یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز ورود به سورهٔ واقعه
بسم الله الرحمن الرحیم.
سطح نخست تدبر با آیات آغازین سورهٔ مبارکهٔ واقعه است.
«بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ إِذَا وَقَعَتِ ٱلْوَاقِعَةُ» (واقعه/1)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چون واقعه رخ دهد،
«لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ» (واقعه/2)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): در وقوعش دروغی نیست.
آنگاه که واقعهٔ قیامت رخ دهد، برای وقوع آن دیگر دروغی نمیماند. اکنون شاید کسی بگوید دروغ است؛ اما چون واقع شود تهمتِ دروغبودن یکسره از میان میرود. فضای سخن همین است: بسیاری امروز میگویند دروغ است؛ خدا میگوید گویا برای برخی راه اثبات واقعیتِ واقعه جز خودِ وقوع نیست. «إذا وقعت الواقعة لیس لوقعتها کاذبة»: وقتی واقع شد دیگر دروغی برای وقوعش نیست.
«خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ» (واقعه/3)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پستکننده و بالابرنده است.
این واقعه خافضه و رافعه است: پایینآورنده و بالابرنده؛ زیر و رو کننده. هم به لحاظ مادی زیر و رو میکند — چنانکه زمین درهمکوبیده میشود — و هم به لحاظ معنوی. چه بسا کسانی که در دنیا کسی به حسابشان نمیآورد و پایین بودند، قیامت آنان را بالا میآورد؛ و چه بسا کسانی که در دنیا بالا بودند — تراز اول و اشراف و اغنیا و ازمابهتران — با وقوع واقعه فرو میافتند. واقعه آنچه در دنیا بود دگرگون میکند.
«إِذَا رُجَّتِ ٱلْأَرْضُ رَجًّا» (واقعه/4)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چون زمین به سختی لرزانده شود،
«وَبُسَّتِ ٱلْجِبَالُ بَسًّا» (واقعه/5)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و کوهها درهم شکسته شوند،
«فَكَانَتْ هَبَآءً مُّنۢبَثًّا» (واقعه/6)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس غباری پراکنده گردند،
آنگاه که زمین به لرزه درآید — لرزیدنی تمام — و کوهها از جا کنده و چنان درهمکوبیده شوند که غبار پراکنده گردند. کوه مظهر صلابت و عظمت و استحکام است؛ از جا کنده میشود و به هباء منبث بدل میگردد. سخن از عظمت وقوع قیامت است.
«وَكُنتُمْ أَزْوَٰجًا ثَلَٰثَةً» (واقعه/7)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و شما سه گروه شوید.
آنگاه که این رخدادها پیش آید شما سه گروه خواهید بود.
«فَأَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَيْمَنَةِ» (واقعه/8)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس یاران راست؛ یاران راست چه حال دارند؟
اصحاب میمنه از یُمن است: اهل برکت و خیر و نجات؛ در قرآن به اصحاب یمین نیز معروفاند.
«وَأَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ مَآ أَصْحَٰبُ ٱلْمَشْـَٔمَةِ» (واقعه/9)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و یاران چپ؛ یاران چپ چه حال دارند؟
در برابر یمن، شومی است: همنشینان شومی و نکبت و بدبختی؛ اصحاب مشئمه.
«وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ» (واقعه/10)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سبقتگیرندگان، همان سبقتگیرندگاناند.
اینجا بهشتیان نیز طبقهبندی شدهاند. خدا نخست بهطور کلی اصحاب میمنه و اصحاب مشئمه را گفت و سپس از میان اهل نجات، سابقون را جدا کرد: «والسابقون السابقون». در سورهٔ رحمن شاخص طبقهٔ بالای بهشت خشیت از مقام و احسان بود؛ اینجا شاخص سبقت است. اگر کسی به وضع موجود راضی است — إنشاءالله اگر اهل نجات باشد — در شمار اصحاب میمنه است. برای سابقشدن باید دوید؛ برای مقربشدن باید در کار خیر سبقت گرفت.
معنای سبقت؛ مثال قرض و الگوی امیرالمؤمنین
سابقون آنسان نیستند که چون نیازمندی به اتاق آید و کمک خواهد، بگویند «به فلانی هم گفتهای؟» و کار را به دیگری حواله کنند. استاد از تجربهٔ شخصی یاد میکند که پدرش بیمار قلبی بود و برای عمل نیازمند مبلغی بود؛ نزد چند آشنای توانگر رفت و پاسخ میشنید «به فلانی گفتهای؟ حالا به او هم بگو» — نه صریح رد، اما نه سبقت. سرانجام از هیچکدام نگرفت و خدا از جای دیگر رساند. سابقون چنین نیستند: نیاز که گفته شود یکی جلو میآید و نمیگذارد دیگری پیشی گیرد؛ میگوید من هستم. برای مقربشدن باید دوید و در کار خیر سبقت گرفت؛ نه آنکه بنشینی تا دیگران انجام دهند و از تو ساقط شود. اگر راه دادند و در اصحاب یمین جای گرفتی سپاسگزار باش؛ اما سابقشدن قیمت و هزینه دارد و همهجا سبقت میگیرد.
پیامبر خدا جایی دعوت به خیر نکرد که پیش از همه مولای متقیان علی علیهالسلام قیام نکند: اول المؤمنین، اول المجاهدین، اول المنفقین، اول المستغفرین؛ در هر صفت نیک پیشتاز بود، کمّاً و کیفاً. سابقون نیز بهاندازهٔ درجهٔ سبقت رتبهبندی میشوند. باید از خدا خواست که روزیِ سابقون شدن نصیب گردد.
معنای «ازواج» و خافضة رافعة
یکی از معانی «زوج» گروه است: کسانی که به هم پیوند خورده و طیفی ساختهاند زوجاند؛ زوج منحصر در معنای دو نیست. و «خافضة رافعة» به این معناست که در قیامت ارزشهای نظام دنیا و نگاه مردم تعیینکننده نیست؛ حقیقت وجودی آدمهاست. ای بسا بسیاری به دلایل ثروت یا شهرت در ایمان یا القاب عریض یا خانواده و نسب در دنیا بالا بودند و در قیامت پاییناند؛ یا برعکس. قیامت هرکس را سر جای خود مینهد بر پایهٔ واقعیت وجودی. گاه کسی که مردم حتی «آقا» به نامش نمیگذاشتند از آن که یک کیلومتر لقب پیش از اسم دارد جلوتر است. آنجا ارزش عمل و اخلاق و فکر تعیینکننده است، نه القاب دنیا.
ادامهٔ مسیر
ادامهٔ مفاهیم آیات سورهٔ واقعه در نشست بعد پی گرفته میشود. برای تعجیل در فرج امام زمان علیهالسلام، شادی قلب نازنین آن حضرت، سلامتی وجود مقدسش، و شمول ادعیهٔ زاکیهٔ ایشان — بهویژه در آستانهٔ ماه محرم الحرام — صلوات ختم میشود.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.