د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۵
دارای متن همگام
صبرِ توحیدی در افقِ سبک زندگی قرآنی
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۵:۰۸
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۴ سرفصل
## صبرِ توحیدی در افقِ سبک زندگی قرآنی
۴:۵۴
## صبر جز به خدا نیست
۱۴:۳۳
## أفرغ علینا صبرا؛ صبرِ سهبُعدی
۱۵:۱۵
موسی به قوم میگوید:
۲۳:۰۶
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
و به نستعين. اللهم صل على سيدنا محمد و
آله الطاهرين. خب
در بحث سبک زندگی قرآن
بحث صبر رو رسیدیم به بحث صبر و
عرض کردیم که یکی از
بحثهای بسیار مهم قرآن
بحث این تحمل و پایمردی و صبر و مقاومت و استقامت و
این چیزاست. یه نکته بسیار بسیار مهم تو بحث صبر،
حالا یه تعدادی آیه
با همدیگه نگاه میکنیم.
صبر در فضای قرآن یه صبر توحیدیه
به عبارتی. ببینید
ممکنه برخی از واژهها رو ما
تو فرهنگهای دیگهای هم داشته باشیم.
مثلا در فرهنگ غربی، تو فرهنگ خودمون مثلا به معنای
مثلا فرض کنید patience مثلا به معنای صبر مثلا.
در تمام مراتب صبر
patience مثلا به معنای اینکه،
ااا یه جور تحمل کردنیه مثلا به عجب.
حالا از سنخ خودخوریه یا از سنخ
بالاخره مقاومت کردنه تو یه چیزهاست.
این یه معنیه. یه معنی این است که شما این رو
در حقیقت در یک تراز خیلی بالایی داره طرح میشه.
بالاخره در معنای صبر اون تلخی و مرارت هست،
غیر مثلا تسلیم و رضا و ایناست.
اصلا شما حتی این، چیزی به نام صبر زرد شاید شما شنیده باشید دیگه.
این گیاه
چیزی که میبرن آلوئه ورا رو
میبرن از
اون حالت ساقهطورش یه
مایع زرد رنگی چیز میشه بهش میگن صبر زرد.
چون صبر زرد در حقیقت خیلی هم تلخه.
حالا من امتحان کردم، تست کردم یعنی خیلی چیز تلخی.
به عجب تو معنای صبر یه حالت
تلخی وجود داره در معنای صبر.
اما صبری که قرآن میگه
صبر توحیدیه. صرفا
یه جور مقاومت کردن نیست.
این یه نکتهی مهمی که حالا آیاتش رو میبینیم.
یعنی همون مرارت رو کسی داره
تحمل میکنه ولی
حالا عرض میکنم برای رسیدن به یک قلهای.
از این جهت حتی یه تفاوتی گاهی اوقات داره
حتی با روایات. ببینید ما
یه چیزی تو روایات داریم مثلا صبر
عند المصيبة، صبر عند الطاعة مثلا.
این تفاوتهای صبری که
در تقسیماتی که شده،
صبر عند المعصیه مثلا
آدم در نزد معصیت صبر کنه، در نزد طاعت صبر کنه، در نزد
مصیبت صبر کنه. یه همچین معانیای ما تو روایاتمون داریم.
ولی در قرآن اصلا context بحثش این نیست.
خب؟ context بحث قرآنی اینه.
شما یک قله بلندیه،
این قله بلند رو نتوان رفت
الا به اینی که به مسائلی برخورد خواهد کرد
که حتما باید صبر کنه توش
و تحمل بکنه و پایمردی بکنه.
ببینید این میشه دو تا context بحث.
یه context این است که شما
تقسیم میکنید این تحملها رو به
عند المصیبه و عند المعصیه و عند الطاعه و مثلا اینها.
خب؟ شما گاهی اوقات حتی صبر
در نگاه روایات مثلا صبر به اینه که آدم
فرزندش مثلا از بین میره،
میمیره یا مثلا از یه بلندی میفته پایین قطع نخاع میشه،
یه بلایی مریضی سرش میاد
باید صبر کنه. ببینید این
صبر معنی دارهها و
تو روایات هم از این چیزا زیاده.
در مقابلش جزع نکنه
و... ولی این محتوا رو
ما تو قرآن خیلی نداریم. محتوای قرآنی حالا اینه، چجوریه؟
یه قلهای هست، شما میخواید برسین به اون قله.
قله هم بلنده. انقدر این قله بلنده که توش مرارتهایی ایجاد میشه
برای فرد، برای جامعه.
اون موقع باید تحمل بکنه این مرارتها رو.
نمیدونم تفاوتو تونستم
عرض بکنم. مدلی که
در حقیقت قرآن وارد بحث صبر میشه
با مدلی که حتی روایات ما وارد بحث صبر میشن
با همدیگه فرق داره. با مدلی که اصلا
تو عالم بالاخره یه مفهوم به نام مفهوم صبر،
یه مفهوم شناخته شدهایه.
خب؟ یعنی یک مفهوم شناخته شدهایه مفهوم صبر.
که خیلی وقتها به این چیزا عادی و این چیزا هم میگیره دیگه
و توحیدی هم نیست. یعنی شما
به دژ مستحکم الهی پناهنده نمیشوید که بتوانید
این مرارت رو تحمل بکنید،
بلکه دارید چی می کنید دیگه؟
دارید تحمل میکنید.
حتی تبدیل به تکنیکهایی میشه.
خب؟ مثلاً اگه نگاه بکنید ما از این تکنیکها تو قرآن نداریم خیلی.
یه دلیل جدیش همینه چون که تک،
ااا تکنیکپذیر به اون معنا نیست.
تو روایات یه حدی تبدیل به تکنیک شده.
مثلاً شما غضب کردید بشینید وضو بگیرید، نمیدونم از این چیزا.
ولی در مدل قرآنیش
تکنیکش اصلاً اینه. پناهنده بشین به خدا،
خب. خدا رو در نظر بگیرید،
قیامت رو در نظر بگیرید، نمیدونم چیه.
این مدلیه بیشتر.
نمیدونم حالا تونستم بگم.
خیلی این مثلاً شما
بخوان صبر کنن، صبر رو تو
چیز بگن، غضب رو بگن،
نمیدونم فلان. الان تو همین سریال پایتخت
دیدم که مثلاً میگفت هه هه مثلاً هه هه هه هه هه
هه هه، خب. برای اینکه چیه؟
برای اینکه فرض بفرمایید تکنیک
غلبه بر غضبه یا غل--
تکنیک صبره و اینهاست،
خب. اینا تکنیکهاییه که توش
تکنیکپذیر خیلی نیست توی
ااا مدل ااا
قرآنیش، خب.
و حالا بهتون آیه نشون میدم که شما ببینید
صبر توحیدی اینه. شما یه قله بلندی،
این قله بلند حتما به مشکلات و مرارتهای قوم
و امت و فلان برخورد میکنه.
باید چیکار بکنه؟ باید
ااا صبر بکنه
و به دژ مستحکم الهی پناهنده بشه که مرارتها بتونه
چی بکنه، خب.
حالا یه سری آیه ببینیم. صفحه دویست و هشتاد و یک رو بیارید
که من نشون بدم این صبر،
صبر توحیدی یعنی چی؟
یعنی شما یه اتفاقی،
صفحه چند گفتم؟ دویست و هشتاد و یک.
آیه در حقیقت صد و
بیست و هفت. صد و بیست و شیش رو نگاه کنید از صد و بیست و شش.
بسم الله الرحمن-- «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ»
که اگر مجازات میکنید
در حقیقت اون دشمنانی که از اون بالا اومده، یه ده فرمان این مدلی
وجود داره که «إِنَّمَا يُجْرِؤُا السَّبْطُ» فلان اینا.
«اذْهَبْ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ» همینجوری میاد و «جَادِلْهُمْ» فلان، فلان، فلان.
«وَإِنْ عَاقَبْتُمْ» اگر مجازات میکنید «فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ» به اونند--
مثل اون چیزی که مجازات شدید مجازات کنید.
«وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ» اگه صبر کنید و مجازات اینجوری
نکنید حتی دشمن رو، «لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ» برای خود صابرین
این خوبه. بعد میگه «اصبر
و ما صبرک الا بالله».
«اصبر»
صبر کن «و ما صبرک الا بالله»
صبرت نیست مگه به واسطه خدا.
یعنی صبری که مد-- به نظر صبر
الهیه، صبر توحیدیه به عبارتی.
«اصبر و ما صبرک الا بالله
لا تحزن عليهم ولا تک في ضيق ما یمکون»
اگرم ایمان نیاوردن فلان اینا
ق-غصهشونو نخور. اگرم بخوان
خلاصه چیز بکنن،
ااا بخوان شامورتی بازی در بیارن و مکب کنن
توی ضیق نرو "ما یمکنون".
حالا در حالت که
به درد بحث مذاکرات هم میخوره، فعلاً الان بحث ما
نیست. «لا تک في ضيق ما یمکنون» نرو تو حالت
تنگنا، خودتو به شکلی نبر.
شما سوره بقره رو ببینید، آیه چهل و پنج.
آیه چهل و پنج. چون یه تعدادی آیه سریعاً میخوام بهتون نشون بدم
که نگاه بکنید. همیشه صبر در کنار تقواست.
صبر در کنار توکله.
صبر در کنار نمازه،
خب. یعنی صبر توحیدیه.
به عبارتی یک نوع تحمل نیست.
ببینید هی دارم اینو مجدد میگم که
یادتون باشه انسانی که موحد هم نباشه، یا موحد با-- یعنی بالاخره دیندار باشه
ولی کاری به این بحثای دینی نداره اصلاً.
میتونه اصلاً بحث صبر رو براش
apply کرد این آدم رو،
خب. یعنی چی؟ یعنی آدمیه که به هر حال
داره تحمل میکنه دیگه.
بچهش مرده، نمیدونم خودش مریض شده فلان اینا.
یه سری دستورات بر تحمل داره
این آدم. این یه
خلاصه نظرگاهه
به این قضیه. یه نظرگاه اینه که این قله احتیاج به
استقامت و مقاومت در مقابل این چیزها داره
که باید به دژ مستحکم الهی پناهنده بشی تا بشه صبر کرد.
این دو تا مدله.
اصلاً دو مدل صبره اینا.
شما در آیه چهل و پنج نگاه بکنید.
آیه چهل و پنج. بعد حالا از اینجا به بعد آیات زیاده.
به طوری که چند تا آیه شبیه به هم رو نگاه بکنیم تو این عرصه.
طوری که بسم الله الرحمن-- «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ
إِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ»
یعنی مدل اول اصلا خدا مطرح-- میتونه خدا مطرح نباشه اصلا.
یعنی الان مثلا فرض بفرمایید که یه
چیزی که الان مصیبتی سرش اومد مریض میشه سرطان میگیره،
مثلا خدا رو براش مطرح میکنم الان برای اینکه
مثلا بتونه پایمردی کنه مثلا چی، غلبه کنه بر
نمیدونم سرطانش یا مثلا کنار بیاد یا فلان.
نه، اینجوری نداریم. حالا "مثل طهرت النلی" استادشون نفهمیدم یعنی چی.
ولی بله یعنی یه جوری به هر جهت
باید کنار بیاد دیگه. با چه تکنیکی این کنار میاد؟
با چه تکنیکی تحمل میکنه؟
با معاد باوری این کارو میکنن نه لزوما.
خب؟ با اینی که اینا
امتحانهای الهیست که من
در اون من یا قوم و امت و ملت
در اون افق گشاییهایی که برای تمدن اسلامی داریم میکنیم
به هر جهت من تو اونها
به این قضیه رسیدم
و فلان. اصلا تو این چیزا نیست که.
اصلا به این، به اینم مربوط نیست
براش. صبری که قرآن مطرح داره میکنه تو این افقه.
ببینید این یه بحث کلیه راجع به قرآنه.
قرآن سطح خودشو از بحثهای تمدنی پایین نمیاره.
از یعنی سطح خودشو تو یه سطحی نگه میداره که حتی
اگر تو آیات مکی به خصوص
آیات اعتقادی، آیات فلان، آیات بیسارنا
داره یه سطح پایینی رو مطرح میکنه، سطح اعتقادی رو مطرح میکنه،
دغدغهش یه دغدغهی معارفی نیست.
مثلا دغدغهی معلم کلام نیست.
اگر بحث نفس رو به
خیلی دقایق بحث نفس رو داره مطرح میکنه،
دغدغهش یه دغدغهی فیلسوفانه نیست.
اگه بحث صبر، انفاق، نمیدونم جهاد
اینا رو داره مطرح میکنه، دغدغهش یه دغدغهی م-معلم اخلاق نیست.
حتی اون موقعی که داره اینا رو مطرح میکنه.
از صبر، توکل، تسلیم، رضا، اخلاص.
مثلا شما فرض اخلاص، اصلا دغدغهی یه نفر
در بحث اخلاص، یه کتاب اخلاقی در بحث اخلاص
با دغدغهی قرآن در بحث اخلاص فرق داره.
با اینکه از اون آیات داره استفاده میکنه.
ولی تو کانتکست اون آیات نیست
و با دغدغهی اون
آیه-- چیز نیست، با اون دغدغه نیست.
نمیدونم چقدر میتونم
معنا رو بیان بکنم. این حرف خیلی مهمیه
که حتی کسایی که دغدغههای، هر دغدغهای دارن، دغدغهی علمی دارن، دغدغهی
فیلسوفانه دارن، دغدغهی عارفانه دارن، دغدغهی
اخلاقی دارن، دغدغهی فقهی دارن حتی.
خب؟ وقتی میرن سراغ آیه چون آیه رو از
اون محل خودش خارج میکنن
برای دغدغهی خودشون، آیه در اون پازل و جورچین دیگه قرار نمیگیره
و یک مطلب و یک نقاشی بزرگ رو نمیخواد
حل بکنه، همون، همون خرده نقاشی
خودشو میخواد حل بکنه. خب؟
به اون موقع بحث از یک سطحی خارج میشه دیگه.
بحث از سطح تمدنی قرآن خارج میشه،
از دغدغهی قرآن خارج میشه.
درسته این بحث اعتقادی رو داره میگه
یا مثلا توحید. توحید الان تو بحث
چیز ببینید، بحث کتاب عرفانی ببینید و قرآن ببینید توحید با همدیگه فرق میکنه مدلش.
با دو تا دغدغهست اصلا.
دیگه حالا یه خورده باز ببینیم شاید واضحتر بشه.
حالا من امروز توی کلاسهی سوره نور هم انشاالله یه تیکه اولش همین معنا رو
باز دوباره توضیح میدم چونکه ادبیات نور و ظلمت یه ادبیاتیه که
بعد میره یه سری موجودات رو داره میگه که اینا
همینجوری مثلا رو آسمون
و طیر صافات همینجوری سر میخورن رو آسمون میرن.
خب سر میخورن رو آسمون میرن، این چه دغدغهایه؟
اصلا منبع نداره این. این بحث منبع نداره
چونکه با این زاویه اصلا دیده نشده بحث هیچ موقع.
تفاوتهای دقیقاً بحث قرآنی حتی بحث فقهیش دیده نشده
که یه موقع شما میشینی مثل یک فقیه داری فقه در میاری.
یه موقع اون فقه رو در یک
پازل بزرگ داری در میاری،
در یک پازل تمدنی داری در میاری.
حالا ببین اخلاص از چه جهت--
خب دیگه شما اون--
میگم مثل صبر توحیدیه.
اون اخلاصی که شخص
داره تو اون اخلاصه که
اون قلههای رفیع تمدنی در میاد توش.
حالا انشاالله به عنوان یکی از بحث
سبک زندگی که یکیش همینه، بحث نیت خالصانه است.
نیت خالصانه یعنی چی؟
یعنی فرض کنید من برای خدا
دارم انفاق میکنم یعنی چی؟
تو راه خدا دارم انفاق میکنم یعنی چی؟
یعنی باید اون پازل خدا رو بخوام تکمیل بکنم.
منظور اینه. نه اینکه یه کاری دلم میخواد بخوام برم اون کاره رو انجام بدم.
اون باید ببینیم طرف ما delش چی میخواد،
برم اون کارو انجام بدم. آیهی
صد و پنجاه و سه رو قراره--
صفحه ۲۳.
باز دوباره نگاه کنید. میخوام این،
بهتون نشون بدم که اینی که صبر و صلاة در کنار همدیگه میاد،
اشاره به توحیدی بودن اون کاره.
همون میگم یه صبر معمولی نیست،
باشه؟ برخی از واژهها اصلاً ببینید چیزی نداره ما
معادل نداریم چون که،
اه، اصلاً مثلاً توکل، توکل اینجوریه.
توکل یه چیزیه که،
اه، ما عملاً
با خدا داریم میبندیم اون بحث رو.
خب اصلاً توکل
ما معادل انگلیسی برای همین نداره.
اصلاً معادل نداره، توکل.
ولی صبر داره. توکل
مثلاً شاید بگن مثلاً چه میدونم
مثلاً trust مثلاً، خب؟
ولی trust با توکل اصلاً فرق داره،
خب؟ ولی
ما معادل صبر رو در همه
زبانها داریم. تو توحیدی نیست،
خب؟ یک.
دو، نگاه به قلهای نیست
توش. برای آرامش بیشتر زندگی کردنه در این دنیاست.
اینجوری طراحی شده معنیش.
ببینید "یا ایها الذین آمنوا استعينوا بالصبر والصلاة إن الله مع الصابرین"
باز دوباره. ببینید خیلی
"یا ایها الذین آمنوا استعينوا بالصبر والصلاة".
صفحه چهل و یک رو برید.
اون آیه معروف رو نگاه بکنید.
آیه دویست و پنجاه. "و När ما برأَ زول جالوت وجنوده" ببینید وقتی که میرسه به
جالوت، در مقابل جالوت ظاهر شدن و جنود جالوت، "قالوا ربنا أفرغ علينا صبرا".
ببینید اینم مزه شو درک میکنید یا نه؟
"ربنا أفرغ علينا صبرا"
این صبر رو بر ما مثل باران بریز رو ما.
تو بریز. خب؟
ببینید اینی که خدا من صبر کنم یا مثلاً--
ببینید اصلاً چه ربطی داره صبر به خدا.
این مهمه. "ربنا أفرغ علينا صبرا
وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين"
به ما تثبیت قدم بشیم که اون موقع ما رو
ن-- نصرت بدی که بر قوم کافرین--
ببینید اصلاً صبر در کجاها داره میاد
این بحث. که حالا
باید بیای یخورده هی، اه،
بله دیگه شما، اه،
میگم یه موقع هست اصلاً
از سطح زمین فاصله نمیگیره صبر.
ببینید بحث
مفاهیم دو بُعدیه و سه بُعدیه.
یه موقع هست شما برای زندگی راحتتر در این دنیا شما باید صبر کنید
یا یه حادثهای برای شما پیش میاد
باید صبر کنید. اینا دو بُعدیه اصلاً صبرش.
فرق میکنید؟ این.
فرقش با این "أفرغ علينا صبرا
وثبت أقدامنا". صفحه صد و شصت و پنج رو ببینید.
صفحه صد و شصت و پنج.
آیه صد و بیست و شش رو ببینید تا آیه صد و بیست و هشت،
خب؟ باز دوباره سر بحث
موسی و فرعون و این چیزا،
سر بحث صحره که میگن
"لو قطّعنا أيديكم أرجلكم من خلاف ثم لأخرجناكم أجمعين".
"قالوا إنا إلى ربنا منقلبون وما تنقم منا
إلا أن آمنا بآيات
ربنا لما جاءتنا" تو
انتقامت به خاطر این بود که
آیات وقتی آمد ما ایمان آوردیم.
"ربنا أفرغ علينا صبرا وتوفنا مسلمين".
خدا به ما صبر رو بر ما بریز و ما رو در این راه در حقیقت،
در حقیقت اینجوری قرار بده و ما رو
تو این راه به، به میران.
توفنا تو راه موسی.
ما در همین راه موسی بمیریم.
و "قال الملأ من" باز میاد فلان و اینا.
بعد موسی چی میگه؟ "قال موسى لقومه استعينوا بالله واصبروا".
ببینید ما میخوایم به یه قله بزرگی دست پیدا بکنیم.
"قال موسى لقومه استعينوا بالله واصبروا".
اینه که صبر کنار توکل میاد
در بسیاری از آیات، خب؟
چرا؟ به خاطر اینکه صبر اصلاً توحیدیه و نگاه به قلهست.
"قال موسى لقومه استعينوا بالله واصبروا
إن الأرض لله يورثها من يشاء من عباده والعاقبة للمتقين".
این زمین به میراث عباد قرار گرفته و این--
خلاصه "العاقبة للمتقين" عاقبت برای متقین.
ما به قله میرسیم. ببینید ب--
اصلاً فضا رو نگاه میکنید.
فضا چه فضای متفاوتیه.
اینم کار قرآنه.
کار قرآن در مقام رهبریه.
ببینید رهبر
همین الان حضرت آقا، امام خمینی، امام خمینی پس از
چیزا، امام خمینی پس از انقلاب، نه امام خمینی
قبل از انقلاب. مثلاً رهبر،
الان حضرت آقا. ببینید
عمیقترین مفاهیم حتی عرفانی رو که بیان میکنن
منظور دارن، خب؟
منظور دارن، منظور
حاکمیتی دارن، خب؟
این خیلی حرف مهمیه که اون موقع
دارن استفاده از مفاهیم میکنن کجا؟
قرآن چون در مقام تمدنیه،
استفاده از مفاهیمش اینجاست.
مثلاً فرض کنید صبر عند المصيبة به معنی مصیبته، به معنای اینه که
طرف تصادف کرده مثلاً
قطع نخاعی شده باید صبر کنه.
اصلاً تو این مایهها نیست بحثش.
تو این مایهها بحث نمیکنن.
تو اینه که "استعينوا بالله واصبروا
إن الأرض لله يورثها من يشاء والعاقبة للمتقين".
حالا باشه تا هم مثالهای دیگه هم بحث کنیم انشاءالله.
أعذكم ثم أعتم وصلى الله على سيدنا محمد وآله طاهر
جلسه قبل
جلسه بعد