سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
و بی نستعین، صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
خب یه سؤال راجع به کهف شد تو گروه.
من یه نکتهی کوتاهی بگم.
این عزیزان آیه کهف رو اگه بذارن آیات کهف و این آیه رو که آیه مهمیه.
«وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ مَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقًا».
ببینید اگر شما «إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ» اگر اعتزال و عزلت میخواید بگ– بجویید هم از اونا هم از هنجارهاشون، هم از خودش هم از هنجارش.
«مَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ» اگه از همش میخواید چشم بپوشید خب شما بیکس میشید به عبارتی بدون هنجار میشید.
اینجاست که باید برید تو غار، همون یادگار.
بله.
یعنی شما باید برید جایی که یک هنجار به خصوص داره و یه سری آدم صاحب این هنجارها رو داره.
چونکه انسانی که شاذ و نادر بشه توی جایی، این در حقیقت اسیره، اسیر گرگه و یا داره با توان بالای یک مبارزه جدی میکنه ازش انرژیهای بیش از اندازه میبره.
فوق طاقت انرژی میبره ازش.
ازش CPU بیجا میبره.
[نفس عمیق] غار اونجاییست که خلاصه شما در مقابل اون ابتدا آیه است.
اونجاییست که شما باید آدمهای هم شکل و هنجارهای یکسان و مطابق با خودتون، اونجا رو پیدا بکنید.
این آیا به معنای این است که بریده از جامعهست؟
نه بریده از جامعه نیست.
ولی، اِممم این هست که این هِی آیه نذارید.
نمیخوام...
بریده از جامعه نیست ولی دارای یک جامعه کوچکتری که توش انسان باید حفظ شه.
اینایی که میگن ما-- مرد اونیه که باید بره توی محیط فساد و خودشو حفظ بکنه.
این حرف مزخرف.
چرا جای دیگهای نمیزنن؟
مثلا آدم باید بره تو آتیش مثلا باید اونجا حفظ شه.
تازه این کسایی که آتش نشانن اولا بیشترین درصد آتش سوزیها مال خود همین آتش نشانهاست.
بعدش هم تجهیزاتی دارن که همین لباسی که آتش نشانها میپوشن نمیدونم میدونید این لباس تقریباً خلاصه هفتصد، هشتصد میلیون تومنه اون لباسه.
یعنی یه لباس به شدت عایقه.
یعنی خلاصه حواسشون جمعه.
بعدش هم تو آتیش هم که میخوان برن یه طنابی چیزی به کمرشون وصله درون-- بیرون این آتیش که قابلیت اینو داشته باشه بکشنش بیرون اینو.
تازه اون وظیفهش، یک وظیفه آتش نشانی داره.
این وظیفه رو همه شاید به این صورتش نداشته باشن.
لذا بله این آیهای که گذاشتید بخشی که «عَلَيْكُمُ أَنفُسُكُمْ» حالا اون «يَقُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا».
انسان در درجه اول باید خودشو حفظ کنه.
و بعد جا-جامعه دوربر خودشو حفظ کنه.
توی این هواپیما که سوار میشید، میگه در کابین یه فلانی شد، فیسانی شد.
این ماسکهای اکسیژن اینجوری پرت میشه پایین.
میگه اول به خودتون بزنید.
اول به خودت بزن بعد به بچت بزن.
مسئله هدایت مسئلهای نیست که توش کسی ایثار بکنه.
چرا؟
چونکه اگر ایثار بکنه نمیتونه به دیگران کمک بکنه.
اون پدر مادر باید خودش اول چیز باشه، خودش اول زنده بمونه تا بتونه به بچهش کمک بکنه.
این مهمه.
لذا وجود جمعیتی که بتونید با اون جمعیت خلاصه مسئله هدایتی خودتون رو ه-- چیز بکنید، نگه دارید.
فرض کنید همه اینی که الان در خدمت همدیگه هستیم این یکیش مثلا.
بالاخره یه ساعت طلایی، ساعتهای طلایی بالاخره بلند میشیم همدیگه رو میبینیم، پای کلام رحمی میشینیم، پای کلام امیر المؤمنین میشینیم این با هنجارهای خودمون کار میکنیم، هنجارهای خودمون رو میشنویم.
هی که خب اینجوری میتونیم حفظ بشیم دیگه.
این اون غار-- مثلا وقتی آدم میاد اون موقع با این لباس آتش نشانی که تهیه کرده در بهترین ساعات شبانه روز، این وقتی که میره توی جامعه، اونجا اولا همه جا نمیره، بعدش هم این آدمی که هدایت تونسته بشه، این مترقب، بعدش مورد انتظاره که بتونه هدایت بکنه.
یعنی به قولی میگن موتی شی باید واجد شی باشه.
اگه خودش هم چیزی نباشه، خودش هم باور نداره، باوراش درست نشده، قبول نکرده، ایمان نداره، رفتارش رو درست نکرده، همه اینا چجوری میخواد-- مثلا یه معلم بیسواد، آخه این جامعه رو بیشتر حتی میتونه تحت تاثیر قرار بده تا اینکه بخواد خودش رو وارد هر آتشی بکنه به هر صورت.
لذا این غار خودمونو باید پیدا بکنیم اینجا.
این گروه الان یکی از غارهای [نفس عمیق] خلاصه ماست.
این از این نکته.[نفس عمیق] این از این نکته.
نکتهی بعد همین توبه که داشتیم میگفتیم، یه صلواتی بر محمد بفرمایید.
این روایت امیرالمؤمنین، یه نکته بسیار مهمی تو این روایت خوابیده که من میگی-- یکی از کلمات قصار نهج البلاغه هست که خیلی اینو به عنوان دستور العمل حساب میکنه اینو.
در حالی که امیرالمؤمنین میفرماید "ما أهمني ذنب ما أهمني ذنب أم هلت بعده".
گناهی که به من اندازهی حتی "أصلي ركعتين و أسأل الله العافیه".
گناهی که خلاصه بعدش به اندازه دو رکعت من نماز چیز داشته باشم، مهلت پیدا بکنم بعدش، این من و از خدا عافیت بخوام، من به من لطمهای نمیزنه این همچین "ما أهمني".
مهم نیست برا من.
مثلا گناهی که به اندازه دو رکعت بعدش بتونم مهلت داشته باشم.
یه چیز مهم توی فضای توبه که قرن-- قرآن داره و تو روایات ما هست بحث نمازه و برای توبه کردن نماز خواندن.
این آیه مهم "إن الحسنات يذهبن السيئات" آیه معروف بشوره به بره است دیگه.
"إن الحسنات يذهبن السيئات".
حسنات، سیئات انسان رو میبره.
این آیه شو اگه بذارید عزیزان دارد "أقم الصلاة طرفي النهار وزلف من الليل إن الحسنات يذهبن السيئات".
یعنی دستور به نمازه بعدش میگه که "إن الحسنات يذهبن السيئات ذلک ذكرى للذاكرين".
این برای کسایی که میخوان متذکر بشن این یه تذکر.
قرآن-- نماز انصافا آچار فرانسهست.
انصافا نماز آچار فرانسهست.
یعنی وقتی که قرار است که انسان گناه نکنه، میگن که "إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر".
قراره توبه بکنه میگن نماز.
میگن "أقم الصلاة طرفي النهار وزلف من الليل إن الحسنات يذهبن السيئات".
لذا واقعا یه آچار فرانسهست.
تو روایات هم همین هست که بله "الصلاة الآجار الفرنسية".
آچار تو چیز میشه آجار.
نه، نماز، نماز مستحب یا واجب همش.
بله کسی که ببینید ما اینی که گفتم ها رو تو روایات میگن آچار فرانسه بهش میگن عبادت جامعه.
کسی یه گناهی انجام میده، غیبتی میکنه، چیز زشتی میبینه.
بله.
همین لیزی اصلیه.
بله.
الحمدالله عربیتون هم خوبه.
[خنده] عرض به حضرتون اگر گناهی مرتکب میشه حالا چشم، گوش، زبان، اینجوری نکنه که مثلا بگه که ای بابا، اینجوری.
ای بابا باز بارو مثلا ما غیبت کردیم.
ای بابا باز بارو ما صحنه دیدیم.
نه.
بره وضو بگیره و دو رکعت نماز به جا بیاره برای همین این گناهی که کرده این کارو بفر-- انجام بدین تا معلوم میشه که چقدر نماز جایگاه داره.
نه بابت همون اون گناهی که کرده توبه کنه.
هیچ شفیعی به اندازه توبه نیست.
یعنی از-- الان یادم افتاد این دیگه، این خود این روایت امیرالمؤمنین است.
حالا شما بذارید عزیزان.
در حالى که لا شفیع انجح من التوبه.
هیچ شفیعی برای آدم به اندازه توبه کارساز نیست.
یعنی انسانی که توبه میکنه از این اسم الهی در میره، میره تو اون اسم الهی.
بله.
لا شفیع انجح من التوبه.
این روایت نهجالبلاغه است.
این، این خیلی مهمه که انسان بابت یک گناهی که میکنه توبه کنه و سریعا این کارو انجام بده.
حالا من چند تا آیه قرآن هست که امیرالمؤمنین بهش اشاره کردن.
اه، در همین بحث توبه من اون روایتشو عرض میکنم خدمتتون.
و این مهمترین توبه همین نماز خوندنه.
یعنی طرف با حالت توبه نماز بخونه و رفته رفته یکی از اتفاقاتی که در ما باید بیفته، عشق به نمازه.
یکی از چیزهایی که حضرت آیت الله عاصم مجتبی خامنهای حفظه الله من از یکی شنیدم، میگفتن حلقه میانی حلقه میانی نمیشود مگر اینکه اهل نماز باشن.
اون حلقههای میانی، امتهای وسط اینا نمیشوند مگر اینکه اهل نماز باشن.
این یه نکته مهمیه تو خود اون آیات مربوط به امام هم همین رو داره که [非فهمی زبان عربی] یعنی اقامه نماز رو میذارن تو کاسه امام میانی، امام کلاً.
باید عشق بورزه نسبت به نماز و نماز خوندن.
[نفس عمیق] خب من میخواستم که یه دو سه روزی هم چون که ایام مرتبط به پیغمبر خداست و ما کم گذاشتیم راجع به پیغمبر از نهجالبلاغه یکی دو روزی من راجع به پیغمبر صحبت بکنم.
همون کسی که الان انا عبد من عبید محمد.
امیرالمؤمنین میگن من بندهای از بندگان پیغمبرم.
چی؟
اون کلام اولی امیرالمؤمنین به طور خب برجع-- بله.
تو-- حالا هست تو روایت که تو خود روایت نهج هست بعدا بهتون میدم.
همین که تو نمیدونی در لحظه گناه گرفته میشی، میگیرنت یهویی.
در لحظهای که انسان داره گناه میکنه، یهویی اجل ممکنه بیاد.
در یه لحظه غفلت.
لذا این خوف رو هم ایجاد میکنه.
اینجوری نیست که خب بابا ول کن بالاخره یعنی دو رکعت نمازو که میتونی بخونی.
اصلاً یعنی نمازو سبک کردن و گناه رو سبک شمردن.
معنیش این نیست.
بله.
[سرفه] عرض خدمتتون که من فقط یه اتیکتشو بگم و بیام لا.
پیغمبر واقعاً اینه که رسول خدا در روز قیامت شکایت میکنه که قال الرسول يا رب ان قوم اتخذوا هذا القرآن مهجورا.
اینا اتخذوا مهجورا.
اینا مهجور گرفتن قرآن رو.
یعنی میخوان نباشه.
میخوان نباشه.
نه ترکوا هذا القرآن.
میخوان نباشه.
من اینو حالا به تو همین مسافرت مشهد به خانمهایی هم که رفتم گفتم.
اینا گفتن خب درسای حوزوی و چه وچه، این حرف این بشره خانم صبیحه شهیده حضرت آقا که بودا این جلسه حتما دیدید bedtimeش و اینا رو.
و واقعاً آدم غبطه میخوره و این قابل دستوره که اگر واقعاً تو این علوم، علوم حوزوی و اینا بخواید گوشت لخمشو بردارید قرآن بخونید، با قرآن کار بکنید.
اگر گوشت لخمشو میخواید قرآنه، به عنوان کسی که تقریباً همه درسای حوزوی رو دور دور کردم اینا رو، از فقه و اصول و فلسفه و کلام و نمیدونم همه اینا تا عرفان هر، هرچی بوده دور دور زدیم دیگه.
چیزی از علوم حوزوی نبوده که نریم توش.
بعدشم کلاً مدل مون آدم جوگیریه، میریم توش با مخ میریم توش.
هیچی مثل قرآن نیست که آدم احساس بکنه چیزه، یعنی وقتش هدر-- هدر نشد، وقتش هدر نرفته.
هیچی مثل قرآن نیست بهعلاوه اینی که حضرت آقا به امام شهید وقتی میخواستن بحث قرآنی بکنن مخاطب خودشون رو تو خانواده میکردن بشرا خانم.
این فضیلت برای ایشون، این فضیلتیه خلاصه قابل ذکریه که.
یعنی ایشون خیلی ملازم با قرآن بوده و ملتزم به قرآن بود.
خدا انشاالله در اعلا الین ایشون جا بده و اینها.
ولی حواستون باشه این بخش قرآن رو اگر جدی بگیرید شما فردای-- یه کارمندی هستید، یه جایی کار میکنه، نمیدونم یه کارایی میکنه یه جایی.
یه حوزویست که عمرشو گذاشته تو علوم حوزوی، توی فقه و اصول و اینا.
شما هم یه کارمندی هستید سی سال کارمندید، اون هم سی سال حوزویه.
شما در سی سال کارمندی خودتو همینجوری آرام آرام پیوسته قرآن رو شنیدید از یک جای معتبر.
خوندید از یک جای معتبر.
این-- بهتون قول میدم شما پس از سی سال به مراتب در فهم معانی دین جلوتری از، ااا اون شخصی که این کارو کرده.
لذا گوشت لخمش همینه.
همینی که توی قرآن هست.
لذا قرآن به عنوان یادگاری پیغمبر که "نیترکُم فی کُنتُم ثقلین" اینو درباره نحوه پیوند بهتون.
نه حالا نه اون نحوش نه.
انشاالله باشه بعد یه روایتی رو انشاالله فردا، پس فردا براتون از-- بخونم.
اینم لابهلا گفتم.
حالا اینم ممکنه از یه جایی براتون عرض بکنم.
انشاالله نحوه قرآن خوندن.
صَلَّى اللهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ