اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
و بين الصين وصلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرین.
خب در بحث سبک زندگی قرآنی، اِممم حالا ما تو این یک ساعتی که در خدمتتون هستیم این سه بحث رو میاریم جلو انشاالله.
یکی از مباحث مهم شاید اینو به تعبیر روایات ما که رابطه صبر با ایمان کل رأس من الجسد، یکی از مهمترین مباحث سبک زندگی دینی، ایمانی، قرآنی برای رسیدن به مقاصد عالی صبره.
صبر.
صبر چه به معنای انفعالیش حتی یعنی تحمل کردن به عبارتی، یعنی مقاومت کردن، چه به معنای فعالش و معنای استقامت کردن.
چون یه مقداری این دو تا معنی با همدیگه یه کمی فرق داره.
البته دو تاشم رده پاش در قرآن هست.
ببینید صبر چه به معنای تحمل کردن و مقاومت کردن، چه صبر به معنای فعال یعنی استقامت کردن.
تفاوت این دو تا واضحه برای شما یا نه؟
ببینید در آیات ما هم وقتی که به-- من اتفاقا یه موقعی تو یه جلسهای گفتم که کاش بحث رو حوزه مقاومت نمیذاشتیم.
مقاومت یک مقداری در آیات قرآن مکیه، مقاومت کردن.
ولی اون چیزی که مدنیه و رو به جلو حرکت میکنه استقامت کردنه.
استقامت کردن یعنی کسیست که حرکت داره میکنه و تو حرکت خودش استقامت میکنه.
مثل یه کوهنورده به عبارتی که داره در حرکت خودش استقامت میکنه.
مقاومت کردن مثل یه کسیست که مثلا حوش رینگ بوکس افتاده و داره ضربه میخوره و مقاومت میکنه.
این خیلی مهمه که آیا ما در موقعیت مکی هستیم یا در موقعیت مدنی هستیم.
علی ای حال صبر کردن و پایمردی کردن و ایستادگی کردن و مقاومت کردن و استقامت کردن، این یه نکتهایه که روز به روز در نسل نو اتفاقا داره در حقیقت میاد پایین.
یعنی فرض بفرمایید صبر کردن و تحمل کردن در زندگی نمیتونم.
صبر کردن و تحمل کردن در درس خوندن نمیتونم، در کتاب خوندن نمیتونم، در ورزش کردن نمیتونم.
اساسا اگر این کارها رو نمیتونه بکنم، یعنی فرض بفرمایید که من بارها عرض کردم یه رزومه پر و پیمون داره از خودش بروز میده.
مثلا فرض بفرمایید که هی یه سال اینجا بوده، دو سال اونجا بوده، سه سال یه جای دیگه بوده.
یه متن کوتاه میتونه بخونه و همه این کارا رو میتونه بکنه.
ولی نه میتونه یه کار بلندمدت انجام بده، نه یه ورزش بلندمدت انجام میده، نه یک اقدام هنری بلندمدت انجام میده، اقدام علمی بلندمدت انجام میده.
چونکه شما وقتی که حرکت اون اول خودش رو طی میکنه، چون اول خودشو طی میکنه به قسمتهای سنگلاخی میرسه.
اینجاست که نقش صبر کردن، تحمل کردن، استقامت کردن، مقاومت کردن در زندگی مؤمنانه یه جایگاه ویژه داره.
حالا به شما نشون میدم از تو آیات قرآن.
یکی از کلیدواژههای سبک زندگی قرآنی صبر کردنه.
چراییش هم واضحه به دلیل اینکه شما وقتی که یه مقصد عالی رو دارید پیگیری میکنید، اساسا مقصد عالی به تعبیری که حضرت آقام فرمودن مقصد عالی یک جاده آسفالته نیست اصلا که مثلا کسی بندازه تو یه جاده آسفالته صد و بیست تا حرکت بکنه.
یه کوهنوردیه به تعبیر اون آیات که "وهديناه النجدين فلق تحمل عقب".
چرا تو گردنه نمیرید؟
معلومه نجد خیر تو گردنه پیدا میشه.
پس کسی که میخواد بره به مقاصد عالی برسه باید گردنهپیمایی بکنه و اساسا اخلاق اینه که یک کاری رو بماند سرش.
این بمانه-- بتونه بمونه.
مثلا فرض کنید که یه زندگی رو شروع میکنه بتونه بمونه، بتونه با مشاق و مشکلاتش بتونه سر کنه.
برخی از کارها هست که در حقیقت به عنوان ااا تو زندگی بسیاری موجب صبر و تحمل میشه.
مثلا خود زندگی کردن با همسر به خصوص بچه داری برای خانمها بچهداری برای خانمها از اون کارهاییست که به شدت تحمل و صبر یه نفرو میتونه به بالا ببره.
چون از اون کارایی که آش کشک خالهای که بخوری پاته نخوری پاته.
یعنی طرفی که بچهدار میشه دیگه باید این بچه رو بزرگ کنه با تمام مشاقی که وجود دارد.
باید شب بلند شه شیر بده، عوض کنه، چیکار بکنه.
سر بچه هم نمیتونه داد بزنه و این جنس کارها.
میدونید خود این جنس کارها رو اگه کسی شروع بکنه به انجام دادن یا حتی توی ورزشها مثلاً کوهنوردی اینجوریه.
کوهنوردی نه پارک نوردی و هایکینگ و اینا رو نمیگما.
کوهنوردی کردن.
یعنی کاری که ورزش کوهنوردی با آدم میکنه هیچ ورزش دیگهای نمیکنه.
با اختلاف و فاصله...
اینایی که مینویسید یه خورده واضحتر بنویسید ما هم بفهمیم.
آها اره.
بله دیگه.
تو همچین موقعیتهایی انسان خودشو قرار بده که راه پس و پیش نداره.
این موقعیتها صبر انسان رو زیاد میکنه.
کسی یکی روال درسی رو شروع کنه و ادامه بده، این کار.
حالا چه در قالب تحمل کردن یعنی به معنای مقاومت کردن که یه معنای نسبتاً مکیه توی آیات قرآن، چه به معنای دقیقاً صبر کردن به معنای استقامت کردن و حرکت ممتد کردن.
یکی از بهت-- حالا آیاتش رو نگاه میکنیم ها.
یکی از بهترین کارهایی که در حقیقت آدمها میتونن برای خودشون برنامهریزی بکنن این است که یک کاری رو یک سال بتونن ادامه بدن.
یک سال بتونن یه کاری رو حالا با تمام فراز و فرودش ها دیگه.
چونکه قرار نیست مثلاً طرف این مثلاً یه تک مثلاً بره بالا.
نه، تو کوهنوردی هم میان بالا میرم اینجا پایین تو این شیار میرم پایین بعد میرم بالا.
آره اینجوریه.
ولی یکی از تمرینهای در حقیقت بسیار عالی تو این زمینه این است که انسان یه کاری رو با تمام مشاقش و با تمام موقعیت خودش یعنی فهم موقعیت خودش از این کار و توان خودش از این کار و همه اینا، یک کاری رو بذاره وسط و در حقیقت مثلاً میخواد قرآن حفظ بکنه.
خب؟
خب بعضیا دیدم مثلاً محفل دیدن نمیدونم چی.
ما یه خانومی داشتیم تو همین سوجا محفل نمیدونم دیدین اون خانم کرباسچی رو.
خواهر اون خانم کرباسچی که در لبنان شهید شدن.
سه ماهه قرآن حفظ کرد.
یعنی روزی تقریبا ده پونزده صفحه حفظ میکرده.
ده صفحه قرآن حفظ میکرده.
خب، اِممم اینا دقیقاً super است-- اِ-- دقیقاً استعدادن اینا.
نه.
کسی مثلاً میخواد قرآن حفظ کنه روزی دو خط قرآن حفظ کنه، روزی دو خط.
ولی یک سال قرآن حفظ کنه.
روزی دو خط قرآن حفظ کنه.
روزی یک خط قرآن حفظ بکنه.
روزی یک آیه قرآن حفظ بکنه.
ولی حفظ بکنه.
چقدر میشه پس از، پس از یک سال؟
اصلاً هیچ اهمیتی نداره که چقد میشه.
این چیزی که توش مهم نیست اینه که چقد میشه.
خب؟
اینی که مهم نیست توش اینه که اصلاً چقدر میشه این.
این مهم نیست.
این مهمه که شما توانستید روزی، خب؟
روزی یک آیه قرآن حفظ کنید.
این مهمه.
اینش مهمه و اینا هیچیش دیگه توش تو این بحث مهم نیست.
کسی توانسته بله همین قلیل مدوم عليه خير من كثير منقول من.
این قلیل مدوم عليه یعنی کار اندکی که انسان توش ایستاده و اینها.
و این روحیه صبر میده به انسان.
روحیه کارو در میارم، کارو ادامه میدم.
بالاخره کار سخته، کار همینه و همه این حرفا.
لذا انسان خودشو در موقعیتهای صبر قرار بدهد و صبر کند.
خودشو در موقعیت صبر قرار بده و صبر کنه.
یه چند تا آیه بخونیم بعداً عرض میکنم.
حالا سر دستیشو من عرض میکنم خدمتتون.
هیچ چیز، هیچ چیز یعنی هیچ چیزا واقعاً به اندازه انسانهای با عزم، با صبر در انسان تأثیر نداره.
و گشتن و پلکیدن با اینا.
اینی که ما اسم اون گروه رو مصابره گذاشتیم منظور همینه.
اینی که در اسم رو و صابرو و رابطو، اسم رو صبر شخصی خودتونه.
یه موقع صبر جمعیه، یعنی صبر به هم تکیه دادنه.
یعنی به هم س-- تکیه صبورانه دادنه.
به هم انرژی ماندن در مسیر دادن است و همه اینا این اون نکته اصلیایه که برای همین یه موقع طرف شخصی میخواد بلند شه بره دماوند.
خب این کار، کار سختیه.
یعنی بیش از اندازه و ظرفیت به خودش داره بار میکنه.
ما اوهدهای از آدما داریم که اینها تکی هم میتونن تو یه جاهایی برن و کار بکنن و کم نیارن و تا پای جان وایسادن و این از این چیزا.
ولی اونی که تبدیل میشه به کوه جمعی میبینید که سخت هست.
یعنی کوه رو داره میره بازم.
اینجوری نیست که یه نفر وقتی داره جمعی میره کوه امدادی که نمیرن کوه مثلا این مثلا یه ده متر اول رو بده بره چوبو بده به-- کسی ده متر بعدی رو بره.
نه.
همه باید از این پایین تا اون بالا رو برن.
کسی هم به کسی کمک نمیکنه به عبارتی.
اون کمکی که وجود داره کمک روحیه به عبارتی دارن به همدیگه میکنن.
کمک روحی.
این کمک روحی و انرژی دادنهای متابعهای به عبارتی.
"اصبروا وصابروا" یعنی صابر است.
صابروا.
یعنی داره مصابره میکنه.
دارن به همدیگه روحیه صبر میدن.
صبر به همدیگه تکیه میدن به عبارتی.
پس سر دستی شما حالا آیات رو میبینیم.
شما سر دستیش بدانید باید در برنامهریزی یه مؤمن در حقیقت برنامههایی وجود داشته باشه که آرام آرام، خورد خورد، ذره ذره باید انجام بده و بماند.
اینو باید بذاره تو برنامهش.
حالا این برنامه رو بکنه به برنامه دو نفر یا سه نفر این دیگه هنر شماست که مثلاً میخواید روزی یک آیه قرآن حفظ بکنید.
یه سه چهار نفرم با خودتون همراه بکنید که این روزی یک آیه رو حفظ بکنید به هم تحویل بدین.
ببینید این فرق داره تا طرف میشینه خودش تکی قرآن حفظ میکنه.
تکی قرآن حفظ کردن ممکنه ولی کار بسیار سختیه.
ولی سه نفر که جمع میشن میخوان قرآن حفظ بکنن.
اگر اون یکی گفت نه من روزی یه صفحه بخوام حفظ کنم، بگین باشه تو روزی یه صفحه خودتو حفظ کن ولی تو این برنامه روزی یک آیه قرآن حفظ کن.
این از اون کارهای فوقالعادهست تو زندگی آدم.
یه کتابی رو شروع میکنه بخونه، یه کوهی رو شروع کنه به رفتن.
الانم رفته رفته فصل، فصل مناسبی میشه برای کوه رفتن و اینها.
اینا سفر رفتنها خدایی سفر رفتنهای به خصوص قدیم که سخت بوده با مشاق زیادی بوده اینا کدومش انسان رو میساخته تو اینجور کارهایی.
این کلیت بحث صبر که مشخصه.
انسان بدون این کارها، بدون صبر کردن به جایی نمیرسه.
باید حتماً اهل پایداری و مقاومت باشه.
جامعهای هم به هیچ جا نمیرسه بدون صبر و مقاومت و پایداری.
بعد خلاصه فرهنگ عمومی هم به سمت بیصبریه در حقیقت.
خب حالا شما یه چند تا آیه با همدیگه ببینیم.
شما بیارین سوره مبارکه اعراف صفحه صد و شصت و شش.
سوره مبارکه اعراف.
خب راجع به عذابهایی که بر فرعونیان اومد و همون عذابهای معروف طوفان و جراد و قمل و ضفادع و دم و حالا همه اینا به عنوان آیات مفسلات وقتی اومده آیه صد و سی و هفت، صد و سی و پنج.
فرمود: "فلم بسم الله الرحمن الرحیم.
فلما كشفنا عنهم الرجز الى اجل هم بالغوه اذا هم ینكسون".
این عذابها رو که به عمل داشت از اونا تا اینکه مدتی که به آن-- به اون برسن "اذا هم ینكسون" میگه تصمیم بیخود میگیرن.
خب این تصمیم برای چی میگیرن؟
شب بیدار و نماز تهجد کنن.
پیغمبر خدا این کار نمیکرد.
"فانتقمنا منهم".
میبینی؟
اینی که من گفتم مطابق ظرفیت این نکته مهمیه.
خب؟
مطابق ظرفیت این نکته مهمیه.
آدما باید اندازه خودشون، اندازه تصمیم خود-- خلاصه جوگیر شدن تو این تصمیمات اتفاقاً کاری میکنه با انسان که کلاً مسیر رو دیگه منکر میشه.
یعنی میگه که اصلاً نمیشه، جواب نمیده.
من نمیتونم قرآن حفظ کنم.
من نمیتونم همچین کارایی رو انجام بدم.
این نه، برای همین هست گفتن یک سال یه کاری رو تصمیم بگیرید انجام بدین.
یعنی یه کاری باید باشه که قاعدتاً یک سال بشه انجام داد.
حالا یه روزم انجام ندادید و هفتهای یه روز انجام ندادید مهم نیستا این بحث.
اون که غالباً بتونید انجام بدید اینو، کار رو.
"فانتقمنا منهم فاغرقناهم في الیم بوانهم کذبو بآياتنا وكانوا عنها غافلين".
بعد میگه "واورثنا القوم الذين کانوا".
ما به میراث دادیم.
اون چیزی که بودن "کانوا يستضعفون" اون قومی که مستضعف شده بودن.
"مشارق الارض ومغاربها التي باركنا فيها" اون مشرق و مغرب اون سرزمین رو به اونها به میراث دادیم "وتمت كلمة ربك الحسنى على بني إسرائيل بما صبروا".
ما این کلمهی حسنای و نیک پروردگار رو که اون رسیدن به اون حاکمیت دینی بود بر بنی اسرائیل دادیم.
به واسطهی صبر دادیم.
اون بنی اسرائیلی که چهل سال زیر چنگال فرعون داشت له میشد دیگه رسماً.
"بما صبروا" وقتی صبر کردن بالاخره این جواب داد "وتمت كلمة ربك الحسنى على بني إسرائيل بما صبروا *دمرنا ما كان يصنع فرعون وقومه وكان يعرشون" و اون موقع همهی فرعون، فرعونها رو ویران کردیم.
این آیهی-- چیتو بیارید.
آیهی سوره سجده، صفحه چهارصد و هفده.
صبر انفعالی، ببینید بیارزش نیست، نخیر.
منتها در موقعیت خودش باید باشه.
مثل یه نفر میمونه که تو کوه، در کوهی که باید بره بالا، تو کوه در اون نقطه بایسته.
این صبر بیارزشه.
ببینید این عدم صبره به عبارتی.
خب.
ببینید یه موقع شما دارید حرکت میکنید به سمت بالا حرکت میکنید.
صبر اینجا به معنای چیه؟
به معنای حرکته دیگه.
یعنی شما صبر کنید، ایستادگی کردن به معنای ایستادن نیست اینجا.
به معنای حرکت کردنه.
ولی شما در یک موقعیت خانوادگی، شغلی، در یک موقعیت اینجوری که قرار میگیرید یا تحت فشار قرار میگیرید، تحت فشار مقاومت کنید اینجا.
اینجا موقعیتیه که صبر حالت تحمل کردن داره و با ارزشه اتفاقاً.
منتها در موقعیت خودش باید باشه.
مثلاً به شما حرف میزنن، خب؟
شما هم تحمل میکنید.
تو مسیری که هست شما به شما ح-حرف دیگران رو دارید تحمل میکنید، خب.
به هر جهت برای رسیدنه به شما.
اگر حالا بذارید من تو روال همین صبر مکی رو یه موقع بهتون نشون میدم که در حقیقت کسانی که ایستادن دارن اون کارشونو انجام میدن و دارن حرف و حدیثها رو تحمل میکنن به عبارتی مقاومت میکنن.
ببینید من نمیخوام بگم صبر بر دو گون استها مثلاً دو تا معنی داره.
نه، دو تا معنی نداره صبر.
مثلاً همون مقاومت کردن و استقامت کردن و تحمل و ایستادگی و تجلد و بیباکی و فلان اینا.
ولی وقتی که در موقعیتهای مختلف قرار میگیره صورتهای مختلف از خودش بروز میده.
برای قوم متحرک صبر کردن به معنای ایستادن نیست، به معنای رفتنه، خب.
اینا رو حالا تو آیات بهتون نشون میدم.
صبر کردن برای یک قوم متحرک صبر کردنه به معنای در حقیقت حرکت کردنه.
برای یک جایی که شما ایستادید و مثلاً یک باد شدیدی شما داره میاد، صبر کردن به معنای ایستادنه اینجا.
یعنی مقاومت کردنه، تحمل کردنه به عبارتی.
چیز صبری که اینو موسی نشون میده خیلی منفعلانه است.
خب تو اون موقعیتش قاعدتا باید منفعلانه هم تحمل میکردن دیگه.
تا از-- یعنی در اون موقعی که خب از حضرت موسی علیه السلام داره زاییده میشه دیگه.
اینا دارن اینجوری تحمل میکنن بله دیگه.
دارن دست به دست هم دیگه میدن که باد نبرتشون به عبارتی.
دارن در این موقعیتن.
این موقعیت، موقعیتیست که باید برای طرف اتفاق بیفته و بعدش همیشه آینده روشنه برای این آدما.
که آدما بالاخره باد همیشه نیست.
بالاخره این شرایط میگذره برای آدمها، خب.
و بالاخره خود شخص بزرگ میشه، قد و هیکالش بلند میشه و همه اینا.
اینو بخونیم و حالا بعداً باز دوباره نگاه بکنیم این آیات رو.
گفتم صفحه چند؟
صفحه چهارصد و هفده.
آیه بیست و سه رو نگاه بکنید.
بیست و سه، بیست و چهار.
"ولقد آتينا موسى الكتاب فلا تكن في مرية من لقائه" ما به موسی کتاب دادیم در تردید از دیدار حضرت حق نباش "فجعلناه هدى لبني إسرائيل" ما اینو هدایت برای بنی اسرائیل کردیم "وجعلنا منهم" از میان این بنی اسرائیل یه سری رو ما امام کردیم.
ببینید به معنای امام معصوم نیستها.
امام اصلاً در قرآن به معنای امام معصوم نیست، خب.
بله این صبر مردم فرز-- میگیم مصداق خوب صبره به معنای مقاومته.
ببینید امام در قرآن به معنای در حقیقت معنی امام، امام معصوم نیست در قرآن.
به معنای پیشوائه.
منتها بله این امام اگر بشه امام مبین میشه شبیه کتاب مبین که ما همه چی درش احصا شده.
حالا "أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ" و "كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ".
وگرنه اینی که شما وقتی دارید دعا میکنید که "رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا" شما وقتی داری دعا میکنی که خدا ما رو امام قرار بده، نه اینکه امام معصوم قرار بده، بلکه معنیش این است که شما و قوم شما رو امام قرار بده.
یعنی پیشوا قرار بده.
یعنی شما انقدری بالا رفته باشید که پیشوا شده باشید.
خب.
بعد پیشوا شدن خودش یعنی اون گروهی که قراره پیشوا بشه و کار رو اون گروه ببره جلو و اون امت ببره جلو، اینا رو میگن چجوری امام میشن اصلاً؟
"وَاجْعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا" که این "يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا" هر دو تا معنی رو تحمل داره.
اینی که [مکث] اه این مقدار ابراز احساسات کلاً نکنید تو این، این.
ببخشید من مجبورم دیگه فکر کنم تذکر بدم.
اینی که کسی آیه ای میذاره، اینی که کسی مطلبی میگه، من مطلب میگم، چی می کنم، قاعده این در حقیقت کلاس این نیست که کسی به دیگران، به بنده فلان اینها ابراز احساسات بکنه.
خب تشکر بکنه، ابراز احساسات بکنه، بگه شما چقدر خوبین، شما چه سری، چه دمی، عجب پایی نمیدونم فلان اینها.
قاعده این گروه-- کلاسها این نیست.
لطف کنید این کارو نکنید.
"يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا" هر دو تا معنی رو توش داره.
یعنی هم "يَهْدُونَ" یعنی به فرمان ما کسایی که به صورت على الدوام "يَهْدُونَ" خب.
على الدوام "يَهْدُونَ" یعنی دارن هی هدایت میکنن فرمان.
یعنی [سرفه] فرمان رو میگیرن از بالا دستی هی دارن این کارو انجام میدن.
چونکه هدایت هم یه کاره مقطعی نیست.
هم هدایت به امر، کسانی که اساساً در مقام پیشوایی قرار میگیرن هدایت به امر هم میکنن.
یعنی چی؟
یعنی هدایت به اه عزم، هدایت به خواست، هدایت ملکوتی در حقیقت.
یعنی در ملکوته شی تأثیر میذارن و او رو حرکت میدن.
خب.
در حقیقت ارتباط روحانی پیدا میکنند با شخص و چون ارتباط روحانی پیدا میکنند میتونن تغییرات ایجاد بکنند.
امام کلاً که چیزی که اینجوریه به دلیل اینکه مرکز توجه و مرکز محبته، او بخواهد در ملکوته اش ya تأثیر میذاره.
"وَاجْعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا" چرا به اینجا رسیده؟
یه امام "لَمَّا صَبَرُوا" به خاطر صبر.
خب.
"وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ" هم صبر هم "وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ".
یعنی مدام به آیات ما توجه کردن و یقین پیدا کردن.
یعنی یه مدتی مدیدی باید خودش بداند و یقین هم پیدا بکنه و بماند.
اینها کساییان که زمام گروههای دیگه رو به دست میگیرن.
هر کسی میاد در مرکز قرار میگیره، او صبر و تحملش و یقینش به مسیر از همه باید بیشتر باشه.
ببینید این نکتهای که به عنوان در حقیقت اشکال فرمودید که این "وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا" فلان اینها، همین آیه را حاج آقا رو به یکی گفتیم حالا.
خب اون یکی که گفتید خب خیلی باسواد نبوده احتمالا.
چونکه ما ببینید یه بحثی داریم در روش تفسیری اهل بیت، بحث کاملاً سر جای خودش بین آشنایان به این فن سر جای خودش ملحوظه و اون است که مصداق اتم رو گاهی اوقات میگن تفسیر آیه.
خود اهل بیت مصداق اتم آیه رو میگن تفسیر آیه.
فراوانه، من تو این بحث چیز تفسیری زیاد این معنا رو گفتم.
گاهی اوقات هم به جری و تطبیق هم بیان مصداق اتم.
مثلاً میگن هر جایی در قرآن هست "الَّذِينَ آمَنُوا" یعنی علی.
اون که معلومه معنیش این نیست، معنیش این نیست و تفسیر "الَّذِينَ آمَنُوا" به معنای علی نیست.
بله علی مصداق اتم "الَّذِينَ آمَنُوا" هست.
خب علی مصداق "الَّذِينَ آمَنُوا" این هست.
ولی در حقیقت به معنای اینکه این اون معنائه، نه خب معلوم، معلومه که اینجوری نیست خب بله.
اینی که با این اوصاف نباید منتظر نصرت عاجل-- ببینید یه موقع هست شما دارید به طرف میگین آقا به همین مفتیها که آدم چیز نمیشه، پیروز نمیشه که.
یه موقع در مقامی دارید میگید که طرف رو ناامید میکنید از اصلا مقاومت.
گفت چون که مقصود از شجر آمد ثمر، پس ثمر اول باید آخر شجر.
یعنی آدم داره طرف مقابل رو ناامید میکنه.
یه موقع هست نه، این بیان، بیانش که بداند که شما وقتی که یه موقع میخوای قرآن حفظ بکنی، یه موقع میخوای در حقیقت فرعون ساقط کنی.
خب با همدیگه فرق داره خب.
یعنی حد مقاومت جمعی که تو اونجا وجود داره به هر جهت یه موقع شما میخوای بری کلک چال، یه موقع میخوای بری تو چال، یه موقع میخوای بری دماوند.
اینا با همدیگه فرق دارن دیگه.
باید طرف بدونه که دماوند با کلک چال فرق داره.
کلک چال همینجوری خش خشانه آدم میگه میخندیم میرسه کلک چال.
خب؟
ولی اون یکی اینجوری نیست.
آقا رفتارتو اصلا هیچکی به هیچکی حرف نمیزنه.
چون که نمیشه اصلا حرف زد.
[سرفه] همه دارن حرکت میکنن.
نهایتا اگه کسی خواست بشینه بقیه دارن بهش روحی میدن.
[سرفه] میخوام عرض بکنم [نفس عمیق] اگر بحث ناامیدسازی دیگه من با شما آدم نباید ناامید بکنه.
به یه نفر بگیم بابا تو همونی هستی که هر کاری رو شروع کردی ول کردی.
مثلا اینجوری خب این میشه ناامیدسازی.
ولی یک موقع هست انسان خطرات یک مسیر رو و بلندای یک مسیر رو داره اشاره میکنه اینکه درسته ولی باید بگه حتما نتیجه میده این.
منتها صبر خودشو میخواد و نتیجه هم داره.
این میشه وجه الجمع این.
تا حالا دیگه انشاالله دفعه بعد آیات تفکیکی مربوط به [سرفه] در حقیقت صبر، یه خرده صبرهایی که حالت چیز داره، مکی داره و صبرهایی که حالت مدنی داره.
اینها یک مقداری با همدیگه فرق داره.
حالا بهتون آیاتشو نشون میدم.
زلفها برای فردی و امت معدود شما به حضور خودتان دعوت.
خب بله.
یعنی عملا یک قومی که میخواد بیاد پیشتاز قرار بگیره و پرچم رو او ببره بالا، اینکه بشه واسطه بین پیغمبر و مردم.
یعنی بین پیغمبر و دنیا عبارتی که "وجعلناکم امة وسطا تكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا".
یعنی بیاد، بیاد بشه امت وسط، واسطه بشود برای کل عالم و دستورات پیغمبر.
ببینید ایران الان همچین نقشی به خودش گرفته دیگه.
یعنی دستورات پیغمبرانه رو یک امتی این وسط قرار گرفته که به همه مردم دنیا ثابت بکنه که میشود.
در مقابل فرعون قرار گرفته.
و ببینید اینکه آیه قرآنی که خوندیم "وجعلنا منهم ائمة" یعنی یک سری باید تو اینا وجود داشته باشن که امام باشن اتفاقا.
یعنی یه هسته سختی همه نظامها لازم دارن که اینا "يهدونة أمرنا لما صبروا".
خب؟
اینا دیگه ته صبرن.
اون سبکی که صبره کاملا مدنیه در حقیقت صبری که در صلح حديبيه کردن تا صلح حديبيه با این مذاکرات چه فرق دارهها؟
خیلی اوی مسئله صلح حديبيه رو با مذاکراتی که قراره نمیدونم شنبه انجام بشه چه می دونم اینا با هم فرق دارن.
خیلی متفاوتن با همدیگه.
من گروه معارکه فتح این بحثو مفصل توضیح دادم.
حالا تا همین جا باشه انشاالله این بحث صبر رو نگاه میکنیم و صبر یک عدهای که اونها باید صبر کنن تا صبر برای بقیه معنا پیدا بکنه.
و الا اگر یه هسته سختی صبر نکنه و مقاومت نکنه و استقامت نکنه، بقیه استقامت نمیکنن.
لذا یکی از مهمترین کارهایی که تو تشکیلاتها باید انجام آدم بده و ما هم همین کارو میکنیم، کلا یه سه چهار نفری رو اجیر میکنیم که این سه چهار نفر حالا اجیر نمیکنیم که پول بهشون میدیم ها.
نه، این سه چهار نفر کسایین که خلاصه موندن دیگه.
مثلا اینا میگن حتما میشه.
اینا که میگن حتما میشه بقیه میگن میشه.
ببینید الان خیلی وقتها مسئولین بعضا توی اظهاراتی که دارن میکنن تعبیر قرآن "تدور أعینهم كالذي يغشى عليه من الموت" یا هیچی نمیگن یا پالس ترس دارن میدن.
یعنی میگن که آقا، آقا ترامپ هم به هر جهت اهل مذاکرهست، اهل تعامله، اهل-- ببینید یعنی داره به جمعیت خودش میگه که آقا من دارم میترسما.
یعنی ترامپ اگر اهل معامله و مذاکره نباشه بدبخت شدیم.
خب؟
این کسایی که خلاصه مثل اون کارتونه که میگفتش که من میدونم ما موفق نمیشیم.
خب بله گالوم هیچ موقع مسئولیت یاد نمیگیره.
بعضیا نقش اینجوری بازی میکنن اگر بشن تو مسئولین که دیگه فاجعهان.
یعنی اگه کافیه اینا یهویی تو دلشون خالی بشه، بقیه به طریق اولی تو دلشون خالی میشه.
مثل یک پدری که حالا اینجا حتما شاید پدر داریم، پدر، مادر.
اون پدر تو یه تصمیمی یهویی پدره خالی بکنه، بچهها همه خالی میکنن دیگه.
یعنی این اتفاق بچهها نگاه میکنن به پدر ببینن چقدر محکمه.
حتی تصادف میکنه پدر اگه میبینید با لبخند میاد پایین و فلان و اینا، اون صحنه رو عادی جلوه میده.
ولی اگر همون صحنه رو پدر دقیقاً خیلی بد جلوه بده، این بد جلوه میکنه برای همه.
خلاصه حالا میخوام-- نه.
خب یه سرشم جایگاه رو ببینید.
اولاً جایگاه ما امروز بد نیست ها.
من اینو بارها عرض کردم.
جایگاه ما در شرایطی هستیم که این فرعون زمان به دلیل اینکه همه گزینههای خودش رو حذف کرده و خودش رو یک طرفه کرده.
خب یعنی ترامپ فرقش با بایدن همینه اتفاقاً.
ترامپ خودش رو یک طرفه کرده غیر بایدنه.
بایدن هی برای خودش خاکریزههایی گذاشته، شرایطی گذاشته.
ترامپ از اون اول همه گزینههای خودشو حذف کرده.
گفته من پدر ایرانم در Amerika یا بمبارونش میکنم یا فلان میکنم، یمن رو چنین میکنم، اون رو اینجوری میکنم.
یعنی اومده که منطقه رو عوض بکنه و گزینهای رو که برای خودش قرار داده گزینه یک طرفهایه.
این کلاً ما رو در یک جامپی یا در یک سقوط قرار میده.
خب؟
اگر تصمیم درستی اینجا دقیقاً بگیرن کسایی که دارن مذاکره میکنن و مردمی که عزم دارن و عزم میکنن اگه درست اقدام بکنن در معرض یک اتفاق بزرگ هستیم.
حالا یه اتفاق بزرگ مثبت یا اتفاق بزرگ منفی.
ولی این مهمه که در معرض اتفاق بزرگ هستیم.
صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهر.