ددرس‌گفتارها

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

رب استعین.

صلی الله على سيدنا محمد و آله الطاهر.

اللهم صل على...

[سرفه] شب عید شادی ارواح طیبه شهدا و روح حضرت امام، همه گذشته‌ها، ذوالحقوق، پدر و مادرون و معلمان و اسوه ایون.

الفاتحه ما الصلوات.

اللهم رب شهر رمضان الذي انزلت فيه القرآن هدى للناس وبينات من الهدى والفرقان وافترضت على عبادك فيه الصيام.

صل على محمد وآل محمد.

ارزقني حج بیتك الحرام في عام هذا و في كل عام واغفر لي تلك الذنوب العظام فانه لا یغفر الذنوب غیرک یا رحمان یا علام.

[سرفه] عرض تبریک و قبو-قبولی طاعات و شادباش اینکه حلول ماه مبارک رمضان شده و مهمانی خاص خدا.

ما بحثمون حالا بی‌مقدمه، یه بحث قرآنی سبک زندگی‌توره.

که حالا میگم چرا منظور سبک زندگی.

[سرفه] شما این سوره مبارکه بقره، آیه معروف صد و هشتاد و پنج، صد و هشتاد و شش رو بیارید.

[سرفه] میشه صفحه، به حقیقت صفحه بیست و هشت.

خب به این آیاتش یه تأمل اولیه‌ای بکنین و بعد من مقدمه رو ادامه میدم.

از اون آیه صد و هشتاد و سه که وقتی میگه يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلکم لعلکم تتقون که فلسفه روزه به عنوان یک عبادت، ااا الهی کلاً یعنی در همه ادیان و مذاهب و این‌ها، در همه ادیان یک چیزی به نام روزه بوده.

حالا مدلش، اندازه‌ش، این‌ها چه مقدار بوده یا حلال حرام‌هاش، اینا حالا متفاوت بوده ولی یک چیزی به نام روزه معلوم بوده و یه حالت تتقون و ایجاد کف نفس و ایجاد خط قرمز.[سرفه] ایجاد خط قرمز برای انسان که مواظب خط قرمزها باشه.

ببینید هیچ چیزی شاید به اندازه روزه این کارو نمی‌کنه که با توجه به اینی که کارهایی که شما نباید بکنین کارهای مباحیه.

یعنی مثل خوردن و آشامیدن و نکاح کردن و این چیزاست.

حالا مثلاً دروغ بستن به خدا و پیغمبر و اینا، اینا اصلاً در-- under معرضش به این معنا نیستیم.

ولی از اونجایی که یک عبادت کف نفسیه و کف نفس انسان رو زیاد می‌کنه، خط قرمزهای آدم رو پررنگ می‌کنه.

[سرفه] یعنی شما بابت یک سری مباح بالاخره دوازده، سیزده ساعت یک مباحی رو انجام نمیدید.

یک سری مباحات رو انجام نمیدید.

این خودش یک بحث جدی سبک زندگیه.

ببینید یه فرمایش آقای خوشوقت داشتن، آقای خوشوقت یادتون هست که اگر یادتون باشه آقای خوشوقت رو، آقای خوشوقت روی معنای تقوا خیلی تأکید می‌کردن ایشون.

یعنی تقوا رو خیلی برجسته می‌کردن.

این حرف از جهتی بسیار حرف حائز اهمیتیه.

تقوا یعنی چی؟

یعنی انسان‌ها-- انسان خطوط قرمز رو حواسش باشه.

برخی از ماها انقدر به بحث حضور قلب و این‌ها تأکید می‌کنیم [سرفه] که گاهی اوقات طرف سبک زندگیش عوض نمیشه.

ببینید سبک زندگی مؤمنانه مجموعه‌ایست از یه سری رفتار.

نماز و روزه و سجده و قرآن خوندن و حلال حرام و همه این‌ها.

دشمن هم از همین طریق و شیطان هم از همین طریق وارد میشه، از طریق سبک زندگی وارد میشه.

تو خوردن و پوشیدن و توی مدل ازدواج و مدل مراسم و چه موسیقی‌ای گوش بدی، چه موسیقی‌ای گوش ندی فلان این‌ها.

من بارها این معنا رو عرض کردم خدمتتون که فکر نکنید شیطان با شما وارد مباحثه میشه.

نه، چونکه تو مباحثه کم میاره با شما.

وارد سبک زندگی شما میشه.

یعنی یک شیطان الاکبری هم مثل آمریکا اگه بخواد یه کاری بکنه با مکدونالد و سبک پوشش و فلان و این‌ها وارد میشه.

سبک موسیقی و سبک زندگی‌های فردی و اجتماعی و مدل ساختمان و این‌ها.

[سرفه] خیلی وقت‌ها ما این کشف و شهودهایی که در انتظار هستیم به انتظار می‌بریم که اتفاق بیفته، این‌ها مال یک اتمسفر سبک زندگیه.

اینو بدونید این حرف بسیار مهمیه به قول آقای خوشوقت ایشون می‌فرمودن که یه بالونی هست به شما یه تیغ دادن دست شما گفتن که این طناب رو ببر.

بعد شما میگی خب حالا این طناب رو من الان این خرت خرت با این تیغ ببرم چی میشه؟

میگه آقا تو چیکار داری چی میشه؟

میگی این چه ارتباطی داره به بالا رفتن؟

میگه آقا تو چیکار داری این چرا داره به بالا رفته، اینو یه جوری گذاشتن میره بالا خودش.

خب؟

شما این خرت خرت اینا رو ببر که اینو که ببری این آزاد شه این میره بالا.

بره بالا یه اتفاقاتی میفته، یه صحنه هایی دیده میشه.

لذا [سرفه] اگر می‌بینید یه چیزی مثل سیام رو مطرح می‌کنه برای تقوا، این به خاطر همین نکته‌ست.

یعنی تغییر در سبک زندگی و اینی که یه کسی که در یه اتمسفری داره اهل نماز و اهل قرآن، غیبت نمی‌کنه، همین اینا رو.

ببینید پر سجده می‌کنه، پر نماز می‌خونه، پر نوافل می‌خونه، همینه.

حالا هی نه باید-- آیا این رو با فرض کنید حضور قلب آنچنانی بخونه؟

نه لزومی نداره.

حضور قلب خودش از ثمرات همین این حضوره در این اتمسفره.

کسی که اربعین میره مسجد میره روضه میره قرآن می‌خواد همین اینا، همین این کارا.

همین این کارا رو چیه نگیرید این کارا رو و ساده قلم داد نکنید.

بدونید این کارها و این جور سبک زندگی داشتن سبک زندگی مؤمنانه ایه که حالا شاید به سطح معارف و حضور قلب هم حتی گاهی اوقات نرسه اولش.

منتها مراتب رفته رفته خود این اتمسفر به شما این رو حالی می‌کنه به عبارتی.

انگار همینجوری خرد خرد یه چیزی داره بریده میشه شما رفته رفته یه اوج‌هایی می‌گیرید.

برای همین هست که خیلی وقت‌ها تو اساتید اخلاق دستور وقتی که می- میدن دستورات بر حضور قلب خیلی هم نمیدن ها.

میگنا نمی-- مثلا میگن آقا شما در یک خرابه ای مثلا در یک قبرستانی برو و این مثلا حو- حضور قلب رو داشته باش.

ولی در یک قبرستانی برو و این حضور قلب رو داشته باش.

نمازی بخون و این حضور قلب رو داشته باش.

سجده ای برو و این حضور قلب رو داشته-- یعنی به عبارتی خود این عمل یه چیزیست که نباید ازش غفلت کرد و کوتاهی کرد.

الان هی دلت پاک باشه و اونم تو این مایه‌هاست.

درسته باید دل پاک باشه ولی این اتفاق دل پاک بودن هم تو همین فراینده.

خیلی وقت‌ها می‌گیم تو همین حلال حرومه و نگه داشتن یه سری سبک زندگی که مربوط به عمله.

اگه نگاه هم بکنید بیشترش مربوط به همین ا- اعمال جوهريه اتفاقا.

بنابراین اینکه شما غیبت نکنید، دروغ نگید، مال مردم نکنید، حروم نخورید.

مثلا فرض کنید که نماز بخونید، نماز نافله بخونید، زیاد سجده برید، قرآن بخونید، هیئت برید، اربعین برید.

این، این جور کارهایی، این جور کارهایی.

اینی که خط قرمزها رو برای آدم تقوا همین سیام یه چیزیست که این کار رو با آدم می‌کنه.

انسان رو می‌بینید که شما سیزده چهارده ساعت هیچی نمی‌خورید، هیچ مباحی از این مباحات و چیزا رو انجام نمی‌دید.

به خاطر چی؟

به خاطر خدا.

یعنی چون خدا گفته و اینجوری هم نیست که مثلا ما بریم مثلا بگیم حالا [مکث] داریم این زیر زیرکی یه چیزی ناخنکی بزنیم یه چیزی بخوریم.

نه اصلا، اصلا قبول نیست.

دیگه روزه کلش قبول نیست.

روزه برای همین ایجاد این خط قرمزا اومده بود خدا.

لذا باز باطنش رو دقت بکنید اگه این خط قرمز رو برای انسان پررنگ نکنه، می‌بینید کسی که خیلی همه کار می‌کنه، همه چی می‌بینه، همه چی می‌خره و این‌ها، این میشه همون که "کَم مِّن صَائِمٍ لَّیْسَ لَهُ مِن صِیَامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَالظَّمَأ".

کسی‌ست که از روزه داریش فقط خلاصه گرسنگی و تشنگی براش باقی می‌مونه.

این آیه اول دیگه آیاتشو در حقیقت دیدید.

خود اینی که تتوع خیر کردن این خودش یه معناییه چون رفتم اینا نیست عارضم شم و این آیه صد و هشتاد و شش که آیه بسیار تعیین کننده‌ایه.

آیه "وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ" که هفت تا من داره.

معلومه سفره ماه رمضان سفره اختصاصی خود خداست.

هفت بار خدا میگه من.

"وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ".

اینکه میگه خلاصه بیا پیش خودم دیگه.

یعنی معلومه سفره اختصاصی خود حضرت حقه اینجا که [سرفه] در حقیقت تو ماه مبارک رمضانه.

لذا انتظار، توقع و این‌ها رو هم بالا ببرید.

اِممم و از این طرفش هم تهدیده.

می‌دونید تمام لطف‌ها و نعم الهی دولبه‌ست یک لبش لطفه یک لبش قهره.

استفاده نکردنه از اون لطف و نعمت قهر آوره.

شما من اینو بارها تو بحث ماه‌های حرام عرض کردم که همین که ماه‌های حرام دیه دو برابره، یه بحثی داره راجع بهش که چرا اینجوریه؟

می‌دونید که ماه‌های حرام انقدر حرم داره و احترام داره "منها أربعة الحرم".

این‌ها انقدر احترام داره که قاعدتاً یه کارایی از انسان نباید سر بزنه و سر نمی‌زنه.

خب؟

حالا اگر شروع کرده یه کار دیگه‌ کردن و خلاف اون رفتار طبیعی رو چیز کردن، کتک داره به عبارتی این طرفی هم هستا.

مثل این می‌مونه که کسی مثلاً یک کتابخونه ساکت مثلاً شما حساب بکنید این آماده‌ست برای کتاب خوندن و فراهم شده چنین صحنه‌ای برای اینکه انسان کتاب بخونه.

تا کسی اونجا مثلاً شروع کنه با کسی حرف عادی هم که بزنه همه بهش اعتراض می‌کنن که آقا اینجا کتابخونه‌ست‌ها.

می‌خوام بهتون بگم شرایط یه جوریه که شما اون کارهای عادی گذشته رو هم نمی‌تونید بکنید.

بلند بلند نمی‌تونید تو این کتابخونه حرف بزنید.

خب؟

یه جوری اگرم با رفیقتون بخواید حرف بزنید باید یا باهاش پیامک بزنید یا در گوشش یه چیزی بگید اینا.

بالاخره احترام این ماه سر جای خودش محفوظه.

اگر این طرفش لطفه اساساً اون طرفش هم قهره.

اینم بدونید نعمت کلاً اینجوریه.

حجت اینجوریه.

حجت‌ها دو لبن.

به عبارتی لبه قهر هم دارن غیر اینکه لبه مهر دارن، لبه قهر هم دارن.

لذا استفاده از این موقعیت، شاهان کم التفات به حال گدا کنن بالاخره در موقعی که می‌خوان التفات بکنن اگه کسی گرد بازی بکنه، اون طرفش هم یه لبه قهر وجود داره بینش هم باید دقت کرد.

حالا به هر جهت سر این سفره اگه کسی بازی بکنه با این سفره بالاخره این هم هست.

سوالی اگه دارید بفرمایید.

ببخشید استاد اون نمک نظراتون چی بود؟

کلاً من بخشیدم اونور رو.

خب حالا که بحث غریب و عجیب و دعوتت دائر و ادامه شد، من یک نکته سبک زندگی رو از تو قرآن به این، این مناسبتی حالا دارم بهانه الان پیدا می‌کنم برای اینکه بیان بکنم و یک دستور العملی باشه که به این دستور العمل اینو داریم پایبند باشیم و عمل بکنیم.

ااا صفحه دویست و هفتاد و دو رو بیارین و صفحه سیصد و سی و چهار.

دویست و هفتاد و دو و صفحه سیصد و سی و چهار.

ببینید در صفحه دویست و هفتاد و دو می‌خوام راجع به چی صحبت بکنم.

یکی از پلتفرم‌هایی که به شدت مؤثره در تقرب و شاید باید در ماه رمضان تجربه‌ش کرد و جدی گرفت تا در غیر ماه مبارک رمضان هم بشه ااا جدی گرفت علان که از اون طرف غریب هست از این طرف استفاده از این پلتفرم خیلی مهمه و اون پلتفرم به نام سجده‌ست.

یکی از سبک زندگی‌هاییه که تو همین مسائل عملی ممکنه بگید که اون که چیز عجیبیه مثلاً، مثلاً چرا مثلاً یه همچین چیزی چراش هم خیلیا نمی‌دونن چرا اینجوریه.

ولی اینجوری هست.

به هر جهت یه خلاصه سبک زندگی این مدلی تو کار مؤمنانه در قرآن هست.

یه موقعی هست که شما در قرآن اینو دارید می‌بینید که همه عالم د-دقیقاً سجده می‌کنه و بی تکبر خودشو داره به خاک می‌ندازه که شما نگاه بکنید در همین آیه چهل و هشت تا پنجاه سوره مبارکه نحل ببینید.

ببینید قرآن دم دستتون هست دیگه.

اینجا ما بحثمون قرآنیه الان.

ببینید در حد که بسم الله "أولم ير إلى ما خلق الله من شيء يتفيأ ظلاله عن اليمين والشمائل سجدا لله وهم داخلون" به ما خلق الله نگاه نمی‌کنید که این سایه‌های او از چپ و راست به حالت سجده، صفحه دویست و هفتاد و دو، به حالت سجده به مذلت "وهم داخلون" یا "وهم صاغرون" در حقیقت.

این‌ها دارن می‌چرخند.

یعنی درسته می‌چرخند.

درسته یه فیئی دارن، یک رفت و آمدی دارن و می‌چرخن و دراز میشن، کوتاه میشن، فلان میشن، همه چیزا.

ولی این‌ها کل عالم در یک حالت سجده‌ای قرار گرفت "سجدا لله".

این‌ها کل عالم این مدلیه.

ببینید اصلاً تبیینش رو اینجوری داره می‌کنه که این سایه‌های این ما خلق الله رو نگاه کنید که برای همین است که به ما به همه موجودات میگن موجود ظلی به همین دلیل میگن که سایه یه شاخصیم به هر جهت.

چرخش‌هایی داریم ولی سایه یک شاخصیم که اون شاخص حالا اون داره کوتاه میشه، بلند میشه این‌ها، اون جلوه اون اِاِاِ شاخصه که داره کوتاه و بلند می‌شه وگرنه اون شاخص کوتاه و بلند نمی‌شه.

جلوات اون و تشئونات اون، شؤونات اون داره بلند و کوتاه می‌شه.

منتها مراتب این بلند و کوتاه می‌شه رو تو کل عالم اینجوری نشون داده که "سجدا لله ومن معهم داخرون".

بعدش میگه "ولله يسجد ما في السماوات والأرض من دابة والملائكة وهم لا يستكبرون".

همه عالم و همه جنبندا و ملائکه اینها، اینها سجده می‌کنن "وهم لا يستكبرون" بدون استکبار.

همه عالم در حقیقت بی‌استکبار داره این کارو می‌کنه در مقابل حق.

"يخافون ربهم من فوقهم" همه از اون خدای بالا سر دارن می‌ترسن که از اون بالا سر.

"ويفعلون ما يؤمرون" هرچی امر الهی باشه همه عالم داره امر الهی رو به عبارتی امر تکوینی الهی رو داره در حقیقت پیش می‌بره و سوره مبارکه حجر رو ببینید آیه هجده.

اینجا مسئله تکوین و تشریع یک جوری خلط می‌کنه با همدیگه و با همدیگه درش میاره بحث رو.

میگه "ألم تر أن الله يسجد له من في السماوات ومن في الأرض والشمس والقمر والنجوم والجبال والشجر والدواب وكثير من الناس".

ببینید "يسجد له" سجده می‌کنن بر او همه سماوات و ارض هرکی در آسمان و زمینه دیگه.

یعنی حتی آدم‌ها دیگه.

این همون سجده‌های تکوینی‌شه.

ولی یهویی می‌رسه "وكثير من الناس" نمیگه همه مردم.

اینو میگه کثیری از مردم اینجورین که اهل سجده‌اند "وكثير حق عليه العذاب" کثیری هم هستن که اهل سجده نیستن.

معلومه که اگر اهل سجده نباشد اهل عذابه.

به عبارت اگه اهل اون تواضع نباشه اهل عذابه "ومن يهن الله فما له من مكرم إن الله يفعل ما يشاء".

کسی که خدا به او اهانت بکنه، کسی به او اکرام نمی‌کنه.

"الله يفعل ما يشاء" خدا فعال ما یشاء است.

این نکته‌ای که "وكثير من الناس" رو یهویی وسط میاره، اون سجده که اون اظهار خام تواضعه.

حالا از اسرار شریعت و از الطاف شریعت این است که آمده است همون اون سجده که یک حس باطنیه اینو تبدیل کرده به ظاهر.

این یکی از بحث‌های مهم سبک زندگیه که شما شریعت یکی از لطف‌هاش اینه که اومده تمام اون مسائل باطنی‌ای که در حقیقت می‌خواد بده مثل ویتامین‌هایی که می‌کنه تو یه میوه‌ای که این میوه رو یه سیبیه که شما دارید می‌خورید مثلاً و بعد در حازمه‌ی شما یه چیزایی داره جذب می‌کنه از این ویتامین‌ها.

یعنی درسته که شما بدنتون احتیاج به ویتامین داره، منتها ویتامین به شما نمیده.

یه سری سبزی و میوه و این چیزا.

میده با قدرت جذبی که در شما هست.

می‌دونید شما اگر یه عالمم از همین قرصای ویتامین بخورید اگه جذب نکنه بدنتون که خب فایده‌ای نداره.

شما چیزی نخوردید.

نه، حازمه ما رو خدا یه جوری گذاشته که این میوه‌هایی که و این سبزی‌ها رو، ویتامین‌ها، این پروتئین‌ها، این‌ها از تو گوشت‌ها و فلان اینا در میاد.

گوشت پروتئین نیست.

دقت کنید.

گوشت حاوی یه سری پروتئینه که اینم اینجوری نیست که هر کسی گوشت بخوره پروتئین به بدنش می‌رسه.

مثلاً ممکنه دادی دست گوسفند، گوسفند نمی‌تونه بخوره اصلا.

یعنی حازمه‌اش باید بخوره به جذب پروتئین.

خدا این کارو کرده.

خدا اون مسائل باطنی رو تبدیل کرده به یه سری آثار ظاهری و این اثر ظاهرو در اختیار ما گذاشته.

از این جهت هست که شریعت و از این ج-- نگاه، یه نگاه خیلی لطیف بهش بکنید.

اون موقع همین این مسئله رو صفحه‌ی پونصد و هشتاد رو بیارید.

می‌خوام تبدیلش بکنم به یک-- یعنی قرآن تبدیلش می‌کنم به یک سبک زندگی.

من یه نکته‌ای می‌خوام اینجا بهتون عرض کنم.

صفحه‌ی پونصد و هشتاد رو بیارید و صفحه‌ی دویست و هشتاد و شش.

پونصد و هشتاد و دویست و هفتاد و شش.

یعنی والا بی‌اطلاعم از این چیزاش دیگه.

نمی‌دونم چرا قطعم میده و اینها هم نمی‌دونم.

شما صفحه‌ی پونصد و هشتاد رو ببینید.

پونصد و هفتاد و نه، هشتاد نگاه بکنید.

سوره مبارکه انسان اونجا اینو داره که "فاسأل حكم ربك ألا تعمنهم عاتما أو كفورا واذكر اسم ربك بكرة وأصيلا" در ابتدا صبح و شب و فلان اینها یاد پروردگار بکنید "ومن الليل فسجد له" شب رو سجده بکن براش "وسبح ليلا طويلا".

یعنی یه بحثی به نام برای صبر نسبت به همه پیشامد‌های فردی و فرهنگی و اجتماعی و اینها، یه چیزی به نام سجده شبانه ما داریم "ومن الليل فسجد له".

و سبح لیلاً طویلاً.

یه چیزی به نام سجده در شب.

خب؟

حالا بعد از این یه سری هم روایت می‌کنم براتون.

یا مثلاً صفحه دویست و هفتاد و شش رو ببینید سوره هجره.

یه دقه صبر کنید دویست و هفتاد و شش هست، دویست و...

هجره نیست.

از سیصد و هفتاد و شش.

سوره هج्र.

حالا این آیه ش دیگه حالا نگاه بکنید ببینید چیه.

"رب لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون".

ما می‌دونیم که به واسطه چیزهایی که میگن سینه‌ت تنگ میشه.

به پیغمبر میگن که حرف‌هایی که بهت می‌زنن.

بالاخره ما هم اگر تابع پیغمبریم حواسمون باشه حرف‌هایی به ما می‌زنن.

متهم، متهم ردیف اول خیلی چیزها خواهیم بود انگار.

و اینها [سرفه] خب چیکار بکن در این، در این موارد چیکار بکن؟

تا حد که "فسبح بحمد ربك وكن من الساجدين".

تسبیح بکن، سجده بکن و "كن من الساجدين" نه اینکه سجده بکن، نه.

یعنی از ساجدين باش.

یعنی زیاد سجده بکن.

اینجوری که مثلاً بگن این ساجد است، سجاد است.

خب؟

"فسبح بحمد ربك وكن من الساجدين وعبد ربك حتى يأتيك اليقين".

اون موقع عبودیت بکن که جلوه تامش تو همین سجده‌ست تا اینکه به یقین برسی.

خب؟

یقین به تو رو بیاره به عبارتی.

"فسبح بحمد ربك وكن من الساجدين".

یا اون آیه مهم سوره مبارکه فتح صفحه پونصد و پونزده که آیه معروفیه و شنیدید.

آیه پایانی فتح.

در اونجا ببینید این نکته رو دقت بکنید بهش که یعنی به عبارتی تحویل بگیر نکته رو و اون اینکه "محمد رسول الله والذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم تراهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من الله ورضوانا" تو اونان اهل رکوع و سجود می‌بینی که فضل از جانب خدا و رضوان رو می‌طلبند.

فالا توضیحشو هم دادیم قبلاً.

"سيماهم في وجوههم من أثر السجود" یعنی سیماشون و نشانه‌هاشون، چهره‌هاشون از اثر سجده هست.

و اینو چند بار عرض کردیم به معنی جامهر نیست.

به معنای این‌ست که اون نورانیت حاصل از سجده‌شون تو چهره‌هاشون معلومه.

یعنی همینی که در اون آیه سجده‌دار این پلتفرم تقربه مال همین است که [اه] سجده بکن و مقرب شو.

خب؟

این اثر تو چهره‌های اینا معلومه.

یعنی شما با یک سری انسان نورانی داری برخورد می‌کنی، نه با یه سری ریمبو و جیمز باند و نمی‌دونم اینا نیست.

با یه سری قهرمون هالیوودی اینجوری نیست.

خب؟

[سرفه] ببینید چرا این حد از خاکساری مطلوبه؟

چونکه ظل عبودیت مهمه.

ببینید انسان هر چقدر عبدتر مهم‌تر و حتی رب‌تر.

یعنی عبد و رب.

ااا حالا اینم تعبیری‌ست راز این داغ نه در سجده طولانی ماست بوسه اوست که چون مهر پیشانی ماست.

این به هر جهت اینم لطفه.

بوسه پروردگار بر پیشانی.

اون چیزی که مهمه جبهه‌ت نور میاره.

یعنی پیشانی درخشان.

خب؟

که حالا الان این فیزیولوژیست‌ها یه بررسی‌هایی کردن گفتن سجده باعث میشه که اون نمی‌دونم قسمت پشت پیشانی یه نمی‌دونم چی میشه و فلان میشه و یه عالمه براش فلسفه هم درآوردن.

اتفاقا اونوری‌ها درآوردن که در حقیقت چه کارهایی توی اون بخش چی رو انجام میده؟

بخش نه ساقه مغز که این پشته، همون بخشی که انگار تصمیم توش انجام میشه و فلان اینها و حتی گرایش‌ها تو اونجاست میگن مال قسمت پشت پیشانیه.

من می‌خوام بگم تاثیری‌ست که حالا سجده میذاره.

حالا ما به اینا کاری نداریم اصلاً.

حالا دلایل پشت پرده فیزیولوژیستیشو ما کاری نداریم.

اصلاً به بقیش هم کار نداریم.

یه نورانیتی در سجده وجود داره که اینه که آخرش پایه کار معارف [مکث]، انقلابی هم قرار می‌گیره.

خدا رحمت کنه مرحوم سید حسن نصرالله رو، شهید سید حسن نصر و هاشم safieddine رو.

در مورد این دو بزرگوار می‌گفتن که هر چقدر به اواخر عمرشون نزدیک‌تر می‌شدن، هم خودشون و هم حزب‌الله رو بیشتر دعوت می‌کردن به این مسیر.

به یک مسیر عرفانی اینجوری بیشتر دعوت می‌کردن.

ماها حقیقت این قوت روحانی نداریم و عزم روحانی وجود نداره توی [مکث]، کارهامون.

لذا مسئله‌ای به نام سبک زندگی سجده و سجده شبانه.

اینها حالا ما که در حقیقت به زور و ضرب سحری و این چیزا هم توفیقی هست بیدار میشیم و اینها.

حالا من چند تا روایت هم [سرفه] خدمتتون می‌خونم.

[سرفه] یه ارزم رو در همین مقدار به پایان می‌رسونم.

روایتش اینه گاهی اوقات حتی [سرفه] شنیدید این رو ذیل اون آیه سجده‌داری که من آیه رو نمی‌خونم، از امام رضا هست که "أقرب ما يكون العبد من الله وهو ساجد".

اون نزدیک‌ترین حالتی که برای انسان به پروردگار هست، اونجایی‌ست که او ساجده و سجده می‌کنه و اشاره کردن به همین، ااا آیه در حقیقت.

ابی بصیر میگه که امام صادق علیه‌السلام فرمودن که "یا ابا محمد عليك بطول السجود فان ذلک من سنن الأوابین".

به طول سجده، خلاصه بر تو باد طول سجده از سنن اوابینه.

روایتش در جلد هشتاد و دو، صفحه صد و شصت و دو نهار.

سنن اوابین یعنی اون که انه اواب، اون کسایی که خیلی تواب بودن این در حقیقت.

حالا یه نکته‌ست، تو سجده ذکر مهم نیست.

گرچه که آقا یه سری ذکر‌هایی شد، صلوات فرستاد، ذکر یونسیه گفت فلان اینا، اینا بعضا هم عدد داره خیلی، ولی اصل خود این حالتش میشه یه سری دعاهایی رو زمزمه کرد، دعای فارسی خوند، دعای ابو حمزه خوند فلان، ولی اینو در حالت سجده گفت و با یک سجده طولانی مثلا فرض بفرمایید که پنج دقیقه، ده دقیقه، یه جوری که تو سجده باشه دیگه کاملا معلومه که داره سجده می‌کنه.

یه موقع آقای جاودان به من فرمودن که مثلا یه دستوری دادن گفتن و البته یک سال انجام بده.

این کارو بکن و البته یک سال انجام، این خود و البته یک سال انجام دادنش هم مهمه.

اینکه میگم باید یه عزمي باشه برای اینکه از امام صادق علیه‌السلام هست که فرماید که "أقرء من ترى أنه یطيعنی ويأخذ بقولی منهم السلام".

امام صادق به ابی اسامه میگن که اون کسایی که خلاصه حرف منو می‌گیرن، [سرفه] و اونم عرض می‌کنم حرف منو می‌گیرن، خلاصه اهل اطاعت من هستند.

یعنی به هر کسی هم نباید گفت "وأوصهم بتقوی الله والورع في دينهم والاجتهاد لله وصدق الحديث وأداء الأمانة".

گفتن اینجوری کن "وطول السجود وحسن الجوار" و حسن همسایگی.

بعد فرمودند "فبهذا جاء محمد".

پیغمبر خدا به همین اینا اومدن.

یعنی صدق حدیث و ادای امانت و طول سجده و حسن جوار و اینا.

طول سجده تو این گنجونده شده در حقیقت.

باز دوباره [نفس عمیق] روایت‌های دیگه این بحث هست دیگه روایت‌های حوزه بحث سجده.

ارزم رو تمام می‌کنم به این نکته که اولا گفتم در حالت سجده نمی‌تونیم قرار بگیریم.

یه چیزی شبیه سجده می‌تونید قرار بگیرید.

ممکنه پشت یه میزی بشینید یا نشستید در حقیقت حالت سجده مهر رو در حقیقت به پیشانیتون نزدیک می‌کنید و و همین حالت میشه سجده دیگه در حقیقت برای کسی که سجده رو نمی‌تونه همین کارو باید انجام بده.

این خود اینی که خب بیا و در سجده عملاً "يَضِيقُ الصَّدْرُ كَبِمَا يَقُولُونَ" سینه تنگ میشه با اون چیزی که میگن تو بیا و کن من الساجدین.

یا اینی که [نفس عمیق] خلاصه، ااا [نفس عمیق] "فَاذْكُرِ اسْمَ رَبَّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلاً".

خلاصه "وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ".

این سجده شبانه حالا هم که توفیقی هست ما در سجده در شب‌ها بیدار میشیم و اینا، یه پنج دقیقه، ده دقیقه‌ای رو برای سجده قائل بشید.

بعدشم نگید که این چی شد؟

یا مثلا چه فرقی کرد اینا.

این چی شد و چه فرقی کرد و فلان اینا رو اثرشو به مرور آدم می‌بینه که بالاخره یه فرقی می‌کنه.

همینی که قرآن میگه یارای خاص پیغمبر اینجورین، میگه اونجا اینجورین، اینا اینجورین.

ذکر یونسین که ذکر هم الان در سجده هم هست همین "لا اله الا انت سبحانك انی كنت من الظالمین".

این هم جزو ذکرهای قابل توصیه هست.

منتها عدددار گفتنش رو باید از یه استادی شما بگیرید و یا نه بی‌عدد بگید.

اینکه حالا مثلا چند بار بگید چهارصد بار بگید اینا، یه استادی باید اینو بگه به انسان که شما این کارو بکن مثلا.

یه روایتی می‌خواد، استادی می‌خواد اینها که این ذکر‌هایی که بالاخره چیه اینا؟

ذکر یونسیه یک توصیه اکید روش داره به عنوان نجات از غم اصل این ذکر.

یعنی غم انسان بره به ذکری که در سجده گفته میشه[سرفه] سلامت بشید بزرگوارید، التماس دعا دارید.

حالا دیگه همین مقدار باشه این به عنوان یه سبک زندگیه، ااا قرآنیه، عرفانیه که وقتشم تو همین ماه مبارک رمضان هست.

حسن جوار یعنی حسن همسایگی.

انسان نسبت به همسایش، همکارش، همسرش، همه اینا یه در حد حسن همسایگی داشته باشه دیگه.

حسن همجواری داشته باشه.

یعنی از اینکه این هست خوشحالن، از اینکه چنین همسایه‌ای دارن، چنین همکاری دارن، چنین همسری دارن.

این‌ها خوشحالن، راضی‌ن.

خب که چنین مجاوری دارن به عبارتی.

اینا حسن همسایگیه که ااا به هر جهت اینم جزو سبک زندگی‌های خودشه دیگه.

همیشه می‌گن که-- بله سجده و کل این اعمال یه نقشه‌ی میوه‌ای رو داره که توش یه سری ویتامین قابل جذب بدن ما رو داره.

اینجوری نیست که هر کی میره سجده مثلاً هر کی سرشو بذاره زمین این حالت براش به وجود میاد که.

نه، این میوه، میوه‌ایست که حاوی ویتامین‌های زیادی هست قابل جذب برای بدن ما.

اینو به عنوان یه برنامه بذارید حتما این برنامه شبانه مداوم.

حالا از نوع این مداوم منظور اینه دیگه که اگر یهویی یه شبم نشد، نشد.

این برنامه مداوم معنیش اینه.

[سرفه] یعنی اینکه حالا مثلاً دنگم بگیره یه بار این کارو انجام بدم اینا اون اثر رو نداره.

مثل این می‌مونه کسی دنگش بگیره یه بار تو مثلاً فصل بره باشگاه مثلاً.

او حتی نمی‌تونه از باشگاه استفاده کنه، از استخر استفاده بکنه.

دیدید که بعضیا مایو می‌پوشن حالا آقایون، مثلاً مایو می‌پوشن میرن مثلاً سیب‌زمینی، پنیر می‌زنن.

یعنی مایو می‌پوشن میرن توی اون بخش رستورانش.

خب؟

بخش بوفه‌ش.

اینا نمی‌تونن کسی که شناگر نباشه نمی‌تونه از استخر استفاده کنه.

ولی معلومه که استخر دم دستش باشه.

باید شناگر باشه تا از استخر هم بتونه استفاده کنه وگرنه بیشتر شکل کار در میاد.

مثلاً دیدین مایو می‌پوشه میره می‌شینه تو جکوزی.

خب دوستن که چی مثلاً اینکه استخر نیست، این اصلاً ورزش نیست که این کار.

این شکل کار بیشتر در میاد.

یعنی اینکه باید طرف مدام استخر بره، بره، بره مثلاً تا ورزشکار بشه، شناگر بشه، اون موقع استخر واقعاً به دردش می‌خوره.

باید اهل سجده باشه زیاد، زیاد اون خودش می‌فهمه که این به چه درد می‌خوره.

یعنی یک سال سجده بکنه، اون خودش می‌فهمه که دیگه اصلاً احتیاج-- همین قدی که به خدا اعتماد بکنید، خدا گفته سجده بکنید دیگه.

روایات زیادی حتی تو این معنی هست که گفتن که آقا ما رو بهش شفاعت بکنید.

گفتم خب الا کن عینونی بطول سجود.

شما با طول سجده منو کمک بده.

یعنی تو طول سجده داشته باش.

من بارها عرض کردم مثل این می‌مونه که میگم آقا یه ماشین منو هل بده.

میگه خب سوئیچو باز کن بذار دو اقلاً که من هل دادم روشن شه.

نه اینکه همینجوری خلاص کنی ماشینو که بعد به من بگی تو ماشینو هل بده.

خب من هل میدم.

شما چی میشه مگه؟

هل بدم که تو روشن نمیشی که.

هل بدم میگی من هل دادم دیگه همینجوری.

اینی که تو سوئیچو باز بکنی بذاری دو که من هل دادم تو روشن شی.

اینی که گفتن که اگر قراره این اتفاق بیفته عینونی بطول سجود با طول سجده منو کمک بکنی که من، من این کارو می‌کنم تو شما هم واسه سوئیچ باز کن، بذار دو.

مثلاً این اتفاق بیفته تا من بتونم کاری بکنم.

اینو به عنوان [سرفه] بله گذاشتن که یه قومی اومدن خدمت یکی ار من لنا حالا ربکل الجنه که برای ما پیش خ-- پروردگار بهشت رو تضمین کن میگه الا ان تمینونی بطول سجود.

شما هم منو کمک بدید پس با طول سجده.

سجده یه چیز عجیبیه.

تعجیبه واقعاً تو پلتفرم‌های چی مثلاً ما پلتفرم گرسنگی هم داریم جزو پلتفرم‌های تقرب، منتها پلتفرم سجده یه چیزی دیگه است اصلاً.

واقعاً سکویه، سکو پرتابیه.

مثلاً گرسنگی هم هستا ولی گرسنگی اون خاصیت سجده رو نداره.

صلي الله على سيدنا محمد