ددرس‌گفتارها

[موسیقی] أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على سيدنا ونبينا حبيب اله العالمين أبا القاسم المصطفى محمد اللهم صل على محمد وآل محمد وعلى آله الطيبين الطاهرين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدين.

عرض سلام و ادب و احترام محضر خواهران و برادران بزرگوار.

خدا رو شکر می‌کنیم که توفیق عطا فرموده در پیشگاه مقدس و نورانی قرآن کریم حاضریم و از خدای بزرگ عاجزانه مسألت می‌کنیم توفیق تدبر در این کتاب شریف و تذکر نسبت به آموزه‌های نورانی آن و تمسک به مضامین عالی این کتاب رو به همه ما عنایت کنه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرج.

ما در حال تدبر در سوره مبارکه قمر هستیم و مرحله اول تدبر در این سوره رو داریم اجرا می‌کنیم یعنی فهم آیات.

انشاالله ثواب جلسه امروزمون رو از طرف این جمع اهدا می‌کنیم به روح بلند آسمانی و ملکوتی حضرت امام محمد باقر علیه السلام که فردا سالروز شهادت اون امام بزرگوار هست.

باشد که همه ما رو مورد لطف خودشون قرار بدن و مشمول دعای ایشون قرار بگیریم و خدای بزرگ دعای این امام رو در حق ما مستجاب کنه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ما آیات سوره قمر رو تا آیه اگر اشتباه نکنم قوم عاد هم رفتیم، ثمود هم رفتیم رسیدیم به اول قوم لوط.

درسته؟

بحث قوم لوط.

تا آیه سی و دو معانی رو مورد توجه قرار دادیم.

اونچه که بخواهیم به عنوان یادآوری مرور کنیم بحث آیات سی و دوگانه اول تا اینجا راجع به تکذیب انذارهای رسولان الهی بود که در ابتدا از تکذیب نشانه‌های حقانیت انذار پیغمبر صحبت شد و ان یروا آیه.

هر آیه ای که ببینند اعراض می‌کنند و میگن که سحر مستمر است.

سحری است از پی سحرهایی که انبیای دیگر آوردند.

و بعد خداوند پیغمبر دستور داد که در عوض تو هم در قیامت از اینها رویگردان باش.

همونطور که امروز دعوت تو را لبیک نمیگن.

انذارهای تو را جدی نمیگیرن.

روز قیامت هم تو به اینها پشت کن.

اون روز سراغت میان به این امید که اونها رو زیر چتر حمایتی خودت قرار بدی و اونها رو به سمت بهشت ببری.

اما تو اونها رو مورد توجه قرار نده.

و بعد در ادامه شروع کرد از تکذیب اقوام گذشته یاد کردن و راجع به تکذیب اقوام گذشته عواقب اون رو بازگو کردن که اگر حضور ذهن داشته باشید اول تکذیب قوم نوح علیه السلام رو گفت و اینکه چطور عذاب شدند مکذبین و چطور نجات پیدا کرد حضرت نوح علیه السلام.

و بعد از اون تکذیب قوم عاد رو گفت و بعد از اون تکذیب قوم ثمود رو گفت و الان رسیدیم به قوم لوط.

کذبت قوم لوط بالنذر.

قوم لوط هم انذارها را تکذیب کردند.

خب لوط پیغمبر الهی است.

قوم او انذارهای این پیغمبر را که میگفت قيامتی هست، عذابی هست، حساب و کتابی هست تکذیب کردند.

گفتند تو دروغ میگی.

انا ارسلنا عليهم حاصبا الا آل لوط نجیناهم بسحر.

ما بر این قوم مکذب طوفان شن ارسال کردیم، فرستادیم به غیر از آل لوط.

اون کسانی که از لوط علیه السلام پیروی کردند و آل لوط علیه السلام محسوب می‌شدند که نجیناهم بسحر که سحرگاهان اونها رو ما از اون عذاب نجات دادیم.

دستور داد خدا به اونها که به هنگام سحر این شهر رو ترک بکنید.

اونها ترک کردند و مردم اون شهر رو خدا به عذابی گرفتار کرد که سنگباران بود، باران شن بود و اونها رو نابود کرد.

نعمة من عندنا كذلك نجزی من شکر.

اینکه آل لوط را نجات دادیم نعمتی بود از جانب ما.

ما اینگونه جزا می‌دهیم هرکس را که شاکر باشد.

یعنی نقطه مقابل تکذیب نذر شکره.

چطور شکره؟

ببینید در قرآن کریم سوره انسان انا هدینا السبیل بگید شما.

إما شاكرا وإما كفورا یعنی اینکه شما نسبت به هدایت الهی ایمان بیارید، اعتقاد پیدا کنید، بپذیرید.

این شکر محسوب میشه در مقابل کفر و تکذیب.

و لقد انذرهم بخشتنا.

لوط اونها رو از گرفتار کردن ما بخشə گرفتار کردن سخت لوط علیه السلام اون‌ها رو هشدار داد، انذار داد از گرفتار کردن سخت ما.

گفت خدا گرفتارتون می‌کنه.

"فتماروا بالنذر" اینا کارشون از تکذیب هم بالاتر رفت.

انذارها را درباره انذارها شروع به جدال ناحق کردند.

مرا کردند بین خودشون با دلایل واهی انذارها را به تمسخر می‌کشیدند.

مرا و جدال ناحق درباره انذارها می‌کردند.

کارشون به جایی رسید که فرشتگان عذاب آمدند خانه لوط علیه السلام اعلان مأموریت کردند که ما آمدیم از جانب خدا این قوم را عذاب کنیم.

این‌ها در شرایطی از غفلت بودند که "ولقد راودوه عن وافهم" که رفتند سراغ لوط علیه السلام و از لوط مطالبه کردند که مهمان‌های خودش رو در اختیار کام‌جویی‌های حرام این قوم قرار بده.

یعنی وقاحت را در مسخره کردن انذارهای الهی به جایی رسوندن که میرن در خانه پیغمبرشون میگن مهمون برات رسیده.

این مهمون‌ها رو در اختیار ما قرار بده برای کام‌جویی‌هامون.

تا اینجا رفتن جلو.

"فطمسنا اعینهم" ما چشم‌های این‌ها را محو کردیم.

"فذوقوا عذابی ونذر" پس بچشید عذاب مرا و هشدار‌های مرا.

در حقیقت اینجا که میگه هشدارها را بچشید خود هشدار که چشیدنی نیست.

یعنی این عذابی که داری می‌چشی عاقبت تکذیب این هشدارهاست.

بچشید این عذاب را و بچشید عاقبت تکذیب هشدارها را.

"ولقد صبحهم بكرة عذاب مستقر" اول صبح بود که عذاب استقرار یابنده‌ای اون‌ها را در بر گرفت.

"فذوقوا عذابی ونذر" پس بچشید عذاب مرا و انذار‌های مرا.

"ولقد یسرنا القرآن للذكر" حالا ای معاصران قرآن ما قرآن را برای ذکر کردن، برای یاد کردن آسان قرار دادیم.

"فهل من مدکر" هست کسی که از قرآن ذکر بپذیرد از قرآن تذکر بپذیرد "فهل من مدکر".

و مورد بعدی آل فرعون.

و لقد در یک، در دو آیه کوتاه بیان می‌کنه "ولقد جاء آل فرعون النذر" برای آل فرعون هم هشدارها آمد.

"کذبوا بآياتنا كلها" همه آیات ما را، همه نشانه‌های عذاب الهی را و هشدار‌های الهی را تکذیب کردند.

"كلها" همشو.

"فأخذناهم" پس آن‌ها را گرفتیم.

"أخذ عزيز مقتدر" مانند گرفتن اون شکست ناپذیر مقتدر.

یعنی به سبک گرفتن، گرفتار کردن شکست ناپذیر مقتدر.

یعنی کسی دارد تهدید می‌کند که هیچ‌کی حریفش نیست و مقتدر مطلق این عالم است، عالم است.

اون‌ها را گرفتار کردیم.

بعد از اینکه این عواقب رو خداوند تا آیه چهل و دو بیان می‌کند حالا سؤال می‌کنه از معاصران قرآن سؤال می‌کنه از این معاصرانی که "اقتربت الساعة وانشق القمر" "وإن يروا آية يعرضوا ويقولوا سحر مستمر" حالا خدا از اینا سؤال می‌کنه.

میگه ای مکذبانه آیات انذار پیغمبر اسلام، ای مکذبانه نشانه‌های حقانیت هشدار‌های خدا.

حالا که شنیدید عاقبت اقوام مکذب گذشته را یک سؤال از شما دارم "أکفارکم خير من أولئکم أم لكم براءة في الزبر" جواب بدید.

آیا کفار شما بهترند از این کفار طول تاریخ که تکذیب کردند و مشمول عذاب خدا شدند؟

روی این حسابه که شما به خودتون جرئت دوباره تکذیب و کفر میدید؟

شما خیال می‌کنید اونا مستحق عذاب بودند و شما چون بهتر از اون‌ها هستید شما مستحق عذاب نیستید.

"أکفارکم خير من أولئکم أم لكم براءة في الزبر" یا اینکه نه نوشته‌های آسمانی‌ای در اختیار دارید که شما را مبرا کرده به شما تضمین داده گفته آقا خیالتون راحت عذاب مال کیا بوده بگید؟

اقوام گذشته بوده.

دیگه امروز از این عذاب‌ها خبر نیست.

شماها مبرا هستید.

اون زمان هنوز سیستم‌های کنترل و نگهداری پروردگار نعوذ بالله هنوز به روزرسانی نشده بود.

ضعیف بود.

ورژن‌های قدیمی بود.

اون موقع‌ها خدا عذاب می‌کرد.

حالاها دیگه نه.

زمان پیشرفت کرده، علم پیشرفت کرده، انسان‌ها متمدن‌تر شدن.

حالا قوم لوط می‌خوای باشی باش، قوم نوح می‌خوای باشی باش، قوم عاد باش، قوم ثمود باش، آل فرعون باش، هرکی می‌خوای باشی الانا دیگه از این خبرها نیست.

خدا سؤال می‌کنه شما بهترید که خیال می‌کنید عذاب براتون نیست یا نه؟

می‌دونید بهتر نیستید اما فکر می‌کنید که شماها در امانید.

برائت دارید، امان‌نامه دارید که عذاب برای شما نیست.

خیلی خیالتون راحته انگار نه انگار آدم‌هایی هستید که در زمان پدرتون نوح علیه‌السلام به غیر از اجداد شما که رو کشتی بودن همه غرق شدن.

بعد از اون در قوم آ-- ثمود و قوم عاد و قوم لوط و آل فرعون و اینا همه عذاب شدن اما شما نمی‌شید.

چطور اینقدر راحتید؟

یا خیال می‌کنید بهترید یا نه تو ذهنتون یه حجتی درست کردید.

براة في الزبر به خودتون میگید که ما یه نوشته‌هایی داریم از طرف پروردگار که تضمین داده ما رو عذاب بگید نکنه.

أم یه حالت سوم.

أم يقولون نحن جميع منتصر.

یا نه ممکنه یه چیز دیگه‌ای باعث این خیال راحت شما از عذاب پروردگاره.

اون چیه؟

نحن بگید.

[همهمه].

جميع منتصر.

این بار ما هستیم که بگید پیروز می‌شویم.

این بار ما هستیم که انتقام اقوام گذشته تاریخ را هم از خدا می‌گیریم.

این دفعه دیگه ما دست به دست هم میدیم.

خدا حریف ما نمی‌شود.

یعنی دلتون رو خوش کردید به چی؟

به اجتماع‌تون، به جمع بودن‌تون.

طوری که خدا دیگه حریف شما نشود.

أم يقولون نحن جميع منتصر.

یه دقتی به این آیه بفرمایید.

سه تا حالت رو خدا به عنوان حالات احتمالی برای بی‌توجهی ما-- کافران معاصر قرآن یعنی دوران ما.

سه تا حالت رو خدا به عنوان احتمالات بی‌توجهی این‌ها به انذارها و هشدارها بیان می‌کنه.

حالت اول اینکه اینا معتقد باشند بهترند از کفار قبلی.

یعنی کفار قبلی خیلی وضعشون بد بوده ما خیلی وضعمون بد نیست.

حالت دوم اینکه این‌ها معتقد باشند که برائتی در نوشته‌های آسمانی، امان نامه‌ای درباره این‌ها وجود داره که این‌ها بر اساس این امان‌نامه قرار نیست عذاب بگید بشوند.

این دو تا حالت معلومه که مورد اعتقاد کفار معاصر قرآن نیست، چون خودشونم ادعا ندارند که بله ما که آدم خوبی هستیم.

اینا میگن انذارهای تو بیخوده، هشدارهای تو بیخوده.

کی گفته قیامت در کار هست؟

کی گفته اگر قیامتی هست تنها راه نجات اینه که ما دعوت تو را لبیک بگیم؟

کی گفته شما اینایی که به ما داری ارائه میدی آیه است؟

اینا سحره.

اینا که ابایی ندارند از انکار پیغمبر.

پس این که خودشون رو بهتر بدانند یه احتمالیه که جوابش معلومه.

نه اینطوری نیست.

اینکه برای خودشون برائتی در زبور داشته باشند، این کتاب‌های آسمانی به اونا تضمین داده باشن.

اینم که وجود بگید ندارد.

پس کدوم گزینه متعین می‌شود؟

گزینه سوم.

أم يقولون نحن جميع منتصر.

یعنی این بار بشریت دل خوش کرده است به اینکه اجتماعی می‌سازد و اجازه نخواهد داد که خدا خواسته خود را بخواهد بر بشر چکار کنه؟

تحمیل بکنه.

بشر رو متقاعد کنه به قبول دین، متقاعد کنه به التزام به شریعت، متقاعد کنه به قبول انذارها، دعوت به لبیک پیغمبر.

نه دیگه این بار ما اجازه نمیدیم.

تا حالا بشریت نتونسته از خودش دفاع کنه.

حالا دیگه دفاع می‌کنه.

رویارویی این نحن جميع منتصر دل خوش کردن به توانمندی خود در رویارویی با کی؟

با خدا.

شما عامه بشر رو ممکنه نگاه کنید و فکر کنید چنین اندیشه‌ای خیلی اندیشه برجسته‌ای نیست که کافران امروز معاصر قرآن بگن بله ما حریف خدا هستیم.

اما یه پله برید عقب‌تر.

تو لایه خواص، تو لایه خواص جریان کفر یه مطالعه‌ای بکنید، می‌بینید که کاملاً دقیق و برنامه‌ریزی شده و به قصد مقابله با خدا و به قصد نبرد و پیروزی در این نبرد کار می‌کنند.

ابایی هم ندارند یعنی اسنادش هم موجوده.

همین امروز جریان‌های ماسونی دنیا رو شما تعقیب بکنید، مطالعه بکنید، متوجه می‌شید که چطور شیطان لعنت الله علیه این‌ها را سازماندهی کرده و از سران کفر سران کافران معاصر قرآن لشکری ساخته برای مبارزه با کی؟

مبارزه با خدا.

و به این‌ها القا کرده که می‌شود خدا را مغلوب کرد.

جن و انس اجتماع کردند که خدا را مغلوب کنند.

لذا در سوره بعد میگه یا معشر الجن والانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السماوات والارض که برسیم اونجا من توضیح میدم.

فانفذوا اگه خیال می‌کنید می‌تونید نفوذی در مدیریت این عالم داشته باشید دست به کار بشید.

لا تنفذون الا بسلطان امکان نداره مگر خدا اجازه بده.

یرسل عليكم شواظ من نار ونحاس فلا تنتصران.

آتش بارانتون می‌کنیم و کسی نیست به دادتون برسه.

یعنی این مقطع پایانی تاریخ مقطعی‌ست که کافرانش امید دارند که بر خدا غلبه کنند و بر خدا چیره شوند و برنامه‌های خدا را سرکوب کنند.

کسانی که در سوره مبارکه فسلت بقره تدبر کردند اونا می‌دونن از مهم‌ترین سردمداران جریان کفر و کسانی که خط میدن به جریان کفر یهودند.

صهیونیسم جهانی امروز ما بهشون می‌گیم صهیونیسم جهانی.

سردمداران کفر اینا هستن.

بدترین دشمنان خدا، پیغمبر و اسلام و شریعت اینا هستن.

و اینا کسانی‌اند که خیلی رسماً خیلی رسمی اعلان دشمنی با جبرائیل کردن.

منکر نیستند که جبرائیل بر پیغمبر نازل میشه.

میگن بله ایشون یه کسیه براش فرشته نازل میشه.

اما این فرشته، فرشته خائن نیست و اونچه او بر ایشان نازل کرده آیات شیطانی‌ست.

اینو متهم کردن، اون فرشته را متهم کردن، پیغمبر را متهم کردن.

گفتن ما جبرائیل رو قبول نداریم چون خائنه.

ما میکائیل رو قبول داریم.

میکائیل فرشته سالمیه.

میکائیل اونچه گفته درست گفته.

میکائیل اونی گفته که ما میگیم.

اونوقت خودشون آنچه را می‌گویند از کجا میگن؟

"وتبعوا" بگید "ما تتل الشياطين على ملك سليمان".

یعنی اینا کتابشون شد کتاب شیاطین.

کتاب اون‌ها کتاب شیاطین است.

منسوبش می‌کنند به اینکه میکائیل آورده کتاب قرآن را نعوذ بالله که کتاب خداست متهم می‌کنند به اینکه کتاب شیطان است چون جبرائیل خائن نعوذ بالله آورده با جبرائیل دشمنی کردند.

از اینا بگذرید بیایید برسید به نسل بعدیشون.

همینطورن.

برید تو طبقات کفار ب-بگردید.

ائمه کفر رو در جهان برید بگردید.

امروز مطالعه کنید جریان‌های ماسونی عالم رو.

برید ببینید چه خبره.

همین چند سال پیش بود یه نمایشی بازی کردن در یک تونلی سران کشورهای متعددی رو از دنیا جمع کردن، یک در واقع نمایش بسیار گسترده‌ای رو پیاده کردن که خروجی این نمایش حاکمیت شیطان بر جهانه.

یعنی اون تئوری که اینا دنبال می‌کنند.

این نمایش برای اولین بار بود که در سطح رهبران سیاسی دنیا و در حضور رهبران سیاسی دنیا اجرا شد.

مثلاً تا قبل از این در لایه‌های پنهان و بالاخره طبقه‌بندی شده از این چیزا صحبت می‌شد.

پرده‌برداری و علنی خیلی روش مانور داده نمی‌شد.

قدرت‌های سیاسی رو به این جریان‌های ماسونی علناً متصل اعلام نمی‌کردند و می‌گفتند آقا اون یه بحث دیگه، یه بحث دیگه.

اما در این نمایش که نمی‌دونم چند کشور دنیا بیشتر سران اروپا بودند، در این نمایش رسماً پرده‌برداری کردند از اون طرح و برنامه شیطانی که در عالم دارند دنبال می‌کنند.

یک مسیری از تاریخ را به نمایش درآوردند که در پایانش هم شیطان رو بر دنیا حاکم کردند.

جنگ شیطان و خدا راه انداختند.

کمک شیطان میدن تا خدا رو سرکوب کنه.

و اگر شیطان موفق بشه در خیال اون‌ها که خدا رو سرکوب کنه، دیگه این بساط که باید بندگی کنید و نمی‌دونم به دستور خدا عمل کنید و کتاب آسمانی بپذیرید و انذارهای الهی را جدی بگیرید و این حرفا اینا جمع میشه.

لذا اگر برید در بعضی از منابع این‌ها نمیگم توصیه به مطالعه ندارم اما اگر کسی مطالعه‌ای داشته قبلاً یا بره مطالعه کنه می‌بینه که حتی کشتگان خودشون رو در این راه تقدیس می‌کنند.

میگن این رفت جهنم.

یعنی عیبی ندارن که بگن رفت جهنم.

اما اون تحمل اون جهنم مثل اینکه مثلاً زندان دوره ساواکو داره تحمل می‌کنه.

بالاخره یه مدت تو جهنم و تو عذاب می‌مونی و تو فداکاری کردی برای مبارزه با دیکتاتور عالم.

نعوذ بالله خدا دیکتاتور عالمه باید این رو ما سرکوب بکنیم.

الان اینه.

این آیه "أم يقولون نحن جمع منتصر" داره خدا پرده برمی‌داره از این اندیشه باطل که شده اساس مقابله با انذارها در دوران معاصر قرآن.

حالا خدا چه جوابی به این میده؟

خدا جواب میده "سيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ".

به زودی این جمع دچار هزیمت خواهد شد و همه پشت خواهند کرد.

حالا دقت کنید.

تعبیر هزیمت یک تعبیر بگید نظامیه.

شکسته.

هزیمت در جنگ اتفاق میفته.

خدا نگفت بله آقا اینا میگن "نحن جمع منتصر" باشه ما سیل می-می‌فرستیم با سیل نابودشون می‌کنیم.

یا طوفان شن می‌فرستیم با طوفان شن نابودشون می‌کنیم.

یا فرض کنید زلزله‌ای رو بر دنیا مسلط می‌کنیم اینا رو تو اون زلزله نابود می‌کنیم.

اینا رو نگفت.

یا یه صیحه می‌کشیم نابودشون می‌کنیم.

نگفت.

تو این مقطع تاریخ، اون اراده خدا برای عذاب دنیوی کفار معاصر قرآن چیه؟

جنگه، جهاده، نبرده.

این بار مؤمنان دست خدا هستند.

سوره مبارکه محمد صلی الله علیه و آله وسلم خدا در اونجا فرمود «فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فداءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَٰلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ».

اگر خدا می‌خواست خودش این‌ها را عذاب می‌کرد.

«وَلَٰكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ».

اما می‌خواهد شما را امتحان بکند.

این بار سیل خدا برای نابودی کافران، مؤمنان هستند.

این بار طوفان شن خدا برای از بین بردن کافران، مؤمنان هستند.

این بار صیحه آسمانی خدا برای نابود کردن کافران و مکذبان و رسل و انذارهای انبیا، مؤمنان هستند.

این بار جنگ در میان است.

لذا در همون‌جا شبهه پیش آمد.

یک عده گفتند خدایا آخه این چطور روش نابود کردن کافرانه که هم ما کشته بدیم هم اونا؟

خب قبلاً با سیل و زلزله و نمی‌دونم طوفان و شن و با هرچی اینا رو نابود می‌کردی مؤمن‌ها رو چکار می‌کردی؟

بگید [مکث] جدا می‌کردی، نجات می‌دادی.

بعد اونا رو چه می‌کردی؟

کفار را نابود می‌کردی.

الان این چه روش جدیدیه که جنگ راه بیفته ما بریم وارد جهاد و جنگ بشیم هم ما کشته بدیم هم اونا کشته بدن.

خب هر دو نابود می‌شیم اینجوری.

لذا در همون سوره مبارکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم خدا در ادامه فرمود «وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يَضِلَّ أَعْمَالَهُمْ [مکث] يُصْلِحُ بَالَهُمْ وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ».

یعنی خدا فرمود که، بذارید من آیه رو دقیق بخونم که آیه اشتباه گفته نشه.

«وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» تعبیر رو نگاه کنید.

«ذَٰلِكَ حُكْمٌ» جنگ است.

حکم کشتن کفاری است که سد عن سبيل الله می‌کنند.

«وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ» و اگر خدا خواسته بود «لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ» خودش از آنها انتقام می‌گرفت.

«وَلَٰكِنْ» اما اینطور اراده کرده «لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ» تا شما را به وسیله یکدیگر آزمایش کند.

خدایا پس ما هم کشته می‌شیم.

«وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» اگر شما کشته می‌شید در سبيل الله کشته می‌شید.

اونا در سبيل شیطان و باطل کشته میشن، شما در سبيل الله.

این کجا و بگید [مکث] آن کجا.

بجنگید، کشته هم شدید باکی نیست.

«وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يَضِلَّ أَعْمَالَهُمْ».

خدا اجازه نمیده خونشون هدر بره.

اجازه نمیده اعمالشون هدر بره.

«سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ [مکث] وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمْ».

خدا اون‌ها رو هدایت می‌کنه، به مقصد می‌رسونه، امرشون رو اصلاح می‌کنه و اون‌ها رو داخل بهشتی می‌کنه که برای اون‌ها تعریف کرده.

این بار دنیا در انتظار عذابی عظیم و جهانی برای کفاری است که سد عن سبيل الله می‌کنند.

اما این عذاب از جنس سیل و طوفان و شن و صاعقه و صیحه دیگر نیست.

این بار عذاب جهاد است.

جهادی که روزی به فرماندهی بقیت الله عجل الله تعالی فرجه الشریف در ابعاد گسترده جهانی در مقابل کفر شکل می‌گیره و ما هم اگر هستیم برای زمینه‌سازی اون جهاد هستیم.

درکش کنیم، نسبت بهش بصیرت داشته باشیم، انقدری رشد بکنیم که وقتی قرار میشه شمشیر به دست بگیریم در مقابل کافران، دستان ما نلرزه، پاهای ما نلرزه.

این جبهه جهانی شکل بگیره تا کفر، کفر و سد عن سبيل الله و استکبار از کل عالم برچیده بشه و ریشه‌کن بشه برای همیشه و زمین در پرتو عدالت زندگی بکنه.

این مسیر تکاملیه که طی شده.

تو این مقطع دو تا جبهه هست.

جبهه باطل شیطان با اراده مغلوب کردن خدا، جبهه حق خدا به فرماندهی انبیا، اولیا برای نابود کردن اون جبهه.

حالا ببینید اینجا خیلی شفاف و روشن، این توضیح بین پرانتزی‌ست، خیلی شفاف و روشن دشمنان اسلام دقیقاً کجا را نشانه می‌گیرند تو اسلام؟

[مکث] چی رو؟

جهاد را.

یعنی اصلاً با هیچ‌چی اسلام کاری ندارن.

هر چیزی از اسلام که به جهاد مربوط بشه، به قاطعیت اسلام مربوط بشه، به اراده حاکمیت اسلام مربوط بشه، به اراده حذف جریان‌های کفر و جریان‌های باطل مربوط بشه، درست این نقطه‌ها را از اسلام می‌زنند.

چطور می‌زنند؟

با شبهات تئوری اسلام را دین خشن معرفی می‌کنند.

دین خشونت، دینی که مشکل داره با صلح.

نمی‌گن مشکل داره با فساد.

میگن مشکل داره با صلح.

چون اونا میگن بذارید ماها همه راحت فاسدانه زندگی کنیم کاری به کار ما نداشته باشید.

بذارید دنیا را غارت کنیم کاری به کار ما نداشته باشید.

بگذارید بشریت را طبقه بندی کنیم کاری به کار ما نداشته باشید.

ولی چطور جلوه میدن؟

اسلام با صلح مشکل داره.

اسلام با آرامش مشکل داره.

اسلام میخواد انگار همه رو به جون هم بندازه چون این تبلیغ می‌کنند [مکث].

حال آنکه اسلام می‌خواد عدالت در جهان حاکم باشه.

اسلام می‌خواد انسان‌ها به حق خودشون از حیات و از زندگی برسند.

به تکاملی که حق اون‌هاست برسند.

استعدادهاشون شکوفا بشه [مکث].

حقوق مادی و معنوی‌شون تضییع نشه.

در هیچ جنبه‌ای، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، امنیتی، در امنیت زندگی کنند.

اسلام اینو میخواد و این جز با قطع کردن دست فاسدان امکان‌پذیر نیست.

این جز با جنگیدن با زیاده‌خواهان امکان‌پذیر نیست.

برای همین خدا در سوره حدید فرمود که ما پیغمبران را فرستادیم "ولقد أرسلنا رسلنا بالبينات وأنزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط وأنزلنا الحديد" آهن هم فرستادیم "فيه بعث شديد" که جلوی ظالمان رو بگیریم.

بدون این نمیشه فقط با کتاب نمیشه.

هم قرآن میخواد، هم کتاب و میزان میخواد، هم آهن و شمشیر میخواد.

برای همین خدا در این آیه باز اشاره داد این "سيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ" یعنی نوع عذابی که در نظر گرفته خدا برای کافران معاصر قرآن را مشخص کرد.

عذابی که برای شما در نظر دارم جهاد مؤمنان با شماست.

حالا تا کی مؤمنان اراده کنند؟

برای همین کفار نفعشون در چیه؟

نفعشون در اینه که مؤمنان رو از حال و هوای جهاد بگید، بندازن.

پس گفتیم یکیش این شد تئوری.

دومی شد چی؟

عملی.

عملیش چیه؟

میان گروه‌های کاذب در واقع مهل‌ها و روش‌های کاذبی، غلطی، جعلی از جهاد طراحی می‌کنند.

گروه‌هایی رو می‌سازند مثل داعش.

مثل مثلاً گروه‌های طالبان.

مثل مثلاً فلان جبهه، فلان جبهه.

گروه‌هایی رو می‌سازند، خودشون تسلیح می‌کنند، خودشون تقویت می‌کنند، خودشون پشتیبانی می‌کنند که اینا با پرچم لا اله الا الله محمد رسول الله و به نام قرآن و به نام اسلام رفتارهای قرون وسطایی دوران نمیدونم مغول و نمیدونم چه و چرا پیاده کنند، بکشند، بی‌گناهان رو بکشند، به کنیزی بگیرند، بچه‌ها رو سر ببرند، جوون‌ها رو بی هیچ اتمام حجتی گردن بزنند که بگن آقا اسلام اینه.

اون جهادی که اسلام میخواد اینه‌ها.

که خود مسلمون از جهاد چی بشه اصلاً؟

خود مسلمون منزجر بشه تا چه رسد به مردم دنیا.

من طلبه امروز بترسم اینجا آیه قرآن بخونم که باید با کفر مبارزه کرد و جنگید.

منم بگم اگر الان بیام بگم آقا "إذا لقيتم الذين كفروا فزروا الرقاب" الانه که بگن آقا اینم پس همون داشه.

اع؟

داعش هم که همینو میگفت "إذا لقيتم الذين كفروا فزروا الرقاب" اون میزد گردن بچه‌های پنج ساله رو قطع می‌کرد، بچه‌ها رو می‌کشت، زنا رو می‌کشت، به بردگی می‌گرفت.

بی هیچ اتمام حجتی، بی هیچ هدفی آدم‌کشی می‌کرد.

قشنگ به شکل تئوری و عملی جهاد ما را نشانه گرفتند.

قرآن‌هایی هم که میخوان چاپ کنند که بارها تلاش کردند و بعضاً چاپ هم کردند، منهای آیات جهاد، منهای هر آیه‌ای که دلالت کند بر اراده خدا به حاکمیت اسلام.

"والذي أرسل رسوله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله ولو كره المشركون" آقا مسلمونی باش واسه خودت چکار با حاکمیت آمریکا داری؟

مسلمونی باش واسه خودت چکار با حاکمیت انگلیس داری؟

مسلمونی باش برای خودت نماز می‌خونی بخون، روزه می‌گیری بگیر.

صبح تا شب هر جور دلت میخواد به دین خودت عمل کن.

چه کار داری به مناسبات سیاسی عالم؟

چه کار داری به نفت؟

چه کار داری به منابع؟

چه کار داری به طبقه‌بندی امروز دنیا که مردم باید دو یا سه طبقه باشند؟

چه کار به این مسائل داری؟

برو زندگیتو بکن.

دنیا در قبضه حاکمیت شیطان باشد، شما به هر دینی می‌خوای باش باش.

دعوا سر اینه.

لذا خدا از اول سوره تا حالا قصه نگفته.

میگه ببین در طول تاریخ مچالشون کردم.

الانم اگر مهلت دادم دلیل بر عجز من از مچاله کردن اینها نیستا.

من ناتوان از مچاله کردن اینها نیستما.

اراده من اینه که در این زمان به این روش این اتفاق بیفته.

این اون روش ماندگار، ابدی، جهانی، تاریخی، گسترده و فراگیره.

روش‌های دیگه روش‌هایی بود که خب بله در یک مقاطعی اتفاق افتاد تا عبرتی باشد اما امکان گستردگی و فراگیری نداشت.

تا مردم از درون خودشون مبارزه با کفر نجوشد، تا مؤمنین خودشون دست خدا نشوند برای نابود کردن کفار، قدر رسیدن به اون عدالت را و حفظ اون عدالت را نمی‌دانند.

پس باید این بار از تو دل خود این‌ها بجوشد.

چطور معجزه در طول تاریخ تطور و تکامل پیدا کرد؟

معجزه یک زمانی چه بود؟

یک زمانی عصا بود که اژدها میشد.

یک زمانی دستی بود که میرفت در گریبان نورانی بیرون می آمد.

یک زمانی نمیدونم کبوتری بود که گِلش ساخته میشد، درون دمیده میشد، جان میگرفت و میپرید.

کور مادرزادی بود که شفا پیدا میکرد.

اینا معجزات انبیا بود.

شتری بود که از دل کوه [صدای قطع شدن میکروفون] اومد.

اما معجزه پیغمبر اسلام چیه؟

کتاب.

کتاب، روشنگری.

این تطور و تکامل اعجازه که در عصر پیغمبر، کتاب معجزه است.

نوع عذاب‌های اقوام هم تطور و تکامل پیدا کرده.

در تاریخ چه بوده؟

سیل بوده، زلزله بوده، طوفان شن بوده، سیه آسمانی بوده.

الان چیه؟

جهاد در دوره‌ای که معجزه کتاب است، عذاب جهاد است.

این دوره کمال تاریخ است.

این آخر الزمان است.

لذا خدا میگه "أم يقولون نحن جميع منتصر" دلتون خوشه که دست‌به‌دست هم دادید و حریف خدا هستید.

کور خوندید.

"سيحزم الجمع ويولون الدبر" به زودی این جمع دچار هزیمت خواهد شد.

این به زودی کیه؟

هر وقت ما آماده بشیم.

"ويولون الدبر" و پشت خواهند کرد.

بعد خدا میگه "بل الساعة موعدهم".

تازه این نسبت به اونچه که در انتظار اون‌هاست در قیامت این چیزی نیست.

اون عذابی که تو این دنیا با جهاد مؤمنان، اون بلایی که با جهاد مؤمنان بر سر اینها خواهد آمد، این بلا در مقایسه با قیامت که موعد این‌هاست چیزی نیست.

"بل الساعة موعدهم" بلکه زمان برپایی قیامت "اقتربت الساعة".

بگید "اقتربت الساعة وانشق القمر".

میگه تازه موعد این‌ها ساعت است.

زمان برپایی قیامت است.

"والساعة أدها وأمر" و ساعت یعنی زمان برپایی قیامت به مراتب غافلگیر کننده‌تر، کوبنده‌تر و تلخ‌تر خواهد بود.

یعنی در انتظار دو تا تلخی باید، باید باشند کفار معاصر قرآن.

تلخی اول تلخی عذاب شدن به دست مؤمنان به اراده خدا و به دست مؤمنان.

تلخی دوم تلخی بسیار سخت‌تر و بسیار دردناک‌تر برپایی قیامت.

پس خیال نکنند معاصران قرآن بعد از هزار و چهارصد سال که خب پس خبری بگید نیست دیگه.

خبری نیست.

هی گفتن تو کتاب‌های آسمانی قوم ثمود.

من دفعه قبل براتون گفتم دیگه وقت نشد کامل کنیم.

قوم ثمود اینطوری شد.

قوم عاد اینطوری شد.

قوم نمی‌دونم لوط اینطوری شد.

آل فرعون اینطوری شد.

قبل همه این‌ها قوم نوح اینطوری بود.

بعد دیگه بخندن.

چهار تا قصه درست کردن.

میخوان با این قصه‌ها ماها رو بترسونن.

دیگه آقا دوره این ترسوندن‌ها چی شده؟

گذشته.

ما کارمونو می‌کنیم، شما هم هیچ غلطی— اونا به ما میگن هیچ غلطی از دستتون بر نمیاد.

اما پشت صحنه میری نگاه می‌کنی میبینی اصلاً سازماندهی لشکرشونو چیدند.

خیلی بیشتر از اینکه من و شما منتظر آمدن منجی عالم بشریت باشیم، اونا نگران آمدنش هستن.

خیلی بیشتر از اونی که من و شما منتظر باشیم.

اونا نگران آمدنش هستن.

که تو این مسافتی که می‌دونن در انتظارشون هست بالاخره پیروزی رو برای خودشون به رقم بزنند و تاریخ رو به نفع خودشون به خیال خام خودشون، تاریخ رو به نفع خودشون به پایان برسونند.

"بل الساعة موعدهم والساعة أدها وأمر".

چرا "والساعة أدها وأمر"؟

چون "إن المجرمين في ضلال وسعر".

این دیگه شروع بحث قیامته.

"إن المجرمين في ضلال وسعر" مجرمان در روز برپایی قیامت در حالت سرگردانی، در حالتی که بی‌راهه کشیده شده‌اند، در لابه‌لا و کوچه پس کوچه‌های جهنم، در چاله‌ها و چاه‌های جهنم و در لابه‌لای زبانه های آتش هستند.

"يوم يسحبون في النار على وجوههم" روزی که کشی-کشانده می‌شوند در آتش به روی چهره‌هایشان.

"ذوقوا مس سقر" بچشید چشیدن دوزخ پروردگار را.

"إنا كل شيء خلقناه بقدر" ما همه چیز رو به حسب قدرت خودمون و در چارچوب قدرت خودمون خلق کردیم.

فکر نکنید زمام عالم از دست خدا در رفته و کفار به حال خود بگید واگذاشته شدند و رها شده‌اند.

اینطور نیست.

"وما أمرنا إلا واحدة كلمح بالبصر" امر ما برای برپایی قیامت جز یک چیزی مانند چشم بر هم زدن نخواهد بود.

برای ما برپایی قیامت چیزیست مانند یک چشم بر هم زدن.

"وما أمرنا إلا واحدة كلمح بالبصر ولقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدكر".

این اینجا تعبیر سنگینه.

ای کفار معاصر قرآن!

ای کفار معاصر پیغمبر!

پیروان شما را ما در طول تاریخ هلاک کردیم.

عبرت نمی‌گیرید؟

"أشياع" اینجا جمع شیعه است.

خدا در اینجا به این‌ها میگه قوم ثمود و قوم عاد و قوم نوح و قوم لوط و آل فرعون اینا پیروان شما بودند در طول تاریخ.

قاعدتاً کی پیرو کیه؟

[پچ،پچ] قاعدتاً این تا-- این کافر معاصر پیرو تاریخ، کافر تاریخه.

ولی خدا اینجا برعکس میکنه.

میگه این کافر تاریخ پیرو تو بوده.

یعنی تو از کافران تاریخ بهتر که نیستی بماند، تو در مقایسه با اون‌ها امام کفری و اون‌ها پیروان شما هستند.

چرا؟

چون شما در مقابل حجت اعظم یعنی قرآن، پیغمبر اکرم، اسلام، شما در چنین عصری در مقابل حق ایستادید.

کفرورزیدن در عصر قرآن خیلی فرق می‌کنه.

ببینید شما من فقط یک نمونه‌اش رو اشاره می‌کنم.

اگر در عصر حضرت صالح علیه‌السلام می‌خواستیم به معجزه الهی ایمان بیاریم، خب معجزه رو یه عده دیدن که کوه شکافت و یه شتری آمد بیرون.

بقیه شنیدن.

بقیه که ندیدن، شنیدن.

بعدشم یه شتره هزار جور شبهه درباره‌ش ممکن بود بشه.

اما درباره قرآن کریم چی؟

معجزه برای هر انسانی قابل ادراکه.

همه می‌تونن در یک درجه مخاطب اعجاز قرآن باشن.

همه می‌تونن قرآن رو بخونن، حجت‌های قرآن رو بفهمن، نسبت به اون ایمان بیارن یا کفر ورزند.

یعنی قرآن کریم امکان مواجهه با اعجاز را به بلوغ حداکثری خودش رسوند.

نوع اعجاز را فکری قرار داد که عالی‌ترین سطح اعجاز است.

قلبی قرار داد که عالی‌ترین سطح اعجاز است.

با روشنگری بشر را به ایمان دعوت کرد که عالی‌ترین نوع دعوت است.

با حجت و استدلال، استدلال‌های عقلی، قلبی، شهودی، حسی بشر را به حق فراخواند که عالی‌ترین نوع فراخوان است.

در چنین عصری کفرورزیدن، کافران دوره معاصر قرآن درجه کفرشون از کفار طول تاریخ بگید بالاتره.

لذا خدا با این تعبیر «أَشْيَاءَكُمْ» می‌خواد بگه اونایی که در طول تاریخ نابود کردم پیروان شما بودند.

کافران اصلی، امامان کفر شماها هستید.

بعد حالا دیگه به طریق اولی بفهمید شما مستحق عذابی بگید بدتر و سخت‌تر و بالاتر از کفار تاریخید.

«فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ».

هست کسی متذکر بشه؟

هست کسی حالیش بشه؟

بنده میگم سوره مبارکه قمر بیانیه سازمان مللی اسلامه.

یعنی باید بعد از اینکه اسلام تبلیغ شد در جهان البته این بیانیه وقتی معنی پیدا می‌کنه که تبلیغ اسلام در جهان به عنوان یک اصل مهم بدون جایگزینی دنبال بشه.

شما امروز ببینید در دنیا کشورهایی وجود دارند که تقریباً بویی از اسلام به آنها نرسیده.

تو این دوران .

هنوز دارن نمی‌دونم چوب و سنگ و حیوون و اینا رو می‌پرستن.

به چه ابتذالی یا به چه فضاحتی بشر کشیده شده.

دنیا در یک چنین وضعیتیه.

کشورهای بزرگ، پهناور، گسترده با مردم جاهل، جاهل به لحاظ معرفت، به لحاظ شناخت حقانیت خدا، به لحاظ شناخت فلسفه هستی و تکامل و زندگی فقط و فقط و فقط مشغول دنیا، دنیا، دنیا، دنیا، دنیا، دنیا همین.

«إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ [مکث] وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ [مکث] وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاءَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ».

روزی که اسلام در جهان تبلیغ بشه، اون وقت مبلغان اعظم اسلام باید توی مجامع جهانی این سوره رو بخونن.

بگن آقا اگر خیال کردید رویارویی با خدا و پیروزی با شما، شما خواهید توانست خدا را مغلوب کنید، چقدر در اشتباهید.

بشر چقدررر باید ببخشید احمق باشه که فریب عنصری به نام ابلیس را بخوره و باور کنه که می‌تونه خدا را مغلوب کنه.

خالق این عالم را، خالق خودش را [مکث] مغلوب کنه.

«إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ» استدلاله دیگه.

میگه آخه با خالق می‌خوای بجنگی؟

با اونی که نبودی بودت کرده .

تو را و جهان را.

اینو می‌خوای مغلوب کنی؟

آخه یه خرده فکرم خوب چیزیه .

قدرت شاهان و سلاطین عالم قدرت ذاتی نیست، اعتباریه.

قدرت خدا ذاتیه آخه بدبخت، انسان بدبخت، جن بدبخت، ابلیس بدبخت.

قدرت خدا ذاتیه .

اون نخواد به آنی هیچ‌کدومتون نیستید.

چقدر احمقید [مکث].

و چقدر احمق‌اند کسانی که این‌ها را جدی می‌گیرند [مکث] در مقابل خدا .

هر فرد- خدا به پیغمبر در بعضی از جاهای قرآن میگه «الَّيْلَ قُرْنَاهُ نَكَتَقَلَّبُوا هُمْ فِي الْبِلَادِ».

نبینا اینا همه چی کارا دستشونه خیال کنی که کار افتاد دست اینا.

بابا کار دست هیچکی جز خودم نیست.

من دارم امتحان می‌کنم.

من اراده کنم که به طرفة العینی تمامه.

«وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ» بگید «كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» من چشمم هم بزنم کار تمامه که .

پس توای پیغمبر نکنه مغلوب تقلب این‌ها دفي البلاد رفت و آمدشون و برو بیا و دبدبه کبکبه این‌ها تو سرزمین‌ها بشی.

آقا امروز کار دست آمریکاست.

امروز کار دست انگلیسه.

امروز کار دست اسرائیلیه.

امروز کار دست قدرت، ثروت، دست...

چی؟

چی نگاه نمی‌بینی؟

چی فهمیدی؟

ضعف خودت را پای ضعف خدا بگو.

ننویس.

تو مسلمونی نمیکنی خدا را عاجز ندون.

خدا عاجز نیست.

خدا صبر و حوصله‌اش هم زیاده.

هزار و چهارصد سال گذشته باشه بذار بگذره.

هزار سال دیگه هم بگذره دو هزار سال دیگه هم بگذره.

برای خدا اتفاقی نمیفته.

شما داری خسارت میکنی.

این بار شمایید.

لذا خدا در قرآن میگه [آیه قرآن] اگر شما پشت کنید و شما پای این آرمان الهی نایستید، باشه شما میمیرید، میرید بعد از شما یه قومی رو میاریم که اونا خدا رو دوست دارن، خدا هم دوسشون داره، در راه خدا جهاد می‌کنند [آیه قرآن].

از ملامت هیچ کس هم نمی‌ترسند، در راه خدا هم جهاد می‌کنند بالاخره، بالاخره کار رو خدا با مؤمنان تمام خواهد کرد.

کاش اون مؤمنان کیا باشند؟

[خنده] کاش ما بودیم.

ای کاش ما بودیم.

ما که [مکث]، فهل من مدکر و کل شیء فعلوه في الزبر هر کاری که انجام دادن این کافران بدونن همش نوشته شده.

این زبر هم یک صنعت بلاغیه.

بالاتر گفته بود کهamlکم براءة في الزبر برائت برای شما تو زبر نیست.

اما هرچی نوشتید، هر کار کردید نوشتیم ما.

و کل شیء فعلوه في الزبر و کل صغير و كبير مستتر.

هر کوچک و درشتی سطر به سطر نوشته شده.

ریز به ریز.

نگاه کردی برای چی؟

گفتی برای چی؟

نشستی برای چی؟

پا شدی برای چی؟

خوردی برای چی؟

نخوردی برای چی؟

گفتی برای چی؟

نگفتی برای چی؟

بودی برای چی؟

نبودی برای چی؟

ریز به ریز، سطر به سطر نوشته شده.

در اون روز ان المتقین في جنات و نهر فقط متقین‌اند که در جنات الهی-- ببینید متقین نگفت مسلمین.

اونجا گفت مجرمین، اینجا هم گفت متقین.

یعنی دعوا سر اسم نیست، دعوا سر رسمه ها.

من بگم اسمم مسلمونه، اون بگه اسمم کافره.

دعوا سر رسمه ها.

انذار پذیری تو رسم خودشو نشون میده نه تو اسم.

چه بسا کسی ادعای مسلمونیش هم بشه ولی مجرم باشه، نه متقی.

این در زمره مجرمین محسوب میشه.

این تو صف اوناست.

هزاری که صبح تا شب قرآن چاپ کنه، قرآن حفظ کنه، قرآن بخونه [مکث]، رسته خدمت به قرآن به خودش بگیره، عملت چیه؟

ان المتقین في جنات و نهر في مقعد صدق عند ملک مقتدر در جایگاه صدق، در جایگاهی که راست است یعنی جایگاه حق، حق و حق و اثبات شده حقانیتش عند ملک مقتدر نزد فرمانروای مقتدر عالم یعنی پروردگار عظیم و بزرگ.

خب [مکث]، سوره مفاهیم آیاتش تا اینجا کار شد.

اگر رو مفاهیم آیات سوره سوالی هست من در خدمتم .

بفرمایید.

دقتی روش نداشتم.

میشه بررسیش کرد.

من بررسی خاصی نکردم.

خداوند قوم لوط را با شن، با سنگباران نابود کرده.

چطور سنگ‌هایی که ابابیل، پرند Ababil بر سر اصحاب فیل ریختند سنگ بود اما فجعلهم کعصف معکول یعنی به غیر از اینکه به این‌ها اصابت می‌کرد، یه اثر معنوی هم داشت مثل اینکه داخل این‌ها رو می‌پوساند.

مثل غلاف‌هایی که دانه‌های گندمی که غلافش هست توش خورده شده.

یعنی پوسته می‌شدند دست می‌زدی می‌ریختن انگار.

یعنی اون سنگه می‌خورد یک اثری هم اثر ویژه‌ای هم در درونشون داشت.

که حالا بعضیا تحقیق می‌کنند آقا این سنگ اتمی بوده چی بوده.

نیازی به اثبات این حرف‌ها نیست، نیازی هم به ردش نیست.

مهم اینه که خدا می‌خواسته پوچی این‌ها را نشون بده.

حالا چون اینا بالاخره گناه قوم لوط گناه جنسی بوده و شروع گناه جنسی از چشمه دیگه.

اینا با چشم و چشم چرانی و با این روش جلو می‌رفتند.

در واقع خداوند وقتی اون شن‌ها را بر سر این‌ها به عنوان عذاب فرو فرستاد، یکی از آثارش این بود که چشم‌هاشون انگار محو می‌شد.

نه اینکه چشم نیست می‌شد.

طمس عين مثل سیخ داغ به چشم کشیدنه.

یه بار یه چشمی رو در میارن خالی می‌کنند از حفره می‌کشن بیرون.

این یه جور کور کردنه.

این طمس نیست.

یه بار اینطوریه که مثل اینکه سیخ داغ به چشمش می‌کشن.

چشمو یکی می‌کنند با کله‌اش، با پوستش.

این میشه طمس.

اون سنگبارانی که برای قوم لوط اتفاق افتاده روی جسم اون‌ها این اثر رو هم داشته که خدا نشون بده مبدأ گناهشون که چشم بود هم مورد خلاصه عذاب ویژه قرار گرفت.

بله.

نه دیگه پنجاه و سه شرح بیشتری از پنجاه و دوئه.

پنجاه و دو کلی گفت پنجاه و سه خواست بگه اینکه میگیم کل شیء، کل شیء فعلوه في الزبر حواستون باشه خیال نکنید چیزای درشت، درشت، درشت و ریز همش.

چون اکثر ما یه نگاهی داریم اونم اینکه بالاخره کارا و نیات و اعمال ریزه پیزه اهمیتی نداره.

فرهنگ قرآن این نیست.

فرهنگ قرآن بارها به تعابیر مختلف مثل اینکه بله "و من يعمل مثقال ذرة خيرا يرَه" "و من يعمل مثقال ذرة شراً يرَه".

با تعابیر مختلف می‌خواد بگه شما باید حواستون به ریز و درشت باشه.

اینم یک روانشناسیه.

انسان‌ها معمولاً خیلی به امور کوچیک بها نمیدن.

مثلاً فرض کن در، به، در روزمره خودش به صداقت، به امانت‌داری، به اخلاق، به تعهد، به مردم‌داری، به پاک‌دستی، به چشم‌چرانی نکردن و خیلی چیزای دیگه در طول روز خودش اهمیت چندانی نمیده.

خب؟

منتظر امتحان‌های بزرگه و معمولاً اینکه در نسبت به اعمال ریزمون بی‌توجهیم باعث می‌شه که برآیند شکست در امتحانات بزرگ هم هست.

یعنی همون اتفاقی که نباید می‌افته.

تو اون بزنگاه‌ها میدون رو می‌بازیم.

برای همین قرآن تلاش می‌کنه که حواس ما به کوچیک و بزرگ اعمالمون باشه.

بله [مکث] بفرمایید شما.

سؤال اول "أملكم براءة في الزبور" یعنی اینکه کفار دوران معاصر قرآن معتقد باشند که عذاب مال اقوام گذشته بوده و در این عصر عذاب دیگه متوجه این کفار نخواهد بود و این رو مستند کنند به کتاب‌های آسمانی یا به نوشته‌های آسمانی و امثال این‌ها که خدا یه جایی گفته باشه که من شما رو عذاب نمی‌کنم.

چنین چیزی وجود خارجی نداره [مکث] که اینا همچین حرفی بزنن که مثلاً در کتاب‌های آسمانی آمده که ما دیگه عذاب نمی‌کنیم.

براءة یعنی اینکه بری بودن از آتش، از عذاب، از عذاب.

یعنی که امان‌نامه.

شما عذاب نمی‌شوید.

برائت‌ش- براءة با برائت تفاوت داشته باشه.

بله یکیه دیگه.

برائت یعنی دوری، دوری جستن.

لکم براءة یعنی به نفع شما یک امان‌نامه‌ای، یک چیزی که نشان‌دهنده دوری شما از عذاب باشه.

یه امان‌نامه‌ای داشته باشید.

اما اینکه "کفارکم خير من أولئکم" وقتی این رو در کنار "لقد أهلكنا أشیائكم" می‌ذاریم نتیجه بگیریم که پس واقعاً اینا خیال می‌کردن که از کفار تاریخ بهترن.

مثلاً مهندسی تر و حساب شده‌تر می‌خوان مبارزه کنن.

خب مبارزه اگر باشه که حرف منه.

نه.

اونی که آیه داره میگه اینه که بگن آقا اگه گذشته‌ها عذاب می‌شدن چون آدمای بدی بودن، خیلی بد بودن.

قوم لوط خیلی بد بودن ما که اونجوری نیستیم [مکث].

قوم نوح خیلی بد بودن ما که اونجوری نیستیم.

قوم ثمود خیلی بد بودن.

قوم عاد خیلی بد بودن.

ما که اونجوری نیستیم.

اینا نه همچین حرفی می‌زنن که بگن ما از اونا بهتریم، نه چنین چیزی قابل پذیرشه ازشون.

به‌خاطر اینکه روی قوم لوط و عاد و ثمود رو سفید کردن، تو بدی.

پس اینکه اینا مدعی باشن بهتر از کفار تاریخن، همچین چیزی ثابت نیست.

اما اینکه خدا بهشون بگه، خدا بگه که اگر یک چنین توهمی هم تو ذهنتون هست بدانید که نه، اونایی که در طول تاریخ نابود شدن توی کفر در حد پیروان شما بودن، شماها امامان کفرید در مقایسه با اونا.

اگر قرار بر عذابه، شماها خیلی بیشتر از اونا مستحق عذابید.

اما اگر الان عذاب نمیاد چون این بار قراره چی بشه؟

قراره مؤمنین شما رو از دنیا ببرن، هلاکتون بکنن که مؤمنین فعلاً [مکث] خواب تشریف دارن.

حالا تا وقتی بیدار بشن مؤمنین، وقتی بیدار شدن اون جنگ در گرفت خواهید فهمید چه اتفاقی می‌افته.

در روایات‌مون اومده اون روزی که مؤمنان بیدار می‌شن و در رکاب امام زمان علیه السلام شروع می‌کنند به جنگ با کفر، چه بلای خانمان‌سوزی بر سر کفاری که راه خدا را بستن خواهد آمد که با هیچ بلای خانمان‌سوزی در طول تاریخ برابری نکنه [مکث].

ریشه این‌ها را خواهند کرد.

این اتفاق می‌افته.

طبقات گسترده‌ای از مردم دنیا امروز اسیر دست مستکبرین‌اند.

اجازه به اون‌ها داده نمی‌شه که الان حقوق بشر ، فرض بفرمایید در همه دنیا جا انداختن حقوق بشر چیه؟

اینه، اینه، اینه، اینه.

هر جایی هر کسی مخالف حقوق بشر باشه [مکث] باید باهاش جنگید.

آمریکا پیام‌آور صلح هست برای گسترش حقوق بشر در دنیا [مکث].

بشر حق دارد مثلاً فرض کنید حق دارد برهنه باشد.

چرا جلوش رو می‌گیرید؟

شما باید حجابتون چرا اجباریه؟

بشر اختیار داره به خودش مربوطه.

می‌خواد برهنه باشه، می‌خواد نباشه.

بشر حق دارد مثلاً فرض کنید با همجنس خودش ازدواج بکند.

چرا شما جلوش رو می‌گیرید؟

حقوقی تعریف کردن اینایی که من دارم میگم مبتذل به آنند که اینا رو نوشته باشن.

تو دنیا به دلایل واهی مثل اصرار یک حکومتی بر حفظ حجاب، مثل مخال، مقابله با همجنس‌گرایی در دنیا که امروز سران بزرگ دنیا اول وعده همکاری به همجنس‌گرایان میدن بعد رأی جذب می‌کنن.

اول میرن ادای احترام، ادای تعهد می‌کنند به همجنس‌گرایان که خیالتون راحت ما هوای شما رو داریم.

بعد میرن رأی می‌گیرن.

کارو به اینجاها کشوندن.

اینا شده متأسفانه تو این دنیای امروز.

شما چرا مدافع حقوق کسانی هستید که می‌خوان سرزمینشون رو از غاصبان پس بگیرن؟

این ضد حقوق بشره.

اما وقتی بهشون گفته می‌شه آقا بشری که قرآن حقوقی که در قرآن برای بشر به رسمیت شناخته شده، یکی از مهم‌ترین حقوق اینه که بشر بتواند موحدانه زندگی کند.

بتواند.

لازمه زندگی موحدانه این است که کانال‌های رسیدن حق به بشر مسدود نشود.

امروز خلاف حقوق بشر رفتار کردن کاریست که شماها می‌کنید.

که اجازه نمی‌دید توده‌های عظیم مردم در دنیا با اسلام اونطوری که هست آشنا بشن.

هر طور می‌تونید جلوشو می‌گیرید.

کمن و كيفاً.

که اسلام منتشر نشه.

اسلام اونطور که هست به گوش جهانیان نرسه.

خب این حق بشر نیست که وحی الهی رو بدونه.

چرا جلوشو می‌گیری؟

چرا مانع میشی؟

سد عن سبيل الله یعنی این.

چرا اجازه نمیدی اسلام تبلیغ بشه اونطوری که هست؟

به خاطر اینکه می‌دونه اگر اسلام تبلیغ شد طبقات مردم، توده‌های مردم به اسلام گرایش پیدا می‌کنند و دیگه حکومت ننگین اون‌ها رو تحمل نمی‌کنند.

دنیا یکپارچه میشه علیه استکبار.

اینو می‌دونن برای همین نمی‌خوان.

توی این مساف هم باید شجاع بود هم هوشمند.

و شما ببینید دیگه الان بعد از هزار و چهارصد سال خدا کنه ما بفهمیم این مسئله را.

بعد از هزار و چهارصد سال از ظهور اسلام، بعد، بعد از بیش از هزار و صد سال از غیبت امام زمان علیه السلام، توی این عصر، به رهبری یک مرد الهی، یک پرچمی برای اسلام بلند شده.

خیلی حرفه.

این پرچمی که برای اسلام بلند شده پرچم بیداریه که مردم دنیا را جمع کنه زیر خودش بیدار کنه برای جبهه شدن علیه استکبار جهانی.

هر کار که بتونن برای زدن این پرچم می‌کنند.

هر کار که بتونن می‌کنند.

نفس نمی‌ذارن بکشه کسی.

داخلی و خارجی با ستون پنجم و منافقین و یا خارجی.

هرچه بتونن لطمه می‌زنن که مردم رو منصرف کنن، که مردم رو خسته کنن.

که این پرچم هم بخوابه که خـ، که خدایی نکرده، خدایی نکرده اگر این پرچم افتاد به خیال اون‌ها دیگه تا صدها سال بلکه تا هزاران سال پرچمی برای اسلام بلند نخواهد شد.

چقدر حالا ببینید حفظ این پرچم کمن و كيفاً چقدر اهمیت پیدا می‌کنه و چجور طرح‌های اینا چجور طراحی میشه، چطور سازماندهی میشه که مردم را دلسرد کنند.

الان این اوضاعی که اقتصادی پیش اومده، این شرایط مردم چقدر نسبت به سال‌های گذشته رفته رفته با سرعت، با شیب تند دلسرد میشن.

چقدر بار مسئولیت مسئولان سنگینه.

چقدر بار مسئولیت آگاهان سنگینه.

که یه کاری بکنن.

بصیرت به مردم بدن.

دست‌های خائن رو کوتاه کنند.

این جهاد تبیین هم که مطرح شد، حضرت آقا اشاره فرمودند جهاد تبیین که حالیمون بشه کجا وایستادیم.

جهان تو چه نقطه‌ای قرار گرفته.

الان چه کار باید بکنیم.

الان بگیم بله یه انقلابی کرده بودیم که عدالت رو برپا کنیم.

نتونستیم پس جمع کنیم بریم.

حکومت آخوندی شکست خورد.

خب حکومت آخوندی شکست خورد.

باشه.

پرچم اسلام افتاد بابا.

و بـ، وقتی پرچم اسلام افتاد فکر نکنید که مردم دنیا در خوشبختی خواهند بود.

نه.

یک عده سرمایه‌دار و مستکبر به عنوان طبقه اول بشریت در نهایت رفاه باید زندگی کنند به قیمت خون مردم دنیا، به قیمت بردگی مردم دنیا.

پایه‌های اقتصاد مرفه کشورهای غربی تو غارت منابع کشورهای به قول خودشون جهان سومیه.

اونا باید غارت کنند تا ثروتمند باشند.

اونها باید بکشند و ببرند تا ثروتمند باشند.

آنها باید به بردگی بگیرند تا ثروتمند باشند.

دوازده میلیون نفر رو در بعضی از کشورهای آفریقایی وارد شدند، دوازده میلیون نفر کشتند.

در همین عراق چقدر کشتند؟

از زمانی که جنگ را آغاز کردند تا چند سال پیش که من آمار یادمه یک میلیون و دویست هزار نفر کشته بودند.

الان چقدره؟

من نمی‌دونم.

نفت ببرند.

که دنیا [مکث] رو به قیمت خون مردم دنیا یعنی طبقات دو، سه دنیا را غارت کنند که خودشان بیشتر بخورند، بیشتر بچرند.

تو کشورهای خودشان هم بری نگاه کنی طبقه بندی حاکمه.

به راحتی نظام سرمایه‌داری در دنیا حاکم شد.

به راحتی طبقات ضعیف رو بی‌خانمان کردن، کارتن‌خواب کردن، زیر پل خواب کردن، بدبخت کردن، به خوردن و نمردن راضی کردن.

بیشترین آمار فلاکت، بدبختی، خودکشی، بی‌خانمانی تو همین کشورهای مرفه.

اون رفاهی که شما از عکس و تصویر این کشورها می‌بینید مال یک قشری‌ست، سرمایه‌داران.

بقیه بردگانند.

اونایی هم که دستشون به منابع دنیا نرسیده مثل مثلا امپراتوری چین و امثال این‌ها، این‌ها مردم خودشان [مکث]، مردم خودشان را به بردگی گرفته‌اند که طرف از صبح تا شب کار بکنه فقط برای اینکه زنده بمانه.

بتونه یک بشقاب غذایی بهش بدن بخوره، یک سوراخی هم بدن بره بخوابه توش.

که قیمت این کالا رو به یک [مکث] حد بسیار پایینی برسونن که دنیا رو فتح کنن باهاش [مکث].

اون باطل، این باطل [مکث].

اینا اینو میخوان.

خیال نکن اگر اونا مسلط شدن و موفق شدن این پرچم اسلام رو به خوابونن بعد عدالت در کل جهان گسترده می‌شه همه در صلح و امنیت و آزادی زندگی خواهند کرد.

تمام دعوای طول تاریخ وعیه.

بنده دارم بهتون میگم به عنوان کسی این حرف رو می‌زنم که به هر حال به لطف خدا بیشتر قرآن رو خوندم، در حد ناچیز خودم فهمیدم [مکث].

تمام دعوای تاریخ بشریت و تاریخ وحی سر همینه [مکث].

که آیا بشریت طبقه‌بندی بشود یا نشود.

انبیا آمدن مانع طبقه‌بندی بشریت بشن.

انبیا آمدن بشری درجه یک و دو و سه رو حذف کنن [مکث].

میگن انسان‌ها همه حقوق دارن.

همه باید به حق خودشون برسن.

چپاول ممنوعه.

غارت ممنوعه.

تجاوز به حقوق یکدیگر ممنوعه.

رو زمین زندگی می‌کنید حق همدیگر رو محترم بشمارید [مکث].

تا انبیا آمدن اختلاف طبقاتی رو بر هم بزنن.

اینا سر انبیا اختلاف کردن [مکث].

و این جنگ و این مصاف ادامه داره [مکث].

لذا خوشحال نشن اونایی که [مکث] از دلسردی مردم سوءاستفاده می‌کنن یا نگاه می‌کنن تمسخر می‌کنن [مکث].

دلشونو خوش کردن به اینکه حکومت اسلام پایان پیدا کنه.

اون روز خوشی برای هیچکس نخواهد بود.

کسی اهل بصیرت باشه باید اگر اشکالی هست آستین همت بالا بزنه اون رو برطرف کنه.

باید تلاشش رو بیشتر کنه.

باید بصیرت افزایی خودش و دیگران رو بیشتر بکنه [مکث].

یه کاری هم نیست که از عهده یک نفر بخواد بربیاد.

این بصیرت گسترده قرآنی رو احتیاج داره.

بفرمایید سوالتون چی بود؟

بله، بله ولی بنده با توجه به سوره آل عمران که قلب قرآن در امر به معروف و نهی از منکر سوره آل عمرانه.

با توجه به سوره آل عمران به وضوح عرض می‌کنم بالاترین، برترین، اهم مصادیق امر به معروف و نهی از منکر تبلیغ قرآن در جامعه است و ترویج قرآن در جامعه است.

بصیرت مردم باید بره بالا.

این امر به معروفه.

متأسفانه در زمان ما، در بین ارزش مداران ما، ارزشی‌های ما، امر به معروف و نهی از منکر محدود شده به چند تا دستور دادن به یکدیگر سر مسائل [مکث] سرشاخه‌ای که اونا مهم‌ن.

نمیگم اونا رو باید از دست داد، اونا رو باید رها کرد.

قطعاً اونا مهم‌ن.

اما اینکه اکتفا کردیم الان من تا بگم امر به معروف چی تو ذهنتون میاد؟

حجاب تموم شد.

در حالی که اصلا امر به حجاب در واقع مقابله با بدحجابی نهی از منکر است اولا امر به معروف نیست.

امر به معروف یه لول بالاتر از نهی از منکره، یه چیز دیگه‌ایه.

امر به معروف اینه که جامعه را به نماز دعوت کنی.

جامعه را به عدالت دعوت کنی.

جامعه را به انصاف دعوت کنی.

وحدت چی؟

وحدت به وحدت دعوت کنی.

اون نهی از منکره، تازه تو نهی از منکرها، نهی از یک منکر خاصه تو جامعه که اونم خیلی مهمه ولی تنها منکر مهم جامعه ما نیست.

اما چطور شد کل تا میگیم امر به معروف همه فکر می‌کنن حجاب.

این به خاطر محدود اندیشی ماست.

بعد سراغ همینام که میریم، می‌بینی همونم میخوان بهش برسن باز از راه قرآن نمیرن لذا بازم بهش نمی‌رسن [مکث].

نمی‌رسن.

هزار دفعه هم گروه تشکیل بدن، هزار جور هم تشکل درست بکنن، تا روش خود قرآن رو نفهمن.

بابا اگر حجاب مهمه است، کی گفته مهمه است؟

خدا.

خدا برای اینکه جامعه محجبه باشه، عفیفه باشه طرحی، پیشنهادی، چیزی احیانا نداره؟

[پچپچ] بله دیگه آقا داره دیگه.

خب طرح و پیشنهاد خدا رو چرا جدی نمی‌گیرید؟

[مکث] بنده در همایش هفتصد نفره تشکل‌های حجاب کشور که خواص حجاب کشور، اونا که دلشون برای حجاب می‌سوخت جمع شده بودند تو قم هفتصد نفر.

خواص حجاب کشور بودند.

سوره نور رو گفتم.

گفتم بابا خدا قشنگ ما رو طراحی کرده.

میگه حجاب می‌خواید درست بشه، عفاف می‌خواید درست بشه.

یک، حد زنا باید اجرا بشه.

دو، باند‌های فحشا باید باهاشون مبارزه بشه.

سه، باید امر ازدواج تو جامعه فراگیر بشه.

ثروتمندان بسیج بشن برای ازدواج.

چهار، حریم خصوصی تعریف بشه.

پنج، شخص اول جامعه اسلامی مردان و زنان رو به حفظ نگاه و حجاب دعوت کنه [مکث].

مکرر.

شش، هفت، هشت یک بسته خدا داده، طراحی شده، طبقه‌بندی شده.

بابا اینو بیایید اجرا بکنید.

چه جواب گرفتم به نظرتون؟

گفتم اینا- [پچپچ] اینا ذوقیه دیگه، یه ذوقیاتیه.

آخه چطور شد قرآن شد ذوقیات، بعد هزار جور طرحی که از صفر تا صدش را خودتون ساختید، اون شد علمی [مکث].

کی گفته حالا چون اینا به ترتیب آمده یعنی اینا بسته حجابه؟

بابا بیا بخون، تدبر کن [مکث].

تو جامعه شما مبارزه با مفاسد اخلاقی از طریق قوه قضاییه اونقدر که باید درست دنبال بشه نمیشه.

خدا میگه علنی بزنید، نمیزنید.

خدا میگه رأفت و رحمت به خرج ندید، میدید.

خدا میگه با باندها مبارزه کنید، رها هستن.

خدا میگه س-- ازدواج رو آسان کنید، هیچ کار براش نمی‌کنید.

خدا میگه حریم خصوصی را تعریف کنید، کسی کاری به حریم خصوصی نداره.

[خنده] بعد میگیم حجاب درست نمیشه.

میریم تو خیابونا وایمیسیم هر روز.

خب امروز از بین این مردم که دیدیم چند درصد بی‌حجاب بودند چکار کنیم؟

دیگه جلو چشم خودتون و خودمون.

که تا پنج سال دیگه کشف حجاب خواهد شد.

کشف حجاب شد انفرادی [مکث] بره [مکث].

بی‌حجابی چیزی نموند دیگه.

نتیجه نگرفتید لااقل از اینکه نتیجه نگرفتید تو فکر فرو برید.

بیاید به اون روشتون فکر [مکث].

قرآن، قرآن، قرآن.

امر به معروف و نهی از منکر، قرآن.

و سیرت مردم، معرفت مردم را به قرآن بالا ببرید.

اگر مردم قرآنی شدند، یک تذکر کافیه.

ولی برای کسی که نه خدا را قبول داره، نه پیغمبر را، نه امام را، نه انقلاب را، شما بخواهی بگی حجابتو درست کن، میگه برو بابا پی کارت، برو خودتو جمع کن.

[خنده] چیزی نمی‌دونه از هیچی.

امر به معروف بین کسانی‌ست که یک پایه مشترک دارند.

همه مسلمانیم، همه متدینیم، همه متعهدیم، به هم تذکر میدیم.

در جایی که الان افتراق ما، شقاق ما اعتقادی شده [مکث].

تو میگی قرآن، میگه قرآن چیه؟

خدا، خدا کیه؟

پیغمبر، برو بابا پیغمبر [مکث].

می فرماید فرموده [非 فارسی].

این [مکث] چجوریه؟

حالا احتمالا سؤال اینه که این چطوری با این حرف قابل جمعه که مثلا ما گفتیم که [صدای بیپ] گرفته برای کافران ما [صدای بیپ].

طبیعت این مضمون رو در جاهای دیگه قرآن هم داریم.

مثل اونجایی که می‌فرماید [非 فارسی] یعنی اگر تو نبودی اینجا من قسم به این شهر می‌خوردم، نتیجه‌اش هم این می‌شد که این شهر زیر رو می‌شد.

یا تو هستی پس من عذابشون نمی‌کنم.

اینجا به نظر حقیر اینجوری می‌رسه.

باید بیشتر البته راجع بهش فکر کنم.

اما به نظرم اینجوری می‌رسه.

خدا توجه میده به برکت حضور پیغمبر.

بخواد بگه آقا شما مستحق عذاب هستید.

این برکت حضور پیغمبره که اگر برید سراغش راه او را دنبال بکنید از عذاب چی می‌شید؟

دور [مکث].

چون پیغمبر هست من نمی‌تونم عذاب کنم.

چرا؟

چون سنت‌های قبلی تاریخ چی بوده؟

هر پیغمبری که خدا می‌خواسته قومش را عذاب کنه، این پیغمبر رو از قومش چیکار می‌کرده؟

جدا می‌کرده.

همینا رو خوندیم دیگه.

بعد اون قوم رو عذاب می‌کرده.

خب الانم می‌تونست همین کارو بکنه.

همون خدایی که میگه [非 فارسی] می‌تونست به پیغمبر بگه شما برو بیرون، من بخوام اینا رو چیکار کنم؟

عذاب کنم.

اما اینو نمیگه.

نمیگه نه چون نمی‌تونه، نمیگه چون نمی‌خواد.

چون می‌خواد مردم به این پیغمبر توجه کنند، ایمان بیارن و از عذاب دور بشن و یا ایمان بیارن بشن دست خدا برای مبارزه با کیا؟

کافران.

این به خاطر تغییر تاکتیکه، نه تغییر راهبرد.

یعنی راهبرد خدا در عذاب کافران تغییر بگید نکرده.

اون مبنا در عذاب کافران تغییر نکرده.

اما تاکتیک‌ها تطور پیدا کرده، تکامل پیدا کرده.

تاکتیک آخرالزمانی مبارزه با کافران جهاده که پایه‌اش ایمانه.

پس تو هستی مردم به تو رجوع بیارن، رجوع کنن، ایمان بیارن و بعد از ایمان به تو با کفر و کفار بجنگند [مکث].

استغفار هم همونیه که عرض کردیم دیگه.

استغفار کنن که از گناهانشون دوری بگیرن، مستحق عذاب نباشند.

مستحق [صدای بیپ] باشن مثل استغفاری که حضرت نوح دعوت می‌کرد قومش را که [非 فارسی].

خب استغفار چیه؟

[پشت زمینه] توبه واقعی دیگه.

[پشت زمینه] نه این نیست.

معنیش این نیست که یک عده توبه می‌کنند برای بقیه عذاب نمیاد.

نه.

می‌خواد بگه که الان اینطوریه که جریانه.

ما باید یک آیه قرآن رو وقتی می‌خوایم معنی کنیم، یه جوری معنی کنیم، یه جوری بفهمیم که با کل قرآن جور در بیاد [مکث].

چرا پس در سوره مبارکه محمد صلی الله علیه و سلم به مؤمنان می‌فرماید کافران رو دیدید بکشید، شما دست منید برای عذاب کردن کافران.

چرا در طول تاریخ پیغمبران و مؤمنان و مستغفران را از کفار جدا می‌کنه و کفار رو نابود می‌کنه [مکث].

یعنی خدا ابایی از این نداره که کافران رو نابود کنه.

هزاری که در یک زمان هزار نفر زندگی می‌کنند، ده نفرشون استغفار می‌کنند.

به خاطر ده نفر نهصد و نود نفر رو نابود نمی‌کنه.

نه.

می‌خواد بگه اونچه که عذاب را از سر یک جامعه دور می‌کند، توجه به پیغمبر [مکث]، اقتدا به پیغمبر و استغفار است.

اگر اومدید سراغ پیغمبر عذاب میره دور میشه.

اگه اومدید سراغ استغفار، عذاب میره دور میشه.

چطور دور میشه؟

از اون کسانی که سراغ پیغمبر میان دور میشه از اون کسانی که استغفار می‌کنند دور میشه.

اینا خودشون در دوران پیغمبر و دوران قرآن، اینا خودشون میشن دست خدا برای عذاب اون کفار.

و الا خدا از اراده عذاب کفار انصراف نداده.

در همین سوره خوندیم دیگه.

[پچ،پچ] خب همه چیزو که در یک جا نمیگه.

اونجا یک مبحث داره.

این بحث موضوعیه دیگه.

ما اگر بخواهیم بحث مثلا عذاب دنیوی کفار معاصر قرآن را در قرآن تحقیق کنیم، نمی‌تونیم به یک آیه استناد کنیم.

باید به مجموعه آیاتی که به این مبحث مربوط میشه توجه کنیم، جمع‌بندی کنیم.

اونی که بنده دارم میگم جمع‌بندیه.

میگم همون خدایی که میگه تو هستی، من عذاب نمی‌کنم، استغفار می‌کنند، من عذاب نمی‌کنم، همون خدا میگه که «سیهزم الجمع ويولون الدبر».

همون خدا میگه «فإذا لقيتم الذين كفروا فزروا الرقاب».

همون خدا میگه «وَلَو يَشاءَ اللَّهُ لانتصر منهم».

همون خ-خدا میگه «وقاتلوهم حتی لا تكون فتنة».

یعنی همون خدا دستور جهاد میده.

پس اونجا نمی‌خواسته بگه تا وقتی استغفار می‌کنید نیازی به عذاب نیست پس نیازی هم به جهاد نیست.

بله جنگ بوده، ز-جنگ بوده.

اما آیا همه آماده بودند تو جبهه اسلام حاضر بشن؟

کارشکنی‌های سوره فتح، کارشکنی‌های سوره منافقون، کارشکنی‌های سوره حشر، کارشکنی‌های سوره حدید، کارشکنی‌های سوره صف، کارشکنی‌های سوره جمعه.

قرآن پر است از سوره‌هایی که خبر از کارشکنی‌های جریان نفاق تو جبهه پیغمبر میده.

زمانی این جبهه به بلوغ خودش-- زمانی که این جبهه به بلوغ خودش برسه، اون اتفاق جهانی میفته.

در هر مقطعی به هر اندازه‌ای که این جبهه بالغ بوده، به همون اندازه با کفر مبارزه شده، به همون اندازه کافران سرکوب شدن.

اما اون سرکوب نهایی، جهانی و همیشگی کی اتفاق میفته؟

زمانی که این بیداری به بلوغ حداکثری خودش برسه که همون زمان ظهور امام زمان علیه السلام هست.

خب یک صلوات ختم کنید بریم یک مرحله بعد.

ما مرحله اول رو در این سوره تمام کردیم.

انشاالله در مرحله دوم تشخیص سیاق‌ها را خواهیم داشت.

جمع‌بندی سیاق‌ها.

مرحله سوم و ارتباط یابی اون‌ها.

مرحله چهارم تشریف ببرید برای استراحت.

انشاالله در خدمتتون هستم.

التماس دعا.