ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به He نستعین انه خیر ناصر و معین.

السلام علیک یا ابا عبدالله و على الارواح التي حلت فنائک.

عليك مني سلام الله ابدا ما بقیت وبقی الليل والنهار ولا جعله الله اخر العهد مني لزيارتکم.

السلام على الحسين و على علی ابن الحسين و على اولاد الحسين و على اصحاب الحسين.

مردم عزیز ایران سلام.

شب‌تون بخیر باشه و امیدوارم که در شب‌های ماه محرم عزاداری‌هاتون مورد قبول درگاه حق واقع شده باشه.

همونطور که مستحضرید ما در شب‌های ماه محرم به موضوع بسیار مهم جنگ و جهاد در قرآن می‌پردازیم و ابعاد مختلف موضوع جنگ و جهاد رو با استناد به آیات قرآن و سیرت پیغمبر اکرم و سیرت اهل بیت علیهم السلام، عبارات امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه مورد بررسی و واکاوی قرار میدیم و مثل هر شب در خدمت جناب حجت الاسلام والمسلمین حاصمیان هستیم.

سلام عرض می‌کنم حاج آقا حاصمیان خیلی خوش آمدید.

تقاضا می‌کنم یک گفت‌وگوی اولیه داشته باشیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

سلام عرض بکنم خدمت شما همکاران و بینندگان عزیزمون.

السلام علیک یا ابا عبدالله.

انشاالله عزاداری‌ها قبول باشه.

موضوع مهمیه طبیعتاً موضوع طولانی‌ای هم هست و انشاالله با حوصله بتونیم بحث‌ها رو مطرح کنیم.

انشاالله.

عرض بکنم که یکی از موضوعات مهم که در ذیل مسئله جنگ و جهاد در واقع طبعا قابل طرح هست و خب امروز هم ما خیلی باهاش مواجه هستیم، مسئله خونخواهی حاج آقا- بله ...

و به نظرم این مسئله یه مسئله مثلا انتقام شخصی صرف نیست.

یه مسئله اساسا ابعاد الهیاتی جدی داره- بله ...که باید راجع بهش حرف زده بشه.

به نظرم راجع به این موضوع هم چون هم مرتبط با در واقع مسئله عاشورا و کربلا و امام حسین علیه السلامه و هم مسئله مربوط به امام شهید ماست که باید بهش پرداخته بشه.

مجدد بسم الله الرحمن الرحیم.

خب سؤال مهمیه ما اینو لولا می‌کنیم حتی به بحث جنگ احد و حضرت حمزه سید الشهدا که یه نکته بسیار مهمی داره جریان حمزه سید الشهدا که این اتفاق رو حضرت زهرا سلام الله علیها برای جایگاه حضرت حمزه و زنده کردن نام او فارغ از انتقام حضرت سید الشهدا حمزه، جایگاه او رو در حقیقت رفعت بخشیدن و کردن نماد و از توش یه عالمه خروجی گرفته شد از این بحث.

حالا چون بحث احد رو و حمران الاسد رو گفتیم من این روایت رو هم بد نیست بگم در جایگاه مهم حضرت حمزه سید الشهدا و حضرت جعفر برادر امیرالمؤمنین که خیلی فوق‌العاده‌ست جایگاه این دو بزرگوار.

در روایت داریم که حضرت نوح، خدا او رو می‌خواد فراخوان می‌کنه میگه که تو این نهصد و پنجاه سال پیغمبری که کردی خلاصه کارتو انجام دادی؟

وظیفه تبلیغیتو انجام دادی یا نه؟

بعد میگه انجام دادم.

میگن شاهدت؟

میگن شاهدم ختم المرسلین و خاتم المرسلین میرن خدمت حضرت که بیایید به نفع ما شهادت بدین.

حضرت حمزه و جعفر رو می‌فرستن در روز قیامت که بیان به نفع حضرت نوح شهادت بدن که حضرت نوح وظایف تبلیغیشو انجام داده.

بعد امام صادق اضافه می‌کنند که حضرت حمزه و حضرت جعفر باید برای همه انبیا شهادت بدن- عجب ...که اینا به وظایف خودشون عمل کردن.

ویژگی مهم این دو بزرگوار هم این بوده که یار شاخص و کار دربیار پیغمبر بودن؛ یعنی شاخص و نماد بودن.

بعد تو این نمادسازی‌ها عرض بکنم مثلا در همین دوراه اخیر ما شهید حاج قاسم سلیمانی یک شهید، یک ژنرال شهید نبوده.

اوه خب؟

یه نماد و پرچم مقاومت بوده- اصلاً ...این بوده.

شما در یه دوره‌ای گاهی اوقات به دلایلی یه اتفاقات اینجوری میفته.

مثلا شما در دوره‌ای که بحث مدافعین حرم مطرح بود و گاهی اوقات شبهاتی هم مطرح بود و این‌ها، شما یهویی شهید حججی ظهور کرد و شد حجت خدا به تعبیر امام شهید، شد حجت خدا به خصوص با اون میزانسن و همه اون اتفاقات و اون تصاویر می‌بینید که یک جلوه خاصی داشت.

میخوام بگم اساسا وقتی که شما بیفتید تو یک مسیر ویژه، خب؟

کوچک‌ترین چیزها ویژه میشه.

اول اینو مفهومشو درک بکنیم تا بعدش من میام سر بحث سار و خونخواهی و تفاوتش با قصاص عرض می‌کنم خدمتتون.

ببینید مثلا خدا در قرآن میگه که این گوسفند، گوسفند که حالا همچین چیز ویژه‌ای نیست، ولی این گوسفندی که می‌شود هدی می‌شود قربانی در مسیر حج قرار می‌گیرد، می‌شود شعائر الله.

حتی این قلائد یعنی لنگ کفش حاجی که به گردن گوسفنده، این میشه جز شعائر الله لا تحل شعائر الله ولا الشهر الحرام ولا الهدي ولا القلائد ولا آمين الله الحرام.

این آدمی که قصد خانه خدا کرده هنوز اصلاً راه نیفتاده.

آمینه یعنی هنوز فعلاً قصد کرده.

این میشه جز شعائر الله.

یعنی شما وقتی یک مسیر ویژه‌ای رو میخوای حرکت بکنی همه چی قیمت پیدا میکنه.

این پیرهن مشکی من پارچه‌ش تو مغازه پارچه‌فروشی هیچ ارزشی نداره.

ولی وقتی میشه پیرهن مشکی تن من میشه برای جریان امام حسین این میشه شعائر الله.

این سن و اینا همش میشه جز شعائر الله.

چون قیمت لازم خودشو پیدا کرده تو این مسیر رفته.

یه جایگاه داره تو همه این جایگاه‌ها یه جایگاهی وجود داره، جایگاه امام المسلمین.

شما ببینید جایگاه امام المسلمین چیه؟

من حالا توی اگر بحثمون تموم شد من نسبت به فضای امام و قیام و اقامه و این چیزا انشاالله یه نکته خیلی مهم قرآنی رو عرض می‌کنم.

بیشتر فکر می‌کنم داره منحرف میشه از اون معنای اصلیش، از اون معنای اقامه‌ایش داره منحرف میشه.

[زیر لب خنده] و اون چیه؟

و اون این است که امیرالمؤمنین به، اممم، خلیفه دوم در نهج البلاغه میگن مکان القیم بالامر مکان النظام من الخرز.

اینجایی که تو ایستادی مکان نخ تسبیحه.

فان انقطع النظام تفرق الخرز وذهب ثم لم يجتمع بحذافيره ابدا.

اگه نخ تسبیح رو پاره بکنی همه این دونه‌ها پخش و پلا میشه و دیگه، دیگه هم جمع نمیشه.

ببینید شما برای اینکه یه تسبیح رو خراب کنی یا نخشو پاره می‌کنی، یا دونه‌هاشو همه رو بشکونی.

اصلاً لزومی نداره دونه‌هاشو بشکونی.

نخشو پاره کنی دیگه همه دونه‌ها می‌ریزه خراب میشه.

ذیل این آیه من قتل نفسا بغير نفس او فسادا في الارض فکانما قتل الناس جميعا.

اگر شما، سوره مائده هم هست دیگه، یعنی سوره مربوط به ولایته.

اگر شما نفس بکشی، یه نفس بکشی کأن همه رو کشتی.

خب این چه نفسیه که شما اگه بکشی همه رو کشتی.

اینجوری نیست که شما الان یه نفر رو بکشی یعنی همه آدما رو کشتی که.

نه، وقتی که امام رو بکشی، اون محور رو دربیاری، خلاصه این کارو اگه بکنی مثل اینکه همه آدما رو کشتی.

نخ تسبیح.

نخ تسبیح رو پاره کردی.

من اینجا یه- نفس پس منظور امام- نفس، بله نفس امامه.

اصلاً روایات زیادی داره.

بله اصلاً از خود شاکله سوره هم مشخصه و اگر احیا بکنی یه نفرو من احیاها فکأنما احیا الناس جميعا.

اگر این ستون اقامه بشود تازه همه این پارچه‌ها تازه معنا پیدا می‌کنند.

که اصلاً این پارچه‌ها رو برای چی دوخته بودن؟

برای اینکه این ستون که اقامه بشه تازه پارچه‌ها میاد سر جای خودش قرار می‌گیره و این یه سری روی زمینه به چه درد می‌خوره؟

اینکه خیمه محسوب نمیشه که.

این پارچه رو زمینه.

احیا که میشه می‌بینید تازه همه چی اقامه میشه و تازه باهاش بالا میرید.

این معنی بسیار مهمی که حالا انشاالله یه موقعی حتماً تو این بحث‌ها فضل الهی توضیح خواهیم داد.

خب وقتی که یه همچین شما جایگاهی دارید، اگر کسی بیاد چنین جایگاهی رو خراب کنه بلکه این جایگاه و آدم این جایگاه شما رو شهید کنه، خب؟

یک ظرفیتی تولید میشه.

الان امام ما شهید شد، یک ظرفیتی تولید شد به نام بعثت مردم.

الان چی بعث، چرا ما بعثت پیدا کردیم؟

یعنی هر کی شهید میشد ما مبعوث میشدیم؟

نه دیگه.

یهویی می‌بینید یک فرآیند بزرگ قابل اتفاق افتادنه و اتفاق میفته یهویی.

مسئله ساره.

مسئله قصاص نیست.

حالا من این تفاوتش رو عرض می‌کنم که ببینید شما در زیارت عاشورا هم دعا می‌کنی اللهم ارزقني طلب ثارکم مع امام المهدی.

من دعا، می‌خوام که خدا روزی بکنه من طلب خون کنم، خونخواه باشم.

با کی؟

با امام المهدی.

این ظرفیت چنان ظرفیتیه که حتی گاهی اوقات به نادرستی هم ازش استفاده شده.

مثل ظرفیت خون خلیفه سوم.

اوهوم.

خب؟

می‌خوام بهتون بگم که انقدر ظرفیت داره خودش که به نادرستی هم گاهی اوقات میشه ازش استفاده کرد.

سوء استفاده کرد- سوء استفاده کرد عملاً از چنین ظرفیتی که اصلاً معاویه رو این ظرفیت ایستاد و واقعاً تا آخر نفس امیرالمؤمنین رو به شماره داشت مینداخت به خاطر این ظرفیت و استفاده و سوء استفاده‌ای که از این ظرفیت داشت می‌کرد.

چیه فرق قصاص با ثار؟

یه فرق خیلی مهم داره.

قصاص یه امر فردیه که ما داریم که من قتل مظلوما فقط جعلنا لولیه سلطان فلا يسرف في القتل.

اگر یه نفر کشته شد، یه خلاصه ولی دمی داره که باید این ولی دم وایسه قصاص بگیره.

بعدشم تازه بهش گفتن فلا يسرف في القتل.

اسراف هم نشه.

یعنی یه نفر کشته شد، یه نفر در قبالش باید کشته بشه.

اگه مسببی نداشته و فلان و اینا.

بله، یه نفر کشته شد، یه نفر کشته میشه.

کما اینکه امیرالمؤمنین وقتی اشق الأولی والآخرین شهید کرد، امیرالمؤمنین گفتن به امام مجتبی وصیت کردن یه ضربه زد، یه ضربه می‌زنی.

این میشه قصاص امیرالمؤمنین.

درسته؟

این میشه قصاص امیرالمؤمنین.

می‌شود خیلی وقت‌ها قصاص قاتلین امام حسین، مختار وارد می‌شه قصاص می‌کنه قاتلین امام حسین را.

قصاص سر جای خودش هست.

سر جای خودش هست، محفوظه و باید هم، باید هم باشه.

ببینید اگر قصاص نباشه آدما به خودشون اجازه میدن هر غلطی بکنن دیگه.

خب؟

اینی که میگه "ولکم فی القصاصة حياةٌ يا أولی الألباب" ای صاحبان مغز.

خلاصه تو قصاص واقعا کشتن امروز این سگ زرد که امثال حضرت علامه جوادی آملی میگن که خواسته امام زمانه قصاص این، کاش واقعا این به عنوان یک جریان، جریان میشد برای اینکه یکی اینو می‌ کشت.

نتانیاهو رو می‌ کشت.

کسایی که أسست تأسیس کردن ألجمت و تنقبت، أسرجت کسایی که زمینه‌هاشو آماده کردن، این کارو کردن اینا باید کشته بشن.

اینایی که این حرکت رو زدن و نباید از یعنی قصر نباید در برن از این قصه.

اما سار یه چیز دیگه‌ست.

سار چیه؟

این خونخواهی و خون که یهو می‌بینید اسم امام حسین میشه سارالله، خون خدا.

یعنی خونیه که باید منتهی بشه به یک جریان الهی و توحیدی.

شما برای همین است که می‌بینید حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرچمشون چیه؟

پرچمشون يا لثارات الحسينه.

پرچم حضرت.

بحث خونخواهی امام حسینه.

خب الان مگه شما می‌تونید قصاص کنید مگه قاتلین امام حسین رو؟

دیگه همشون درک واسه کردن دیگه.

بله، بله.

پس چیکار بکنیم مثلا الان؟

نه، این بحث قصاص نیست، بحث ساره.

حالا عرض می‌کنم این ساره چیه؟

چرا اسم حضرت مهدی در بسیاری از روایات ما اینجوری اومده، اومده التاسع من ولد الحسین.

احسنت.

یعنی به عنوان نهمین فرزند امام حسین.

خب میشد گفت چهارمین فرزند مثلا امام رضا.

چرا اینجوری نمیگن؟

چرا این دو تا رو به هم وصل می‌کنند؟

ببینید این خون قراره یه کاری بکنه.

یعنی قرار بوده ائمه یک پروژه‌ای رو کلاً ببرن جلو.

این پروژه‌شون با این خون تکمیل شده و ظرفیت تولید شده که شروع بکنن از ظرفیت خون امام حسین این پروژه رو ببرن جلو.

ما باید ببینیم این چشم‌اندازی که امام داشته مثلا الان نگاه بکنیم ببینیم امام المسلمین چشم‌اندازشون چی بوده؟

الان امام شهید چشم‌انداز چی بوده؟

حرفش چی بوده؟

پروژه‌ش چی بوده؟

دغدغه‌ش چی بوده؟

مثلا فرض کنید دغدغه خانوادگی داشته الان، الان مثلا به عنوان یک مسئول یه خانواده‌ای بوده، نه اونجوری [صدای محیط] بوده.

احسنت.

اون رو اگر شما آوردید پرچمشو بالا و براش برنامه‌ریزی کردید، باید برنامه‌ریزی هم بکنید برای این، و تمام تلاشتونو کردید به عنوان یک امت مبعوث تلاشتونو کردید.

چرا اینو عرض می‌کنم؟

چون که گاهی اوقات این چشم‌انداز رو شما قبلاً هم گفتین، ولی به عنوان امت مبعوث برنامه‌ریزی نکردید.

شاید یه برنامه‌ریزی‌های معمولی کردید.

ببینید فرق امت مبعوث با امت غیر مبعوث مثل پیغمبر مبعوث با پیغمبر غیر مبعوث.

یه پیغمبرi حضرت موسی است هنوز مبعوث نشده داره یه سری کار تشکیلاتی می‌کنه.

تو قرآن هست شیعه داشته.

معلومه کار تشکیلاتی داشته می‌کرده.

ولی یه موقع است به مقام پیغمبرi بعثت پیدا می‌کند.

این معنیش این است که حالا یک قیام جهانی می‌خواد انجام بده.

یعنی مأموریتش عوض شده.

ببینید عزیزان ما قبل از 9 اسفند باور بکنید اینجوریه، قبل از 9 اسفند یه مأموریتی برای خودمون فرض می‌کردیم.

بعد از 9 اسفند که شده یک امت مبعوث برگزیده، یک برنامه‌ریزی دیگه و یک کار دیگه‌ای اصلاً باید انجام بده.

نمی‌تونه به شرایط قبلش برگرده.

اجازه هست یه مقدار آیه بخونیم من تا اینجا.

بله، بله.

شما اینی که عرض می‌کنم چند تا آیه رو با همدیگه ببینیم.

این آیه پایانی سوره مبارکه [مکث] حج صفحه سیصد و چهل و یک رو عزیزان ببینن که می‌خوام بهتون بگم ما یه موقعی ممکنه جهاد می‌کردیم، تلاش می‌کردیم، ولی الان نمی‌تونیم جهاد کنیم، تلاش کنیم.

الان حق نداریم این کارو بکنیم.

باید حق جهاد رو بکنیم.

آها.

یعنی باید خودمون رو بترکونیم، تعبیری.

ازت پذیرفته نیست.

شما یه موقع یه تلاشی می‌کردی مثل این می‌مونه که شما یه ورزشکاری بودی همینجوری داشتی خودت ورزش می‌کردی.

یه موقع آمدی تو المپیک.

شما حق نداری مثل دوره‌ای که داشتی خودت داشتی، نه الان انتخابی المپیکی دیگه.

یعنی داری تو این حد شوت می‌زنی، بازی می‌کنی، وزنه می‌زنی، کشتی می‌گیری.

اینجاست که میگه و جاهدوا-- بسم الله الرحمن الرحیم.

"و جاهدوا في الله حق جهاده".

بعد میگه می‌دونی چرا؟

خب اجتبا کن.

اهم.

خب؟

به خاطر اینکه برگزیده شدی.

مبعوث شدی.

مبعوث شدی.

شما نمی‌تونی کار قبلی رو بکنی.

احسن.

کارهای قبلی رو بکنی به اندامت اصلاً نمی‌خوره دیگه.

به حرج میفتی.

مثل این می‌مونه کسی لباس‌های دوره کودکیشو بپوشه.

برای همینه میگه "وما جعل عليكم في الدين من حرج".

و خدا حرج نگذاشته.

البته تختی-- پذیری قرآن این زمینه رو درست می‌کنه که ما کلاً اینو جدا بکنیم.

آیه رو این بخشو جدا بکنیم طبق قاعده نفی هرج یه بار فقهی داره- بله.

ولی تو آیه من دارم عرض می‌کنم.

میگه تو اگه حق جهاد انجام ندی به هرج می‌افتی.

خیلی جالب-- بهش شدی، تو اگر پروژه‌های جدید ورنداری به هرج می‌افتی.

اون لباس قبلیه به تنت نیست.

مثل این می‌مونه که تو یک کرمی بودی، تو پیله بودی، تنیدی، یهو پروانه شدی.

یهو پیله رو پاره کردی.

به برکت و عظمت خون امام المسلمین نهم اسفند یهو یه اتفاق جدید افتاد.

والا یه اتفاق جدید افتاد.

بابا کی این میدان‌ها رو برنامه‌ریزی کرده بود؟

کسی برنامه-- اصلاً کسی حتی حاضره ادعا بکنه که ما این میدان‌ها رو برنامه‌ریزی کردیم؟

این پلاکارد نویسیا رو برنامه‌ریزی کردیم، این سرودها رو برنامه‌ریزی-- کی همچین کاری کرد؟

هیچکی الان مدعی نیست که از قبل می‌دونستیم برنامه‌ریزی کردیم.

نه آقا نهم اسفند به عظمت خون امام مسلمین پیله پاره شد یهو یه پروانه رفت بالا.

دیدی اِاِ این پروانه‌ست.

حالا شما حق نداری پروانه رو برگردونی تو پیله.

اِممم.

بخوای برگردونی می‌کشیش.

هرج میشه دو بار- هرج میشه.

یعنی باید بالشو بکنی نمی‌دونم چیکار بکنی بکشیش بکنی تو پیله.

بعضیا که فکر می‌کنند که آقا چه فرقی کرد؟

حالا برمی‌گردیم دیگه سر- اِممم.

هرکی هر جایی بوده برگرده سر جای قبلیش.

هرکی هر فکری می‌کرده برگرده سر، سر جای قبلیش.

کیش، کیش، جا، جا، همه دیگه برگردین سر جاها.

اصلاً اینجوری نیست.

اصلاً ما اینی که امام المسلمین الان گفتن حضرت آیت الله العظمی مشتاق حسینی خامنه‌ای حفظه الله ان شاء الله، ایشون گفتن زمان دیگه به عقب برنمی‌گرده.

این فقط تو تنگه نیستا که زمان به عقب برنمی‌گرده.

تو هیچی زمان به عقب برنمی‌گرده.

اینجا منطقه ثُمَّ ٱن شَآءنَا خَلَقَنٰٓ اٰخَر شد.

یه چیز دیگه‌ای شد.

گر دوکم على اعقابکم دیگه نیست.

نمی‌تونی اصلاً این کارو بکنی.

یه موقع هست این جنین توی شکم مادره.

عَلَقَةٍ مَضْغَةٍ خَلَقْنَا الْعَلَقَةَ وَخَلَقْنَا الْمَضْغَةَ عَلَقَةً وَخَلَقْنَا الْعِظَامَ فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا و میگه ثُمَّ ٱن شَآءنَا خَلَقَنٰٓ اٰخَر.

بله [خنده] مثال قشنگی بود.

حالا دیگه یه-- تازه شد آدم.

اِممم.

خب؟

دیگه شما از این به بعد میشه قتل ولد و میشه قتل آدم و اصلاً میشه یه چیز دیگه.

ولوع روحی که پیش میاد تازه این میشه آدم و یه چیز دیگه میشه.

اِممم.

ثُمَّ ٱن شَآءنَا خَلَقَنٰٓ اٰخَر الان این در واقع ملت مبعوث شده از همین جنس شده اصلاً.

ثُمَّ ٱن شَآءنَا خَلَقَنٰٓ اٰخَر شده.

ما اصلاً یه چیز دیگه شدیم.

روح جدیدی دمیده شده.

ما اصلاً حق نداریم برگردیم.

برگردیم هرج به هرج می‌افتیم.

میگه باید حق جهاد بکنیم.

چرا هُوَ اجْتَبَاكُمْ؟

ما تو این برگزیدگی شدیم مبعوث شدیم.

بله.

وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ.

روشت مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ.

اوهوم.

روش بابات ابراهیم که حالا اینو تو فضای قیام و اقامه ابراهیمی عرض خواهم کرد.

بله.

این حرف بسیار مهمیه که حالا انشاالله بعداً میگم چرا جریان یهود اصلاً مهم‌ترین دشمن ما قرار می‌گیره.

این همه دعوا سر حضرت ابراهیمه اصلاً.

تو این نقطه‌ست.

بله، صد درصد.

حالا بعد میایم و انشاالله جریان احزاب رو میخوایم بگیم.

مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَۚ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ.

از قبل وعده داده بودن که شما یه امت مسلمی هستید از قبل و في هذا در این قرآن هم لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ.

ببین شما افتادی وسط الان، این طرف رسول و چشم‌اندازهای رسول، این طرف مردم دنیا.

تو به عنوان برگزیده اینجا و مبعوث اینجا پروژه رسول رو حالا دیگه باید انجام بدی تا مردم پشت سر تو پروژه رو انجام بدن.

ام القرى آقای فیروزیون می‌دونی که توی معنی قرآنی‌ش یعنی همین.

ببین ما ام القرى جبهه مقاومتیم یعنی همین.

اوهوم.

یعنی شما این اساس قضیه هستید که اگر مقاومتی توی دنیا می‌خواد شکل بگیره امروز به شما نگاه می‌کنه.

شما اگه پرچمو زمین بذاری همه پرچمو زمین میذارن.

شما نباید پرچمو زمین بذاری.

شما حالت وسطی بین پیغمبر و آرمان پیغمبر و بین کل مردم دنیا.

خیلی حرف مهمی، یعنی مردم ایران باید بدونن جایگاهشون الان کجاست.

حالا این درک جایگاه تاریخی- خیلی مهمه.

خیلی‌ها نمی‌دونن.

فکر می‌کنن ما هم یه کشوری هستیم.

اِممم.

داریم کار خودمون رو می‌کنیم، برنامه خودمون رو داریم.

حالا من بعداً تو احزاب به شما میگم.

بعضیا میگن يا أَهْلَ الْيَسَرِ وَلَا تُكَلِّفُوا فَرْضًا.

چرا يا أَهْلَ الْيَسَرِ؟

چرا قرآن میگه منافقین اینجوری میگن؟

چونکه می‌خواد میدون انقلاب رو کنه بیست و چهار اسفند.

اِممم.

می‌خواد برگرده تو همون فضای قبلیش.

این فَرْضًا، فَرْضًا یه مکانیه لزوماً- اصلاً فَرْضًا گفتمانیه هم هست.

فَرْضًا مکانتیه، گفتمانیه.

اصلاً.

می‌خواد برگردونه همه چیزو.

اصلاً.

اصلاً گفتم یه موقع معنی ارتداد معنیش این نیست که من بخواهم مسیحی شم که مثلاً.

اِممم.

یا برم مثلاً تو ایران الان برم زرتشتی شم.

اِممم.

اصلاً این نیست که.

معنای ارتداد یعنی یه انقلابی شما کردی، پرچمو آوردی بالا در دوره پسا خمینی و الان در دوره پسا بعث یک کاری رو آوردی بالا، شما نمی‌تونی برگردی.

برگر-- برگردی میشه ردّه.

میشه ارتداد.

نه ارتداد فقهی.

بله.

میشه ارتداد کلامی که قرآن میاد و میگه.

جایگاهتو بدون کجاست؟

رو جایگاه مناسب جایگاهت عمل کن که جَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ.

مثل اینکه یه جایی داریم قرآن میگه با تقوا کار در نمیاد.

و جاهدو فل واتقوا الله حق تقاته.

اینجا با-- یه جایی هست تو سوره ابراهیم میگه با صبر و شکر کاری در نمیاد.

اگه میخوای ابراهیمی باشی و ملت ابراهیم [سرفه] ان فی ذلک لآيات لقُل صبار شکور.

بله.

با صبر و شکر کار در نمیاد.

یه نکته‌ای هم- صبار شکور میخواد اینجا.

احسن.

یه نکته‌ای هم این آیه شریفه داره وجاهدوا في الله نمیفهمه في سبيل الله.

اینجا خیلی غلیظ‌تره- شبیه به همون والذین جاهدو فينائه.

بله.

في سبيلنا نیست.

یعنی شما اصلاً انگار رفتی دیگه توی خدا انگار.

آره.

اوج اخلاصه.

اوج اخلاص باید تمام تلاشتو انجام بدی.

مثل اینکه قرآن میگه و من اراد الآخرة و سعى لها سعيها یعنی اراده آخرت میکنه و خودشو تیکه تیکه داره میکنه.

اوهوم.

نه اینکه سعی میکنه سعى لها سعيها.

دل خودش رو داره در میاره.

بایدم این کارو بکنی.

میخواستی قهرمان المپیک بشی [خنده] میخواستی-- یعنی واقعا بعضیا میگن که آقا این دگمه غلط کردمش کجاست؟

اون نداره.

یعنی این امت الان رسیده به این نقطه.

حالا اگه کسی شخصی میخواد غلط کردم نامه‌شو بده، اونو میشه جریان نفاق و في قلوب مرض و فلان و اینا.

ولی یه جریانی که بره واسه خودش حالا تو سوره ااا نساء اینو یه موقعی به این مناسبتی بهش میفرماید آدم خسته ایه دیگه بریده میگه نه به این وری کار دارم نه به اون وری کار دارم.

ول میکنه میره.

عاملة ناصبة بله.

یعنی حصرت صدورهم بالاخره سینش تنگ شده عن يقاتلوهم يقاتل قومهم.

اصلاً کاری دیگه به هیچی نداره.

یه آدم منزوی.

بله.

ولی ما الان این امت رسیده به این نقطه.

نمیتونه برگرده و این نمیشه ارتداد و- یعنی برگرده اذیت میشه اصلاً.

اذیت میشه دیگه.

یعنی ببینید ما اصلاً نمیتونیم به دوره پهلوی هم برگردیم.

اصلاً به اون دوره برنمی‌گردیم.

یعنی می، میوفتیم به یه چیز پاشیده‌ای.

بله.

برمی‌گردیم فقط با به غضب من الله.

الله، احسنت.

خب به غضب میتونیم به غضب الهی میتونیم دچار شیم.

ولی به اون دوره هم نمیتونیم ژاپن اسلامی هم نمیشیم.

حالا شما میخواستی که یه همچین شرایطی درست نکنی که بشی ورزشکار المپیک.

اگه شما شدی ورزشکار المپیک روزی چهارده پونزده ساعت باید ورزش کنی.

مثل من که نیستی.

من اینجا اینجوری، اینجوری هم بکنم برام ورزش محسوب میشه شاید، خب؟

ولی تویی که قهرمان المپیک هستی باید چهارده ساعت ورزش کنی.

برای همینه وجاهدوا في الله حق جهاد جایگاهت هم بشناس.

جایگاهت افتادی به عنوان الگو تمام عالم نگاه میکنن.

اگر تو چشم‌انداز پیغمبر رو بردی جلو، اگه تو با آمریکا مقابله کردی، بقیه میگن آره میشه با آمریکا مقابله کرد.

اگه تو با آمریکا مقابله نکردی در راه الهی، یعنی پرچم پیغمبر رو ببری بالا، نه اینکه صرفاً میخوای یه جنگ نظامی صرف بکنی مثل سنخ چین و روسیه با آمریکا.

اوهوم.

اینجوری نه.

نه این نه.

یه جنگ اااه گفتمانی داری.

احسن.

خب؟

یه جنگ گفتمانی داری.

یه همچین حالتی ما جایگاهمونه.

حالا برگردیم این آیه چیزو ببینید، آیه ای تو همین سوره مبارکه، آیه پنجاه و دو این سوره رو.

بله.

خوایم ببینیم آقا چشم‌انداز این رسول چیه اصلاً؟

رسوله دیگه.

این رسول یه چشم‌اندازی داره که ما سار یعنی اینکه دنبال هدف او رو بگیری.

ببینید من همینجا برای اینکه بینندگان رو معطل نکنم، شما چشم‌انداز رهبر رو بذارید ببینید چی داره چی راجع به چی فکر میکنه، خب؟

چی میگه؟

ما رو به کدوم سمت داره دعوت میکنه؟

بله یه دعوت های مقطعی، دعوت های کوتاه مدت به اقتصادتون بپردازید به این، به این، به اون.

ولی همینه می خواد یه دونه دستی سر و گوش اقتصاد فقط کشیده بشه و اینا، اینه؟

یا نه.

جنگ، جنگ تا رفع فتنه از کل عالم.

میخوایم بریم تا این هدف مهدوی رو محقق کنیم.

میخوایم این کارو بکنیم.

لذا با آمریکا مبارزه میکنیم.

لذا با رژیم صهیونیستی مبارزه میکنیم.

اساساً پیمان‌های رفع مخاصمه نمیشه داد.

به دلیل چی؟

به دلیل سار.

اوهوم.

خب؟

یعنی شما مگه میتونی با کسی که جنگ وجودی میکنی و میخوای لیظهر الله على الدين كله بشه، یعنی پروژه‌ت اینه الان، خب؟

و دشمنت هم دقیقاً پروژه‌ش همینه، خب؟

اونم میخواد بر تمام عالم مسلط بشه.

احسن.

خب شما مگه میتونید با هم، با همدیگه پیمان رفع تخاصم بدیم الان؟

نه دیگه.

خب بالاخره میجنگیم دیگه.

یعنی میشه مگه فرض کنید رسیدیم توی فینال المپیکی بعد با هم دیگه دست بدیم زمین رو ترک کنیم دو تایی‌مون.

خب بالاخره رسیدیم اینجا باید مبارزه کنیم دیگه.

مگه میشه همچین کاری کرد با هم مبارزه نکنیم؟

تضاد مبنایی وجود داره- برای همین هست.

ذیل اون آیه چیز من عرض کردم ذیل آیه چهار سوره مبارکه محمد، سوره قتال.

اونجا هست که فإذا لقيتم الذين كفروا فقر بعرقاب کله پر حتی اذا اثختموهم فشد الوثاق فاما منن بعد واما فداء حتى تضع الحرب اوزارها.

حالا این تیکشو کار دارم اون تیکه قبلشو کار ندارم.

تا اینکه جنگ ما با کفار بارشو بذاره زمین.

از رسول الله پرسیدن که آقا جنگ ما با کفار کی بارشو میذاره زمین بالاخره؟

گفتن مضى أحسن الله الا ان يقاتل آخر امتی الدجال.

اوهوم.

از موقعی که من مبعوث شدم [سرفه] ببخشید از موقعی که من مبعوث شدم تا اینکه آخرین امت من با دجال رو به رو بشه، کلاً ما بار جنگمون با کفار زمین گذاشته نمیشه این توقع اشتباهیه.

ما ممکنه به تعبیر دقیق عجیب از رهبر معظم انقلاب سکوت صحنه نبرد داشته باشیم.

این تعبیر خیلی عجیب بود برای من.

خب یعنی خیلی-- اصلا منتظر یه-- ببینم اینا چجوری؟

چون ما آتش‌بس به این معنا هم نداریم.

سکوت صحنه نبرده.

یعنی همیشه داریم می‌جنگیم به جای ساکته جبهه، خب؟

ولی به این معنا نیست که نمی‌جنگیم که.

لذا ما اصلا پیمان عدم تخاصم اصلا معنی نداره، اشکال مبنایی داره الان که شما با دشمن وجودی خودت میخوای-- کسی که او میخواد تو رو حذف کنه و اصلا اونم تو ایدئولوژی‌ش اینه.

من بعدا میگم تو بحث قوم برگزیده قضیه حضرت ابراهیم و جایگاه یهود اینا که باید حتما بازشناسی بشه.

اونم ایده‌ش اینه ما رو حذف کنه.

دیدید امام شهید می‌گفتن چی؟

می‌گفتن جنگ وجودی خاصیتش اینه.

یا باید او ما رو ببلعد یا ما باید اون رو ببلعیم.

یعنی بحث حذفه.

فینال حذفیه، اوهوم.

لیگ برتری نیست که حالا ببینیم حالا بزنیم هم دیگه رو ببینیم حالا کی به امتیاز بیشتری گرفته.

آخرش ما یا ما تو رو حذف می‌کنیم یا تو ما رو حذف می‌کنی.

البته سناریو عالم معلومه چیا، ما اونو حذف می‌کنیم و یا نه.

این تهدید هستا.

من این تهدید رو گاهی اوقات میگم.

وقتی میگم [سرفه] [آیه] میگن نکنه یه جوری عمل بکنید که عمد بالا بره.

یعنی ببینید مثلا من الان شو-- مهمان شمام، منزل شما.

مثلا اینجوری میشه که شما میگم خب غذا چی گذاشتین؟

میگین آبگوشت.

میگم خب آبگوشت میشه دو ساعت، سه ساعت.

بعد میشه س-- چهار ساعت.

شما میگید درست نشده، پنج ساعت درست نشده، ده ساعت درست نشده، هجده ساعت.

یواش یواش من شک می‌کنم که سر کار گذاشتی ما رو الان میگه آبگوشت یا نمی‌خوای بدی یا دروغ میگی یا این چقدر آدم پیدا می‌شه دیگه.

یعنی دل قسی میشه.

عزیزان ببینید یه مسیری، یه عمدی داره هر مسیری از یه حدی هی زیگزاگ بیشتر برید دل‌های قسی میشه.

اوهوم.

[آیه] عمدش طولانی میشه.

یواش یواش باورها از دست میره.

این آیاتی هم که حالا می‌خواید بخونید و قاصیت قلوبهم باشه- بله، خواستم دقیقا خواستم همینو-- این خیلی وقت‌ها بحث هزینه مقاومت و جنگیدن نیست، هزینه بد کار کردن ماست.

اوهوم، اصلا.

خب؟

که داریم هزینه رو اینقدر بالا می‌بریم که آدما میگن که-- چونکه مثلا یه جوری نمی‌کنیم برسه به وقت جذب نصرت الهی.

نمی‌ذاریم به اینجا برسه.

اصلا.

خب؟

چون نمی‌ذاریم به اینجا برسه نصرت‌های الهی گل دروش نمیاد.

خب؟

چون نمیاد آدما شک می‌کنند- مرحله متى نصرالله.

به متى نصرالله نمی‌ذاریم برسه.

به اون حالت استغاثه نمی‌ذاریم برسه.

به این نمی‌رسند.

چون زود می‌چینیم، کال می‌چینیم.

اوهوم.

بعد همه میگن که این سیب که اصلا چیز خوشمزه‌ای نیست که.

دندون آدما رو می‌شکونه بعدشم یعنی آدم در صورتی سیبو می‌ذاشتی می‌رسید همه عاشقش می‌شدند.

بله.

خب؟

این نکته مهم که [آیه] اون موقع موضوع صار که دنبال پیگیرینی که من میخوام بگم ارزون حساب بکنیم مشتریشین ما می‌توانیم گفتمان بکنیم، ببین گفتمان، گفتمان بکنیم.

پرچم یا لثارات الحسین که من اخیرا هم دیدم پرچم دراومده- بله.

با اون مشت- یا لثارات الخامنه ای نه، دقیقا با عنوان یا لثارات الحسین طراحی شده با همون مشت- نمادی که- نماد حضرت آقا با اون شعار باید برخاست.

این یه همچین پرچم خیلی زیبایی طراحی شده.

اگر این پرچم بیاد بالا در کنار پرچم ایران، در کنار پرچم حزب‌الله، در کنار پرچم میناب صد و شصت و هشت، من نمی‌خوام اونو- بله نفی بکنم و اما یه مکتب بزرگ اینه آقای یا لثارات الحسین به مشت آقا، این ظرفیت داره تا فتح قدس بره و باید براش برنامه‌ریزی کرد.

یعنی برنامه جدیدی باید ری-- ریخت چون ما هنوز مبعوث نشدیم، الان مبعوث شدیم.

این حداقلش ظرفیت داره شما برنامه‌ریزی جدید بکنی برای فتح قدس و اگر شما نسبت به خون امام المسلمین کلا بی‌توجهی بکنین، ببینین من نسبت به میناب صد و شصت و هشت هیچ واکنش منفی واقعا ندارم.

مظلومانه هم شهید شدن.

شاید بعد بین المللیش هم ااا کششش زیاد باشه این.

بالاخره الان همه پروازای مثلا دیپلمات‌ها و نمی‌دونم فوتبالیست‌ها و اینا داره با میناب صد و شصت و هشت گره خورده یا این عبارت ماکان مثلا کجاست و اینا بالاخره دل‌ها رو به درد میاره.

اگه شما نسبت به خون امام المسلمین با بی‌توجهی و کم‌توجهی حرکت بکنی، خب الان امام زمان که داره اینا میگه اینا خون امامشونو ریختن، میگن خب یه امام دیگه.

اوهوم.

خب چجوری این خون ما رو بخوان محفوظ نگه دارن؟

چونکه روال دنیا که به هم نمی‌خوره که.

خب؟

یعنی ما نسبت به امام المسلمین بیشتر داریم گریه زاری می‌کنیم بعثت که گریه زاری نیست که.

بله حالا تو تشیع گریه زاری هم می‌کنیم.

اما یه چیز مهم باید این نه اینکه یه پرچمی تازه باید باشه برای یک مقطع تشیع.

اصلاً.

نه با-- این یعنی برنامه، امنیه است اصلاً این.

یعنی ما باید بریم حداقلش تا اربعین این پرچم بزرگ مطرح کنیم رفته رفته ذهن‌ها متوجه امام زمان بشه که آقا امام المسلمین وقتی که وارد این صحنه شده و خونش این بعثت رو درست کرده، شما بدان که این امتدادی داره مثل همونی که حالا الان اگر فوتبال هم هست مثل همونه که توپ رو شما ورداشتی آوردی جلو، آوردی جلو، آوردی جلو رسوندی از نیمه هم رد کردی.

آقا معلومه یه گلی اون طرف هست.

کسایی تو هجده منتظرن گل بزنن.

بله.

یعنی شما مسئله امامت و ولایت و اقامه و حضرت مهدی و اون پروژه مهدویت و نه اینکه من شوت یه ضرب که بازی نمی‌کنم که اینجا واسه خودم همینجوری پاس کاری بکنیم و بگیم آقا باشه شما واسه خودت مثلاً حالت رو ببر با این توپ، نه.

ما وقتی که به اون سمت داره حرکت می‌شه، میگیم نه ما باید، باید این گله رو بزنیم و یه عده تو هجده منتظرن امام زمان منتظرن که این امت مبعوث طراحی جدید بکنه، خب؟

و امام اصلی ما اون نائب نه، اون کسی که اصلیه تو این سیستم و حجت عصر ارواحنا فدا، انشاالله در رکاب ایشون باشیم.

ان حال بينی وبينه الموت اگر مرگ بین ما فاصله انداخت.

مف اخرجنی من قبری معتذرا کفنی شاهرا سيفی مجردا غناتی.

يا رب از ابر هدايت برسان باراني پیش از آنکه چو گردیزه میان برخیزم.

باید آمادگی چرا گفتن دعا عهد می‌کنیم؟

آماده است برای اینکه اون مسیر رو حرکت بکنه ببره.

این گفتمان، ببینید گفتمانش مهمه.

من یه موقعایی شاید گفتم ما خدمت امام شهید بودیم، فیلمش هم هست، تلویزیون هم پخش کرده اتفاقاً.

خدمت امام شه-شهید بودیم جهادیا بودن.

بله.

بعد اِممم...

ایشون خیلی مشعوف شدند.

بعداً هم به دفتر گفته بودند خیلی دیدار خوبی بود.

بعد یه سؤال از ما کردن، گفتن که خب شما چند نفرید الان؟

گفتیم مثلاً این تعداد.

نه، برید این حرفو گفتمان کنید.

بعد گفتن موج تو حوض ایجاد کردن فرق داره تو موج تو اقیانوس ایجاد کردن.

اِممم.

یه موقعا شما حوض دیدی موج تو حوض میای اینجوری بکنی موج درست می‌کنی.

یه موقع‌ ها می‌خوای یه اقیانوس رو موج ایجاد کنی.

الان از ما بر میاد.

اتفاقاً.

ما داریم امتحان‌های بلند پس میدیم.

امتحان‌هایی رو داریم پس میدیم که عجیب غریبه و با بعثتی همراه شده که با خون امام مسلمین ایجاد شده.

این پروژه رو نباید دست کم بگیریم.

حالا من این آیه رو بخونم که باز کردیم بعد در خدمت شما باشم.

ببینید در نه بسم الله الرحمن و ما ارسلنا من قبلك من رسولا و لا نبیا هیچ رسول و نبی ای نیست الا اذا تمنى آرزو می‌کنه، چشم‌انداز تولید می‌کنه.

القی الشيطان فی امنیته داره تو چشم‌انداز او خلل ایجاد می‌کنه.

در مسیر تحقق اون چشم‌انداز- اِهل خلل، احسنت.

یعنی هی ما رو هی داره به یه صحنه‌های دیگه مشغول می‌کنه.

داره مثلاً ما فکر بکنیم الان مد نظر اینه باید این کار سیاسی رو بکنیم، اون انتخاب بکنیم، باید زیرآب اون رو بزنم من الان.

ببینید اگر خیلی اوقات این دعواهای سیاسی آقای فیروزی‌ان واقعاً به خاطر اینه که شما چشم‌انداز معلوم نیست چیه.

اِممم.

اگه چشم‌انداز رو می‌ذاشتی وسط- احسنت.

...انقدرم آدما دعوا نمی‌کردن.

اِاِاِ مشغول کارهای خرد [هم پوشانی گوینده ها] نمی شدیم.

حال زنک بازی‌های سیاسی و دعواهای سیاسی.

دقیقاً.

واقعاً حال زنک بازیه که داریم می‌کنیم.

این داره آبروی اونو می‌بره، اون داره، اون داره پرونده از اون رو می‌کنه.

نه من اصلاً دارم یه چیزای دیگه فکر می‌کنم.

اصلاً بابا افق نگاه [خنده] اون سکانس اون فیلمه راجع به من چه فکری می‌کنی؟

من اصلاً راجع به تو فکر نمی‌کنم.

فکر نمی‌کنم.

خب من اصلاً راجع به تو فکر نمی‌کنم.

من دارم راجع به یک افق بلند فکر می‌کنم.

اِممم.

و به واسطه اون افق بلند حتی خیلی...

شما کوه‌های بلند برید تا این پایینن آدما کنه بردا با هم حرف می‌زنن.

کوه که همینجوری میای بالا یهو می‌بینی همه با هم حرف نمی‌زنن.

نمی‌زنن.

خب؟

یعنی آدما دیگه با همدیگه حرف نمی‌زنن.

چرا؟

چون یه افق بلند دارن همه دارن به اون فکر می‌کنن.

احسنت.

خب؟

برای همین نه با هم درگیرن، نه حرف می‌زنن، نه انقدر، اینقدر توئیت، اینقدر چی، بابا!

مثلاً شما یه هدف بزرگتری هم ما داریم که امام المسلمین تعریف کرده اینو.

القی الشيطان فی امنیته میاد ما رو به یه چیز دیگه مشغول می‌کنه.

فينسخ الله ما يلقي الشيطان خدا این القاء شیطان رو نسخ می‌کند تا به ما به واسطه ما.

نه اینکه خدا مثلاً کلاً همینجوری یه کارایی می‌کنه، نه.

هو الذي ايدك بنصره وبالمؤمنین او داره به واسطه مؤمنین تأیید می‌کنه.

یعنی مؤمنین رو میاره وسط میدان.

حسبک الله ومن اتبعك من المؤمنین مؤمنینن که وسط میان کار پیغمبران رو انجام میدن.

کار خدا رو دارن انجام میدن.

برنامه خدا رو دارن پیش میبرن.

البته این برنامه‌ها نه اینکه خدا وابسته‌ست به اونا، معلومه معنیشه.

فينسخ الله ما يلقي الشيطان ثم يحكم الله آياته اونو نسخ می‌کنه و اون آیات الهی خودشو محکم می‌کنه.

تا چه بشود؟

اِممم.

لیجعل ما يلقي الشيطان فتنة للذين في قلوبهم مرض والقاسية قلوبهم تا اینی که این ماجرا باعث بشه این شبهه اندازی‌های شیطان معلوم بشه.

بابا اینا شیطانه.

اینا هم قساوت قلبه.

اینا دچار قساوت قلب شدن.

این امنیه‌ها باعث می‌شود که شما، آدم‌ها چیز میشن، آدم‌ها غربالگری میشن- احسن ...

به خودش که یه امنیه اینجوری داره میری تو این امنیه و چشم‌انداز یا نمیخوای بری؟

و ببین یه امنیه مهمه‌ها.

شما ائمه می‌گفتن که ما شیعیان ما رو، شیعیانمون رو اه به اندازه دویست سال با امنیه آوردیم جلو.

ببینید شما روایات مهدوی رو نگاه بکنید، روایات مهدوی اصلاً یه جوریه روایاتش از همه ائمه که اینجوریه که انگار میخوان انجا-- همین اا ان قریبه مثلا خب [خنده]، بیا آقا بشین تو خونه‌ت اینا خلاصه خبر میدم.

دیگه همینجوریه.

خب.

این به خاطر چیه؟

یه بخشیش به خاطر همینه که شما همیشه باید این مسئله رو نزدیک تلقی بکنی و براش برنامه‌ریزی بکنی.

برنامه‌ریزی کنی.

خب؟

و الا چشم‌اندازی که همینجوری جزو خواب و خیال‌های توئه، آرزوعه.

به قول قرآن یه جایی هست دقیقاً میگه، چیه اون آیه‌ای که میگه بعضیا دنبال آرزوهای باطل خودشون میرن که ال امانی دارن.

بله خب، اینا، اینایی که دنبال امانی‌اند، دنبال یه سری خواب و خیال‌هایی برای خودشون در نظر گرفتن.

دیدید که بعضیا همینجوری میرن جلو آینه نیم ساعت- و ان هم امی یقولون لا یعلمون کتاب الا امانیه و ان هم الا یظنون یعنی دنبال امانیه.

امنیه اونجاییه که شما امنیه‌ای که ما دنبالشیم برنامه‌ریزی داره.

نه اینکه اینجوری وایمیسی یه سری ابر بالا سرت درست می‌کنی، کاری هم نمی‌کنی.

اینا نه- امانی همون یعدهم ویمنی هم و ما یعدهم الشيطان الا غرورا یعنی داره آرزو باطل درست می‌کنه.

خلاصه الکی داره تو آرزوهاش می‌چرخه.

این امنیه‌ای که اینا درست می‌کنن آرزوهای باطل نیست.

آرزوهایی که شما باید براش برنامه‌ریزی کنی.

احسن و این طرفم [آیه قرآن] این طرفم جریان ایمانی تازه می‌فهمه وقتی میفته تو مسیر چشم‌انداز داره وعده‌ها رو می‌بینه.

داره مثل این می‌مونه که شما یه جاده‌ای رو اگر بری ببینی که اصلاً هیچ کاروانسرایی هیچی نیست، شما احساس می‌کنی این جاده بی‌راهه است.

من الکی اومدم، چجوریه؟

تا اینکه شما یه جاده‌ای می افتی می‌بینی چپ و راست دوربرش خلاصه اِاِاِ چی داره؟

قهوه خونه داره، کافه داره، چی داره؟

غذاخوری داره اینا.

خب این مسیره دیگه هست.

معلومه که اون انتها یه چیزی هست- یه چیزی هست.

یعنی من درست دارم مسیرو میرم.

شما اگر اون امنیه رو بذاری این اوت العلم می‌فهمه که انما الحق من ربک.

احسن اینو اون موقع می‌فهمه و الا نمی‌فهمه که.

خب، تا هی کور راه‌ها، راه‌های عجیب غریب، راه‌های سنگلاخ میگن اصلاً راهه اینجا ما داریم میایم، راه نیست داریم میایم.

خب، این شک می‌کنه.

ببینید این اون امنیه‌ای که باید برنامه‌ریزی کنیم.

لا-- لذا من تو بحث خونخواهی حضرت امام شهیدمون می‌خوام عرض کنم این نکته رو اولاً دقت بکنن عزیزان.

بابا ا مهم‌ترین اتفاقی که تو این نهم اسفند افتاد و بعدش این اتفاق بود.

خب، اینو حالا ما یه دوره‌ای به دلایلی اومدیم یه چیزای دیگه رو برجسته کردیم.

اشکالی هم شاید نداشته باشه، ولی از این به بعد اصلاً این ظرفیت رو نداره که مؤمنین رو بسیج کنه.

این ظرفیت نداره [آیه قرآن] بیاره پای کار.

ظرفیت خون امام المسلمین این ظرفیتو داره.

این ظرفیت هم هم نه بخوام به دا-- بگم به دلیل سید علی خامنه‌ای هم نیستا فقط، جایگاهه.

ببینید اینی که من اصرار دارم جایگاه حتی تو روایت داریم این جایگاه مسدده.

احسن این جایگاه مؤکده.

این جایگاه مثل این می‌مونه که یه کسی رئیس جمهور نشده، شاید یه میلیارد هم نمی‌تونه چک بشه به اندازه حسابش باید چک بشه.

یه موقع می‌شینه رو این صندلی به محض اینکه می‌شینه رو صندلی چند هزار همت و برمی‌داره تخس می‌کنه.

به دلیل جایگاهش.

یعنی این مقدار جایگاه، توان جایگاهه.

ظرفیت جایگاهه.

ظرفیت جایگاهه.

الان اون شخصی که یک موقعی اسمش بچگی گذاشتن سید علی خامنه‌ای آمد و آمد و بعد رئیس جمهور شد تا اونجا هم هیچی، هیچی که یعنی خیلی فرق داشت.

بله ایشون اومد روی جایگاهی نشست که شد امام المسلمین و ظرفیت تولید شد اینجا.

خیلی از خواسته‌های دل ممکنه از طریق امام المسلمین تزریق بشه.

جمله عجیبی بود که هم امام راحل راجع به امام خمینی می‌گفتن، امام خمینی می‌گفتن توکلشو مثل خون در رگ امت جاری می‌کرد.

اوه یعنی انقدر تسلط واقعی پیدا می‌کنه.

خیلی هم طبیعیه.

ببینید ما مسئولیت چهار تا زن و بچه رو که میدن دست ما، خدا روزی رو میده به ما، روزی اونا رو میده دست ما.

به خاطر چی؟

به خاطر این جایگاهه.

احسن جایگاهه نه به خاطر چیز دیگه‌ای.

خدا مثل اینکه روزی این بچه رو میده به مامانش.

اوه وقتی به دنیا میاد.

روزی مامانه که نیست که روزی بچه است.

اوه ولی میده به مادرش این روزی رو این رو جایگاه متوجه بشیم و از این به بعد یکی از گفتمان‌هامون یا لثارات الحسین مشت در حقیقت امام مسلمین باشه.

بعدشم برنامه‌ریزی و هدف براش تعیین بکنیم، چشم‌انداز بذاریم، چشم‌انداز فتح قدس مثلاً و بابتش برنامه‌ریزی بکنیم.

خیلی مهمه‌ [هم پوشانی گوینده یک با گوینده دو] تا امانی نشه، امنیه بشه.

بله چون ااا شیطان یعنی آمریکا امانی ایجاد می‌کنه در کارگزاران بعضی [هم پوشانی گوینده یک با گوینده دو] اختلال محاسبات- محاسباتی ایجاد می‌کنه.

دقیقاً.

[هم پوشانی گوینده یک با گوینده دو] ما امانی نداریم، ما امنیه داریم [هم پوشانی گوینده یک با گوینده دو] در مسیر حق- بله این خیلی- و برنامه‌ریزی می‌کنیم بابت این.

کما این که اگر یه پشت کنکوری برنامه‌ریزی کرد که من میخوام کنکور مثلاً پنج ماه دیگه میخوام کنکور بدم.

بعدشم معلومه اینجا، اونجا، اونجا و حتی وقتی این بچه پشت کنکوری‌ها رو دیدی دیگه که حتی خوابشون، خوراکشون، رفت و آمدشون همه چیه برنامه داره.

بله یعنی مهمونی هم وقتی نمیرن هر چیزی نمی‌خورن، خوابشون یه منظمه، همه رعایتشونو می‌کنن.

میگن آقا این پشت کنکوریه بذارید این برنامه داره.

ولی اگر همین این کنکوریه دیدی داره یللی تللی می‌کنه فلان این میگن بابا این کنکوری نیست، این اداشو داره درمیاره.

اوه حتماً [خنده].

این اداشو داره درمیاره.

امانیه این.

اِمممم.

خب؟

هرچی هم بگه که آقا من الان کنکور دارم و پنج ماه بعد کنکورم میگم بابا تو کنکور نداری.

ولی به اون میگن تو کنکور داری.

بله معلومه دیگه.

آره معلومه از برنامه‌ریزیش داره داد می‌زنه- رفتارش.

این در مدیران و کارگزاران هم خیلی به نظرم مهمه.

یعنی مدیری که نگاهش اینطور- تمدنی باشه ...یه جور م-مجموعه‌ش رو اداره می‌کنه، یه جور برنامه‌ریزی می‌کنه.

دقیقاً.

مدیری که اینطور نباشه هم به روزمرگی می‌گذره و چهار- دقیقاً و اگر شما یه شیطان [یاعدهم و یمنيهم] میاد برنامه‌ریزی-- اگر شما برنامه‌ریزی بلندمدت کردید و اینو هی جلو چشمشون تابلو نگه داشتید [هم پوشانی گوینده دو] خب؟

یعنی شما مثل یک سندی که من معلومه کجا دارم میرم.

یه قطعه، قطعه پازلم که تشبیه کرد.

دقیقاً.

که اون مدیر میگه آقا من این قطعه پازلو باید جاییش بذارم.

این وظیفه منه.

همین.

اگه اونو برنامه ریزی، برنامه‌ریزی کردی برنامه‌ریزی نکنی شیطان به این کارهای خرد می‌گیرتت.

می‌بینی داری یه چیزایی رو حل می‌کنی‌ها، ولی چی رو داری حل می‌کنی الان؟

چه مسئله‌ای رو داری حل می‌کنی؟

لذا ببینید من اینو قبول دارم مدیران باید به مسئله آب و دونه ااا مجموعه‌هاشون نگاه بکنن.

ولی شما این آدمای اقتصادی کلام رو نگاه کنید.

شرکت‌های اقتصادی کلام.

اصلا یه حوزه مهمشون R&D [هم پوشانی گوینده دو] خب؟

یعنی کلاً یه عده دارن فکر می‌کنن [هم پوشانی گوینده دو] اون چشم‌انداز کجاست؟

یکی از چیزایی که من همیشه گفتم مدیران رو اجازه نمیده که اینجور فکر کنن همین بوروکراسی اداریه.

دقیقاً.

یعنی یه مدیر اگه خودشو بتونه از اون بوروکراسی رها بکنه به یه نحوی یا دور بزنه بالاخره [خنده] یه کاری بکنه که این بوروکراسی رو دچار روزمرگی‌های حقوق بدم و نمی‌دونم چی و...

ما کلاً متأسفانه آنچنان رو آنچنان‌تر می‌کنیم.

بله.

توی یه چاله‌ای که الان باید این مجوزو بگیری بعد باید بری اون مجوزو، اون مجوزو، اون مجوزو، اون مجوزو بعد باز دوباره مثل مار نیش می‌خوری میای پایین.

مثل این ما-- بازی مار پله‌ست.

مثلاً این زمان این مجوز تموم شده.

مثلاً یه expire dateای داشته زمانش تموم شده.

باز دوباره باید بری از اول باز این مجوزو بگیری، اون مجوزو بگیری.

این همین اتفاق [زبان خارج از گوینده] مدلی ما داریم.

نکته دیگه هم می‌خواستم عرض بکنم این بود که امام شهید ااا هم قلباً و هم از در فکر و اندیشه و هم در رفتار چون در واقع خودشو متصل کرده بود به حضرت اباعبدالله و آخرین جملاتشم همین مثلی لای و با مثل یزید بود.

یعنی گفتمانش، رفتارش، برنامه‌ریزی، همه چیش در واقع مبتنی بر گفتمان امام حسین [هم پوشانی گوینده دو] بود.

این خون متصله به خون امام حسین شد.

امام حسینم نگفت من با یزید بیعت نمی‌کنما.

گفت مثل من.

مثل من یعنی اصلاً قا-قاعده داشت.

بله مثل من با مثل او بیعت نمی‌کنه.

یعنی ما هم با آمریکا بیعت نمی‌کنیم.

بعد چون متصل شده لیست غض عباده من الجهاله- و حیرت و مردم مبعوث شدن و- مبعوث شدن بله یعنی این خون چون- یعنی اتفاقاً این یعنی واقعاً عجیب بود که اصلا اولاً آقا از کجا اینو متوجه شدن که ما مبعوث می‌شیم؟

بله برای من سواله.

چند روز قبل شهادت گفتن.

اینا قبل شهادت گفتن، از کجا اینو متوجه شدن؟

چیزی دیدن، حسی کردن و یا اینکه قواعد مثلاً یه جوری بوده برای ایشون انقدر روشن بوده اصول قضیه که می‌دونستن علل اصول ما باید مبعوث شیم به عنوان قاعده، خب؟

و شاید چون که گفتن اگر برای ملت حادثه‌ای پیش بیاید- بله، بله ...همین تعبیری تقریباً کردن شاید پیشگویی راجع به شهادت خودشون بوده شاید این حرف.

حادثه‌ای پیش بیاید مردم مبعوث و همه مطلع از ظرفیت این خون دیگه از ظرفیت خون خودشون مطلعن که چه و خودشونم گره زدن به خون امام حسین و به واسطه این قضیه باقی میشه انشالله.

بله به واسطه این خون.

الان شما جالبه پرچمی که طراحی شده حتی یا لثارات الخامنه‌ای نیست.

یا لثارات الحسین.

یا لثارات الحسین به اون مشت‌ست و این درسته و این یعنی اینکه ما داریم همون پروژه رو می‌بریم جلو.

و آقای فیروزی من حسم، این دیگه حسیه، حسم داره میگه که این پرچم اگه واقعا بره بالا و پایین نیاد، قائم فرج و دوباره سلامتی امام زمان و این چیزاست یه مقداری حالت استغاثه‌ای و کیک رفت تو صحرا ببینه و مثلا این مدلیه.

دیدی؟

[خنده] میخوایم ابر رز و امزی تب و غیره ها مثلا باید بریم آقا رو تو یه بیابونی انگار پیدا بکنیم.

ببینید ما اگه امت بشیم امام میاد.

یه سری میمونه که آقا صف نماز جماعت اگه تشکیل بشه و همه معلوم شه صف نماز جماعت، امام میاد.

بله وقتی ما داریم نماز فرادا می‌خونیم برای چی باید امام بیاد؟

چرا باید یه امامی کلا بیاد جلو وایسته وقتی همه دارن نماز فرادا می‌خونن [مکث]، ولی وقتی یه امت میشه امت امام لازم داره.

اوهوم.

اگه این امت ایده پیدا کرد و شد یه عام مجموعی، نه عام استقراقی.

یه اصطلاح آخوندیه خیلی مهمه.

عام استقراقی مثل این میمونه شما یه گونی برنج کنار همه، ولی هیچ ارتباطی با همدیگه ندارن.

اوهوم.

فقط کنار هم‌ند.

مثل اینکه شما نماز جم-- نماز جماعت به جای اینکه نماز جماعت بخونید نماز فرادای هماهنگ بخونید.

اوهوم.

خب؟

همه با همدیگه می‌خونن ولی این که امام لازم نداره که.

اص-- اصلاً امت نیست.

این نماز نیست.

این نماز جماعت نیست.

اینجا امام لازم نداریم ما.

مثل خیلی وقت‌ها بعضیا حج و دیدن امام که گفتن تمام الحج لقاء الإمام یه خورده فانتزی راجع بهش فکر می‌کنن که مثلا ما بریم یه جایی تو این بیابونا، اینور تو جبل الرحمه مثلا اینور اونور امامو پیدا بکنیم.

بابا شما این حرکت اگه یه امت بود امام خودش وظیفه داره اصلاً، وظیفه امامه.

یه وظیفه امام این است که امت تشکیل شد امامت به عهده ایشونه.

باید استقراقی بشه.

عامش باید مجموعی بشه.

مجموعی بشه ببخشید.

یعنی یک یکپارچه.

اوهوم.

خب؟

یه کل واحد.

یک کل واحد.

مثل شما NA و Cl رو می‌ذاری کنار همدیگه، یک گاز با یه فلز رو نمی‌ذاری کنار همدیگه که.

یه چیز جدیدی درست میشه به نام نمک طعام.

یه چیز سومیه.

اوهوم.

کلا یه چیز جدیدیه.

هویتش- یه هویتش عوض میشه و این هویت قابل تفکیک هم نیست.

کما اینکه تو زن و شوهر هم همینجوریه.

اینا هر کدوم دو نفرن وقتی میان در کنار همدیگه یک واحدی تشکیل میشه به نام خانواده.

احسن.

یه واحد جدیده.

اوهوم.

خب؟

یک هویت جدیده [مکث].

اگر ما امت بشیم و به صورت عام مجموعی این پرچم رو بیاریم، این پرچم ما رو جمع کنه.

به خصوص به خاطر اینکه امام المسلمین هم و ما همواره این خاطره و این ایده‌ها رو داریم.

من یه مثال بزنم ببینید ائمه مثلا مثل امام جواد، امام هادی اینا به دلی-- خودشون هم امام حین دیگه، ولی به دلیل اینکه مدت زمان امام باقر، امام صادق علیه السلام، علیهم السلام یه زمان بسیار بزرگی بوده و پر از آثاره، خب؟

خود ائمه هم ارجاع میدن به این زمان، به این بیان، خب؟

به بیانات در حقیقت صادقین علیهم السلام.

بله.

الانم همین جوریه.

ما الان به هر جهت الان امام داریم، الان رهبر داریم، ولی الان خیلی وقت‌ها کشف این که امیه الان چیه؟

چشم‌انداز چیه؟

درسته پس از موسی وسی اومده، ولی رفتن به یوشع ابن نون گفتن آقا برنامه‌ت چیه؟

گفت همون برنامه موسی‌ست دیگه.

موسی‌ست بله.

خب؟

یعنی من که نیومدم یه چیز جدید خلق کنم که الان [مکث].

الان خود اینی که ما چقدر حس داریم نسبت به فضای گفتمانی که حضرت آقا تولید کردن برای جامعه و امام خمینی ده سال، سی و هفت سال این همه آثار، این همه موضوع در همه موضوعات.

این رو اگه بذارن چشم‌انداز و حرکت بکنیم پرچم سار رو هم با بالا بیاریم به نظر من یه اتفاق مهدوی بزرگ رو داریم رقم می‌زنیم.

انشاالله.

بسیار عالی.

انشاالله.

عرض می‌کنم که ااا [مکث] چون بحث در واقع شهادت و شهادت بالاخره امام شهید یا شهادت ولی خدا به معنای عام در واقع عام‌ترش شد این آیات به بنی اسرائیل هم که می‌فرماید و یقتلون النبيء بغير حق.

خب البته اون‌ها خودشون کشت، می‌کشتن.

بله.

ولی در مورد امتی که مثلا عرض می‌کنم، عرض کنم که زمان امیرالمؤمنین علیه السلام که امام جامعه به شهادت رسید ولی امت- مبعوث نشدن.

نشدن و مردم خونخواهی در واقع در- نشد ...شکل نگرفت.

خب؟

یعنی چون قدر رو نمی‌دونن.

بله احسنت.

ببینین چرا امام خمینی می‌گفتن که امتی که ما داریم از امت پیغمبر بالاتره.

بله.

خب؟

یعنی یه ویژگی هم ویژگی امته.

یعنی انصافا یه امتی که نزدیک به پنجاه سال وایستاده مقابل هر تهدیدی وایستاده.

زیگزاگ رفته ولی تهش رفته بالا.

این امت، امت کمیه؟

در مقابل منافقین وایستاده، در مقابل آمریکا وایستاده، در مقابل تمام تهدیدات نظامی وایستاده، شهادت دیده، همه چی دیده و وایستاده.

این امت، امت کمیه؟

واقعا باید از این طرف قدر امت رو هم دونست.

دونست بله.

خب؟

همین این خونخواهی [مکث] می‌بینید درست پس از ماجرای امام حسین اتفاق نیفتاد.

بله.

مگر در حد مختار و این‌ها- قصاص ...در حد یه مقداری قصاص و این چیزا اتفاق افتاد.

ولی شما امام سجاد علیه السلام میگن که ما وقتی که بعد از شهادت پدرم در مدینه بیست نفر ما رو دوست نداشتن.

بیست نفر ما رو دوست نداشتن نه اینکه یعنی مظلوم بودن، خب؟

و کسی فکر نمی‌کرد من باید الان ایده امام حسین رو مثلاً بگیرم ببرم جلو.

بعدها توسط تبیینی که اهل بیت انجام دادن گفتن این می‌رسه به عنوان پروژه آخر مهدوی یا لثارات الحسین که رفته رفته کل این پرچم اومد توی پرچم‌ها.

پرچمی به نام سار، خب؟

یعنی شاخص شد، نماد شد، خب؟

و بعد تونستن نمادش کنن این پرچم رو و اینا همون موقع، همون لحظه این اتفاق نیفتاد.

یکی از ویژگی‌های مهم امت ما این است که سریع داره این تبدیل به گفتمان می‌شه و داره تبدیل به خونخواهی می‌شه و انشاالله خوبه که مادهین عزیز، ذاکرین، هنرمندا، آوازخونا، سینمایی‌ها فلان اینا ببینید حالا موضوعی به نام خونخواهی رو بیارن بالا، خب؟

حالا اینو بکنن پروژه.

این اون پروژه‌ایه که دیگه فعلاً باید باهاش مشغول باشیم وگرنه اگه اینو پروژه نکنیم آقای فیروز جان یه چیزایی می‌شه پروژه‌های ما- بله ...که می‌شه القی الشيطان في اموره.

احسن شیطان پروژه درست می‌کنه برای ما.

بسیار عالی.

یه بحثی رو فرموده بودید و فکر کنم به نظرم باز موند.

یعنی به نظرم جا داره که هنوز راجع بهش صحبت بشه.

بحث حضرت ابراهیمه [صدای محیط] فکر کنم موند، درسته؟

بله.

اونو که باید الان عرض بکنم.

اگه بریم توش دیگه- بله، بله.

چون نمیدونم چقدر فرصت هست- فکر کنم یه بیست دقیقه‌ای شاید فرصت داشته باشیم.

من یه به صورت شماتیک از بیرون یه چیزی بگم که بعداً بریم آیاتشو ببینیم و جایگاه خودمون به عنوان قوم برگزیده و جایگاه قوم برگزیده قبلی که جریان یهوده و از برگزیدگی خارج شده.

این جایگاه شماتیک رو یه مقداری چیز بکنن.

ببینید ما ام-امت خدا داره همینجوری بزرگ می‌شه.

ملت دارن بزرگ می‌شن، خب؟

شما فرض کنید مثل یه بچه‌ای شما فرض کنید داره مثلا دوازده سالش می‌شه.

خب این براش با چی هدایتش می‌کنند؟

یه بچه ده ساله نابالغ رو بالاخره هدایت می‌کنند یا نمی‌کنند؟

هدایت می‌کنند.

مثلاً می‌گن هیزي نکن، دزدی نکن، نمی‌دونم چیه.

با یه سری مواعظ دیگه موعظه‌اش می‌کنند.

بله.

این جایگاه حضرت آدمه.

آدم اینجاست.

اوهوم خب آدم ابوالبشر توصیه‌هاش یه سری مواعظه.

هنوز بشریت کلاً سطحش پایینه.

بله بشریت با مواعظ میاد بالا رشد می‌کنه، رشد می‌کنه، رشد می‌کنه می‌شود جایگاه بالغ.

مثل اینکه یه پسری شما فرض بکنید پونزده سالش می‌شه، می‌شه بالغ.

اینجا چی میاد؟

شریعت میاد، رساله میاد، شریعت میاد، تکلیف میاد، این چیزا.

اینجا می‌شه جایگاه حضرت نوح.

اوهوم نوح صاحب شریعته.

خیلی هم مهمه که دارد که سلامٌ على نوحٍ في العالمين.

این خیلی سلام ویژه‌ای هم هست.

خب این بچه بالغ شده ولی باز هنوز تو خونه باباشه و هنوز دستی می‌گیره و پول می‌گیره، کارت باباشو می‌گیره و اینور اون چیزا.

میاد می‌شه بیست سالش، بیست و پنج سالش فلان اینا، حالا دیگه تکلیف نیست، یه سری مسئولیت داره می‌پذیره.

اوهوم یعنی باید مسئولیت‌های جدید بپذیره.

اگر الان بخواد هنوز بره دستی از باباش بگیره و فلان اینا، یواش یواش دیگه میگن آقا بزرگ شدی دیگه، خب؟

این در این جایگاه است.

این جایگاه، جایگاه حضرت ابراهیمه.

اوهوم جایگاه حضرت ابراهیم جایگاه اقامه دینه، نه جایگاه تولید دین.

دین درسته حضرت ابراهیم ادامه نوحه‌ها، برای همین تو قرآن داره و ان من شيعة هيل ابراهیم- بله ...ابراهیم شیعه نوحه.

ولی جایگاهش اقامه‌ست.

شما نگاه بکنید ما در مورد امام حسین حرفی که داریم نمیگیم تو نماز خونده‌ای؟

می‌گیم اشهد ان لکن- قد اقمت الصلاه اقمت الصلاه.

تو اقامه داری می‌کنی.

اینجاست که یه پروژه‌ای برخواد می‌کنه به نام اقامه.

اقامه به تعبیری که علامه طباطبایی هم می‌گن مثال دقیقیه این می‌مونه شما یه موقع این چادر مسافرتی‌ها رو میری از مغازه چادر مسافرتی فروشی می‌خوای بری بخری.

چیه؟

یه دونه دایره‌ست.

حالا دوختن و اینا ولی دوختنش برای چی؟

برای اینه که این آخرش اقامه شود.

اوهوم یعنی سیخ‌ها و پایه‌هاش و اینا دم-- میخ‌هاشو بزنی تازه ظرفیتش اونجا معلوم می‌شه.

ظرفیتش اونجا معلوم می‌شه.

وگرنه همین به عنوان یه دایره چه استفاده‌ای من از این دایره بکنم؟

اصلاً نه جنسش رو متوجه می‌شم، نه ظرفیتشو می‌فهمم، نه می‌فهمم چند نفره‌ست، نمی‌فهمم چقدر مقاومت داره، جلو باد و بارون می‌گیره، نمی‌گیره.

جنسش خوبه یا جنسش بده.

این ماله چیه؟

ماله فضای اقامه‌ست.

یعنی وقتی که پایه هاش می‌خوره زیرش اقامه که می‌شه اینجا تازه دین معلوم می‌شه چقدر ظرفیت داره.

می‌گویند جایگاه اقامه.

مثل این می‌مونه که شما ماشین تو نمایشگاه طبیعتا ماشین تو نمایشگاه ماشینه.

ولی شما بین یه ماشین خیلی ضعیف و یه ماشین خیلی قوی تو نمایشگاه معلومه؟

اوهوم نه.

تنهاش اینه که بشینی توش یه خورده با سوئیچش بربری دیگه مثلا چیز دی-- نه بیفته تو جاده معلوم میشه این چه ماشینیه، این چه ماشینیه.

اوهوم.

این میشه همون فضایی که شما داری از دین استفاده می‌کنی و اقامه می‌کنی.

این نقطه رسیده به حضرت ابراهیم.

برای همین است که تو قرآن حتی غیر تو همین آیه هم دیدید بهش ملة ابیکُم ابراهیم.

بله، بله.

سوره حج.

سوره حج.

خیلی داریم این عبارتو ملة ابیکُم ابراهیم.

حتی یعنی م-- مِلَّت یعنی روش.

شما میدونید ها الان برای بینندگان.

بله.

که روش پدرتون ابراهیم.

پدرتون چیکار می‌کرد؟

دین رو داشت اقامه می‌کرد.

حالا من اینو نشون میدم انشاالله.

می‌خوام فعلا فضای شماتیکش رو روشن بکنم ببینم چی رو آخرش می‌خوایم ببینیم.

اوهوم.

حتی به پیغمبر در سوره نحل گفتن که أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا.

تو هم پیغمبر باید روش بابات ابراهیم رو بری.

یعنی پیغمبر ما هم باید روش باباشو بره، ابراهیم.

و باباش هم حضرت عبدالله نیست.

این بحث صلحی نیست که.

بله.

این ابیکُم ابراهیم بحث مجاز هم نیست ها.

بعدا معلوم میشه که چرا این بحث ابوت، بنوت اصلا فضای جدیدی طرح میشه توی دین که با ولایتی که ابوت داره بقیه بنوت‌اند.

اوهوم.

اصلا منّا شدن اینجوریه.

فمن تبعني فإنه مني مني میشه منّا.

اخوت همینجا شکل می‌گیره.

برادری اینجا شکل می‌گیره.

أنبأ عليٌ أبوها أبوها هذه الأمة.

این امت که میشه امام میشه پدر، اینجا.

امت باشه امام میشه پدر.

ولی اگه امت هم نباشه پدری شکل می‌گیره.

بله، یک جا خانواده هست، پدر معلومه جایگاهش کجاست.

خانواده‌ای به کار نیست.

خب برای چی من دنبال پدر باید بگردم تو اینجا، خب؟

این میشه فضای حضرت ابراهیم.

اقامه دین، اقامه یادتون هست که یه جا بحث کردیم که احتیاج به حدید پیدا می‌کنه.

بله أنزلنا الحديد.

أنزلنا الحديد.

یعنی به صورت واقعی کف صحنه چونکه شما می‌خوای بگی آقا من می‌خوام رو پام وایسم، امام هم دارم طبیعتا با دشمن درگیر میشی.

اگر اینونگی که با دشمن درگیر نمیشی که.

میشی best country از این کشورای منطقه.

برو تا دلت می‌خواد نماز بخون.

اوهوم.

نماز هزار رکعت، هزار رکعت بخون.

اصلا هیچ مانعی نیست.

خب؟

یعنی اقامه نماز زمانی اقامه است در ذیل- اقامه باید بشود.

خب؟

اقامه باید بشود دین، نماز.

برای همین است که شما نگاه بکنید تو آیات قرآن نماز خوندن رو میگه وسط منافقین میگه و إذا قاموا نمیگه أقاموا.

أقاموا بله.

میگه و إذا قاموا للأصلاة قاموا.

فلا يعتون الصلاة إلا هم كسالى.

بله.

خب؟

یعنی داره میره که نماز برگزار کنه، خب؟

این که نماز خوندن نیست.

اگر می‌بینید که میگه الذين أم كناهم في الأرض في الأرض أقاموا الصلاة.

یعنی یه فرهنگی رو داره اقامه می‌کند.

اصلا.

خب؟

نه اینکه صرفا داره مثلا مسجد راه میندازه.

تا دلتون بخواد این کشورای منطقه مسجد داره.

تو هم با آمریکا نمیگیره.

هیچ مبارزه هم نداره توش.

برای همین است که شما تدیده‌ای درست میشه به نام جهاد به سیف.

تو حضرت ابراهیم.

اولین پیغمبری که جهاد به سیف می‌کنه یعنی به شمشیر جهاد می‌کنه حضرت ابراهیمه.

اوهوم.

خب؟

این میشه این قول.

حالا مایل بنی اسحاق و بنی...

در حقیقت اسماعیل.

بله.

هر دو قبله متعلق به امام‌اند.

برای همین است تو حج شما آیات حج رو ببینید.

میگه به ابراهیم میگه وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا.

پیش تو بیان.

پیش تو بیان.

یعنی تو داد بزن که بیان پیش تو، نه بیان پیش این گل.

خب؟

میگه آقا این که سنگه.

بیا پیش تو.

صاحبخونه اینجاست.

این خانه صاحبخونه داره.

آقا شما من مثلا می‌خوام برم خونه داداشم.

زنگ می‌زنم به خونه داداشم میگم می‌خوام بیام خونتون.

میگه من نیستم.

میگم على عیاله من میام خونتون.

میگه آقا خلی.

مگه نمی‌خوای منو ببینی؟

ما هدف نیست که بریم پیش گل.

هدف این است که بریم پیش ابراهیم.

اوه.

خب؟

این خیلی حرف مهمیه ها.

ذیل این آیه که فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ خب؟

اصلا.

یعنی یه کاری بکن هوای صاحبخونه پیدا بکنن.

ائمه گفتن این صاحبخونه‌ش ماییم؟

تاکید کردن که ولم يعني البيت.

یعنی منظورشون خونه نیست ها.

تهوی اليهم یعنی ما.

چون که اینا صاحبخونه‌اند.

شما باید بری پیش صاحبخونه‌ای مثل امام كثم ليغدو تفتحم.

آلودگی‌های خودتو بزدایی.

بله سیبیلت هم سرشو بزنی همون که وجود داره تو بحث‌هاش.

ولی پیش امام که آدم سیبیل نمی‌زنه که.

اصل آلودگی که ما باید با امام پاک بکنیم چیه؟

کدوم شرکه که ما باید پاک بکنیم؟

اون شرکه که شما اقامه نمی‌کنی.

سازگاری با آمریکا، با شیطان سازگاری اهارت نه، اینی که قرآن میگه وعهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتی.

خونه من، من عهد گرفتم که اینا خونه منو طاهر نگه دارن.

اونوقت اون نه اینکه شیلنگ بگیرن تو خونه خدا.

[خنده] خب؟

این دیگه عهد لازم نداره که.

یعنی باید فضای اقامه رو زنده نگه دارن.

اون کعبه ای که امام درش باشه میشه جعل الله الكعبة البيت الحرام قيام للناس.

قیام للناس.

چون اقامه- اقامه داره.

جعل الله الكعبة البيت الحرام قيام للناس.

اون میتونه مردم رو- مردم رو بلند کنه.

قیام م-مؤمنین هم نیستا فقط ها.

ناسه.

ناسه.

یعنی شما برای همین است که شما میبینید ظهور عمومی حضرت در کعبه انجام میشه.

اِمم.

پشت میرن به کعبه یا أهل العالم انا بقیتم.

چون صاحب خونه است.

صاحب خونه میره اعلام وجود تو خونه خودش میکنه.

اوه؟

اعلام وجودش تو خونه خودشه.

حضرت ابراهیم مسئول این دو تا خانه است.

اِمم.

خب؟

این خانه ها رو هم من نمیگم فعلی‌شو نکرده، کرده.

اینی که میگن اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت واسماعيل نه اینکه عملیگی این خانه رو نکرده، ولی اصل قضیه اینه که رو فونداسیون آوردتش بالا.

اِمم.

البته فونداسیون، فونداسیونشو نوح گذاشته.

بله.

فونداسیونشو بقیه گذاشتن.

این قسمت ندیدش بوده.

ولی حالا داره ابراهیم کاری میکنه داره خانه دیده میشه.

خب؟

داره میاره بالا خانه رو.

داره رفعت میده.

ببینید این کار عملیگی اساسا تو قرآن اسمش رفعت نیست.

احسن.

خب؟

این ادبیات اسمش رفعت نیست.

اِمم.

خب؟

این ادبیات رفعت دادن یعنی داره تازه معلوم میشه عه دین بود، اقامه داشت همه اینا.

حالا این تیکه رو هم شماتیک بگم انشالله جلسه‌ی بعد- انشالله.

باید تکمیل کن-- ببینید حالا شد دو تا خانه متعلق به ابراهیم، دو تا فرزند ابراهیم.

خب؟

این طرف تو بنی اسرائیل که اسرائیل- یهو از حقون هست.

تو این طرف یه simulator درست میکنه، یه شبیه‌ساز.

هرچی سنت و قاعده است این طرف پیاده میکنه.

خب؟

دیدید ما چقدر بحث بنی اسرائیل داریم و سنن بنی اسرائیل، موسی و بنی اسرائیل و...

اینا میشن قوم برگزیده‌ای که قرار است پروژه‌های آخرالزمان، پروژه‌شون آخرالزمانیه.

ولی simulator ان، شبیه‌سازن.

یهو اِ-- برای همینه که حالا می خوام تو جنگل، برای چی یهودی‌ها اومدن مدینه؟

بله.

اساسا تصورشون بود که پیغمبر، پیغمبر آخرالزمان که قراره اون حرکت آخرالزمانی رو کنه بنی اسرائیلن.

چون اینا هم برگزیده بودن، باسواد هم بودن، چه بودن، چه بودن، اینا بلند شدن اومدن مدینه.

یهو میبینید که این طرف که اصلا سابقه پیغمبر نداشته.

میدونید که ما تو بنی اسماعیل یا پیغمبر نداریم یا بسیار کم پیغمبر داشتیم.

سابقه اینجا صد تا صد تا پیغمبر داره، اینجا پیغمبر نداره.

یهویی پیغمبر از این طرف میاد.

اِمم.

خب؟

این میشه قوم برگزیده اصلی.

دوران فترت هم داشتیم- فترت.

که اصلا پیغمبر نبوده و فلان و.

یهویی میبینید که یک ختم المرسلین و خاتم النبیین میاد که این میشه قومش قراره کارهای آخری قوم برگزیده رو انجام بده.

عین داستان شیطان که شیطان یه برگزیده ای بود دیگه.

اِمم.

آدم که اومد یهویی شد مهم‌ترین دشمن آدم.

اِمم، احسنت.

خب؟

برای همین است که دیدید تو قرآن بهش شاید دقت کرده باشین اینو.

وقتی که داستان حضرت آدم رو تمام میکنه یهویی میگه يا بني إِسْرائيل از گرون- از سوره بقره که میاد.

بله، بله.

یعنی آیات سی تا سی و نه رو که میگه- بله.

داستان آدم رو داره میگه، میگه شیطان فلان وسوسه همه این چیزا یهو تموم میشه میگه يا بني إِسْرائيلَ من نِّعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ.

این قوم برگزیده قبلی میشه شیطان این قوم برگزیده جدید.

احسن.

خیلی جالب.

خب؟

و می‌شود مهم‌ترین دشمن این.

اِمم.

خب؟

و البته تو این‌ها کسانی بودن و جریاناتی بود مثل جریان مسیحیت که تو همین آیه سوره مبارکه مائده نمی‌دونم چقدر فرصته.

ما دو سه دقیقه فرصت داریم.

فکر می‌کنم همین آیه حیف نشه.

بله بگیم، بگیم اشکال نداره.

نه نگیم.

آه نگیم؟

یه خورده فرصت- بسیار بیشتر بذاریم.

یه مقدار این به نظر آیه مهمیه که- بله آیه سوره مائده که جَدَلْنَا إِشْدَنَّا النَّاسَ بَيْنَ يَدَيْنَا وَمِنَ الْيَهُودِ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا.

و به اضافه ادامه‌اش که می‌خوام بگم- بله، بله یه ظرفیت گفتمانی جدیدی برای ما- بسیار عالی اتفاق درست می‌کنه.

این شماتیک رو دیدی؟

بله این حالت، این حالت تکلیف ما رو با جریان یهود مشخص می‌کنه.

اِمم.

و اینی که چرا مهم‌ترین توطئه‌های تو جریان پیغمبر هم بعد از بدر، هم بعد از احد و هم در جریان احزاب و بعد در جریان خیبر و همینطور ادامه پیدا می‌کنه.

و اصلا چرا جریان نفاق می‌چسبه به جریان یهود؟

خب؟

یعنی می‌بینید و بعد جریان یهود میره تو پشت صحنه دیگه.

دیگه نمی‌تونه علنی عمل کنه ولی کاملا عمل می‌کنه.

حالا من مدل جدید عملشو بهتون میگم چجوری داره عمل می‌کنه.

بسیار عالی.

تشکر.

خیلی عالی بود.

هم بحث خونخواهی خیلی بحث بسیار خوبی بود هم مقدمه‌ای که از مسئله یهود و در واقع حضرت ابراهیم رو فرمودینا خیلی مقدمه خوبی بود.

شاید جلسه بعد ادامه بدیم و بعد انشالله جنگ‌های پیغمبر رو هم ادامه بدیم.

این معارف مهمه برای اینکه ما فضای جنگ‌ها رو درک کنیم.

درک کنیم احسنت.

خب؟

بله و اینا داریم یه سری آیات انگار پراکنده می‌خونیم.

بله، بله بسیار عالی.

تشکر.

امیدوارم شما بینندگان عزیز هم بهره برده باشید از برنامه امشب.

تا فردا شب شما رو به خدای بزرگ می‌سپارم.

خدانگهدار.

[موسیقی]