ددرس‌گفتارها

سلام علیکم و رحمة الله.

سلام علیکم.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم مالك يوم الدين.

وصلي الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين.

آغاز امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف.

تبریک عرض می‌کنم.

یه نکته کوتاهی بگم البته لو لا می‌کنم به همین بحثی که داشتیم انجام می‌دادیم و اونی که برعکس اینکه دوره غیبت رو بعضیا دوره حیرت می‌دونن، در روایت ما اومده "یعرُف فیه الجاهلون" دوره‌ای که درش جاهلون به حیرت میفتن.

دوره‌ست که هر نبی می‌خواسته امت خودش رو رشد بده غیبت می‌کرده.

غیبت تنبیه امت نیست.

غیبت عامل رشد امته.

به جای اینکه خلاصه در همه کارها بگن اینجوری بکن، اینجوری بکن، اینجوری نکن، اینجوری بکن؛ باید بتواند به سواد نعلا بیادن و دستورالعمل‌ها و کلیاتی که گرفته باید بتواند حرکت بکنه.

اصل غیبت تنبیه نیست، لطف خداست.

چه دیگه یه مقداری جنبه تنبیهی داره طول غیبته نه اصل غیبت.

ولی تو همین دوره‌ها بزرگترین رشد‌ها رو میشه کرد در همین بحث غیبت‌ها.

شما الان هم تقریباً یه جوری همین شبیه دوره‌های ائمه پایانی شده که باید بر اساس آنچه که از کا امام صادق [ع] داریم و این‌ها بتوانید دوره ائمه پایانی رو بر اساس همون توقیعات و اینا تقریباً تشخیص بدید چیه.

اگر کسی امروز متوجه نشه وظیفه خودشو، اون روز هم وظیفه خودشو متوجه نمیشه.

یه تصور اشتباهی پیدا شده از لحاظ کلامی و عقیدتی این است که بالاخره امروز که روز غیبت هست و حیرت هست و گیجی و فلان اینا انشاالله حضرت ظهور کنن ما این گیجی در بیارن.

در صورتی که اگر کسی امروز گیجه "من كان في هذه اعمى فهو في الآخرة اعمى" اینم که من این آخرت رو میگم به دوره ظهور و دوره‌های غیبت و اینا.

این کاری‌ست که خود اهل بیت کردن.

اون آیه دویست و چند؟

دویست و ده سوره مبارکه بقره که جلسه گذشته هم خوندم.

علامه طباطبایی در پیگیری فرمایش اهل بیت که گفتن این آیه مربوط به قیامته، این آیه مربوط به رجعته، این آیه مربوط به ظهوره، گفتن اینا مراتب مختلف قیامته.

ما فکر می‌کنیم که وقتی قیامت میشه جلسه گذشته یادتون بیاد که یه بحثی شد همون روز رفتیم توی بحثی برزخی.

بعضیا فکر می‌کنن به مجرد اینکه مرگ تولید میشه قیامت مثلا با تمام ویژگی‌های قیامت در حقیقت تولید میشه.

نخ اینجوری نیست، خیلی با یک شیبی ما میریم به سمت تکامل‌های برزخی و تمام این‌ها و بعدش بله، اون جمع‌بندی شده همش میشه قیامت [مکث] که این همین الانشم می‌تونه اتفاق بیفته برای افراد.

حالا کاری به این نداریم ولی [مکث]، وقتی که شما دارید هرچی آیه‌ای راجع به بحث قیامت می‌خونید اینو همینجوری بکشید با نقطه چین برش گردونید تا برسید به زمان ظهور و اینا.

برای همین است که ما داریم با پرچم حضرت مهدی دوازده پرچم مشتبه میاد بالا.

اون کسایی که امروز براشون مشتبهه، اون روز هم براشون مشتبهه.

اون کسایی که امروز براشون معلومه، بالاخره سی و هفت سال امام شهید یه چیزایی گفتن.

قبلش ده سال امام یه چیزی گفتن.

چهار تا نامه و چهار پنج تا نامه هم امام فعلی.

اگه با اینا میفهمن، میفهمه دیگه.

قراره بفهمه.

اگرم قرار نیست بفهمه دیگه نمی‌فهمه.

هیچ جوری نیست.

در توبه هم همونجوری که تو آیات ما هست، در روایات ما هست، توبه هم همینجوریه.

مقول و تشکیله.

یعنی به اندازه‌ای که هی حجت تموم میشه در توبه بسته میشه.

برای همین است که ما توبه در زمان ظهور حضرت نداریم.

خب چرا؟

مگه دنیا نیست؟

چرا دنیاست.

نداریم یعنی نمیشه.

خب.

یعنی در نمیاد، توبه از توش در نمیاد.

بخاطر اینکه اگه قرار بود بفهمه تا حالا فهمیده بود دیگه .

لذا باید امروز کسی بفهمه راه چیه و اون راه رو حرکت بکنه.

"لمثل هذا فليعمل العاملون" باید عمل بکنه.

بره اون راه رو بره و بره که محقق کنه اون اهداف رو.

اون اهداف که حالا من میگم اول پایه‌ای که حضرت عذل مشتهر معروف‌اند.

اون هدف رو تو دنیا اگه پیگیری کرد و حتی این وسطش هم مرد، حالا چه مرگ احترامی مرد، چه یعنی یهویی تصادف کرد مرد.

یا به مرگای مثلا هفتاد هشتاد سالگیش هم مرد.

این همینجوری مسیر رو ادامه میده.

همین این مسیر رو تو برزخ ادامه میده و با یه رشد سریع‌تری حتی.

و چون دستش تو این عالم باز میشه اتفاقاً خیلی د-- با دست باز عمل می‌کنن تو این عالم.

و اگرم نکرد تو اون روز هم نمی‌کنن حتی اگر [نفس عمیق] فاصله‌ای بیفته [نفس عمیق] بین او و موقع ظهور و این گیجیش بیرون نزنه، تو برزخ گیجیش بیرون می‌زنه.

یعنی اینکه گیجه تو برزخ معلوم میشه گیجه این آدم.

یعنی گیجی یه موقع این شاکله‌ست دیگه.

این شاکله یعمل على شاکلته، این شاکله‌ست.

عمل جوانه قلبی نیتی فلان اینا.

چون الان من واقعش نمی‌خوام تنقیص بکنم ولی یهو می‌بینید که الان آمریکا هم با ما می‌جنگه.

بعد یه عده میگن که ما نباید با آمریکا بجنگیم.

ما جنگ‌طلبیم مثلا اگه.

یا آقا اینو دیگه بفهم دیگه.

اون با ما جنگیده، ما با اون نجنگیدیم.

اون با ما جنگیده، ما هم داریم پاسخ میدیم به جنگ او.

خب؟

[کشیده شدن صندلی] میگن معیشت مهم‌تره یا اون؟

نمیدونم موشک میخوایم یا فلان.

اگه دو قطبی‌های فکرت می‌خوری.

خب؟

کسی که قرآنی بفهمه هر اتفاقی بیفته چه اتفاق دیگه ای باید بیفته؟

فکر می‌کنید تو ظهور چه اتفاقات عجیب غریب میفته؟

باز برای همینا هی روشن‌تر می‌شه.

باز برای اینکه هی می‌خواد نفهمه قرآن رو نمی‌فهمه دیگه.

لذا سعی بکنیم در همین این دوره که دوره‌ی [صدای سرفه] رشد.

بله، این دوره‌های غیبت یهو ظهور سامری‌ها هم هست این وسط.

سامری هم برای-- من قبلاً هم گفتم سامری هم اینی نبوده که یه شایعه‌ست که میگن برایش یه دونه گوساله طلایی ساخته و فلان اینا.

بعد یه سوراخ مهندسی توش ایجاد کرده، چیه؟

بعد این صدا می‌داده مثلا.

بعد این گفته این خدا هست.

مگه شعور نداشتن انقدر؟

نه، اون چیزی که فقط بعد تو قبل از آن من اثر رسوله.

از زیر پای جبرئیل فهمید اینجا یه حیاتیه.

یه حیات رو ضمیمه به حلیه هم جسدن می‌کنن به یه زیورآلات دنیوی می‌کنن.

از توش یه ترکیب انقلاب غیر انقلاب در میارن.

از توش همچین در میاره.

بعد اینو میزنه به دنیا، دنیا پشمی در میاره.

این گوساله گوساله شده بود.

پشمی در میاره.

لهو خوارون.

این خود آیات هم میگه روایت هم میگن.

همون که میگه تو ملنن ستن نفگم نصفا.

یعنی وقتی سوزوندنش براده چیز که نذاشت که براده طلا نذاشت که یا آب شده طلا نه.

گرد گذاشت یعنی قشنگ آتیش می‌گرفته شد گوساله.

شد یه گوساله ای که لهو خوارون صدای گوساله هم می‌داد اتفاقا.

بعد گفت هاذا الهکم والهُ موسی.

یعنی اینو تونست غالب کنه به اون.

نه اینکه یه سوراخ مهندسی درست کرد و که این باد می‌پیچید توش و فلان می‌کرد.

نه اونجوری نبود شد گوساله.

بعد این گوساله هم پشمی در می‌آورد.

بعد این ترکیبی از اثر رسول به اضافه‌ی چیز به اضافه دنیا و بخور بخور یعنی نگاه دنیوی ترکیبی از این‌ها رو درآورد گفت این اون چیزیست که ما می‌خوایم بهش برسیم.

گفت ما باید از چین یاد بگیریم.

ببینید یعنی بعد از این حرفا بعد از همه این حرفا ما الان بریم از چین یاد بگیریم.

غار دارا با این تمام این تفاصیلی که داریم تو قرآن و اینا.

خب ببینید اینو بله یه سری سامری یهو ممکنه یه ترکیباتی درست بکنن که و یقولون تسمع لقول.

آخر چشم‌نواز، دل‌فریب، ترکیب‌های دل‌فریبی از مجموعه‌ای از دین و غیر دین و اینا درست بکنن.

این کرمش تو حوزه هم افتاده ها.

اینایی که روانشناسی می‌خونن، اقتصاد می‌خونن، این می‌خونن، اون می‌خونن، از این چیزا علوم انسانی می‌خونن، از این حرفای اونا رو می‌خونن.

بعدش اونا رو با اینا با مواد خود ترکیب می‌کنن.

یه پدیده‌هایین اینا.

اونا کسایی‌ان که الان بیشترین رشته‌های انسانی که خود همین حوزوی‌ها دارن میرن، میرن رشته روانشناسی.

میان علوم انسانیش رو از اون ور می‌گیرن، میان ترکیب می‌کنن با همین یه چیزی تحویل میدن.

خب؟

تحویل میدن فقط ادبیات دینی داره یعنی گوساله تحویل میدن.

خب؟

گوساله سامری تحویل میدن.

فقط ادبیاتش دینیه.

اون مبناش و اون پایه‌های علمیش، ببین هم پایه‌های علمی اون طرفیه.

حالا چه باید کرد؟

بله باید ما الان یکی از بحث‌هایی که اخیراً هم خیلی داریم اینه که ذهن اون دو هزار مدیر کل چیزا باید ذهن قرآنی کرد.

ذهن که قرآنی بشه فلبلد الطیب یخرج نباته بذرب به ولذي خبث لا یخرج الا نکدا.

وقتی که کسی زمینه پاک داره خروجی‌ش پاکه.

وقتی زمینه‌ش خبیثه، خروجی‌ش خبیثه.

یعنی بی‌ارزشه.

ما نمی‌تونیم جمع‌ها، تشکیلات، علم و همه این وقتی حضرت آقا میگن علوم ذاتاً مسموم منظور همینه.

ذاتاً مسموم چرا؟

چون که این علم از روی نگاه به دنیا اصلاً ساخته شده.

مکب-- یه همچین مکب علی وجهی.

طرف سر و ته داره علم رو تولید می‌کنه.

با حال اینکه طبع این آدم، خلق این آدم یه جوریه که سر و ته یه جوری دیگه ساخته شده.

بافت و ساخت این آدم یه جوری دیگست.

سرش بالاست قسمتای شکم و شهوتش پایینن.

اینا این، اینجوریه.

اگه سر و ته بشه، همه چی سر و ته که نمیشه.

این فقط علمش سر و ته در میاد.

بعد اینا هم عق می‌زنن، این استفراغ می‌کنه.

اینکه چیز نیست که.

بعد این استفراغ این دانشمند سر و ته یا علم سر و ته مال ساخت و بافت سر و ته این جوامع بشری می‌بینید که چیزی که در میاد کلا همه رو سر و ته می‌کنه.

چی در میاد از توش، از تو این علم، از اینا؟

چجوری باید ساخت؟

بله، اون موجودات پاک و پاکیزه‌ای که دارند علم تولید می‌کنند اقتصادش یه جور دیگه میشه.

بعضیا فکر می‌کنن مثلاً مالش مثلاً اینجوری میشه که تو این مال‌ها مثلاً آیات قرآن رو زدن مثلاً تو این مال‌ها مثلاً اینا.

واقعاً بعضیا تصورشون همین بود.

اصلاً اقتصادش، گروه اجتماعیش، فرهنگش، خانواده‌ش، همه‌ی اینا یه مدل دیگه‌ای در میاد.

اگر اینم بخواید، حالا اینو لولا می‌کنم به این بحث خودمون به عنوان امام.

امام و امت.

اینو خواستید واقعاً مصداق‌های این قضیه رو بدونید، من بارها و بارها به دوستان عرض می‌کنم کنار همه‌ی این کتابا، خودم همین کار رو می‌کنم.

روزی سی، چهل صفحه کتاب دفاع مقدسی بخونید.

ببینید پیاده شده‌ی این حرفا در این جان‌های پاک چی خروجی داده.

خروجیش نسبت فرمانده با در حقیقت سربازش [خنده]، نسبت به خوردن و پوشیدن و اتاق فرماندهی و فلان.

ببینید چی خروجی داده این.

این خرو-- اینا مال این جان‌های پاکه.

این جان‌های پاک وقتی آوردن پایین یه جنگ رو خواستن اداره بکنن اینجوری اداره کردن.

بعد از توفیقات بهره‌مند شدن، از الهامات بهره‌مند شدن، چه رو بهره‌مند شدن.

همین خاک‌های نرم و کوج رو بخونید شهید بانسی.

اینا بهره‌مند شدن در حقیقت.

هر کدوم از این کتاب‌ها رو که آدم بخونه می‌بینه نه، بهره‌مند شدن از آسمان.

خب؟

یعنی آسمان بهشون کمک کرده.

چرا؟

چون که وایسادن تو همین مسیر و کارو جلو بردن.

این جان‌های پاک کارو خواستن جلو ببرن.

هی می‌بینید که خروجی‌هایی که دادن خروجی‌های اینجوری بودن.

اینا رو ااا خلاصه امروز، تشکیلات امروز، نفر امروز باید حواسش رو جمع بکنه که هی منتظر یه روزی نباشه که تو اون روز همه چیز روشن میشد، دیگه منم که دیگه تشخیص میدما، همه تشخیص میدن منم تو همن.

نخ اینجوری نیست.

کما اینکه الان باز هم یه چیزه در اتفاق میفته، یه عده باز دارن تشخیص نمیدن.

خب.

اون روز هم باز همین اتفاقات میفته و آدم تشخیص نمیده.

ظهور میشه تشخیص نمیده.

اصلاً صدای چیزو می‌شنوه تشخیص نمیده.

صدای حضرت رو می‌شنوه ها تشخیص نمیده.

لذا اگر قراره تشخیص بدیم باید بر اساس همین معارف امامین انقلاب، کلیات، امهات، همه این چیزا باید تشخیص بدیم.

همین چهار، پنج تا نامه باید تشخیص می‌دادیم، باید تشخیص بدیم.

وگرنه [نفس عمیق] به هر جهت مبتلا آدم به بحث سامری‌ها میشه و انقدر اینا رو به همدیگه ور می‌کنن به غلغومیا که دیگه می‌دونی یه چیزی تحویل میدن به آدم که این فَهَزَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَىٰ.

اله موسی هم همینه.

نظر خود حضرت امام هم این بوده.

می‌بینید همین اتفاقاتیه.

گاهی اوقات شاهد-- واقعاً باید پناه برد به حضرت امام.

یه صلواتی بر محمد بفرستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

چرا ثواب عمل در دوره غیبت بیشتر از ثواب عمل در [خنده] ببینید میگن ثواب عمل در دوره غیبت چرا بیشتره؟

مثل صدقه سر می‌مونه.

ببینید جا گفتن که چرا ثواب عمل در دوره-- گفتن صدقه سر افضل از صدقه.

امروز اگه کسی می‌تونه تشخیص بده و وایمیسته و همه اینا، یه موقعی هست که بالاخره یَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا.

خب، بالاخره خیلیا ممکنه بیان نه به واسطه تشخیصی که امام زمان رو دادن، به واسطه اینکه آخه الان دیگه کار دست امام زمانه دیگه.

خب.

اینم تازه مال دوره استقراره، نه دوره خون و خونریزی.

خب.

تو یه هر جهت بیان که دوره تازه خون، خونریزی شدید ایجاد میشه.

بعد که این دوره رد میشه، میشه دوره استقرار.

تو دوره‌های استقرار و فتح و اینا یه عده دیگه میان.

حالا دیگه برای همین گفتن لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَٰئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِن بَعْدِ وَقَاتَلُوا.

حالا یه عده بعدش میان و بالاخره انقلابی میشن.

اشکالی هم نداره انقلابی میشنا.

خب.

برای همین خدا هم اونجا داره وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ.

ولی انقدر دیگه همه چی هماهنگ و اینها بعدشم به نتیجه هم برسن و خب.

بله خب وقتی همه دارن از رود رد میشن شما قبل رودو ندیدید که.

قبل رود همه دارن فحش میدن به-- به موسی.

یه یوشع بن نون و کالب و یوحنا و هارونه و اینان موندن برای چیز.

بعیناً دارن فحش، فحش‌بری شروع شده بعد که حالا همه دارن رد میشن اینام دارن رد میشن دیگه.

تازه وقتی هم که رد میشن، نگاه کن ایناش مهمن.

وقتی داره رد میشن دوازده، میگن آقا ما از راه هم نمیریم.

باید دوازده راه باز باشه تا ما بریم.

دوازده راه باز شد تا اینا رفتن.

یعنی با حفظ موقعیتای چی بهشون میدن؟

حزبی شونو اینا ما بالاخره اینیم مثلا ترک ها از یه جا رفتن، دورا از یه جا [خنده]، خب.

یعنی این مدلی ان یعنی اسفات این مدلی رفتن.

لذا میخوام اینو عرض بکنم که [مکث] امروز خیلی افضله اتفاقا تا اون موقعی که دیگه همه پرده‌ها بیفته و اینا که پرده‌ها برای یه عده بازم نمیفته، میخوام اینو بگم.

ولی حالا بازم نمیفته توبه داره نه دیگه توبه نداره اون موقع.

دوره ظهور توبه نداره چونکه قرار بود-- برای همین دوره ظهور منافق نداره.

چونکه منافق کسی‌ست که این وسط وسطا داره میچرخه میره میان منافق یا این طریفه یا اون طریفه.

موقعیتیه که اینا وسط لا هست باید بمیرن.

باید وسط لا دیگه نمیشه خوابید.

یا بیا اینور بخواب یا برو اونور بخواب.

خدا باید دست آدمو بگیره در لحظات حساس این اتفاق [مکث] بر آدم نیفته.

خلاصه این یه [مکث] توسلی به حضرت که ما رو تو این بحران‌ها بفهمیم، راه رو بفهمیم و [مکث] متناسب با این باید ارتباط امامی خودمون رو با آسمان وصل کنیم.

ببین حالا من بهتون نشون میدم این سوره مجادله رو بیارین.

ببینید ما یه روح‌القدس داریم که اون خ-خ-خیلی خفنه.

نهی عن نا به روح‌القدس.

[مکث]، یه چیز داریم، یه روح‌المね داریم، خب.

اونم خیلی خفنه ولی به اون حد خفن نیست.

بعد- پونصد و چهل و- آها پونصد و چهل و پنج.

ببینید گرچه آیه رو دیدید ولی این چونکه بحث حزب‌الله و بحث ر-- ویژه بودنه.

ببینید ما هم فردمون عزیزان [مکث]، هم تشکیلاتمون باید ویژه باشه.

کما اینکه تو بهشت داریم یه درجه‌ای هست فیها الخواص.

توشون خواص هستن.

درة فوق دره تو اونجا.

اونجا یه، که یه جور دیگه‌ست.

اصلا مدلش یه ج-- گفتن فیها الخواص.

تو معجزۀ مهرجه ببینید توش خواص پیدا میشن.

اینا حتی بر اساس چیز حرکت نمی‌کنن، بر اساس بهشت و جهنم و شعبه بهشت و این چیزا حرکت نمی‌کنن.

اون حسش وظیفه شناسیه.

یعنی یک کار اَمانو میخواد درآره.

حالا بهش، بهش میدن بهش نمیدن خواجه خود روش بنده پروری دارن بهش، بهش میدن.

یعنی این سیب گلابی و حوری و خوردنی مردنی‌ها و این چیزا بهش میدن.

منتها البته اساساً بر اساس رضایت داره حرکت میکنه.

اصلا دنبال این چیزا نیست.

دنبال این حرفا نمیگرده و چنگی هم به دلش نمیزنه.

بهش بگین که آقا مثلاً اونجا یک حوریه نمیدونم مثلاً چی مثلاً الان.

دیگه اینو، این چنگی به دل نمیزنه.

میگن سیب گلابی نمیدونم اینجوریه.

خود اون حرکت براش مهمه.

خب.

مثلاً به یه نفر بگن آقا قله دماوند بیا برو مثلاً خود قله دماوند قشنگه رفتنش براش.

هزینه میکنه میره قله دماوند.

خود این، این رضایته قشنگه.

نه اینکه دنبال چیز دیگه‌ای بگرده.

برای همین است که این انگشت مویه که تو همینجوری نگه دارید.

سوره مویه که چرا اینو میگم که شما، ما مجبوریم آدم جی بشیم.

آیه هفتاد و دو صفحه صد و نود و هشت رو نگاه بکنید.

بعد میام این آیه رو بهتون نشون میدم.

که این بحث امامته.

حالا من نکته‌شو میگم رفتتش امامت و امت و فلان همه اینا.

این ویژه شدن هم باز من اینجا یه تذکری بدم.

بعضیا انقدر حرف ناامید کننده میزنن نسبت به مسیرهای خدا، تشکیلاتی که تو مسیر خدا داره میره.

مثلاً میگیم که آقا شما چهل روز مثلاً نماز شب بخون تغییراتی حاصل میشه.

یک سال شب بلند شو تغییراتی حاصل میشه.

بعد میگن [صدای باز شدن دهان] کی گفته تغییراتی حاصل میشه؟

نمیدونم بعد چرا تو اون نمیدونم فلان تغییراتی حاصل نشد؟

نه-- یعنی میبینید یک شیطانی به آدم میگه کی گفته تغییراتی حاصل میشه؟

بابا شما یه سال باشگاه برو تغییراتی حاصل میشه.

خب.

شما این قیافه مردان آهنی رو نگاه کن.

اصلاً یعنی باشگاه.

این قیافه رو نگاه میکنی یعنی باشگاه.

آدم باشگاه رفته.

چرا آخه فکر میکنیم آقا شما این نشانو بزن، مسیریارو بزن، مقصدو بزن، یه مسیر نشون بده.

کی گفته این مسیر من برم میرسم؟

شما به مسیریام همچین چیزی نداری، سوء ظنی نداری.

مع اینه که در قرآن داره در سوره احقاف "ذلكم ونكم الذي ظننتم بربكم ارداكم".

همین گمان بد شماست که کار دستتون داره میده.

آقا راه انسان کامل شدن اینه که "إن الليلة فصلت له بينه وبينهم" شب کلاً شروع شد نه.

ولی نه حالا چی میشه؟

خب برو دقیقاً یه سال برو این کارو بکن ببین ویژه یعنی می‌فهمی یه چیزی یا نه؟

متوجه میشی مثل عضله‌ی چیزه، تو یه سال برو باشگاه عضله در میاری یا نه؟

ببین بدن قوی میشه یا نه؟

و بارها به این کسایی که دعواها اومدن با ما حرف کردن.

اینایی که با ما دعواها اومدن تا قله اومدن، اینا هشتاد درصدشون دعواها نمی‌زدن.

آخه یه کاری رو مداوماً انجام دادند، زمستون اومدن، autumn اومدن، autumn اومدن بعد دعواها رو زدن.

خب همین اینا رو زودتر می‌وردی دعواها نمی‌زدن.

چرا یه همچین تصوری داریم؟

همین دو تا زندانی که میان، چیزه با حضرت یوسف میان تو زندان "ودخل السجن فتیان و دخل معه السجن فتیان" دو تا-- بعد میگن که ما خواب دیدیم و اینا.

یکیشون میگه که "اراني عشرة كوكبٍ" یکیشم میگه که "اراني اخمس فاقرأسي خبزاً تنكل الطیور منه" بعدش نکته میگن "نبئنا بتأویل هءلا نراك من المحسنين" تو آدم خوبی هستی باید خبر از آسمان قاعدتا داشته باشی.

بعد حضرت یوسف میگه چه ربطی داره؟

حالا من آدم خوبی‌ام که.

بابا مگه میشه کسی با خدا بشینه خبر از آسمان نداشته باشه؟

مگه میشه قرآن هی-- چرا بعضیا میگن قرآن یعنی شما رو آره بابا قرآن.

یعنی اگه بگم قرآن هدف نمی‌کنم راضی میشی مثلاً؟

وقتی خود قرآن میگه که "یهدی للتي هي أقوم" خب یهدي للتي هم قرآن اینجوریه.

آقای بهجت میگن می‌خواید به صورت امام نگاه کنید به قرآن نگاه کنید.

خودم فرض برید با یه استاد نمی‌دونم چی چی بشینه هی بشینه، بشینه، بشینه، همینجوری تو گرده با یه استاد مثلاً فلسفه، با استاد فقه.

شما یه سال بشینی تو گرده باهاش که می‌دونی یه چیزایی، چیزایی فهمیدی، ادبیاتش فهمیدی چی میگن، چی نمیگن، بلاد و اینا، اینا.

این یه چیز طبیعیه.

اون هی تشکیک، هی تشکیک، هی تشکیک به اینکه کی افتاده، یعنی آدم شب بلند شه مثلاً چی میشه؟

آراشت، نماز جهفری بخونه فلان میشه آروم میشه.

آروم، خیلی راحت آروم می‌شود.

اینا در حقیقت ویژه شدن‌ها باید طرف کارو ویژه بکنه.

اصلاً اون آیه‌ای که ما رو قرار-- امام قرار بدن که "ونرید أن نمن على الذين استضعفوا في الأرض ونجعلهم أئمة ونجعلهم الوارثین" این نجعلهم ائمة خیلی محتوا داره.

حالا بهتون میگم.

اینکه شما امام طرف میشه یا یه قومی میشه قوم امام، نه قوم اماما.

یعنی قومی که خودش امامه در حقیقت.

با الهامات داره پیش میره این قوم.

مبعوث اصلاً بعثت امت یعنی مبعوث میشه، مبعوث خوب.

شما مبعوث بد هم داری مثل بعض اشخاص، خب.

یعنی مبعوث بد هم ما داریم برای بد مبعوث شدن.

این مبعوث خوب میشه یهو می‌بینید میشه یک ملت الهام‌بخش برای همه ملت‌ها، برای همه امت‌ها.

میشه ملت الهام‌بخش.

از کجا تغذیه میشه؟

از آسمان، از آسمان بهتون نشون میده.

از آسمان تغذیه میشه و الهامات کار امام می‌کنه.

کار امام هم حالا فرقش رو با نبی و رسول اینا چون بحث شد میگم.

این ادبیات خاص رو قرآن کار امام می‌کنه.

یعنی میگم الهام می‌کنه، دستگیری می‌کنه.

ملتیه که دستگیری می‌کنه، امامه دیگه.

این.

هم الهامات بهش میشه هم دستگیری می‌کنه از دیگران.

دستگیری همون نفر دستگیری می‌کنن میگن امامی ان.

یا تشکیلاتی که دستگیری می‌کنن.

ببینید این میگم ویژه شدن در این آیه هفتاد داره "بسم الله الرحمن الرحیم".

شما می‌گید سوره ای "وعد الله المؤمنين والمؤمنات جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها ومساكن طيبة في جنات عدن" تمام.

خدا وعده میده بهشت و سیب و گلابی و خونه خوب و اینا.

دیگه مستأجر نیستی، خونه مال خودتو و این چیزا اجاره خونه هم نمیدی.

حالا تنقیص نکنم خیلی خوبه‌ها اینا.

یعنی اینجوری نیست که مثلاً حالا بگیم یه چیز شبیه یه چیز دنیا.

نه "يا قوم تبة drin الأرض غير الأرض والسماوات" یه چیز دیگه‌ست.

ولی بالاخره جنسش اینه.

بعد میگه "ورضوان من الله اكبر".

رضوان یه چیز دیگه‌ست.

بعد میگه "ذلك هو الفوز العظيم" اینه فوز عظيم.

خب.

اینایی که تو رضوان می‌چرخن و تو فضای رضوانن.

حالا "رضي الله عنهم ورضوا عنه راضية مرضية" حالا اینا خودش دوام و ثبوتش فرق داره با هم دیگه.

این‌ها تأیید میشن، تأیید به روح.

خب.

ببینید در اینکه "لا تجد قوما يؤمنون بالله" برگردید مجادله رو "لا تجد قوما يؤمنون بالله واليوم الآخر" صفحه پانصد و چهل و پنج.

کسایی که ایمان به خدا و آخرت دارن "يوادون من حد الله ورسوله" اینا مال با کسی که محدوده‌ش رو با محدوده دین فاصله گذاشته، اینا با اون معاده می‌کنن.

داره معاده می‌کنه.

این هرگز این کارو نمی‌کنه.

اینا معاده نمی‌کنن با کسی که محدوده‌های رو، محدوده‌ش رو از محدوده خدا جدا می‌دونه.

مسیر خودشو از مسیر خدا جدا می‌دونه.

ولو کانوا آباؤهم أو أبناءهم أو إخوانهم أو عشيرتهم.

چه می‌خواد آباش باشه، ابناش باشه، اخوانش باشه، عشیره‌ش باشه.

براش خدا مهمه.

بعد میگه أولئک كتب في قلوبهم الإيمان.

این ایمان یادداشت شده تو...

كتبه ثبت شده، حجاری شده و أيدهم بروح منه.

این با یه روحی از جانب خدا این تایید میشه.

یعنی دارن از بالا اینو هی تاییدش می‌کنن.

این مؤیده، مؤیده بروح القدس، مؤیده به روحه.

ويدخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها رضي الله عنهم ورضوا عنه.

اینا آدم ویژه‌ای‌اند.

خدا از اینا راضیه.

اینام از خدا راضی‌اند.

یعنی تو بحث سیم گلابی و خونه و این چیزا و مولی مولی و اینا نیستن.

اصلاً بحثشون اینا نیست.

خب.

دارن اینا حزب خداند.

أولئک حزب الله.

خب.

اینا حزب خداند.

یعنی کار خدا رو می‌خواد جلو ببره.

کار امامو می‌خواد جلو ببره.

کاری به این کارا نداره که حالا مثلاً پولشو میدن، پولشو نمیدن.

مثلاً [مکث]، منو تقدیر می‌کنن، به من، منو تقدیر نمی‌کنن از من.

پول بدی میان، پول ندی...

اصلاً تو این فازا نیستن.

یه دغدغه‌ای دارن، اون دغدغه‌شون دغدغه خداست و راه خدا.

اونو می‌خواد جلو ببره.

این وقتی که به اینجا می‌رسه می‌شه حزب الله.

أولئک حزب الله ألا إن حزب الله هم المفلحون.

یه عده‌ای هم هستن مثلاً حالا مثل همین ائمه، تو انبیا میگم اینا چون مراتب تشکیکی داره.

تو انبیا ما تایید به روح القدس داریم چونکه حالا حضرت عیسی اصلاً مدله به دنیا اومدنش اصلاً روحه.

خب.

مدالش- آقا این که شرط مقام به انسان رسیدنه صرفاً اون دوری از هسته‌هایی که دشمن خدا هستند یا اون دشمن خدا هست یا کار دیگه ای هم باید بکنه؟

نه داره، یعنی نه داره معاده می‌کنن.

مبادله می‌کنه یعنی چی؟

یعنی تمام سرمایه [سرفه]، ببینید ود به معنای، بنده به معنای اظهاریه که مطابق با اونه، مبادرت عملیه.

یعنی اون کار رو داره می‌کنه میاره پای عمل می‌ذاره که خدا می‌پسنده اینو.

ولی خدا می‌پسنده.

من یه موقعی گفتم به آقای شهید گفتم که من چیز امام زمان نمیشناسم.

گفتم به آقا گفتم که آقا من امام زمان نمیشناسم.

ندیدم شایدم دیدم نمی‌دونم ولی ندیدم.

نمی‌شناسم.

شما رو می‌شناسم.

گفتم من اگه کاری شما بگید از رو این صندلی تلقی می‌کنم ها.

درسته یا نه؟

ایشون سرشون به علامت تواضع و قبول انداختن پایین.

گفتم من که، من الان شما رو می‌شناسم.

شما میگین این کار باید بشه منم میرم اون کارو انجام میدم.

خب.

بعدش هم [سرفه] این روی این صندلی هستید و می‌گید عملاً.

گفتم آره درسته دیگه.

لذا من باید برم اون کارو دربیارم از آب.

آیا این برای همه مردمه؟

نه، ولی برای جایی که می‌خواد طرف امام شه آره.

شبش اونجوریه.

ببینید اون باید کسی باشه که تو ج-- دفعه‌های قبل هم گفتم، اون پروژه آخر سوره انفال رو باید کسی که، کسی یا تشکیلاتی در بیاد که سیماهم فی وجوههم من اثر سجود.

از بس که با خدا شب می‌شینه چهره‌ش می‌درخشه.

معلومه که با خدا می‌شینه.

با خدا زیاد می‌شینه.

خب.

گفتم اون پروژه رو این آدما درمیارن.

خب.

چون اون پروژه هو الذي أرسل رسوله بالهدى ودین الحق ليظهره على الدين كله وكفى بالله شهيدا.

خب آیه یه دونه مونده به آخر، آخر سوره معركة فتح اینه.

بعد میگه خب اینو کی انجام میده؟

میگه محمد رسول الله.

[هم پوشانی گوینده ها] اونا انجام می‌دن.

یه آدم سرسختی، وضعیتش مشخصه.

أشد على الكفار رحمة بينكم.

تعیین تکلیف کرده با خودش.

گفت من راه خدا رو بخوام اعلام بدم، راه ولی خدا رو هم بخوام جلو ببرم.

من کار دیگه‌ای هم ندارم.

با کسی دیگه‌ای هم که اینو می‌خواست زیر و رو بزنه من هیچ کاری ندارم.

هیچ مباده‌ای با این ندارم.

حالا هر کاری می‌خواد، هرکی بخواد باشه.

خب.

این شرط رضوانه.

این شرط رضوان آره رضي الله عنهم.

شرط تایید به روحه.

حالا بعضیا رضي الله عنهم و رضوا عنه، بعضیا راضیتن مرضیه.

این میشه می‌دونید که [سرفه] فعل میشه اسم دوام و ثبوت پیدا می‌کنه.

یعنی تو خود رضوانم چیز داره- مراتب داره.

مراتب داره.

تایید اینجا مثلاً تایید اون مراحل ممکنه با روح بالاته.

تا میایم حضرت عیسی تاییدش به روح القدسه دیده، دیده باشه.

اونم به دلیل اینکه چون باید زنده بکنه جزء حالا اون بحثی هست، جزء امت خطمیه خودش برای همینم رفته آسمان.

می‌دونی که همین الان تو، به قول معروف تو آسمانه.

اینی که یعنی متوفی که و رفع و کرد در علوم هم توضیح داده روایت‌ها هم زیاده.

نه اینکه مردی.

نه، الان تو آسمانه با حضرت یحیی پسر خاله‌ش.

و اینم حضرت یحیی و حضرت عیسی مجموعه یه کوپلین.

یعنی به هر حال چون تو قرآن در روایت یه کوپل مهمین اینا.

می‌دونید که حضرت یحیی این اسمو خدا میگه "لم تجعل له من قبل smia" اصلاً این اسم قبلاً نبود.

اون چون که روح روح اللهه، یحیی زنده می‌شود و یحیی معنیش اینه.

یعنی زنده می‌شود.

این روح از هر جایی بگذر زنده-- برای همین هی فوت می‌کرده و همه چی زنده، مرده زنده می‌کرده و پرنده چیز می‌کرده.

روحه دیگه.

یه بحثی ما داریم به نام ترابون جسم.

ترابون جسم یعنی جسم خیلی روحانی میشه.

یعنی جسمش می‌درخشه یا مثلاً رفته رفته ممکنه تو جسمش یه اتفاقی بیفته.

مثلاً یهویی یه فواصلی رو ببینه یا فواصلی رو بره یا مثلاً یه قرآن خط کنه تو ده دقیقه.

خب.

یعنی جسمش رنگ روح پیدا می‌کنه.

خب.

برای همین حضرت عیسی می‌دونید که کل مدت حملش هفت ساعت بوده.

خودش هم همینجوری بوده.

یعنی جبرئیل روح و جثه رو با هم داد دیگه.

آیات قرآن هم همین رو نشون میده که تا نفخ جبرئیل انجام شد "فحملت فانتبت به مكان قصدین فعجاهات مخاض" تا رفت درد زایمان گرفت.

یعنی مدل حضرت عیسی به دلیل کاری که قرار بکنه در این عالم مدلش روحه بیشتر.

برای همین عیسی روح الله ما بهش میگیم.

حضرت عیسی تو ادعیه و فلان اینا بهش میگن روح الله.

این "یدعوا روح القدس" هم فقط راجع به حضرت عیساس.

خب که خیلی بالاست.

حضرت عیسی جاش خیلی بالاست.

خب یعنی حالا بقیه بعضیا رفتن دیدن حضرت عیسی رو حتی.

اینجا آسمان زبان‌هاست و آسمان چطور درست میگن؟

یه چیزیه واسه خوده.

آسمان الهانه و مثلاً تو اون آسمان مثلاً زبان ع-عطارده در حقیقت اونجا.

تو فلک عطارده.

بعد اونجا حضرت اونجا هست دیگه.

حضرت یحیی.

حتی ائمه ما هم خب رفتن اونجا.

آقای چه میگن بوده اونجا آقای اخشناس.

مثلاً با همه زبان‌ها حرف می‌زده آقای اخشناس.

اینجوری بودن.

مثلاً پشت هر زبونی ومیوفتاد با همون زبان حرف می‌زده.

[سرفه] و این توی ائمه ما هم این هست دیگه.

مثلاً مفضل میاد یهویی دیدم که چیه؟

دیدم حضرت دارن با یه زبونی دعا می‌کنن و مثلاً من اون رو نمی‌فهمم چیه، چی دارن میگن.

بعد مثلاً چی رو هم گفتن این دعای بود مثلاً الان یادم مثلاً حضرت الیاس بوده و زبانشون suryani مثلاً اونو مثلاً دارن می‌خونن.

آقا با موجودات با زبان خودشون حرف می‌زدن.

اینا مال همینه.

طرف اومده یه چیزی داده برای حضرت، حضرت گفتن که این مذکا نیست.

بعد گفته من مسلمون خریدم.

بعد راوی میگه دیدم حضرت به کلام لا اعرفه یا یه چیزایی گفت من نمی‌فهمم چی میگن.

از خود این گوشته سؤال کردن که مثلاً [خنده] وضعیتت چجوریه؟

گفت من مذکا نیستم.

خب.

انداخته بود جلو سگ مثلاً.

حالا ما هم عرض بکنم این حالا گفتم برای اینکه بگم لا عرف چیزهای بعیدی نیست.

شما اینی که تو قرآن هم میگه مثلاً هی "برفع الله الیه" مثلاً کشیدن بالا بردنش تو یه جای دیگه‌ای مثلا حضرت عیسی رو.

خب اون ترکیب از حضرت مریم با اون وضعیت و با اون چیز و با اون عبادات و با اون رزق و چی و اینا.

بعدش خب یه [نفس عمیق] تولد عجیب غریب با نفخ و مثلا همه اینا مجموعاً یه آدمی دراومده روح داره جسم داره ولی بیشتر روحه.

یعنی روحش-- انقدر قدره تو روح که تو جسمش تاثیر میذاره.

بعد این کسایی که مثلاً ما دیدیم تو بزرگانمون، علمامون مثلاً طرف یه ساعت می‌خوابن.

چون روحش قدره دیگه.

اونجوری روح نخوابه بدنش هم نمی‌خوابه.

روحش قدره، روحش قدره.

من یه استاد دارم که هفته‌ای یک ساعت می‌خوابه.

هفته‌ای یک ساعت می‌خوابه.

روحش قویه دیگه.

حالا من اصلا نمیگم قابل تقلید نیست ولی روحش قویه.

چون روحش قویه بدنشو می‌کشونه.

نه سرش درد می‌گیره نه فلان نه.

روحش قویه.

خوراکم داره انقدر.

مثلاً از گنجیش غذا نمی‌خوره.

هفته‌ای یک ساعت می‌خوابه.

حالا اینو میخوام بگم البته قابل تقلید یعنی نمیخوام بگم کسی تقلید بکنه.

ولی روح اگر قدر بشه تاثیرات خودش رو تو جسم میذاره.

تو مبانی حکمی سر جاش مفصله همه اینا.

مبانی حکمی هم داره اینا سر جای خودش.

پس این تأییدات که طرف باید تأیید، اون امت باید تأیید بشه.

امام کسی بیاد تأیید بشه.

بعضیا می‌پرسیدن امام یعنی چی؟

امام اصلاً یعنی همین.

امام یعنی کسی که حالا فردشو میگم بعد امام میانی هم بهتون میگم.

این سوره مبارکه چیه؟

سوره مبارکه سوره مبارکه انبیا.

هفتاد و سه بیارید.

سوره مبارکه سجده هم بیارید.

سوره مبارکه انبیا صفحه سیصد و بیست و هشت.

برای همین بوده که از پایین تو شکم مامانش با مامانش حرف می‌زده دیگه.

قرآن از فنادا من تحتها الا تحزنی que جعل ربکه تحت کثرییا.

میگه ما یه آقایی هستیم.

خب الان بعدش میگه قال عینی عبدالله.

اینی که مثلاً شنیدید حضرت زهرا مثلاً امام حسین باهاشون تو شکم حضرت زهرا توی، با حضرت خدیجه صحبت می‌کردن در شکمشون.

چه عجیبیه!

قرآن داره.

حضرت عیسی ما داریم که داریم.

فنادا من تحتها الا تحزنی que جعل ربکه تحت کثرییا.

دیگه بالاخره.

حالا البته تو مدل تولد حضرت عیسی، حالا اینو گفتم این نکته رو بگم، نکته کنکوری تولد حضرت عیساست و آن اینکه وقتی که می‌ترسه فتمثل الله بشر انسانیا، می‌ترسه از حضرت جبرئیل نمی‌دونه.

این یه تمثله.

اول تمثل چیزه، می‌بینه اولش متوجه نمی‌شه این تمثله.

فکر می‌کنه یه واقعیت یعنی واقعیت تجسدیه.

اولش متوجه نمی‌شه بعدش متوجه می‌شه.

بعد میگه قال عینی اعوذ برحمن رحیم که ان کنت تقیا، می‌ترسه.

بعدش همون موقع جبرئیل آرامش می‌کنه که چیزه، که من اومدم انا رسول ربک لاهل لک غلاما ذکیا.

من اومدم یه بچه پاکی بهت بدم و فلان اینا.

متوجه می‌شه ترسه آروم می‌شه.

داریم که اگر در همون حالت ترس عیسی رو بچه دار می‌شد عیسی بدخلق می‌شد.

یعنی مادر باید در حالت کاملاً آرام بچه دار بشه.

او همون چیزا مهمه.

همون لحظه عقد سه و فلان اینا.

در توصیه کردنی، توصیه‌های اون، اون مدلی داریم چیه؟

حالا البته این بچه مثلاً حالا گناه نداره یهو کج خلق شده‌ها ولی جزو چی بش قرار می‌گیره؟

جزو ارزشمندش قرار می‌گیره.

ولی خلاصه باید این‌ها هم جزو چیزاییه که میگن رعایت بکنید.

یه آدمی خواستید رعایت بکنید.

من گفتم صفحه چند؟

سیصد و بیست و هشت.

صفحه سیصد و بیست و هشت.

یکصد و چهل هم تمومید.

آها.

سوره مبارکه سجده رو هم بیارید.

بله.

چهارصد و پانزده.

سوره مبارکه انبیا رو نگاه بکنید.

در سوره مبارکه انبیا- کدوم آیه؟

آیه هفتاد و سه.

در آیه هفتاد و سه، خب قبلش ما چی داریم؟

ذکر حضرت ابراهیم رو داریم و یه سری انبیا رو باز در قبلش داریم به جز حضرت ابراهیم و اینا.

یعنی میاد سراغ انبیا و به خصوص حضرت ابراهیم.

بعد انبیا رو که میگه، تو آیه هفتاد و سه میگه این آیه بسیار مورد توجه علمای تواتر آیه قرآنه.

تو روایات ما هم به این آیه خیلی اشاره شده.

بعضی از آیات بهش میگن قرآنه.

در حالت قاعده داره، تابناک خیلی، خب خیلی آیات چیزی‌اند.

برای اینکه جعلناهم، هم یعنی کی؟

اینو انبیا.

ائمه تن.

ببینید رسول هست، نبی هست ولی شأن امامت یه چیز دیگه است.

خب؟

نه اینکه اگر طرف امام، رسول و نبی نیست.

نه، امامت یک جایگاهه، یک ویژگی‌ای داره امامت که اتفاقی که براش می‌افته اینه.

یهدون بامرنا.

اولا اینا هدایت می‌کنن بامر ما.

این بامرنا، حالا من آیاتشو میگم خودتون برید ببینید.

بامرنا دو تا معنی داره.

یکی بامرنا یعنی به دستور ما.

امر در قرآن، انگشت مبارکتم در همین جا نگه دارید.

این اصل انگشته یعنی.

سوره مبارکه یاسین رو بیارید، آیه آخرشو.

صفحه چهارصد و چهل و پنج.

نگاه کنید [مکث]، آیه هشتاد و دو، هشتاد و سه رو ببینید.

دارد انما امره اذا اراد شیئا ان يقول له کن فيكون.

امر خدا اینجوری است که یه چیزی میگه باش، می‌باشد.

این امر خداست.

بعد میگه فسبحان الذي بيده ملكوت كل شيء.

یعنی لكل شيء ملكوت، اون ملكوتشو میگن امر.

خب؟

این تو بحث آیه خلق و امر هم این سر جای خودش هست.

الا الله الخلق والامر.

این بحث خلقیش نیست، بحث امری‌شه.

بخش ملکوتی‌شه.

خب؟

که اینو ملكوتشو می‌گیرن، می‌کشن، ملكوتشو بگیرن بکشن خود طرف میاد.

خب؟

اینی که یکی از بحثای جدی‌ای که وجود داره تو مسیر خدا، که اینا مجموعه الهاماتیه که به طرف می‌شه، میگم سر در میاره از ملكوت.

اصلاً سر در نیاره عجیبه.

خب؟

اینکه میگن فلان، میگن zur la ملكوت سماوت، چرا به ملكوت نگاه نمی‌کنن؟

چون نظر به ملکوت نمی‌کنه.

ببینید ما انقدر سطح کارو پایین گرفتیم که یا توقع از خودمون رو انقدر پایین گرفتیم که مثلا دو تا جدول ضرب یاد بگیریم میگیم ریاضی‌دان.

دیدین؟

آقای مهندس مثلا [خنده] ریاضی‌دان.

این آقا این که ریاضی‌دان نیست که.

این حالا یه دو تا جدول ضربه الان این فعلا.

خب سطح کار انقدر بالاست و قرآن انقدر شوق درست می‌کنه که شما بیای پایین خدا رو شکر می‌کنی‌ها ولی این که نشد.

مثلا حالا فکر می‌کنی الان نه باید با طرف، با ملائکه بشینه فلان بشه حالا آتشم بهتون نشون میدم انشاالله.

ببینید "فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمَلَكُوتُ" کلشه.

ملکوت طرفو می‌گیرن می‌کشن.

غیر اینکه هدایت به امر می‌کنن یعنی هدایت به فرمان و دستور می‌کنن، [زنگ موبایل] اگر طرف قابلیتشو داشته باشه چیکار می‌کنن؟

مقام امر و ملکوتشو می‌گیرن می‌کشن.

حالا الان ممکنه بگید به من چه ربطی داره به امام ربط داره.

نخیر بعدا یواش یواش می‌بینید به ما هم ربط داره.

"وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ" برگردید صفحه اون سیصد و هشت.

"وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ".

نمیگه "وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ أَنْ افْعَلُوا الْخَيْرِ".

نمیگه ما وحی کردیم که برو خیر انجام بده.

نه، فعل رو میذارن تو کاسه‌ش.

چرا؟

چون ملکوتشو گرفتن.

نه "وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ" که برو یه کاری رو انجام بده.

حالا میره انجام میده یا نمیره انجام بده.

ببینید کسی که الان ملکوت دست من، روح منه.

خب؟

روح من میخواد دست بلند بشه بلند میشه.

روح من که به دستم فرمان نمیده که بلند شو بعد این بگه نه حالا ببینم باید برم از مامانم اجازه بگیرم بعد بلند شم.

اینجوری که نمیگی که.

این ملکوتش یه جای دیگه‌ست.

خب این تصرف تو ملکوتشه دیگه.

برای همین اگه دسته بلند نشه این سندروم دست بی‌قراره.

خب خودش داره حرکت‌های اینجوری، اینجوری انجام میده.

ولی من که یه آدم چیزی هستم که ملکوت دستم به روحم توجه داره، خب من اصلاً مقاومتی نداره دست من تو این چیزا.

برای همین هست که گفتن که مرتبه روح مؤمن از مرتبه بدن ما خلق شده.

یعنی ما مثلی که تو بدن خودمون تصرف می‌کنیم تو روحش تصرف می‌کنیم.

یعنی اصلاً قرار نیست او فکر بکنه.

اصلاً مسیر فکر، می‌دونید که مسیری‌ست که برای هر چقدر برید بالاتر قفل‌تره.

قرار نیست طرف فکر کنه.

قرار است به طرف بگن.

یعنی هر چقدر میره بالا به مرحله بی‌فکری می‌رسه.

آدم بی‌فکری.

[خنده] یعنی اونجا بهش میگن چیکار بکنه.

ما اینو بارها از آقای جاودان شنیدیم.

هرچی بهش میگن، میگن آقا ما باید ببینیم بهت چی میگن.

کی میگه؟

امام میگه.

امام باید بهت بگه چیکار باید بکنی وگرنه دچار سندروم دست بی‌قراری، دچار سندروم مغز بی‌قراری.

خب؟

یعنی هی فکر می‌کنی اینور، هی اونور فکر می‌کنی اونور.

فکر، فکر، فکر، فکر اینا.

خب؟

در صورتی که مرتبه روح مؤمن از مرتبه بدن امام خلق شده.

اگر این هی پالایش بشه، پالایش بشه امام تصمیم می‌گیره که این چیکار بکنه و اون این کارو می‌کنه.

خب؟

و اون کارو می‌کنه.

یعنی اینجوری نیست که اون فکر می‌کنه که.

اگه داره فکر می‌کنه چیکار کنه هنوز تحت تصرف امام قرار نگرفته.

دقت می‌کنید؟

این وحی فعله، نه وحی عن ف-- عن فعل.

یعنی خود فعل رو میذارن تو کاسه طرف که انجام بده.

"وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ" همونجوری که رابطه خدا با اینا اینجوریه که فعل رو میذاره تو کاسه، رابطه اینا هم با شيعیانشون اینجوریه فعل رو میذاره تو کاسه.

همین یه-- گفتن يهْدِ قَلْبَهُ.

يهْدِ قَلْبَهُ.

خب مسیر فکر حتی برای همه انبیا قفل بوده.

انبیا فکر نمی‌کردن که.

انبیا که فکر نمی‌-- ببینید فکر نمی‌کردن منظور این نیست که این اون اطلاعات عملیات نمی‌دونم چي چي رو انجام نمی‌دادن، نه همه اینا رو انجام می‌دادن.

ولی اون مسیرهایی که می‌خواستن برن که فکر نمی‌کردن.

مثلا با یه برنامه‌ریزی مثلا من اومدم مثلا پیغمبر شم مثلا.

برنامه‌ریزی می‌کنی که پیغمبر شی.

برنامه‌ریزی می‌کنی که-- اینو بهش گفتن که برو، بیا، بشین، این کارو بکن، اونو-- این قشنگه این؟

این مدلش.

به آدم بگن چیکار بکن.

نه به آدم بگن چیکار بکن.

ببینید اون کارو طرف داره انجام میده.

کی تصمیم گرفته؟

طرف جوگیر می‌گفت خب کی ما رو هل داد؟

خب.

یه گروهی اومدن از ما پرسیدن که حالا نمی‌خوام بگم من، ما آدم‌ها منتها اینا این وحی و الهاما هستی برای همه‌مون.

گفتن که آقا شما برای چی رفتین اون روز؟

گفتم دروغ بگم یا راست بگم؟

گفتن اول دروغ بگو.

گفتم خب نیازهای نمی‌دونم چى چى اینجوری بوده و اینا میشه فهمید چه کاری کردم.

حالا راستشو می-- گفت دلم خواست.

راستشو.

دروغش همین چیزا، همین حرفایی که هست نیاز جامعه میشه منبع کفایه و واجب کفایه و اینا راست دلم خواست.

یه موقع چشمام کردم تو وسط حوضم.

اینجوریش چی بگم دیگه.

اینجوریش مسیر به اوحای نائل فی علی الخیرات.

موعد اقام الصلاة ایتاء الزکوة کام لنا عابدین.

خب بعد حالا اقامه صلاة ایتاء زکات خودش ماجرا عمومیه تو hvert.

بیارید سوره مبارکه سجده رو آیه بیست و چهار.

تو سوره سجده راجع به انبیا صحبت نمی‌کنه.

راجع به آدم خفنا صحبت می‌کنه.

آدمایی که اهل چی‌اند دیگه؟

اهل شب و سحر و سجده و اون آیه معروف شونزده و اینا دیگه.

شونزده، هفده سجده راجع به ایناست.

راجع به اصلا انبیا نیست.

خب؟

راجع به انبیا و رسل نیست.

راجع به آدمای ویژه.

حالا گفتم توی قرآن هم میاد به تشکیلات ویژه مد نظرش.

یعنی تربیت فرد در تشکیلات، تربیت فرد در جامعه.

دفعه پیش هم عرض کردم واقعاً کمکی که اجتماع مومنانه به آدم‌ها می‌کنه، هیچی به آدم نمی‌کنه.

تو هر چیزی.

محیط مناسب فلان.

آقا طرف میخواد بره باشگاه موسیقی، باشگاه باید متناسب باشه با تمرین.

مثلا تو باشگاه، یه باشگاه شما برید تو ابوعطا مثلا بخونه در نظر بازی مااا، این اصلا [خنده] وزنه کسی با این می‌زنن.

این کتاب خوندن هم نه، باید بره منقل بخوابه [خنده] این دیگه موسیقی مربوط اینه.

یعنی خودشم می‌فهمه.

مثلا احتیاج نیست به کسی بگن که اون موسیقی اشکال داره.

خودت می‌فهمه این موسیقی اشکال داره.

با این موسیقی نمیشه وزنه زد.

[خنده] موسیقی‌ش میشه یه موسیقی خاصی.

روابطش یه روابط خاص.

فیلمی که می‌بینه یه فیلم خاص.

ارتباطاتش یه ارتباط.

کی میگه؟

اصلا لزومی نداره کسی به آدم بگه.

اون خود اون مسیر به آدم میگه.

این درست نیست، این درسته.

خب؟

خیلی چیزاشو آدم خودش باید بفهمه.

اون کسی که به همون مقدار فهم و شعورش داره ندای مثبت میده، من اینو بارها گفتم، خودمون از آقای جوادی شنیدیم.

ایشون خیلی تاکید می‌کرد.

از آقای جوادی اون حفظه الله شنیدیم.

بعدشم رفتیم دیدیم نه روایات مفصله.

ما اوایل طلبه بودیم.

ایشون می‌گفتن که تو روایت داره آقا استفت قلبک.

از دفتر استفتائات قلبت سؤال کن.

چرا هی میری از دفتر استفتائات سؤال می‌کنی؟

آقا من اگه اینو اینجوری بکنم، اونجوری بکنم، میگم تو بالاخره میخوای انجام بدی، میخوای ندی.

میخواد یه حرامی رو انجام بده.

داره توجیهات-- یعنی میخواد ربا بخوره الان با یه سری حیله شرعیه.

میگم بابا تو میخوای ربا بخوری دیگه.

ربا چرا گول می‌زنی؟

چرا خودتو گول می‌زنی؟

چرا-- تو الان اینی که داری انجام میدی رباعه.

حالا برداشتی یه معامله رو تبدیل کردی به دو معامله و با دو معامله گفتی این موبایل من مثلا یه میلیارد به شما میدم از شما یه میلیارد دویست می‌خرم.

خب قیمت موبایل یه میلیارده.

خب تو می‌خواستی یه میلیارد وام بگیری یه میلیارد دویست بدی به طرف دیگه.

اون که ربا قرضی حرام موکده.

خب؟

خواستی اینقدر پول بگیری اینقدر پول بدی.

خب رباعه.

برداشتی اینو تبدیل کردی به دو تا معامله تبدیل کردی.

ببینید امام تو کتاب البیع سر تنی میشوره از اینجور آدما.

میگه شما مسخره کردی اینو.

خب اگه اینجوری بود پیغمبر یاد میداد با یه دستمال همه این چیزا حل میشد.

انقدر جنگ با خدا و فلان و بیسار.

خب اگه میشد این کارا رو کرد خب پیغمبر یاد میداد این کارا رو.

حالا یه ظرفیتی که تو بلدی استفاده بکنی فلان که معاملاتو بپیچونی که خودت می‌فهمی اشکال داره نکن دیگه.

خب؟

همونجوری که امام همین مثال اصحاب سبط رو می‌دند.

همونجوری که اونا می‌فهمیدن بابا به شما گفتن شنبه نگیر دیگه.

[سرفه] خب؟

بعد تو رو انداختی حوض، چرا باز کردی اینو فرستادی تو اونجا اینا.

بعد میگی خب شنبه نه، یه دونه حالا یه شنبه می‌گیرم.

خودت می‌فهمی داری مسخره بازی درمیاری.

پس این بزینه بازی‌ها نتیجه‌ش هم میشه بزینه شدن.

خب؟

طرف میشه بزینه اون موقع.

کن قرن دهم خاصه.

داری بزینه بازی درمیاری، جزاش هم میشه بزینه.

مسخره کردی.

آقا استفت قلبک.

اگه دفتر استفتائات قلبت فهمیدی، بعد شما که شب بلند میشی اینا دفتر استفتائات قلب اصن بازه، بازه.

شما اونجا اینو تست بکن.

بعدش اینجور آدم از توشون امام در میاد.

از توی اینا.

ببینید بعد که داره تجعف جنوب مواجه فلان اینا که من یه موقع هم گفتم این عبارتو آقای شهید گفتن که تجعف اینو از قول من به جوونا بگید.

گفتم آقا نماز شب بگم شما، شما بهشون گفتید نماز شب بخونن؟

گفت آره.

بگید نماز شب بخونن اگر نخوندن بگن من بیعرضه ام.

خودشون به خودشون بگن بیعرضه اند.

بعد این داره فلات علی نفس معوقه الغم قرتعین جزام کان يعملون.

هیچکی نمی‌دونه خدا چی پنهان کرده برای این آدم.

افمن کان مؤمناً كمن كان فاسقاً.

مؤمن می‌خواد [سرفه] حالا چون آیه پونزده‌ش سجده داره من چیز نمی‌کنم.

ولی آیه پونزده نشون میده که اینا چه کسایی بودن، چه جوری بودن، چه جوری اهل چه کارایی‌ان [مکث]، از پلتفرم‌های تقرب چه جوری استفاده می‌کنن.

خب؟

که سجده کن و مقدم شو.

این آیه پونزدهم آیه سجده داره، به همینه.

بعد این که درست میشه، آیه بیست و چهار رو نگاه بکنید.

میگه و جعلنا منهم اینجا نمیگه جعلناهم.

[سرفه] میگه از تو اینا باز دوباره یه سری گل سرسبد ما داریم که تو اینان ائمهً يهدون امرنا.

اونا هم همینجوری.

اونا هم امامی‌ان که دارن ملکوتی جامعه رو می‌گیرن هدایت می‌کنن.

یه فرمایشی دارن آقای شهید راجع به امام خمینی خیلی عجیبه.

میگن امام توکل خودشو مثل خون تو رگ‌های ملت می‌کرد.

یعنی مجبور می‌کرد مردم متوکل باشن.

مجبور می‌کرد انگار.

خب مثل خون توی رگ‌ها.

این امامه.

خب؟

امامیه که با حرفاش [سرفه] داره شوق ایجاد می‌کنه، استقامت ایجاد می‌کنه.

او حرفی که می‌زنه حرفه اینجوری نیست که حرفه از دهن در میاد میره تو گوش.

حرفه از قلب در میاد میره تو قلب.

حرف از قلب در میاد میره تو قلب.

خب؟

یعنی قلب رو متأثر می‌کنه.

يؤمن بالله يهدى قلبه.

قلبش هدایت میشه، مرکز فهمش هدایت میشه.

يهدون امرنا لما صبروا وکانوا بآياتنا يوقنون.

به خاطر چی؟

به خاطر پایمردی وکانوا بآياتنا يوقنون.

به خاطر اینکه مدتی روی یقین و آیات حرکت کردن.

این کان و يوقنون می‌دونید که اینا میگن انقدر چیز استمراری، ماضی استمراری.

کانوا بآياتنا يوقنون.

یعنی مدتی روی یقینی که پیدا کرده بودن بر اساس یقین همینجوری مدت‌ها با یقین حرکت کردن [مکث] و بعد پایمردی کردن، صبر کردن، استقامت کردن.

این کسایی که اینجوری کردن اینا میشن امام.

جوامعی که این کارو می‌کنن میشن جوامع امام.

یا اون آدم میشه یا اون جامعه میشه که اصلا امت با امام شکل می‌گیره.

من یه فرق امت قوم رو یه کوچولو بگم و بعد بریم یه سری آیات دیگه نگاه بکنیم.

انشاالله تا جلسه بعد.

ببینید قوم که قرآن خیلی هم روی این واژه تاکید می‌کنه.

إن الله لا يهدي قومًا إلا يهدي قوم.

هی قوم رو میاره وسط.

شبیه ایران می‌مونه مثلاً ما-- مثلاً ایران، خب؟

از این پایه شروع می‌کنه از پایه ایران، خب؟

که قوم‌هایی که باید هدایت شن، قوم‌هایی که اینجورین، قوم‌هایی که حالا آیاتش زیادن.

schematics بگم چیزا رو.

بعد معنی قوم رو گره می‌زنه به معنی امت.

یعنی چی؟

قوم، امام لازم نداره.

قوم، قومه.

باید این رابطه‌ی در حقیقت امامت که می‌خواد شکل بگیره بشه امت امامت.

یعنی رابطه‌ای که با امامش داره برقرار می‌کنه.

حالا قبلش مثلا قوم بنی‌اسرائیل، قوم ایرانیان.

اینا قوم‌اند.

درسته اینجا اومده ولی هنوز دارن تو محدوده‌ی ایران دارن و ایرانی و ایران هویت ایرانی.

اگر بخواد بیاد بالاتر هویتش بشه امتی.

هویت امت امام پیدا می‌کنه.

خب نه اینکه این هویت رو پیدا بکنه هویت قبلی یعنی ایرانی دیگه نیستا.

این مضمحل تو اون چیزش میشه، تو هویت امتیش میشه.

یعنی دنبال امام هست دیگه.

اخوت شکل می‌گیره به دلیل امام.

چون امام پدری می‌کنه.

این میشه پدیده امت امامت.

از کجا شروع میشه؟

از قوم شروع میشه.

ولی به این پدیده کشیده میشه [مکث]، که اون موقع پس شما پدیده‌ای به نام امامت رو باید بدونید.

پدیده امامت، پدیده آدم خفن‌های ویژه مقام رضا یا تشکیلاتی که تا اینجاها میاد بالا و بعد هدایت‌های این مدلی توش وجود داره.

هدایت‌های به امر وجود داره.

هدایت تشکیلاتیش اینجوری انجام میشه.

نه اینکه فرمان نداره.

يهدون امرنا داره، فرمان هم داره.

ولی مهم‌تر از فرمان ملکوتی داره.

امام یهو میگه پاوه باید آزاد بشه، تمام.

اصلا کسی نمیگه چرا؟

چه جوری؟

دیگه امام گفته پاوه باید آزاد بشه، تمام.

میام آزاد می‌کنیم.

بعد خرمشهر یاد take می‌کنم خودم، امام میاد خرمشهر رو خدا آزاد کرد.

خرمشهر رو خدا آزاد کرد.

اصلا نه رزمنده احساس بکنه بهش توهین شد مثلاً.

آقا ما پاره شدیم بعد میای بگی خدا آزاد کرد.

نه، این اصلا اینجوری نیست.

شما همین کتاب چیزو ببینید، کتاب چیز رو وقتی که مهتاب گم شد.

اون چه کتاب.

اینو-- مال آره علی خوش لفظ از تقریضات آقاست.

اینو ببینید.

ببینید چیه خونواده‌ایه خونواده برای اینکه خرمشهر رو آزاد کنن امام گفت این خرمشهر به جوونای خرمشهری آزاد میکنه.

تمام.

میرفتن آزاد میکردن.

بعد قدم به قدمش میبینی با وحی و الهام الهی داره پیش میره، قدم به قدمش.

سوره مؤمنه که فصلت رو بیارین.

این آیات [سرفه] مهمش رو.

480 رو بیارید.

اینا رو ببینید از رو قرآن ثواب داره.

قرآن رو ما ببینیم.

قرآن هم نتش حتی کسایی که نمیفهمن، من توی اون کشورای زبون نجسی که میرم وقتی قرآن رو میخونی اصلا متوجه میشی یه چیز دیگه‌ایه.

یعنی خود نت موسیقایی قرآن، این کلام یه کلام دیگه‌ست.

خودش یه هیمنه ای داره باید به اینش توجه کرد.

خود قرآن رو بخونید.

فرمود که إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا کسایی که میگن رب ما خدا، دهنش سرویس میشه.

باید وایسته مگه شوخیه؟

همه میگن رب ما فلان أنا رب الأعلى همه جوامع جهانی رو من مدیریت میکنم فلان اینا.

تو میخوای بگی نه خدا مدیریت کنه فلان.

یعنی برابر با نظر حق بشین از نظر معلوم دعواتون میشه.

اصلاً اگه کسی فکر میکنه دعوا نمیشه خیلی چیز عجیبیه.

همه دعوا سر همینکه ربن الله، یعنی اینکه رب کیه، خب؟

تازه رب اعلی کیه؟

اینا رب خرده خودت باش.

أنا رب الأعلى، خب.

اونجایی که ربهای خرده ریزتم با رب من داره فاصله میگیره، من نمیذارم تو ادعای ربوبیت کنی.

نمیذارم اون نظر رو که پیاده کنی که.

لذا من اگه لازم باشه با خانواده بجنگم میجنگم.

بعضی فکر کردن حجاب مسئله مربوط به دو تا تار مو، دو تا فوکول این.

این پروژه مسئول داره، مسئول داره تو قرآن مسئولش همون طاغوته.

مسئول داره این پروژه.

اون جنگ با حجاب نیست اصلاً.

جنگ با خانواده‌ست.

تو قرآن مفصل اومده.

من تو سوره نور مفصلش رو گفتم که چرا تو جنگ احزاب اصلاً نازل شد این آیات.

چرا در خلال جنگ احزاب نازل شد.

الان یه عده‌ای فکر کردن مثلا نه اینو جدی‌ش نکنیم این نمونم فلان است.

[سرفه] نه خب این بعدی از ابعاد همون جنگه.

چه جوری جنگ موشکی داریم، جنگ زمینی داریم، پهپادی داریم، دفاع داریم، پدافندی داریم.

اینم یکی از ابعاد جنگه.

اصلاً تو جنگ نازل شده این آیات.

چرا؟

بخاطر این بعدی از ابعاد جنگه.

ما طرف فکر میکنه که نه حالا این وسط گیر دادید مثلا به چی؟

بذارید مردم اتحادشون حفظ بشه اینام فلان.

آقا دیوانه، این جنگه.

اصلاً این پروژه مال چهار تا فوکولی نیست اصلاً این پروژه.

پروژه مال کسی دیگه است.

این خود این فوکولی هم نمیدونه تو چه پرو-- یعنی آقا خودشم شاید نمیدونه چه پروژه‌ایه الان این.

بعد اهمال مسئول ماست فکر میکنه که نه حالا این بذارید اینا که...

اصلاً بحث حجاب نیست.

بعضیا فکر میکنن حالا حجاب نیست بحث برهنگی، بحث برهن-- که الان تبدیل شده به برهنگی.

خب بحث برهنگی هم نیست ها، بحث یه چیز دیگه است، بحث خانواده‌ست.

چونکه دفاع موزاییکی دین تو خانواده انجام میشه، این میخواد خانواده رو بزنه.

این پروژه تو قرآن لو رفته‌ست اصلاً.

پروژه هم مسئول داره.

مسئولش همون طواغیتی ان که میخوان یه جایی رو زمین‌گیری بکنن همینجوری زمین‌گیری بکنن.

اینو بارها امام و شهید گفتن برید ببینید مسئول این قضیه کیه.

مسئول، یعنی پروژه یه پروژه کسی دیگه است اصلاً این الان.

پروژه شهوانی مثلاً جنسی اینجوری نیست صرفاً.

که اونم تو خود سوره نساء گفته ویرید الذین یتبعون الشهوات ان تمیلوا میلا عظیما.

با این میخواد بیاد انحراف بزرگ رو به وجود بیاره.

شیطانی که وای میسته طراحی میکنه.

یکی از انحرافات بزرگش هم اینه.

تو همین جا میگه ویرید الذین یتبعون الشهوات ان تمیلوا میلا عظیما.

میخواد بیاد انحراف بزرگ بندازه.

اگر ببینه ربن الله تو با اون چیزه همونم نمیذاره، همونم نمیذاره.

یعنی یه چیز خرده خودتو نمیذاره.

میگه آقا من میخوام پوشش فلان جور، نمیذاره.

میدونی که همین الان تو تهران با کد ملی بیش از دو سه هزار نفر خانم داره راه میره، پول میگیره راه میره.

اینو اطلاعات ما هم داره.

آقا با همون برخورد کن.

این پول میگیره که راه بره.

این یه بخش از جنگه.

اینو نمیدونن.

آقا نمیدونن یه بخش از جنگه.

ثم استقاموا بعد که وایساده معلومه وایسادنش سخته.

اینجاست که ملائکه میان.

ما که بی ربط به آسمان نیستیم که.

فتنزل علیهم الملائکه ملائکه وارد میشن.

شهید همین کارو میکنه.

شهید یکی از چیزایی که داره همین است که مثل ملائکه وارد میشه.

وارد می-- گفت چه چی وارد میشود.

این شهید وارد میشود.

توی آیات مربوط به ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم فرحین بما آتاهم الله من فضله ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ان لا خوف عليهم ولا هم يحزنون خب این همین کاری که می‌بینی دل‌ها قرصه مال حضور شهیده، مال حضور ملکه.

ملک تعارف نداره.

ما توقع داریم از خدا.

چرا فکر می‌کنیم ما بریده‌ایم از آسمانی؟

ما ب-- با همین آسمان داریم کارمونو می‌بریم جلو.

"الا تخافوا ولا تحزنوا و ارشوا بالجنة التي كنتم توعدون نحن اولياهم في الحياة الدنيا وفي الآخرة" ما اولیاء شما هستیم.

ما رفیقیم با شما.

تو این دنیا با شما رفیقیم.

اون دنیا با شما-- شما محاله کسایی که اهل چیزن، محاله ملائکه بیدارشون نکنن.

شب.

ببین این داره رفاقت می‌کنه، مشغول رفاقته بیدارش می‌کنن.

ب-بپرسید از احصائیت و فن.

ببین این مشغول رفاقته بیدارش می‌کنن.

خب؟

خیلی وقت‌ها شما، شما بیدارم می‌کنن مثلا نیم ساعت مونده به اذان.

میگه آخه من گذاشته بودم مثلا نیم ساعت بعد از اذان.

خب عذر که بیدارت کردن [خنده].

خب؟

بیدارت کردن.

خب بیدار شدی بیدارت کردن.

خب؟

تقریباً اون کسایی که چینن میگن همین رو میگن.

میگن که مراقبت می‌کنن، ملک مراقبت می‌کنن.

تو ذیل این "یرسل عليكم حفظة" ببینید.

تو روایات امیرالمؤمنین [ص] میگه که "ومن كان من نفسه واعظ كان عليه من الله حافظ".

کسی که واعظ درونیه داره خدا حافظ بیرونیه داره براش.

که یه چیزی رو نبینه، یه چیزی رو نشنوه.

یه ساعتایی بیدار شه.

"یرسل عليكم" یعنی خدا ملائکه محافظ می‌ذاره.

اینا رو دارم می‌خونم سطح بحثو آقا بکش بالا.

وقتی داریم راجع به امامت صحبت می‌کنیم، قاسم می‌گفت سرمو بشکن نرخونش کن.

خب فکر می‌کنیم مثلاً یه پیشوایی معمولیه مثلاً.

نه، این نیست اصلاً بحث امامت تو قرآن.

"نحن اولياكم في الحياة الدنيا وفي الآخرة ولكم فيها ما تشتهي أنفسكم ولكم فيها ما تذرون".

چی می‌خوای بهت بدم؟

نه اون دنیا، این دنیا حتی.

چی می‌خوای؟

لذا تو روایات امیرالمؤمنین [ع] نگاه بکنید تو نهج البلاغه.

یه، یه عاملایی هستن "عاملون أهل الدنيا لما بعدها".

اینا تو دنیا عمل می‌کنن، محکم عمل می‌کنن ولی برای بعد عمل می‌کنن.

اینا "فجاءه الذي له من الدنيا بغير عمل".

خدا دنیا می‌ده بهشون بدون عمل.

بی‌عمل خدا بهش دنیا می‌ده.

می‌دونید چرا؟

چون این داره می‌کاره گندم بکاره خدا بهش کاه می‌ده، کاه هم می‌ده.

"فأخذ الحظين معاً وملك الدارين جميعاً".

دنیا رو داره آخرت هم داره.

بعد خدا میگه "فأصبح وجيهاً عندنا".

این می‌شه چهره.

"لا يسأل الله حاجة فيمنع".

نمی‌شه یه چیزی بخواد خدا بهش نده.

این چهره شده.

این چهره شدنه مهمه.

اینجا میگه "ولكم فيها ما تشتهي انفسكم ولكم نزلا من غفور".

این تازه پیش‌روی اوله.

بعد خب من دنبال چی برم؟

دنبال چه قولی برم؟

"ومن احسن قولا ممن دعا الى الله" دنبال اون برو.

چه قولی قول احسنه.

من اینو چند بار گفتم.

این آیه‌ای که می‌نویسن "فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسن".

خیلی بی‌خود می‌کنن این تفسیرو ازش درمیارن.

فکر می‌کنن خدا یه موجود خیلی کولیه.

بیا بشینید با همدیگه به نتیجه برسید، بحث و جدل، با هم مقایسه‌هاتونو انجام بدید و هر قولی که بهش رسیدید منم میگم چشم فلان اینا.

نه، احسنش اینه.

تو خود آیه نگاه بکنید.

آیه شو نگاه بکنید خیلی-- چیه؟

"اجتنبوا الطاغوت وعابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد".

این کسایی که دارن از طاغوت اجتناب می‌کنن و "عابوا الى الله" دارن عنابه می‌کنن، نوبه به نوبه میرن پیش خدا.

یه "لهم البشرى".

"فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسن".

اینو باید بری.

نه اون آیه.

بله؟

کجاست؟

هفده زمر.

که surah زمره.

هفده.

هفده زمره.

چیه آیه شو از اول بخونین.

"والذین اجتنبوا الطاغوت".

"والذین اجتنبوا الطاغوت".

"ان يعبدوه".

"ان يعبدوه" ها.

دنبال طاغوت نمیرن.

عبودیت طاغوت نمی‌کنن.

اصلاً زیر فرمان او حاضر نیستن برن.

"وعابوا الى الله" اینا عنابه‌شون، نوبه‌شون همش این طرفیه.

دیدی ا-عنابه یعنی کسایی که نوبت می‌گیرن تندتند میرن.

خب؟

به اینا میگن عاب.

خب؟

"عابوا الى الله لهم البشرى فبشر عباد الذين يستمعون".

این "فبشر" فای تفریه نسبت به اون قبلش.

اینا در میگه زده بالا سر دانشگاه "قل هل يستوي الذين يعلمون الذين لا يعلمون".

میگه چه ربطی دانشگاه داره این؟

به حوزه هم ربط نداره این.

این مال "امن هو قانت آناء الليلة ساجدا وقائما يحذر الآخرة ويرجو رحمة ربه قل هل يستوي الذين يعلمون الذين لا يعلمون".

به این ربط ده نه به حوزه ربط ده نه به دانشگاه.

مثلاً اینکه زدن به من مع- کل شهین همین برای آبو فاضل آبه زدن به من مع-- پس چه ربطی آبو فاضل آبه داره این؟

خب؟

این که نمیگه من الماء کل شیء حي که.

میگه هر چیز زنده ای رو از آب خلقید.

آب امامه.

و هر چیز زنده ای هرچی حیات داره آب داره توش.

آب امامه.

قرآن.

هاش دونی.

اوکی.

اونم زده بود واسه لنت فروشی فما رحمة من الله لنت لا [خنده].

خب.

این که ربطی به مناظرات ریاست جمهوری نداره.

فاشرع واد الذین مالک sono.

احسن الاقولشو اینجا تعریف کرده.

فمن احسن قولا.

اینجا میگه فاتبعون احسنت.

اینجا میگه ومن احسن قولا.

من دعا الی الله و عمل صالحا وقال اننی من المسلمین.

بگه آقا من تسلیم این راهم.

من این راه رو میرم.

ولا تستوی الحسنة ولا السيئة.

شما اگر میخوای اتفاقا رفاقت تو جامعه ایجاد بکنی، این نیست که موس موس الکی بکنی، خط قرمزا رو تبدیل به خطای صورتی بکنی تا ملت جمع شن که.

وحدت تو این به دست نمیاد.

شما رو مبانیت وایسا نتیجه مبانیتو که گرفتی همه بلند میشن میان.

میگن آقا اینا سپاه ملکی دارن با خودشون میارن.

میگه ولا تستوی الحسنة ولا السيئة ادفع بالتی هی احسن.

احسن چی بود؟

همین بالاییه.

احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل ادفع بالتی هی احسن.

فاذا الذی بینک وبینه عداوة کان کانه ولی حمی.

یهو میبینی همه کسایی که نمی‌پذیرفتن تو رو، همه‌رو می‌پذیرن.

یعنی که نه، این، این راه درسته.

این راه جوابه.

کسایی که تا حالا قبول نداشتن این راه رو، یعنی این راه رو قبول می‌کنن.

بعد سرشم خب باید وایسی دیگه.

باید هزینه بدی.

و ما یلقاها الا الذین صبروا و ما یلقاها الا ذو حظ عظیم.

کسی باید دهرای زیاد داشته باشه تا اینو درک کنه.

مو-مواظب باش شیطون هولت نزنه.

یهو برگردی بگی که برای اینکه حالا همه جمع شیم ما خطای قرمزون با آمریکا از بین می‌بریم.

وحدت، وحدت.

من یه موقعی به یکی از این مسئولینی که جزو رفقای حاج قاسم بود بهش گفتم فرق شما با حاج قاسم می‌دونی چیه؟

گفتم حاج قاسم کسی بود که رو خط قرمزا وایمی‌ستاد بعد دستی به سر و گوش اون بچه هم می‌کشید.

شما برای اینکه اون بچه رو جذب بکنی خط قرمز رو داری از بین می‌بری.

فرق شما با حاج قاسم اینه.

فرق شما با حاج قاسم اینه.

حاج قاسم خط قرمز از بین نمی‌برد.

وایمی‌ستاد سر مواضع اتفاقاً انقلابی درست وایمی‌ستاد بعد دستی به سر و گوش آدما می‌کشید.

ولی نه اینکه من بخوام جذب بکنم بگم که حالا چیز نباشه دیگه، یه خرده از اون زهر ماریام قاطیش بکنم بلکه جذب بشن همه.

سر مواضع.

و اما ی-- مواظب نزغ شیطان باش اینجا.

اینجا شیطان ممکنه تو رو وسوسه بکنه و بزنه نزغ به این مهمیز اسب میگن.

مهمیز همین چیزی که سوارکارا دیدید یه چیزی در رکابشون هست می‌زنن زیر شکم اسب.

همون میگن نزغ.

و اما ینزغنک من الشيطان نزغ فاستعذ بالله.

نذار شیطان به تو منحرف بکنه احسن الاقول رو از بین ببری، خطوط قرمز رو شیا بکنی، اینا، این کارو بکنی.

فاستعذ بالله پناه ببر به خدا.

ما مسئولیم که به عنوان امت برتر، امت پرچمدار ما مسئولیم که یه سری کارایی بکنیم، یه سری کارا رو نکنیم.

اون مسیر جواب میده و الا اگر از این زهر ماریام قاطیش بکنیم، میایم خود تشریف ببرید اون زهر ماریو خودمون چیکار بکنیم.

هرکس این کارو کنه به نظر من موفق میشه.

چی؟

استقامت رو این کار، این کار بله موفق.

ببینید اولا- نه موفق به معنی اینکه جامعه رو جذب میکنه، هدایت میکنه به سمت آره البته آره اصلا.

به شرطی که زیگزاگ نره.

امام حسین مگه این کارو نکرد؟

ببینید مثال امام حسین- میخوام بگم مگه- نه آخه مثالیه، یه مثالیه، این تو همه جا به عنوان مثال نقض داره استفاده میشه.

خب؟

اولا اینکه سرمنزل مقصود رو شما چقدر میبینی بازشو که چیکار داره میکنه، به چه نتایجی میرسونه.

جریان امام حسین رو شما بذارید کنار الان.

امام حسن هم همین.

ببینید خب همون.

سجده‌ش- آها.

ببینید یه موقع هست شما داری یه کاری می‌کنی که به لحاظی هارونیه به تعبیر خود امام حسن.

امام حسن خودشون فرمودن من و پدرم داریم هارونی زندگی می‌کنیم.

یعنی چی؟

یعنی باید با گوساله و موساله و با اینا همه با همدیگه در بیارن کار از آب.

یعنی الان مایه چیکار کرد؟

مایه چیکار کرد حضرت هارون وقتی از موسی برگشت سوره طه هست دیگه.

که آ-- انی خشیت ان تقول فرع-- میگه آقا ریشو ول کن اولا.

ریش حضرت هارون.

ریشو ول-- ببین انی خشیت ان تقول فرقت بین، بین بنی اسرائیل بعدم طرق و قول.

خب؟

می‌ترسه ترسیدم تو بگی آقا بین بنی اسرائیل اختلاف افتاد قول منو رعایت نکردی.

خب؟

اما آیا ما خودمونو برسونیم به وضعیت هارونی یا وضعیت امام حسنی؟

اصلا در این موقعیتی؟

چون این نکته مهمه.

ببینید بعضیا میگن که آقا ما صلح داریم، میگیم چی؟

میگن صلح امام حسن.

میگم خدا نکنه ما به اون وضعیت برسیم.

با این ملت مبعوث شما بگید که صلح امام حسن، صلح امام حسن چی بود؟

صلح امام حسن این بود که وقتی که امام حسن مجتبی گفتن همه کارگزارا رو ول کردن، بهترین استاندارا و فرماندارا و فرمانده لشکرها رو هم ga دادن بعدش حضرت بریاش گفتش که بالاخره جنگ می‌کنیم با معاویه یا فلان می‌کنیم، بعد یه خطبه غرا.ٰ لَمْ تَفْجَعَ الْأُمَمُ كُلُّ جَانٍ البَقِيَةُ البَقِيَةُ آقا ما با ذلت می‌خوایم بمونیم ما، آقا زندگی بکنیم.

ما می‌خوایم زندگی بکنیم.

ببینید حضرت امام مجتبی تو همچین جایگاهی هست.

حالا برخورد حاد سیاسیش چی می‌شه؟

برخورد حاد سیاسی.

ببینید یکی از فرمایشات مهم رهبر شهید این بوده.

همه ائمه برخورد حاد سیاسی کردن تا چجوریه؟

باید هی بیاری بالا، بیاری بالا، بیاری بالا.

هی انگیزه بدی، انگیزه بدی همه اینا مثل کاری که آقا با ما کرد.

آقا چیکار می‌کرد؟

آقا دیدید که این آقا با آقای قبلی ما داره یه تفاوت‌هایی داره؟

احساس می‌کنید تفاوت داره؟

خیلی تیز‌تره.

یه خورده خمینی طوره [خنده] خب، مدله.

این به خاطر چیه؟

یه بخش جدی‌ش به خاطر اینه.

آقا و حضرت با تمام این مسئولین و با اینا و فلانا امت مبعوثم ندارن.

ببینید آقا یه سری کنشگر دارن که حرف بزنن، خب؟

من این جمله‌ای که میگم حمل بر هیچی نکنید، دیدم ترویجش نکنید.

من یه موقعی همین اواخر آخرین نامه‌های منو به آقا، خب.

حالا چون آقا مثقال الله داره شهید خدا رحمت کنه خیلی عجیب بود.

مثقال الله داد به من یه موقعی به من گفته بود آقا به نامه‌های شما توجه می‌کنم.

اواخر یه دو تا نکته گفتم گفت اینا رو دو تا نامه کن من بدم به آقا.

حالا من کاری ندارم با اون نامه‌ها محتواییش، یه تیکشو می‌خوام بگم.

خب آقا هم خیلی دیگه در دسترس نبود، خود مثقال الله هم در دسترس نبود.

من این اواخر به آقا نوشتم آقا جان اشکالی داره که شما امیرالمؤمنین باشید و با عثمان بسازین ما ابوذر باشیم سرش فریاد بزنیم؟

این اشکال داره اشکال نداره، خب؟

حالا من به خودم گرفتم آقا بعدش.

آقا بلافاصله یه سخنرانی کردن به نام ایمان ابوذری.

کنن از شما طور کار خودتو بکن.

انگار گفتن آقا ما احتیاج داریم به ابوذر احتیاج داریم.

خب ایمان ابوذری- یه برنامه هم بعدش شما رفتید که آره چهل و چهار روز بعدش یه برنامه رفتم به نام ایمان ابوذری، به من دعوتی.

ببینید یه موقعی هست که انقدر ما آدم‌هایی داریم که نمیاد تو این، نمیان.

همینجوری وایسادن برای رهبر معظم انقلاب دعا می‌کنن.

هزینه کارو نمیدن و بعدشم بالاخره با متد دیگری فهم دیگری، آقا من بارها عرض کردم این منافق، قفی قلوبهم مرض و اینا فحش نیست.

یه سری موجوداتن، تشکیلاتن.

شما ببینید در همون دوره اون آقایی که خیلی به حساب ظاه ظریف نیست، ایشون گفتش که چیزه، گفتش که ما موشک خیلی خوبه ولی مردم از موشک مهم‌ترن.

ببینید دستگاه محاسبه رو دقت کنید.

یعنی نظام محاسبه رو.

این همون دوره آقاهه شهید گفت همینا.

یعنی موشک مهمه ولی مردم از موشک مهم‌ترند.

انگار مثلا یه سری دیوانه زنجیر وجود دارن موشک میخوان بزنن و عالمو بترکونن همینجوری.

باز دوباره می‌بینید که الان یه عده پیدا میشن همین دو قطرو باز داره بخورن.

آقا معیشت مهمه ولی جنگ مهمه ولی مردم اگه معیشت فلان اینجوری می‌شه.

مردم می‌خوان زندگی کنن.

آقا مگه ما می‌خوایم مرده‌ایم هم چه، چه تأثیری راجع به ما دارین، خب؟

این می‌بینید که این خطای دستگاه محاسبه هست، آدم هزینه بده کنشگر در حد یه کنشگرن مردم نیستن.

الان اگه می‌بینید رهبر معظم انقلاب نمی‌ذاره میدان خالی بشه.

میگه میدان باید به اون حرفشو بزنه چون نتیجه گرفته.

ما در اون زمان یه مطلبو آقا انقدر بزرگ کرد، بزرگ کرد، بزرگ کرد بعدش خونشم ریخت وسط تا مردم مبعوث بشن.

حالا الان ما بگیم که نه ما الان نمی‌تونیم.

تازه با توجه به اینکه نتیجه گرفتیم.

ببین اگه بگیم نتیجه گرفتیم هزینه ندادیم که این چه توهیه.

همه جای دنیا نتیجه بخوان بگیرن چی می‌کنن؟

الان همه جای دنیا هم فهمیدن.

الان یکی از، ببینید اینی که من میگم همه جای دنیاست با همه جای دنیا ارتباط دارم ها آدم گوشه خونم نیستم.

همه می‌دونن در معرض یه ابرقدرت ایران اینجوری شده.

بالاخره آمریکا با تمام قدرتش آمد و هر غلطی بلد بود کرد، نکرد چون بلد نبود، خب؟

تازه همین مقدارش یه جاهایی ما گاف دادیم، تازه‌ش.

اگه سفت وایساده بودیم یه جور دیگه کار رقم، از خود توافق اسلام‌آبادش گرفته که همون موقع ما همون موقع هم با ما حرف زدن پشت دادن ید one.

که آقا الان زمان پیچیدن نبود.

این رو باید ادعا می‌کردیم.

الان زمان بازدارندگی نبود.

بعدش هم معلوم شد که علی الاصول آقا نمی‌خورده به این فضا همه اینا، خب.

جریان امام حسین، ببین جریان احیا کردن بر اساس خون بوده، خب.

و بعد اساساً قرار بوده این ماجرا من باب إن الله شاء أن يرى قتیلا اتفاق بیفتد.

یعنی قرار بوده خون ایشون بریزه تا یه ثمری به عمق تاریخ بده، خب.

ولی الان مگه ما تو جریان امام حسینیم؟

یادتون هست که آقا می‌گفتن آقا ما تو جریان بدریم، آقا ما تو جریان بد نیستیم، تو جریان خیبرییم.

آقا زمانم یه چیزیه.

بعضیا میگن صلح امام مجتبی.

ما الان در زمان صلح امام مجتبی‌ایم الان.

چجوری اون کار رو بکنیم؟

یا در دوره‌ی سامری هستیم که بریم مثلاً یه گوساله‌ای رو بذاریم دورش جمع شیم و بگیم که آقا ما وحدت حول گوساله.

وقتی رهبر داریم موسی هست خب چرا بریم دور گوساله؟

الان اینه.

یعنی ما باید اجازه بدیم یه گوساله‌هایی مثل برجام تولید بشه.

بعد میگه همه حول این جمع بشیم الان.

ترکیب‌هایی از حق و باطل و همه‌ی اینا جمع بشه.

آره.

نقشی که امروز امت مبعوث اتفاقا ازش دیگه پذیرفته نیست همینه.

تا حالا تو بحث امامت می‌خواستم همین نکته رو از اون وقتمون هم تموم شد.

امت مبعوث نقشی که بازی می‌کنه اتفاقا همینه.

او الان یه جوری شده امت امامه.

یعنی امتی‌ست که امامه.

او یه جوری شده همه نگاه می‌کنن میگن این داره چیکار می‌کنه.

اگه این مبارزه کرد کارو از آب درآورد وسیله‌ی ظهور رو داره فراهم می‌کنه و اگر نکرد چنان تو گوشی می‌خوره که ق-- نمی‌تونیم به حالت قبل برگردیم.

این قرآن براتون آیه ش رو میگم.

اصلاً ممکن نیست به حالت قبل برگردیم.

امروز اون روزگاری‌ست که باید طرف بگه که من زیر بار هیچی نمیرم اتفاقا.

بخواد خیلی منطقی، مادی، عادی اینجوری عمل بکنه فلان اینا اونجاست که [زیر بینی] کارو داده رفته.

حالا باشه بیشتر راجع به امت امام، امامت، مفهوم امامت که تو قرآن ما چونکه گفتن امام ما یاد چهارده معصوم می‌افتیم.

قرآن اصلاً اینجوری نیست.

امام یک مفهوم کلی‌ای داره که هم به امت‌هام، هم به افراد، به تشکیلات به فلان اینا بهش میگه امامن اینا.

و اینا دارن پیشوایی می‌کنن و الهام‌بخشن.

خودشون بر اساس الهامات حرکت می‌کنن و الهام‌بخشن.

برای بقیه الهام‌بخشن.

بقیه چی-- تکلیفشون معلوم میشه چجوری باید حرکت بکنن.

صَلَّى الله على سيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَ...

اللهم صل على محمد و آل محمد خدایا ما را ببخش و بیامرز.

اللهم صل على محمد و آل محمد قلب نازنین امام زمان را از ما راضی و خوشنود بدار.

اللهم صل على محمد و آل محمد خوندم قری شد.

یه دو خط بگو.

در عجل فرجش تعجیل بفرما.

اللهم صل على محمد و آل محمد خدا ما را از سربازان خاص ایشان قرار بده.

اللهم صل على محمد و آل محمد توقعاتی از نور به روح حضرت امام آقا حاصل بفرما.

اللهم صل على محمد و آل محمد خدا امام شهید ما رو در اعلا الین با امام حسین محشور بگرداند.

اللهم صل على محمد و آل محمد ما رو مشمول هدایه‌شون قرار بده.

اللهم صل على محمد و آل محمد رهبر معظم انقلاب در پناه خودت حفظ عهده‌ said بفرما.

اللهم صل على محمد و آل محمد پدر مادر ما رو به غایت از ما راضی و خوشنود بدار.

اللهم صل على محمد و آل محمد نصر، نصر و دوام ما رو تا قیام قیامت از مريدان، عاشقان، قرآن احلی سوار بدار.

اللهم صل على محمد و آل محمد همچه گفتیم و نگفتیم و به آن محتاجیم و تو بهتر می‌دانی در حق ما به هدف اجابت برسانی.

اللهم صل على محمد و آل محمد مرگی عاجز شهادت در راه خودت قرار نده.

اللهم صل على محمد و آل محمد إلى البيعة له اطاعته و منازله