السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
[سرفه] این "يرج التوبه بطول الأمل" اینکه با درازی آرزوهای دنیوی و در جهت فکرهای متعدد، خیالهای فاسد، خیال فاسد هم به این معنی نیست که آدم بره گناه بکنه، نه.
خیالی که بعدا اینجوری میشه، بعدا این ماشینو میخرم، بعدا اون خونه رو میخرم، بعدا فلان کتابو مینویسم، بعدا سریع میرونه سر و کار درمیارم، بعدا اینجوری، بعدا اونجوری.
این میشه طول الأمل.
گفتیم ویژگیاش هم این است که انسان یاد آخرت از ذهنش میره.
در جهت این توبهای که گذاشتن به عنوان دور برگردونه که طرف هرچی هست بالاخره برگرده.
تا این یه پنجره فرصتی وجود داره توش.
اینجوری نیست که کسی فکر بکنه من فرصت توبه همینجوری برای من هست.
فرصت توبه یک پدیدهایه که مقوله به تشکیکه یعنی مراتب داره.
توی سنین پایینتر فرصت توبه فراهمتر و در سنین بالاتر گفتن که پنجره فرصت تمام میشه.
من یه قاعدهشو خدمتتون بگم.
این قاعدهشم بذارید این روایت امیرالمؤمنین رو برای شما بذارم.
روایت رو بعد ااا عرض میکنم.
حضرت میفرمایند که، حضرت میفرمایند که "العمر الذي أعذر الله فيه لابن آدم ستون سنة".
این از کلمات حکمت نهجالبلاغه است که عمری که خدا در اون به ابن آدم اعذار کرده و پذیرش عذر رو ازش قبول کرده، این شصت ساله.
یعنی انسان تا شصت سالگی میتونه توبه کنه و تا شصت سالگی پذیرفته میشه.
بعدش پذیرفته نمیشه.
یعنی یا طرف توبه نمیکنه یا اگر توبه بکنه پذیرفته نمیشه.
یعنی بخواد برگرده پذیرفته نمیشه.
توبه مثل یک دریه که آرام آرام بسته میشه و یه جاهایی هست دیگه درسته در کامل بسته نشده ولی آدم رد نمیشه دیگه از توش.
دیدین مثل این درهای پارکینگ هست که با این ریموتها در بسته میشه ولی تا یه جاییش هست بسته میشه، یه جایی هست دیگه بسته نشده کامل ولی تمومه دیگه.
یعنی اون قسمت دیگه کسی نمیتونه رد شه از توش و این در هی آرام آرام داره بسته میشه.
اینو باید جدی قلم داد کرد.
قاعدهش چیه؟
قاعدهش اینه، اونجایی که شما فهمیدی گیر افتادی دیگه، اونجا توبه فایده نداره.
شما اون "حتى إذا حضر أحدكم الغرق" از سوره مبارکه یونس یکی از عزیزان بذارن.
ببینید درسته انسان به حالت معاینه نیفتاده.
حالت معاینه یعنی چی؟
حالتی که طرف چشم برزخیش باز شده.
به تعبیر سوره نساء اون دو آیه معروف خیلی قاعدهای در بحث توبه، بله گذاشتن.
در بحث توبه، اون دو آیه، دو آیه قاعدهایه.
ممکنه بگیم البته نمیخوایم بحث موضوعیشو وایسیم سرش.
[سرفه] ولی اونجا داره "حتى إذا حضر أحدكم الموت" وقتی که انسان موت براش حاضر بشه یعنی به حالت معاینه دربیاد.
یعنی این طرفو میبینه، اون طرفو میبینه، در این حالت دربیاد گفتن اینجا دیگه "لست التوبة" خب.
اینجا دیگه توبه پذیرفته نیست.
این آیه هفده هجده سوره مبارکه نساء.
ولی قبلش هم همین جوریه.
یعنی داره در بسته میشه.
قبلش هم همین حرفهاست که درسته معاینه به اون معنی اتفاقا نیفتاده ولی آنچه که باید میدید، دید.
آنچه که باید حجت براش تموم میشد، شد شما نگاه کنید در همین "فَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ" که آیه surه مبارکه یونس.
"فَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ" وقتی ما گذراندیم بنی اسرائیل رو از دریا "فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا" از روی حسد و عداوت و اینها فرعون و لشکرش اونا رو دنبال کردن، رسیدن غرق شدن.
حتی "أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ" هنوز غرق نشده، غرق او رو درک کرده.
خب؟
"قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ" من به همون خدا بنی اسرائیل منم ایمان میارم.
آقا ایمان آوردم.
"أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ" خب؟
"وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ".
اینجاست که جواب میدن به اون که قاله-- آیه بعدی شروع شد که میگن "آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ" الان آخه.
یعنی اینم با لهجه ترکی تقریبا گفته میشه آلآن وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ.
الان آخه مثلا تو الان مثلا این موقع توبه کردنه آقا.
[سرفه] یعنی شما فکر میکنی یه همچین موقعی [سرفه] توبه پذیرفته میشه؟
مثل این کسی مونه که ببینید، خلاصه جرمها رو انجام میده میبرن محاکمه، اعدامی تلقی میشه و بعد این رو میبرن و خلاصه پای چوبه دار و طناب دار به گردن.
این هنوز به حالت معاینه قرار نگرفته.
ولی خب اینکه چیزی نیست دیگه این توبه، این چه توبهایه دیگه؟
حالا مثلا توبه کردی.
این توبهها داره اون پنجره فرصت رو تمام میکنه دیگه.
یعنی آخر حالا نمید-- احتمالا بیتأثیر نباشه به هیچ وجه "مِنَ الْغِيُوبِ" بگیم بیتأثیره.
ولی قاعدهش نیست.
مثل یه درخت که شاخههاش سفت شده.
حالا این توبه هم که بکنه دا-- شاخههاش که نرم نمیشه که، برنمیگردد که و نمیشه اینو جمع و جورش کرد.
نمیشه این کارا رو کرد.
لذا اینو به عنوان واقعاً یه حالا شما اغلب شما که حالا من که همه رو نمیشناسم ولی شماها جوونید.
واقعاً آدما فکر میکنند که یه مقداری بزرگتر بشن میتوانند توبه کنند.
ببینید بزرگتر بشید، من الان از پنجاه رد شدم، پنجاه و سه سالمه.
آدم توبه کردن یا به نظرش نمیاد یا بخواد بکنه نمیتونه بکنه.
بله این، این آیهای که شما خوندید اینم surه مبارکه انعام.
البته "يَوْمَ يَأْتِي بَعْضَ آيَاتِنَا قُلْ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا".
اینو باید کنار اون آیهی surه یونس مجدد این آیه رو اگه بذارید اینا رو کنار همدیگه میشه چیز کرد.
"إِلَّا قَوْمَ يُونُسٍ" که وقتی که ایمان آوردن "كَشَفْنَا عَنْهُمْ" بذارید "إِلَّا قَوْمَ يُونُسٍ".
بالاخره توبه واقعاً اگه محقق بشه و مردانه.
بله.
"فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسِ".
چرا که قریهای اینا که ایمان آوردن، چرا ایمان نمیارن که ایمان به درد بخور.
"إِلَّا قَوْمَ يُونُسٍ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ".
اینجا نشون میده که اگر واقعاً حالا علائم عذاب داره وارد میشه و واقعاً توبه انجام میشود آخرش، خب اینکه قوم یونس نشانههای عذاب رو که دید شروع کرد واقعاً، واقعاً ایمان آورد، این واقعاًشم خدا میفهمه.
این عذاب چیز برداشته میشه.
انقدر ویژه بوده که خدا هم به صورت خاص گفته "إِلَّا قَوْمَ يُونُسٍ".
یعنی میخوام بگم اینجوری نیست که قاعدهست.
بله، بله.
یه قوم یونسی "مِمَّنْ آمَنَ إِلَّا قَدْ خَسْ".
هیچ عامه تخصیص نخوردهای نداریم.
یه حالت استثنایی پیدا میشه.
قوم یونس وقتی که این حالتها رو میبینه و این نشانهها رو میبینه، میبینه دیگه ازش کاری ساخته نیست و داره عذاب میشه و همه اینا واقعاً برمیگرده سمت اون دعوت اون پیغمبر به درد میخوره.
منتها البته نکته اینه که مگه چقدره؟
انقدر کمه این حالت که به صورت یه مورد استثنایی بیان شده.
اینو خلاصه قواعدش رو بدونید.
قاعدهش اینه که، قاعدهش اینه هر چقدر آدم سنش میره بالا فرصت توبه براش فراهم نمیشه.
مثل این میمونه که کسی که درختی که تنومند میشه یواش یواش دید ساقههاش سفت شده.
این خیلی چیز طبیعیه.
و این همین جوری داره از سنین پایین شروع میشه.
شما همین آیه چیزو بذارید.
آیه surه فاطر که "و هم یسترخون فیها ربنا" اینجوری شروع میشه.
خیلی آیه کشندهایه که فریاد میزنن، داد میزنن.
بله.
"و هم یسترخون فیها ربنا أخرجنا" پروردگار ما ما رو خارج بکن.
"نعمل صالحاً غير الذي كنا نعمل" ما یه کار دیگه میکنیم، درست میشیم.
بعد خدا میگه که "أولم نحمركم ليتذكر في من تذكر وجاءكم النذير".
آیا انقدر عمر ندادیم که اون کسی که باید تذکر بگیره، بگیره؟
یعنی بابت عمری که دادن چیز میکنن، میگن آقا عمرشو دادیم دیگه اون مقدار عمری که باید تذکر بدیم.
"جاءكم النذير" نذیرم که اومده.
نذیر از بیرون اومده از درون هم بالاخره همهی این فطرتها و اینا هست.
"فذوقوا فمال للظالمين من نصیر".
اون موقع ذیل همین این آیه یه ر-- مجموعه روایاتی داریم که این توبیخ اون "لبن ثمانیه" هشت ساله.
این توبیخ برای جوان هجده سالهست.
یعنی این که "أولم نحمركم ليتذكر في من تذكر" انقد دیگه لازم بوده برای تذکرش بهش عمر دادیم مال جوان هجده سالهست.
این روایت داره، چندین تا روایت داریم در منابع ما.
یعنی شما بگیرید هجده سالگی یه نقطهست.
سی سالگی ما تو روایتمون باز یه نقطه خاصیه.
چهل سالگی و "بلغ أربعين سنة" که یه عبارت قرآنیه، بله بودشته.
یه عبارت قرآنه.
پنجاه سالگی در روایات ما باز دوره هست.
شصت سالگی رو آقا امیرالمؤمنین در نهجاست که خلاصه در شصت سالگی حسابش فرق میکنه.
اینا همین جوری داره خلاصه بسته میشه.
اینو به عنوان یه قاعده در نظر بگیریم.
لذا اگر قرار است کسی کاری بکنه، قرار است راهی رو درست بکنه، قراره دور برگردونو برگرده، واقعاً فکر نکنه اگه دور برگردونهای دیگهای وجود داره و توفیقش هست.
دیدید یه دور برگردونایی ممکنه باشه ولی شما لاینت عوض شده.
دیدید که مثلاً کسایی که تو اون لاین اون طرفین میتونن دور برگردون برگردن.
کسی که تو لاین این طرفه نمیتونه برگرده.
پناه بر خدا.
اینکه اگه قراره کاری بکنیم، عبادتی بکنیم، خودمون رو به چیزی عادت بدیم، همه اینا من الان میفهمم که آقا اگر هر کاری کردیم بلد بودیم بکنیم، هر شوق و ذوقی رو میخواستیم تو خودمون ایجاد بکنیم، اینا مال جوانیه، مال الان نیست.
اگر قرار بوده کتابخون بشیم مال جوانیه.
اگر قرار بوده اهل معنویت بشیم مال جوانیه.
اینا مال جوانیه و الان شماها جوانید.
این رو بدونید که بعداً نمیشه.
این فرصتش بسته میشه و من الان میفهمم در پنجاه و سه سالگی میفهمم که وقتی امیرالمؤمنین میگن "سنی که أعذر الله فيه" این دیگه عذری قبول نیست.
بله پنجاه و پنج سال.
من اینو میفهمم که حالا بفرمایید که پنجاه و پنج ساله به قمرین، پنج ساله دیگه، معلومه دیگه.
معلومه که چیزی نیست دیگه خبری دیگه از این به بعد نیست و باید دست و پاتو دراز بکنی برای مردن و بله و بعد [روشن کردن فندک] داریم بین شصت تا هفتاد هم معترک المنایاست.
شصت تا هفتاد گفتن سن معترک المنایاست.
یعنی دیگه اون لب مردنه دیگه.
یعنی اون جایی که آدمها میمیرن.
انشاالله عمر با عزت و شهادت به همه.
ولی خلاصه قاعدهش اینه.
حالا اگر یه موقعی اون دو آیه رو، هفده هجده surه نساء رو اگر تونستیم بررسی بکنیم، اون آیات، آیات مهمیه.
انشاالله که خدا توفیق توبه، توفیق دور برگردون به آدم بده.
خلاصه وگرنه این توفیق از آدم گرفته میشه، زندگی از آدم گرفته میشه.
انشاالله موفق باشید.
روز جمعهام هست.
توصیه امام زمان در روز جمعه خواندن نماز جعفر طیاره.
حتما این نماز رو در موقعی که بالا آمده خورشید مثلاً غروب ساعت ده اینا حتما بخونیم.
این دیگه یه کبریت احمریه.
یه چیز ویژهایه ظاهراً نماز جعفر.
وقتی که این همه بزرگان هم توصیه دارن نسبت به نماز جعفر از جمله امام شهید.
لا بود یه چیزی هست دیگه.
حالا تو توصیههای امام زمان ما از امام زمان خیلی روایت نداریم.
یکیش توصیه به نماز جعفره.
صلى الله على سيدنا محمد وآله الطاهرین