د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
جمعبندی سیاق دوم: محادّه با خدا و رسول
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۴۱:۵۵
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۷ سرفصل
## جمعبندی سیاق دوم: محادّه با خدا و رسول
۰:۱۱
## خطر محادّه از فسق علنی بیشتر است
۱۱:۳۶
## افق اجتماعی امروز و نیاز به قرآن بهمثابه جامع
۱۴:۲۶
### نجوای اثم در برابر نجوای بر
۲۲:۲۷
### چیستی محادّه و منطقهٔ استحفاظی نفس
۲۶:۱۶
### از حدود تا نجوا
۲۶:۵۸
### افق امروز
۲۹:۴۸
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
جمعبندی آیات یک تا چهار انجام شد.
فضای سخنش هم که تو خود آیات بیان شده بود.
اما آیه پنج تا
سیزده. اولین آیه، اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
اونایی که با خدا و پیغمبرش
محاده میکنند؛
یعنی حدودی را که خدا و پیغمبر
تعیین فرمودهاند اینا به رسمیت
نمیشناسند، حدود دیگری را تعریف میکنند،
تداخل حدود پیش میاد.
اینا اون کسانیاند که معتقدند خدا و پیغمبر توی
منطقه استحفاظی اینا مرز زدهاند
و حق نداشتند مرز تعریف کنند
و میخوان خدا و پیغمبر را به
زعم خودشون از منطقه استحفاظی خودشون که حالا شخص خودشونه، آداب و سننشونه، قوانین اجتماعیشونه، هرچی که هست
بیرون کنند. این محاده.
خدا میفرماید اینایی که با خدا و پیغمبر محاده میکنند،
کوب تو خار میشن. یعنی این در افتادن با خدا و پیغمبر در مسئله حدود،
خار شدن و ذلیل شدن را به دنبال داره.
چون حق نیست دیگه. شما یه بار در یک موضع حقی ایستادی، در یک موضعی که زیر پا میگن سفته،
یه بار وایسادی م-- خودت مخلوق خدا، زمین مخلوق خدا، زمان مخلوق خدا، بود و نبود و هست و نیست همه متعلق به خدا.
همه چیز متعلق به خدا.
یه انسان ضعیف عاجزی که با خدا که چه عرض کنم با آسمون خدا قابل قیاس نیست.
شما کجا، آسمونی که خلق کرده کجا
. این انسان کوچک، ناچیز،
عاجز، ضعیف میاد وایمیسته در مقابل خدا مدعیه.
خدا میگه خب ببین "ای مگس
عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست،
ارز خود میبری و زحمت ما میداری".
پس چه کاریه تو میای با ما در میافتی سر احکام؟
سر تعیین حد و مرز
با خالق عالم در بیفتی.
میگه خار میشی دیگه خودت داری خودتو خار میکنی.
کوب تو خار میشوند .
همونطور که کسانی قبل اینا محاده کردن اونا خار شدن.
هرکی در مقابل حدود الله ایستاد خار شد،
ذلیل شد. ما به اندازه کافی نشانههای روشن
برای اینکه آدما دست از محاده،
بگید بردارند نازل کردیم
. اما یه عدهای نمیخوان بپذیرن، میخوان حدود الهی را بهش کفر بورزن.
باشه برای کافران عذابی خوار کننده، مهین از اهانته،
از هونه، پستی.
هون یعنی پستی. مهین یعنی پست کننده.
عذابی پست کننده برای کافران در نظر داریم.
پس ببینید همین آیه اول مشخص کرد که ما در این سیاق داریم سر چی بحث میکنیم؟
سر محاده، سر محاده و محاده کنندگان.
ما دیگه سر زهار بحث نداریم.
از اینجا به بعد بحث ما راجع به محاده کنندگانه.
حالا ولو این محاده کنندگان امروز بهانهشون حکم
زهاره. دارن با حکم زهار محاده-- مقابله میکنند.
خیلی خب. اما مسئله فقط حکم زهار نیست.
ممکنه چند سال بعد در مقابل قصاص بخوان تظاهرات بکنند.
خب، اونم یه جور محادهست.
یا هر روزی بخوان یکی از حدود الله را
به چالش بکشند و زیر سؤال ببرند و بگن ما از خدا بیشتر، بگید
میفهمیم، بیشتر میدانیم، بیشتر هم حق داریم.
خیلی خب .
این عذاب مهینی که خدا فرمودی برای کافران در نظر داری کِی بهشون میرسه؟
روزیکه. روزیکه
روزیکه خدا همه اینها را مبعوث میکنه.
همه از خاک سر بر میآورند، مبعوث میشوند، محشور میشوند
. همون روز خبر میده بهشون به عملکردشون.
میگه شما چikاره بودید؟ میگه یادته تو همانی که در دنیا
حکم ما را، حد و مرز معین شده به وسیله آیات بینات ما را نپذیرفتی
و در مقابل حکم مسلم ما
اظهار مخالفت کردی.
تو اونی .
تو کی بودی؟ چه حقی به خودت دادی در مقابل حکم ما قد علم کنی؟
بگی من قبول ندارم. آخه تو چه کاره بودی؟
خالق خودتم نیستی
چه رسد به خالق جهان. چه رسد به خالق انسانهای دیگه.
بعد بخوای برای کل جهان تعیین تکلیف کنی.
حد و مرز خودتو باید میشناختی.
. دونه دونه را خدا شمرده.
دونه دونه اظهار نظرهایی که در مقابل حدود الله کردید
. دونه دونه مقابلههایی که تو دنیا انجام دادید همه را شمرده.
حتی اونی رو که خودش یادش نیست طرف.
و نسوه احصاه الله ونسوه یعنی چی؟
احصاه الله ونسوه. یعنی شاید تو یادت بره، او یادش
نمیره. ثبت و ضبط.
همه را باید جواب بدی.
احصاه الله ونسوه.
این نوع تهدیده این؟ بله، بله، بله.
یعنی شما مثل همون تهدید اون آیه که میگه مال هذا الكتاب لا يعادر صغيرة
ولا كبيرة الا احصاها،
احصاها اونجا هم عین همینه. این چه نامه عملیه که هیچ ریز و درشتی را جا
ننداخته. آقا من اصلاً یادم نبود این موردو.
تو یادت نبود چون فراموشکاری،
چون انسانی. اما او که خالقه، او که کتاب عالم دستشه، او یادشه.
او همه رو شمرده. پس شما ببین این لازمش چیه؟
این لازمش تقوای حد، حداکثریه.
یعنی شما باید خیلی
تلاش کنی که از خودت مراقبت کنی.
بهش میگن ورع. تقوا برسه به حد ورع.
خیلی خودتو به پای خیلی مراقب خودت باشی.
شدت مراقبت لازمه تو این دنیا.
حساب و کتاب عالم دقیق و ظریفه، مو به موئه،
ریز به ریزه. بله،
برای کیا؟ برای کسایی که قراره خدا
مجازاتشون کنه به عذاب.
اما اگر کسی تو وادی ابرار بود،
تو وادی نیکان بود،
تو وادی مؤمنان بود،
تحت ولایت الله و ولایت اولیاء الله بود.
کسی اگه تو این فضا بود چجوریه؟
بگید شما. فسوف يحاسب حساباً بگید.
يسيرا يسيرا. برای اون آسونه.
اون میگه عه چقدر کریمانه.
چه بسیار چیزها که به روی ما هم بگید
نیاوردن. چقدر آقاست این خدا، چقدر کریمه، چقدر بزرگواره،
چقدر مهربانه .
خدا به روی بنده نمیاره.
خب من که میدونم چه کارهای اما به خودتم نمیگم.
چرا؟ مسیر رو درست اومدی، کلیت مسیر رو درست انتخاب کردی،
تلاش خودت رو کردی .
بله اما اگر نه خدای نکرده افتادی توی وادی
شیطان و تلاش و سعی کردی برای زمین زدن دین،
این قصهش فرق میکنه. اینجا ریزشو ازت حساب میکشیم
. یک عملو نمیذاریم در بره از زیر دست.
احصاه الله ونسوه،
والله على كل شيء شهيد.
خواهرها، برادرها بذارید تو پرانتز یه حرفی بهتون بزنم
. تربیتیست که از قرآن آموختم
. با حلال و حرام خدا ور نریم
. کسی اگر سعادت میخواد
تحت هیچ پوششی با حلال و حرام خدا در نیافتیم
. ببین گناه انسان میکنه
که گناه نباید بکنیم. اما گناه توبهش گناه نکردنه.
یه وقتایی یه کفارهای دادنه
. اما به چالش کشیدن حرام و حلال الهی،
گناهش سنگینه. برگشتنش سخته
. خیلی جاده پرخطر و لغزندهایست
. نه حلال را حرام کنیم،
نه حرام را حلال .
من فقط تو یک
لیست کوتاه مولا علی علیه السلام وقتی به حکومت رسیدن
فرمودن من اگر بخوام اون حرام و حلالی که از پیغمبر تا الان جابجا شده را تکون بدم،
تو لشکر خودم کسانی هستن نمیذارن.
تو لشکر خودم کسانی هستن که اگر من بخوام دست بزنم یه سری حرام و حلالهایی رو که تکون دادن حضرت
لیست میکنه در یکی از خطبهها.
لیست میکنه، میشماره .
من بخوام اینا رو جابجا کنم تو لشکر خودم کسانی هستن فریاد، فریاد واستا ما سر بدن و نذارن
. کاسههایی داغتر از آش اند.
هنوزم اون حلال حرامها جابجاست یعنی بله، بله خیلیاش هنوز جابجاست.
علت و-- ببین من یه چیز شفاف شفاف، امام زمان علیه السلام ما
شیعیان معتقدیم ایشون زندن و قراره ظهور کنن.
از امام صادق علیه السلام سؤال کردن چرا ظهور نمیکنن؟
فرمود میکشندش. کی؟
کدوم امام رو کفار کشتن میتونید بگید؟
یکی از امامهایی که کفار کشتن رو اسم ببرید.
همه رو مسلمونا کشتن .
همه رو .
مولا علی علیه السلام را، امام حسن علیه السلام را، حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را با تکبیر کشتن.
با لا اله الا الله کشتن.
با سبحان الله سنگ زدن
. امان از اینکه بشر بیفته تو مسیر
محاده. امان
. یک آدم فاسق لاابالی
که لاابالی فاسقه گناه میکنه
. ولی مدعی نیست در مقابل خدا.
مدعی نیست. انا رجل نمیگه جلو خدا.
میگه گردنم جلو خدا از اون باریکتره.
شرمندشم این به نجات نزدیکتره
از یه آیت اللهی که
نماز شبش هم ترک نکنه
ولی عالماً عامداً کتمان کنه ما أنزل الله رو
و حلالی را حرام یا حرامی را حلال اعلام بکنه.
اون نفر اول به نجات نزدیکتر از نفر دومه.
هزاری که اون نفر اول بری تو خونهش مشروب رو با بشکه پیدا میکنی، نفر دوم
از صدای قرآن خوندن و گریه کردنش ممکنه شما شب
تکون بخوری. با
چارچوب دین، ساختار دین،
حلال و حرام دین
نباید مقابله کرد. نباید.
اشتباه بزرگیه. جامعه نباید برسه به اون نقطهای که
معروف بشه منکر، منکر بشه معروف.
و چه بسیار منکرها که امروز معروفاند تو جامعه ما.
حنجارند. چه بسیار چیزها که خدا ناحنجار میدانه ولی حنجارند
و چه حنجارها که امروز من–منکرند تو جامعه ما.
ما باید از این زاویه هم حساس باشیم،
نگاه بکنیم، بپاییم،
مراقبت کنیم. یه چیز خیلی سادهست طرف با خودش میگه شما برید نگاه کنید تو سورههای قرآن طرف با خودش میگه آقا
ما دوره شرک
اون زمان که مشرک بودیم
یه چند مدل از حیوانات و چهارپایان رو حرام میدونستیم اون موقعها.
میگفتیم گاو تو این شرایط گوشتش چیه؟
حرامه. بز اینجوری بشه حرامه، گوسفند اینجوری بشه حرامه،
شتر هم اینجوری بشه حرامه. یه چند تا
حالت خاص برای این حیوانات رو در دوره شرکمون ما چی میدونستیم؟
بگید. حرام.
حرام. حالا درسته مسلمون شدیم
اونا رو اگر همچنان رعایت کنیم
نمیمیریم که. حالا بز رو تو اون حالتش بگید
نخوریم حروم بدونیم چه اشکالی داره
. حرامو که حلال نکردیم.
یه حلالیه، یه حلالیه ما نمیخوایم قبولش کنیم.
ما میخوایم همچنان پیش خودمون اونو چی بدونیم؟
حرام. حرام بدونیم. مثلاً خدا گوشت رو حلال کرده،
من میخوام حرام بدونم آقا. میخوام وچترین باشم
. کاری هم با شما ندارم. شما گوشت میخوری،
عزیز دل ما هم هستی. ولی من حروم میدونم.
من برای خودم حروم. برای شما هم کار ندارم.
همین ساده. خیلی ساده
. خدا تو سوره انعام،
در سوره نحل و در چندین جای دیگر قرآن
میاد همین و میگه شرک
. میگه من حلال کردم تو چه کارهای میگی حرامه؟
کی حق داره چیزیو که من حلال کردم بگه حرامه؟
کی حق داره؟ به چه اجازهای؟
به چه پشتوانهای؟ احتیاط داری میکنی؟
احتیاط در ساختار دین. نه حلالو میتونی حرام کنی، نه حرامو حلال.
مولا علی علیه السلام در نهج البلاغه فرمود،
فرمود ای مردم خداوند از بدو خلقت تا حالا
به هرچی راضی بوده هنوز راضیه
و از الان تا آخر خلقت به هرچی که راضی بوده راضی خواهد بود.
از بدو خلقت تا حالا،
تا الان از هرچی ناراضی بوده و کراهت داشته الانم کراهت داره و از الانم تا آخر خلقت کراهت خواهد داشت.
هیچ چیزی در طول زمان نبوده که خدا یه روز به اون راضی بوده باشه روز دیگر
ناراضی. ازدواج
با هیچ چیزی در عالم نبوده که خدا یه روز به اون راضی باشه فردا به اون ناراضی.
اونی که شما بیان میکنید تو ذهن ما یه جور دیگه جا افتاده.
ازدواج با کیو خواستید بگید؟ با محرم.
که به یه زمانهایی- بیان نشده. نه اینکه خدا راضیه.
خدا در بیان احکام به تدریج کامل کرده.
نه اینکه مثلاً بله من اون موقع راضی بودم.
نه، اون موقع من هنوز از نظر خودم مثل همین حکم
زهار تا قبل از اینکه بیان کنه کسی میدونست خدا راضیه یا ناراضیه؟
نه. اما وقتی بیان کرد فهمیدیم خدا چیه؟
ناراضیه و فهمیدیم خدا از اول هم راضی
نبوده ولی الان بیان کرد چون الان وقتش رسید.
بله تا قبل از این هم تکلیفی از ما
بابت چیزی که نگفته بود
نمیخواست. پس اینکه یه چیزی ب-- قبلاً راضی بوده الان راضی نبوده اینطوری نداریم.
بله اما اینکه بیان کمکم کامل شده درسته.
بعد علی علیه السلام فرمودن
و خدا برای هر اون چیزی که به اون راضی بوده، هست و خواهد بود
یا از اون ناراضی بوده، هست و خواهد بود
در قرآن کریم آیهای محکم
یا نشانهای بین قرار داده
که رضایت او را معلوم میکنه
و یا کراهت او را چه میکنه؟
مشخص میکنه. بعد حضرت میفرماید بیایید سراغ قرآن
. بیایید سراغ قرآن .
قرآن مجموعهایست از علامتها و نشانههای رضایتمندی و یا عدم رضایتمندی خدا
و به قرآن پایبند باشید. خودتونو در چارچوب قرآن قرار بدید و تعریف بکنید.
روایات برای تبیین قرآناند، برای تعلیم قرآناند.
روایت نیامده دکانی بغل قرآن بگید
باز کنه. بابا خود اهل بیت علیهمالسلام به ما فرمودن آقا از ما اهل بیت هرچی به شما نقل میشه به قرآن عرضه کنید.
اگر با قرآن میخوند حرف ماست
و اگر با قرآن مخالف بود حرف ما
نیست. ما نگفتیم، دروغ به ما نسبت دادن.
در بعضی از روایات فرمودن بزنید به دیوار، اون حرف ما نیست، بکوبیدش به دیوار.
حالا توجیهگران همینجا چی میگن؟
همینجا میگن منظورشون این بوده تابلو کنید بزنید به دیوار.
خدا شاهده ها. خدا شاهده.
خدا را شاهد میگیرن. میگن منظور این بوده تابلو کنید.
اونی که با قرآن مخالفه تابلوش کنید بزنید.
ای وای! ای وای!
امام معصوم میگه ما هرچی به شما میگیم از قرآن داریم میگیم.
از ما بپرسید کجای قرآنه من نشونتون میدم.
ما نشونتون میدیم کجای قرآنه.
تو نمیبینی، ما میبینیم تو قرآن.
تو متوجه نمیشی، ما متوجه میشیم.
ما امروز گمشدهی بزرگی داریم که تا برنگردیم به اون
امام زمان علیه السلام امنیت اولیه را برای ظهور نخواهد داشت.
امنیت اولیه که بیاید
و بتواند لشکر خود را سامان بدهد و مبارزه با ظلم را آغاز کند.
و اون قرآنه. برگردیم به قرآن.
یک بار دیگه به قرآن رو کنیم.
که وقتی فردا امام زمان آمدن
خواستن ما رو برگردونن به قرآن،
هی برنگردیم، عه دین رو عوض کرد.
دین خدا رو داره تغییر میده. بابا دین خدا را تغییر نمیده.
بافتهای هزار و چند صد سالهی شما رو داره تغییر میده.
از پیغمبر خدا تا حکومت علی علیه السلام بیست و پنج سال گذشته،
یه لیست میده حدود سی قلم تو این لیست انحرافه،
انحراف ساختاری. با همین دست فرمون هزار و چند صد ساله اومدیم.
ما کجاییم، قرآن کجاست؟
برگردیم به قرآن. نمیدونیم چیه تا چه رسد به اینکه بخوایم عمل کنیم.
برو تو کل عالم اسلامی
هر چند صد میلیون مسلمون که داریم ردیف کن ببین چند درصد از مردم قرآن میدونن اصلاً چیه
و چند درصدش قرآن رو میدونن.
من با خودم همیشه میگم یک درصد مردم حداکثر یک درصد قرآن رو بدونن.
یعنی تو، تو هر دو تاش حداقل رو میگیرم چون مطمئنم از اون بیشتر نیست.
یعنی از تو صد نفر، یه نفر
به اندازه یک صدم قرآن شاید بدونه.
با این امام زمان تشریف بیارن حکومت قرآنی و الهی، اصلاً
فاصله داریم، فاصله سنگین داریم.
حکومت اسلامی تشکیل دادیم.
در حکومت اسلامی که تشکیل دادیم میخوایم اسلام پیاده شود، امکانش نیست.
نه تو لایه مسئولینش، نه تو لایه مردمش.
نه در حد درک شدن اون حکم اسلام تا چه رسد به اجرا
. چهل ساله الان از حکومت اسلامی ما میگذره،
هنوز کسی وقت نکردیم هنوز برسیم به زکات.
زکات واجب دوم دینه. هنوز وقت نکردیم برسیم بهش.
به زکات، ساده.
نماز هم میخونیم اما هنوز
حکومت پای اقامه نماز
بگید نایستاده هنوز.
کو اقامه نماز؟ کو ایتاء زکات؟
چهار تا تکلیف خدا تو قرآن برای حکومتها معلوم کرده.
اقامه نماز، ایتاء زکات، امر به معروف، نهی از منکر.
چهار تا وظیفه اصلی. به وظیفههای اصلی نمیرسیم هنوز، نمیتونیم برسیم.
اونقدر که بلبشوس تو دنیا
. تو خودمون انسجام نیست. آخه انسجام ما رو چی قراره تامین کنه؟
هرکی یه طرز فکر، هرکی یه سلیقه، هرکی یه علاقه،
هرکی یه خط سیاسی، هرکی یه ربط سیاسی،
هرکدوم داریم یه جور میزنیم دیگه.
خب این گروه متکثر رو کی میخواد جمع کنه جز قرآن؟
این جامع چیه به جز قرآن
. و کو قرآن؟ کو؟
نمیشه دیگه، اینجوری نمیشه.
اون وقت بعد بندگان خدا
دنبال خواب و رویا هستن برای اومدن امام زمان.
دنبال قصه و حکایت و
شعر و مثل هستن برای اومدن امام زمان.
دنبال علائم ظهوره ببینه یمانی کی قراره دربیاد، سفیانی کی قراره دربیاد.
اینی که الان تو یمن بود کی بود؟
اینی که الان تو بحرین بود چی بود؟
بابا .
شبیه آدمی می مونی که خانه نساخته را لوستر آویزون میکنه ازش.
شبیه آدمی می مونی که قالیچه ابریشمی رو داره کف
حیاط نساخته میندازه.
چی؟ به کجا ربط میدی؟
شما کجایی؟ برگرد بابا یک بار ببین اصلاً چه خبره، اصلاً دین چیه، یک مرتبه بازخوانی کن.
شما که داری دم از علائم ظهور میزنی چقدر قرآنحالتی، چقدر متوجهای
. قرآن کتاب بنده که نیست که،
کتاب همه است. کتاب آسمانی ماست.
تنها راه نجات ماست .
از کجا به کجا رفتیم، برگردیم با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد
یوم یبعثهم الله جميعا فينبئهم بما عملوا احصاه الله ونسوه والله على کل شيء
شهيد. اون عذاب مهین
در مقابل محاده کنندگان در روزی به آنها میرسد که خدا همه آنها را مبعوث میکنه
و از عملکردشون به آنها خبر میده.
عملکردی که خدا احصا کرده و آنها فراموش کردند و خدا بر همه چیز شهید و گواه است.
ألم تر أن الله يعلم ما في السماوات وما في الأرض
ندانستی آیا که خدا هرچی را که در آسمانهاست و هرچی را که در زمین است میداند؟
این شاهد میاره، شاهد چی؟
میگه آقا تو میخوای خدا عمل اونا رو ندانه؟
میخوای خدا احصاه الله ونسوه نباشه؟
چیزی که اونا فراموش کردن یاد خدا نباشه.
خدایی که به همه چیز که در آسمانها و زمینه
علم داره. علم خدا به ما في السماوات والأرض علم حصولی نیست که فراموشی به اون بخوره.
علم حضوریه. یعنی همه عالم در محضر اوست.
مثل علم شما به خودته.
شما شاید خودکارو یادت بره، قلمو یادت بره
اما خودتو یادت نمیره. شاید ناهار و شامو یادت بره.
شاید اسمتو یادت بره.
شاید پدر و مادرتو یادت بره، بچهتو یادت بره اما خودتو یادت نمیره تو هستی.
علم حضوری داری به خودت.
با عکس و تصویر و صورت نیست.
علم خدا به عالم این شکلیه. ألم ألم تر أن الله يعلم ما في السماوات وما في الأرض.
ما يكون من نجوى ثلاثة إلا هو ورابعهم این محاده کنندگانی که نجوا میکنند من اینو ثابت کردم دیگه توی ساعت قبل
گفتم نجوا عملکرد کیه؟
محاده کنندگان. این محاده کنندگانی که نجوا میکنند سه نفری
، چهارمینشون خداست .
ولا خمسة إلا هو وسادسهم اینایی که پنج نفری نجوا میکنند،
ششمینشون خداست. ولا أدنى من ذلك ولا أكثر إلا هو معهم
کمتر و بیشترش هم همینه.
نجوا دو نفری باشه، سومی خداست.
نجوا هفت نفری باشه، هشت نفری باشه، ده نفری باشه، نفر بعدیش خداست.
إلا هو معهم أين ما كانوا
ثم ينبئهم بما عملوا يوم القيامة ها این ينبئهم اینجا، اینجا تفسیر شد.
ينبئهم بما عملوا این هم اینجا کیا بودند؟
الذين بگید .
يهادون الله بودند. اینجا تفسیر شد.
ثم ينبئهم بما عملوا يوم القيامة خبر میده این محاده کنندگان نجواگر را به عملشون در روز قیامت.
إن الله بكل شيء
عليم خدا نسبت به همه چیز مثل والله على کل شيء
شهيد. إن الله بكل شيء
عليم. خدا نسبت به همه چیز علم داره.
ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى
ببین یه نفر اینجا میگه خب خدایا
الان داری سخت میگیری بر نجوا کنندگان.
اول یه نهی میکردی ، بعد اگر تکرار میکردن باهاشون
دعوا میکردی. میگه نمیبینی من نهی کردم دارن انجام میدن.
ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى
از نجوى نهی شدند.
بهشون گفته شد آقا حکم خدا هرچی هست بپذیرید.
لطفا تو محافل، مجالس، این طرف، اون طرف، سایتهاتون، روزنامههاتون، شبنامههاتون،
کانالهاتون ننویسید چیزی علیه حکم خدا.
نهوا عن النجوى نکنید این کار رو.
ثم يعودون لما نهوا عنه اما دارن
نسبت به همون چیزی که از اون نهی شده بودن دو مرتبه چه میکنند به اون؟
برمیگردن. برمیگردن بازم دارن تکرار میکنند.
ثم يعودون لما نهوا عنه
چه میکنند؟ ويتناجون
همچنان دارن- نجوا.
نجوا میکنند با همدیگه .
چه نجوایی میکنند؟ بالإثم
والعدوان ومعصية الرسول
دارن توی محافل خصوصی و مخفیانه و محرمانه و کانالها و سایتها و روزنامه، شبنامههای خودشون
، یکدیگر را به گناه تشویق میکنند.
میگن آقا خدا گفته، گفته که؟
گفته .
بالإثم والعدوان به دشمنی تشویق میکنند.
یعنی یکی برمیگرده بهشون میگه آقا یعنی چی خدا گفته که گفته اگه ما انجام بدیم پدر ما رو در میارن.
میگه بیخود پدرمون در میارن، در مقابلشون-
میایستیم. میایستیم. نگران نباشید.
والعدوان ومعصية الرسول آقا یعنی میگید از دستور پیغمبر خارج بشیم؟
بله خارج بشید. پیغمبر معلوم نیست این جامعه رو میخواد
کجا ببره. ما هم قرار نیست پشت سرش راه بیفتیم هر جا ما رو کشید باهاش بریم
. ما هم برای خودمون فهمی، شعوری، عقلی، حساب کتابی داریم
ومعصية الرسول. بعد
همینها ، وإذا جاؤك
پیغمبر وقتی سراغ تو میان حيوك
میگن السلام علیک یا رسول الله حیاک الله تعالی ان شاء الله.
زنده باد رسول خدا.
عمرش طولانی باد یعنی میخوان پیش پیغمبر خودشونو چی جلوه بدن؟
پیش مردم. آقا مااا
آها ما نه ما پیغمبر آقا پیغمبر، پیغمبر.
داره تو نجواها
مدیریت میکنه جلسات و محافلی را
که خروجیش گناه هست، دشمنیست و معصیت
پیغمبر است. اما تو علن میاد خودش را طرفدار پیغمبر،
مؤمن به پیغمبر، معتقده به پیغمبر جلوه میده و طوری تحیت به پیغمبر میده که اون سرش ناپیدا.
حیوک. ولی خدا یه حرفی میزنه.
میگه "حیوک بما
لم یحییک به الله".
این جمله خیلی جمله قشنگیه.
خیلی. ببینید عرب
وقتی به کسی میخواد تحیت بده
میگه حیاک الله.
حیاک الله یعنی خدا تو را
زنده بدارد. حیاک الله نوعی دعاست.
از خدا میخواهم
که تو را زنده بدارد.
این دعا یا مستجاب است
یا مستجاب نیست.
اگر مستجاب باشد
او میگوید "قال
حیاک الله" و راست راستی بگید،
راست راستی حیاک الله.
یعنی دعا اگر مستجاب باشد
حیاک الله که بگوید
با دعای او خدا واقعا به این فردی که مورد دعا قرار میگیره چی میده؟
زندگی بیشتر میده، حیات میده، نشاط میده.
چون دعا شد در حقش. حیاک الله.
خدا هم حیاک الله اجابت میشه.
اما اگر این دعا مستجاب نباشد
او میگوید حیاک الله اما "لم
یحییک به الله".
این "ه" به چی بر میگرده؟ به این گفتن.
یعنی خدا با سخن او
تو را زنده نمیدارد.
با سخن او به تو حیات
نمیبخشد. چرا با سخن او به تو حیات نمیبخشد؟
چون دعای او مستجاب نیست.
چرا دعای او مستجاب نیست؟
چون از قلب نیست. چون برای تو حیات نخواسته.
این تعبیر رو میگه "اذا جاؤک"
وقتی پیش تو میان "حیوک"
یه حیاک اللهی بهت میگن آبدار
ولی بَما به جملهای که "لم یحییک به الله"
که خدا با اون جمله تو را زنده نداشته.
یعنی رو حیاک الله اینا
دو زار حساب باز
نکنید. هیچی توش نیست.
توش اسم و عنوان- اسم و عنوان و معصیته.
هیچ آرزوی حیات بر پیغمبر
ندارن. کسی به این حیاک الله دلخوش کنه،
به یه طبل توخالی دلخوش کرده.
به یه پوشال دلخوش کرده.
به یه حقیقت دلخوش نکرده.
این یعنی "حیوک بما لم یحییک به الله".
بعضیا متاسفانه چون متوجه
معنا به شکل دقیق نشدن اینجوری گفتن.
میگه آقا اینا وقتی پیغمبر پیش تو میان حیاک الله میگن ولی یه جوری حیاک الله میگن
که اسلامی نیست،
اخلاقی اسلامی نیست. مثلا به جای اینکه بگن "سلامٌ علیک"
میگن "سلام علیک". این سامی که اینا میگن یعنی مرگ.
"سلام علیکوم"
این میشه "حیوک بما لم یحییک الله".
این چه اشکالی داره این حرف؟ اشکال این حرف اینه.
الان این آیه در مقام این است که بگه آقا
این حضرات پشت صحنه یه چیزن
بگید جلوی صحنه چیز دیگریاند.
پشت صحنه دارن مردم را به اسم و عنوان و معصیت دعوت میکنند.
تو جلسات نجوا. اما پیش تو که میان تحیت به تو میدن.
حالا اگه بنا باشه نجوا کننده که کلاً اساس کارش رو پنهانه یعنی باید خودشو چه کنه؟
بگید. پنهان نگه داره.
اون مدیر نجوا نباید بیاد یه جوری رفتار کنه که همه بفهمن آقا این یه خرده شیشهای داره.
حالا این بیاد پیش پیغمبر اینجوری "سلام علیکوم".
آخه این چیه این چه تصوریه شما از این سوره دارید؟
آقا چرا؟ این میخواد از اون ور جلسات نجوا رو مدیریت کنه.
حالا پاشه بیاد اینجا ادای لات و لوت رو دربیاره.
خب اینکه اصلاً نه درک درست سیاسی پشت این فهم از این جمله وجود داره،
درک اجتماعی سیاسی درستی پشتش نیست.
یعنی نمیتونه خوب تحلیل کنه جریان محاده و نجوا را.
نجوا پنهان کردنه، نجوا قایم کردنه،
نجوا اینه که جلسات رو طوری مدیریت کنیم پیغمبر
بگید نفهمه
که خدا میخواد بگه حالا پیغمبر نفهمید من که میفهمم آخه من که هستم.
منم خدای این پیغمبرم.
پس بنابراین درستش اینه "اذا جاؤک
حیوک" وقتی نزد تو میآیند به تو تحیت میگویند.
این حالا این معنا
علاوه بر اینکه از نظر لفظ و جمله درسته، از نظر درک سیاسی اجتماعی درسته، مؤید به قرآن هم هست.
راجع به منافقان قرآن چی میگه؟ تو سوره منافقون
"اذا جاک المنافقون"
نمیگه وقتی منافقان پیش تو میان میگن "سلام علیکوم"
میگه "اذا جاک المنافقون قالوا
نشهد انک لرسول الله".
میان با تمام اخلاص ظاهری ظاهرا خودشونو مخلص جلوه میدن.
آقا شهادت میدهیم که تو
پیغمبر خدا هستی.
خدا میگه "والله يشهد".
والله يعلم انك لرسوله خدا میداند تو پیغمبر او هستی ولی والله يشهد ان المنافقين لكاذبون.
خدا شهادت میدهد که منافقان چیاند؟
دروغگو هستند. وقتم تمامه این آیه رو تمام کنم.
خب اذا جاؤك حيوك بما لم يحيك به الله تحیت میدن به تو با جملهای، با سخنی،
با دعایی که مستجاب
بگید نیست و خدا به واسطهی اون دعا تو را زنده
نداشته است. یعنی اون دعا ارزشی در حفظ حیات تو
ندارد. بعد ويقولون في انفسهم
با خودشون تو دلشون میگن
لولا يعذبنا الله بما نقول.
خدا داره از اینا روانشناسی اینا رو تحلیل میکنه.
میگه این آدم یه نقشی داره ایفا میکنه
که یه انتظاری داره پیش خودش.
میگه ببین الان من دارم پشت صحنه کاری میکنم که
مردم با پیغمبر همراه
نشوند و حدود الله اجرا نشود.
روی صحنه هم که موقعیت خودمو دارم
نگه میدارم و یه جوری جلوه میدم که من پیغمبر رو قبول دارم.
به لحاظ روانی تو دل خودش یه انتظاری داره
که اگر این پیغمبر راست راستی پیغمبر باشه و این حرفا حرف حقی باشه علیالقاعده باید یه بلایی سر من
بیاد دیگه. بعد میبینه این بلاعه سرش
نیومد. اِه! آقا هشتاد سال شد همینجوری.
اِه! من همینجور مردم رو هی دور کردم.
هی هم تو ظاهر خودمو مؤمن جلوه دادم.
هیچیم نشد. ها؟
این باعث میشه کمکم تو درون خودشم خیال میکنه خبری
نیستا. آقا خبری نیستا.
من اولش فکر میکردم یه چیزی هست من دارم جلوشو میگیرم ولی مثل اینکه خبری نیست.
يقولون في انفسهم لولا يعذبنا الله بما نقول.
پس چرا عذاب نشدیم به خاطر
حرفی که زدیم، حرفی که میزنیم،
تظاهری که میکنیم. خدا یه جواب میده که با این جواب معلوم بشه اینا همه مکر خداست با اینها.
حسبهم جهنم. من نیازی ندارم زودتر از جهنم شما رو عذاب کنم.
besetونه، جهنم besetونه.
حسبهم جهنم. این حرف میخواد بگه آقا
اگر شما یک روز که سهله،
یک سال که سهله، ده سال که سهله،
چهل سال سهله، هشتاد سال اگر تو نفاق جلو رفتی تو رید نشد،
فکر نکن خبری نبود.
بدون که کجای جهنمو برای خودت خریدی.
خدا عالم رو طوری طراحی نکرده نفاق سه روز جلو بره.
باش، باش
با همین دستفرمون باش.
جامعه را بلدم چطور توجیه کنم اما اصراری برای اینکه قبل از مستحق شدیدترین عذاب شدن تو را بگیرم
ندارم. باش برو.
حسبهم جهنم.
يصلونها. میافتند توش.
فبئس المصير.
و چه بد بازگشتگاهیست جهنم.
تا میرسیم به اول يا ايها الذين آمنواها.
این يا ايها الذين آمنواها،
حالا من میخوام برای هفتهی آینده تکلیف بدم.
يا ايها الذين آمنواها سه تا يا ايها الذين آمنوا داریم.
سه تا تذکر است
برای مقابله با
جریان نجوا. محاده کنندگان که با نجوا میخوان جامعه را در مقابل پیغمبر قرار بدن،
به اسم و عنوان و معصیت بکشن چه باید کرد
تا این مسئله کنترل بشه و خنثی بشه.
اینا رو بخونید، سعی کنید دقت کنید ببینید شما چه دریافتی دارید از این سه تا يا ايها الذين آمنوا.
چطور داره به مؤمنان کمک میکنه.
همچنان توصیهام اینه که کتاب را بگذارید برای بعد از سوره.
یعنی سوره که اینجا تمام شد، میرید سراغ کتاب.
به ذهن خودتون فرصت بدید.
به تلاش خودتون فرصت بدید.
این مهمه. اینکه ذهن شما به جوشش برسه مهمه.
و الا خب مطلب تو کتاب هست. میتونی بری بخونی
همون میشه. دیگه ذهن شما فعال نمیشه.
ذهن شما فقط یه دریافتی داره و همونجا متوقف میشه.
بعد انشاالله سیاق
دوم که جمعبندی کردید، سیاق سه رو هم جمعبندی کنید و سه تا سیاق هم ارتباط یابی کنید.
تکلیف ما برای هفتهی آینده معلوم شده انشاالله.
امیدوارم با سلامتی شما رو هفتهی آینده زیارت بکنیم.
یعنی چی يصلونها؟ يصلونها یعنی
يصلون يصلون یعنی داخل میشوند.
ها به جهنم برمیگرده.
داخل میشوند به جهنم.
یعنی اینایی که دارن تظاهر میکنن تو رو قبول دارن ولی پشت صحنه دارن مردم را به نجوا میکشانند،
اینا داخل جهنم میشوند. فبئس المصير.
جلسه قبل
جلسه بعد