[موسیقی] أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
عرض سلام و احترام مجدداً خدمت خواهران و برادران گرامی.
ما رسیدیم به سیاق، سیاق چهارم surه مبارکه الرحمن.
سیاق چهارم دیگه درباره قیامته.
یک-- اولا فضای سخنش که همون فضای سخن تکذیبه منتها به علاوه مجرمون.
تکذیب و جرم.
این یعنی لذا تو اصل محور فضای سخن تغییر خاصی نسبت به دو-- سه سیاق قبلی نداره.
محور فضای سخن همچنان تکذیبه.
به سیر هدایتی نگاه کنید بعد از اینکه در سیاق دوم نظام ربوبی این عالم را، این دنیا را خدا توضیح داد، در سیاق سوم اون اراده قاطعانه به برپایی قیامت را توضیح داد.
حالا در سیاق چهارم شرح برپایی قیامته.
ابتدا اصل برپایی قیامت.
"فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ".
"وَيَوْمَئِذٍ لَا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلَا جَانٌّ".
"يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِ".
در واقع تا اینجا، تا اینجا اصل برپایی قیامته.
بعد راجع به جهنم و مجرمان در جهنم.
"يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالْأَقْدَامِ".
"هَٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ".
"يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٌ".
در واقع در این قسمت از اصل اینکه قیامت برپا میشود و قطعاً مجرمان در جهنم گرفتار خواهند شد، از این مسئله پرده برداشته میشه.
بعد در قسمت بعدی و بعدی دو طبقه جنت توضیح داده میشه.
طبقه اول برای کسانی که خوف مقام پروردگار دارن و اهل احسان هستن.
ببینید این خوف مقام رب مینشیند به جای تکذیب جهنم.
یکی تکذیب جهنم میکنه اون دیگری خوف از مقام رب داره، حساب میبره.
نه فقط منکر مجازات نیست بلکه از پروردگار حساب میبره.
حساب بردن رتبهش بالاتر از تصدیق جهنمه.
ببینید من مثال بخوام بزنم برای حساب بردن شما توی خونه میتونید مثالشو ببینید.
ممکنه یه کسی باشه، یه پدری باشه که دائماً بچه رو تنبیه میکنه.
بچهها هم از کتک زدن این پدر بترسن اما لزوماً ازش حساب نبرن.
کتکش هم میخورن.
خیلی هم ازش حساب نمیبرن.
اما تو یه خونه دیگری میبینید که پدر ای بسا خیلی هم اهل تنبیه کردن نیست ولی یه ابهتی داره که ازش حساب میبرن.
بابا که میاد تو خونه بچهها دیگه آرومن.
بابا اومده دیگه کسی جرات نمیکنه.
با اینکه حالا این بابائه مثلاً داره میزنه نه، صبح تا شب کتک میزنه نه.
اما یه بالاخره جذبهای داره، یه ابهتی داره بچهها حساب میبرن.
این حساب بردنه.
خو-- "خاف مقام ربه" اینه.
یعنی قرار نیست فقط از جهنم خدا بترسید که بابا یه ربی دارید، یه مقامی داره.
در همون surه نوح میگه که "مَالَكُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا".
چرا برای خدا شخصیت قائل نیستید؟
چرا خدا را اینقدر به حساب نمیارید؟
رب مقامی داره.
مقام رب را کسی بترسه اصلاً دیگه نوبت ترسیدن از جهنم نمیرسه.
اینقدر پروردگار عظمت داره که یه انسانی اگر چشمش باز باشه مراقب، مراقب خودش باشه.
بیادبی نکنه، پردهدری نکنه، تعرض به قوانین الهی نکنه.
با چه جسارتی تعرض میکنی؟
اینه.
پس "خاف مقام ربه" نشسته به جای تکذیب جهنم.
ولی با یه لول بالاتر.
نگفته تصدیق جهنم، گفته "خاف مقام ربه".
یه لول برده بالاتر.
احسان هم نشسته به جای جرم.
پس جرم زائدهی تکذیب جهنمه.
"هَٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ".
احسان اما زائدهی خوف مقام ربه.
خب این، اون بالاتر است.
حالا اگر کسی به خوف مقام رب نرسید، یه پله پایینترش میشه چی؟
شما بگید.
میشه همون تصدیق جهنم.
پس ببینید ما اگر بخواهیم یه فرقی بذاریم با توجه به خود آیات بین این دو طبقه بهشت یه فرقی بذاریم، خوب دقت کنید من یه قاعده رو براتون توضیح بدم.
این طرف که جهنم بود، جهنم اینجا تکذیب جهنم علت ورود به جهنم بود و جرم، جرم.
این طرف که بهشته، بهشت یه بهشت بالا داریم، یه بهشت بگید پایین.
خب بهشت بالا در مقابل تکذیب چی آورد؟
خوف از مقام رب.
خوف از مقام رب تو surه نازعات برید نگاه کنید ترجمه قرآنیش میشه خشیت.
خشیت خوف از مقام ربه.
خوف از جهنم نیست.
خوف مقام، خوف از مقام رب.
خب در مقابل جرم شد چی؟
احسان.
این بهشت بالا.
دیگه راجع به بهشت پایین هیچی نگفته.
شما باید پر کنید جاخالیها رو.
خب اونی که واقعا مقابل تکذیب بود چی بود؟
تصدیق.
تصدیق.
تصدیق جهنم.
میشه خوف از بگید عذاب، خوف از عذاب.
پس یکی که از عذاب نمیترسه، یکی نه فقط از عذاب میترسه که از مقام رب هم میترسه، یکی هم از مقام رب شاید نترسه.
عالم را محضر خدا ببینم فلان شاید اینجوریه.
ولی از عذاب میترسه.
بازم خوبه.
بازم یک چیزیه.
بازم یه ارزشی داره.
یعنی یه پله پایینتر خوف از مقام میشه خوف از عذاب.
خب یه پله پایینتر احسان میشه ترک جرم.
این جرم، این ترک جرم، این تکذیب، این تصدیق.
اما این بهشت بالا چیه؟
خشیت احسان، خشیت احسان.
اونی که ما باید به سمتش بریم صرف این نیست که ما تکذیب نکنیم جهنم را.
خب جهنم را تکذیب نمیکنیم اما خوف از مقام رب به خشیت برسیم.
ما برسیم به اونجا که لازم نباشه برای التزام به میزان [مکث] فقط از جهنم حساب ببریم.
بابا خود خدا حساب بردن نداره؟
خود مقام رب انقدر عظمت نداره که شما به خاطر مقام رب...
یه چیزی اینجا بذاید براتون توضیح بدم.
قبلاً هم توضیح دادم تو این کلاس [مکث].
علی علیه السلام میگه خدا را نمیپرستم مانند تجار و مانند بردگان.
تجار خدا رو به خاطر چی میپرستند؟
بهشت.
بردگان به خاطر چی خدا را میپرستند؟
ترس از جهنم.
من حُرم خدا را به خاطر ترس از جهنم یا تمنای بهشت نمیپرستم، به خاطر خودش میپرستم.
بعد میبینیم همین علی علیه السلام در قرآن وقتی داره توصیف میشه، تو قرآن کریم در surه انسان راجع به عبادالله وقتی دارن حضرت رو داره خدا معرفی میکنه و حضرت زهرا صلی الله علیها و آما حسن و امام حسین علیهم السلام رو، اینا میگن [سخنی به زبان عربی].
اصلاً میگه [سخنی به زبان عربی] چرا؟
چون [سخنی به زبان عربی].
ما میترسیم از خدا.
خب چی شد؟
یا خود حضرت در دعای کمیل برای ترس از عذاب [مکث] اون جوری خلاصه ناله میکنه که خدای چطور [سخنی به زبان عربی] فلان، از آتش میهراسد، به خود میپیچد، ناله میکند، گریه میکند که چطور من میخوام آتش رو تحمل کنم [مکث].
چطور میخواد بدنی که تحمل آتش کم و ضعیف این دنیا را ندارد، چطور میخواد آتش سخت و سنگین قیامت را تحمل بکند [مکث].
اصلاً خب میگیم چی شد؟
بالاخره شما گفته بودی که من مثل عبید نیستم که از ترس خدا را بپرستم.
اینجا اظهار ترس میکنی.
قرآن شما را در جایگاه اظهار ترس معرفی کرد.
یا از امام صادق علیه السلام یا از سایر اهل بیت شوق به بهشت.
حضرت مثلاً اظهار میکردن اهل بیت شوقشون رو به بهشت اظهار میکردن و به نعمات بهشت.
خب این چجوری میشه؟
چطور با اون تجار و عبید و احرار و اینا چی میشه؟
ببینید دقت کنید نکته اینه .
شما یه بار برای یه کسی عظمتی قائلی، ارزشی قائلی چون خیلی برات عزیزه، چون خیلی دوستش داری، چون خیلی براش ا-اهمیت و ارزش قائلی ، اگر او یه اخمی به تو بکند، اون اخم میشه چی تو؟
عذاب تو .
او چون، چون او را خیلی دوست داری از اخمش خیلی میترسی.
نکنه طوری بشه که او چی بشه؟
ناراحت بشه.
یا خوشحالیش خیلی برات ارزش داره.
اگر او خوشحال بشه، شاد بشه، شما هم شاد میشی.
شادی او شادی توئه.
ناراحتی او ناراحتی توئه.
به خاطر چی؟
به خاطر خودش.
پس شما وقتی او رو دوست داری این نیستش که اخمش برات مهم نباشه.
من او رو دوست دارم پس اخمش برام مهمه.
من او رو دوست دارم پس لبخندش هم برام مهمه.
اینه.
خدا را دوست دارم.
خدا را با عظمت یافتهام.
پس اخم خدا برای من بسیار نگران کننده است.
اخم خدا میشه چی؟
جهنم.
جهنم اخم خداست، غضب خداست.
خدا را دوست دارم پس لبخند خدا، شادی خدا، رضایت خدا میشه راضی-- رضایت چی؟
من.
آیا دوست داشتن بهشت از جانب کسی که خدا را دوست دارد طمعه؟
عین دوست داشتن خداست.
آیا ترسیدن از جهنم از جانب کسی که خدا را دوست دارد بردگی و مانند عبیده؟
نه این عین حریته.
اینجا اصل کیه؟
خداست.
جهنم و بهشت از اون جهت پرهیز کردنی و دوست داشتنیه که یکی اخم اوست یکی لبخند او.
من چون برای خودش ارزش قائلم به هیچ وجه نمیخوام او رو ناراحت کنم.
ها من یه آدمو تو این دنیا دوست دارم اگر ناراحتش کنم شب و روزم به هم چی میشه؟
دوخته میشه.
این خالق منه، عزیز منه، محبوب منه، معشوق منه، جان منه، هستی منه، همه کس منه، امید منه، دار و ندار منه.
بعد من یه کاری کنم او ناراحت بشه [مکث]، بی-- دیوانه میشم.
اصلاً دیوانه میشم.
جهنمم همین جا شروع میشه [مکث].
همین جا شروع میکنم به سوختن [مکث].
اگه خوشحالش کنم پرواز میکنم، کیف میکنم، احساس کنم شاید او الان از من خوشحاله همین احساس منو خوشحال میکنه، شادم میکنه، بانشاتم میکنه.
همینه [مکث].
این پس، پس اونایی که معرفت دارن جهنم و بهشت براشون بیارزش نیست.
رویکردشون فرق میکنه.
به جهنم طور دیگری نگاه میکنه.
این مال کجاست؟
علی علیه السلام تو کمیل دعای کمیل وقتی میرسه به اونجا که میگه، میگه، میگه همه موارد آتش را که میشماره، آخرش یه جمله میگه.
میگه گیریم، گیریم هب لي صبرت على حر نارك فكيف اصبر على فراقك.
حالا گیریم من آتیش رو تحمل کردم، فراق تو رو چه کار کنم؟
بعد میگه اونجا خدایا به خودت قسم اگر منو بندازی تو جهنم وسط جهنم داد میزنم که انی احبك که من دوستت دارم.
این اون جذبهایه که بین حضرت و خدا برقراره.
جهنم رو داره از چه زاویهای بهش نگاه میکنه؟
از زاویه اینکه یعنی من باور کنم تو منو میندازی [مکث].
باور کنم تو دیگه منو دوست نداری [مکث].
چه خاکی تو سرم بریزم، چه کار کنم اونجا [مکث].
آتیش جلوش هیچی نیست.
اصل عذاب برای اهل معرفت همینه که فکر کنن دیگه خدا انداخت از نظر خدا افتادم [مکث].
اصل عذابه.
حالا بهشت.
تو بهشت راضیه مرضیه.
فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی.
یا ایتا النفس المطمئنه ارجعی الى ربك راضیه مرضیه.
این رضایت که میدونی الان خدا راضیه، دوستت داره.
این حس که تو رو دوست داره هیچی همه بهشتو با هم قباله کنن ارزشش به همینه که میفهمی خدا دوستت داره [مکث].
واقعاً دوستت داره، قبولت داره [مکث].
لذتش همینه.
بقیش که دیگه خب [مکث].
حالا اینجا فرق این دو تا بهشت تو اینه.
یکی خاف مقام ربهیه.
این یعنی رسیده به اونجا که مسئله او جهنم از اون جهت براش شده جهنم که این اخم خداست [مکث].
این خدا به من رو-- از من پشت-- به من پشت کرد، منو دوست نداره.
این براش سخته.
این میشه خاف مقام ربهی.
این اون بهشت یکیه.
این احسان میاره.
این آدم محسن میشه.
محسن رو برید در سوره مبارکه زاریات.
احسنت.
سوره زاریات.
سوره زاریات محسن رو برید اونجا معنی کرده.
محسن دو چیزه، دو تا صفته.
یکی بالأصهار یستغفرونه.
یعنی اینا کانوا قلیلا من الليل ما یهجعون.
شبها همچین خواب سنگین نمیگیردشون [مکث].
سحر بلند میشن چشماشونو باز میکنن میگن استغفرالله ربی واتوب الیه.
خدایا نتونستیم، خدایا نشد، خدایا اونی که باید نیستیم [مکث].
استغفار میکنن.
یکی هم فی اموالهم حق معلوم لسائل و محروم.
به فقرا میرسن [مکث].
این دو تا ویژگی محسنینه.
کسی میخواد مقام محسنین رو درک کنه، محسن به دو چیزه: یکی اینکه شب سنگین نمیتونه بخوابه.
برعکس ما [خنده].
من [خنده].
این نمیتونه.
این بخواد بخوابه نمیتونه بخوابه.
اصلاً نگرانه.
خدایا روزی ما هم بکن.
یکی هم به فقرا، به سائل و محروم میرسه.
این میشه مقام محسنین.
خب یه پله پایینتر من دونهما جنتان حداقلش اینه آقا اگر به مقام خوف از مقامم نرسیدی بابا لاقل از عذاب، بگو، بترس، عذاب که هست دیگه.
این عذاب که شوخی بر نمیداره.
یه وقتایی تو همین دنیا آدم بد نیست.
تو این دنیا یه وقتایی آیات طلایی جلوی چشم مائه دیگه.
یعنی شما میری نگاه میکنی میبینی که یه جای آتشی میبینی [مکث].
آتش بزرگی میبینی، خیلی حرارت زیاده.
هیچ وجهی نمیشه نزدیکش شد.
یاد کن جهنمو [مکث].
میشه اینو تحمل کرد؟
اینو میشه تحمل کرد؟
باور کن آتش که سهله.
یه اتاقی دربسته باشه هوا توش داغ باشه، هوا توش پنجاه شصت درجه باشه، اصلاً هزار درجه هم نباشه پنجاه شصت درجه باشه بسته باشه.
همین بالاخره یه وقتایی حالا توی همین سناها دیده میشه دیگه سنای خشک و این حرفا.
برو ده دقیقه اونجا بشین بعد ده دقیقه فرض کن آقا جهنم همینه همینجا بمون.
اصلاً هیچ خبر دیگهای نیست.
[خنده] میشه تحملش کرد.
چرا باید آتش؟
تا اصلا نگن بیا برو بشین رو اون کورهه.
اون وسط یه کوره داره [صدای کوره] اینجوری میسوزه.
کوره نه، همین کنارش بشین.
باش اینجا باش شما.
شما اینجا استراحت بفرمایید.
تا کی؟
حیفه.
حیفه.
من دونه ما جنتان مدحمتان فلان.
اینم میرسه به اونایی که لااقل تصدیق جهنم خوف از عذاب دارن و ترک جرم میکنن.
واقعاً مجرم نیست.
یعنی طغیان از میزان و اغصار به هیچ نداره.
این طبق میزان رفتار میکنه.
حالا به اندازه وسعش.
یه وقت خطایی کرد، گناهی هم کرد توبه میکنه اما رو میزان داره جلو میره.
خیلی خب پس تو این سیاق خداوند اومد اگر سیاق دوم داشت نظام ربوبی پروردگار را در دنیا توضیح میداد و سیاق سوم داشت میگفت الا ولابد قیامت برپا میشه، این سیاق میخواد بگه قیامت برپا شد این شکلیه.
مجرمان میرن تو جهنم.
خائفان از مقام پروردگار و یه پله پایینتر خائفان از عذاب پروردگار.
اینا در دو طبقه بهشت سازماندهی میشن.
حالا خدا میخواد بگه خب الان میخواید بگید جهنم نیست؟
یعنی نگاه کنید خدا یک بار جهنم نیست یا تکذیب جهنم چطور میکنید را اول سوره آورد بعد ریز ریز تو کل سوره چیکار کرد؟
ببین شما من دون ما جنتان فبه ای الهی ربکم اتکذبان.
مدحمتان فبه ای الهی ربکم اتکذبان.
فی ما عینان ندواختان فبه ای الهی ربکم اتکذبان.
یعنی تزریق کرده در لابلای فقرات و عبارات سوره.
که بگه شما به کجا استناد میکنی از خودت سلب مسئولیت میکنی؟
به چی استناد میکنی میگی دنیا هرکی هرکیه .
حالا به کل سوره نگاه کنید.
پس سیاق سوم هم شد نظام اخروی یعنی اون برپایی قیامت به جهنم رفتن مجرمان و بهشتی شدن خائفان از مقام رب و خائفان از عذاب پروردگار .
خب حالا به کل سوره نگاه کنید.
به غیر از سیاق اولش که زیرساخت فونداسیون اساس سوره است، سیاقهای بعدی کلش یه سیره.
دنیا، انتقال از دنیا به آخرت و آخرت.
یعنی یه سیر واحده.
از شروع خلق انسان تا آخر بهشت.
یه سیر کامل.
انسان رو خلق کردم، تدبیر میکنم، هنرمندان قابل بهرهوری.
تو این دنیا فانیش میکنم.
تو دنیای بعدی خدمتش میرسم.
هیچکی نمیتونه جلوشو بگیره.
انسان و جن رو.
هیچکی نمیتونه مانعش بشه.
قیامتو برپا میکنم.
جهنمیها رو میبرم جهنم.
بهشتیهای خائف از مقام رو میبرم بالا.
بهشتیهای خائف از عذاب رو هم بعد از اونا رتبهبندی میکنم.
این نظام رحمانی منه.
به کجای این نظام رحمانی میشه استناد کرد و گفت جهنم نیست؟
حالا اون سیاق اولو به این ملحق کن.
سیاق اول میخواد بگه چی؟
میخاد بگه انسان تو از بهائم ممتازی.
تو فطرت قرآنی داری.
تو به تو بیان آموخته شده.
تو در قبال میزان مسئولی.
مسئولیت نپذیرفتن در قبال میزان نتیجهش جهنمی شدن جایی هم برای انکار جهنم نیست.
بعد اگر کل نظام ربوبی خدا را در عالم از خلق انسان تا آخر بهشت بکاوی، میبینی که ریز ریز نگاه کنی، مقطع مقطع نگاه کنی، کلی یا جزئی بنگری، جایی برای تکذیب جهنم تو کل این عالم وجود ندارد.
پس در نظام رحمانی جمعبندی کل سوره است.
در نظام رحمانی پروردگار جهنم جزء لاینفک است .
سوره میخواد اینو بگه.
پس با توهم تکذیب جهنم و وعده رحمت خدا دادن به بعا-- به بهانه وعده رحمت خدا، عذاب خدا را انکار کردن، با این چیزا بیخود و بیجهت به سمت تکذیب به سمت جرم حرکت نکنید.
این کل سوره رحمانه.
من میگم سوره رحمان، سوره تبیین نظام رحمانی با این ماهیت که جهنم جزء لاینفک اونه.
سوره رحمان، سوره زدن زیراب اسلام رحمانیه.
اسلام رحمانی که در دنیای امروز تبلیغ میشه خیلی قشنگ فیتیله جهنمو کشیدن پایین.
حالا شما من ممکنه اینو بگم به ذهنت بیاد یه اسمی آقا فلانی داره جهنمو مسخره میکنه من میگم فلانی رو بذار کنار.
اون جهنمو مسخره میکنه که دیگه تکلیفش چیه؟
بگید.
روشنه.
اصلا نیازی نداره.
میگن نشسته پاکه.
نیازی نداره راجع به اونا صحبت بکنیم.
شما توی وسط بالاخره این جامعه داری زندگی میکنی.
نمیگم کانال سه و نمیدونم دو و نه همین شبکه قرآن رو باز کن.
چطوره؟
شبکه قرآن، رادیو معارف.
برو صبح تا شب صحبتها، منبرها، رسانه یا غیر رسانه.
ببین مقایسه کن میزان توجه دادن مردم به جهنم و ترسوندن مردم از جهنم را با اونی که تو قرآنه.
اینو مقایسه کن.
نسبتی که به دست میاد تو نگاه من یه چیزی در حد یک به دهه.
یعنی یک دهم قرآن شاید ما هم بگیم جهنم، یک دهم قرآن.
بیشتر منبرای ما رفته رو فاز معرفت و احساس.
معرفتهای در واقع دینی از ربوبیت، نبوت، حکایات، امامت اینا و احساس، احساس و عاطفه و اینا.
بیشترش.
شاید به ندرت شما یه منبری، یه خطابه ای، یه صحبتی پیدا کنی که توش بخوان کسیو از جهنم نگران کنن.
برعکسش چرا زیاد پیدا میشه که نگران نباشید.
شماها اومدید روضه دیگه نگران نباشید.
شماها اومدید شب قدرید دیگه نگران نباشید.
شماها اومدید فلان کارو کردید دیگه نگران نباشید.
یعنی بر طبل نترس نترس خیلی کوبیده میشه.
اما بر طبل بترس، بابا نگران باشید از جهنم لطفا.
بترسید از جهنم لطفا.
به خدا ترس از جهنم منافاتی با امام بودن نداره.
تا چه رسد به اینکه با پیرو بودن با شیعه بودن بخواد منافات داشته باشه.
وقتی الگوی رفتاری مؤمنان تو قرآن تو سوره انسان میخواد معرفی بشه، تو اون معرفی داره گفته میشه که آقا «انا نخاف من ربنا یوم عبوسا قمطریرا، یا يخافون يوما كان شره مستترا، فوقاهم الله شر ذلك اليوم».
اصلا یه طوری صحبت کرده که انگار مسئله اصلی عبادالله جهنمه [مکث].
آقا من از خودم نمیگم آیه قرآنه.
ببینید چی میگه.
«ان الابرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورا».
«عينا يشرب بها عباد الله».
ابرار از کأسی مینوشند که از چشمه کافور یه چیزی قاطیش هست.
مستقیم از کافور نمینوشند.
کافور چیه؟
یه چشمهایه که خود عبادالله از اون چشمه مستقیم مینوشند.
یعنی اونا خالصشو مینوشند.
ابرار ناخالصی کافور یعنی از کافور یه چیز قاطیه جامشونه.
عبادالله چشمه کافور خالص در اختیارشونه.
«عينا يشرب بها عباد الله».
عبادالله سوره انسان.
شیعه و سنی همه معتقدند که عبادالله سوره انسان مصادیق کاملش امام علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام.
اینها عبادالله سوره انساناند.
سی و پنج تفسیر شیعه و سنی بر این مطلب تأکید داره.
شأن نزول، جز شأن نزولهای صحیح قرآنیه.
«عينا يشرب بها عباد الله، يفجرونها تفجيرا».
هر جور بخوان، هر جا بخوان این چشمه را جاری میکنند.
چرا؟
«يوفون بالنذر».
انسانهایی هستند که تعهدات اجتماعیشون رو وفا میکنند.
«ويخافون يوما كان شره مستترا».
میدونید چرا به تعهدات اجتماعی خودشون پایبندند؟
چون میترسند از روزی که شرش فراگیر است.
«ويطعمون الطعام على حبه مسكينا ويتيما واسيرا».
حالا نمونه وفای به نذرشون اینه که طعام رو گرسنهاند اما میدن به مسکین و یتیم و اسیر.
چی میگن؟
«انما نطعمکم لوجه الله».
برای خدا.
وجه الله.
«کل من عليها فان ويبقى وجه الله».
لوجه الله.
ما برای وجه خدا این کارو میکنیم.
«لا نريد منکم جزاء و لا شکورا».
نه جزا میخوایم، نه تشکر.
«انا نخاف من ربنا».
ما میترسیم از پروردگارمون.
«يوم عبوسا قمطریرا».
در اون روز چهره در هم کشیده خشن.
اینم بار دوم تأکید.
حالا خدا چی میگه؟
خدا نمیگه باریکلا چه خوب وفای به نذر کردن.
باریکلا.
نه.
خدا میگه «فوقاهم الله شر ذلك اليوم».
مسئلهشون رو خدا حل کرد.
مسئله عبادالله چی بود؟
شر روز قیامت بود.
«فوقاهم الله شر ذلك اليوم».
خدا به واسطه این رفتار و این ترس، شر قیامت را از عبادالله چی کار کرد؟
و عبادالله رو از اون شر نگه داشت.
«ولقاهم نظرة وسرورا».
و اونها رو به شادابی و شادکامی و شادی رسوند.
«وجزاهم جنة بما، وجزا، وبما،» چی؟
«وجزاهم بما صبروا جنة وحلیرا الی آخر».
خب مطلب چه شد پس؟
مسئله عبادالله چه شد؟
ترس.
ترس از عذاب.
ترس از "یا من أبوس هم غم طریلا".
ترس از اخم خدا.
آقا خدا نباید اخم کنه.
خدا رو نباید ناراحت کنیم.
هیچ جور متعرض غضب خدا نباید شد.
هیچ جور.
حالا بیاید سوره معارج میگه فقط مسلمین نجات پیدا میکنند.
فقط و فقط.
فقط مسلمین.
مسلمین کیاند؟
"إلا المصلين، الذين هم على صلاتهم دائمون، والذين في أموالهم حق معلوم، لسائل والمحروم، والذين يصدقون بيوم الدين، والذين هم من عذاب ربهم مشفقون".
اینا از عذاب پروردگار نگرانند.
چرا؟
چون میدونن "إن عذاب ربهم غير مأمون".
میدونن کسی ایمنی از عذاب پروردگار ندارد.
میاد جلوتر میگه "أولئك في جنات مكرمون، فمال الذين كفروا قبلك مهتهئين، عن اليمين وعن الشمال عزين، أيتمع كل رءوس منهم أن يدخل جنة نعيم كلا".
میگه فقط اینایی که میترسن از عذاب خدا میرن بهشت.
بقیه تنها یه چی دارن.
حالا یه همچین مسئلهای که یه چنین وزنه ای داره، یه چنین باری تو قرآن داره, یه چنین عظمتی تو قرآن داره، خالق این عالم تشخیص داده آقا اگر اینو باور کردی کارت درست میشه، تربیت و هدایت درست میشه.
اینو کردن یه چیز درجه چندم.
اصلاً طرف بخواد رو منبر قرآن هم بگه به آیات جهنم میرسه از روش رد میشه که یه وقت مردم ناراحت نشن [پچ،پچ].
بگن اشتباه میگن.
اونا بهتر میفهمن یا خدا [پچ،پچ].
آقا ما نمیگیم بشین از صبح جهنم بگو تا شب.
میگیم قرآن بگو.
هر جا قرآن گفته جهنم تو هم بگو.
جهنمشو سانسور نکن [مکث].
جهنمشو حذف نکن [مکث].
این سیاست حذف جهنم از منبر و رسانه، این سیاست الهی نیست، منتج نیست.
این خلاف سوره رحمانه.
شما میخوای خدا رو مهربون جلوه بدی با نشون ن-- با پنهان کردن جهنمش.
بچه حسابش فرق میکنه.
بچه مخ-- اصلاً مخاطب قرآن نیست.
بچه مکلف نیست.
به بچه از رحمت خدا، از حکمت خدا، از علم خدا، از قدرت خدا، از اینا میگیم تا برسه به بلوغ.
کم کم، کم کم که شد مخاطب قرآن خودش متوجه میشه چه خبره.
نه خدا راضیه، نه دستور داده، نه اهل بیت به ما یاد دادن که بچه رو شما بهشون بگو الان اگر دست زدی به این بیسکوییت، خدا در قیامت تو را جزغاله خواهد کرد تو جهنم.
لازم این نیست.
آقا حالا بیسکوییت دیگه یا برمیداره یا برنمیداره.
سر هیچ چی بچه رو از خدا میترسونی.
اون ترسوندن، اون وحشت بیمنطق ایجاد کردنه.
حتی برای بزرگسالش هم ما توصیه نمیکنیم [خنده] چرا سمت بچه.
وحشت بیمنطق نمیخوایم ایجاد کنیم.
منطقش تو قرآن بیان شده.
منتها یه عدهمون احساس میکنیم نعوذ بالله احساس میکنیم خدا زیادهروی کرده یا تند رفته ما چیکار میکنیم؟
فتیلاشو میکشیم پایینتر که نسوزونه.
خدایا قربونت برم خوب گفتی ولی شلوغش کردی.
دیگه اینجوری هم که نیستی خودتم میدونی [مکث].
اینایی که میگی اینا که نیست که دیگه حالا.
میگیرم نمیدونم با گرز میزنم با صورتتون میکشم.
این کارا رو که نمیکنی.
حالا گفتی.
بابا این چه صحبتیه؟
قرآنه.
مگه با قرآن میشه از این شوخیا کرد؟
قرآنو بگید.
حالا مردم خوششون نمیاد، خوششون میاد باور کنید نجات جامعه تو همینه.
اونوقت میبینید تو جامعه کمکم تعهد درست میشه.
الان تعهد کو؟
آدم واقعاً متأسف میشه.
بالا تا پایین مشکل اصلیمون بیمسئولیتیه، بیتعهدیه [مکث].
نمیترسیم از عذاب نمیترسیم [پچ،پچ].
این مشکله [پچ،پچ].
اینم از اون حرفاست دیگه.
من پیش زن عبد مؤمنم یعنی بره گناه بکنه اما فکر کنه من میبخشمش، من میبخشمش.
دروغ محضه [مکث].
دروغ محضه.
من پیش زن عبد مؤمنم یعنی توبه کنه فکر کنه میبخشمش، آره میبخشمش [مکث].
نه که گناه کنه و فکر کنه من میبخشم [مکث].
تجویز گناه هر منطقی، هر جایی تبلیغ بشه که خروجیش بشه لاابالیگری، خروجیش بشه کم اهمیت دادن به گناه.
خیلی دیگه برامون مهم نباشه گناه.
این منطق خلاف قرآنه [مکث].
من پیش زن عبد مؤمنم یعنی وقتی توبه کردی امید داشته باش که من چیکار میکنم؟
میبخشم [مکث].
علی علیه السلام چه زیبا در نهجالبلاغه، چه زیبا در کلماتش این مطالب رو تبیین فرموده.
حضرت فرمود که "الفقيه کل الفقيه".
آقا فقیه که به فقاهت کامل رسیده باشد کسی است که یک: مردم را از رحمت خدا ناامید نکنه.
دو: مردم رو به رحمت خدا طوری امیدوار نکنه که دیگه حساب از خدا بخوان نبرن.
بعد حضرت میگه آقا کل جریان فقاهت اینه که شما بتونی خوف و رجای مردم را تنظیم کنی.
نه زیادی بگید بترسن که کب کنن دیگه هیچ کار مثبتی ازشون در سر نزنه، وحشت کنن، یخ کنن، جامد بشن.
نه طوری بشن که دیگه انگیزه ترک گناه، مسئولیت پذیری، اصلاح از بین بره.
بعد حضرت که قشنگ اینا رو توضیح میده تو چند بند میرسونه به این.
میگه این اتفاق نمیفته جز با قرآن.
میگه فقیه اونیه که قرآن را و اون میزان قرآن را توی فقاهت خودش رها نکنه.
رو خط قرآن برید جلو.
قرآن هر جا، هر جا خوف ایجاد کرد شما چیکار کنید؟
با قرآن خوف بت-بترسید.
هر جا امید ایجاد کرد شما چیکار کنید؟
امیدوار بشید.
آقا اگر امید و خوف کسی رو قرآن منطبق شد درسته، تنظیمه.
الان سوره الرحمن رو خوندیم فقط خوف بود؟
امیدم بود.
پس دو طبقه جنته برای کی توضیح داد؟
برای ما توضیح داد.
ما هم قشنگ اینجا خوندیم، تبیین کردیم.
دو طبقه جنته رو توضیح داده.
منتها لا بلا کل سوره هم فبأي آلاء ربكما تكذبان گفته نه مبادا جهنمو تكذيب كنيا.
مبادا جهنمو تكذيب كنيا.
اگه جهنمو تكذيب كني میفته تو خودش.
هذه جهنم التي تكذب بالـ مجرمون.
خب اینم بغلش گفته.
حالا من بیام از سوره الرحمن فقط بهشتشو بگم، این غلطه.
بیام فقط جهنمشو بگم، اینم غلطه.
آقا اونی که خدا گفته رو بگو.
نه پیازداغ بهشتو بخواد زیادتر کنی، نه پیازداغ جهنمو.
همونی که هستو بگو.
چیزی سانسور نکن از قرآن.
بعضیا که کلاً انذار و تبشیر قرآن رو سانسور میکنند.
اصلاً خیال میکنند انذار و تبششیر مال صدها قبل بوده.
دیگه در صدها، صدها کنونی نیازی به انذار و تبشیر نیست.
فقط تبیین، فقط تبیین.
فقط تبیین نمیشه.
تبیین یک بازوعه، یک بُعده.
تبیین تو قرآن ممزوج با انذار و تبشیره.
انذار و تبشیر رو از تبیین جدا کنی تبیین کارایی نداره.
اگر داشت خدا با این روش میرفت جلو فقط تو قرآن استدلال میکرد.
این همه بهشت و جهنمو توصیف نمیکرد.
این همه از بهشت و جهنم حرف نمیزد.
بعضیا هم که میان سراغ انذار و تبشیر فقط تبشیر.
میشه اسلام تبشیری، اسلام رحمانی.
دیگه از انذار فاکتور میگیرن.
بابا اینم خطاست آخه.
تبیین جای خود، انذار جای خود، تبشیر جای خود، نگاه جامع مبتنی بر قرآن، این بهترین روش تربیته.
لازم نیست من از خودم منطق درست کنم برای رو منبر.
خود خدا منطقهاش واضحه، واض-- مشخصه.
شما رو اساس منطق خدا با مردم صحبت کن درست میشه.
اما الان شما برو تو-- الان اینجا رو شما نگاه نکنید چند ساعته نشستید قرآن گوش میدید عادت کردید به حرفای ما.
شما این حرفا رو برو بیرون بگو.
راجع به جهنم مگه شما جرأت میکنی الان تو این جامعه به کسی بگی میری جهنم تو [مکث]، جهنم چیه؟
استاد میگن همه سوره ها رو بسم الله الرحمن الرحیم شروع میشه.
الرحمن علم القرآن فبأي آلاء ربكما تكذبان.
بسم الله الرحمن.
رحمان یعنی به شما قرآن یاد داده.
یعنی باید طبق تعلیم قرآن او زندگی کنی، میزان را رعایت کنی که جهنم نری.
این معنی رحمانیته.
و الا بسم الله الرحمن من هر غلطی بخوام بکنم الرحیم بعدش، نه.
اصلاً چی شد رحمان شد رحیم؟
اگر شما به رحمانیت خدا اعتنا کردی، جهنم را تكذيب نکردی، محسن شدی یا جرم را ترک کردی، اون وقت مشمول رحیمیت میشی [مکث] و الا عمراً رحمان رحیم برای تو نمیشود.
بسم الله الرحمن که علم القرآن خلق الإنسان علمه البيان.
الشمس والقمر بحسبان والنجم والشجر يسجدان تا برسه به اینکه ألا تطغوا في الميزان وأقيموا الوزن بالقسط ولا تخسروا الميزان تا برسه به اینکه فبأي آلاء ربكما تكذبان این شد الرحمن.
حالا الرحیم.
اینو رعایت کردی؟
الرحیم نوش جانت.
حالا برو بهشت.
کی میگه برید جهنم؟
ما که نمیگیم برید جهنم.
ما میخوایم بگیم نرید جهنم.
آقا باید بگیم جهنمی هست که باید بگیم نرید جهنم.
باید بگیم چه چیزی باعث میشه آدما جهنم برن [مکث].
ببخشید آدم بعضی حرفا رو واقعاً خجالت میکشه.
ما الان [مکث] یه شاخص کوچک بهتون میدم وقتتونم خیلی نمیگیرم زود از این بحث بگذریم دیگه.
یه شاخص کوچک بهتون میدم.
یه شاخص خیلی ساده.
کل جریان قوم شعيب که عذاب شدن این بود که لا تطغوا في الأرض مفسدين بقیت الله خير لكم حلال خور باشید.
کل جریان قوم شعيب اینه که حلال خور باشید [مکث].
آقا کم فروشی نکن.
آقا گرانفروشی نکن.
آقا احتکار نکن.
آقا تو بازار مسلمین شایعه پراکنی نکن .
آقا فاکورا رو عوض نکن.
آقا داری نگو ندارم [مکث].
آقا دست به یکی نکن.
یه بازار سالم که شما بری توش بدونی سرت کلاه نمیذارن [مکث].
خب این بابا کل مشکل قوم با-- به خاطر همین عذاب شدن رفتن جهنم.
اما ما داریم جهنمم نمیریم خیلی خوبه [مکث].
کل قوم لوط سر چی عذاب شدن؟
سر انحرافات جنسی.
من خجالت میکشم برید آمارهای رسمی را ببینید .
ببینید انحرافات جنسی به چه سنی رسیده تو جامعه شیعی، تو جامعه ما به چه سنی رسیده، از کجا شروع میشه؟
یه زمانی طرف تا به دانشگاه نمیرسید نمیفهمید انحراف جنسی چیه.
حالا تو ابتدایی [مکث] بچههایی که هنوز ح رو از ب نمیفهمن گرفتار دارن میشن.
برید ببینید آمار سقط جنین نامشروع چقدره [مکث]، که هم زناست هم قتل نفسه.
فاجعهست.
فاجعهست.
فاجعه در بین ما داره در حال اتفاق افتادنه.
نگید سیاه نمایی نکن.
سیاه نمایی سر حجاب.
اونقدر بعضیا گفتن سیاه نمایی نکن که سیاه شد تموم شد.
بابا سیاه نمایی فرق میکنه با دلسوزی [مکث].
برید حجابو جمع کنید.
دیگه کسی رو موتور روسری سرشه، کسی دیگه تو ماشین روسری سرشه.
به ندرت باید با انگشت نشون بدی با حجابها رو.
خب این چیه [مکث]؟
خب قوم لوط به خاطر انحراف جنسی عذاب شدن [مکث].
الان اون وقت توی دانشگاه ما همایش برگزار میشه که ببینیم آیا همجنس بازی مطابق فطرت بشر هست یا نیست [مکث].
تازه بیاییم بررسی کنیم [مکث].
فرم روانشناسی توضیح میشه که شما گرایشت به هم جنسه یا ناهم جنس.
این یه مدله.
تو آدما یه مدله دیگه.
بعضیا به هم جنس گرایش دارن، بعضیا به غیر هم جنس گرایش دارن [مکث].
ازدواج سفید قباحتش داره برداشته میشه.
طرف توی دیوار پیام-- آ-- چیز میذاره، آگهی میذاره که هم خواب میخوام.
یه نفر بره تو خونهم، خونهم تنهام، یکی بیاد با هم زندگی کنیم.
ازدواجی در کار نباشه.
هستیم دیگه ما با همیم [مکث].
مصرف مشروبات الکلی، مصرف مواد مخدر، میزان جستجوی سایتهای مستهجن، انحرافات جنسی و اخلاقی موج بزنه تو ما، بعد ما، ما، ما هم ما جهنم نمیریم.
آخه چرا ما نمیریم جهنم؟
ما چی، چیمون فرق میکنه با قوم لوط؟
عزیزم قربونت برم [مکث].
ادعامون فرق میکنه [مکث].
آخه بابا اگر تو قرآن خدا این همه راه گذاشته، این همه انذار داده، یکیش مال ما هست که لاقل یه جایی رو بگیریم.
از یه قسمت شروع کنید بگید آقا این انحرافو از طرف کنیم.
بیاییم یه سال، دو سال، سه سال، چهار سال، پنج سال، ده سال تو منبرامون زوم کنیم رو یک انحراف.
یه انحرافی رو برداریم از تو جامعه [مکث].
انحرافات برداشته نشه، من دارم بهتون میگم هر قومی که خیال کنه با حفظ انحرافاتش، با وجود خطاهایش بهشت میره، این تفکر یهودیه.
و قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدود.
عین این فکر رو دادن به ما شیعهها.
الله اکبر [مکث].
ما قرآن داریم.
قرآن برای-- برای چی داریم؟
برای اینکه راه یهود رو نریم، راه انحرافی کعب الاهبارها رو نریم [مکث].
عین این تفکر که ما جهنم نمیریم، عین تفکر یهودیاست که قرآن چند بار ذکر کرده هر بارم رد کرده.
اما میگیم این مال اونا که رد میشه، برای ما نه [مکث].
برای ما رد نمیشه.
ما واقعا لن تمسنا النار.
اونا اما الکی لن تمسنا النار.
آخه تو چی هستی؟
تو از دماغ فیل افتادی.
تو فرقت با اون چیه؟
کی از خدا تعهد گرفتی که جهنم نمیری؟
جهنمو خاموش کردیم [مکث].
بنده به عنوان کسی این حرفو بهتون میزنم که بالاخره یه عمری رو تو قرآن مطالعه کرده، یه عمری هم تو کارهای فرهنگی کشور سرک کشیده.
تو نظام تربیتی، هدایتی، ارزشی ما جهنم خاموش شده.
ضد ارزشها رو بیخیاله [مکث].
طرف جهن-- آیات جهنم رو میخونه، تمسخر میکنه.
به خدا و پیغمبر و قرآن میخنده.
دهن کجی میکنه.
یعنی شور توهین به قرآن رو درمیاره که مشرک صدر اسلام این شکلی با قرآن برخورد نمیکرده [مکث].
میخنده، مضحکه قرار میده.
بعد ما میاییم باهاش مناظره میکنیم رفیق در میایم از آب.
آخه بابا من نمیفهمم این چطور رفیق شدیم ما [مکث].
چجوری ته این مناظره هیچ مشکلی نداشتیم با هم [مکث].
یعنی دعوا سر یک ادعاییه یا دعوا سر یه واقعیتیه؟
اگه واقعاً سر جهنم دعوا داریم با هم، اون داره مسخره میکنه و شما مشکل داری چطور آخرش کنار میاییم پس با هم [مکث].
خب برای اینکه تو بین خودمونم خبری از جهنم نیست.
من میگم تو قشر ارزشی، نمیدونم تربیتی، هدایتیمون نیست.
خاموشه.
یه چیزی در حد خاموشه.
سوسو زنان یک زیر خاکستر یه چیزی مونده.
جهنمی که قرآن معرفی میکنه تكاد تمیز من الغيظ كلما القي فيها فوج سألهم خزنتها ألم يأتكم نذير، قالوا بلى قد جاءنا نذير، لكن كذبنا وقلنا ما نزل الله من شيء.
بعد این جهنمی که قرآن توصیف میکنه کجا؟
نیست.
من میگم نیست.
اگر شما میگید هست خوبه.
بنده میگم اونی که ما داریم به نسبت اونی که باید داشته باشیم یه چیزی مثل یک به ده [مکث].
و اونچه که تو جامعه ما داره توقف هدایتی، تربیتی ایجاد میکنه، یه جامعه پیشتاز دینی رو داره تبدیل میکنه به یک جامعه مقلد غرب [مکث].
در پوشش خوردن، خوابیدن، پا شدن، نشستن، گفتن، رفتن، آمدن، علم، هر چیزی.
تو هر چیزی ما رو داره تبدیل میکنه به یک جامعه مقلد غرب [مکث].
اون خاموش کردن همینه [مکث].
این خاموش بشه بعدش هیچی نمیمونه.
و سوره رحمان، سوره نجات جامعه از این تفکر خطرناک و این تفکر اشتباه که این تفکر میتونه یک جامعه را به تباهی بکشه، سوره رحمان چنین سوره ایه.
هیچ ملتی هم مستثنا از انحراف نیستن، ملت ما هم نیست هیچ ملتی در طول تاریخ بشریت، اون ملت که تربیت شده دست رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بودند، اون ملت کارشون به جایی رسید که حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به اینا گریه کرد، خطبه خوند که بابا شماها کسانی بودید که اینجوری مثلاً به رسول خدا کمک کردید، اینجوری تو میدون بودید.
[خنده] فقط گریه کردن.
فقط گریه کردن.
[خنده] ولش کردن.
حضرت تنها برگشت.
امام حسین خطبه خوند، گریه کردن، کشتنش.
گریه شغله؟
دین کردی واسه خودت کل گریه رو.
گریه نمک دینه.
دین مسئولیته.
دین عدالته.
گریه نمکشه.
گریه شیرینیش.
اگر گریه رو کردی دین، بدبخت میشی.
گریه میکنی و امام زمانتو منتظر نگه میداری.
گریه میکنی و تناهش میذاری.
گریه میکنی و لازم بشه میکشیش.
گریه کردن خالی که راه حل نیست، راه نجات نیست.
حالا هزاری هم حدیث داریم.
آقا حدیث متشابه داره، محکم داره.
متشابه حدیث رو به محکم باید ارجاع بدی.
این همه هم حدیث داریم که آقا به عمل است، به عمل کاربر است.
امام معصوم میگه ما که امامان شماییم.
فردای قیامت خدا با ما به حسب عملمون رفتار میکنه.
شما فردا میخوای بیای بگی من اونو دوست داشتم.
شما با انکساب ما، خود ما باید جواب عمل بدیم و تو میخوای بیای بدون عمل رد کنی بگی فلانی؟
قیامتو اینطوری دیدید.
شعر درست کردیم قشنگ توی ختمامون میخونیم.
همون جایی که مردم باید بیدار بشن.
درست همون جا که یکی مرده.
بلکه شاید اینجا کسی چی بشه خدای نکرده بگید [مکث] بیدار بشه.
همونجا میگی که آآآ بله شعر طولانی.
ایشون مرد رفت تو قبر خوابید.
قبرو که پوشوندن نکیر آمد از یک طرف منکر آمد از یک طرف گرزها رو بلند کردن همین که میخواستن این گرزها-- "من ربک نمیدونم نمیدونم من الاهک نمیدونم من کتابک نمیدونم".
گرزو میخواستن بزنن یه دفعه یه آقایی نورانی اومد گفت نگه دار دست نگه دار چه کار میکنی؟
آقا میخوایم بزنیمش دیگه.
آدم ناحسابی بوده.
پدرسوخت بازی درآورده.
مال مردم خورده.
رشوه گرفته.
ربا داده.
میخوایم بزنیمش.
نه این فلان جا فلان وقت اشکش دراومده.
این فلان جا فلان وقت نمیدونم شکر داده.
این فلان جا فلان وقت نمیدونم پیرهن پوشیده.
چیکار کرده؟
بابا اینا اگه اینه بگید آقا ما خودمون رو معطل نکنیم.
یه کتاب شیشصد صفحهای گذاشتیم جلومون بخون بفهم عدالت چیه، اجرا کن فلان کن [مکث] جمع کنیم دیگه بریم گریه کنیم و پیرهن بپوشیم و شکر پخش کنیم و اینا.
اینا مال کسیه که اوناش درسته.
این چه تبیینیه آخه با یه خواب و یه رویا اومدی کل قرآن رو زیرآبشو زدی رفت بابا.
خدا بیامرزه بابات رو که چه که مردم آی آی گریه میکنن.
شما بیا توی مجلسی برو الان سر منبر به مردم بگو آقا در قبال همسایه مسئولی.
اگه کسی گریهاش گرفت [مکث].
خداییش گریه نداره.
چرا؟
چون درد داره.
آقا همسایه گشنه خوابیده ها.
مسلمون نیست کسی شب سرشو بذاره زمین همسایهش گشنه باشه.
مسلمون نیست کسی شب سرشو بذاره زمین تو یه جایی از جهان اسلام یکی درد داشته باشه داد بزنه تو به دادش نرسی [مکث].
چرا سر تو اینکه بچهت، خواهرت، برادرت، پدرت، مادرت، عموت، خالت، داییت اینا گرفتارن و تو عین خیالت نیستی [مکث].
مسلمون نیستی ها [مکث].
اینا رو شما بگو بعد گریه بگیر ببینم گریه دراومد.
من منبریام.
من میدونم گریه چجوری در میاد [مکث].
از من سؤال کن [مکث].
شما اگر منبر رو بری رو منطق عدالت منبر بری آخرش همه اینجوری نگات میکنن.
برو تو عاشورا و بیا بیرون.
به این سادگی کسی گریه نمیکنه.
نمیتونن چون مردم منجمد میشن.
میرن تو فکر.
میرن تو فاز اینکه ما چیایم؟
ما کیایم پس؟
ما چیکار داریم میکنیم [مکث]؟
اما شما بیا از اول تا آخر منبر فضائل، مناقب، کرامات فقط اینا رو بگو فقط.
بعد حب و عشق و گریه و اشک و آه و آخر منبر همین شما بگی و رفته دیگه مجلس رفت.
این گرفت.
آه ببین اینجا اخلاص بود.
اصلاً شاخص اخلاص شده یه جایی بتونی گریه بگیری یا نتونی گریه بگیری.
تونستی گریه بگیری مخلصی، صاحب مجلس مخلصه، تو مخلصی، مردم مخلصن.
نتونستی گریه بگیری همتون ول معطلید.
این چه معیاریه؟
این چه شاخصیه؟
آقا گریه هم اگه دراومد، اومد.
حالا گریه اصل نیست، گریه لطفه.
لذا تو روایت میگه من باکا، ابکا، باکا، تباکا.
خب تباکی هم یه راهیه.
یه وقتی هم انسان محزون میشه.
اشکال نداره.
این مشکل نیست.
الان داره ایام محرم میرسه.
باشه اینم آیه از خداست.
باید با هم ببینیم.
اگر حدیث از امام صادق را شما کنار آیه قرآن نذاری، نه اونو درست میفهمی، نه اینو.
اون حدیث قید داره، قيود داره، شرط داره، شروط داره [مکث].
اینطوری نیستش که یه جمله رو شما از وسط کلام یک امامی برداری بگی حدیثه [مکث].
خب این امام قبلش حرف نزده، بعدش حرف نزده [مکث].
این امام جای دیگه حرفی نزده.
شما نگاه کنید.
مرحوم صدوق محدثه.
دو تا کتاب حدیثی میشمارم از مرحوم صدوق میگم.
همین امشب برید اهل تحقیق نگاه کنید.
یکی هست به نام صفات شیعه، یکی هست به نام فضائل شیعه [مکث].
خدا باباشو بیامرزه نمیدونم اینا رو چرا از هم جدا کرد.
من به جای مرحوم صدوق بودم اینا رو با هم کتاب میکردم.
جدا نمیکردم صفات رو از فضائل فضائل الشیعه احادیثیه که کلا همینه که آقا شما همین یه ذره محبت هم که داشته باشی دیگه روی جهنم را نمیبینی.
ایناست محبت، شیعه.
شیعه جهنم نمیره، محب جهنم نمیره.
ایناست.
صفات الشیعه اینه که محب کیه [مکث]، شیعه کیه [مکث]، یه دونه حدیث صفات الشیعه رو رو منبر بگی مردم گپ میکنن.
این تیکش اما کمرنگه.
یعنی نتیجه این شده که میریم اشک و محبته رو داریم، سیاهه رو میپوشیم تو سرمون میزنیم، سبک زندگیمونو عوض نمیکنیم، نوع حضورمونو تو بازار عوض نمیکنیم.
این گیر کار ماست.
این لازمهش اینه که شما جامع بگی.
آقا اگر اشک نجات میده به شرط عمل، همین، همین به شرط عمل.
حکایتی تعریف نکنی که تهش طرفی که عمل نداشته با اشک نجات پیدا کرده [مکث].
عین حکایت این بود که طرف تا آخر لات زندگی کرد، لاتم مرد.
مردم آزار زندگی کرد، مردم آزار مرد [مکث].
مال مردم خور، زناکار، رشوه گیر، رباخور، هرچی هم میتونن پیاز داغشو زیاد میکنن که همه گناهکارا رو جمع کنن زیرش.
همین جوری هم مرد.
طوری که برادرش حاضر نشد غسلش بده.
مردم به زور غسلش دادن، کفنش کردن، داشتن میرفتن مشهد.
این به سرش زده بود که مشهد بره [مکث].
یه آدم اینطوری از دنیا رفت.
بعد برادرش نمیدونم یا کی در خواب دید نمیدونم کجا چی شد که داشتیم وارد مشهد میشدیم یه دفعه دیدیم که وارد حرم که شدیم آقا امام رضا علیه السلام اومدن اجازه ندادن فرشتههای عذابو گفتن برید کنار یالا، یالا همه رو روندن اینو غسلش دادن، کفنش کردن، بعد تو همون مشهد هم به خاک سپردنو خلاصه ایشون بخشیده شد.
هیچ جا هم این تعریف کننده نمیگه آقا این کجا فرمونو چرخوند.
یعنی تنها اتفاقی که تو زندگی این آدم نقل میشه به عنوان نجات اینه که داشت میرفت مشهد [مکث].
مشهد بره باشه مشهد به شرطی که توبه ایجاد کنه خوبه.
بگو اقل اقل اینه شما به این خواب خیلی اعتماد داری؟
اولا منبر جای خواب نیست.
ثانیا خیلی اعتماد داری؟
خیلی دوست داری با این خواب گریه بگیری؟
باشه بگو ولی بگو آقا میدونید چرا اینجوری شد؟
اقلا اینم بهش اضافه کن.
بگو چون ایشون در واقع توبه کرده بود، بقیه خبر نداشتن.
لاقل اینو بگو بذار توهم درست نشه .
و الا اون طرفی که نشسته اینجا خیال میکنه که آقا من، من اون که یه بار میخواسته بره مشهد، من که سالی دو بار میرم مشهد، سه بار میرم مشهد.
دیگه چه مشکلی برای من میخواد باشه.
هر جا هم بخوان بیان منو بسوزونن امام رضا نمیذاره.
خب امام رضا علیه السلام خودش-- حدیث از امام رضا بود خوندم براتون.
میگفت آقا ما با عملمون پیش خدا جواب میدیم.
پس چطور میشه اونوقت محب حضرت عمل نداره و نجات پیدا میکنه؟
محب-- اون وقت اون روایات صفات الشیعه رو که نگاه میکنی میبینی اونجا یه شرایطی شه مرده.
برای محب.
شیعه که بماند [مکث].
که آدم میبینه آقا این شرایطو ما کجا، این شرایط کجا؟
آقا اینا رو با هم بگو، مکمل بگو.
بذار جامع باشه.
تمام حرف من اینه.
جامعنگری به قرآن، جامعنگری به احادیث.
اگر درست اتفاق بیفته وضعیت رو تغییر میده.
معیارها رو تو جامعه سر جای خودش قرار میده.
از این فلاکتی که توش هستیم متأسفانه مبانی تربیت تو جامعهمون لطمه خورده، متأسفانه [مکث].
یعنی دیگه خیلی مردم انگیزه خاصی هم ندارن.
الانم که دیگه مد شده هر گروهی رو میخوایم جذب کنیم بهشون گل میدیم [مکث].
هر گروهی رو مسیحیا رو میخوایم جذب کنیم گل میدیم.
یهودیا رو میخوایم جذب کنیم گل میدیم.
بیحجابا رو میخوایم جذب کنیم گل میدیم.
فردا باید بریم تو بازار به رباخورهام گل بدیم، به رشوهگیرا گل بدیم، همه جا گل پخش کنیم.
آخه بابا پس کجا میخواید بگید خدا یک قهر و غضبی هم دارد؟
مال کیست؟
مال کجاست؟
بدترین تهدیدهای الهی تو قرآن [خنده] حالا انشالله توی ترم بعدی بازم اگر عمری بود [مکث]، یه جایی هست خدا من سوره مبارکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم [مکث].
خیلی آیات عجیبه، خیلی عجیبه.
خدا میگه یه عدهای رو اعمالشون رو من کلا حبط میکنم، باطل میکنم.
یعنی نماز، روزه هر عملی داره همه حبطه.
چرا حبط میکنم؟
به یک دلیل.
به دلیل اینکه به کافران گفتن سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ.
نیومدن به کافران بگن ما کلا از شما اطاعت میکنیم.
نه، گفتن تو بعضی از مسائل ما از شما چکار میکنیم؟
تبعیت میکنیم.
به کافران گفتن.
این بعض مسائل چی بود؟
پیغمبر میخواست بین مسلمین و بین اسلام را در مقابله با کفر جبهه تشکیل بده، کفار رو بزنه.
یه عده مخالف جنگ بودن [مکث].
به علت مخالفت با جنگ، به علت اینکه اینا تزشون این بود الان نباید بجنگیم با کفار.
همین.
پیغمبر میگفت باید بجنگیم و اینا میگفتن نباید بجنگیم.
همین [مکث].
خدا میگه که اعمال اینا رو حبط میکنم، باطل میکنم.
هیچ عملی از اینا به کار نمیاد نماز خونده، روزه گرفته، مجلس روضه شرکت کرده، هیچچی به کارش نمیاد که ببینید فقط مخصوص سورههای مکی بگید نیست.
بگید اینا مال کفاره، مال مشرکانه، مال ماها نیست.
نه اینجوری نیست.
نگاه کنید.
میفرماید و یقول الذین آمنوا لولا نزلَت سورة مؤمنان میگن چرا یه سوره ای نمیاد که تکلیف ما رو روشن کنه.
فإذا أنزلت سورة محكمة وذكر فیها القتال یه سوره ای اومد گفت باید بجنگید.
رَأَیْتَ الذین في قلوبهم مرض دنیاگراها رو میبینی که ینظرون الیک نظر المغشی علیه من الموت انگار کسی که مرگش رسیده با وحشت نگات میکنند.
فأولى لهم سزاوار برای اونا همینه.
طاعة وقول معروف فإذا عزم الأمر فلَوْ صدق الله لكان خيرا لهم.
اون روز که شعار میدادید حرف خوبی بود اما الان که بنا به جنگ و عمله کاش الان به شعار خودتون چی بودید؟
پایبند بودید.
فهل عسيتم إن توليتم أن تفسدوا في الأرض میخواید پشت کنید به جهاد؟
میخواید تو جنگ شرکت نکنید.
میدونید این فساد در زمینه، فساد در زمینه و تقطع أرحامکم میدونید این قطع رحمه.
أولئک الذین لعنهم الله فأعمى أبصارهم اینا کسانیاند که خدا لعنتشون کرده، کرشون کرده، کورشون کرده.
أفلا یتدبرون القرآن آیا اینا در قرآن تدبر نمیکنند و نمیفهمن؟
أم على قلوبٍ أقفالها یا نه تدبر میکنند ولی قلبشون بسته است.
إن الذين ارتدوا على أدبارهم من بعد ما تبین لهم الهدى اینایی که هدایت براشون روشن شد ولی پشت کردن و به میدان جهاد روی خوش نشون ندادن.
الشيطان سول لهم وأملى لهم اینا شیطان گرفتارشون کرده.
چرا گرفتار شیطان شدن؟
دقت کنید.
ذلك بأنهم قالوا للذین كرهوا ما نزل الله چون اینا به کسانی که از قرآن خوششون نمیومد اینطوری گفتن.
گفتن سنطيعكم في بعض الأمر گفتن تو بعض امور ما از شما اطاعت میکنیم.
والله يعلم أسرارهم خدا میدونه اینا مخفیانه این حرفو زدن.
فكيف إذا توفتهم الملائكة چگونه خواهد بود حال اینها اون وقتی که ملائکه جانهاشون رو میخوان بگیرن.
يضربون وجوههم و أدبارهم ملائکه میزنن تو صورتشون و تو پشتشون.
آیت الله شاهرودی میگه ملائکه قیامت تو صورت اینا میزنن ملائکه دنیا تو ماتحت اینا میزنن.
ملائکه قیامت تو صورت اینا میزنن که کجا میای دست خالی ملائکه دنیا میزنن تو پشتش میگن برو گمشو اینجا دیگه وای نستا.
بین دنیا و آخرت زجه میزنه با کتکی که میخوره از ملائکه طبق آیه قرآن یضربون وجوههم و أدبارهم ذلك بأنهم اتبعوا ما أسخط الله به خاطر اینکه تابع چیزی شدند که خدا را به خزب میآورد و كرهوا رضوانه و از رضایت خدا بدشون اومد.
فأحبط أعمالهم چی شد؟
خدا اعمالشون رو چیکار کرد؟
حبط کرد.
اعمال حبط کرد یعنی چی؟
یعنی نماز، روزه، هر کار کرده رفت که رفت.
تمام.
بر باد.
ببینید شاخصهایی اینطوری شما دارید.
اونوقت نباید این تکلیف رو برای مردم روشن کنیم؟
چرا باید روشن کنیم.
مردمو باید آگاه کنیم.
حالا مردم خوششون میاد یا بدشون میاد اون مسئلهی دیگریه.
بدشون میاد.
میتونن ایمان نیارن به اسلام.
اما اینکه تهش یه اسلامی درست کنی که همه بتونن توش باشن، هیچکی هم برای این اسلام حرکت خاصی نکنه، آخرش خودت ضرر میکنی.
یه صلوات بفرستید.
صلوات