ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب اله العالمين ابى القاسم المصطفى محمد.

اللهم صل على محمد.

وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.

سلام عرض می‌کنم خدمت حاضران محترم در این جلسه و بزرگوارانی که از طریق پخش مستقیم همراهی می‌کنند و امیدوار هستیم خدای بزرگ به همه ما توفیق درک صحیح و عمیق قرآن کریم رو عطا بکنه.

ما رو با قرآن زنده بدارد و با قرآن بمیراند و با قرآن محشور کند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجه.

ان شاء الله امروز ما بنا هست سوره مبارکه جن رو تدبر بکنیم و این آخرین سوره ای هست که در سطح سوم از دوره معرفتی تدبر، دوره مقدماتی در واقع داریم خدمت شما تقدیم می‌کنیم.

ان شاء الله که خدا کمک بکنه به همه ما که بتونیم در ادامه مسیر زندگیمون هم با سایر سوره‌های قرآن و با روش تدبر در قرآن بیشتر آشنا بشیم و امیدوارم تا اینجای مباحث تدبر برای شما بزرگواران مفید و سازنده باشه هم از نظر روش مطالعه قرآن هم از نظر معارفی که به هر حال در ضمن تدبر در سوره‌ها گفته‌گو شده.

ما در هر سوره ای که می‌خوایم تدبر بکنیم حتما حضور ذهن دارید که چهار قدم رو برمی‌داریم.

ابتدا آیات سوره را می‌خوانیم و می‌فهمیم.

سعی می‌کنیم که فهم ما از آیات فهم صحیح و دقیقی باشه.

به درک از معانی آیات برسیم.

خب برای این کار لغت باید بدونیم، صرف و نحو یه مقدار باید بدونیم.

اگر نه باید به ترجمه ها مراجعه کنیم و متن آیات رو با ترجمه ها مقایسه بکنیم، به شکل تطبیقی کار بکنیم تا کم‌کم با نحوه فهم اولیه معانی آیات قرآن مانوس بشیم.

بعد از اون بحث تشخیص سیاق ها یا همون پاراگراف بندی سوره است.

هر سوره ای بالاخره سیاق هایی هم داره.

ببینیم که سیر مفهومی که در آیه اول آغاز شده تا کجا ادامه پیدا می‌کنه، کجا این سیر مفهومی قطع میشه و سیر مفهومی جدیدی شروع میشه و باز تا کجا ادامه پیدا می‌کنه.

همینطور تا پایان یک سوره.

بعد از اینکه سیاق ها شناخته شد نوبت می‌رسه به جمع‌بندی سیاق ها.

اینکه هر سیاقی رو بتونیم اون مبحث اصلیش رو کشف بکنیم، جهت هدایتیش رو کشف بکنیم و به درک جامع و هماهنگی از اون سیاق برسیم.

و در نهایت قدم چهارم کشف ارتباط سیاق ها با همدیگه است.

اینکه بتونیم سیر هدایتی کل سوره را درک بکنیم؛ از کجا شروع شد، به کجا رفت و در حقیقت چه تأثیری روی مخاطب خودش گذاشت، اون جهت رو کشفش بکنیم.

ما به طور کلی در تدبر می‌خوایم به فهم جامع هماهنگ از یک سوره دست پیدا کنیم.

منتها گام به گام به سمت فهم جامع هماهنگ نزدیک می‌شیم.

هیچ‌وقت همون ابتدا که یک سوره رو آدم می‌خونه ممکنه اون فهم جامع و هماهنگ ایجاد نشه.

لازم باشه که ما آیات رو توی یه مرحله، تشخیص سیاق ها توی یه مرحله، جمع‌بندی اون‌ها توی یه مرحله، در نهایت برسونیم خودمون رو به اینکه حالا این سوره می‌خواد چی بگه.

تو این مسیر کلی هم برکات گیرمون میاد.

یعنی ما وقتی داریم آیات را می‌فهمیم کم مطلب گیر ما نمیاد.

وقتی سیاق ها رو جمع‌بندی می‌کنیم بازم همینطور کلی مطلب گیر ما میاد.

اما در نهایت اونی که همه این‌ها رو به هم گره می‌زنه، پیوند می‌زنه و بین اینا ارتباط برقرار می‌کنه، اون مرحله پایانی ماست.

حالا سوره مبارکه جن مرحله اول رو با هم اجرا بکنیم ان شاء الله.

آیات رو با هم مرور بکنیم و آماده بشیم برای اینکه پیش بریم به سمت جهت هدایتی این سوره مبارک.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم.

قل أوحي إلي أنه استمع نفر من الجن بگو وحی شد به من أنه که همانا شأن چنین است، ماجرا این است که استمع نفر من الجن استماع کردند، گوش دادند گروهی از جنیان.

گروهی از جنیان استماع کردند.

فقالوا إنا سمعنا قرآنا عجبا سپس گفتند بعد از اینکه استماع کردند گفتند همانا ما سمعنا شنیدیم قرآنان عجبا قرآنی شگفت آور.

قرآن یعنی قرائت کردنی، متن خواندنی.

منظور قرآن کریمه.

اما چرا به قرآن کریم میگن قرآن؟

چون قرائت کردنیه.

یعنی چیزی که قرائت می‌شود.

ما شنیدیم قرآنان قرآنی عجیب قرآنی شگفت آور.

[مکث] در این آیه همونطور که ملاحضه می‌فرمایید خدا به پیغمبرش دستور داده که تو بگو به مخاطبانت به مردم بگو که وحی شد به من که چی؟

که گروهی از جنیان استماع کردند.

با توجه به سیاق معلوم میشه چی استماع کردند؟

آیات قرآن را استماع کردند و بعد از استماع آیات قرآن گفتند که ما قرآنی شگفت آور شنیدیم.

براشون خیلی چی بوده این؟

عجیب بوده.

شنیدن آیات قرآن باعث شگفتی اونها شده.

حالا چرا باعث شگفتی اونها شده؟

در ادامه بیشتر روشن میشه.

فقط نکته‌ای که دوست دارم توی این آیه بهش توجه بشه اینه.

خدا اصرار داره که پیغمبر اکرم سخن جنیان رو وقتی میخواد نقل بکنه برای مردم حتماً تاکید کنه که بگو به من چی شد؟

وحی شد.

یعنی یه وقت اینطوری تصور نشه که بله من مثلاً به عنوان پیغمبر خودم با عالم جنیان در ارتباطم [مکث] و الان جنیان این حرفا رو دارن میگن به همدیگه.

به من وحی شد که گروهی از جنیان استماع کردند [مکث] و حالا تو خودشون دارن این حرفا رو می‌زنن.

تو جمع خودشون دارن با هم صحبت می‌کنند.

دارن اینجوری میگن این گروهی که آیات قرآن رو شنیدند دارن به بقیه جنیان میگن چی؟

انا سمعنا قرآنان عجبا.

ما قرآنی شگفت آور شنیدیم.

این مکالمه‌ای که بین جنیان اتفاق افتاده، یک گروهی دارن برای بقیه صحبت می‌کنند راجع به آیات قرآن.

اینو بگو به من وحی شده.

خیلی مهمه ها.

لطفاً رو این دقت داشته باشید تا پایان سوره هم با این مطلب کار داریم.

[مکث] تلقی نشه پیغمبر جنیان را می‌دیده.

تلقی نشه پیغمبر با جنیان حرف می‌زده.

جنیان با پیغمبر صحبت می‌کردن.

الان نمی‌خوام بگم بوده نبوده کاری با اون ندارما.

اما قرآن اصرار داره که تو ای پیغمبر اگر داری این حرف رو به مردم میگی تأکید کن که وحی شده ها.

یه وقت خیال نکنند دیدی شنیدی از این حرفا.

بگو وحی شده.

خب بگذریم.

دو : ادامه‌ی عجبا قرآنان عجبا بگید یَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ.

این هنوز ادامه‌ی سخن اون جنیانه.

جنیان بعد از اینکه استماع کردند آیات قرآن را خطاب به جمعی از خودشون گفتند که ما شنیدیم قرآنی شگفت آور که هدایت می‌کند به چی؟

رشد.

رشد یعنی چی؟

یعنی کمال [مکث] یعنی هدایت یافتگی، رشد یافتگی، کما-- به کمال رسیدن.

رشد یعنی این مقابل غیه.

خب قرآنی عجیب که هدایت می‌کند به رشد، هدایت می‌کند به تکامل، به کمال.

[مکث] فَآمَنَّا بِهِ پس به آن قرآنی که شنیدیم شگفت‌آور بود و هدایت کننده به رشد بود، ایمان آوردیم.

پس معلوم شد گوینده این سخنان در دنیای جنیان، در عالم جنیان، اون گروهی از جنیان هستند که با شنیدن آیات قرآن به آن ایمان آوردند.

فَآمَنَّا بِهِ حالا این تبلور ایمان‌شون در چیست؟

وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا.

میگن که و هرگز شریک قرار نخواهیم داد با پروردگارمان احدی را.

هیچ کس را ما پس از این با پروردگارمون شریک قرار نخواهیم داد.

یعنی در نگاه اونها جمع‌بندی اونها از آیات قرآن که اون رو شنیده‌اند توحیده.

نفی شرکه.

یعنی قرآن آمده تا ما کسی را با پروردگارمون در هیچ مسئله‌ای شریک قرار ندهیم.

بدونیم او تنهای مطلق است و تمام امور عالم به دست اوست.

خالق اوست، رازق اوست، مالک اوست، مدبر اوست، مدیر اوست، مبدا اوست، معاد اوست.

همه و همه امور عالم به دست اوست.

وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا ببین شرک ربوبی.

لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا.

وَأَنَّهُ این أَنَّهُ ادامه‌ی سخن باز کیاس؟

همون جنیان.

به کجا داره عطف میشه این أَنَّهُ؟

این داره به این اَنَّا عطف میشه.

ببینید اَنَّا.

قَالُوا جنیان گفتند، جنیان گفتند فَقَالُوا [مکث]، فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بهی ولن نشرک بربنا احدا.

این بند اول از مقول قول.

گفتن.

چی گفتن؟

اینو گفتن تا احدا لن نشرک بربنا احدا.

احدی را با پروردگار خود شریک قرار نمی‌دهیم.

و انه، و انه این بند دوم.

ببینید تمام سخنانی که به این جنیان برمی‌گرده و سخن این جنیانه از اینجا به بعد همه با و انه، انه، انه عطف میشه.

یعنی انا و ان و ان و ان و ان همینجور انه ها داره به انای اولی چی میشن؟

عطف میشن.

اینجا یه مقدار برای بعضی از مترجمین و مفسرینی که یه وقتایی فکر می‌کنند قرآن باید قدم به قدم طبق قاعده‌های اون‌ها حرکت بکنه، سؤال شده.

میگن آقا در جمله، در زبان عربی ان ابتداء جمله میاد.

انا سمعنا قرآنا عجبا يهدي الى الرشد فآمنا به ولن نشرک بربنا احدا چیه؟

بگید.

جمله است.

اما ان که میگه و انه تعالى جد ربنا همینطور انه های بعدی.

اینا میگن ان بر سر جمله در واقع ان مابعد خودش را با خودش تعویل به مظهر می‌بره.

یعنی چیکار می‌کنه؟

یه معنای عبارتی بهش میده مثل عنوان می‌کنه.

من الان بخوام بگم و انه اینجا بخوام ترجمه کنم اینه: گفتند همانا ما شنیدیم قرآنی شگفتاور که هدایت می‌کند به رشد پس ایمان آوردیم به آن و هرگز کسی را با پروردگار خود شریک قرار نخواهیم داد.

و اینکه و انه و اینکه.

یعنی حالت چی بهش میده؟

عنوانی و مصطری بهش میده.

و اینکه شأن پروردگار بزرگتر از آن است که چه و چه.

دوباره و اینکه، و اینکه، و اینکه این حالت و اینکه هایی که در ادامه میبینید حالا تو عربی میگن آقا ان را بخواهد به ان عطف کند چه میشود و چه نمی‌شود؟

نه، ما همچین محدودیتی توی قرآن نداریم.

هیچ اشکالی نداره که معطوفٌ عليه یه جمله است اما اونایی که بعداً قراره بهش عطف بشه جمله به لحاظ ادبی جمله نباشه، عنوان باشه، عبارت باشه.

هیچ اشکالی تو این مسئله نیست.

چرا اشکالی تو این مسئله نیست؟

به خاطر عرف خودمون.

آقا قرآن تابع عرف محاوره است.

الان اشکالی داره من بیام با شما اینجوری صحبت کنم؟

بگم بنده مثلاً رفته بودم سخنرانی فلانی.

چی گفت میگه، میگه چی گفت؟

میگم گفت که آقا باید آدمای خوبی باشید و اینکه کاراتون خوب باشه، نظمتون درست باشه.

خب حالا و اینکه فلان، فلان، فلان، فلان.

این اشکالی داره من اینو عطف کنم به اینکه گفت باید آدمای خوبی باشید؟

باید آدمای خوبی باشید جمله است.

بعدش میگم اینجوری میگم.

میگم گفت باید آدمای خوبی باشید و اینکه نظمتون درست باشه و اینکه فلان باشه و اینکه...

هیچ اشکالی نداره.

اینقدرم احتیاجی به توجیه و توضیح نداره.

بگذریم.

این برای کسایی که احیاناً ذهنشون رو ان و ان حساس شده بود خواستم این توضیح رو بدم.

اونایی که رو ان و ان اینجا حساس نشده باشن اصلاً برای اونا مسئله‌ای هم پیش نمیاد.

یه بار دیگه.

فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا يهدي الى الرشد فآمنا به ولن نشرک بربنا احدا و انه تعالى جد ربنا ما اتخذ صاحبة ولا ولدا.

و اینکه تعالى جد ربنا یعنی بلند است، عالیست شأن پروردگار ما.

در ادامه همون جمله قبلیشون که گفتن لن نشرک بربنا احدا دارن استدلال می‌کنند.

میگن ما از این قرآنه که بهش ایمان آوردیم اینو فهمیدیم که شأن پروردگار ما عالیه، بالائه.

جد اینجا یعنی چی؟

شأن.

شأن پروردگار ما عالیه و با اون شأن عالیی که او داره امکان اینکه بخوایم بگیم او همسر دارد یا ولد دارد وجود نداره.

ما اتخذ.

او شأنش بلندتر از این است که کسی بتواند با او چه کند؟

همسری کند.

شأنش بلندتر از آن است که بخواهد مثل خودش را بزاید، به دنیا آورد یا کسی را به فرزندی بگیرد.

دارن اون نفی شرک رو باز می‌کنند.

میگن ما نه دیگه از این به بعد برای خدا قائل به همسر خواهیم بود، نه قائل به فرزند.

چون ما درک کردیم شأن خدا شأن احدیته.

شأن بی‌نهایت بودنه.

کسی که شأنش بی‌نهایت بودنه، نامحدود بودنه، اینو با هیچ چیزی نمیشه همسر و همتاب و همکار و شریک قرار داد.

نمیشه برای او قائل به چی شد؟

فرزند و مولود و امثال اینها شد.

دستور مبارکه توحید علتش هم خوندیم.

اگر برای یک مهد نامحدودی شریک قائل شدی، در واقع او دیگه نامحدود نیست.

اگر برای نامحدودی فرزند قائل شدی، دیگه او نامحدود نیست.

تبعض پیدا کرد، تقسیم شد، تجزیه شد، دیگه او نامحدود نیست.

نامحدود شأنش همسر بردار نیست.

نامحدود شأنش فرزند بردار نیست.

اینو دارم توضیح میدم.

میگن وانه تعالى جد ربنا ما اتخذ صاحبه ولا ولدا و انه کان يقول سفيهنا علی الله شتتا.

ما تازه فهمیدیم این را که کان يقول سفيهنا، سفيه ما پیوسته می‌گفت علی الله علیه خدا شتتا.

شتت یعنی چی؟

چرت و پرت و بی‌ربط.

ما تازه فهمیدیم که سفيه ما چیزهایی که به خدا نسبت می‌داد چی بود؟

حرفای نامربوط، بی‌ربط و چرتی بود.

اونم ببینید دقت کنیدا کان يقول یعنی پیوسته می‌گفت سفيه ما بر خدا، پیوسته سفيه ما به خدا نسبت می‌داد شتتا حرفای بی‌ربط را.

حالا شما بگید این حرفای بی‌ربط چی بود سفيه نسبت به خدا می‌داد؟

اتخاذ صاحبه، اتخاذ ولد، خدا همسر دارد، خدا فرزند می‌گیرد.

پس معلومه این سفيه جنیان هر که بوده، این سفيه جنیان هر که بوده مهم‌ترین کارش این بوده که اون‌ها را به چی فرا می‌خوانده، دعوت می‌کرده؟

به شرک.

نمی‌ذاشته اونا موحد باشند، موحد خالصی باشند.

حالا تطبیق دادن.

میگه آقا وقتی میگه سفيهنا اینا درسته الان دارن امروز از او تعبیر به سفيه می‌کنند ولی معلومه که در ج-عالم جنیان این بزرگشون بوده.

اونی بوده که داشته اینا رو چه می‌کرده؟

به خ-به خیال خودش داشته یا به خیال اینا داشته اینا رو هدایت می‌کرده، راهنمایی می‌کرده، می‌گفته خدا اینطوره، اونطوره.

این سفيه همون کی هست؟

ابلیس.

لعنت الله عليه.

ولی این جنیانی که ایمان آوردن حالا دارن میگن ما فهمیدیم که تا حالا حرف‌هایی که این سفيه ما داشت به خدا نسبت می‌داد شتت بود، چرت و پرت بود، بی‌ربط بود.

و انا ما هم ساده.

ما هم ساده.

او چرت و پرت می‌گفت ما هم ساده و انا و انا ما هم گمانمون این بود، تصورمون این بود که چی؟

که ان لن تقول الانس والجن على الله كذبا.

ما باورمون نمی‌شد که جن و انس بتونن به خودشون جرات بدن و علیه خدا دروغی مطرح بکنند.

ما اگرم قبول می‌کردیم مثلاً یه وقت جن دروغ بگه یا انسان دروغ بگه مثل اینکه نمی‌تونستیم باور کنیم که جرات بکنه به کی دروغ ببنده؟

به خدا.

این برای ما غل-- ما به خاطر این سادگی‌مون بود که حرفای او را می‌پذیرفتیم.

فکر می‌کردیم حتماً همینطوره دیگه.

حتماً همینجوره که این میگه.

مگه میشه کسی به خدا دروغ نسبت بده؟

این نشون میده که در عالم جنیان از عالم ما بسيط‌ترن اینا.

یعنی ساده‌ترن به طور کلی.

که یک تصوری در بین این‌ها بوده، یه ذهنیتی که آقا جن و انس اگرم دروغ بگن به خدا دروغی نسبت نمی‌دهند.

و انا و انا ما هم خیالمون این بود که ان لن تقول الانس والجن على الله كذبا که هرگز جن و انس بر خدا دروغی نمی‌گوید، دروغی نمی‌بندد.

تا اینجا رو یه نگاهی بندازیم.

قل اوحي الي انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا يهدي الى الرشد فآمنا به ولن نشرك بربنا احدا و انه تعالى جد ربنا ما اتخذ صاحبه ولا ولدا.

ما به این قرآن هدایتگر، هدایتگر به رشد ایمان آوردیم.

قرار نیست دیگه کسی را با پروردگارمون شریک قرار بدیم.

ما دیگه فهمیدیم که شأن پروردگار ما ربنا ربنا شأن پروردگار ما بالاتر و عالی‌تر از آن است که همسر و فرزندی اتخاذ کرده باشد.

و ما فهمیدیم اینکه سفيه ما حرف‌هایی که به خدا نسبت می‌داد می‌گفت او صاحبه دارد، همسر دارد، فرزند دارد، چه؟

اینا چرت و پرتی بود که او پیوسته داشت به خدا نسبت می‌داد و اینکه ما حرفای او را باور کرده بودیم، این ریشه در سادگی ما داشت.

ریشه در این بساطت ما داشت که ما خیال می‌کردیم هرگز جن و انس بر خدا دروغی نسبت نمی‌دهد.

بله.

حالا من یه خواهشی دارم.

سوره جن از اون سوره‌هاییه که خود فهم این سوره که چی داره میگه، اینکه بتونیم نسبت کلمات جنیان رو بفهمیم و یه درک جامعی از سوره پیدا کنیم خودش یه کار فنی دقیقه.

و بعد در حوزه جن و مباحث مربوط به جن هم تا دلتون بخواد سؤال و ابهام وجود داره.

من پیشنهادم اینه فعلاً در حد فهم آیات، آیه چی داره میگه؟

فعلاً رو این بریم جلو، ببندیم بحثو تموم که شد اگر بعد از-- اگر الان تو این قسمت اگه تو فهم آیات اشکالی بود به من بگید که من بگم.

اما نه اشکالات معرفتی یا سؤالاتی که حالا پس این چی میشه؟

این چی میشه؟

اینا رو بذاریم واسه آخر اگه فرصت کردیم وارد میشیم.

اگرم نه من در خدمت هستم.

ولو شده مثلاً در آینده یه جلسه‌ای تعریف بکنیم بنده پاسخ بدم انشاالله در خدمتم.

اگرم نرسیدیم.

خب تا اینجا روشنه مطلب؟

درست؟

خب ادامه.

و انه ببینید من چرا تا اینجا رو یه جمعی زدم دارم ادامه میدم؟

چون از اینجا به بعد مثل اینکه جنیان دارن چیکار می‌کنن؟

دارن شرح ماوقع میدن.

تا اینجا بحث اجمالی بود.

چی گفتن؟

پیغمبر بگو که به من وحی شده یه گروهی از جنیان استماع قرآن کردن بعد رفتن در مقابل جمع دیگر از جنیانی مثل خودشون دارن راجع به قرآنی که شنیدن صحبت می‌کنند.

چی میگن؟

اینا میگن ما یه قرآن عجیب هدایتگر به رشدی شنیدیم، بهش ایمان آوردیم.

دیگه هم از این به بعد کسی را با پروردگارمون شریک قرار نمی‌دهیم.

ما تازه فهمیدیم که شان پروردگار بالاتر از این حرف‌هاست که صاحبه یعنی همسر یا فرزندی بخواهد داشته باشه.

ما فهمیدیم که تا حالا هرچی این سفیه ما داشته بر خدا نسبت می‌داده چرت و پرت بوده که به خدا نسبت می‌داده.

می‌گفته او صاحبه دارد، او فرزند دارد، او چه دارد.

ما اینا رو فهمیدیم.

ما هم از رو ساده لوحیمون بود که حرفای اونو قبول می‌کردیم.

ما خیال می‌کردیم جن و انس بر خدا دروغ نمی‌بندد.

اینا دارن سخنرانی می‌کنند برای جنیانی از جنس خودشون.

بعد از شنیدن قرآن و هدایت شدنشون.

خب این تا اینجا سرفصته.

قرآن شنیدیم، هدایت شدیم.

حالا چی شد کار به اینجا رسید؟

جریان چی بود؟

شما سر از قرآن درآوردید و رو قرآن حساس شدید و قرآنو گوش دادید و فهمیدید و ایمان آوردید و موحد شدید و چی شد کار به اینجاها کشید؟

مثل اینکه از اینجا به بعد میخوان چیکار کنن؟

شرح بدن، توضیح میدن.

میگن میدونید که "وانه کان رجال من الانس يعوذون برجال من الجن".

میدونید که بودند یا هستند.

کان چون از افعال ناقصه است مثل است.

هستند مردانی از انس، مردانی از انسان‌ها هستند که "کان يعوذون" که اینا پیوسته چیکار می‌کنند؟

پیوسته پناه می‌آورند "برجال من الجن" یا پیوسته پناه می‌بردند.

"کان يعوذون" ببخشید گفتم افعال ناقصه نباید اینجا می‌گفتم.

"کان يعوذون" اینا با هم میشه ماضی استمراری.

بودند مردانی از انس، انسان‌هایی که پیوسته پناه می‌بردند به مردانی از جن، به رجالی، به مردانی از جن.

خب این پناه بردن مردانی از انسان‌ها به مردانی از جنیان، بهش میگیم چی ما در اصطلاح خودمون؟

همون کهانت، کهانت، کاهنان یا کهانت یعنی کسانی که با علوم غریبه و بالاخره با روش‌هایی که تو ذهن خودشون یا توی مثلاً از کتاب‌های خودشون بلد بودند سعی می‌کردند که جنیان را احضار کنند و تسخیر کنند و به نحوی یه جورایی از جنیان برای اموراتی که از اون‌ها بی‌خبر بودند کمک بگیرند دیگه.

جنیان یه جورایی پناهگاه می‌شدند برای انسان‌ها.

حالا دارن تعریف می‌کنند.

میگن جریان از این قرار بود "کان رجال من الانس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا" که متأسفانه با این پناه آوردن به جنی‌ها باعث می‌شدند که بر انحراف جنیان پیوسته چه شود؟

اضافه شود.

زادو این فاعل زادو کیه؟

"رجال من الانس" هم مفعول زادو کیه؟

"رجال من الجن".

یعنی این انسان‌هایی که به جنیان پناه می‌آوردند، جنیان رو احضار می‌کردند، از جنیان خدمتی برای خود طلب می‌کردند.

این‌ها باعث می‌شدند که رهق، رهق یعنی انحراف.

اینا باعث می‌شدند که انحراف این جنی‌ها چی بشه؟

بگید.

بیشتر بشه.

یعنی در واقع اینا دارن یه جورایی سربسته میگن که آقا ما هم مثل خیلی از جن‌های دیگه که آدما میومدن بگید به سراغشون و اونها رو تسخیر می‌کردن تا، تا یه کاری برای اونا انجام بدن؛ ما هم همینطور بودیم.

حالا به ما یه مراجعه‌ای شده بود دیگه.

ما هم یک، یکی گروهی، یه گروهی از بین این همه گروه‌های جنی به ما مراجعه‌ای شده بود.

آدم‌هایی به ما پناه آوردند.

ماجرا از اینجا شروع شد "وانه کان رجال من الانس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا".

می‌دونید که بودند مردانی از انسان‌ها که پیوسته پناه می‌آوردند به مردانی از جنیان.

پس بر مراتب انحراف اون‌ها پیوسته می‌افزودند "فزادوهم رهقا".

"و انهم ظنوا" تو همون سخنرانی‌شون دارن به جنی‌ها میگنا "و انهم ظنوا كما ظننتم".

آی جنیان، او آدم‌هایی که پناه می‌آوردند به جنیان و باعث افزایش بگید انحراف اون‌ها می‌شدند، این دفعه با این گمان آمدند.

مطلب این بوده دقت کنیدا.

گمان کردند با خودشون یک گمانی کردند.

او انسان‌های پناه آور، او انسان‌های پناه آور به جنی‌ها گمان کردند همان طوری که شماها هم گمان کردید که "أن لن يبعث الله أحدا" که هرگز خدا کسی را مبعوث نخواهد کرد مبعوث نخواهد کرد.

این لن یبعث الله احدا اینجا یعنی چی؟

یعنی چی؟

خب یبعث یعنی چی اینجا؟

برنخواهد انگیخت در قیامت.

نه.

اینجا بحث اصالته.

حالا انشاالله ادامه‌ش رو که بریم می-- متوجه میشیم.

جریان این بوده.

کاهنانی که پیوسته پناه می‌آوردند به جنی‌ها، یه گمانی داشتند که هرگز خدا کسی را مبعوث نخواهد کرد.

هرگز.

حالا این کاهنا با چی روبرو شدن؟

با کسی که میگه من کیم؟

پیامبرم.

اومدن اصل ماجرا را از کیا سؤال کردن طبق سیره‌ی خودشون؟

از جنیان.

آقا یکی اومده بین ما میگه من پیامبرم.

میگه خدا مرا به پیامبری مبعوث کرده.

ما هم قبول نداریم کسی بخواد پیغمبر بشود.

حالا ما که تو آسمونا نمی‌تونیم بچرخیم.

شما جنیان لطف کنید به نیابت از ما یه چرخی بزنید ببینید اصلاً همچین چیزی هست؟

اصلاً خدا پیغمبر مبعوث کرده؟

این گروه هدایت شده از جنیان میگن آقا این پناه آوران از انسان‌ها گمان کردند همان‌طوری که شما گمان کردید.

همه‌ی ما یه حرف یه فکری داشتیم که خدا دیگه کسیو به پیغمبری مبعوث نخواهد کرد.

اینا گمان کردند همان‌طوری که شما گمان کردید که أَن لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا که هرگز خدا کسی را پ-- مبعوث نخواهد کرد.

وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ همین مراجعه اون‌ها به ما در موضوع اینکه خدا کسی را مبعوث نخواهد کرد باعث شد که ما بریم مشغول چی بشیم؟

جستجو و تحقیق در کجا؟

آسمان.

أَنَّا وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ.

ما رفتیم تو آسمون.

لمس آسمون.

این نشون میده که پس یه ارتباط خیلی-- لمس چون ارتباط حسی نزدیکه.

این نشون میده که جنی‌ها یه ارتباط حسی نزدیکی با آسمون می‌تونستن چیکار کنن؟

برقرار کنن دیگه.

وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ ما رفتیم آسمان را لمس کردیم؛ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا.

با کمال تعجب آسمان را یافتیم.

وَجَدْنَاهَا پس یافتیم آسمان را که چی؟

که مُلِئَتْ پر شده است.

از چی پر شده؟

حَرَس جمع حارسه.

از پاسبان‌ها اونم شَدِيدًا یعنی متراکم.

آسمون پر شده از پاسبان‌ها .

منتها پاسبان‌های مسلح و حق‌تیر.

پر شده از پاسبان‌ها وَشُهُبًا و شهاب‌ها .

شهاب هم می‌دونید قرآن کریم میگه که جنیانی که میخوان استراق سمع بکنن با شهاب می‌زنیمشون دیگه.

خب.

پس تا اینجا چی شد؟

این حضرات جنیان مؤمن دارن تعریف می‌کنند که بر اساس اون سیره‌ی قدیمی که آدم‌ها پناه می‌آوردند به جن‌ها که البته باعث انحراف بیشتر جن‌ها بود، بر اساس اون سیره‌ی قدیمی، این آدم‌های پناه‌آور اومدن میگن که خدا کسی را مبعوث نخواهد کرد.

براشون دغدغه شده مسئله بعثت.

شماها هم که دغدغه‌تون همین بود.

ما هم مثل شما دیگه همه همین فکر رو می‌کردیم دیگه.

حالا ما اومدیم تو آسمون ببینیم ماجرا چیه.

أَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا دیدیم که آقا همه جا پر پاسبانه، همه جا پر شهاب سنگه.

اصلاً آسمان غرقه.

می‌فرماید وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ السَّمْعِ قبلاً اینطوری بود و اینکه قبلاً كُنَّا نَقْعُدُ قبلاً اینطوری بود که ما چیکار می‌کردیم؟

می‌نشستیم مِنْهَا تو آسمون مَقَاعِدَ توی جایگاه‌هایی برای نشستن.

یعنی قبلاً ما می‌تونستیم تو آسمون که رفتیم یه جایی پیدا کنیم بشینیم و اونجا که بشینیم بتونیم چیکار کنیم؟

گوش بدیم.

وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ السَّمْعِ و ما اینطوری بودیم که قعود می‌کردیم تو آسمون در یک مقاعدی، در یک نشیمنگاه‌هایی، جاهایی برای نشستن که اونجا بتونیم سمع کنیم، بتونیم گوش بدیم ببینیم تو غیب، تو آسمون داره چی می‌گذره.

پس معلومه که تا قبل از این جنیان می‌توانستند تو آسمون به استراق سمع بگید، بپردازند.

اما حالا چی شده؟

فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ اما الان اینطوری شده هرکی استماع می‌خواد بکنه، می‌خواد بره تو همون حفره‌ها و جایگاه‌هایی که قبلاً بود و می‌شد ماها بشینیم یه چیزایی گوش بدیم.

هرکی می‌خواد بره استماع بکنه، يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا می‌یابد برای خود یه شهابی را که از موضع رصد به سمت او شلیک میشه.

یعنی می‌بینه که تمام اون جایگاه‌ها رصد شده و این پاسبان‌های مسلح به محض اینکه کسی بخواد اونجا بشینه از اونجا استراق سمع بکنه، قاچاقی اخبار غیب بگیره، فوری او را با شهاب چه می‌کنند؟

می‌زنند.

يَجِدْ لَهُ می‌یابد برای خود شِهَابًا شهابی را رَصَدًا که از موضع رصد این شهاب به سمت او شلیک می‌شود.

یعنی دیگه هیچ جای امنی که بتونیم تو آسمون بشینیم استراق سمع بکنیم دیدیم باقی؟

نمونده.

روشن شد تا اینجا؟

خب.

و أنا لا ندری.

حالا ما موندیم متحیر.

یه گروهی به ما مراجعه کردن آقا برید ببینید یکی اومده میگه من پیغمبرم.

پیغمبر قرار نبود بیاد.

چه پیغمبری؟

[مکث]، ما هم رفتیم آسمون ببینیم جریان از چه قراره.

می‌بینیم آسمون قرقه.

[مکث] چند جایی تو آسمون داشتیم می‌تونستیم بشینیم گوش بدیم چه خبره؟

تو غیب چی می‌گذره؟

آیا واقعاً قراره پیغمبری بیاد؟

پیغمبری اومده استراق بکنیم، متوجه مطلب بشیم.

دیدیم همه جایگاه‌های استراق سمع رصد میشه و به محض اینکه کسی بخواد استماع بکنه از اون جایگاه‌ها می‌زنن.

ناامنه.

آسمون دیگه جای نشستن و شنیدن قبلی ما نیست.

ما متحیر شدیم و أنا لا ندری.

ببین جنیا دارن برای خودشون تعریف می‌کنندها، برای گروه دیگر.

این یادتون باشه.

و أنا لا ندری.

ما نفهمیدیم [مکث]، چرا اینجوری شده؟

أشر أريد بمن في الأرض.

آیا اینکه آسمان‌ها بسته شده چون شری اراده شده است برای اهل زمین [مکث].

أم أراد بهم ربهم رشدا و یا پروردگار اهل زمین برای اهل زمین اراده‌ی چه کرده است؟

رشد یافتگی، رشد کرده است.

یعنی ما دو تا احتمال دادیم.

گفتیم یا خدا درهای آسمون رو اینجوری بسته قرق کرده که دیگه هیچ‌چی از اخبار غیبی به اهل زمین نرسد، یه شری به اون‌ها برسد.

یعنی در واقع راه ارتباط اهل زمین را به شکل مطلق با غیب چه کرده؟

قطع کرده.

یه شری به اهل زمین اراده شده [مکث].

یه احتمال هم دادیم شاید هم نه.

أم أراد بهم ربهم رشدا.

یه احتمال هم هست که خدا می‌خواد جلوی قاچاق‌ها را بگید، بگیرد.

یه کار دیگه‌ای در دستور کاره.

یه برنامه دیگه‌ای چیده شده که دیگه نیازی به این قاچاق‌ها و اخبار جسته گریخته راست و دروغ به هم آمیخته بگید، نباشد.

ما نفهمیدیم چی شده.

و أنا من الصالحون و منا دون ذلك.

همین گروهی که رفته بودیم به لمس آسمان و دنبال حقیقت ماجرا بودیم، خود ما كنا فرائق قددا.

میگه همین گروهی که رفته بودیم هممون از نظر شخصیتی در یک جایگاه و یک رتبه نبودیم.

برخی از ما صالحون بودیم که الان کیا دارن حرف می‌زنن؟

صالحون.

الان صالحون دارن حرف می‌زنن تو این سوره.

برخی از ما صالحون بودیم و منا دون ذلك برخی از ما هم غیر صالحون بودیم.

صالح نبودیم [مکث].

یعنی همه ما به لحاظ اون تم شخصیتی‌مون، دستاوردهایی که تا اون موقع داشتیم یه جور طبقه بندی نمی‌شدیم.

برخی صالح بودیم، برخی هم صالح نبودیم.

كنا فرائق قددا.

همین جا بود که راه‌هامون متفاوت شد.

هرکی یه راهی رو در پیش گرفت.

یعنی خوردیم به آسمون بسته و متحیر شدیم که چه شده؟

آیا خدا اراده شر بر اهل زمین کرد-- آیا اراده شر برای اهل زمین شده یا خدا اراده رشد برای اهل زمین کرده؟

متحیر شدیم [مکث].

بر اساس تفاوت‌مون در صالح و غیر صالح بودن، طرائق و روش‌های گوناگونی را در پیش گرفتیم.

راه‌های گوناگونی را در پیش گرفتیم.

كنا فرائق قددا.

هرکی یه طریقه ای شد، هرکی یه راهی را پیش روی خود گرفت.

پس معلومه در این نقطه دیگه صالحون از غیر صالحون چی شدن؟

بگید.

جدا شدن.

كنا فرائق قددا.

و أنا و ما که کیا باشیم؟

و ما که صالحان باشیم فکرمون این بود.

ما تصورمون این بود.

ما گفتیم حالا خدا چه اراده شر بر اهل زمین کرده باشد، چه؟

بگید.

خیر.

ما یه چیزی رو فهمیدیم و اون اینکه أنا و أنا ما، ما به این گمان و به این باور رسیدیم که ألن نعجز الله في الأرض ولن نعجزه هربا.

گفتیم آقا بالاخره با خدا که نمی‌شود بگید، در افتاد که.

حالا چه آسمونو بسته به خاطر أريد بمن-- أشر أريد بمن في الأرض، چه آسمونو بسته به خاطر أراد بهم ربهم رشدا.

ما فهمیدیم که خدا رو نمیشه به دام درآورد [مکث].

هنوز این تا قبل از موحد شدنشونا.

ما اینا یه چیزی می‌فهمیم بالاخره انقدر صلاحیت تو ما بود که متوجه بشیم حالا که آسمون قرق شده، راه‌های استراق بسته شده، امکان درگیر شدن و مغلوب کردن خدا نیست.

حالا چکار می‌تونیم بکنیم ما؟

می‌تونیم بریم آسمانی رو که خدا بسته باز کنیم؟

[مکث].

ألن نعجز الله ما فهمیدیم الله را نمی‌شود به عجز درآورد نه در زمین [مکث] و لن-- ولن نعجزه هربا و نمی‌شود از دست او چکار کرد؟

فرار کرد به، به آسمان.

ولی نه تو زمین نه به فرار از زمین.

خلاصه حریف خدا نمی‌شود شد.

این باور در ما بود و أنا ما با همین ذهنیت در حال گردش و چرخش و بررسی بودیم که برخوردیم به چی؟

برخوردیم به چی؟

به اینکه پیغمبری، یه کسی وایساده داره این آیات رو می‌خونه.

و أنا لما سمعنا الهدى آمنا به.

ما که باورمون شد نمی‌شود خدا را به زانو درآورد و نمی‌شود از دست خدا فرار کرد.

ما به محض اینکه هدی هدایت را شنیدیم قرآنا عجبا يهدي بگید.

[هم پوشانی گوینده ها] ما به محض اینکه هدایت را شنیدیم آمنا به.

ما دیگه اینجا فهمیدیم ماجرا چیه.

فهمیدیم که آسمونا رو بستند چون قراره همه از این به بعد بگید [هم پوشانی گوینده ها] بیان از طریق ایشون برسند به حقائق عالم غیب.

ما دیگه فهمیدیم ماجرا چیه.

بسته شدن آسمون‌ها برای این نبوده که خدا مردم اهل زمین را مثلا شری به آنها برساند.

برای این بوده که خدا گویا یک نسخه کاملی از هدایت را اینجا فرستاده.

و أنا لما سمعنا الهدى آمنا به فمن يؤمن بربه.

ما باورمون این است که هرکس به پروردگارش ایمان بیاورد پس دیگر نمی‌ترسد از بخس یعنی کاستی.

دیگر نمی‌ترسد از هیچ کاستی و لا رهقا و هیچ انحرافی.

خلاصه آقا ما جنیان صالح راهمونو از بقیه چی کار کردیم؟

ما جدا کردیم.

ما اومدیم رسیدیم به قرآن و فهمیدیم سر بسته شدن آسمان این کتاب بوده.

ما فهمیدیم که راه نجات و رشد و هدایت دیگه ایمانه به این کتابه.

ما ایمان آوردیم.

خیالمون هم راحته از این به بعد هرکس به پروردگارش ایمان بیاره خدا او را متضرر نمی‌کنه.

فلا يخاف بخسا.

او از بخس و کاستی نمی‌ترسد ولا رهقا از رهق هم دیگه نمی‌ترسد.

رهق تو سوره کد داشته دیگه.

فزادوهم رهقا.

این داره اشاره می‌کنه ما دیگه از بند خلاصه تسخیر شدن برای آدمیان و اینکه بریم برای اون‌ها استراق سمع بکنیم و اینا چی شدیم؟

ما دیگه خارج شدیم.

ما دیگه تحت این فرمان و با این سر دیگه عمل نمی‌کنیم.

خب تا اینجا رو دقت کنید.

پس دور اول اجمال ماجرا بود.

اینجا از آیه شش تا سیزده هم داره یک شرحی از ماجرا میده و انه اونایی که اگر کسی ابهامی داره دقت کنه.

جریان این بود که مردانی از جن کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن به مردانی از جن کان یعوذون پیوسته پناه می‌آوردند.

فزادوهم رهقا این رهقا، رهقا دیگه.

پس بر مراتب انحراف آنها می‌افزودند.

و انهم این مردان پناهنده از بین انسان‌ها ظنوا اینا باورشون این بود كما ظننتم همونطور که باور شما جنیان هم این بود که چی؟

ان لن یبعث الله احدا که هرگز خدا کسی را مبعوث نمی‌کند.

و أنا لمسنا السماء ما رفتیم تو آسمون بچرخیم حقیقت ماجرا را جویا بشویم.

فوجدناها ملأت حرسا شديدا و شهبا.

ما دیدیم آسمون پر شده از نگهبانان متراکم و مسلح با شهاب سنگ‌های آماده برای شلیک و پرتاب.

و أنا قبلاً اینطوری بود.

و أنا كنا نقعد منها مقاعد للاستماع ما قبلاً یه جاهایی تو آسمون می‌نشستیم برای گوش دادن.

فمن يستمع الآن اما اگر کسی الآن دیگه بخواد استماع بکند یجد له شهابا رصدا بلافاصله برای خود شهابی را که از موضع رصد شلیک می‌شود می‌یابد.

می‌بینه یه شهابی داره با سرعت میاد طرفش.

مجبوره اونجا رو چی کار کنه؟

خالی کنه.

نفهمیدیم چی شد.

و أنا لا ندری موندیم اینجا.

أشر اراد بمن في الارض آیا شری اراده شده برای اهل زمین؟

أم أراد بهم ربهم رشدا یا پروردگار برای اهل زمین رشدی را اراده کرده است.

توی همین تردید بودیم ولی با توجه به تفاوت شخصیت‌هامون چند راه رو در پیش گرفتیم.

و أنا منا صالحون و منا دون ذلك ما گروه محققی که رفته بودیم تو آسمون گروه محقق و بررسی، کارشناسی و بررسی.

ما برخی‌مون صالح بودیم برخی غیر صالح بودیم.

لذا كنا طرائق قددا هر یک یک راهی را در پیش گرفتیم.

ما هر کدام راهی شدیم.

هر کدام یک طریقی شدیم.

یک راهی شدیم واسه خودمون تو این نقطه حیرت.

و أنا ما که همون صالحون باشیم ما راهمون این شد.

ما ظننا ان لن نوجز الله في الارض ما باورمون بر این شد که خدا را نمی‌شود در زمین به عجز درآورد.

ولن نوجزه هربا و از دست خدا به جای دیگر هم نمی‌شود فرار کرد و اینطوری او را به عجز درآورد.

فهمیدیم وقتی نمی‌تونیم بر خدا غلبه کنیم دیگه در درونمون در مقابل اراده او هرچه که بود چی بودیم؟

تسلیم بودیم.

لذا و أنا لما سمعنا الهدى لذا ما به محض اینکه هدایت را شنیدیم آمنا بهی.

ما به اون ایمان آوردیم.

پس برای این جنیان آیه و نشانه‌ای که باعث شده بود با شنیدن قرآن بیدرنگ به اون ایمان بیاورند چه بود؟

این بود که دیدند این‌ها خودشون تو آسمان رفتند، لمس کردند و دیدند که راه‌ها چی شده؟

بسته شده.

دیگه استراق سمع ممکن نیست.

فهمیدند یک چیز خاصی پیش اومده.

این‌ها با توجه به همون درکی که تو عالم جنی خودشون از این پدیده و از این واقعه داشتند، منتظر بودند که علت این پدیده را چکار کنند؟

کشف کنند که علت این اس-- در واقع محدودیت مضاعفی که اعمال شده تو آسمون این علتش چیه دیگه راه‌ها اینطوری بسته شده، مردد، متحیر.

چون پذیرفته بودند که نمیشه در مقابل اراده خدا کاری کرد فقط دنبال کشف علت بودند، دنبال راه فرار یا برخورد یا مقابله یا درگیری نبودند.

لذا اینا میگن ما تا هدایت رو شنیدیم ایمان آوردیم.

یعنی دیگه کاملاً آماده بودند برای اینکه به علت اون پدیده برخورد کردند واکنش متناسب با اون رو نشون بدن.

وقتی دیدن اع قرآن، عجب اینا تو همون فضای جنی خود که برای ما قابل لمس و درک بگید نیست، متوجه شدند که علت اینه.

این هدایته است.

لذا بلافاصله ایمان آوردند و خیالشون راحت شد.

دیگه از بخس و رحق بگید رها شدند.

حالا همین جا من یه چیزی تو پرانتز فقط میگم.

نمی‌خوام روش بحث کنم فعلاً.

کنا طرائق قددا.

اون طریق صالحون چی شد؟

طریق ایمان شد.

اینا باور کردن خدا را نمی‌شود به عجز درآورد.

در نتیجه بگید رسیدن به قرآن، بگید ایمان آوردند.

بقیه چی شدند؟

دیگه اینا راجع به بقیه حرفی نمی‌زنن اینجا.

بقیه چی شدند؟

غیر صالحان.

غیر صالحان ایمان نیاوردند.

چرا ایمان نیاوردند؟

فکر کردن- فکر کردن خدا را می‌شود شکست داد.

آغاز، آغاز مبارزات شیطان گرایانه همین نقطه است.

یعنی گروه‌هایی از جنیان که صالح نبودند، این‌ها با این تصور که یک روز خدا را به عجز درخواهند آورد، با این خیال که می‌شود یک روز بر خدا چه کرد؟

غلبه کرد، در حال فعالیت تو عالمن.

لذا این‌ها همچنان تسخیر می‌شوند، همچنان برای آدم‌ها عملگی بگید می‌کنند، چه اینکه آدم‌ها برای اون‌ها همین کار رو انجام میدن.

همه با هم دنبال یه چیزن.

بالاخره بر خدا چه می‌کنیم؟

غلبه می‌کنیم و این فلسفه شیطان پرستی هست.

این فلسفه شیطان گراییه.

اصلاً شیطان گرایی یا شیطان پرستی اساسش همینه.

نمیگن خدا نیست که حتی نمیگن پیغمبر نیست که حتی نمیگن قرآن نیست که.

اینا میگن ما تسلیمه.

این برنامه‌ای که خدا برای عالم چیده بگید نمیشیم.

بزرگ ما ابلیس بهش ظلم شده.

اون بزرگ ماست و انقدر این مبارزه را ادامه میدیم تا بالاخره پیروز بشیم.

یک خیال، یک وهمی در واقع این وهم تو عالم جن شکل گرفته.

انسان‌هایی هم هنوز به همونا پناه می‌برند با در همین وهم با اونا شریک میشن.

این البته خیلی ساده‌ش رو ما گفتیم ها.

بحث پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

ولی کلیت ماجرا اینه.

این کنا طرائق قددا یعنی آقا ما صالحون آمدیم به این تصور و به این ایمان.

ما فهمیدیم خدا را نمی‌تونیم به زانو در بیاریم و ازش فرار کنیم لذا ایمان آوردیم.

خب بقیه چی شدند؟

بقیه همچنان به گمان اینکه می‌شود بالاخره آسمون رو باز کرد و می‌شود خدا را مغلوب کرد دارن مبارزه می‌کنند [خنده].

ایمانی هم نیاوردند.

از این به بعد یه چیز دیگه هم من می‌خوام بفهمم از همین آیات.

ما دیگه از رحق نمی‌ترسیم.

چرا؟

چون دیگه پناهگاه آدما نمیشیم.

ما دیگه راه نمیدیم آدما بیان سراغ ما بخواهند از ما استفاده ابزاری بکنند که برای انحراف ما بیفزایند.

خودبه‌خود اون یکیا چی میشن الان بگید شما.

همچنان آدما به اونا رجوع می‌کنند.

همچنان اونا پناهگاه قرار می‌گیرند.

همچنان میخواهند آدم‌ها را از غیب چکار کنند به خیال خودشون؟

باخبر کنند.

یه چیز دیگه هم می‌فهمیم شاید تا قبل از غرق شدن آسمان می‌شد تو آسمان استراق بکنی و بالاخره نه کامل ولی یه اخباری را بشنوی بیای تعریف کنی.

حالا از بعد اینکه آسمان بسته شده، پس این جنیان غیر صالحی که همچنان پناهگاه انسان‌ها قرار می‌گیرند، چی میان تحویل آدما میدن؟

اخبار کذب.

بعضیا خیلی راحت گول جنیان رو می‌خورن.

جنیان منحرف رو می‌خورن خیلی راحت.

یعنی اینکه طرف میاد میگه آقا تو از کجا درآمدی کجا داری میری؟

خیال می‌کنه که دیگه الان چی شد؟

این عالمه به غیبه.

این غیب نیست که بابا تو از خونه‌تون درآمدی داری کجا میری که غیب نیست.

بله، تو نمی‌دونی اون ور دیوار چیه.

اون می‌دونه اون ور دیوار الان چیه.

میره میگه اینه مثلاً تعریف می‌کنه برات.

این که غیب نشد.

اون غیبی که ما محتاج علم به اون هستیم، اون غیب برای آسمان‌هاست اون غیب پس پرده‌ی آسمان‌هاست که آسمان‌ها امروز حجابی بین ما و اون‌ها محسوب میشه.

اون راه کشف اون غیب و شنیدن اون غیب و اخبار از اون غیب بر جنیان به طور کامل با نزول قرآن چی شده؟

بسته شده دیگه.

این راه مسدوده.

لذا این پناهندگی برای آدم‌ها تا قبل از این هم اگر امر مثبتی نبوده ولی شاید یه چیزایی توش گیر میومده.

اما دیگه بعد قرآن چیزی گیره کسی از پناه بردن به جنیان اصلاً نمیاد چون راه بسته است.

اصلاً نمی‌تونه بره استراق بکنه.

راه مسدوده.

هرچه لازم بوده آدما از غیب بدانند همه را خدا تو قرآن بیان فرموده.

هرچه لازم بوده آدم‌ها از غیب بدانند رو خدا تو قرآن بیان کرده.

بیش از این قرار نیست بدانند.

قرآن هم مبین دارد، مفسر دارد، پیغمبر اکرم، اهل بیت علیهم السلام.

هرچه لازم باشد در توضیح قرآن به ما بگن اونا به ما میگن.

دیگه احتیاجی نداریم بریم سراغ یه کسانی که اونا به جنیان پناه ببرند.

جنیان برای ما استراق سمع بکنند خبر بیارن.

اونم دیگه از این به بعدی که راه‌های آسمون بسته است هرکی هم بخواد خبر بیاره جز یه خبر ساختگی و توهمی چیزی نمی‌تونه تحویل مراجعین خودش بگید بدهد.

خب چی شد؟

حالا ادامه سخنرانی‌شون.

میگن و أنا حالا از اینجا به بعد جنیان أنا که میگن این جنیان صالح دارند خودشونو با بقیه جنیان که مخاطبان ایشان هستند دارن چه می‌کنند؟

جمع می‌زنن.

از اینجا به بعد میگن بالاخره امروز در مقابل ما جنیان دو تا راه پیش روی ما بگید هست.

ما که ایمان آوردیم و توضیح هم دادیم چرا ایمان آوردیم و به خاطر چه چیز کشید کار ما به اینجا که امروز شدیم مبلغان قرآن.

ما که توضیح دادیم براتون.

اما شما بدانید ما جنیان امروز و أنا من المسلمون و من القاسطون.

دیگه از این به بعد جریان ما جنیان اینه.

برخی‌مون مسلمان خواهند بود و برخی‌مون قاصط یعنی ظالم یعنی غیر مسلمان یعنی کافر در این سیاب و بعضی‌مون مسلمان نخواهند بود.

قاصط و کافر و ظالم خواهند بود.

فمن أسلم از بین ما جنی‌ها هرکس که تسلیم گردد مسلمان بشود تسلیم گردد.

فأولئك تحرّوا رشدا.

اینا کسایی هستند که تحرّوا احراز می‌کنند.

چه چیز را؟

رشد را، رشد یافتگی را.

پس معلوم شد أراد بهم ربهم رشدا.

هرکس اسلام آورد تسلیم شد، ایمان به قرآن، ایمان به پیغمبر آورد.

فأولئك تحرّوا رشدا و أما القاسطون و أما قاصطان اونهایی که اسلام نیارن، تسلیم نشن، سرکشی کنن، ظلم پیشه کنن، بخوان به خیال خودشون خدا را به عجز دربیارن، بخوان به خیال خودشون با خدا درگیر باشن، اونا هم بدونن و أما القاسطون فكانوا لجهنم حطبا.

قاصطون هم برای دوزخ هیزم خواهند بود.

اونا هم بدونن تکلیف ما جنیان بعد از این اینه.

یا مسلمان میشیم و به رشدی که خدا برای اهل زمین اراده کرده است می‌رسیم یا مسلمان نمی‌شیم و قاصطانه کفر می‌ورزیم و آماده می‌کنیم خودمون را که هیزم چه باشیم؟

هیزم جهنم باشیم.

اینجا یه دقتی می‌خوام بکنید.

و اللو استقاموا على الطریقة لأسقيناهم ماء غدقا لنفتنهم فيه ومن يعرض عن ذكر ربه يسلكه عذابا سعدا.

اول دو تا آیه رو معنی کنم بعد توضیحی بدم راجع بهش.

و اینکه، و اینکه اللو استقاموا و اینکه اگر استقامت ورزیده بودند بر طریقه، بر راه، اگر استقامت ورزیده بودند بر راه کیا؟

این قاصطونی که کانوا لجهنم حطبا.

اینا اگر استقامت ورزیده بودند على الطریقه بر راه، راه میشه راه چی؟

اسلام.

من المسلمون و من القاسطون.

اگر قاصطون استقامت ورزیده بودند بر طریقه لأسقيناهم ماء غدقا ما به اون‌ها آبی گوارا چیکار می‌کردیم؟

می‌نوشاندیم.

کی داره میگه ما به اون‌ها آبی گوارا می‌نوشاندیم؟

خدا.

ما به اون‌ها آبی گوارا می‌نوشاندیم لنفتنهم فيه تا ایشان را درباره اون آب غدق، آب گوارا چیکار کنیم؟

آزمایششون کنیم.

لنفتنهم فيه.

اون وقت و من يعرض عن ذكر ربه يسلكه عذابا سعدا.

هر کس اعراض می‌کرد از ذکر پروردگارش، پروردگارش او را به عذابی فزاینده می‌کشانید.

ببینید چی داره میگه ماجرا چیه؟

ماجرا اینه.

می‌فرماید که اول از قول این جنیان می‌فرماید که ما دو گروهیم.

مسلمون، قاصتون.

مسلمون تحرّوا بگید رشدا.

قاصتون کانوا لجهنّم حطب.

درست شد؟

اینا حطب جهنم، اینا رشد یافته.

و ألَّوِاستقاموا على الطَّریقة.

حالا می‌خواد یه توضیحی بده.

میگه اینا که حطب جهنم شدند اینطوریه جریان.

جریان مسلمان شدن و به رشد رسیدن یه چیز مفتی بگید نبوده.

جریان این بوده.

ألَّوِاستقاموا على الطَّریقة اگر اینها استقامت بر طریقه می‌کردند، استقامت بر طریقه اگر می‌کردند یعنی اگر به جای قاصد شدن چه می‌شدند؟

مسلم می‌شدند.

اگر به جای قاصد شدن مسلم می‌شدند اینجوری نبود که مفتی برسند به رشد.

در واقع داره ذیل قاصتون صحبت میکنه که مسلمون مفتی به رشد نرسیدند.

مجانی به رشد نرسیدند به صرف یک تسلیمی.

جریان این شکلیه.

ألَّوِاستقاموا على الطَّریقة اگر استقامت بر طریقه به خرج داده بودند ما چکار می‌کردیم؟

لأسقیناهُم ماءً غدقا.

ما در صورت مشاهده استقامت بر طریقه، این استقامت کنندگان را اسقاء می‌کردیم.

اسقاء یعنی نوشاندن از آبی گوارا.

اینا رو اسقاء می‌کردیم از آبی گوارا.

چطور الان خدا وقتی ما آدم‌ها رو میخواد امتحان کنه به ما چی میده؟

نعمت میده.

اسقاء آب غدق تو عالم جنیان یعنی برخوردار کردن اون‌ها از نعمات و از الطاف ویژه.

اگر استقامت بر طریقه می‌کردند، اون‌ها رو از آبی گوارا چه می‌کردیم؟

اسقاء می‌کردیم.

به چه منظور؟

لنفتنهُم فیه.

به منظور آزمایش.

آزمایش آنان درباره‌ی آن آب گوارا.

که ببینیم نسبت به اون آب گوارا چه عکس العملی نشون میدن.

شاکر میشن، کافر میشن.

امتحانشون می‌کردیم.

لنفتنهُم فیه.

و اگر از این آزمایش این‌ها بنا بود که شکست بخورند و این آب گوارا باعث بشود که اعراض از ذکر رب براشون اتفاق بیفته.

و من یعرض بگید عن ذکر ربه يسلكه عذابا سعدا.

خدا او را می‌کشاند به چی؟

عذابا سعدا.

به عذابی فزاینده.

یعنی یه چرخه درست کرد.

میگه همین قاصتون خیال نکنن که جهنمی شدنشون در مقابل مفت آ-- ارزان و آسان بهشتی شدن یا به رشد رسیدن مسلمون بوده.

همین حضرات قاصتون اگر بر طریقه مثل مسلمین استقامت می‌کردند، تازه آزمایش می‌شدند با آب گوارا که د-- با در واقع اسقاء می‌شدند با آب گوارا تا آزمایش بشن درباره‌ی اون آب گوارا.

بعد اگر اعراض می‌خواست اتفاق بیفته بازم خروجی‌ش چی بود؟

بگید همین عذاب فزاینده جهنم بود.

سعد یعنی فزاینده.

بازم همین بود.

پس معلوم شد قاصتون دو گروه می‌شوند.

از اینجا پیدا میشه که قاصتون دو گروه می‌شوند تو عالم جنیان.

اونایی که کلاً از اول ایمان بگید نمی‌آورند.

دو، آنان که ایمان می‌آورند اما در آزمایش الهی شکست می‌خورند.

پس در عالم جنیان هم مسئله انقدر بسيط نیستش که به صرف اینکه آقا اگه کسی تسلیم شد به اینکه خدا راست گفته تموم بشه قصه.

مسلمون فقط میشن کسانی که هم ایمان بیاورند هم در فتنه چی بشن؟

پیروز فتنه باشند.

پیروز آزمایش الهی باشند.

این میشه مسلمون.

ماجرا وقتی، وقتی شما این مطلب رو متوجه شدید حالا به یه نکته فنی دقت کنید.

این ألَّوِاستقاموا على الطَّریقة على القاعدة سخن، سخن کی باید باشه اینجا؟

على القاعدة.

على القاعدة.

کی داشت حرف می‌زد؟

جنیان داشتن حرف می‌زدن.

پس على القاعدة اینم باید سخن کی باشه؟

جنیان.

ببینید اینجا گفتن و أنا منّ المسلمون.

کی داشت میگفت أنا منّ المسلمون؟

جنیان صالح داشتن می‌گفتن دیگه آقا ماها، ما طایفه جنی‌ها منّ المسلمون و منّ ال قاسطون.

اینا داشتن می‌گفتن دیگه.

وعنا من المسلمین ومن القاسطون فمن أسلم فأولئک تحروا رشدا وأما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا وأن لو استقاموا على الطریقة.

اینجا ما انتظار داشتیم.

خوب دقت کنید.

ما انتظار داشتیم که این جمله هم همچنان جمله کی باشد؟

جنی‌ها باشد که اگر جن-- جمله جنی‌ها می‌بود ما انتظار داشتیم اینجا خدا بگه، آه، بگه أن لو استقاموا على الطریقة از قول جنیان بگه.

جنیان گفتند که اگر قاصتان بر طریقه‌ یعنی اسلام استقامت ورزیده بودند لأسقى الله، لأسقاهملله.

چون داره از قول کیا میگه؟

جنیان میگه دیگه اونا باید بگن لأسقاهملله ماء غدقا لچی؟

لیفتنههم، لیفتنههم.

متوجه مطلب شدید؟

الان بنده با عزت‌تون جن، یکی از جنیان.

خب؟

دارم صحبت می‌کنم.

میگم که می‌خوام بگم روال طبیعی.

جملاتی رو دارم حرف می‌زنم خدا داره از من نقل قول می‌کنه.

میگه جنیان گفتند حالا اینا رو گفتند.

آی حضرات جنیان، جنیان محترم، خواهران و برادران جنی عزیز!

همانا برخی از ما مسلمانیم و برخی قاصط و از طریقه‌ی اسلام به دور.

و اما آنان که مسلمان‌اند، ایشان تحروا رشدا.

این‌ها به رشد یافتگی الهی دست پیدا می‌کنند.

و اما قاصتان، آنان که از طریقه‌ی اسلام بیرون‌اند فکانوا لجهنم حطبا.

این‌ها هیزم دوزخ خواهند بود.

وأن لو استقاموا على الطریقة و این قاصتان گمان نکنند که بهشت رفتن و نجات از جهنم امری ارزان بوده که چنین نبود.

و اگر ایشان بر طریقه‌ی اسلام تازه بر فرض اینکه اسلام می‌آوردند و بر طریقه‌ی اسلام ثبات قدم نشان می‌دادند، تازه خدا آنان را آبی گوارا بگید، می‌نوشاند تا ایشان را درباره این آب آزمایش کند و آنگاه هرکس که از یاد پروردگارش اعراض کند باز هم او را به عذابی فزاینده می‌کشید.

خب من اگه دارم به عنوان جنی دارم صحبت سخنرانی می‌کنم، الان باید بگم کی به اون‌ها آب می‌نوشاند؟

خدا.

تا آنها را آزمایش کند.

اینجا چه اتفاقی افتاده؟

اینجا به جای اینکه بگه خدا اون‌ها را آب می‌نوشاند گفته لأسقی ناهم و به جای اینکه مثلاً بگه لیفتنههم گفته لنفتنههم.

یه جوری صحبت کرده که انگار گوینده این سخن کیه؟

خداه.

اگر، اگر ادامه این سخن برای ما واضح نبود که همچنان سخن کیاست؟

جنیانه.

چون أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا وأنه لما قام عبد الله يدعو قادو يكونن عليه لبدا واضحه که همچنان ادامه سخن کیاست؟

جنیان.

اگه برای ما واضح نبود که ادامه سخن جنیانه، اینجا می‌گفتیم دیگه خدا بلندگو رو از دست جنیان گرفته، بقیه ماجرا رو کی داره تعریف می‌کنه؟

خودش.

دیگه اینجا گوینده را کی می‌گرفتیم؟

خدا.

چون أسقی ناهم از خدا برمی‌آد که بگه أسقی ناهم لنفتنههم تا اون‌ها را بیازماییم.

اینا متکلمه دیگه.

ما اون وقت می‌گفتیم اینا سخن خداست.

ولی چون در ادامه همچنان سخن جنیان هست، اینجا یه کم مکث می‌کنیم.

بگیم این دو تا جمله، جمله‌ی خدائه یا بگیم جمله‌ی جنیانه؟

چی کارش بکنیم؟

بگیم جمله‌ی خدائه، خب ادامه که هنوز جمله‌ی جنیانه.

بگیم جمله‌ی جنیانه، خب چرا میگن أسقی نا؟

مگر جنیان أسقای آب می‌کنند؟

مگر جنیان آزمایش می‌کنند؟

خب خدا آزمایش می‌کنه.

اینجا می‌مونیم.

بعضیا راه چی رو در پیش گرفتن؟

معترضه.

اونا میگن این دو تا جمله چیه این وسط؟

معترضه است.

این دو تا جمله مال خداست باز بعدش سخن کیه؟

من اینجا هم میگم حضرات، آخه معترضه.

مال جاییه که مبحثش با قبل و بعد موضوعاً، مفهومًا فرق کنه.

وقتی ادامه همون سخنه یعنی چی معترضه؟

ادامه همون سخنه.

چرا زود به معترضه س-- شما پناه می‌برید؟

یه کم صبر کنیم.

حالا می‌خوام حل ماجرا رو براتون توضیح بدم توی مثال خیلی آسون.

مثال خیلی آسون.

الان من اومدم سر کلاس شما فرض کنید، یه مطلبی را مطرح کردم با شما.

میگم که دانش‌آموزان، قرآن‌آmozانی که انشاالله توی ترم سوم آزمونشون نمره‌ش اینطور باشه فرض کنید، ما اون‌ها را وارد دوره تربیت مربی خواهیم کرد.

من صحبت می‌کنم با تون.

میگم انشاالله کسانی که نمره بالای مثلا هجده بگیرن، نمره بالای فلان بگیرن ما اون‌ها رو وارد دوره چی می‌کنیم؟

تربیت مربی می‌کنیم.

شنیدید ماجرا را.

حالا شما می‌رید بیرون از اینجا به یه جماعت دیگه‌ای می‌گید که حاج آقا گفته که اگر کسی، حاج آقا گفته که اگر کسی آزمونش مثلا بالای هجده بشه، اونو وارد دوره چی می‌کنه؟

تربیت مربی می‌کنه.

وارد دوره تربیت معلم می‌کنه.

یه نقل قولی کردید از کی نقل قول کردید؟

از من.

تا اینجا روشن مثال.

من یه حرفی به شما زدم.

شما رفتید از بنده بیرون چکار کردید؟

نقل قول کردید.

حالا من می‌خوام نقل قول شما را که از من کردید بیان کنم.

الان بنده اینجا وایسادم میگم یه کسانی از این کلاس گفته‌اند بیرون، گفته‌اند که اگر از قول ما گفته‌اند، گفته‌اند که اگر نمره اون‌ها تو آزمون بالای نمره شما تو آزمون بالای هجده باشد، اون‌ها را وارد دوره تربیت مربی می‌کند یا می‌کنیم.

آقا شما گفته بودید می‌کند.

حاج آقا اینا رو وارد دوره تربیت مربی می‌کند.

الان شما دارین نقل قول- آها من دارم نقل قول می‌کنم از شما.

ولی شما یه جا راجع به کی حرف زدی؟

فعلت به من مربوط بوده.

آقا درسته که "أقیناهم" فعلیه که به خدا مربوط میشه یعنی من خدا.

و درسته که این جمله تو نقل قول جنیانه.

جنیان نگفتن "أقینا" جنیان گفتن "أقلاه".

من دارم از زبان جنیان "أقلاه" رو معنی می‌کنم.

خودم کیم؟

خودم الله‌م دیگه.

من اون تیکه رو میگم "أقینا".

میگم اینا گفتن در ادامه اینکه چیا گفتن و گفته‌اند که اگر بر طریق استقامت ورزیده بودند آنان را آبی گوارا می‌نوشاندیم.

نه که خودشون می‌نوشاندند.

من می‌نوشاندم.

اونا گفتن ولی از قول من گفتن به من نسبت دادن.

من می‌تونم این تیکه رو.

حالا من می‌تونم اینجوری هم بگم.

می‌تونستم اینجوری تعریف کنم.

بگم یه کسانی از این کلاس رفتن بیرون گفتن اگر هرکس نمره‌اش بالای هجده باشه حاج آقا او را وارد دوره بگید تربیت مربی می‌کند.

اینم می‌تونم بگم نقل قول درستیه.

اینم می‌تونم بگم.

یه کسانی از اینجا رفتن بیرون گفتن که حاج آقا گفته اگر نمره کسی بالای هجده باشه او را وارد دوره تربیت مربی می‌کنیم.

من کی همچین حرفی زدم؟

یا آره بله من همچین حرفی زدم.

ها؟

اینم می‌تونم بگم.

چون نقل قول دارم می‌کنم از کسی ولی یه جایی از سخن او به خود من مربوطه، فاعلش خود من هستم.

من می‌تونم اون تیکه‌شو بتو کلمه مع غیر بیارم.

هیچ اشکالی هم تو کلام ایجاد نمی‌شود.

کیا متوجه شدند؟

باریکلا.

باریکلا.

باریکلا.

اصلاً انتظار نداشتم.

کیا متوجه نشدن؟

باریکلا.

احسنت.

متوجه نشدید واقعاً؟

متوجه نشدید؟

آقا این جنیان در حال سخنرانی بودند یا نه؟

بله.

پیغمبر اکرم بهش وحی شده که سخنرانی اون‌ها را برای ماها چکار کنه؟

تعبیر کنه.

تعریف کنه بشه سوره جن.

[آیه قرآن] از قالو به بعد همه سخن کیا بود؟

جنیان.

همه سخن جنیان بود.

داشتن تو خودشون سخنرانی می‌کردن.

اینجوری.

ما یه قرآن عجیبی شنیدیم هدایت به رشد می‌کند.

پس به اون ایمان آوردیم و دیگر هرگز کسی را شریک پروردگار خود قرار نخواهیم داد.

ما فهمیدیم که شأن پروردگار ما بلندتر از آن است که همسری اختیار کند یا فرزندانی بگیرد.

ما دانستیم که سفیه ما به خدا دروغ نسبت می‌داد، چرت و پرت می‌گفت، حرف بی‌ربط می‌زد.

ما هم ساده لوح بودیم.

گمان می‌کردیم هیچ جن و انسی به خدا دروغ نمی‌بندد.

ماجرا از این قرار بود.

می‌دانید که دائماً مردانی از انس به مردانی از جن پناه می‌آوردند و باعث افزایش انحراف آنها می‌شدند و ما آم-- و اون‌ها گمان می‌کردند که خدا هرگز کسی را مبعوث نخواهد کرد.

همونطور که شما همچنین گمانی داشتید.

ما به آسمان رفتیم تا حقیقت ماجرا را جستجو کنیم و دیدیم آسمان پر شده از پاسبان‌ها و مسلح همه مسلح.

در حالی که ما قبلاً در آسمان در جایگاه‌هایی می‌نشستیم و می‌شنیدیم و گوش می‌دادیم.

ولی امروز هرکس که است-- می‌نشیند تا سخنی را بشنود، شهابی از موضع رصد به او اصابت می‌کند و دیگر امکان استراق وجود ندارد.

ما متحیر شدیم.

نفهمیدیم که چه شده.

آیا شری برای اهل زمین اراده شده یا پروردگارشان نسبت به ایشان رشدی را اراده کرده است؟

ماندیم و می‌دانید ما که برای تحقیق رفته بودیم برخی صالح بودیم و برخی غیر صالح.

روش‌های ما متعدد بود.

ما که صالحان باشیم گمانمان بر این شد که هرگز نمی‌شود خدا را به عجز درآورد و هرگز نمی‌توان از دست خدا فرار کرد.

لذا ما به محض اینکه هدایت را شنیدیم، به اون ایمان آوردیم و خیالمان راحت است که اگر کسی به پروردگارش ایمان بیاورد، هرگز از کاستی و از انحراف هراسی نخواهد داشت و اما ای برادران و خواهران جنی، برخی از ما مسلمانیم و برخی قاصت و از طریقه‌ی اسلام بیرون.

آنان که اسلام بیاورند به رشد یافتگی الهی خواهند رسید و آنان که از طریق بیرون باشند هیزم جهنم خواهند بود.

و اگر اون کسانی که قاصت‌اند و اگر بر طریقه‌ی اسلام استقامت ورزیده بودند، تازه این نبود که به راحتی وارد بهشت بشوند.

خداوند حالا ببینید اینطوری می‌تونه بگه خداوند آنان را با آب گوارا آزمایش می‌کرد و اگر در اون آزمایش پیروز نمی‌شدند باز هم به جهنم می‌رسیدند.

این یه حالت.

یه بار اینه که چون من خدا دارم از اونا نقل قول می‌کنم، دارم سخنرانی این جنیان رو برای بقیه می‌خونم، اینجاشو اینجوری میگم و گفتند که اگر قاصتان بر طریق استقامت ورزیده بودند، هر آینه ما آنان را آبی گوارا می‌نوشاندیم تا ایشان را آزمایش کنیم درباره‌ی اون آب گوارا.

و اگر کسی اعراض از ذکر پروردگارش می‌کرد، پروردگارش او را به عذابی فزاینده می‌کشید.

دو حالت می‌تونه اینجا شکل بگیره.

من دارم از اون‌ها، من خدا، خدا دارد از اون‌ها نقل قول می‌کند.

یه جایی تو سخنرانی اون‌ها، یه کاری کار کیه؟

خود خداست.

این و آنان همچنین گفتند اول هر کدوم از این و انه ها هست و انه و انه و انه و ان لستقامو.

اینم ان، ان اول ان لستقامو، ان مخففه است.

ان مخففه الثقیله است.

یعنی اونم یه انه دیگه‌ست.

اونم یه انه دیگه‌ست مثل انه‌های قبلی.

و همچنین گفتند و همچنین گفتند و همچنین گفتند بارها خدا وسط این سخنرانی گفته و همچنین گفتند.

تو این فراز آخرش هم گفته و همچنین گفتند که اگر قاصتان بر طریق استقامت ورزیده بودند ما آنان را آبی گوارا می‌نوشاندیم.

مای اینجا خود جنی‌ها نیستند.

مای اینجا منی هستم که دارم از اون‌ها چه می‌کنم؟

نقل قول می‌کنم.

این کل ماجراست.

خب روشن.

بعد می‌فرماید حالا تا اینجا رو یه بار نگاه کنید.

بعد از اینکه شرح ماجرا کردند، پس یه بار اجمال ماجرا بود.

قالوا انا سمعنا قرآنا عجبا يهدي الى الرشد فآمنا به و توضیحات اولیه لم نشرک بربنا و چیا.

یه بار دیگه‌ش چی بود؟

تفصیل ماجرا بود که چه شد.

ما سر از تحقیق آسمانی درآوردیم و چه شد رسیدیم به ایمان به قرآن.

اینو توضیح دادند.

این تیکه‌ی آخری صحبتشون هم اینه.

این تیکه‌ی تا اینجا آخری یعنی آخری ببخشید هم آخری.

این تیکه هم اینه.

آخر و آخری یه فرقی داره ما طلبه‌ها توش گیریم.

خب [خنده] و ان من المسلمون و من القاصتون.

این تیکه آخر صحبتشون هم اینه که آقا بالاخره ما جنی‌ها یا مسلمانیم یا قاصتیم.

کسی مسلمان باشه به رشد می‌رسه.

کسی قاصت باشه به جهنم میره.

تازه این قاصتان اگر استقامت...

البته بعضی هم اینو بگن ما.

ممکنه کسی بگه واو استقامون به کیا می‌خوره؟

بگید.

مسلمون.

مسلمون اگر بر طریق استقامت اما چون لو داره بهتره بگیم واو استقامون به کیا می‌خوره؟

به قاصتون.

یعنی اگر قاصتون استقامت بر طریق ورزیده بودند که نورزیدند، اگر این کارو کرده بودند تازه تو این مسیر قرار می‌گرفتند که لأسقیناهمو آن غدقا لنفتنهم فیه.

اون‌ها رو با آب گوارا.

اینم تعجب نکنیدا.

آب گوارا خدا دیگه برای ما چجوری توضیح بده به جنیان از دنیا چی میده.

دن-دنیای جنیان کنایه اش برای ما چیه؟

اونا رو با چی آزمایش می‌کنیم؟

ما عن غدقا.

آبی گوارا.

این آب گوارا وسیله‌ی امتحان جنیانه.

چه اینکه وسیله‌ی امتحان ما چیه؟

نعمت حیات دنیا.

نعمت حیات دنیای اون‌ها آب گوارا است.

حالا این آب گوارا در دنیای اون‌ها چه جلواتی دارد که برای اون‌ها مایه فتنه و آزمایش است.

فعلاً ماها دسترسی نداریم و نمی‌دونیم چه جلواتی دارد، چه شکلی اینا با آب گوارا آزمایش می‌شوند.

آیا از آب گوارا نعماتی براشون پدید میاد نسبت به اون نعمات آزمایش میشن یا خود آب گوارا اصلاً یک عامل آزمایش خاص در عالم جنیانه؟

چیه جریان؟

من جزئیات نمی‌دونم.

بله؟

خب پیغمبر که خود-- پیغمبر به وسیله‌ی وحی مطلع شده.

پیغمبر داره آیات قرآن رو می‌خونه.

اما از حضور جنیان، استماع اون‌ها و اینکه اینا بعد از استماع تو خودشون چی گذشته و چه صحبت‌هایی تو خودشون داشتند، پیغمبر از اینا مطلع نیست.

آسمان‌ها غرق بوده ولی غرقش مطلق نبوده.

یه جاهایی برای استراق بوده.

آسمان‌ها مرحله به مرحله با تکمیل وحی غرق شده.

خب و ان المساجد لله.

بازم ادامه‌ی سخن جنیان خطاب به خودشون.

بعد از اینکه گفتن آقا راه، راه اسلام است و قاصت بودن فایده نداره، بدبختیه.

قاصت بودن آدمو جهنمی می‌کنه.

حالا از زبان جنیان سخنانی را مطرح می‌کنه که دیگه فضای جن را با فضای سوره پیوند بزنه.

خوب دقت کنید.

جنیان در ادامه‌ی سخن‌شون گفتند که همانا مساجد از آن کیست؟

الله است.

یعنی ما جنیان صالح فهمیدیم که سجده مطلقا متعلق به کیه؟

خداست.

پس زمان سجده، مکان سجده، اعضا و جوارح سجده همه متعلق به چه خواهد بود؟

خدا.

جز برای او، جز در مقابل او، جز در زمانی که او بخواهد، جز در مکانی که او اراده داشته باشد سجده نداریم.

سجده مطلقاً مساجد جمع مسجد است.

مسجد اسم زمان و مکان است.

یعنی می‌خواهد کنایه از اینکه سجده در هر دو بعد زمان و مکان مطلقاً متعلق به کیست؟

خداست.

"وأن المساجد لله".

ای جنی‌ها "وأن المساجد لله".

مساجد مطلقاً از آن خداست.

"فلا تدعوا مع الله أحدا".

پس توصیه ما جنیان صالح به شما این است با الله اهدی را بگید نخوانید.

"لن نشرک بربنا أحدا".

با الله اهدی را نخوانید.

"وذه تعجب".

جنیان دارند به جنیان دیگر میگویند.

میگویند حق ماجرا این است "وأنه".

و همچنین گفتند که "أنه لما قام عبد الله يدعوه".

جنیان دارند در خودشان یک اظهار تعجبی می‌کنند از رفتار ما کیا؟

ما آدم‌ها.

میگویند عجیبه!

"أنه لما قام عبد الله يدعوه".

وقتی که عبدالله اینجا یعنی کی عبدالله؟

پیغمبر که از ادامه فهمیده میشه یعنی پیغمبر.

"قل إنما أدعو ربی".

قل بحث‌های بعدی که میان.

ع-عبدالله یعنی پیغمبر.

جانم به این اسم عبدالله.

اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

و گفتند که همانا وقتی عبدالله قیام کرد تا پروردگارش را بگید بخواند "كادوا يكونون عليه لبدا".

نزدیک است که بر او از شدت خشم و اعتراض هجمه بیاورند و تراکم کنند.

یعنی نزدیک است او را در حلقه خود بفشارند، محاصره کنند.

به جرم چی؟

به جرم اینکه او قیام کرده تا پروردگارش را بخواند.

سخنرانی جنیان اینجا دیگه نقل خدا از سخنرانی جنیان اینجا چی میشه؟

تمام میشه.

دیگه خدا از این جمله جنیان مطلب را میگیره میاد سراغ ما.

از این جمله جنیان، از این آخرین جمله‌شون که در خودشان تعریف کردند، اظهار تعجب کردند از اینکه وقتی پیغمبر بلند شده خدا را بخواند، دور او اجتماع کردند و تراکمی درست کردند لبد.

متراکم شدند او را در حلقه محاصره خود فشار دادند که تو چرا داری خدا را میخوانی؟

آنها داشتند حالا حرف‌هایشان را می‌زدند.

ای بسا بعد از این جمله کل هم با هم چکار کردند؟

بگید.

صحبت کردند ولی دیگه خدا هر مقداری که لازم بود از صحبت آنها بگه تا اینجا گفت.

همه این‌هایی که خدا تا اینجا گفت که آخرین جمله‌هاش این دو تا بود، همه این‌ها ذیل چی بود؟

ذیل چی بود؟

"قل أوحي".

این، این به کی گفت؟

به همان عبدالله.

به آن عبدالله گفت "قل أوحي إلي أنه استمع نفر من الجن".

این عبدالله در چه حالی این آیات را خوانده؟

در حالی که آنها دور و برش چکار کردند؟

ازدحام کردند.

چه کار داری می‌کنی؟

چه خبره؟

"أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

قل أوحي إلي أنه استمع نفر من الجن فقالوا إنا سمعنا قرآنا عجبا يهدي إلى الرشد فآمنا به".

و تا برسد به اینجا آخرین جمله‌ای که پیغمبر در این محاصره خوانده از نقل قول جنیان همان صحنه‌ای که بوده، خود که، که خودش توش چیه توش الان؟

واقعه است.

"وأنه لما قام عبد الله يدعوه كادوا يكونون عليه لبدا" که از اینجا به بعد خدا می‌فرماید حالا جواب این آدم‌هایی که تو را در محاصره گرفته‌اند بده.

قل بهشون بگو.

قل اول، اول سوره بود.

این قل دومش است.

به این آدم‌هایی که دور و برت جمع شدند تو را در محاصره گرفتند که چرا داری خدا را صدا می‌زنی؟

بگو "إنما أدعو ربي".

آقا چه اعتراضی به من دارید که چرا خدا را می‌خوانی؟

من دارم کیو میخوان-می‌خوانم؟

پروردگارم را می‌خوانم.

"ولا أشرك به أحدا".

من با پروردگارم هرگز کسی را شریک قرار نمی‌دهم.

استراحت بفرمایید.

انشاالله یک ربع دیگه در خدمتتون هستیم.

بتوانیم یک نیم ساعتی هم قبل از اذان در خدمتتون باشیم انشاالله برای ادامه بحث‌ها.

در محمد و آل محمد صلوات.

[موسیقی پاپ]