ددرس‌گفتارها

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

و به نستعين و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.

خب عرض به خدمتتون که چند تا سؤال شده من اینا رو خیلی [سرفه] غیر مفصل جواب بدم و بعد بحث رو ادامه بدم.

راجع‌ به اینکه نحوه استفاده از دنیا یا ثروت اندوزی یا تولید ثروت.

ببینید یه تأسیس اصل اول به قول ما آخوندا باید انجام بدیم ما.

تأسیس اصلش مهمه.

تأسیس اصلش اینه که در همه مواردی که شک کردیم که ما به عنوان شخصی استفاده بکنیم یا نکنیم، این رو وارد حيطه استفاده خودمون نکنیم.

زهد به معنای بی‌رغبتیه، این درسته.

زهد بی‌رغبتی‌ست.

همونجوری که در آیه قرآن داره " و اشتروه بثمن بخس دراهم محدوده و کانوا فیه من الزاهدین" در مورد حضرت یوسف زاهد بودن یعنی بی‌رغبت بودن.

به ثمن بخسی او رو فروختن.

درسته که زهد به معنای بی‌رغبتی‌ست ولی در همین روایت پیغمبر، روایت امیر المؤمنین راجع به پیغمبر، ببینید نمیشه انسان پروپیمون دولپی دنیا رو شخصی بخوره [سرفه] و فکر کنه من می‌تونم بی‌رغبت باشم.

حالا یه موقع هست بستگی به شأنش، جایگاهش، کارش، همه‌ی این‌ها زمانه‌ش، عرفش، همه‌ی این‌ها یه تغییراتی به حسب ظاهر می‌کنه.

[سرفه] ببینید شاید شنیده باشید حضرت آقا همین BMW ای که سوار می‌شدن، ایشون خیلی متمایل بودن یه ماشین ایرانی دیگری رو بتونن ضد گلوله بکنن که قدرت مانور داشته باشه همه اینا.

وقتی به ایشون گفتن ایشون خیلی خوشحال شدن که و بعد روش کار کردن دیدن نمیشه که بخواد یه ماشین ایرانیه هم-- چون سنگین میشه دیگه تمام در و ایناش همه ضد گلوله میشه بعد شاسیش عوض میشه و اینا.

نه بو-- آخرش اومدن به آقا گفتن آقا نمیشه.

ببینید یه موقع هست خب نمیشه، خب چیکار می‌کنن؟

میرن یه ماشینه، یه BMW رو برمی‌دارن ضد گلوله می‌کنن.

یه موقع طرف دوست داره BMW سوار شه.

دوست داره چیزای پروپیمون سوار شه.

فقطم ماشین نیست، خونه هم دوست داره.

یه جای خیلی شیک خونه.

خب شما الان نگاه بکنید خونه الان تبلیغ می‌کنن واحد آپارتمان توش استخر داره.

واحد آپارتمان.

خب اینم یه سبک زندگیه.

بعدش این آدم می‌خواد بره ویلای آنچنانی من-- بعد اسم اینو میذارن تولید ثروت.

این تولید ثروت نیست.

شاهد این-- همه‌ی این‌ها هم خیلی وقت‌ها این است که ببینی که تو آماده‌ای برای مردن یا نه.

"فتمنوا الموت إن کنتم صادقین" راست میگی برو بمیر.

راست میگی برو بمیر.

اگر اینجوریه تو این کار دنیوی تو داره مزاحم کار آخرت میشه یا نه؟

حتی تو رهبانیتی که سؤال کردن برای همینه گفتن "رهبانية أمتي الجهاد في سبيل الله".

رهبانیت امت من جهاده.

یعنی اگه واقعاً از دنیا دست کشیدی، یه موقع هست نه بازیت گرفته، خب.

یه موقع هست نه واقعاً از دنیا دست کشیدی.

اگر کسی از دنیا به سمت آخرت دست شسته، خب بره جهاد کنه.

ولی یه موقع هست نه، میره کیف و لبازی‌هاشو ادامه میده.

این که رهبانیت نیست.

وگرنه رهبانیت چیز بدی نیست.

به هر حال آیه قرآن هم داره "رهبانية نبوا تدعوها ما كتبنا عليهم إلا ابتغاء رضوان الله" فما رعوها حق رعایتها.

فقط درست رعایتش نکردن وگرنه اصل رهبانیت و فاصله گرفتن از دنیا و مظاهر دنیا به لحاظ شخصی جزو چیزایی‌ست که باید تأسیس اصل کرد توش.

فلان خوراکی، فلان لباس، فلان خونه، فلان و بعد ممکنه حتی نداشته باشه، حبشو داشته باشه ولی.

این که داره میگه "تحبون المال حباً جما" نه میگه "تحبون المال مالاً جما".

میگه حب جما دارید یعنی خیلی دوست دارید همچین چیزی رو.

طرف ممکنه دستش نرسه ولی خیلی دوست داره.

و یه آرزو داره که فلان ماشین رو سوار شه، آرزو داره که فلان خونه زندگی رو داشته باشه، آرزو داره که...

خب اینا همش مانعیت ایجاد می‌کنه برای آخرت.

میگم اگر کسی خواست شاخص بذاره برای خودش، آخرت رو بذاره و ببینه چه نسبتی با آخرت داره پیدا می‌کنه.

اگر دید نه، داره ن-- فاصله می‌گیره از آخرت.

حالا خود از اینکه بگذریم خود بحث تولید ثروت هم تولید چه ثروتیه؟

اینش هم مهمه.

یعنی تولید ثروت، کارآفرینی، همه این چیزا چه کارآفرینی؟

اینا هم مهمه.

شما یه موقع‌ست کارآفرینی می‌کنید، تولید می‌کنید، تولید ااا چیزهای لازم می‌کنید.

خب اینم یه تولیده.

یه موقع طرف هی داره تولید لوازم آرایش می‌کنه و هی اینو ترویج می‌کنه، تبلیغ می‌کنه.

یعنی می‌بینید تولید، تولید، یه موقع تولید مواد غذایی می‌کنه.

این یه تولیده.

یه موقع تولید می‌کنه چیزای بی‌ربط داره تولید می‌کنه.

کارآفرینی می‌کنه از جهت مثل این شرکت‌های نمی‌دونم هرمی یه موقعی.

خب اینم توش کارآفرینیه.

اینی که چه کارآفرینی می‌کنه همه اینا باز اهمیت داره.

لذا اجمالاًش خودش نمی‌تونه خیلی استفاده بکنه.

از مال استفاده نمی‌تونه بکنه.

خودش نمی‌تونه این کارو.

ولی این که ثروت تولید کردن اینه.

ما "واستعمركم فيها" اصن ما رو گذاشتن که زمین رو آباد کنیم.

یه زمین آباد مهمه ولی زمین آباد رو اشتباه نکنیم با برج‌های سر به فلک کشیده‌ای که توش همش غفلت از آخرت میاره و اینا.

ببین اینو اسمشو زمین آباد نگذاریم.

اونیم که گفتن که ما چجوری باید خودمون رو هم ایزوله کنیم هم تو جامعه باشیم.

اینم خودتون اگر جمع چیزشو داشته باشید، جمع مؤمنانه که این طنابتون به اون جمع مؤمنانه وصل باشه و برید تو اجتماع.

اگه نباشه و برید تو اجتماع خب احتمال اینکه آدم حروم بشه خب خیلی بالاست.

که آدم بعد کجا بریم تو اجتماع یعنی بریم کجای اجتماع؟

آدم-- اینم مهمه.

طرف سر از هر سوراخی ممکنه بخواد دربیاره.

بعد بگه من دارم میرم تو اجتماع.

بره همه این پاساژهای چیزو بخواد مال‌گردی بکنه و بازارگردی بکنه احساس می‌کنه داره اجتماع.

طبیعتا اینا منظور نیست دیگه.

اجتماعی که حتی شما تو سطح جامعه می‌خوای راه بری کار بکنی، این کارو بکنی اینا هست.

منتها البته اگر اون غار خودتو نداشته باشی، اون جایی که خودت داری تغذیه میشی نداشته باشی، اگر اون ماسک اکسیژنی که خودت باید بزنی نداشته باشی آرام، آرام آدم تحلیل میره، اعتقاداتش تحلیل میره.

اگر اون داشته باشی، اون غار و فلان اینا امید است که به فضل الهی آدم تو اجتماع که میره بتونه پس خودش بربیاد.

برای همینه که به پیغمبر میگن این کار اجتماعی زیادی که تو داری می‌کنی "إن لك في النهار سبحاً طويلاً" تو شناور روزی.

این شناور روز باید "قل لا اله الا الله لیلاً" باید بلند شه و در حقیقت اینجور چیزی.

لذا وجود جمع باعزم مؤمنانه خیلی چیز مهمیه.

وجود جمع باعزم مؤمنانه.

این رو جدی بدونید تو کار دینی و خودتونو به این جمع‌ها متصل نگه دارید.

بله.

اینم حالا سر دستی این.

همین خب یه صلوات بفرستید.

اللهم صل علی محمد آله.

یه عبارتی دارن حضرت امیر در نهج که من الان برای شما می‌ذارم.

این همه این عبارات مستنده به آیه است و چون یکی از این آیات مربوط به آیات مربوط به توبه است، خود سید رضی همین‌ such توضیحی رو گذاشته اون موقع.

سید رضی یه همچین توضیحی رو در ذیل این عبارت میذاره.

"من أُعتی أربعاً لم یُحرَم أربعاً" کسی که چهار تا چیز خدا بهش بده از چهار چیز محروم نمی‌شه هیچ موقع.

یکی "من أُعتی الدعاء لم یُحرَم الإجابة".

اگر کسی خدا بهش توفیق دعا بده که از خدا چیزی بخواد "لم یُحرَم الإجابة" حتما خدا جواب او رو میده.

حالا چجوری جواب میده این خودش یه بحثیه ها.

باز تو نهج البلاغه داریم که جواب خدا چه مدلیه.

ولی این ادعونی استجب لکم که همین پایینش سید رضی توضیح میده، این حرف جدیه.

یعنی کسی اگه شک بکنه که من با خدا، خدا منو فراخوان کرده که من بخوانم و اونم جواب نمیده.

خب.

و اونم سمع استجابت نداره اونجا.

می‌بینید یه موقع‌ست جواب میده جوابش اینجوریه که بگه که آقا تو بخوان، تو بگو من فلان چیزو می‌خوام خدا هم بگه...

چون بعضیا اینجوری تصور می‌کنن.

میگن خدا رو بخونی خدا هم بگه بله اینکه چیز نیست.

یعنی شما صدا بزنی میگه بله همین.

نه این نیست.

مفصل امیرالمؤمنین رو توضیح دادن در جای دیگری.

کسی که دعا می‌کنه خدا حتما جواب او رو میده.

منتها آیا خدا غول چراغ جادوعه؟

نه.

یعنی من هرچی بخوام خدا همون لحظه به من میده.

نه، این یه پروتکلی برای خدا داره.

خودش با یه ترتیباتی عمل می‌کنه.

ولی سمعش سمع اجابته.

یعنی می‌خواد جواب بده.

در موقعیت استجابته.

خب.

خب "و من أوتيت توبه لم يحرم القبول".

کسی که اگر خدا توفیق توبه بهش بده، توفیق توبه حتی گاهی اوقات در حد ندامته ها.

در حد ندامته.

ببینید این یه نکته مهمیه در بحث توبه که ما داریم کفا بندم توبه، کفایت می‌کنه.

بندم توبه همین ندامت و پشیمانیه.

البته این پرانتز رو حتما بذارید که گاهی اوقات ندامت یک انفعال نفسه.

یعنی همینجوری منفعل شده نفس به دلیل یک فطرت که وجود داره.

در این موارد اسم این توبه نیست، صرفا انفعاله.

شما نگاه کنید در سوره مبارکه مائده وقتی که قابیل هابیل رو می‌کشه، همونجا در آنکه [سرفه] "فمأس الله الغراب فيبحث في الارض ليريها كيف يواري سمته قال يا ويلى تعجزة أن أكون مثل هذا الغراب فأواى السوء تخي کانا من النادمین".

همون موقعی که کشت و فلانه شد نادم.

این که توبه نیست که.

بعضی کسی بزنه برادرشو بکشه یا یه عصبانی بشه بزنه یه نفر بکشه یا یه حرف نامربوط بد بزنه، این کثافت گناه انسان رو منفعل می‌کنه عملا.

اسم این توبه کردن نیست.

نه، یه موقع آدم پشیمونه از این کارایی که کرده، این توبه است.

کما اینکه برخی از مفسرین سر اینکه برادران یوسف "وجاءوا أباهم بشتى يبکون" با حالت گریه کردن برگشتن به سمت پدرشون.

خب داداشونو انداختن تو چاه.

شوخی نیست که اونم یه برادر با فضیلتی رو.

راستش اون برادر کوچیکه بوده ولی هم خوشگل بوده، گلی بوده، آخه معلوم بوده یه فضیلتی هم داره.

اینا برادرشو انداختن تو چاه.

بعضی از چیزا همینو گفتن.

گفتن این احتمالا این چی هم بوده، یه جور انفعالی هم بوده.

یعنی لزوما نداده دروغین گریه کردن.

خب کار بدی کردن دیگه.

ولی این به معنای توبه نیست.

شاهدش همین که "وجاءوا أباهم بشتى يبکون".

همینطور یه پیره دروغینو برمیداره میگه آقا اینجوریه و گنج خوردتش و فلان.

هر انفعالی رو توبه نذارید اسمشو.

توبه یه کار قصدیه.

یعنی طرف قصد می‌کنه واقعا توبه کردن.

اگر واقعا توبه بکنه خدا قبول می‌کنه توبه رو.

البته گفتم با تمام اون چیزی که حالا تو اون آیه مهم توبه اشاره می‌شه بهش.

"فمن أوتي الاستغفار لم يحرم المغفره".

اگر کسی استغفار بکنه "لم يحرم المغفره" خدا از مغفرت او رو محروم نمی‌کنه.

"و من أوتي الشکر لم يحرم الزياده".

کسی هم که شکر بکنه خدا از زیادش چیز نمیشه.

یعنی "لئن شکرتم لأزيدنکم".

شکرم، شکر زبانی است و همه اینا ولی شکر اصلیش همون شکریه که عملی نعمتو در جهت اینو، نعمتو در جهت صاحب نعمت داره صرف می‌کنه.

به این میگن اون شکر عملا.

بعد اینجا سید رضی اون آیه‌ای که انتخاب کرده همین آیه است که "إنما التوبه على الله للذین يعملون السوء بجهاله ثم يتوبون من قريب فأولئک يتوب الله عليهم و کان الله عليمًا".

میگه توبه برای کساییست که این آیات هفده هجده سوره نساء آیه مهمیه.

برای کساییست که "للذین يعملون السوء" یه کار بد انجام میده "بجهاله" یعنی با یک حالت نادانی.

نه اینکه جهالت یعنی جهل داره نمی‌دونه این کار بدیه، میره انجام میده.

نه.

می‌دونه کار بدیه ولی با نادانی میره اون کارو نادونیه، حماقته.

حماقت می‌کنه میره یه کار سوء رو انجام بده.

سوء هم این تیکه رو بگم و حرفم تمام فعلا.

سوء ببینید در مقابل کارهای بزرگ سیئه به معنای گناه‌های یه مقدار ریزه شما اگر "انتجتنوا كبائر ما تنهم عن نكفر عنكم الصغائر".

شما اگر گناه گل درشت نکنید، شما تو گناه‌های یه مدالی گل ریز اونو خدا تکفیر می‌کنه.

این هم در مسئله‌ی اجتماعیه هم در مسئله‌ی فردیه.

سؤال: آیا گناه گل درشت رو خدا نمی‌بخشه؟

چرا.

توبه‌ش سخته.

خب.

آثاری که گناه‌های گل درشت میذاره، ان-- یه موقع من یه نامحرم رو نگاه می‌کنم.

خب.

این یه چیزه.

یه موقع‌ست می‌زنم میرم و می‌کشم.

خب.

شما ببینید چقدر خانواده متأثر می‌شه از این کار.

بالاخره گناه‌ها-- مثلاً چجوری اصلاً شما می‌تونید اینو توبه کنید؟

چقدر این صدمه و این تعدیه تمام نبود این آدم، مثلاً یه پدری رو شما زدی کوب-- یه مادری رو کشتی دیگه مثلاً.

چقدر مشکله همه‌ی اینش رو حل کردن، همه مصائب این قضیه رو حل کردن.

لذا خیلی وقت‌ها بحث این نیست که شما هر موقع توبه کنید می‌شه واقعاً.

منتهی به هر حال توبه از گناهان گل درشت خیلی ممکن نیست.

یعنی روش حساب نکنید به عبارتی می‌خوام اینو بگم.

روی گناه‌های گل درشت حساب نکنید چونکه توبه‌ش خیلی سخت می‌شه.

خیلی سخت می‌شه.

تو، تو گناه آخه یه دو تا در عقب و اینا دیدید تو بزرگرا یهویی اون رمپ و لوپشو از دست می‌دید.

حالا تا کجا برگردید، برید، یه جای دیگه پیدا بکنید همه اینا.

لذا به اینش باید توجه کرد تو توبه که حواسش باشه به گناه گل درشت نیافته.

چجوری ممکنه ببینید کسی که رو گناه گل ریز حساسیت داره به خرج می‌ده، مثلاً فرض کنید عصبانیت‌های عادی خیلی معمولی هم سعی می‌کنه نکنه.

اگر کرد توبه می‌کنه.

خب.

این خیلی مستبعد است که یهویی غمه بکشه بزنه مثلاً کله یه نفر بپرونه.

بزنه شکم یه نفرو پاره کنه.

این خیلی مستبعده.

همین مقدار عصبانیتی که با خانواده اگر کرد، یه انفعالی ایجاد می‌شه، توبه‌ای کنه، عذرخواهی بکنه، یه سجده‌ای بره، یه نمازی بخونه.

گفتم اون روایته از-- اندازه اینکه یه دو رکعت نماز بخونه خدا بهش ف-فرصت می‌ده.

اگه این کارو کرد، چیکار کرد، این خیلی بعیده کار دیگه.

آقای حداد بود فکر کنم راجع به حضرت آقا می‌گفتن که ایشون یه موقع بحث یکی از مخالفین ایشون شد.

ایشون یه چیزی گفت بعد خیلی میگن آقا ناراحت شد خودش.

گفت به نظرم، به نظرم فکر کنم غیبت شد.

خب.

یعنی انقدر حساسیت سر این که مثلاً نکنه غیبت بشه، مثلاً نکنه ظلم بشه نسبت به یکی از مخالفین خودشون.

خب یه آدم خودشو خیلی نزدیک به اون محدوده نمی‌کنه.

اینی که در آیات قرآن هی دارن "تلک حدود الله فلا تقربوها" یعنی یه جایی داره "تلک حدود الله فلا تقربوها" اصلاً نزدیک این حدود الله نکن خودتو.

اصلاً اون طرفا نرو.

خب.

اون طرفا نرو.

اصلاً وارد این فضا نشو.

برخی از گناهها رو مثلاً می‌گه نزدیک مال یتیم نرو.

حالا "تقربوا مال اليتيم" اصلاً نزدیک مال یتیم نرو.

یعنی خیلی فاصله بگیر.

راجع به اون گناه اخلاقی می‌گه "فلا تقربوا الزنا" اصلاً نزدیکش نرو.

معلومه این چیزا مثل باتلاق یهویی می‌کشه تو خودش.

خب آدم وقتی پیش میاد همچین فضاهایی اگر خودشو بتونه دقیقاً یعنی رو اینا حساسیت به خرج بده، تو محدوده سو بذاره باشه همین.

نذاره گل درشتش دیگه نکنه.

این انشاالله به فضل الهی دچار گناه گل درشت نمی‌شه.

اینم چیز طبیعیه یعنی کسی که حساسیت‌های اینجوری رو داره.

بعدش هم "ثم یتوبون" همین قریب، سریع توبه کنن.

اینو بگم و تمام عرضم.

دیگه بریم نماز رو بخونیم.

و اون این است که بعضیا فکر می‌کنن گناه قدیمی یه گناه فرسوده‌ایه.

مثلاً اتفاقاً [سرفه] یه چیزیه که حالا گذشته دیگه، گذشته‌ها گذشته.

سعی-- فکر می‌کنن یه چیز...

اینو بدونین گناه قدیمی آثارش یعنی آثارش قدیمی می‌شه.

[سرفه] اگر کسی پنجاه سال پیش گناه کرده و توبه نکرده، پنجاه سال این گناهه داره عملیات رو زندگی انجام می‌ده.

اینجوری نیست که یه چیز فرسوده شده گذاشتیم تو بایگانی.

فعل که از بین نمی‌ره تو این عالم.

این فعل رو که انجام میده و توبه نمی‌کنه به اندازه پنجاه سال، چهل سال همین جوری داره عملیات انجام میده این گناهی که مرتکب شده.

لذا اینو جدی بگیرید "یتوبن من قریبا".

[مکث] یعنی همون موقعی که خانواده رو ناراحت کردید همون موقع عذرخواهی کنید، همون موقع.

نذارید بیزره کدورت بماسه، خب.

اگر بماسه حتی گاهی اوقات می‌بینید که یه آدمایی رو از یه جریاناتی رو ممکنه جدا بکنه.

پس این رو به عنوان یه نکته.

بعدش در "أَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ" که حالا ان‌شاءالله اینا هم بعدا میگیم.

"صَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ" بابت یه گناه گفتن شما هفت س-- تو هفت ساعت گفتن گناهو توبه کنید.

هرچقدر زودتر ولی یه تایم هفت ساعتی هم دادن تو روایات که تا هفت ساعت چی بکنید؟

توبه کنید، عذرخواهی بکنید.

ظاهراً بعد از هفت ساعت یه تسجیل چیزی میشه یعنی ثبت، دیدید بعضی اوقات تو این ادارات فلان میگن برو این کارو انجام بده و بیا مثلا فلان اینا.

[مکث] هنوز ثبت نمی‌کنن ولی ظاهراً بعد از هفت ساعت ثبت می‌کنن.

ملائکه این کرام‌الکاتبین ثبتش می‌کنن.

[مکث] از این جهت هست که تا میشه این پرونده رو از زیر دست این کرام‌الکاتبین کشید باید کشید.

بعدش میره [مکث] خلاصه میره تو مراحل بعدی.

هی مرحله به مرحله توبه سخت‌تره.

توبه سخت‌تره.

همین این عدد هفت و اینا هم چیز مهمیه.

گاهی اوقات آدم احساس می‌کنه که مثلا اولش منقلب شده می‌خواد یه کاری بکنه بعد میگه ولش کن بابا.

یعنی با یه ولش کن بابا مثلا چیز می‌کنه.

اگر...

حالا دیگه جلسه بعده.

"صَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ".