، وای، وای، وای، وای، وای، وای، وای، وای.

خدایا، خدایا، خدایا.

حالا نشستم پشت یه ماشین مدل بالای درجه یک.

نه فرمونش در میره، نه جلو بندیش می‌شکنه.

خدا، خدا برای چی؟

خدایا if میخوای کمک کن، if میخوای کمک نکن.

[صدای هوا] خیالم راحته.

خب حالا خدا میگه ببین بگی نگی من که میدونم، میدونم خیالت از خیلی چیزا راحته و به خیلی چیزا دلت خوشه.

ولی می‌خواد اینو برای ما جراحی کنه.

می‌خواد بگه ببین این موهومه.

تو هر ماشینی نشسته باشی، تو هر خونه‌ای بخوای زندگی کنی، تو هر گاوصندوقی بخوای خودتو پنهان کنی، هر چقدر بخوای دانش پزشکی تو به رخ بکشی با یه کرونا همه‌تون رو زمین‌گیر می‌کنم.

برید پی کارتون جمع شید دیگه.

بسه دیگه.

چیکار می‌خواید بکنید؟

می‌خواد بگه احساس امنیت بیخودیه.

اگر این احساس امنیته رو حاضر شدی ازش دست بکشی، انبیا می‌تونن کار خودشونو انجام بدن.

دیگه گیر نمی‌کنن در مقابله با تو که مسخره‌شون کنی، که وقتی بهت بگم قیامت برگردی بگی عه قیامت؟

خندیدیم.

اینو درستش بخواد بکنه دیگه.

خب پس آیات سیزده و چهارده به آینده وصل است، نه به گذشته.

بشیر جا البشیر.

بشیر یعنی چی؟

بشارت دهنده.

برای سلامتی آقا امام زمان، شادی قلب نازنینش، سلامتی وجود مقدسش، اجمعاً صلوات ختم کنیم.

[موسیقی پاپ]