بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین انه خیر ناصرا و معین.
سلام بر بینندگان محترم و فرهیخته شبکه چهار و برنامه سوره.
همونطور که مستحضر هستید ما به موضوع تبیین اندیشه و نظریه سیاسی رهبر معظم انقلاب اسلامی میپردازیم و یکی از عرصههای این اندیشه سیاسی طبیعتاً عرصه سیاست خارجیست که عرصه بسیار مهمیست و با حضور اندیشمندان و مهمانان فرهیخته، نظریه سیاست خارجی رهبر معظم انقلاب رو با نگاه به منابع دینی، با نگاه به قرآن، نهجالبلاغه، سیره اهل بیت علیهم السلام مورد واکاوی و کنکاش قرار میدیم.
به همین مناسبت امشب هم به این موضوع خواهیم پرداخت و در خدمت استاد عزیز و فرهیخته و اندیشمند جناب حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان هستیم و مسئله در واقع ابعاد متنوع حوزه سیاست خارجی رو در اندیشه رهبر انقلاب به بحث خواهیم گذاشت.
سلام عرض میکنم خدمت شما استاد قاسمیان خیلی خوش آمدید به برنامه سوره، تقاضا میکنم یک گفتوگوی اولیهای با بینندگان داشته باشید و بحث رو انشاالله آغاز کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم.
بنده هم سلام میکنم خدمت شما دکتر فیروزیان- سلام عرض میکنم.
برای این برنامه خوب سوره رو شما به راه میکشید.
حالا ما هم در خدمت این بحث هستیم و در خدمت قرآن انشاالله سیاست خارجی قرآن رو با نگاهی که به مقام معظم رهبری که انصافاً یکی از فرهیختگان و عالمان قرآنیاند- بله.
و اساساً ربانی کسیه که مسلط بر قرآنه.
[آیه قرآن] میگه بیایید ربانی بشید، نقشهخوان بشید به واسطه درس و بحث قرآن، درس و بحث قرآن تو اینه.
یعنی نقشهها تو این قرآن قرار گرفته.
خب حضرت آقام به عنوان واقعاً یک قریط فن قرآنی، خودشون سیاست خارجی رو از دید خودشون مستند کردن به اندازه کافی بحثهای قرآنی-- راستش از این جهت ما کار سختی رو در پیش نداریم.
اوهوم.
یعنی احتیاج به خیلی واکاوی اینی که از روی چه آیاتی مثلاً ایشون مستند کردن نداریم.
حالا اون آیات رو توضیح میدیم، توضیحات خود ایشون رو میگیم، تبیینهایی میکنیم.
در خدمت شما هستیم.
یه خرده فقط تفصیلیتر انشاالله.
انشاالله، انشاالله.
بسیار عالی.
آقای قاسمیان- [سرفه] رهبر انقلاب سالها پیش در همون اوایل دوره، دوران شروع دوران رهبریشون که دیداری داشتن با همین در واقع افراد حوزه سیاست خارجی و سفرا و اینها، سه اصل عزت، حکمت و مصلحت رو اونجا اولین بار بیان کردن و بعد هم در واقع به نظر میرسه همه در واقع اتفاقات بعدی که در کنش ایشون در بیانات ایشون بود، ذیل همین سه اصل در واقع گنجانده میشه.
بله.
و به نظر میرسه سه اصلیه که در واقع جامع و مانعه.
یعنی در حوزه سیاست خارجی این سه اصل غیر از این سه اصل نمیشود در واقع از یک دولت اسلامی، از یک رهبر اسلامی انتظار داشت.
به نظرم اگر با همین تفکیک عزت و حکمت و مصلحت ما بحث رو شروع بکنیم به نظرم شروع خوبی باشه که در ذیل هر کدوم انشاالله- انشاالله.
تبیین خوبی صورت بگیره.
عرض خدمتتون من باز یه جایگاه رهبری رو نسبت به این قضیه به لحاظ اصول خود قانون اساسی یه تذکری بدم- بله.
چون که اون میثاق ملیای هم که ما داریم میاد رو قانون اساسی پیاده میشه.
ببینید قانون اساسی کشور بعد از اینکه-- خب شما مستحضرید فحولی و علما بزرگی قانون اساسی ما رو نوشتن و انصافاً هم فاخره.
وقتی قوه مجریه رو مینویسن و تمام میشه قبل از اینکه حتی به قوه قضاییه بپردازن، یه فصلی رو جدا میکنن به عنوان فصل دهم سیاست خارجی با اینکه سیاست خارجی قاعدتاً باید جزو شؤون قوه- مجریه است مجریه باشه، ولی انگار اصلاً این جداسازیش یه حدی نشون میده که یه فراقوهایه این بحث و ضمن اینکه بند یک اصل صد و ده قانون اساسی که ابلاغ سیاستهای کلی توسط خود مقام معظم رهبری، این اشاره میکنه که به هر جهت باید اون چارچوبهایی که جامعه اسلامی و حکومت ایران میخواد بره تو این چارچوبها قرار بگیره، حالا چارچوبها رو باید حضرت آقا تعیین کنن.
هر کسی هر کاری نکنن.
هم ایشون توسط اون بند یک این کارو انجام میدن هم توسط رهنمودهای کلیای که تو سخنرانیهاشون انجام میدن که سخنرانیهای حضرت آقا-- من یه بار دیگه هم عرض کردم به دلیل اینکه ایشون نوشتههای کفتسی دارن، یعنی معلومه حساب شده رو الفاظ فکر کردن و هم ظرفیتهای در حقیقت خود قانون اساسی که ایشون باز بهش تأکید میکنن مثل اصل هفتاد و هفت، اصل صد و بیست و پنج.
اینا که از این ظرفیت که آقا مجلس ورود کن باید هر قاعده و قانون بینالمللی که میخواد تصویب بشه باید مجلس ورود کنه و اینو تصویبش کنه.
اینجوری نیست که یه حالته که یه دولتی برای خودش بخواد یک معاهده بین المللی یا یک وضعیتی رو در سیاست خارجه خودش طی کنه.
چون که من اینو گاهی اوقات بعضا من تو دانشگاه زیاد میبینم فکر میکنن دولتها مخیرن در این زمینه مخیرن مثل اینکه مطلقالأنانن [خنده] انگار مثلاً میتونن هر کاری بکنن.
نه، این یه چهارچوبی داره، چهارچوبش تو خود قانون اساسی اومده.
شما همین [سرفه] کاری که سال نود و نه مجلس محترم به درستی انجام داد که اون قانون راهبردی، اقدام راهبردی رو نوشت برای اینکه ضررهای مضاعف برجام رو بالاخره جلوشو بگیره که مورد تأیید خود حضرت آقا هم قرار گرفت.
مستنده به اصل هفتاد و هفت.
حالا اگه خواستید یه موقع میخونیم.
اصل هفتاد و-- اصل صد و بیست و پنج میگه این معاهدات و همینجوری یه دولتی نمیتونه سرش پایین بره تو یه معاهدهای.
اینجا باید یک عقلانیتی پشت قضیه باشه و اینها خودش مهمه.
میخوام بهتون بگم اسناد بالا دستی ما به اندازه کفایت یه حریمهایی رو گذاشته که اصل حالا اگه خواستید اینو با همدیگه حتی میخونیم اصل صد و پنجاه و دو به بعد یعنی صد و پنجاه و دو، سه، چهار.
اینا چهار تا اصله که در حقیقت به مسئله سیاست خارجی ما میپردازه که خود این ع-عزت، حکمت، مصلحت یه بخشی رویکرد های این اصلها رو هم داره بازگو میکنه که مثلاً فرض بفرمایید سلطه جویی نمیکنیم، سلطه پذیری نمیکنیم، اون امت اسلامی باید ما مراقب امت اسلامی باشیم.
گاهی اوقات من میشنوم حتی در دولت مردان انگار وقتی یه اظهاراتی میکنند حواسشون به حتی قانون اساسی ما نیست.
خب، به بیانات حضرت آقا نیست، به اون اصول و خطوط اصلی قرآن اینا نیست.
یعنی اینو حواسشون باید باشه.
من اول اجازه بخوام این اصلها رو یه دور خیلی- بخونیم بله خیلی عالی.
مختصر مرور بکنیم.
بله، بله خیلی خوبه.
اگه اشکالی نداشته باشه.
نه خیلی عالی.
اصل صد و پنجاه و دو قانون اساسی [نفس عمیق] که میگم اー این چهار اصل، اصل اصول سیاست خارجه است.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه پذیری، نه ما میخوایم الکی یه جایی رو بگیریم، فتح کنیم، نه سلطه پذیریم.
خب، که اون بحث عزت رو حالا اینجا عرض کردم.
آیاتی هم که خود حضرت آقا خوندن هست که هم خیلی کار مشکلی ما در پیش نداریم [خنده] چون این آیات رو خود آقا هم میخونن.
حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان.
ببینید اینجا یک نکتهای داره که باز نگاه امتی رو من عرض میکنم.
بله.
ما نگاه ایرانی امتی داریم.
در قانون اساسی، در فرمایشات حضرت آقا، در قرآن، خب.
ببینید ایرانی امتی، نه، ایرانی ایرانی، خب.
اینا فرق میکنه با همدیگه.
شما یه موقع به عنوان ام القری جهان اسلام داری به هر جهت یه نگاه امتی میکنی.
اگر نگاه بخشی بکنی و نگاه امتی نکنی، دفاع از مقاومت نمیتونی بکنی، دفاع از آرمان فلسطین نمیتونی بکنی و احتمالاً خودت ضایع میشی تو این مسئله.
حالا چرا خودت ضایع میشی؟
میگیم چونکه شما وابستگی به جریان حق رو بخوای جلو ببری، نه اینی که فقط میخوای بین ایران و آمریکا یه معادلهای برقرار بکنی و معامله برقرار بکنی.
داری اون نگاه امتی رو میبری جلو.
اینا رو برمیگردیم نگاه قرآنیشو میگیم انشاالله.
دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرتهای سلطه گر و روابط صلحآمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است.
این اصل صد و پنجاه و دو قانون، اصل صد و پنجاه و سه.
هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه باز دوباره همونو یه جور دیگه داره تأکید میکنه.
هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور گردد ممنوع است.
حالا اینو تو قاعده نفی سبیل از دید خود مقام معظم رهبری نگاه به قرآن، یه قاعده بسیار حاکمیه این قاعده نفی سبیل که انشاالله- انشاالله.
خدمتتون میگیم.
اصل صد و پنجاه و چهار قانون اساسی هم داره جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری رو آرمان خود میداند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان میشناسد.
بنابراین این باز دقت در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملتهایی دیگر.
ما تو امور داخلی ملتها دخالت نمیکنیم، ولی از مبارزه حقطلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه جهان حمایت میکنه.
ببینید نگاه یه مقدار داره فرا- فراتر رفته.
فراتر میره از مسئله ایران.
این عبارت- حتی از مسئله اー امت شاید.
و حتی از امته از نظر جهانه.
بله.
ببینید حالا یه موقعی انشاالله بحث بکنیم نگاه سوره نساء اصلاً نگاه این است که دفاع از مستضعفین جهانن.
یعنی خود آقا هم آیاتشو تذکر میدن و اگر مستضعفی در جهان باشه و داره توسط مستکبری لگدکوب میشه، این سیاست خارجی ما کلاً اینجا حاکم بر اینه که شما نمیتونی ببینی یک مستضعفی داره لگدکوب میشه.
چرا؟
چون مگه قرار نیست حکومت مهدوی تشکیل بدیم.
حکومت مهدوی "وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ" اینه یعنی مستضعف ادبیات مستضعفان طبق قول مستکبر یه ادبیاتیه که امام این ادبیاتو بالا آورده به صورت جد حضرت آقام این ادبیاتو امتداد دادن.
بله.
یه نکتهای فقط عرض بکنم آقا.
ااا اینکه فرمودید اون اصول و چهارچوبهای کلی توسط در واقع امام جامعه و- بله ...رهبر انقلاب باید در واقع بیان بشه و خط قرمزهایی که ایشون در واقع بیان میکنند.
ااا این به این معنا نیستش که هر کنشی در- مستند به آقاست ...مستند به آقا.
اینم از اون طرفشم بگیم یه وقت برداشت بد نشه.
نه، نه، نه.
چون ایشون خودشان بعضا فرمودن که مثلا در یک دورههایی از خط قرمزهایی که ما گفتیم هم عبور شد.
بله مثل نه شرط برجام بود دیگه.
احسن.
بله دقیقا.
ببینید به هر جهت ما که قرار نیست رهبر هم رییس جمهور باشه هم قوه قضاییه باشه هم قوه مجریه باشه که این معلومه، خب.
یعنی باید بینندگان اینو حواستون باشه.
هر کنشی، هر کسی، هر دولتمردی، هر قو-- قاضی.
بعضیا فکر میکنن این یعنی کنش حضرت آقا.
اوهوم.
نه.
گفتم بند یکه.
این بند یک خیلی مهمه در اصل صد و ده.
خود آقا هم هر دفعه میخوان ابلاغ سیاستهای کلی بکنن میگن مطابق بند یک اصل صد و ده قانون اساسی این چهارچوبها رو باید رعایت بکنید و این چهارچوبها دست قوه مجریه نیست.
این مهمه.
یعنی قوه مجریه باید بدونه که این چهارچوبها رو باید رعایت کنه و اینا اینجاست که باید پاسخگو باشه.
از ابزارهای دیگهای هم مثل مجلس میشه استفاده کرد- استفاده کرد ...برای این چهارچوبها.
بسیار عالی.
خب بریم سراغ- بریم سراغ- ...عزت و حکمت و مصلحت.
ببینید این نکته که ما ااا اولا آقا این آیات سوره مومننه رو میگن ما با دیگران کاری نداریم.
یعنی کسی با ما کار نداره ما کاری نداریم.
ولی اگه کار داره باهاش کار داریم.
ببینید این آیات سوره مومننه رو ایشون میخونن.
اجازه بدید من یه مقدار با تفصیل- بله، بله ...بخونم.
حتی بحث با قدی هم بکنیم خیلی خوبه- بله.
صفحه پانصد و پنجاه قرآن رو اگر عزیزان بیارن.
من این عزت مداری همراه با از چند جای قرآن میخوام اینو استفاده بکنم.
خود این عزته مهمه که یه مقدار مانور بدیم سرش.
آقا تهش چیه؟
تهش اینه که ما با دیگران کاری نداریم ولی اگه با ما کار دارین واقعا باهات کار داریم.
یعنی پا تو کفش ما نکن.
ما هم پا تو کفش تو نمیکنیم.
خب.
ولی پاتو تو کفش ما بکنی حسابی سر جات میشونیمت.
دارد که لا یم-- بسم الله الرحمن الرحیم.
لا ینهاکم الله عن الذين لم یقاتلوکم في الدين ولم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطوا اليهم.
میگن خدا نهی نکرده کسایی که با شما نمیجنگند و شما رو از دیار شما اخراج نمیکنند.
اینکه نسبت به آنان تبروهم شما نیکی بکنید و تقسطوا اليهم و قسط داشته باشید.
آقا یه زلزلهای میشه اصلا کمک هم میکنیم.
اگه کاری با ما نداری کمک هم میکنیم.
بعد خدا گفته ان الله يحب المقسطین.
تو هم خیلی هم خوبه.
کار، کار خوبه.
اما انما ینهاکم الله عن الذين قاتلوکم في الدين واخرجوکم من دیارکم وظاهروا على اخراجکم ان تولوهم.
اون خدا چیو نهی کرده؟
اون نهی کرده که داره تو دین با شما میجنگه الان.
ببین الان آمریکا، اسرائیل با ما میجنگن.
ما که نمیجنگیم که.
آقا داره میجنگه.
اگه میجنگیم، میجنگیم.
واخرجوکم من دیارکم.
او داره شما رو از دیار شما اخراج میکنه.
همون کاری که رژیم صهیونیستی با فلسطین میکنه.
بله.
وظاهروا على اخراجکم.
گاهی اوقات خودش این کار رو نمیکنه.
نیرو نیابتی میذاره این کارو بکنه.
اوهوم.
خب؟
خودش از پشت داره- اوهوم ...خلاصه هوا قضیه رو داره ولی با نیروی نیابتی این کارو میکنه.
ظاهروا على اخراجکم.
این اتفاق میدونید که تو جریان یهود بنی قریظه افتاد دیگه.
بله.
یه سری یهود-- میدونید که یهودیا اصلاً بمب عهد شکنیان.
اوهوم ...خب که حالا یکی از- سرنوشت دوان به بند الله.
بله اینا کلا ان نکسوا ایمانهم من بعد عهدهم وطعنوا في دينكم فقاتلوا ائمة الكفر انهم لا ايمان لهم.
ببینید وقتی که میگه که با اینا مبارزه کنید، نمیگه چون ایمان ندارن.
میگه اینا ايمان ندارن.
یعنی وفای به عهود ندارن.
با اینا مبارزه کنید، با اینا بجنگید.
اینا امامان کفرن دیگه.
کسی اگه بخواد عهد شما با هم بزنه.
به هر جهت گاهی اوقات یهود خودش وارد میدان نمیشده ولی شیر میکرده همه رو- اوهوم ...که مثلاً معاهدهای داشته با پیغمبر در چند جای اتفاق میفته که پیغمبر رو برخورد محکم میکنه با یهود.
چه یهود بنی قینقاع، چه یهود بنی قریظه بر النظیر، چه یهود بنی قریظه.
یعنی هر سه تا این طایفههای یهودی که بودن احتمالا برنامههای دیگه شاید به تفصیل اینا رو پرداخته.
قرآن به تفصیل اینا رو میپردازه در سوره مختلف.
کلا اینا کارشون عهدشکنی بوده.
معاهدات با پیغمبر رو میشکنند و بعدش نوعاً خودشان هم وارد میدان نمیشدند بلکه از پشت مشتکین رو تحریک میکردند که شما حمله بکنید به مدینه ما باهاتونیم.
اینجوری.
یعنی یه حالت این مدلی هم داشتن.
میگه اینا مشکلند.
من یتولهم فاولائکم ظالمون.
کسی اگه بخواد تولی اینا رو قبول بکنه اینا میشه ظالم.
بیایید در قاعده نفی سبیل، ببینید یکی از سیاستهای بسیار مهم در قرآن که امام خدا رحمت کنه امام رو قاعده نفی سبیل رو اصلاً ظرفیتهاشو آزاد کرد خداوکیلی.
شما این قاعده نفی سبیل رو تو کتب فقهی قبل امام ببینید، از مراجع بزرگ.
در حوزه احوال شخصیه و اینی که زن با کی میتونه ازدواج بکنه و حضانت و شیردهی و بیع مصحف و قضاوت بین دو تا مسلمون و کافر میتونه انجام بده.
تو این یه حوزه ضیق و بستهای قاعده نفی سبیل داره طرح میشه.
اما امام یهو قاعده نفی سبیل رو اومد بزرگ کرد.
تو کتاب البیعش گفت و باهاش کاپیتالاسیون به هم زده- اصلاً.
خب؟
یعنی میخوام بگم قاعده نفی سبیل با ظرفیتی که این آیه داره که در آیه صد و چهل و یک سوره مبارکه نساء، صفحه صد و یکه.
که حالا اون تیکه آخرش معروف به قاعده نفی سبیل که "ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا" که خدا راه نفوذ کفار بر جامعه مؤمنین بسته.
قرار نداده.
یعنی اینی که کفار بتونن تو جامعه ایمانی نفوذ بکنن و از طریق نفوذ سلطه ایجاد بکنن برای خودشون بسته.
اینو بسته.
[سرفه] ببینید این تو خود قرآن آقای فیروزیان از آ-- حالا بینندگان بعداً نگاه کنن.
از آیه صد و سی و شش به بعدش بحث منافقینه اصلاً.
توی نساء بله.
توی نساء.
بحث منافقین اینجا تو این قاعده نفی سبیل چی کار میکنه؟
من خلاصهشو اینجوری بگم.
خدا داره میگه کفار با کارپردازی و گردشگر منافقینن که تو جامعه ایمانی میتونن نفوذ بکنن و سلطه ایجاد بکنن.
خدا اینو بسته جلوشون.
ببینید هیچ موقع جریان کفار اگر شیطنت داخلی و منافقین داخلی که کارپرداز داخلیه عملاً که میخواد عزت رو یه جای دیگه جستجو کنه که حالا آیاتشو بهتون نشون میدم تو همین سیاق.
اگه اینا نباشن کفار نمیتونن کاری بکنن.
خلق ادبیات عقلانیت، خب؟
این کار منافقینه.
انقدری ادبیات عقلانیت تولید میکنن که قرآن گفته که "وَيَقُولُوا تَسْمَعُ لَقَوْلِهِمْ".
اوه!
اینا حرف که میزنن شما قبول میکنید.
یعنی واقعاً یه سمع اجابت آدم داره.
میبینیم که آقا حرف بدی هم نمیزنه ها.
بالاخره این مدلی که این داره حرف میزنه مدل بدی هم نیست.
حرف بدی هم نیست انگار.
خب میگم این ادبیاتو به جامعهی ایمانی خوندن توسط جریان منافقینه.
جریان منافقینم خ-خلاصهش، حالا بعداً یه موقعی اصلاً یه سلسله جلسات بذاریم جریان منافقینو باید بگیم.
منافقینو بله.
جریان منافقین یه سری آدم سبیل در رفتهایه مثلاً قرمز پوشه.
مثلاً این مدلی که همه میگن آقا کو این جریان منافقین اینا حتی جریانی مثل منافقینی که امروز ما میزنیم مسعود رجوی و اونایی که تو اون ورن، خیلی قرآن به این اهمیتی نمیده.
تمام جریان کفاره.
بله.
خب؟
جریان منافقین محسوب نمیشن.
جریان منافقین یه جریان بسیار تخصصیه در بدنه نظام که قرآن میگه "وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ".
یه سری هستن در بدنه نظام، اینا هم فوق تخصص نفاقن.
خب؟
اصلاً اینا کساییان که اگه میاد حرف گوش میکنه، حرف گوش نمیکنه که ببینه چجوری میشه عمل کرد.
حرفو گوش میکنه ببینه چجوری میشه عمل نکرد.
[خنده] خب اینا "سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ".
اینا یه سریان، میان حرفو گوش میکنن، میبرن تو اتاق فکری که اون اتاق فکر نمیتونه بیاد تو بدنه نظام.
خب؟
میاد اونجا حرفو تجزیه تحلیل میکنن، تیترها و زیرنویسها و مقالات و اینا اونجا بسته میشه، میاد خلق ادبیات میشه این طرف.
این خی-خیلی بحث مهمیه چون که بعضیا فکر میکنن ما داریم راجع به آدمای شاخدار صحبت میکنیم.
داریم راجع به مثلاً فرض فرمایید منافقین صحبت میکنیم.
نه، اگرم میگه "هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ" که دشمن میخوای- "سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا".
"عَصَيْنَا" خب؟
میشنون ولی میخوان نافرمانی- میخوان نافرم-- ولی این نافرمانی خودش رو علنی نمیگه.
خب؟
"وَاقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ" برای همین هی منافقین رو با اسم این میکنه که نه هی قسم میخورن.
بله.
این زِ مقام معظم رهبریشم میکشه حتی.
خب؟
هِ-- "اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً" هی سپر درست میکنه با این که والله بالله فلان اینا.
هی قرآن میگه آقا قسم ندر "قَوْلًا مَعْرُوفًا".
"لا تَحْسَمُوا".
"لا تَحْسَمُوا" خب؟
هی قسم نداره.
شما باید اون کارو ببری جلو، اون اهدافو ببری جلو.
نه این که هی وایستی قسم بخوری یا زِ مقام معظم رهبریو هی میکشه.
خب؟
که بخواد مثلاً نشون بده ما هم...
نه، شما یه سری چهارچوبه، خطوته، منویاته، قرآنه، مقام، مقام رهبری داره ه-- دقیقاً چیش رو تعیین میکنه، چهارچوبش رو تعیین میکنه.
معلومه چیه دیگه.
اینی که معلومه چین زیرش نزن.
خب؟
اینه و این برای همین قرآن میگه هم العدو قاتلهم الله.
خدا بکشدت.
دشمن میخوای اصلاً اینا.
اصلاً دشمن اصلی ایناست- اصلی اینه ...اون خارجی بدون این نمیتونه کاری کنه.
نمیتونه اصلاً ادبیات نداره.
اصلاً خب؟
ادبیات نداره برای حرف خودش.
این میاد همون ادبیات رو تو دانشگاه تکرار میکنن، تو حوزه تکرار میکنن، اندیشمندان تکرار میکنن، به خرده این میدن، روزنامهها میاد، رسانه میاد، اینستا میاد، اون میاد، این میاد، میبینید یهویی تولید یک ادبیات شده.
شبکه دارن- شبکه و بعدش شما اینا رو میبینید که اسمش هم حتی زلت پذیری اسمشو نمیذاره که میذاره عقلانیت.
بله به اسم عقلانیت سازش و ذلت رو تئوریزه میکنه.
دقیقاً اینی که ولا تلبس الحق بالباطل، حق لباس باطل نپوشون، باطل هم لباس حق نپوشون بهش.
خب؟
یعنی اینا رو گاهی اوقات خلاصه میگفتن خلاصه قمری رو رنگ میکنه جای طوطی قالب میکنه به آدم این مدلی میشه.
خب؟
این آیاتش مال این معناست.
برای همین است که عزت رو اگه بخواید نگاه بکنید آیه صد و سی و هشت، صد و سی و هفت، صد و سی و هشت، صد و سی و نه همین سوره نساء که تو همین سیاق قاعده نهی سبیل اومده.
یه نگاه کنید.
میگه در اصل ان الذین آمنوا ثم کفروا ثم آمنوا ثم کفروا.
هی میاد اینور، میاد اونور.
بعداً بعد از قاعده نهی سبیل همینو میگه.
میگه مذبذبین بین ذلك لا اله الا الله لا اله الا الله.
نه اینوریه، نه اونوریه.
حالا اینی که نه اینوریه، نه اونوریه، در تمام مواقع خطر اونوریه.
اوهوم هم للکفر يومئذ اقرب منه للايمان.
یعنی موقعهای حساس یهو میبینی اونوریه.
هیچ موقع اینوری قش نمیکنه، اونوری قش میکنه آخرش.
یعنی تو بغل کفار قش میکنه.
میگه هی میاد انقلابی میشه، یه خرده اینوری میشه، اونوری میشه.
بعد ثم ازداد کفراً.
بعد همینجوری یواشیواش کفرش زیاد میشه.
اوهوم چون ممکنه الان احساس بکنید که این یعنی کفار.
بعد آیه بعد میگه نه منظورم منافقینه.
اوهوم خب؟
لم يكن الله لیغفر لهم ولا لیهديهم سبیلا.
خدا دیگه اینا رو نمیبخشد.
اینم وعده به بینندگان عزیزمون.
هر جایی خدا گفته عمراً نمیبخشم.
رو مسائل اجتماعی منافقین.
حتی اینو داشته باشید یه موقع باز بعداً اگر جریان منافقین خودشو از بدنه مؤمنین جدا کرد، خواست برگرده احتیاج به پاسپورت داره.
خدا نمیذاره.
حله خدا اینی که آقا کی بود؟
کی بود؟
من نبودم فلان ببخشید تموم شه و بره و فلان اینا اصلاً قبول نداره همچین سیستمی رو.
سوره مبارکه توبه، سوره مبارکه فتح فلان اینا مفصل این بحثو توضیح میده.
میگه رفتنت با خودت، برگشتنت با کرام الكاتبینه.
یعنی اگه خواستی برگردی باید با یه پاسپورت و با یه سری ممیزاتی و با یه چیزایی باید برگردی.
تو همینجوری زدی ترکوندی مثلاً نظام اسلامی رو ترکوندی، یه حرفایی زدی و اغتشاشاتی راه انداختی و فلان اینا.
بعد مثلاً کی بود؟
کی بود؟
من نه آقا جامعه اسلامی بپذیره اینا برگردن فلان اینا.
ماستمالی نه، توبه آره ولی ماستمالی نه.
و یعنی آقای فیروزیجان اگر اینجوری بشه خطوط و اصول از بین بره- بره، بله ...دیگه هر نفری، هر به قول عزیز اون ام قمیری، خب؟
هر کسی به خودش اجازه میده، هر گروهی بزنه از خط بیرون تمام اصول رو بریزه به هم دیگه.
اصلاً خب؟
و بعد اینجا نظام اسلامی و اصولش، اوه!
که تخریب شده اصولش.
بخوای برگرد باهاش برگرد.
برگشت با یه قاعدهای، با یه پاسپورتی، با یه چکی، با یه صفحه ای، با یه چیزایی- الذین تابوا واصلحوا وبایوا بله با یه چیزایی و اخلصوا دینهم لله فلان که حالا انشاالله یه موقع اگه لازم شد اینا چونکه ابعادی از سیاست خارجیه- بله ...ایش.
یعنی ما نمیتوانیم سیاست خارجی بحث بکنیم بدون جریان منافقین.
اصلاً خب؟
چون که کارپرداز سیاست خارجی کفار در نظام اسلامی کفار نیستند.
اوهوم منافقینه.
بعد اینجا که میگه، میشه بشر المنافقین بندگان عذاب الیم.
بشر المنافقین.
میگه اینا کیان؟
اینا میدونین منافقین کیان؟
الذین اتخذون الكافرین اولياء من دون المؤمنین.
اینا کسایین که میخوان عزت رو اونوری گیر بیارن.
در نگاه به سمت غرب جستجو، در این جستجو میکنند که برن تو بغل آمریکا، آمریکا بپذیرتشون، قراردادهای اونا بپذیره، با اونها بتونن بخندن و ریشخند بزنن.
خب؟
که حضرت آقا یه موقعی در حقیقت اینو تمسخر هم کردن.
رفتند و نشستند و گفتند و خندیدند و فلان و از این چیزا.
خب؟
همه کار کردن همه کار کردن.
یعنی فرض بکنید دیگه اسم اینو من میذارم دیپلماسی التماس.
یعنی شاید قرآن این اسم بهش میخوره.
این کسایی که هی التماس طرف مقابل رو دارن.
ای یبتغون عندهم العزة چی میخوان؟
عزت میخوان.
اشتباه میکنی، فان العزة لله جميعا.
عزت همش پیش خداست یعنی تو در ارتباط با جریان حق هم عزت داری هم نصرت.
اینایی که من وعده دادم که حالا تو سنن شاید عرض میکنیم این سنن رو من در مسیری بهت میدم که تو بیای تو بغل من.
یعنی قواعد منو رعایت بکنی بهت میدم و الا فکر کردی اگه فکر کردی سنت رو من همینجوری قواعد الهی رو جاری میکنم کاتورهای، الا وقتکی.
تو هر کاری مجازی انجام بدی منم بهت این سنن الهی رو مثلا جاری میکنم اینجا.
نه اینجوری نیست.
بعدش این آیه بعدیش باز دوباره آیه مهمیه.
میگهٰ "وقد نزل علیک فی الكتاب ان اذا سمعتم آیات الله يكفر بها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتی یخذوا فی حديث غیره".
میگه میدونی همین منافقین چجوری ادبیات خلق میکنند؟
میشینی پای رسانه اینا، اینستای اینا، روزنامه اینا، ماهواره اینا، ماهواره همین حرفا رو داره میزنه.
میبینی داره آیات الهی مسخره میشن.
سرتو دادی تو اینا.
وقتی آیات الهی مسخره میشه یواشیواش آیات الهی از ذهن و دلت میره.
که آقا بدر اینجوری، احد اینجوری، طوفان لقمان اونجوری، اون اینجوری، اونجا-- میبینی آیات الهی رو که دارن میگن شما داره مسخره میگی.
حالا ممکنه حاج آقا ااا صریح مسخره نکنه ها- احسن.
ولی مضمون حرفش تمسخره.
احسن.
نتیجه حرفش- نتیجهش، نتیجهش به اون یکی در نمیاد.
احسن.
حاج آقا این به نظر میرسه این "یستهزأ بها" در واقع یه وقتی هست به تعبیر شما صریح مسخره میکنه.
یه وقتی هست در با روکشهای در واقع ایدئولوژی زدایی در واقع این تمسخر صورت میگیره.
یعنی یه چیزی اتفاق میفته، یه خلق ادبیاتی میشه که شما واقعاً به نظرت میاد دیگه سکولاریزم یه حرف مهمیه این وسط و قاعده رو ما باید بذاریم بر سکولاریزم.
قاعده رو بذاریم بر لایک بودن.
ببینید ما کشورهای مسلمانی داریم، چون من یکی از مطالعاتم قانون اساسیه.
مثلا کشورهایی داریم مسلمانن تاکید کرده در قانون اساسیش که آقا ما لائیکیم، ما سکولاریم.
یعنی چی؟
یعنی احساسات مذهبی تو بذار برای مسجد.
خب؟
این ربطی به در حقیقت بحثای گرداندن کشور نداره.
بعضیا ما رو به همین نتیجه میخوان برسونن.
ببینید در اون دورهای که ما دانشجو بودیم مثلا میشه سالهای هفتاد تا هفتاد و چهار پنج.
خب اون دورهها یادشون هست از اون به بعد خیلی بحثای سکولاریزم و ادبیات دهی به این بحث توسط جریانها و حلقههایی جدی شد.
بله حلقههای اندیشهای.
حلقههای اندیشهای جدی شد و هنوز آقای فیروزی ما داریم میخوریم از اون جریان.
حتی یادمه شما یه موقعی با هم در یه صحبتای دوستانهای میگفتید که ما خدمت آقای مصباح بودیم در- بله.
اواخر عمر شریف حضرت آیت الله مصباح گفت آقا خطر انقلاب امروز چیه؟
چون اواخر عمر شریفشون هم میگفتن سکولاریزم.
بله.
درسته؟
درست نقل میکنم؟
بله درسته بله.
ببینید این یعنی چی؟
این یعنی اینکه هنوز این اندیشه نفاق وجود داره که آقا احساسات مذهبی تو، مذهب و قرآن و فلان اینا رو برای سیاست خارجه به کار نبر.
بذار تو مسجد اونو با هم دیگه برید حالشو ببرید.
خب؟
ولی تو اینجا دیگه دخالت قرآن و بحثای مذهبی و قرآن و بحثای معنوی و بحثای معادلات چه و چه نشه و...
استهزائه چی میشه اون موقع؟
برای شما یه ادبیاتی تولید و شما خودتو در معرض این ادبیات میذاری.
به تعبیر قرآن میگه "ولتسغى الیه افئدة الذین لا یؤمنون بالآخرة".
اول گوش فرا میدهی، خب؟
بعد یواشیواش "ولیرضوه" راضی میشی بعدشم "ولیختلفوا معه مختلفون".
بعد میای یواشیواش اصلاً میزنی به کار همون ادبیاتو.
یکی از در واقع فریبکاریهاشونم حاج آقا اینه که میگن مذهب رو به احساسات وصل میکنند، خودونو به عقل.
احسن.
در حالی که کلی حرف عقلانی تو این اتفاقه.
اتفاقا قرآن میگه "الا انهم هم سفهاء".
ما بی عقلیم.
اون میگه که "نحن مصلحون" میگه "الا انهم هم المفسدون ولکن لا یشعرون".
بابا طرف شعور نداره.
تو داری افساد میکنی.
تو اصلا اصلاح نمیکنی که.
اینی که داری کنی...
برای همین منافقین رو هی در قرآن حتی سوره منافقین و منافقون، اونجا اینا هی میگن آقا ما دنبال عزتییم.
احسن.
که قرآن هم میگه که آقا "فان العزة لله ولرسوله وللمؤمنین ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین ولکن المنافقین لا یعلمون".
این نمیفهمه.
عزت اگه میخوای در ارتباط با خدا و معادلات خداست.
ولی تو که گوش میدی به این حرفا رفته رفته ببین این آیه عجیبه.
میگه "انكم اذان مثلهم".
یواشیواش شبیه هم میشید اصلاً.
خب؟
یعنی شما نماینده تام الاختیار جریان کفار میشید در جامعه ایمانی.
"ان الله جامع المنافقین والكافرین فی جهنم جمعا".
بعد اینا اصلاً جمع میشید با همدیگه.
یه تشابه قلب پیدا کردید.
میدونید تشابه اندیشه پیدا کردید.
وقتی که میگن آقا یهود زمان پیغمبر رو چرا خدا گوششونو میگیره به دلیل یهود زمان حضرت موسی.
اینا چه ربطی دارن به همدیگه؟
میگن به خاطر تشابه القلوب همون فکری که اون میکنه اینم داره همون فکر رو میکنه.
این مصداقاً کافره واقعاً فقط کافریه که شهادتین گفته.
خب؟
اینجوریه.
بعد تو آیه بعدش که همین آیه نفس سبيله میگه اینا یه دو دوزه بازهایی هستن بین جامعه ایمانی و جامعه کفار.
خب؟
یعنی در رفت و برگشتن.
اینجا میگه که "ولن يجعل الله للكافرین على المؤمنين سبيلا" معلومه کارپرداز جریان کفار در جامعه مؤمنین جریان منافقینه که خدا راه این نفوذو بسته.
یعنی آی مردم راه این نفوذو ببندید.
خب؟
نه اینکه خدا بسته به صورت تکوینی بسته.
خب؟
تکوینی نبسته.
به جهت تشریعی داره میگه ببند راه رو.
خب؟
بعدش برای همین باز دوباره میگه "ان المنافقین يخادعون الله" باز داره میره سر بحث منافقین و بعدش "مذبذبين واين ذلک الله اعلاها ولا اعلاها".
باز دوباره آیه صد و چهل و چهارش میگه "يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا الكافرين اولياء من دون المؤمنين" عزت رو از این راه نخواه.
او تو رو دوست نداره از این راه دنبال عزت، دنبال پیمانهای ذلیل اینجوری نباش.
باز آیه صد و چهل و پنج میگه "ان المنافقین في الدرك الاسفل من النار" بخوام به این که اینا از همه پایینترن.
بله.
"الا الذين تابوا واصلحوا واعتصموا بالله واخلصوا دينهم لله واولئك مع المؤمنين".
اگر طرف خواست برگرده باشه اجازه، اجازه هست برگرده.
منتها اونم با یه پروتکلی باید برگرده.
شیوهنامه داره.
برگشتش همینجوری کی بود؟
کی بود؟
من نبودم، نیست.
این پس جریان عزت.
خب؟
[سرفه] از این- بله عزت، حکمت، مصلحت.
این جریان عزتش.
که حالا مفصل میشه در موردش تو قرآن هم بازم آیات هی راجع بهش بحث بکنیم.
ولی فعلاً همین مقدار باشه.
بله، بله.
جریان حکمتش، اون جریان عقلانیتیست که شما حتماً توی کار دارید.
ببینید حضرت آقا در همین سندهای بالادستی اینو میگن.
میگن آقا چرا همش نگاه به غرب؟
خب نگاه به شرق.
یعنی ما یه سری شرق داریم.
چرا دنیا که غرب نیست که.
دنیا شرق هم داره.
خب؟
شما در سیاست خارجیتون ما تقارب فرهنگی که با شرق داریم خیلی بیشتر از اینه که با غرب داریم.
بله خب؟
میتونیم این نزدیکی اقتصادی ایجاد بکنیم، نزدیکی.
استفاده از قواعد و قراردادهای بینالمللی آقا این یه حکمتیه، عقلانیته.
مثلا حضور ما در شانگهای، در بریکس، در اکو، در فلان.
اینا نشان حکمته که شما این نیست که من الان میخوام یک احساسات کور میخوام بزنم به همه دنیا- بله همه رو داغون کنم مثلا.
یه همچین چیزی نیست.
ما اگه قواعد بینالمللی وجود داره، قاعده نفس سبیل ما رو نقض نمیکنه، وفاء به عهد ما رو نق-- سلطه پذیری ایجاد نمیکنه و این کارو نمیکنه، این کارو میکنیم.
ولی اگه سلطه پذیری ایجاد میکنه چه شرق باشه چه غرب باشه ما اینو قبول نمیکنیم.
کما اینکه واقعاً قابل بحثه.
بحثی از مدیریت دادهها مثلاً تو حکمرانی داده من الان نمیخوام بحث بکنم قاعده نفس سبیل انصافاً جلوی حداقل حکمرانی دادهها رو میگیره.
بله به خصوص تو حوزه Big Data.
تو حوزه Big Data چون که شما الان راه نفوذ تمام اراده طرف مقابلو داری نفوذ میدی تو اینجا.
لذا کسایی که حکمرانی دیتا دارن کار میکنن، چه تراکنشخواه، چه حوزه عمومی دیتا اینا حواسشون باید به این مسئله باشه که نفس سبیل رو نقض نکنه.
ولی اگر این کارو نکنه حکمت اقتضا داره ما ارتباط با دنیا داشته باشیم.
به خصوص وقتی داریم میگیم دنیا حالا اینجا به لحاظ راهبری چرا با شرق ما ارتباط نداریم؟
چرا مثلاً چین و روسیه رو مثلا دو اولویت نذاریم؟
این از اون چیزهاییست که خود حضرت آقا- بله همسایگان هم آقا خیلی تاکید میکنن.
همسایگان.
مثلا شما این که شما بالاخره همسایگی یه مسئلهایه واسه خودش.
این جزو مسئله حکمت به خصوص همسایگانی که خیلیاشون به هر حال تو جامعه واحد یکپارچه امتی هم ما قرار میگیریم و اونجا حرفی برای گفتن داریم و استفاده از دیپلماسیهای مختلف ما به دلیل همین برنامه قرآنی چیز وقتی رفتیم به همسایگان گاهی اوقات سر زدیم با دیپلماسی قرآن دیدیم عه ما چقدر مغفول بوده، چه کار حکیمانهای میتونستیم بکنیم با اسم پیغمبر و قرآن.
خب؟
حرف مشترکه.
حرف مشترک تا دلتون بخواد ما داریم.
حرف مشترک داریم- کلمه صوا.
بله، این یه نکته.
تو بحث مصلحت من یکی از شاخصها رو اگه بخوام بگم تو بحث مصلحت، بحث نرمش قهرمانانه است.
اوهوم.
البته با یه ویرایشی که میخوام این قضیه رو- بله این نرمش قهرمانانه باید یه مقداری باز بشه که جلوی- بله تحریف و- بله قرائتهای غلط ازش گرفته بشه.
بله.
یعنی یه جوری شده که انگار ما میتوانیم از اصولمون هم کوتاه بیاییم با نرمش قهرمانانه.
سوره مبارکه انفال رو اگه عزیزان یه [سرفه] نگاهی بکنن، صفحه صد و هفتاد و هشت.
بله.
در صفحه صد و هفتاد و هشت همین آیات پونزده و شونزده.
اول یه تبارشناسی بکنیم نرمش قهرمانانه رو.
گرچه حضرت آقا نرمش قهرمانانه رو در بحثهای امام حسن مجتبی و اینا گفتن این بحثو.
ولی ادبیات سیاسی از سال نود و دو شروع شد.
بله.
خب؟
بالاخره یه دورهای، اِممم یه کابینهای اومد سر کار که بعدا آقا کلاً این دهه رو یه مقدار یه دهه توقف ازش یاد کردن.
بعدم فرمودن عبرت.
عبرت.
دهه عبرته.
دولت عبرت.
دولت عبرت.
حالا یادمون هست دیگه اینا فعلاً از حافظهمون پاک نشده.
یه نگاه خوشبینانه به غرب درست شد که انگار تا حالا شما بلد نبودید [سرفه] الان ما بلدیم، خب؟
و شما بد فکر میکردید راجع به آمریکا و نون و صدمه بد فکریتون رو داشتید میخوردید و الان ما خوش فکر میکنیم و میریم میگیم و میخندیم و راه میریم و فالوده میخوریم با همدیگه و فلان اینو و کارو در میاریم از آب.
اگه یادتون باشه من همون موقع تو دانشگاه شریف گفتم اگه این جواب بده من قرآن نمیخونم.
[خنده] خیلی هم گفتن آقا بد مؤاجههای کردی.
گفتم نه خب معلومه اینا یه سری قواعد داره، سنن داره.
حالا من بعداً راجع به سنن میگم.
انگار ما بد فکر میکنیم راجع به سنت.
فکر میکنیم یه سری حرفهای شاعرانه الهیه برای دل خوش خنک خلاصه جامعه اسلامی.
نه سنت هم یه قاعده یعنی یه قاعده فیزیکه، خب؟
حساب داره، کتاب داره، شرط داره.
اینم مثل خودش حساب کتاب داره، شرط داره و بیان هم شده تو قرآن تحت عنوان سنت.
اونجا به هر جهت این ادبیات اون موقع خلق شده.
به این تبارشناسیش یه مقداری- بله.
دقت کنید.
تو چه سیاقی گفته- تو چه سیاقی گفته شده.
این سیاق میدونید که همیشه قرینه فهم از همه چیزا تو اصول ما یکی از قرائنی که داریم قرینه سیاقه.
حتی تو معاهدات میدونید که معاهدات بینالمللی تو کنوانسیون وین ماده سی و یک کنوانسیون وین که میگه معاهدات اصلاً چجوری باید ما تفسیر بکنیم؟
میگه به قرینه سیاق.
اوهوم.
یعنی سیاق خودش یه چیز فهم عمومی همه جاست.
شأن نزولش چی بوده؟
شأن نزولش چی بوده؟
شأن نزول این نرمش قهرمانانه اون موقع بوده، خب؟
و به نظر من تأکیدش به قهرمانانه بودنش است، نه به بخش نرمشش.
بعضیا اونو استفاده کردن و از اصول حتی کوتاه اومدن حتی شروط نه گانه حضرت آقام کوتاه اومدن، خب.
آیه پونزده شونزده اینو میگه.
خب خوبه آیه شونزده که به نرمش قهرمانانه داره تأکید میکنه از آیه پونزدهشو ببینیم.
خب یعنی [خنده] تو سیاق خودشه.
یعنی تو یه سیاقه عملاً که "یا ایها الذین آمنوا اذا لقيتم الذین کفروا زحفا فلا تولوهم الادبار" اگه کفار به شما حمله کردن گروهی پشت نکنید.
این "فلا تولوهم الادبار" یه بحث لغوی هم داره.
میدونین که این دو بار به اسفل اجزاء پشت میگن.
اوهوم.
یه جوری تحقیره.
بله.
خب یعنی گفت اینجوری در نرو.
حالا دیگه خیلی نمیتونم- بله، خواهش میکنم.
چیز از این جو جو نهم [خنده].
یعنی اینجوری خلاصه در نرو از میدان.
بعد میگن "ومن یولهم یومئذ دبره" کسی که اینجوری پشت بکنه و در ره، یه جمله معترضه داره این وسط، خب.
اون جمله معترضهش نرمش قهرمانانه است.
نرمش قهرمانانه است، خب.
اون جمله معترضه شه.
من این جمله معترضه شو میندازم آیه رو میخونم "ومن یولهم یومئذ دبره فقط ما بغضب من الله" این به غضب الهی گرفتار میشه، این در ره "ومأواه جهنم وبئس المصیر" بد راهی رو انتخاب کردهن اگه این کارو بکنن.
حالا این جمله معترضه چیه؟
مگر دو مدل باشه "الا متحرفا لقتال او متحیزا لفهد".
یعنی گاهی اوقات موضع خودشو تو زمین داره عوض میکنه.
منتها متحرف لقتاله.
یعنی از قتال در نرفته.
اصلاً.
خب.
تقبل جنگه.
یعنی تو خود جنگ داره موضعهاشو عوض میکنه.
اوهوم.
ببینید مثالی که حضرت آقا زدن گفتن مثل یه کشتیگیر.
بله.
ببینید کشتیگیر که یا یه کاراته باز یا یه بوکسور، یه علائم رقص پا دارن.
یعنی اینجوری اگه جای موقعیت خودشو تو زمین عوض میکنه که از رینگ نرفته بیرون که، خب؟
یا مثلاً تشک کشتی نبسته که بره بیرون که.
اون یه سری رقص پا داره، یه سری کار میکنه بدنشو، یه کاری میکنه ضربه بهش کمتر وارد بشه و همه این تکنیکها.
اینا تکنیک مبارزه است، نه تکنیک عدم مبارزه.
اوهوم.
بعضیها فکر کردن میز مذاکره یه روشیست برای عدم مبارزه.
اوهوم.
خب؟
خب غلطه این.
میز مذاکره یکی از ابزار مبارزه است.
اینو شما ببین، خب.
یکی از ابزارای جنگیه که این میشه مصلحت، که میشه اون نرمش قهرمانانه.
"او متحیزا لفهد" یا میری که با یه نیرو جدیدی برگردی، که یه گروه جدیدی رو همراه خود بکنی که بزنی.
ببینید فهم عمومی هم همینه که آقا طرف قتال رو نپیچونده.
از اصول آیه پونزده عدول نکرده- نکرده.
یعنی جنگ رو کلاً پرچم سفید بالا نیاورده، دود سفید نداده بیرون که آقا میشه با هم کاری نداشته باشیم دیگه میشه به ما کاری نداشته باشی؟
مسئله این نیست.
یعنی اگر ما نرمش هم میکنیم قهرمانانه نرمش میکنیم.
این میشه مصلحت.
مصلحت اقتضا میکنه که ما نرمش بکنیم اینجا و اون یک کار حکیمانه است و مصلحت اندیشانه است توی رینگ بوکسه.
تدعو إلى السلم نیست.
بله دقیقا.
فلا تهنوا وتدعوا إلى السلم.
آها.
ببینید تو اوقات همین اتفاق افتاد.
اومدن گفتن که در سوره مبارکه محمد.
بله.
امام صادق.
بله، بله.
این آیهای که شما خوندید.
گفتن آقا یه لشکر جراری داره ه-حمله میکنه.
آقا چه نشستهاید که در حقیقت اومدن انتقام بد رو بگیرن چنین و چنان.
آیه بر پیامبر.
یه عده اومدن پیش پیامبر گفتن یا رسول الله الان دیگه وقت مذاکرهست و بدو بریم مذاکره.
پیغمبر آیه نازل شد.
یا رسول الله در حقیقت مذاکره زیر تهدید دشمن نه.
این نه.
خب؟
لذا آیه اومد که «ولا تهنوا وتدعوا إلى السلم وأنتم الأعلون».
چرا أنتم الأعلون؟
میگن آقا نکنه از سر سستی بدویم بریم الان بدویم بریم مذاکره رو نگیریم.
يسارعون فیهم.
آره يسارعون فیهم يقولون نقشهان توزیع من و دایره.
آقا سرعت بگیریم آقا داره بلایی سرمون میاد.
این نه.
آقا شما من خدا رو ضایع نکن دیگه.
وقتی من گفتم من هستم.
والله معکم.
أنتم الأعلون.
میگه شما دست برتر.
میگه خب چرا ما دست برتر؟
الله معکم.
خب من با شمام.
ولن یترکم أعمالکم و اعمال شما رو موطور و تک و تنها که نمیذاره.
شما تنها که نمیرید تو میدان که.
منم با شما تو میدانم.
از این جهتش هست که این کارو نکنید.
حتی من دیدم [سرفه] بعضیا خیلی راحت میگن که آقا ما صلح و از این چیزا با این دشمنای خونی خودمون رو داریم.
میگم کجا؟
میگن دو جا.
یک در جریان صلح هدیه.
دو صلح امام حسن مجتبی.
اوهوم.
میگم آقا این سنن بالاخره یه قاعدهای هم داره.
یعنی اینجوری نیست که شما هر جوری که دلت بخواد سنت رو تفسیر بکنی.
دقت بکنید ماجرای سوره فتح و صلح هدیه پشت دیوارهای نیویورک بوده.
به این دقت کنید.
یعنی بعد از احزاب، بعد از احزاب که کلاً نظام اسلامی از لاک دفاعی خارج شد و رفت تو لاک حمله.
اوهوم.
خب؟
رفت تو لاک حمله.
ببینید این آیاتشو نگاه بکنید.
اینا گاهی اوقات همینجوری میگن آقا سوره فتحو خیلی دست گذاشتن رو سوره فتح.
بله، بله.
دیگه اصلاً پویش درست کرده.
بله، بله.
رسماً از سوره مبارکه فتح.
صفحه پونصد و چهارده نشون میده که اینا رفتن تا به بطن مکه، به بطن مکه.
آیه بیست و چهارش هست.
یعنی اگر مذاکرات صلح شده «و هو الذي كف أيديهم عنكم وأيديكم عنهم ببطن مكة من بعد أن أثفركم عليهم» بعد اینکه یه ظفری ایجاد شده.
یعنی شما احزاب رو رفتید زدید تار و مار کردید طرفو یعنی همه آمدن.
بله.
خب؟
یعنی اذ جاهدکم جنود.
دیگه هرچی لازم بوده بیاد آمده حتی یهود بنی قریظه.
بله.
آخرین خیانتش رو همونجا میکنه.
بله.
که میگه آقا دیگه همه اومدن ما هم بریم دیگه.
خب [خنده] یعنی- اینا واقعاً فکر میکردن کار تمومه.
کار تمومه دیگه.
یعنی همه آنچه باید میومد آمد.
که خدا حالا بعداً تو سنت نصرت میگم.
هر چقدر سنت سختتر میشه و سر به سرتر میشه، خدا میگه فرسلنا علیهم ریحاً.
منم با باد اومدم.
[خنده] یعنی ففف بود کردم اینجوری.
فجرود اللم ترها.
میگه با جروذ اللم ترها اومدم با جروذ نا-- نادیدنی اومدم.
به بقیه هم گفتم آقا کلاً کسی دست به سیستم نزنه، خودم سیستمو جمع میکنم و كفى الله المؤمنين القتال.
اصلاً مؤمنین نرن تو جبهه دیگه.
یعنی این خودش یه سنته که نصرت hard که میشه نصرت هم hard میشه.
اوهوم.
خب این از اون چیزاییه که یا باید باور کنیم باهاش بریم یا بزنیم برای قصاء شب.
بله.
برای خواب ببرن.
خب؟
که این مدلی که بعد از احزاب که این اتفاق افتاد و حمله پیغمبر عملاً ببینید مثل این میمونه که شما پیغمبر که بعضیا هم اعتراض کردن که آقا این چه کاریه حالا این چه حجیه؟
بله.
که مثلاً حالا بعد اینکه اینا زدن تار و مار کردن اینام رفتن.
حالا تازه ابتکار عمل با پیغمبر شروع میشه.
که بریم حج.
یه رؤیای پیغمبر بریم حج.
که شروع کردن رفتن حج و با کارد میوهخوری هم رفتن.
بله.
با یه مشت- سلاح برنداشتن.
سلاح برنداشت.
با همون شمشیرای مسافرتیشونو بردن.
خب؟
بعد رفتن تا پشت مکه، به بطن مکه.
یعنی رفتن تا اونجا گفتن آقا ما اومدیم زیارت.
[خنده] واسه اینکه فرض بفرمایید حالا شوخیش مثلاً اینجوری میشه آقا ما بریم مثلاً آمریکا با یه لشکری.
بعدش بگیم که اومدیم چه گفتیم؟
اومدیم توریستیم.
[خنده]بعد اینا خواستن حمله بکنن به اینا، اینا بیعت رضوان رو بستن و که حالا یه جایی شاید بمونیم سرش بد نیست.
آقا این مذاکرات صلح هدیبیه پشت دیوار نیویورک انجام شده.
به این دقت کنید پس از حمله ما، پس از اون موقعی که ابتکار عمل با ماست، ما در موقع برتر ما در موقع بعدا ان فرکم علیهم بعد از اینکه ظفر با ماست، پیروزی با ماست.
اینجوری شده مذاکرات که، که حالا خود اون مذاکراتم بعدا خود قرآن تا حدی میگه به خاطر خیانت یه عدهای بود، یه جایی.
خب که حالا اگه لازم شد یه جایی به این بپردازیم چون که یکی از بحثهای سیاست خارجی ماست.
صلح امام مجتبی [خنده] با خدا نکنه، خدا نکنه ما دچار صلح امام مجتبی بشیم.
بابا مردم بیست و دو بهمنی که گذشت یه بیعتی کردن که هیچ امامی در طول تاریخ و هیچ نبی همچین امتی نداشته.
هرکی میگه داشته بره بیاره.
بله.
که فرض بکنیم من بعد ما اصحاب ام القرح- قساً.
خب بعد از اینکه لطمه دیده، بعد از اینکه این همه دفاع کرده، نظام اقتصادیش به هم ریخته، دشمن این کارا رو کرده، جنگ دوازده روزه بوده، اغتشاشات رو طی کرده، بعد بیست و دو بهمن ملتش اینجوری بیاد تو میدان.
خداوکیلی [خنده] مسئولین قدر همچین ملتی رو بدونن.
خب هیچ امامی و هیچ پیغمبری یه همچین امتی به خودش ندیده.
بله واقعا.
خب؟
اگه میگی دیده بیاره مثلا ما دیدیم تاریخ و ندیدیم ما همچین امتی نداریم.
خب بعد از این امت شما میخواید بگید که ما صلح امام مجت-مجتبی داریم؟
امام مجتبی بعد از اینکه خیانت دور و بریاشون بود و به همون اتفاق برگشتن تو یه جلسهای خطبه خواندن در مدینه که آقا به هر حال این معاویه است.
اینم وضعیت اینجوریه.
شما مرگ با عزت رو ترجیح میدید یا ماندن با ذلت رو؟
در روایت داره فنادا القوم من کل جانب البقیه البقیه.
ماندن با ذلت رو.
این آره امام مجتبی این بودن.
ما خداوکیلی ملت الان در موقعیت صلح hud-- چی ان؟
موقعیت صلح امام حسناند؟
خب این چه تمثیلیست اینجا که بعضیا به کار میبرن.
ما هرگز در اون موقعیت نیستیم و نباید یه مذاکرات صلح دقیقاً امام مجتبی رو ما انجام بدیم.
پس اینا باید بدانیم هر سنتی کجا مذاکره صلحی عزتمندانه من بعد ما ان فرکم علیهم بله با دست برتر تو میدان با دست برتر پای میز مذاکره هستیم.
جزو ابزار مبارزمونه.
یکیش رقص پاهاییای که میکنیم میشه نرمش قهرمانانه.
تغییر موضعهایی که میدیم تو میدان کشتی میشه نرمش قهرمانانه.
یا برای فریب دشمن.
برای فریب دشمن.
الحرب خدعه.
ما داریم که شما یه جایی دقیقاً ممکنه آتیش روشن بکنی از یه جای دیگه بزنی.
اوهوم.
خب اینا کاملاً پذیرفته شده است که آقا مثلاً داریم به تعبیری که الحرب خدعه داریم خدعههای جنگی تو مثلاً تازه این خدعهها خدعه عدم وفای به عهود نیست.
مثلاً بعدا یه- قدر نیست.
قدر نیست.
قدر نیست.
یعنی ما فریب و حیلهگری در این حد که بیایم مثلاً بریم یه قرارداد بینالمللی یا قراردادی که بستیم میزنیم زیرش به خاطر اینکه میخوایم مثلاً تو جنگ باشیم.
نه همچین کارایی ما نمیتونیم.
نا جوانمردانه نیست.
نیست.
ما همچین در حقیقت موانعی رو هم داریم.
چرا اصلاً اینجور موانع رو داریم و دشمن نداره؟
به خاطر اینکه ما هر چقدر خودمون رو وابسته به جریان حق بکنیم، میتونیم از حق مطالبه کنیم.
بعضیا خیلی راحت میگن ما دشمن رو بزنیم تا بزنیم مثلاً یه اتفاقی حتی شنیده شده راجع به بحث استفاده از سلاحهای شیمیایی، اتمی، فلان.
بله.
نهجالبلاغه رسماً جلوشو گرفته.
چون نهجالبلاغه حضرت میگن که اگر زدید خلاصه دشمنو خواستید با دشمن مبارزه بکنید.
و لا تجهدوا علی جريح.
شما مجروح رو بعد از جنگ نمیتونی بزنی.
اوهوم.
میبینید ما یه قاعدهای داریم و حتی داره و لا تهجوا النساء بعذن.
ما زن نمیتونیم بزنیم.
و ان شتم اعراضکم و امراءکم.
بعد از اینکه به من و علی فحش دادن، حق نداری.
یعنی ما قاعده داریم.
ما تو جنگ نمیتونیم سلاح شیمیایی، میکروبی استفاده بکنیم.
ما یدهلك الهرث والنسل نمیتونیم بکنیم.
اوهوم.
ما نمیتونیم از این کارا بکنیم.
ما دستمون بسته است.
خب.
فلا یجرمنکم شنآن قوم على الله تعدلوا اعدلوا.
ببینید ما دستمون بسته است به هر حال.
دستمون بسته است یعنی تو محدوده حق میتونیم عمل بکنیم.
حالا انشاالله تو بحث وفای به عهود من عرض میکنم یکی از سیاستهای خارجی جدیمون وفای به عهوده.
برای همین است که باید به دولتمردمون، به دیپلماتمون، به مجلسمون بگی آقا چشاتو وا کن.
بله.
خب اگر یه عهدی بستی، یه قاعدهای گذاشتی نمیتونی بزنی زیرش.
اصلاً اسلام به ما این اجازه رو نمیده.
آقا میخواستی snapback رو نذاری.
اگه گذاشتی خب طرف استفاده میکنه.
شما بعد هی میگی ببین آمریکا چرا snapback رو-- خب شما گذاشتی.
شما این قاعده رو گذاشتی توی معاهده.
ما طبق قاعده نمیتوانیم از معاهداتمون عدول بکنیم.
میخواستی نذاری.
چشاتو وا کن نذار اگه چیزی راه سلطه و نفوذ درست میکنه یا معاهداتو میتونه به هم بزنه نذار.
حالا about این معاهدات و قراردادها و اینا تو اون بحث وفای به عهد و اینا باید مفصل حرف بزنیم.
چون خیلی یه فصل جداگانهایه و- فصلیه که ما نمیتونیم معاهدات خودمون رو منکر شیم.
بله.
یه ااا نکتهای میخواستم عرض بکنم این بود که چون بحث صلح رو فرمودید ااا و خب بحث مهمیه البته، ولی خب بعضیا به در واقع اسم صلح، سازش رو تئوریزه میکنند.
یعنی این ز-زرافتی داره که ااا باید دقت کرد که هر در واقع بعضی از اقسام آنچه که مثلاً تو بعضی از دورانها ممکنه اتفاق افتاده باشه، گاهی اوقات طرف میاومده صلح هدیبیه رو میگفته یا انواع مثلاً صلحهای تاریخی میگفته ولی در عمل داشته سازش میکرده.
سازش میکرده.
بله دقیقاً.
در حالی که صلح از موضع بالاست به فرموده شما سازش از موضع پایینه.
یه نوع التماس है به عبارتی.
یه نوع ترس تئوریکه.
اوهوم.
خب؟
یعنی ترسی که تئوریزه شده.
ترسیه که پو-در پوشش عقلانیت داره.
بابا اصلاً منافقین رو در همین جریان احزاب چی میگه؟
میگه ظاهرت الابصار.
بله.
و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا.
میگه یه جوری شد که دیگه جان آمد تو گلوش.
خب؟
و چشمها خیره شد و تظنون بالله الظنونا.
گفتن چی گفتن؟
میگه يقول المنافقون این منافقون گفتن که- والذی نفلكم المنى ما وعدنا الله ورسوله الا غرورا.
بابا اینا فریب بود.
یه سری الکی ما رو سر دست نگه داشتن با یه سری وعدههای الهی و نمیدونم از این چیزا.
خب؟
اصلاً باور نداره.
اصلاً نکتهش اینه که باور نداره.
بعد ا-- این ترس خودشو داره تئوریک میکنه.
ببینید در خود قرآن، در ماجرای اهد و اینا این تیکه رو بیارید از سوره مبارکه چون میخوایم- آل عمران.
ببین-- بله از آل عمران.
سوره مبارکه آل عمران که جریان اهد رو توضیح میده.
در اونجایی که میگه انما ظال کن شیطانه رو میخوایم.
آها بله.
بله.
صفحه هفتاد و سه.
صد و...
یه جریان رو نقل میکنم.
آقا هم این تیکه رو نقل میکنه از همرا العصد.
بله چند بار آقا خوندم.
خب همرا العصد کیه؟
بعد از اهده.
حالا یه فصلی اگه لازم شد صحبت خواهیم کرد راجع به اینکه گزارش قرآن از اهد فاتحان است.
اوهوم.
گزارش شکست نیست.
تضعیف، تضعیف نیست.
بیان نقطه ضعف هست ها.
آها.
ببین این فرق داره.
چونکه آدم هر موقعی بخواد بیان نقطه ضعف بکنه میگن داری تضعیف میکنی.
نه، قرآن تضعیف نمیکنه ولی بیان نقطه ضعف میکنه.
حالا من اینو بعداً تو سنن میگم.
انشاالله.
خود واژه سنت و شرایط سنت.
اینجوری نیست که شما هر جوری موفق میشی.
شما مگه میتونی رهبر رو بزنی عقب و بعد چشم چرانی بکنی به مال دنیا بعدشم نتیجه هم بگیری؟
خب نه، اینجوری نیست.
خلاصه- بله.
این تو میمیری از این تو میمیری هم نیست.
به هر حال یه شرطی هم داره دیگه.
تو فیزیک هم همه قواعد شرط داره.
خب؟
ولی یه پایان بندی خوبی هم داره اهد و اون پایان بندی همرا العصده.
وقتی که خلاصه اینا زخم خوردن، پیغمبر پیجریهای خودش رو جدا میکنه.
میگن آقا اینا اومدن تتمه شما رو درآرن.
اون زخم، میگه آقا هرکی هم زخم نخورده برو عقب.
آخه من با شما نمیجنگم.
دلیلش هم این بوده که کسی که زخم نخورده بوده معلومه- فرار کرده.
فرار کرده.
خب؟
میگه آقا این آدما به درد جنگ نمیخورن.
جنگهای حساس نمیخورن.
یه پیمانی میبندن با پیغمبر میشه جنگ همرا العصد، یه روز بعد از اهده.
اینجاست که میگه الذين استجابوا لله والرسول من بعد ما اصابهم القرح.
کسایی که بعد از زخم وایسادن باز دوباره پای پیغمبرند.
اینا کیان؟
کساییان که الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم ایمانا.
یه عده برمیگردن به اینا تو خود مدینه به اینا میگن که آقا بترسید دیگه بابا بیخیال.
عقل هم چیز خوبیه.
عقل هم چیز خوبیه.
هی اینا رو میترسانند از مبارزه.
اینا اتفاقا ایمانشون زیاد میشه و قالوا حسبنا الله ونعم الوکیل.
اتفاقا اینا میگن که خدا بس.
خیلی جالبه ها.
عجیبه اصلاً.
عجیبه که گاهی اوقات مؤمن به یه مرتبهای از ایمان میرسه که شما هرچی بیشتر بخوای بترسونیش ایمانش بیشتر بشه.
اتفاقا تو احزاب همین شد دیگه.
بله.
تو احزاب وقتی اینا گفتن که آقا- ما وعدنا الله ورسوله الا غرورا.
اینور میگه ولم ما رأى المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله ورسوله وصدق الله ورسوله فزادهم الا ایمانا وتسليما.
اتفاقا گفت آقا ما دنبال همین بودیم.
پیغمبر هم همین وعده رو داده بود که ما میرسیم به نقاط حاد.
این همون ایمان ابوذریعه.
ایمان ابوذریعه یادتونه؟
اینا ایمان و تسلیمشون اضافه شد.
اینجا قرآن میگه فن قلبه بنعمت من الله وفضل لم يمسسهم سوء.
اتفاقا برگشتن بدون هیچ مشکلی برگشتن.
اینجا پردهبرداری میکنه از یه جریان.
میگه انما ذلک الشيطان يخوفف اولياؤه فلا تخافوهم وخافون إن كنتم مؤمنین.
میدونین کیای این حرفو میزنن؟
شیطان این حرفو میزنه که بترس.
منتها شیطان ترس و چجوری حوقله میکنه؟
در قالب عقلانیت.
اوهوم.
میگه آقا اومدن دیگه این لشکر به این بزرگی آمده.
میگه إنما ذالكم الشيطان يخوفكم.
میگه از اونا نترس از من بترس.
یعنی محدوده منو رعایت بکن و مراعات بکن.
فلا تخافوهم وخافون إن كنتم مؤمنین.
یعنی اینجا میگه که اون ترس رو داره تحت عنوان عقلانیت جا میزنه و به بدنه حتی مسئولین نظام نفوذ میکنه.
نفوذ تو سطوح پایین فقط نیست.
نفوذ در عالیترین سطوح نفوذ انجام میشه و همین نظام کارشناسی.
اوهوم.
خب؟
اسمش میشه نظام کارشناسی.
بعد از خروجی نظام کارشناسی چی میشه تهش؟
اینه که هی داره ترس رو تئوریزه میکنه و مبارزه نکردن رو داره تئوریزه میکنه.
اینجاست که ما یه قهرمانانه وارد، چی میشیم؟
وارد نظام مذاکره میشیم من بعد أن انفركم عليهم.
لذا ما هیچ تو طول هیچ مذاکره این مدلی که قرآن روش سهه میذاره نداشتیم.
الا اون مذاکرات صلح هدیبیه است که در صلح هدیبیه میام پشت دیوارهای نیویورک بعد از من بعد أن انفركم عليهم به بطن مکه، اونجا شروع میکنه یه همچین مذاکراتی رو به عنوان فتح المبین ازش یاد میکنه که حالا اونو سر جای خودش بهش اشاره خواهیم کرد.
این کلیت شاید، اِممم قرآنی بحث عزت، حکمت، مصلحت رو میشه در این قالب جمعبندی کردش که این آیات میتونه اشاره بهش داشته باشه.
حالا اگه انشاالله بحثمون رفت راجع به خود سنت- بله.
اصلاً سنن یعنی چی؟
بله، بله.
و سنن الهی در این زمینه- بله اینو انشاالله- چجوری پیاده میشه؟
باید دربارش صحبت کنیم.
چون به ماجرای صلح امام حسن علیه السلام اشاره کردید و حالا شبیهه به اون هم مسئله حکمیت- بله.
در واقع باز تو همون سیاق و بنده- بله، بله.
اونجا هم در واقع میشه گفت امام جامعه یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسن باز بر طبق یک مصلحتی پذیرفتن- بله، بله.
هرچند نظر عقلایی که نبوده.
بله.
اونجا هم- بله همینجوره.
یعنی ببینید اینی که مصلحت اقتضا میکنه که شما برای اینکه اصل کیان مسلمین بماند از یه سری چیزهایی اصلاً عدول بکنید- بله، بله.
و صرفنظر بکنید.
گاهی اوقات بوده امیرالمؤمنین تو نهجالبلاغه این طرف، اون طرف بیانات امیرالمؤمنین هست که میگن که آقا اگه من میخواستم رو این چیزا پافشاری بکنم که خلاصه چیزی دیگه از دین باقی نمیموند- بله.
و، اِاِاِ همین مقدار یارهایی که داشتیم هم که همینم متفرق شده بود.
بله.
لتفرق عندي عسكري.
اوهوم.
خب؟
اصلاً بله.
یعنی لشکر میپاشه دیگه.
ولی اینی که ما خودمون رو الان در موقعیت حکمیت میدونیم این بده.
این بده.
اصلاً اینجوری نیست.
این نیست.
ما این مردم رو داریم.
اوهوم.
این شرایطو داریم.
این مسئولین رو گاهی اوقات داریم.
اصلاً.
خب چرا یه چیزی که نیست داریم هی تحمیل میکنیم که هست.
خب؟
ما در موقعیت حکمیت نیستیم.
در موقعیت صلح امام مجتبی نیستیم.
در این موقعیت نیستیم.
مصلحت جامعه مسلمین اقتضا بکنه، ازش ممکنه به هر جهت یه شرایط بحرانی رو بتونن مدیریت بکنن.
بعداً کار رو بسپرن.
بعداً زیرزمینی حرکتهای خاص بکنن.
اهل بیت این کارا رو کردن.
یه دولت سایهای درست کردن.
اوهوم.
یه سازمان وکالتی درست کردن که بتونن-- بله امیرالمؤمنین میگن لنا حق.
ما یه حقی داریم، حق حاکمیته.
خدا هم داده این حق.
فأن أعطيناه.
اگه دادید که دادید.
و إلا ركبنا أعجاز الإبل و انطال السرا.
ولی این شتر رو ما دو تک سوار میشیم اگر به ما ندادید.
خب؟
یعنی صرفنظر نکردن که ما مثلاً مسئله حکمیت یا صلح امام مجتبی رو گاهی اوقات اینجوری بررسی میکنیم که این دنیای دون مال خودتون منم میرم نمازمو بخونم مثلاً.
اینجوری نیست.
این شتر خلافتو دو تک سوار میشیم منتها اینکه شبرویی طول بکشه بالاخره ما یه موقعی سوار میشیم.
خب؟
یعنی یه موقع خودمون میشیم راننده.
یعنی ماشین رو در بس بدیم دست شما اینجوری نیست.
ممکنه شما رانندهش بشی ولی من یه تک سوار میشم.
این، این گوشه منم هستم و لذا تمام کارهایی که تو سازمان وکالت و اینا دارن انجام میدن- بله.
همین کاره.
بله، بله.
که میبینید ائمهای که ما میگیم که اینا ائمه مظلومین، ائمه آخرین ما میگیم ائمه کلاً خب همه مظلومن.
ولی اتفاقاً امام هفتم، امام نهم، دهم، یازدهم، اینایی که همش تو زندانن، اینا اتفاقاً علامت پیروزیشونه.
انقدر بستیت پیدا کرده بودن و سازمان وکالتشون پخش شده بود تو همه اقصی عالم که مجبور بودن اینا رو اینجوری محافظت بکنن.
ما اینا رو میگیم ائمه مظلوم.
بله مظلومند.
ولی بدونین مظلوم مقتدرند.
مقتدرند.
خب؟
یعنی تو کل عالم پخش شده لذا ما ممکنه مصلحتی بوده حکمیت رو پذیرفتن و تحت ولی بدونیم اون موقع هم که اونو پذیرفتن امام المسلمین زده بالای منبر تو گوش خودشا ها.
حواسمون باشه.
الان حضرت آقا در این موقعیته؟
اصلاً.
حضرت آقا فرمودن چند سال پیش البته فرموده بودن که بعضی از مسئولان اون موقع گفته بودن ما در موقعیت شعب ابی طالبیم.
اصلاً ما- چون گفته ما در مواقع بدر و خیبریم.
بله اصلاً با چه ربطی داریم به شعب ابی طالب؟
هر تحریمی که شعب ابی طالب نیست که.
هر جریان صلح که حکمیت نیست که.
نیست بله.
بابا آقا الان بلندگو رو دستشون میگیرن میگن بیست و دو بهمن فلان ملت میرن بیست و دو بهمن هنگامه میکنن.
خب؟
امیرالمؤمنین بالای منبر میزده تو گوش خودشه.
اصلاً.
خب؟
بله امیرالمؤمنین اون چیزی که در حد که خلاصه فتر به یده یلا لحیهاش شریفه فعطال البکا.
های های بالا من گریه میکرد دست این ملت خودشو مسئولین و خودشو اینا که تو نهج البلاغه پره.
بله با چه ربطی داره این موقعیت به اون موقعیت؟
خب؟
این موقعیت سازیهای الکی باید بدونیم ما در این موقعیت نیستیم، در موقعیت برتریم.
منتها به شرط اینکه من با این آیه فکر میکنم غریب بکنم آیهای که آقا چند بار تا حالا خوندن، آیه زنهاره.
میگن "و لا تکونوا كالتی نفقت غزلها من بعد قوت انکاثها".
اوهوم.
خب؟
یه زن احمقی بوده خودشو دار دستهش، خب یه سری کنیزم داشته از صبح تا ظهر دستور میداده این رشتهها رو به همدیگه می تنیدند و میبافتد و رشته میکردند.
بعد از ظهرش میگفته اینا رو وا کنید.
آقا اینو میگن.
میگن نکنه مثل اون زن احمق بشید که شد ضرب المثل عرب.
که میگن زن احمقاه در حقیقت بهش که هی ببافید، ببافید، بتابید فلان اینا درستش بکنید بعد ظهر هی وا کنید خرابش کنید.
ما در معرض این هستیم.
باید مراقب اون جریان نفاقه بود.
نفاقه بود که ما یهو با باز نکنیم الکی همه آن چیزی که رشته بودیم پنبه بکنیم باز دوباره.
بسیار عالی.
این اون تذکره از یه- تشکر.
بسیار عالی.
خیلی بحث قرآنی خوبی بود.
در حوزه سیاست خارجی سه اصل عزت، حکمت، مصلحت تبیین شد و در زیلش هم فرمایشات رهبر انقلاب و هم آیات قرآن تفصیلاً بررسی شد.
تشکر میکنم از شما آقای قاسمیان.
امیدوارم شما بینندگان محترم هم بهره برده باشید از بحث امشب.
تا برنامه دیگه شما رو به خدای بزرگ میسپاریم.
خدانگهدار.
خداحافظ