ددرس‌گفتارها

[موسیقی] اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

عرض سلام و ادب و آرزوی قبولی طاعات و عبادات.

رسیدیم به آیه ی نه تا یازده.

سیاق دوم در سوره مبارکه منافقون.

همونطور که عرض کردم در نگاه یک متدبر بعد از شنیدن و خواندن آیات سیاق اول یک سؤال کلی به وجود میاد و اون اینکه چطور میشه با جریان نفاق مقابله کرد.

الان به طور طبیعی مؤمنان منتظرند تا نصیحتی بشنوند، توصیه ای بشنوند که عمل به این توصیه منجر بشه به ناکامی جریان نفاق.

بسم الله الرحمن الرحيم.

يا ايها الذين آمنوا.

ای کسانی که ایمان آوردید.

لا تلهکم اموالکم ولا اولادکم عن ذکر الله.

ای کسانی که ایمان آوردید اموال شما و اولاد شما لا تلهکم.

الهاکم التكاثر.

تلهکم از لهو شما را بالهو از ذکر خدا نکشاند.

لا تلهکم عن ذکر الله.

یعنی شما را از یاد خدا غافل نکند.

اموالتون و اولادتون شما را از یاد خدا غافل نکند.

و من يفعل ذلک.

و هرکس که چنین کند یعنی اموال و اولاد او را از یاد خدا غافل کند.

فأولئک هم الخاسرون.

خسارت می‌کنند.

خودشون خسارت می‌کنند.

ببینید این از لطائف قرآن کریمه که درست در همون نقطه ای که ما منتظر بودیم خدا یه راهکار به ما بده تا جلوی جریان نفاق بایستیم.

خدا میگه بی زحمت کلاه خودتو بچسب.

کلاه خودتو بچسب.

تو یه فکری برای بیچاره گی خودت کن.

من میخوام یه مقدار پیازداغشو زیادتر کنم.

نمیخواد نگران براندازی حکومت اسلامی بشی.

نمیخواد نگران موفقیت منافقان در توطئه اقتصادی و بگید سیاسیشون باشی.

تو بی زحمت مواظب ایمان خودت باش.

آخه الان علیالقاعده سوره اجتماعی سیاسیه.

تو مواظب ایمان خودت باش که خب من مواظب ایمان خودم چشم خدایا.

حالا من مواظب ایمان خودم هستم.

اما خب اون مسئله چه میشه؟

خدا میخواد بگه همین که تو مواظب ایمان خودت باشی اون مسئله چی میشه؟

حل میشه دیگه.

حالا چطور؟

پس ببینید تو جمله اولش میگه اگر شما اموال و اولادت شما را از یاد خدا غافل کند، کی خسارت میکنه؟

پیغمبر؟

خدا؟

حکومت اسلامی؟

خودت خسارت میکنی، تو ضرر میکنی.

و من يفعل ذلک فأولئک هم الخاسرون.

شما خسارت میکنی اگر مشغول اموال و اولاد بشی و از یاد خدا غافل بشی.

آقا اموال اولاد چطور آدمو از یاد خدا غافل میکنه؟

اینو در سوره مبارکه تقابن هم خواهیم خوند.

یه نمونه ای از همین مبحث رو.

وقتی که اموال محبوبتر بشود از خدا، وقتی که اولاد محبوبتر بشود از خدا، وقتی انسان اصالت را بدهد به مال و اصالت را بدهد به فرزندان و منافع مادی فرزندان و اون وقت یادش بره که در قبال مال و در قبال فرزند نسبت به خدا هم باید پاسخ بده.

خدا اینا رو به عنوان امانت به او داده او را امتحان بکنه.

إنما أموالكم وأولادكم فتنة والله عنده أجر عظيم.

اجر عظیم پیش خداست.

این یه آزمایشیه که خدا ببینه تو مشغول اموال و اولاد میشی و اصالت را به دنیا میدی یا نه حواست به خداست و از اموال اولاد برای کسب رضای خدا استفاده میکنی.

این امتحان ماست.

و من يفعل ذلک فأولئک هم الخاسرون.

خب این یه نصیحت بود.

خدا فرمود اموال اولاد غافلتون نکنه.

چشم بار پروردگارا میخوایم غافلمون نکنه.

چیکار کنیم غافلمون نکنه؟

میفرماید و أنفقوا مما رزقناکم.

از اونچه ما روزیتون کردیم انفاق کنید.

خب الان شما بگید ما رزقناکم مصداقش میشه چی؟

اموال و اولاد.

انفاق از اموال که روشنه.

از اموالتون انفاق کنید روشنه.

بالاخره میگم دیگه صدقه بدید.

نمی‌دونم تامین جهیزیه بکنید، تامین هزینه تحصیل، تامین هزینه درمان، نمی‌دونم ایجاد اشتغال، نمی‌دونم تولید هزار چیز دیگری مصداق انفاق فی سبیل الله از ماله.

اما انفاق از اولاد چیه؟

تربیت نیروی انسانی انفاق از اولاد در یک کلمه این است که فرزند را قبل از اینکه متعلق به خودت بدانی عبدالله بدانی، بنده و خادم کی بدانی؟

خدا و برای همین تربیتش کنی.

روح بندگی، روح خادم خدا بودن، عبد خدا بودن را در تربیت فرزند جاری کنی.

بعضیا در سبک تربیتی‌شون این دیده میشه که بیشتر مواظب این‌اند که فرزند به نفع [مکث] خودشون باشه.

اسم اینا رو تو اسم‌ها بالا ببره، آبروی اینا رو بخره، حال اینا رو خوب کنه.

خب اینا جای خود.

اما اون پدر و مادری که فرزند را برای خدا تربیت می‌کنند به او یاد میدن که هیچ چیز را بر رضای خدا ترجیح ندهد.

شما نگاه کنید چقدر زیباست سوره مبارکه احقاف این آیه شریفه.

میگه [مکث] انسان را توصیه کردیم نسبت به پدر و مادرش "ووصي النسان بوالديه احسانا" انسان را نسبت به پدر و مادرش توصیه کردیم احسان کنه.

خوب دقت کنید این نکته رو لطفاً.

خدا میگه توصیه کردیم به انسان که به پدر و مادرش احسان کنه.

"حملته امه کرها" مادرش او را به زحمت حمل کرد "ووضعته کرها" و به زحمت به دنیا آورد "وحمله و فصاله ثلاثون شهرا" سی ماه طول کشید بارداری و شیردهی این فرزند توسط مادر.

"حتى اذا بلغ اشده" تا وقتی که این فرزند به دوران بلوغ خودش رسید "وبلغ اربعین سنة" و پیش رفت تا به چهل سالگی رسید.

چهل سالگی بلوغ دومه.

یه بلوغ پونزده سال، یه بلوغ چهل سال، یه بلوغ حالا مثلاً بگیم نه سال و پونزده سال، یه بلوغ چهل سال.

"حتى اذا بلغ اربعین سنة".

وقتی رسید به چهل سالگی حالا یه دعا دیگه باید داشته باشی.

"قال" انسانی که به چهل سالگی رسیده اینطور دعا میکنه "رب اوزعني ان اشكر نعمتك التي انعمت علي وعلى والدي".

حالا این انسانی که موظفه احسان کنه به پدر و مادر، خدا داره یه دعا یادش میده.

میگه بگو پروردگارا مرا به گونه‌ای قرار بده که شکر این نعمت را به جا بیارم.

این نعمتی که بر من ارزانی کردی و بر پدر و مادرم.

بر من نعمت فرزند بودن را، بر آنها نعمت پدر و مادر بودن را.

خب چجوری شکر این نعمت رو به جا بیارم؟

"وان اعمل صالحا ترضاه".

شکر این نعمت اینه که عمل صالحی انجام بدهم که تو از آن بگید راضی بشوی.

آقا بالاترین احسان یک فرزند به پدر و مادر این است که خدا را از خودش راضی کند.

اگر فرزند یاد گرفت طوری زندگی کند که خدا را از خودش راضی کند، از این فرزند خیری به پدر و مادر می‌رسد که با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.

شماره آیه رو- آیه پونزده سوره احقاف.

بعد همینو برای بچه‌هاش می‌خواد.

میگه "واصلح لي ذريتي" بچه‌های منم همینجوری قرار بده که اونا هم وقتی که بزرگ شدن به این درجه و رتبه برسند که طوری عمل کنند خدا از آن‌ها راضی باشه.

بر اساس همین فرهنگه که تو قرآن یاد میده به ما، به پدر و مادر احسان کنید.

اما اگر تلاش کردند که شما برای خدا شریک قرار بدهی چیزی را که نسبت به آن علم نداری از آنها اطاعت نکن.

بنابراین می‌خوام بگم وقتی میگه "انفقوا مما رزقناکم" انفاق کنید از اونچه روزیتون کردیم، این انفاق اختصاص به مال ندارد، اختصاص به فرزند هم دارد.

فرزند را برای خدا انفاق کن.

آقا انفاق کردن فرزند برای خدا یعنی عبدالله تربیت کن.

بنده خدا تربیت کن.

کسی را تربیت کن که خدا را از خودش راضی می‌کند.

و این خیلی مهمه.

خیلی مهمه.

الان شما نگاه بکنید متأسفانه ما پدر مادرها در این جور، اینطور تربیت کردن فرزندانمون خیلی موفق نیستیم.

اولویت‌های ما در تربیت چیزهای دیگه میشه.

اولویت‌مون یعنی به بچمون اینو القا نمی‌کنیم تو بنده خدایی باید خوب بندگی کنی.

هرچی تو بنده‌تر، من خوشحال‌تر.

هرچی تو بیشتر خادم خدا و خلق خدا، من خوشحال‌تر، من راضی‌تر.

این مرجع ضمیر خیلی خودمون میشیم تا خدا.

این انفاق نیست اما انفاق اینه که مرجع ضمیر خداست.

خب خود به خود اون فرزندی که برای خدا تربیت شده، اون چون مطیع خداست بالاترین احترام و محبت هم به پدر و مادرش داره.

بالاترین توجه، احترام، نگاه محبت آمیز به پدر و مادر از جانب همین فرزندی است که برای خدا تربیت شده.

اون فرزندی که تمام جوانی و دار و ندار تو هزینه‌اش کردی که سری تو سرا در بیاره، میره پشت سرشم یه وقتایی میبینی نگاه نمیکنه.

اما اونی که عبدالله بارش آوردی هوای تو رو هم داره.

البته اون مقداری که سهم پدر و مادره.

دیگه هر انسانی خودش مختار هم هست.

یه وقتایی پدر مادر هم در همین سوره احقاف ادامشو که میخونی میرسه به دو پدر و مادری که فرزندشون اهل نیست و با فرزندشون در مسافن که چرا تو قیامت رو باور نداری.

همین ادامه آیه پونزده جلوتر برید می‌رسید به اون آیات.

خب "وأنفقوا مما رزقناکم" از اموالتون و اولادتون انفاق کنید.

آقا من چه کنم اموال اولاد مرا از یاد خدا غافل نکند؟

باید انفاق کنی.

باید اهل انفاق باشی از اموال و از اولاد.

"من قبل ان یأتی احدکم الموت" دست به جنبونید قبل از اینکه مرگ یکیتون برسه.

یه وقت تو انفاق آدم گرفتار امروز فردا میشه.

یعنی میگه چی؟

میگه خب حالا انشالله حالا امروز که دیگه نشد انشالله فردا نشد شنبه.

دیگه شنبه دیگه اول هفته هم هست روز خوبیه.

انشالله شنبه.

گذاشته، گذاشته برای ماه رجب.

ماه رجب هم رسید.

میگه حالا عیب نداره حالا رجب اولش گذشت من یادم نبود انشالله شعبان، شعبان هم ماه خداست.

نشد حالا رمضان.

قرآن کریم در سوره حدید به زیبایی می‌فرماید منافقین وقتی به مؤمنین میگن "ألم نکن معکم" جواب می شنون "قالوا بلی" چرا شما با ما بودید "ولکنکم فتنتُمْ أنفسکم" شما گرفتار فتنه شدید.

فتنه چیه؟

"إنما أموالكم وأولادكم فتنة" گرفتار دنیا شدید.

اموال اولاد.

و "تربصتم".

"تربصتم" همینی که میگمه یعنی چی؟

گفتی حالا فردا، حالا فردا، حالا فردا.

بعد "برتبتم" بعدش اصلاً گفتی بابا ولش کن کی گفته؟

شک کردی اصلاً.

"وغرّتکم الأماني" بعدش هم آرزوهای دور و دراز اومد شما را فریب داد.

"حتى جاء أمر الله وغرّكم بالله الغرور" تا وقتی که مرگ رسید.

اما وقتی رسید که دیگه کار از کار گذشته بود.

می‌فرماید "وأنفقوا مما رزقناکم من قبل أن يأتي أحدکم الموت" قبل از اینکه مرگ یکیتون برسه انفاق بکنید از اونچه روزیتون کردیم.

ما روزیتون کردیم دیگه.

من خودم دارم میگم انفاق کن اونی که روزیت کردم از اونی که روزیت کردم.

انقدر این انسان از انفاق می‌ترسه که فقیر میشم، که بیچاره میشم، که بدبخت میشم، که پولم کم میشه.

خدا در سوره مبارکه بقره توی آیات انفاق میگه "الشيطان يهدكم الفقر".

بابا این فقر وعده شیطانه نترس.

انفاق از انسان حب دنیا را کم میکنه.

حب دنیا در وجود کم میشه.

حب دنیا که کم میشه عقل زیاد میشه.

حکمت بالا میره.

اینم سوره مبارکه فوستات گفته.

حکمت که بالا میره برکت زیاد میشه.

آدمایی که انفاق میکنن خیلی منطقی‌تر و رضایتمندانه‌تر زندگی می‌کنن تا اونایی که جمع می‌کنن.

راضی‌تر زندگی می‌کنن و مالشون برکت بیشتری داره چون عقل قوی‌تری دارن.

مال رو هدر نمیدن.

به هدر دادن مال مباحات نمی‌کنن.

با اون مال به ظاهر کم بهتر از مال زیاد زندگی می‌کنن و خوشترن.

یعنی دنیایی هم کسی می‌خواست نگاه کنه باز انفاق به نفع بود.

"وأنفقوا مما رزقناکم من قبل أن يأتي أحدکم الموت" قبل از اینکه مرگ یکیتون برسه "فيقول" و وقتی مرگش رسید برگرده بگه در حالت احتضار یا اون وقتی که مرده برگرده بگه رب پروردگارا "لولا أخرتني إلى أجل قريب" ای کاش مرا به تأخیر می‌انداختی تا یک اجل نزدیک یعنی یه مختصر فرصتی کاش به من می‌دادی.

"إلى أجل قريب" یه مختصری خدایا اجازه بده برگردم.

یه روزم یه روزه.

میگه میخوای چیکار کنی؟

میگه "فأصدّق" می‌خوام برگردم این بار بگید صدقه بدهم.

چرا انفاق رو میگیم صدقه؟

چون اثبات کننده صدق ایمانه.

صدقه بدهم "وأكن من الصالحين" و از صالحان بشوم.

میگه آقا اگه مرگ رسید قبل اینکه کسی انفاق کرده باشد، اون وقت آرزو می‌کنه کاش برگرده.

یه روزم یه روزه دو روزم دو روزه.

آقا برگردم چقدر الان من مردم پشت سرم ماله که می‌تونستم با اون‌ها خودم رو به مقام صالحان برسونم الان دست بالام.

خب برگردم یه کاری بکنم، یه دو تا مشکلی حل کنم، یه دو تا گرهی باز کنم.

به غیر از خودم چهار نفر دیگرم ببینم [مکث] «واعک من الصالحین» از صالحان بشوم.

اونوقت جواب می‌شنوه که «ولن يؤخر الله نفسا إذا جاء أجلها» و هرگز، و هرگز به تأخیر نمی‌اندازد خدا انسانی را، nefsi را «إذا جاء أجلها» وقتی که اجلش برسه.

آقا اجل حالا کی می‌رسه؟

معلومه؟

نه.

الان این ساعت آخر ماست؟

نمی‌دونیم.

شب آخر ماست؟

ماه آخر ماست؟

سال آخر ماست؟

«ولن يؤخر الله نفسا إذا جاء أجلها».

حالا چرا خدا به تأخیر نمی‌اندازه وقتی انسان میگه تأخیر بخوام؟

انسان میگه لولا أخرتنی خدا میگه لن يؤخر.

میگه تو رو خدا به تأخیر بنداز، میگه امکان نداره.

چرا امکان نداره؟

خدا میگه «والله خبير بما تعملون».

خب دقت کنید من اینو باز کنم براتون «والله خبير بما تعملون» یعنی چی؟

شما می‌خوای برگردی چیکار کنی؟

میگه می‌خوام برگردم این دفعه چه کنم؟

صالحان خب حالا خدا می‌خواد تو رو برگردونه.

سؤال می‌پرسم عدالت چیه؟

به چه شکلی تو رو برگردونه؟

به این شکل که وقتی برگشتی یادت باشه که فقط [مکث] یه روز مهلت داری.

مرده بودی و برگردوندنت و فقط یه روز مهلت داری.

این یادت باشد یا یادت نباشد؟

جواب بدید به من.

یادت باشد خب اگر این یادم نباشد که من همون آدمم دیگه.

خب من روزای قبلی مگه انفاق کردم؟

نه.

خب الانم نمی‌کنم دیگه.

وقتی ندونم فقط یه روز مهلت دارم چرا بیام اموالم رو انفاق کنم؟

مثل قبل که انفاق نکرده بودم بازم انفاق نمی‌کنم خب اگه بدونم آیا دیگه امتحانه؟

اینکه شما بدونی بله بنده دیروز آقا مردم با اجازه شما، از این قصه‌هایی که درست کردن تو تلویزیون پخش می‌کنن.

من دیروز با اجازتون مردم، رفتم اون طرف گفتن که آقا می‌خوای برگردی؟

حالا خودم که هیچ اصن منم دوازده نداشتم اما می‌خوای برگردی؟

گفتم بله.

باشه شما برگرد انشاالله این کارهای خوبو انجام بده دوباره بیا.

برگشتمم یادم هم هست که من مرده بودم الان برگشتم [مکث] باید تند تند کار خوب بکنم.

آخه این که نشد، این که نشد عدالت.

این که نشد امتحان.

خب هر کسیو این شکلی بخوای برگردونی برمی‌گرده که.

خدا تو قرآن صریح میگه بابا من تأخیر از موت به کسی عطا نمی‌کنم.

اجل برسه تمامه.

حالا بله یکی اگر رفته تا آستانه مرگ و برگردونده خدا او را، یه هشدار‌هایی به او داده و برگردونده او را بله.

اما هیچ کس که مرده باشه و اذن و اجازه بگیره که برگرده درستش کنه، [مکث] قرآن میگه نیست.

[مکث] قرآن میگه همچین قاعده‌ای ما نداریم.

[مکث] خدا میگه «والله خبير بما تعملون».

میگه ببین من بخوام تو را برگردونم باید یه جوری برگردونم که امتحان صدق کنه.

[مکث] بخواد امتحان صدق کنه نباید یادت باشه.

[مکث] نباید بدونی یه روز مهلت داری که، که صدق کنه.

آیا دنیا را ترجیح میدی یا آخرت را؟

دنیایی که من می‌دونم فردا قراره تمام بشه ترجیح ندادنش چیه؟

ترجیح دادنش چیه؟

گذشتن از اون چیه؟

بله من تا دیروز حاضر نبودم یه دونه ده هزار تومنی انفاق کنم.

حالا که به یقین می‌دونم فردا می‌خوام بمیرم ده میلیارد تومن هم انفاق می‌کنم.

خب که چی؟

از چی گذشتی تو؟

از چیزی که دیگه برای تو خودت به اون دسترسی نداری.

این چه گذشتنیه؟

این گذشتن از چیه؟

دیگه نمیشه امتحان.

اگرم همون [مکث] فراموشیه بیاد یه آدم عادی باشی، خدا میگه من که می‌دونم تو چه کاره‌ای دیگه.

«والله خبير بما تعملون».

تو دیگه امتحانتو پس دادی دیگه.

نه بیخود وقت ملاکه رو بگیر، نه بیخود وقت خدا رو بگیر، نه وقت خودتو بگیر.

تو امتحانتو پس دادی اومدی.

تا اینجا بود مال تو.

هرچی آوردی، آوردی.

نیاوردی، تمام.

خب چه شد؟

[مکث] خداوند خطاب به مؤمنان-- ببین الان اصلاً من این صحبت‌هایی که برای شما کردم یادتون موند تو اثنای صحبت من که مسئله ما منافقان بودن؟

نه یادتون رفت.

چرا؟

مسئله اصلی شدیم خودمون.

آقا من چیکار کنم اموال اولادم مرا از یاد خدا غافل [مکث]، که اگر از یاد خدا غافل کند کی خسارت می‌کند؟

ما من خسارت می‌کنم.

چه کنم؟

میگه انفاق باید بکنی.

باید زودم این کارو بکنی.

عجله کن یعنی دیر نکن چون هر لحظه مرگ نزدیکه.

رسید تمام میشه، فرصت تمامه.

دوباره فرصت داده نمیشه.

پس زود دست به کار شو.

زود اهل انفاق شو.

زود به مقام صالحان برس.

زود از این خسارت و غفلت از یاد خدا خودت رو نجات بده.

خب [مکث] شما گفته بودید که الان در این سیاق خدا می‌خواد ما رو نصیحت کنه، توصیه کنه که چطور جلوی جریان نفاق بایستیم.

ما که دیدیم خدا اینجا اومد برای ما نسخه پیچید که چیکار کنید شما دچار خسارت نشوید، دچار غفلت نشوید.

خب این ربطش به جریان نفاق چیه؟

خودبه‌خود بدون اینکه لازم باشد شما نگران حکومت اسلامی باشید، حکومت اسلامی نگرانی شما را نمی‌خواهد.

"لله العزة"، بگید "ولرسوله وللمؤمنین ولكن المنافقین لا يعلمون".

بدون اینکه لازم باشد شما نگران فقر توده‌های طرفدار پیغمبر باشید که اون هم نگرانی شما را نمی‌خواهد.

"ولله خزائن السماوات والأرض ولكن المنافقین لا يفقهون".

شما مراقب خسارت کردن و نکردن خودتون باشید که اگر شما اموال و اولادتون از یاد خدا غافلتون کنه قطعاً خسارت می‌کنید و تنها راه نجات شما از این خسارت انفاقه.

تا دیر نشده باید انفاق کنید که کلا سرتون نره.

حالا شما که انفاق بکنید قهراً توطئه اول منافقان چی میشه؟

انفاق توطئه اول اونا چی بود؟

لا تنفقوا.

خدا اینجا چی گفت؟

انفقوا انفقوا.

آقا این انفقوا اگر اومد شد فرهنگ شما، بذار اونا هزار سال بگن لا تنفقوا.

بذار هزار سال تحریم کنن.

اگر شما اهل انفاق باشید به کجا می‌خواد برسه؟

شما اگر به خودتون رحم کنید، شما اگر مراقب ایمان خودتون باشید، شما اگر راضی نشید به اینکه اموال و اولاد از یاد خدا غافلتون کنه، اگر دست به انفاق از اموال و اولاد داشته باشید، بیکار ننشینید، فقر زدایی کنید، پرچم دین خدا را بلند کنید، شغل ایجاد کنید، به امر ازدواج کمک کنید، به امر تحصیل کمک کنید، به درمان مردم کمک کنید.

طمع نکنید، مزد کارگر رو به اندازه به او بدهید.

ظلم به کارگر نکنید.

استعمار و استثمار رو کنار بگذارید.

پارتی بازی نکنید.

سهم خواهی نکنید.

ویژه خواری نکنید.

تو نوبت نزنید.

وام‌های میلیاردی نگیرید به مردم خیانت کنید.

وام میلیاردی نگیرید و خیانت-- بابا تو خودت درست باش.

ایمان خودتو نگه دار.

نذار مال و ولد از یاد خدا غافلت کنه.

نذار پست و ریاست و میز از یاد خدا غافلت کنه.

خودش بقیش درست میشه.

دیگه منتی هم سر خدا نداری فردا بیای بگی بله خدایا حواست باشا، حکومت تو داشت سرنگون میشد، من انفاق کردم نذاشتم.

تو انفاق کن خودتو نجات بده.

من برای حکومت خودم بلدم باید چی کار کنم.

"ولله خزائن" گنجینه‌ها.

حالا ببین فلسفه "لله خزائن" اینجاست.

فلسفه "لله العزة" اینجاست.

"لله خزائن ولله العزة" می‌خواد بگه منت سر خدا نداری تو انفقو.

فقر خدا را بنا نیست جبران کنی با انفاق.

ض-ضعف و عجز و ذلت خدا را معاذالله بنا نیست جبران کنی با انفاق.

بابا خودتو دریاب.

فرق انفاق اسلام با خیلی از انفاق‌های دیگه تو مکتب‌های دیگه همینه ها.

یکی از فرق‌های عمده همینه.

تو اسلام انفاق کردن برای نجات دادن خویشتن از ظلمته، در وهله اول.

مادامی که یکی تو ذهنش اینه که من دارم انفاق می‌کنم یعنی دارم یه نفعی می‌رسانم به کی؟

به خدا، به دینش.

من دارم یه کاری واسه...

این عجب میاره اگر آدم انفاق کنه.

بخل میاره.

یه وقتی که آدم احساس می‌کنه خودش از خدا احتیاجش بیشتره میگه حالا الان خودم از خدا واجب‌ترم.

حالا خدا که خودش یه کاری واسه خودش می‌کنه.

من که خودم از خدا واجب‌ترم.

خرج خودم می‌کنم، خرج ایالم می‌کنم، خرج اولادم می‌کنم.

خب خرج ایال و اولاد بکن اما خدا گرفتار نبود.

خدا فقیر نبود تو رو صدا زده بود ها حواست باشه.

صاحب خزائنه.

بعد خدا هم یه اخلاق عجیبی داره.

توی قرآن یه آیاتی داریم که این آیات بدجوری آدم رو تکون میده.

ما با خودمون میگیم که خب خدا صاحب خزائنه.

پس اگه بخواد و دوست داشته باشه کسیو بهش میده دیگه.

خدا میگه ببین من یه جوریه، من نمی‌خوام بین مؤمن و کافر فرق بذارم تو دادن مال دنیا.

در یکی از سوره‌ها میگه من نمی‌خوام فرق بذارم بین مؤمن و کافر تو بحث مال دنیا.

ولی اگه می‌خواستم فرق بذارم می‌دونید چه می‌کردم؟

[پچ،پچ] خانه کافران رو از طلا و نقره می‌کردم.

سقف‌های خانه‌هاشونو پر از جواهرات می‌کردم.

نردبونشم خودم براشون می‌ذاشتم که برن هرچی می‌خوان از سقف خونه‌شون طلا بچینن، نقره بچینن.

"وجعلنا لبيوتهم سقفا من فضة".

اگه بنا بود فرق بذارم می‌دادم به کافران دنیا را.

دنیا تو نگاه خدا متاع القلیل، یه چیزی نیست.

کلش هیچی نیست.

اینی که شما رو به خودش با داشته و مشغول کرده.

این کلش هیچی نیست.

این همش هیچی نیست.

چه رسد به این یه ذره د Qروند و ازاری که ماها به خاطرش مشغولیم ما به خاطر خودش، به خاطرش از خیلی چیزها غافل شدیم.

خدا میگه آقا نمیخواد تو نگران من باشی، تو کلاه خودتو بچسب.

خود به خود تو کلاه خودتو بچسبی که ایمانتو نگه داری، خود به خود توطئه منافقانم چی میشه؟

خنثی میشه.

توطئه اقتصادیشون خنثی میشه.

اون لا تنفقو میشه انفقو خنثی میشه.

وقتی توطئه اقتصادی خنثی شد به تبعش توطئه سیاسی هم خنثی میشه دیگه.

چرا؟

چون اگه توطئه اقتصادی پایه توطئه سیاسی بود، براندازی بر این اساس بود که توطئه اقتصادی جواب بده.

اطرافیان پیغمبر پراکنده بشن به خاطر فقر.

اگر اون نشد هیچوقت اینا نمی‌تونن خیال براندازی در سر بپرورانند.

حالا اصلاً خنثی شد.

اصلاً خدا نمی‌پردازه.

دیگه برنمی‌گرده به این موضوع.

خیلی عجیبه برای من متدبر که خدا برنمی‌گرده به این موضوع که بگه خب حالا خودت که نجات پیدا می‌کنی هیچ، توطئه منافقانم چی میشه؟

خنثی میشه.

الله اکبر این کارو نمیکنه خدا.

اینو میذاره خودت نتیجه بگیری.

اصلاً مثل این که میخواد بگه برای من اصلاً مهم نیست.

چرا؟

چون چه کسی قراره نفع ببره از خنثی شدن توطئه سیاسی اقتصادی منافقان؟

بازم شما.

بازم برای خودت، بازم گلی به سر خودت زدی.

حالا شما فرض کن هیچ وقت خدا رو زمین حکومتش تشکیل نشه.

حالا حالاها تشکیل نشه، اصلاً هیچ وقت تشکیل نشه.

ضرر به خدا میرسه.

الان ما می‌تونستیم تحت حاکمیت امام زمانمون باشیم.

حالا نیستیم.

خدا ضرر می‌کنه یا ما؟

چه کسی داره خسارت می‌کنه؟

خدا یا ما؟

خب ما خسارت می‌کنیم، او نه.

پس بنابراین مراقب ایمان خودتون باشید حل مسئله.

حالا اینجا بخوام یه نکته دیگه بگم.

یادتون میاد که راجع به منافقان چی گفت؟

گفت ذالک بأنهم آمنوا بگید ثمه کفروا.

چطور شد ایمان به کفر بدل شد؟

اموال و اولاد ها این همون نقطه‌ست.

این همون نقطه‌ایه که من به مدد سوره توبه میام اینجا.

سوره، سوره توبه گفت شما انفاق نکردید پس چی شدید؟

بگید.

آیه شو خوندن جلسه قبل.

پس منافق شدید.

اصلاً انفاق و نفاق یه ماده‌ست.

می‌دونید چرا؟

انفاق باب افعاله.

باب افعال یکی از معانی‌ش چیه؟

سلب معنای ماده فعل.

انفاق یعنی از بین بردن نفاق.

چون انفاق یعنی این.

انفاق نکردی منافق شدی.

انفاق کن منافق نمیشی.

این سوره توبه است.

حالا اینجا اموال و اولاد غفلت بگو نه نکنه که اگر غفلت کنه چی میشی؟

خسارت می‌کنی.

چرا؟

چون منافق میشی.

یعنی درمان، راهکار درمانی خدا برای مقابله با جریان نفاق این است.

لطفاً منافق نشوید.

همین خودت منافق نشو.

پیروزی جریان نفاق بیماری واگیره.

جریان نفاق میخواد بیماری خودشو سرایت بده.

این لا تنفقو که میگه میخواد ایدز خودش، بیماری خودش رو سرایت بده.

میخواد بگه آقا شما مثل ما باشید.

همین که شما مثل اونا نشوید شکست می‌خورن.

همین که شما راه اونا رو نروید شکست می‌خورن و به جایی نمی‌رسند.

پس ببینید با یه کلمه یعنی خدا پروسه پیچیده منافقان را با یه کلمه حل می‌کنه.

انفقو.

حالا شما هی برو همایش بذار، سمینار بذار، جشنواره برگزار کن.

نمی‌دونم هر کاری می‌خوای بکنی بکن.

درمان مقابله با این جریان یه کلمه است.

انفقو، انفقو.

فقط خودتونو نبینید.

به مال و ولد مشغول نشوید.

از یاد خدا غافل نشید.

راهش انفاقه.

انفقو.

این فرهنگ تو جامعه‌تون، جامعه‌تون رو بیمه می‌کنه.

بنده تو ذهنیت خودم با درک مختصر قرآنی خودم در تمام این سال‌هایی که اون تمرکز دشمن نظام اسلامی رو مسئله تحریم بوده، رو مسئله توطئه اقتصادی بوده و می‌خواسته ضربه اقتصادی بزنه تا پشت بندش بتونه ضربه سیاسیشو بزنه.

تو تمام این سال‌ها هم حضرت آقا حکیمانه این سال‌ها رو سال، سال‌های با عناوین اقتصادی عنوان‌گذاری کردن، تولید و اشتغال و نمی‌دونم چه و چه و چه.

تو ذهنیت خودم همیشه اینو می‌فهمیدم که به بیان، به ادبیات امروز اجتماع ما حضرت آقا میگه انفقو.

موانع تولید رو برطرف کردن انفاقه.

کمک به تولید داشتن انفاقه.

کیفیت تولید رو بالا بردن انفاقه.

اشتغال ایجاد کردن انفاقه امروز جامعه اینا رو میخواد و همه سهیم‌ند.

هر کس در یه موقعیتی.

یکی باید اون فقر ایجاد شده را جمع کنه.

یکی باید جلوی ایجاد فقر را بگیره.

یکی باید با قانون‌گذاری مانع بشه.

چطور امروز نشستن نگاه می‌کنن؟

و من واقعا اینو نمی‌تونم بفهمم و هضم بکنم که چطوری تحلیل می‌کنید، چه حساب و کتابی تو ذهن خودتون می‌گذرونید که خیال می‌کنید مثلا امروز یه کارگر می‌تونه با سه تومن، سه و نیم زندگی کنه.

این اجاره بها، اجاره‌هاست.

نی-- نتونستید یه قانونی بذارید جلوی رشد افسار گسیخته اجاره‌ها را بگیرید.

نتونستید کمک کنید به اقشار ضعیف.

مایی که با مردم در ارتباط هستیم مکرر در مکرر می‌بینیم افرادی دیگه نمی‌تونن خونه‌ای رو که پارسال اجاره کرده بودن اجاره کنن.

نمی‌تونه واقعا دیگه نمی‌تونه.

باید براش صدقه جمع کنی که بتونه تو همون خونه بنشینه.

چند برابر شد.

مکرر در مکرر می‌بینیم که یه سری از درمان‌ها دیگه داره میشه درمان لاکچری.

اصلا کارگر چطور می‌تونه بره دندون درست کنه؟

چطور می‌تونه بره یه آزمایش بده چک‌اپ کنه خودشو ببینه سالمه یا نه.

حالا باز اونی که شغل داره میگم نمی‌تونه.

این همه بیکار، این همه ظرفیت‌های معطل.

هنوز دنبال برجام می‌دوند.

الله اکبر!

الله اکبر!

خسته نشدید؟

درمانده نشدید؟

بسه‌تون نشد؟

به خاک سیاه نشستند بابا این ملت دیگه بعضیاشون.

خب أنفقوا این أنفقوا کجاست؟

این أنفقوا تو مجلسه، این أنفقوا تو قوه قضاییه است، این أنفقوا تو دولته، این أنفقوا برای اقشار مردمه.

خب کجایید؟

خب شما مگر نگفتید که ما میایم حل می‌کنیم مشکلات اقتصادی رو؟

مگر نگفتید ما بورس رو حل می‌کنیم؟

مگه نگفتید یه ماهه حل می‌کنیم؟

خب کو؟

با دست‌فرمون شماها ملت سرمایه‌شو آورد تو بورس.

چه کسانی چپاول کردن؟

کیا خوردن و بردن؟

چرا جلوش رو نمی‌گیرید؟

چرا حل نمی‌کنید؟

یا لااقل با مردم شفاف صحبت کنید مردم بدونن چند چندن با خودشون.

اینا یعنی أنفقوا.

نمیشه که با هر کسی، حالا مردم در جای خود، من از اون دست افرادی نبودم هیچ وقت که بگم آقا فقط دولت مقصره، نه.

فقط قوه قضاییه، فقط، نه.

همه ثروتمندان، متوسطین حتی فقرا و نیازمندان، تمام اقشار مردم مسئولند.

اما اونا، شما مسئول‌ترید حضرات دولتمرد.

شما مسئول‌ترید.

باید پاسخ بدید، باید حل بکنید، باید راه حل ارائه بدید.

نمی‌دونم شما اومدید تو میدان دیگه.

اون موقع ما عرض کردیم، الانم محکم می‌گیم.

مهم‌ترین مانع تحقق جهاد اقتصادی، تولید، اشتغال، تکیه به ظرفیت‌های داخلی و در یک کلمه مهم‌ترین مانع تحقق فرهنگ انفاق در جامعه اسلامی برای ناکام شدن دشمنان این جامعه، مهم‌ترینش کوتاه کردن دست‌های خائن و فاسد از مناصبه.

این مهم‌ترینشه.

قطع دست سودجویانه.

قطع دست رانت‌خوارانه.

سنگر اول تحقق جهاد اقتصادی تو جامعه ما قوه قضاییه است.

که باید دست از ملاحظه و تعارف برداره.

تا بشه این مشکلات رو حل بکنه.

و متاسفانه یه سری دست‌ها خیلی هوشمندانه قوه قضاییه رو تضعیف کردن.

خیلی هوشمندانه.

خب قوه قضاییه رو جدی بگیرید تا فساد، تا هزینه فساد بر فساد بار نشود، تا فساد هزینه واقعی خودشو پیدا نکنه، هیچ ریل‌گذاری منتهی به عدالت نخواهد شد.

طمعان نخواهند گذاشت.

ببینید قرآن کریم سوره حدید خدا میگه، خدا می‌فرماید ما رسول را فرستادیم، كتب را فرستادیم.

هدف چی بود؟

لیقوم الناس بالقسط.

بله پیغمبر فرستادیم تا عدالت برپا شود.

کتاب فرستادیم تا عدالت برپا شود.

ولی من خدا که کتاب نازل کردم، دیدم با کتاب تنها نمی‌شود.

وأنزلنا الحديد.

آهن را فرستادم.

فيه بعث شدید.

تا بایستید جلوی ظالمان، طمعان، زیاده‌خواهان.

جریان نفاق یکی از عزیزان خارج از کلاس از من سؤال کرد امروز جریان نفاق چیکار میکنه؟

گفتم اولا امروز جریان نفاق از یک طرف تلاش میکنه تحریم‌ها ابقا بشه، تحریم‌ها تشدید بشه، ابقا بشه.

شاهد بودیم در دوره‌های قبلی همون زمانی که یک عده‌ای تلاش می‌کردن تحریم‌ها رو کاهش بدن، شاهد بودیم یه عده‌ی دیگری نامه می‌نوشتن و تلاش می‌کردن و رایزنی می‌کردن که تحریم‌ها تشدید بشه و ابقا بشه و برداشته نشه، فشارها ادامه پیدا کنه.

این یک.

دوم اینکه جریان نفاق در داخل کشور تلاش میکنه بازار را به نحوی مدیریت کنه که بدنه طرفدار اسلام و نظام اسلامی خسته بشن، دلزده بشن، ناامید بشن، [مکث] با ایجاد انواع نوسانات و انواع اخلال‌ها تو انواع بازارها، بازار طلا، نمی‌دونم بازار م-- تغذیه، اغذیه، نمی‌دونم بازار‌های مختلف، مردم رو خسته کنن، دلزده کنن، ناامید کنن.

که الان که اوج اقتدار جمهوری اسلامیه بعد از چهار دهه مقاومت در مقابل این همه دشمنی‌ها، کلی سؤال بی‌جواب تو دل مردم درست کنن، کلی نگرانی و یأس تو دل مردم بخوان ایجاد بکنن.

خب چیکار میکنه جریان نفاق؟

[مکث] جریان نفاق داره کار خودشو میکنه.

سوره منافقون خیلی واضح پرده برداشته از تلاش‌های جریان نفاق.

راهش چیه؟

راهش انفاقه.

انفاق امروز مانعش چیه؟

مانعش فساده.

مانعش فساده.

دشمنو میخوای ناکام کنی با فساد باید مبارزه کنی در داخل جامعه خودت.

[مکث] فساد همون دست جریان نفاق تو دل جامعه توئه.

باید کوتاهش کنی.

انفاق کردن مردم در جای خودش، اراده حاکمیتی برای حل مسئله فساد تو بخش قضایی در جای خودش، در بخش دولتی در جای خودش، در بخش تقنینی در جای خودش.

[مکث] و حالا ما یکی از این ملت، صدامونم به جای خاصی نمی‌رسه.

اما به هر مقداری که صدای ما می‌رسد می‌گیم، به هر جایی که می‌رسد می‌گیم و به نظرم همه باید اینطور باشن.

آقا ما طرفدار اسلامیم، طرفدار نظام اسلامی هستیم، طرفدار ولایتیم، طرفدار انقلابییم، طرفدار شهداییم و مخالف فسادیم و مخالف خیانتییم، مخالف بی‌کفایتی هستیم.

دلیل نمیشه که اگر طرفدار هستیم مخالفتمون رو اعلام نکنیم با بی‌کفایتی‌ها، با خیانت‌ها.

توجیه‌پذیر نیست.

و همه باید پاسخ بدن این انقلابی که امروز به امانت به ما داده شده، حالا آخر کلام منه، این انقلابی که امروز به امانت به ما رسیده ارزان به ما نرسیده.

گفتنش آسونه که صدها هزار شهید، چه انسان‌هایی، چه وارستگانی، چه امیدهایی جانشون رو گذاشتن کف دست طبق اخلاص.

در ایام دفاع مقدس و ایام انقلاب مردم از دارایی‌های خودشون گذشتن برای اسلام و برای دفاع مقدس، از جان خودشون گذشتن، از امنیت خودشون گذشتن، پای آرمان انقلاب، پای آرمان اسلام ایستادن.

خب یه همچین متایی را، یه همچین ثمره‌ای را تلاش‌های چند هزار ساله‌ی [سرفه] انبیا و اولیا، صلحا و شهدا تو این نقطه آمد گل کرد، شکوفه داد، روئید، حیات دوباره به کالبد وحی آمد.

به همین سادگی که نمیشه ازش گذشت.

بدانند ما برای دفاع از اسلام، دفاع از انقلاب، دفاع از نظام اسلامی، دفاع از خون شهیدان، دفاع از ولایت قطعاً جان میدیم.

تا آخرین قطره خونمون رو ما میدیم.

تا زنده‌ایم دفاع می‌کنیم و وایمیستیم پاش.

اینو بدونن.

هیچ جور نمی‌تونن ما رو از میدان به در کنن.

[مکث] این خواب حتی ینفذوی اون‌ها تعبیر نخواهد شد.

[مکث] این خواب خالی کردن میدان حمایت از نظام اسلامی، حمایت از اسلام و انقلاب تعبیر نخواهد شد.

با همین خواب و با همین خیال به گور خواهند رفت و اسلام و انقلاب انشاالله پابرجا خواهد بود.

یا اسلام و انقلاب می‌ماند یا قبل از اسلام و انقلاب ما می‌رویم.

عهدHسنین.

این قطعی است.

اما کوتاه نمیایم از کسانی که خیانت در امانت می‌کنند.

کوتاه نمیایم از کسانی که ارزان معامله می‌کنند درباره این انقلاب.

به وظیفه قانونی خودشون ضعیف عمل می‌کنند و یا عمل نمی‌کنند و یا بعضاً خیانت می‌کنند.

ملت به هیچ عنوان از این‌ها نخواهد گذشت.

نه الان، نه در قیامت باز برمی‌گرده عزیزان.

من در جلسات قبلی گفتم، تو این جلسه هم تاکید می‌کنم.

ایستادن پای اسلام، کتاب می‌خواد.

بلند کردن پرچم اسلام، علم می‌خواد.

احیای تمدن اسلامی، دانش خودش را می‌خواد.

این دانش تو قرآن کلیدش هم تدبره.

کسی اگر گمان کنه، به مخیله‌ش برسه که اسلام را به مقصد می‌رسانیم بدون کتاب، این خیال، خیال چیه؟

باطله.

این موهومه.

این نمیشه.

و کسی اگر خیال کنه کتاب را تو جامعه فرهنگ‌سازی می‌کنیم بدون تدبر، اینم نمیشه.

تدبر کلید کتابه.

خب تا همین الان قرآن بود، شماها هم بودید.

خود شما قضاوت کنید.

تو همین دوره surه هایی که یاد گرفتید رو یه مروری کنید تو ذهنتون.

خب این بصیرتی که surه ها به انسان‌ها میدن، این درکی که surه ها به انسان‌ها میدن، خدا مسائل رو برای انسان باز میکنه، این کجا دیگه گیر میاد؟

تو کدوم منبع میتونی به این دسترسی پیدا کنی؟

به این درک عمیق، دقیق، همه جانبه کجا میتونی دسترسی پیدا کنی جز قرآن؟

لذاست که بنده به جامعه متدبرین عرض می‌کنم، اون‌هایی که تدبر بلد شدید، اون‌هایی که فهمیدید تدبر بصیرت می‌دهد، اون‌هایی که فهمیدید تدبر کلید حاکم کردن کتاب در جامعه اسلامی است.

تدبر شرط دفاع از اسلام و انقلابه.

اون‌هایی که اینو رسیدید بهش، هرچه می‌توانید برای توسعه فرهنگ تدبر کار کنید.

هرچه می‌توانید بدوید.

هرچه می‌توانید تلاش کنید.

مالی، جانی، علمی، اجتماعی.

کوتاه نیایید.

افراد زیادی به لحاظ کمی نداریم که به این درک رسیده باشند که آقا امروز راه نجات قرآن و کلید قرآن تدبره.

تعداداً افراد زیادی نیستیم پس وظیفه ما خیلی سنگینه.

[مکث] من با صدای بلند عرض می‌کنم که در آستانه گام دوم انقلاب اسلامی باید شعار متدینین، انقلابیون، دلسوزان باید شعارشون کتاب الله باشه و از کتاب الله عدول نکنن، کوتاه نیان، کتاب الله رو یه دستی نگیرید.

خذها بقوة محکم.

محکم.

در صحبت‌های چند روز قبلی که خدا توفیق داد در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها برای جمع متدبران داشتیم، اونجا اشاره‌ای کردم.

این نکته رو یک بار دیگه یادآوری می‌کنم.

پیروزی انقلاب حضرت موسی علیه السلام در مقابل فرعونیان انجام شد، آیا با کتاب الله بود یا بی کتاب الله؟

بی کتاب الله.

یعنی مرحله پیروزی انقلاب حضرت موسی با کتاب الله انجام نشد.

حضرت موسی به عنوان رهبر الهی آمد، در مقابل طاغوت ایستاد، مردم لبیک به او گفتن، مقاومت کردن، مردم را رهبری کرد، از دریا عبور داد، فرعونیان در دریا غرق شدند.

تا اینجا هنوز کتاب الله آمده بود؟

نه پیروزی حاصل شد.

اما حالا دیگه حضرت موسی که بنی اسرائیل را عبور داده از دریا و الان می‌خواد شروع کنه به پایه‌ریزی تمدن الهی و وحیانی، حالا به مردمش میگه چی؟

بشینید من می‌خوام برم چی بیارم؟

کتاب کتاب.

و واعدنا موسی اربعین ليلة.

حالا بشینید من کتاب بیارم.

این گام دومه.

اونچه که باعث شد کتاب آمد و این مردم نتونستند تمدن اسلامی و الهی برپا کنند چه بود؟

ثم اتخذتم الاجل.

اجل.

یعنی کتاب برای مرحله دوم لازم بود، مزاحمش چی بود؟

اتخاذ اجل بود.

اتخاذ اجل مزاحم فرهنگ کتابه.

اتخاذ اجل یعنی چی؟

اتخاذ اجل یعنی تلاش کنی به رفاهیات مادی برسی ولی نه از راه کتاب.

یعنی به جای عدالتی که کتاب می‌خواد در جامعه محقق کنه، شما دنبال توسعه بگردی.

به جای اینکه با مکتب کتاب الله رفاه انسان را به شکل عادلانه به انسان بدهی، بیای با مکتب شرق و غرب و الگوبرداری از روش‌های دنیاگرایانه و ماده‌گرایانه و به اصطلاح مبانی توسعه بخوای دنبال رفاه بگردی.

این بلایه‌ایست که امروز ما را هم گرفته.

امروز ما هم در گام دوم انقلاب اگر به جای کتاب الله دنبال توسعه غرب و شرق باشیم بخواهیم مسابقه بدیم با اروپا و آمریکا، مسابقه بدیم با پیشرفت‌های مادی که در دنیا اتفاق افتاده، از اونا جا نمونیم یه وقت عقب نمونیم، ما هم گرفتار همون فرهنگ می‌شیم.

بازم به تأخیر می‌افته.

خدا هم هیچ قولی به هیچ ملتی، بگید نداده که بی‌حساب کتاب اونا رو به نتیجه برسونه.

دیگه از انقلاب ما بالاتر انقلاب خود رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بوده [همهمه].

از حکومت اسلامی ما به مراتب عالی‌تر حکومت پیغمبر اکرم بوده.

حکومت مولا علی علیه السلام بوده.

ولی وقتی که راه را مردم اشتباه برن، همون حکومت رو هم خدا ازشون می‌گیره.

حکومت پیغمبر رو ازشون می‌گیره، حکومت کسانی رو به اون‌ها میده.

برید در نهج‌البلاغه بخونید علی علیه السلام چی فرمودن که به کجا و کجا، به چه ناکجا آباد‌هایی کشیدند مسیر حکومت خدا را.

حکومت علی علیه السلام رو می‌گیره، حکومت کسانی رو به اون مردم میده که خود علی علیه السلام دعا کرد خدایا منو از اینا بگیر، بهتر از این‌ها رو به من بده و کسی که لااقل لیاقتش رو دارن به اونا بده.

امانته.

قسم نخورده خدا بله، من با مردم ایران یک رابطه فامیلی خیلی خاص و خوبی داریم لذا شما هر طور باشید با کتاب الله، بی کتاب الله، ما نمی‌ذاریم انقلاب شما، حکومت شما، نمی‌ذاریم خط شه بر داره.

چون چه تضمینی به کی دادن که ما دومیش باشیم؟

صبر خدا هم زیاده.

یا ایها الذین آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف یأتي الله بقوم يحبهم ويحبونه.

باشه شما نمی‌خواید پرچم رو بلند کنید، خدا میاره بعداً کسانی را که اونها پرچم رو بلند می‌کنند.

اونا در راه خدا جهاد می‌کنند، از ملامت هیچ ملامتگری هم نخواهند ترسید.

امروز ما امانتدار یک امانتی هستیم به بزرگی کل تاریخ.

و شرط حفظ امانت امروز برداشتن گام دومه و شرط گام دوم کتاب الله و کلید کتاب الله تدبره.

کلید کتاب الله تدبره.

بنده الان در سال هزار و چهارصد دارم این حرفو می‌زنم.

بدانید صد سال هم بگذره، دویست سال هم بگذره، این فرمول عوض نخواهد شد.

باید با کتاب الله آشناتر بشیم.

ملت ما باید آشناتر بشه، بفهمه، بخوانه، بفهمه، بدانه تا بتونه پای این آرمان بایسته و بتونه گام دوم رو که حرکت به سمت تمدن اسلامی هست برداره.

و دعا می‌کنیم همینجا، خدایا قسم می‌دهیم تو را به احترام قرآن کریم و به احترام رسول معظمت و به احترام اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام.

امام امت و شهدا حق بزرگی بر گردن ما دارند.

امام عزیز ما را، شهدای گلگون کفن ما را، شهدای انقلاب اسلامی، شهدای دفاع مقدس، شهدای ترور، شهدای مدافع حرم، شهدای خدمت، امام ما و شهدای ما را با سید و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیه السلام محشور بفرما [همهمه].

اونها را از ما راضی و خشنود قرار بده [همهمه].

اونها را دعایگوی ما قرار بده [همهمه].

دعای اونها را در حق ما مستجاب بفرما [همهمه].

خدایا پروردگارا، رهبر عظیم الشأنمون را، ولی امرمون را، این حکیم فرزانه، این مجاهد نستوه راه خودت را، این مرد میدان مبارزه با ظلم و فساد را به احترام قرآن و به احترام اهل بیت از جمیع بلیات، آفات، گزند زمانه در امان نگه بدار [همهمه].

طول عمر با عزت و سلامتی به او عنایت بفرما [همهمه].

پروردگارا!

پرچم پرشکوه انقلاب ما را از دستان ایشان به دستان امام زمان برسان [همهمه].

ما را تا ظهور امام زمان سرباز ایشان قرار بده [همهمه] و با ظهور امام زمان توفیق سربازی اون بزرگوار و توفیق شهادت در رکاب اون بزرگوار رو به ما عنایت بفرما [همهمه].

خدایا شر دشمنان اسلام و مسلمین رو به خودشون برگردان [همهمه].

شر آمریکا، اسرائیل، ایادی استکبار، مفسدان فی الارض در داخل جامعه، منافقان، به خودشون برگردان [همهمه].

توطئه‌های آل سعود را به خودشون برگردان [همهمه].

خدایا رزمندگان اسلام و رزمندگان مقاومت را در اقصی نقاط دنیا پیروز بفرما [همهمه].

جبهه مقاومت را بر جریان صهیونیسم جهانی پیروز و غالب بفرما [همهمه].

موانع ظهور امام زمان برطرف بفرما [همهمه].

در ظهور امام زمان تعجیل بفرما [همهمه].

خدایا پروردگارا!

همه خدمتگزاران اسلام و مسلمین از قانون‌گذاران یا دولت‌مردان یا قاضیان، همه اونهایی که درست خدمت می‌کنند، به‌جا خدمت می‌کنند، خیانت نمی‌کنند، همشون رو موفق بفرما [همهمه].

سایرین را اصلاح بفرما [همهمه].

اون که خیانت می‌کند و اصلاح‌ناپذیر است به احترام قرآن و به احترام اهل بیت دستش از منصبش و موقعیتش کوتاه بفرما.[همهمه] خدایا توفیق پاسداری از انقلاب، پاسداری از نظام اسلامی، پاسداری از اسلام تا آخرین قطره خون، تا آخرین نفس به همه ما عنایت بفرما.[همهمه] خادمان قرآن و عترت، بانیان جلسات قرآن بیش از پیش بر توفیقاتشان بیافزا.

پروردگارا به آبروی محمد و آل محمد هرکس در عرصه‌ای خدمت میکنه، هرکس در عرصه‌ای پای کار ایستاده به ما توفیق خدمت‌گذاری در عرصه تدبر در قرآن، توفیق تلاش برای گسترش فرهنگ تدبر در قرآن را بیش از گذشته عنایت بفرما.[همهمه] جهت مجد و عظمت اسلام و مسلمین و برای تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام و شادی قلب نازنین آن حضرت اجماعا صلوات.

سوره منافقون از نظر بنده تدبرش تمامه چون من هم جمع‌بندی کردم، سیاق دو را هم ارتباط یابی کردم.

باز اگر سوالی، ابهامی چیزی بود یکی از خواهران هم تقاضا کردن سؤال بپرسند.

بنده چون می‌خواستم صحبتی رو داشته باشم با شما عذرخواهی می‌کنم از ایشون نتونستم جواب بدم.

اگر سؤال و ابهامی بود اول جلسه آینده هفته بعد در خدمتتون هستم برای پاسخ به سؤالات.

نه، نه.

اگر بخوای مبنا قرار بدهی.

ببین تمام مسئله ما اینه که فلسفه، کلام، فقه، تاریخ، علم هیچ کدوم اینا مبنای تفسیر نیست.

تفسیر یا قرآن مبنای این‌هاست، نه اینا مبنای قرآن.

مطلب اینه.

خود علامه هم فیلسوفه ولی تفسیرش بر مبنای فلسفه نیست.

ببینید تفسیر فلسفی با تفسیر بر مبنای فلسفه فرق داره ها.

یه بار شما آیات رو با رویکرد فلسفی معناهاشو توضیح میدی.

این اشکالی نداره