د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۳
دارای متن همگام
محرم و میدان مغناطیس ولایت
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱:۲۲:۵۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم و به He نستعین انه خیر ناصراً و معين.
السلام علیک یا أبا عبدالله و على الأرواح التي حلت بفنائك
عليك مني سلام الله أبداً ما بقيت وبقي الليل والنهار
ولا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكم.
السلام على الحسين و على علي بن الحسين
و على أولاد الحسين و على أصحاب الحسين.
مردم عزیز ایران سلام،
شبتون بخیر. امیدوارم عزاداریهاتون قبول باشه
و امیدوارم که انشاالله همه ما، همه ملت ایران
بتونیم از-- درباره جنگ و جهاد در قرآن بحث میکنیم
و در خدمت
جناب حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان هستیم به رسم هر شب
و بحث رو به جاهای خوبی الحمد لله رسوندیم
و از جلسه قبل
حاج آقا قاسمیان بحث بسیار مهم و کلیدی و راهبردی رو شروع کردن
با عنوان اقامه و اقامه در قرآن
و مفهوم اقامه، ارتباطش با مسئله ولایت
و ارتباطش با مسئله حکومت و حکمرانی
و مسئله جنگ و جهاد و
در واقع متصلش خواهند کرد انشاالله به بحث یهود
و بحث صهیونیسم و اینکه در زمانه ما
بالاخره این بحث جنگ با یهودیان که
جنگ مهم و کلیدی هست و اینکه یک نقطه عطف تاریخی رو داره رقم میزنه،
در واقع ارتباطش با مسئله
اقامه دین و نبردی که الان درش هستیم چی هست.
خب سلام عرض میکنم حاج آقا قاسمیان.
خوش آمدید به برنامه سوره، تقاضا میکنم یک
گفتگو اولیه داشته باشید و بحث رو باز کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم عرض میکنم خدمت شما بینندگان عزیز،
همه بینندگان عزیزمون السلام علیک یا أبا عبدالله.
انشاالله که عزاداریها قبول باشه، قبول درگاه حق باشه
و عزاداریها صرفاً
یک عزاداری خشک خالی نباشه در جهت
اون مثلی "لا یبايع مثله" در
جهت این عدم بیعت با
گفار و مشکین باشه که انشاالله
شاهدش هستیم و خواهیم بود.
در خدمتتون هستیم. انشاالله.
بسیار خب بحث اقامه رو بفرمایید. حالا این مقدمهای که شما فرمودید من فقط یه
یادآوری بکنم. ما جنگها رو داشتیم میگفتیم.
میخواستیم که جنگ احزاب بگیم.
بله. ببینید جنگ احزاب
به دلیل اینی که پشتوانه این حرکت جریان یهود بود،
من اینجا یک پرانتز بزرگ عملاً باز کردم که برگردم.
ببینید داره یهود این وسط
به عنوان یه timeline داره چه حرکتهایی انجام میده
اینجا که به عنوان بزرگترین دشمن و قوم برگزیدهای که
بوده و یه پروژه بزرگ
داشته و بعدش این پروژه عوض شده، شده پروژه ما طبیعتاً
قوم برگزیده قبلی دشمن ترین
دشمنان خواهد شد. از این جهت نگاه به بحث یهود، ولایت، اقامه، قبله، ابراهیم-
اینا به هم مرتبطند. اصلاً کلاً یه بسته معناییه
که اگه این بسته معنایی تو قرآن یه مقداری واکاوی بشه،
شما باید همیشه جستجو بکنید ببینید کجان اینا مثلاً فرض کنید یهود
مثلاً کجای تاریخ الان داره چیکار میکنه؟
مثلاً بعد از احزاب و بعد از خیبر و اینا، اینا چی شدن؟
اصلاً چرا همیشه پشت صحنهاند اینا؟
خب؟ و بعدش
الان امروزو بفهمی که
الان که شما میگی من جنگ با
رژیم صهیونیستی دارم، صهیونیستی دارم این جلو پنجره قصه است.
اصل قصه پشت این انسانه
که اینا کلاً من وراء الجدر میجنگن.
اوهمم. از پشت صحنه میجنگن.
چه کارایی داره میکنه الان؟
اگه دیدید گم شد،
اتفاقاً اینجا جای حساسی که فکر میکنید چرا
مهمترین دشمن اسلام گم شده الان؟
خب؟ و الان نیست، کجاست؟
بعد فکر نکنیم الان مثلاً اسرائیل یا این جنگ
با رژیم صهیونیستی اصل داستانه.
اصل داستان یه ساحاب دیگهای داره
که پشت صحنه است اصلاً داره
کار میکنه، هم پول خرج میکنه، رسانه داره،
اقتصاد داره و حتی جنگهای امثال رژیم صهیونیستی رو اون داره هدایت میکنه.
اوهمم. ببینید اینا نکاتیه که حالا ما قرآنیشو
عرض میکنیم و جایگاه که این جایگاه محوری حضرت ابراهیم رو
خدمتتون عرض کردیم و عنصر
قبله که به حضرت ابراهیم برمیگرده و ابراهیم به عنوان اون نماد
جهاد به سیف و نماد اقامه،
نماد اقامه است حضرت
ابراهیم و اصلاً قبله نماد
اقامته، اقامه است.
اینها رو به عنوان یک بسته معنایی
نگاه بکنیم و بعد گفته، خدا گفته در سوره بقره است "و من يرغب عن ملة ابراهيم
إلا من سفه نفسه".
اگر کسی بخواد از روش ابراهیم
فاصله بگیره، مگه اینکه خودش خودشو داره به تعبیری خر میکنه.
یعنی فکر کرده که الان مثلاً من یه مقداری دینداری دارم،
مثلاً یه سری محفوظات، مفهومات مثلاً الان دارم
و دین رو اقامه نمیکنم، مثلاً من دارم مشت محکمی توی دهن آمریکا میزنم.
خب؟ اصلاً برای آمریکا چه اهمیتی داره
که شما محفوظاتی داشته باشی؟
چقدر چند جل کتاب داری الان؟
اینا چه اهم-- دین اقامه بشود براش چه اهمیتی داره؟
احسن. اصلاً برای آمریکا چه اهمیتی داره به عنوان شیطان بزرگ ما کدوم وری نماز میخونیم؟
چه اهمیتی داره واقعاً؟ خب هزار رکعت، هزار رکعتشو دارن روزانه
میخونن توی برخی کشورای منطقه
تو ماه رمضون. اهمیتی داره ب-- صد هزار رکعتشو بخونن.
چه اهمیتی داره؟ نه، اگر تو جهتگیریت عوض شد،
تو جهتگیریت مهم بود که سمت آمریکا باشه.
یعنی قبلهت آمریکا باشه؟
یعنی تحاکمت به سمت طاغوت باشه،
اصل اونا باشن، این ا-اصالت اونا رو حفظ کن جهتت هر
طرفی دلت خواست نماز بخون. اوهوم.
تو جهتگیریتو درست کن.
حالا جهتگیری تو که به سمت
ولایت و خانه ولایت
و اقامه اگر جهتگیریتو عوض کردی،
یهو میبینی باهات میجنگن. یعنی نمیذارن تو به سمت این قبله باشی.
اوهوم. قبله نماد
اقامه ولایت، چشمانداز،
جهتگیری. برای همین هست حالا آیاتشو میبینیم انشاالله.
بحث جهت نیست، بحث لکلن وجهة هوى الیه- جهت جغرافیایی نیست.
جهت جغرافیایی نیست، جهتگیریایه که
تو حاکمیت تو اینا میخواد اون جهت رو بگیره.
یعنی فقط جهت جغرافیایی نیست، اونم هست ولی مهمتر از اون- جهتگیری جغرافیاییش به خاطر-
احسن. یه مطلب بزرگتریه.
اون مطلب بزرگتر فراموش نشود.
اوهوم. خب؟ یهو فکر نکنیم الان مثلا
ما مردههامونو اینوری مثلا دفن میکنیم،
دیگه الان اون کاری که باید انجام میدادیم تو بحث قبله
انجام دادیم. وضعيتمون در قبال قبله.
نه، این یه جهتگیریه.
اگر میبینید زنده و مردهمون رو دارن اینوری میکنن-
احسن. خب؟ معلومه که جهتگیریمون یه طرف خاصیه.
احسن. و اگر این خانه، خانه غصب شدهای باشه یعنی چی؟
یعنی این که عنصر ولا...
نخواد اقامه دین بکنه.
یعنی شما به، اه، ماهیتی که براش طراحی کردید
دست نیافته. و بعد دلمون خوشه
که مثلا داریم یه جایی میچرخیم، یه جایی میدویم مثلا چیز،
که ائمه همین رو میگفتن فَعَلُوا إِنْ كَفَعَلُوا الْجَاهِلِيَّةَ.
اوهوم. همین اینو میگفتن مَا أَكْثَرُ الزَّجِيجِ وَقَلِيلَ الْحَجِيجِ.
همین اینو میگفتن ما حج باید بریم.
یعنی هر جوری که نمیشه در دید. باید
آدما حج برن. و نمیخوام بگم نماز به سمت این قبله جغرافیایی نیست.
اوهوم. خب؟ نه نماز به سمت، ولی باید بفهمیم مفهومش چیه.
احسن. حتی من دیدم ترجمه ها حالا بعدا
میریم میبینیم ترجمههایی که داره بحث قبله رو
ترجمه میکنه، ترجمه قرآن.
میگن آقا هر وقت میخواستی از هر جایی نماز بخونی
به سمت مسجد الحرام نماز بخون.
اصلاً آیه که اینو نمیگه. اصلاً آیات بحث نماز نداره اونجا.
بحث اینه که تو در هر موقعیتی که هستی حواست باشه، باشه،
تو موقعیتهای مختلف باش.
تو موقعیت اقتصاد هستی، تو موقعیت دیپلماسی هستی،
در موقعیت علوم اجتماعی هستی، مسئولی،
هر چیزی که هستی از هر جا خارج شدی
بدون تو قرار نیست خارج بشی بری که.
خب؟ تو قرار است به اون سمت،
سمتت باشه. آقا میخوای apply کنی اصلا از ایران بری.
خَرَجْتَ فَلَا عِشْقَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ.
خب؟ باید بدونی تو اگه میخوای apply کنی بری قرار نیست خارج بشی بری خارج دیگه.
تو قراره تو همین مغناطیس ولایت حالا
یه جای دیگهای رو گرفتی الان.
خب؟ اینجا رو اینجوری باید فکر بکنی.
قبله ماهیتش اینه. برای همین دعوای قبله دعوای جدیه تو همین سوره بقره.
و یهودیان هم اینجا- یهودیان تو اینجا دعوای جدی دارن سر قبله.
چون اونا هم میدونن قبله ماهیتش چیه.
ماهیت، میگم اون موقع چرا دعوا داشتن که شما چرا قبلهتو داری عوض میکنی؟
چون میدونن جهتگیری تو داره، اصلا چرا پیغمبر هی چشم میاندازه تو آسمون دنبال تغییر قبلهست؟
چونکه میفهمه، پیغمبر میدانه
که این جهتگیری با اون جهتگیری یکی نیست.
خب؟ پس قاعدتا باید این قبله، اون قبله نباشه.
اوهوم. خب؟ برای همین منتظر تغییر قبلهست پیغمبر.
این یه خورده شماتیکش- بله خیلی
چکیده- چکیده برای این که آدم بفهمه
من دارم راجع به قبله یهود، دعوای قبله ابراهیم چرا هی میخوان بگن ابراهیم مال ماست.
اوهوم. خب؟ ابراهیم چون که ابراهیم سرمنشه،
همه میخوان ابراهیم رو مال خودشون بکنن.
بله. حالا بهتون آیاتشو انشاالله
نشون میدم. خب این آیات صفحه صد و بیست و یک رو ما در همین نقطه قطع کردیم.
بله، بله جلسه قبل نشد که صحبت کنیم.
که بسم الله الرحمن الرحیم، آیات هشتاد و دو و هشتاد و سه.
سوره مبارکه مائده سوره ولایته.
بله. درسته؟ سوره، این سوره،
سوره ولایته. حالا من به آیات قبلش که آیات قدیر هم هست خواهم پرداخت انشاالله.
و یک، اه، خیلی سریع
پیمایش میکنم. خیلی نمیخوام تفسیر بکنم.
بله. آیاتو پیمایش میکنم بفهمید که ولایت میگیم اون سوره اقامه دینه
چیه؟ و چرا میگن
نماز بیولایت قبول نیست.
نمیگن نماز بیولایت صحیح نیست.
نه، صحیح فقیه. قبول نیست یعنی چی؟
نماز بیولایت آیا نمازیه که
من یه سری محفوظاتی دارم راجع به ولایت مثلا اینو باید داشته باشم تا نماز قبول باشه؟
نخیر، یعنی نمازی که اقامه نشود، اوهوم.
نمازی که تو دهن کفار نزند، احسن.
طاغوت رو اون طرف نزند، مسجدی که این کارو نکند، میشه مسجد ضرار.
احسن. خب؟ یعنی مسجده
ولی کاملا تو پازل طرف مقابل طراحی شده.
این مسجد، مسجد ضراره اون موقع.
احسن. این مسجدی که محراب داره و جنگ داره و
توی دهن طاغوت میزنه و دین رو اقامه میکنه،
اصلا تو آیات قبله یهو میبینی بحث مسجد میکنه.
حالا بهتون نشون میدم. اوهوم.
که میگه آقا این مسجد مهمه
مسجد که من گفتم پاتقه اقامه دینه.
مسجد اصلاً جایگاهش اینه.
بسم الله الرحمن الرحیم. لَتَجِدَنَّ.
یه مقدار داریم گاهی اوقات این میخوام
اتمسفر بحث رو بگم- بله، بله.
خب؟ بله. که تو ذهن یه اتمسفری شکل بگیره
تا جای این پازل- بله.
جورچین خودشو پیدا بکنه.
متشکر. لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لَّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا.
شما مییابی، ببینید مییابی.
این خیلی فرق داره تا هستا.
بله، احسنت. خب؟ مثل لَوَجَدَ اللَّهَ
تَوَّابًا رَحِيمًا. خب؟ خدا رو تَوَّابًا رَحِيمًا مییابی.
خب؟ یافتنه بله. یافتنه یعنی شما- دانستن نیست فقط.
کاملاً وقتی تو میدان باشی مییابی که این مهمترین دشمنته.
اوه. اگه چشماتو باز کنی- احسنت. اینو میفهمی، مییابی.
که مهمترین دشمن برای مؤمنین
به جهت عداوت و اینا مهمترینشون یهود وَالَّذِينَ أَشْرَكُوائه.
ببینید این معنی تفسیریش حالا این مفصله.
یعنی معنیش این است که خود أَشْرَكُوائه چون که
اینکه این مهمترینه یعنی این داره به این خط میده.
احسن بله. یعنی أَشْرَكُوا رو هم مشرک هم
داره این خط میده که تو چجوری باید عملیات انجام بدی.
بله. پس شما اینو به عنوان مطلب جدی.
وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً اگه چشتو هم وا کنی
اینو میبینی و مییابی که أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ.
این خیلی جالبه ها. میگه کسایی که از همه بیشتر به شما مودت دارن نمیگه نصاریاند.
اوه. میگه الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ.
بله. ببینید فرق هست بین مسیحیت
و مسیحیان. احسنت.
این یک راهبرد بزرگیه.
قرآن در همون سوره مبارکه بقره میگه، میگه لَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ
حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ.
یهود و نصاری هرگز از شما راضی نمیشن.
برای اینکه به پاشون بیفتین. تا اونجا هم باهات پیش میرن.
به قول امام شهید تا اونجایی میرن که تو از
همه نوامیس انقلابیت حتی
جدا بشی. بله. تا قانون اساسیت وارد میشن تا نوامیس انقلابیت وارد.
و یعنی اونا که کلاً راضی نمیشن که مثلاً حالا شما فرض کن موشکی نداشته باشی.
به این کاری نداره. بعد میگه منطقه رو نداشته باش، بعد میگه قانون اساسیت رو عوض کن.
بعد میگه اینا تقریباً- بله. آمین امام شهیده.
بله، بله. ولی مسیحیان فرق داره
با م-- جریان مسیحیت
که امروز مسیحیت صهیونیست تشکیل شده
که خود آمریکا ن-- نمادشه
که مسیحیت صهیونیست و اینا.
با مسیحیان فرق داره. واقعاً شما برید با اینا با مسیحیان صحبت کنید.
مسیحیان اروپا، مسیحیان
آمریکا، مسیحیان کانادا، مسیحیانی که هستن
واقعا میبینی یه بیشیل پیلگی گاهی اوقات تو اینا هست
و احتمال یه ظرفیت بزرگی داره درست میکنه آقای فیروزیان
برای ما تو بحث تبلیغی.
اوهوم. خب؟ شما ببینید حتی حضرت مسیح
پشت سر امام زمان ظهور میکنه.
معلومه که یک تقارب معنوی خیلی جدی بین پیروان حضرت مهدی
و پیروان عیسی وجود داره.
این خودش یه فصل مشبهای است
که ما راجع به مسیحیان
و ظرفیتی که مسیحیان دارن
و ما ارتباطی که میتونیم با مسیحیان برقرار بکنیم
و اینها هم دنبال مهدویتاند.
خب؟ منتها مهدویت اونا هم خیلی وقتها خراب کردن.
یعنی این اورنجلیستهای
چیز که تمایلاتی به
مثلاً جریان صهیونیست پیدا کردن چون اونا هم دنبال منجیاند دیگه.
بحث منجی خیلی بحث جدیه.
بله، بله. میگن الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَىٰ اینا أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً.
بعد میگه شرایط اینه. ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ مِنْهُمْ
از تو اینها کسایی هستن قسیساند، کشیشاند.
آدمای عالمی هستن، اهل پژوهشن.
آدمای صافین.
پژوهش از پیش تعیین شده نمیخوان.
میخوان ببینن حق چیه دنبال اینن
و رهبانن از دنیا فاصله دارن توشون.
ما راهب داریم زیاد، همین وجود راهبان
و دنیا گریزان ظرفیتیست برای اینکه
به جریان حق کسی بپیونده.
وَنَحْنُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ
اینا اهل استکبار نیستن.
اگه جریان حق رو متوجه بشن پاش وایمیستن.
وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ باز دوباره ول نمیکنیم مسیحیانو.
میگه اینا اینجورین که وقتی که
مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ رو بشنون
انقدر بیاستکباره
تَرَىٰ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ
مِنْ مَا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ
از اینی که حق رو داره میشناسه
باز نمیگه که اشک میریزه.
میگه چشم میریزه از اشک.
مبالغه است. مبالغه. یعنی اینجوری داره
حال میکنه با حق. خب؟
این یه ظرفیته. يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ
بر خلاف یهودیان که- بر خلاف یهودیان- تو سوره بقره میفرماید:
يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ
مثل پیامبر و شاهاشون میشناختن ولی- استکبار اجازه نمیده.
استکبار اجازه نمیده. اینا به خصوص بعد از اینا خودشونو
قوم برگزیده میدونستن دیگه.
اوه. سوره مبارکه آل عمران
این رو اینایی که گفتیم یخورده.
آها بذارید من همین
بخش همین که مائدهایم
یه صفحه عقب بزنید. صفحه صد و نوزده که بسیار
مهمه. بله. که آیات مربوط به غدیره.
بله. منتها اگر بخوایم دقیقتر بگیم آیات مربوط به اقامه دینه.
بله اقامه دین با ولایته
یعنی عنصر ولایت اصلاً گذاشتن برای اقامه دین.
اصلاً امام رو گذاشتن برای اینکه نماز جماعت شکل بگیره.
وگرنه باید نماز فرادا بخونن.
یعنی اقامه جماعت نمیشه دیگه.
جالبه که اقامو التوراة والإنجیل هم تو همین سوره است.
اصلاً دقیقاً من همین رو میخوام الان- آها الان همون- همینو- آها بله، بله درسته.
آیت- آیه. ببینید این آیه شصت و شش، شصت و هفت، شصت و هشت
و شصت و نه. احسن، احسن. خب؟
اینو یه پیمایش براتون میکنم.
به عنصر اقامه فکر بکنید. اقامه چی بود؟
قرار بود یه خیمهای رو برپا بکنیم، چرخ میخواش رو بزنیم.
تازه آثارش معلوم بشه.
ظرفیتش معلوم بشه. ظرفیتش معلوم بشه وگرنه
چیزی نیست به دردی هم نمیخوره. حالا مثلاً شما یه جایی بذارید
نماز بخونید. نمیدونم یه سری مراسم برای خودتون بگیرید از این کارا بکنید.
خب؟ اگر قرار نیست اقامه کنن.
و لو انهم اقامو التوراة والإنجیل و ما أنزل عليهم من قبل.
اگر صحف آسمانی را اقامه کردند،
همه آثار رو خواهید دید. لأكد من فوقهم و من تحت أرجلهم.
از بالا و پایین برکات آسمان و زمین نازل.
یعنی میبینن این چیه به هر حال.
یعنی دین رو صحف آسمانی اگه شما اقامه کردی
تازه دین معلوم میشه چیه. از بالا و پایین هم داری
نعمتهای الهی رو جذب میکنی.
اِمم. منهم أمة مقتصدة و كثير منهم سامع و يعملون.
ولی یه عدهای هستن میانه رواند، میانه روی.
به معنای اینه که اتفاقاً دنبال میانه اند، دنبال محورند.
خب؟ نه آدمای مثلاً
تندرو نیستن، کندرو نیستن مثلاً
مال این ادبیات فعلی ما نیست.
خب؟ مقتصدة یعنی
و على الله قسط السبیل.
اونی که به گردن خداست و باید ایجاد بکنه محور راه رو باید بگیره.
اِمم. مقتصد اون موقع اینه.
بر گردن خداست که قسط السبیل کرده
و قسط السبیل یعنی السبیل ال که اس--
راهی که قسط است، میانه است، محور است.
این به خدا واجبه که یه همچین چی--
چیزی رو راه این مدلی رو
برای ما روشن میکنه که میشه راه
کوتاهه اتفاقاً.
و كثير منهم سامع. بعد میگه يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من
ربك. ابلاغ کن اون چیزی که.
و إن لم تفعل فما بلغت رساله.
اگه ابلاغ نکنی کل رسالت به باده.
یعنی اصلاً رسالتو برای چی آوردیم؟
به خاطر عنصر اقامه. بعدش هم میگه تمام دعوا هم همین جا درست میشه ها.
و الله يعصمك من الناس إن الله لا يهدي القوم الكافرین.
خدا حفظت میکند.
معلومه دعوا نقطه دعوا اینجاست.
بعد خب مگه نگفت بلغ ما أنزل إليك من ربك؟
خب باید بگه چیه دیگه؟
اینه. قل يا أهل الكتاب.
اینو بگو. اینو بگو. خب؟
قل يا أهل الكتاب لستم على شيء هیچی نیستین یعنی هیچی نمیارزین.
لم يكن شيئا مذكورا. هیچی نیستین.
به درد نمیخورید. حتی تُقيموا التوراة والإنجيل و ما أنزل إليكم من ربكم.
خب؟ تا اینکه این رو اقامه بکنید که میشه دین،
اقامه دین. بله من نمیخوام بگم این
با آیات یعنی اینجا در مورد قدیر نیست.
ولی اگر در مورد قدیره به خاطر
یک امامت محفوظ ذهنی نیست،
به خاطر یک امامتی که پیشاهنگ نماز جماعت قرار میگیره.
اینه که وقتی که بیاد دین اقامه میشه باهاش.
حالا دین اقامه شد. خب؟
حالا دین اقامه شد. یه بحثیه تو قرآن که قرآن pluralist قبول داره یا نه؟
بله. خب؟ پیام سالهای خیلی-
چی داره؟ بعضیا هی در-- فکر میکنند جواب واحد داره اینا.
خب؟ که قبول داره یا نداره.
قرآن میگه فرض ولایتو شما بذار
یعنی قراره دین اقامه شود.
سنوار سنی
این تو این اقامه دین جا داره.
احسن. اون یکیه که
شیعه انگلیسی جا نداره.
اِمم. چون اگر اینجوری-- یک مسیحی که وهبه،
تو جریان امام حسین جا داره.
اون یکی که خیلی هم به نظر متدینه جا نداره.
یعنی شما اگه دین رو اقامه کردی این تمام شاخههایی که به دین اقامه شده
ارتباط پیدا میکنه. برای همین هم این آیه هم آیه
سوره بقره که یه مقداری pluralisti به--
تکثرگرایانه به نظر میاد مال بحث اقامه دینه،
مال بحث ولایته. اگر ولایت اقامه شد،
اون موقع است که شما
میتونی داشته باشی إن الذين آمنوا والذين هادوا والصابئون والنصارى من آمن بالله واليوم الآخر
وعمل صالحا فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون.
در ذیل ولایت- ولایت- تکثر معنا داره.
تکثر معنا داره. برای همین خودش یه راهبرد تبلیغیه.
شما ببینید شما میخواید برید
مثلاً یک مسیحی رو مسلمان کنید.
این مسلمونشو از چیز شیعه کنید.
شیعهش رو از چهار امامی بکنید دوازده امامی بعد اینه
مسیر؟ یا نه ولایت رو اقامه بکنی، دشمن شناسی رو بذاری وسط
دعوت کنی. اِمم.
خب؟ این کسی که وارد این پروژه میشه
این اصلاً آرام آرام جریان خود اون حق مفهومی رو هم درمیاره.
خب؟ برای همینه که ما سنوار رو واقعاً ش-شಹید سنوار میدونیم.
بله. خب؟ واقعاً نه تاکتیکی- احسن.
میخوایم بگیم که حالا باشه تو هم شهید.
بحث اون نیست این یکی از
تفاوتهای جدی راهبردهای قرآنیه
با کسایی که از خودشون راهبرد تولید میکنند
که یه حرفایی میزنن که این حرفا
لازم شد آدم باهاشون مباحثه میکنه و میگه که این
حرفا حرفای غلطیه که شما هی
میری رو مخ یک عدهای میخوای اینا رو
بیاری تغییر عقیده به این معنا بدی.
خب یعنی شما این پرچم رو که بلند کنی، خیمه رو که سرپا کنی- احسن خود به خود آدمهای
این خیمه- میان اقامه ولایت بلند میشه خودش میاد.
میان خب حالا این تیکه رو هم برای اینکه بحثمون تکمیل بشه.
شما سوره مبارکه مائده
همین باز دار سوره ولایت،
آیه پنجش رو نگاه بکنید.
میشه صفحه صد و هفت. بله
خب عزیزانم نگاه بکنن این آیه رو.
خب این اگر
آیه سه ش که هی میگه الیوم، الیوم، الیوم، یأس اللذین کفروا الیوم اکملت لکم
دینکم فلا هی میگه الیوم.
ببینید آیه پنجش داره الیوم احل لکم الطيبات.
طيبات تازه تو يوم ولایت حلاله.
بله خیلی جالب بود. خب اینا حضرت امام میگنا
تو چهل حدیثشون. میگه آقا
شما وگرنه یعنی چی؟
یعنی حروم بود قبلاً طيبات؟
نه. الانه داره ظرفیت طيبات آزاد میشه.
غذا خوردن الان حلاله.
احسن خب بعد میگه و طعام الذین أوتوا الكتاب حل لکم و طعامکم حل لهم.
اختلاط شما با اهل کتاب در يوم ولایت جائز.
اوه اصلاً لزومی نداره شما بگی این مربوط به خشکباره.
چون که تازه مثلاً طعام اونا بر ما حلاله.
حالا باشه طعام ما بر اونا حلاله.
مگه مسئلهای داشتن رو طعام ما،
خب. نه که بعدش یه عده میگن این مربوط به خشکباره احتمالاً.
اصلاً بحث تو این concept نیست.
خب بحث اینه که اختلاط شما
نگران اختلاطی دیگه.
اختلاط در يوم اقامه ولایت آزاد.
و المحصنات من المؤمنات
زنان پاکدامن امروز حلالن.
یعنی چی؟ یعنی قبلاً حروم بودند زنان پاکدامن؟
ما باید با زنان ناپاکدامن
ازدواج میکردیم؟ نه. یعنی زن پاکدامن و ازدواج
امروز ظرفیت خودشو آزاد میکنه.
خب یه اوامی هست در روایات ما باب صلة الإمام
که شما صله رو، اون کمک رو، اون انفاق رو، اون هزینهگذاری رو
اگه پای درخت امامت انجام بدی درسته.
اگه انجام ندی مثل این میمونه که یه شیلنگی رو از اینجا درا بیاریم پاشیم.
خب یعنی شما باید یه جوری بکنید که دور امام جمع شن
و منافقین دقیقاً یه کاری میکنن که دو دور امام جمع نشین.
دور پیغمبر جمع نشین. شبیه این بحث حالا الان این تو که گفتید یادم اومد.
ما یه ااا اوزون داریم،
یه إن السمع والبصر والفؤاد
بعضیا میگن این سمع و بصر و فؤاد وقتی که
روح در انسان دمیده میشه- دمیده میشه تازه هست.
این اوزون میشنوه، این چشم می-- عین میشه بصر، این قلب میشه فؤاد.
خیلی تعبیر خوبیه. ولایت هم همین حالته.
روح هستن آره. خب شبیه روحیه که تازه اینا رو- این حد-- غذاها میشه مثلاً طیب.
شما در سوره مبارکه پیغمبر
میبینید یه عدهای رو میگه اینا الذین يأكلون ويتمتعون كما تأكل الأنعام والنار مثوى لهم.
راجع به این جریان کفار و منافقین اینجوری میگه.
میگه اینا مثل گاو غذا میخورن.
یعنی چی؟ یعنی زیاد غذا میخورن؟
نه. ممکنه رژیم گرفته باشه اصلاً.
نه. گاو چجوری غذا میخوره؟
غذا میخوره زندگیشو میکنه. کاری نداره که این رو در راستای
یک هدف بزرگ داره
انجام میده. این کارو که نمیکنه.
کسی اگر این کارو نکنه، این غذا ظرفیت خودشو آزاد نکرده.
احسن این حرف بسیار مهمیه.
امام تو همون آیه یک مائده
ایشون میگن يا أيها الذين آمنوا أوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الأنعام.
یعنی همینجا قطعش میکردن. میدونی این أوفوا بالعقود اینجا عقد با امامته.
اوهوم این رو مفسرین هم میگن.
اصلش عقد با امامته. بله چون جمع محلا به الف لام
عقود فقهی رو هم میگیره ولی اصلش
عقد با امامه. میگه عقد امام، امام خمینی میگن.
میگه اگه عقد با امام بستی بهيمة الأنعام حلاله.
حلال میشه یعنی این حیوانات گنگ که تو میخوری
به تعبیری که شما گفتید اینا یه جسد که نمیخوره، یه بدن داره میخوره.
بله این میخوره این گوشته رو شما میخوره
میره صرف هزینه برای امام میشه.
احسن خب این حلاله دیگه.
این بهيمة الأنعام. عقد با امام سر جاش که باشه بهيمة الأنعام حلاله.
ببینید من الان راجع به حرمت و چیزای فقهی صحبت نمیکنم.
بینندگان عزیز حواسشون باشه.
من الان بحث فقهی نیست. بله، بله یه چارچوب مفهومی دیگهای رو داره- احسن
اینجا بحث میکنه که عنصر در حقیقت
اقامه دینه و اگر این و این روش ابراهیمه و این روش فطریه.
اینی که میگه فاعقم وجهک للدین حنیفا
فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله.
این فطری اقامه دین فطریه.
شما به سمت دین وقتی که خودتو
رو تو به سمت دین میکنی،
عملاً ااا
فط-فطرت اقامه دین میخواد از تو میخواد که دین اقامه بشود.
فطرت هم همین رو میخواد. لذا این حرفی که ما داریم میزنیم، این حرف مازاد فطری نیست.
اوهوم خب که داریم یه چیزایی به زور میخوایم به فطرت خودمون
حقل کنیم انگار. نه
ما فطرتمون یه چیز
صفحه نوشته شده است برای
که اگه شما رو کنی به فطرت، فاقم وجهک،
رو تو به، به سمت فطرت بگیری
به سمت دین میگیری. خب؟
به سمت دین فطری میگیری
و بعد اینا مرتب توی آیات قرآن اینو به ابراهیم نسبت-- اصلاً فی--
پیغمبر فطره. حضرت ابراهیم پیغمبر فطره.
بله تو اون آیه سوره ابراهیم هست.
بله. یعنی او رو به عنوان پیامبر فطرت معرفی کرده.
یعنی همین پیغمبری که پیغمبر جنگه،
همین پیغمبر فطره.
یعنی پیغمبر متکی بر فطره.
اینا حالا اگه پیدا کردی چیزی میخوای بخونی.
نه این آیات
حالا الان پیدا نکردم. خواستم آیات
که فرمودی پیغمبر فطره آیاتشو میخواستم پیدا کنم.
پیدا نکردم. حالا منم الان
باید نگاه بکنم الان. سوره مبارکه آل عمران بیارید.
سوره مبارکه آل عمران اون موقع
نسبتی که آدم با
حضرت ابراهیم دارد آیه شصت و هفت رو ببینید.
شصت و هفت و شصت و هشت. خدا میگه ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیاً.
ابراهیم نه یهودیه نه نصرانیه.
خب معلومه ابراهیم قبل ایناست.
برای چی اصلاً این سؤال هست که ابراهیم چیه؟
یهودیه یا نصرانیه؟ چون که
یهودیت میگفتش آقا نسخه چشمانداز پروژه ابراهیم رو من دارم میبرم جلو.
مسیحیت میگفت نسخه اصلی
ابراهیم و پروژه ابراهیم رو من دارم میبرم جلو
و برای همین تو سوره بقره بعداً میبینیم
خود یهودی و مسیحیت هم همدیگه رو قبول ندارن.
بله، بله. وقالت اليهود
ليست النصارى على شيء وقالت النصارى ليست اليهود على شيء.
یعنی هم اینا قبول ندارن اونا، هم اونا اینا رو قبول ندارن.
هرکی ابراهیم و چشمانداز و امانیه
و پروژه ابراهیم رو پروژه خودش میدونسته فکر میکرده خودش داره این کارو
انجام میده. در صورتی که میگه و لakin کان حنیفا مسلما و ما کان من المشرکین.
معلومه شما مشرکید. میگه مشرک نبود.
معلومه یهودی و مسیحیتی که
داره پروژه دیگری رو میبره جلو این مشرکه.
این پروژه ابراهیم نیست.
تو داری واسه خودت پروژه خودتو میبری جلو.
اصلاً میبینید شما دارید با آمریکا بغل کردید همدیگه رو.
تو مشرکی. تو اصلاً چرا فکر میکنی که
پروژه دین و اقامه دین رو گرفتی؟
پروژه ابراهیم این نبود که. بعد میگه إن أولى الناس بإبراهيم.
میدونی به ابراهیم کی از همه نزدیکتره؟
للذین اتبعوه. هرکسی بیشتر داره تبعیت میکنه،
همون اون مسیر رو میره. و هذا النبي این پیغمبر.
این پیغمبره که ملة ابراهیم حنیفه رو داره میره.
روش ابراهیم رو داره میره. للذین آمنوا و این مؤمنینی که پشت سر پیغمبرن
اینا نزدیکترن به ابراهیم.
اگه دعوا سر ابراهیمه،
اینا از همه ابراهیمیترن.
حالا شما باید پیدا کنی میخوای ابراهیمی بری
مثلاً اعمالتو انجام بدی حج انجام بدی یا آبراهامی
بخوای بری این کارو انجام بدی.
احسن. خب؟ ما بالاخره یه حج ابراهیمی داریم، یه حج آبراهامی داریم.
خب؟ الان کدومشو میخوای بری؟
نماز ابراهیمی داریم، نماز آبراهامی داریم.
کدومشو میخوای بری؟ دینداری اینجوری داریم دینداری اونجوری داریم.
ابراهیمیش داریم و آبراهامیشو داریم.
این میشه نکته حضرت ابراهیم.
حالا- و من یرغب عن ملة إبراهيم- و من یرغب عن ملة إبراهيم آیات صد و سیه فکر میکنم چیزه.
ولی من میخوام یه پیمایش دیگه رو بحث قبله انجام بدم.
اوهوم. این آیاتشو چون چهارچوب مفهومیشو
یه مقدار داری عرض کردی عزیزون. بله.
ببینید خب آیات تغییر قبله در سوره مبارکه بقره از آیه صد و شش
صفحه هفده کلاً شروع میشه.
من خب طبیعتاً نمیخوام همش رو
خدمتتون نشون بدم.
آیه صد و یازده رو نگاه بکنید.
عزیزان باید قرآن دم دستشون باشه.
این همونه که و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هودا أو نصارى.
اینا میگن آقا یا باید یهودی باشی یا نصارى
تا بهشت داشته باشی.
بعداً معلوم میشه نزدیکه به ابراهیم منظورشونه.
اوهوم. میگه تلك أمانيهم اینا
همون چیزای آرزوهای باطلیه که اینا...
بعدش آیه صد و سیزده میگه البته بگمها خود اینا هم با همدیگه
نسبتی ندارن. یعنی اینجوری نیست که الان
یهود و نصارى با همدیگه یک حرف مشترک دارن میزنن.
نه، اینا اونا رو قبول ندارن.
قالت اليهود ليست النصارى على شيء وقالت النصارى ليست اليهود على شيء.
بعد آیه صد و چهارده اینی که میگم یهو موضوع مسجد طرح میکنه.
احسن. خب؟ موضوع مسجد رو طرح میکنه و موضوعی که سعافی خرابهها.
کسایی که سعی میکنن مسجد رو خراب کنن.
ببینید اصلاً کسی اون موقع مسجد نمیخواست خراب کنه.
خب؟ خراب کردن یک مسجد، خراب کردن آرمان ابراهیمیه.
از هویت اصلیش میندازه-
هویتش. یعنی تبدیلش کرد به نمازخونه.
احسن. مسجد نیست، نمازخونهست.
مسجد نیست، یه نمازخونه درست کردی
که میشه توش فرادا هم نماز خوند حتی.
یعنی این دیگه شبکه اجتماعی ولایت نیست اصلاً.
اوهوم. شبکه اجتماعی رسالت نیست.
شبکه اجتماعی زدن تو دهن آمریکا نیست.
اینی که مسجد سنگر است، مسجد دیگه سنگر نیست اینجوری.
خب؟ سنگر رو کجا میزنن سنگر؟
سنگر برای دفاع، برای حمله، برای این چیزا سنگر میزنن.
وقتی امام میگه مسجد سنگره، سنگرها رو حفظ کنید
یعنی مسجدی که سنگره دیگه.
که یادتون هست تو جلسات اولی که این بحث رو شروع کردیم
همین این نکته بود که ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لدمد سوامع و بیع و
صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا.
بله، اونجا بحث کردیم. یادتونه؟
بله. که اون مساجدی که
خدا به تمامه داره یاد میشه ازش
و اینا آقای چی؟ آقای فیروزیان عزیز،
عین این مساجد اگه اینه ما تو این meditation room ها چیز داریم.
حالا با یه مقدار تفاوت. یعنی اتاق های تمرکز
به شرق دنیا هم زیاده.
خیلی هم روش گانوف میدن و
خب meditation roomعه این.
یه حس خوب و خلسه ای و مثلا- اونم انرژی کیهانی و این چیزا چاکرا بدن و این چیزا، خب؟
این که سنگر نیست.
این یه محیط کسایی که
مانع میشن از اینکه خدا تو اینجا یاد بشه
و سعا فی خرابه ها. سعی میکنن مسجد رو خراب کنن.
لذا تو همین فتنهها نگاه بکنید مساجد انقلابی ما تخریب میشه.
اصلاً مساجد انقلابی تخریب میشن.
مساجد انقلابی تخریب میشن.
یعنی اونجایی که داره بوی انقلاب ازش میاد، بوی اقامه دین ازش میاد، بوی ولایت میاد اینا،
اون مسجد تخریب میشه. شبیه به این آیات، آیه راجع به انما یعمر مساجد الله- دقیقاً، دقیقاً.
اونجا هم باز داره- من آمن بالله واليوم الآخر و و و.
ثقایت الحاج و امارت المسجد الحرام.
اینا اگر
پست ظاهری ثقایت الحاج باشه
ببین چه ارزشه. مجاهد از این بالاتره.
بله. خب؟ اونجا مقایسه میکنه- بله.
شمن آمن بالله واليوم الآخر وجاهد في سبيل الله.
میگه این ثقایت الحاج و امارت مسجد الحرام اینا یه پست ظاهری اینا باشه
چه ربطی داره به مجاهد؟
خب مجاهد جاش خیلی بالاست.
اگرم پست ثقایت الحاج و امارت المسجد الحرام مهمه
به خاطر همون کاریه که ابراهیم انجام داده مهمه.
که داره بنای کعبه رو از فونداسیون داره میاره اقامه میکنه و رفع میدهد
و میاره بالا. به خاطر اون مهمه.
ولی اگه اونو چون یه مقام تشریفاتیه.
بله. خب؟
آیه صد و پونزده. ولله المشرق والمغرب فاینما تولوا فثم وجه الله.
میگه آقا خدا که شرق غرب به عالم من بحث جهت ندارم که الان با شما که.
آقا جهت هر طرفی بگیری خدا هست.
من میخوام تغییر قبله رو که دارم چیز میکنم که با شما
بحث جهت که الان وجود نداره.
خدا همه طرف هست. آیه صد و بیست.
ولن ترضی عنک اليهود ولانصارة حتى تتبع ملتهم.
بله بحث روشیه. اوهممم.
خب؟ بحث وسط روشیه.
شما هرگز ازش،
از شما راضی نمیشن. اگه روششونو
پیگیری بکنی. وگرنه اگه بحث روشو بذاری کنار،
بحث این که این طرفی نماز بخونم یا اون طرفی،
اصلاً ب-باهم بحثی نداره.
بخون. انقدر بخون جونت در بیاد.
اگه فقط بحث طرف
و جهت، جهت جغرافیاییه.
میاد آیه صد و بیست و چهار بحث امامت ابراهیم رو- بله.
مطرح میکنه. چون میخواد اون نماز جماعت اصلیه رو درآره از آب
که قبلهست و فلان اینا. بعد از این آیه
تولید امامت و امامت حضرت ابراهیم
حالا میگه واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی.
ببینید این یه بحث داره که آقا مثلا شما
برو توی مقام ابراهیم مثلا
اونجا نمازت رو بخون. این بحث فقهیه.
ولی اینجا اصلاً بحث وجود حج نبود.
اصلاً اینجا این، این بحث رو نداشت.
این یه برشیه که این مال تختی فظیلی آیه است.
آیات چون تختی فضیله هستند
این ظرفیت تو آیه هست.
حالا نمازت رو ابراهیمی بکن.
نمازت بوی امامت و اقامه بده.
اینجا میشه اقامه نماز.
یعنی اینجاست که شما از مقام ابراهیم
مصلی بر بگزیین.
احسن. حتی نمیگه پشت مقام ابراهیم نماز بخون که.
واتخذوا. واتخذوا من مقام اتخاذ بکن
از مقام ابراهیم مصلی.
یعنی امامتی نماز بخون.
ولایتی نماز بخون.
به تعبیری انقلابی نماز بخون.
مسجدت رو انقلابی کن.
اینه. اون موقع است که وقتی اینو میگه، میگه عهدنا الی ابراهیم واسماعیل طهرا.
اینجوریه که من، ما از ابراهیم و اسماعیل
عهد گرفتیم. ببین عهد گرفتیم ان طهرا وای کرد.
این خونه رو طاهر نگه دارید.
این طهارت که نه اینکه یه جاش نجس شد بریم مثلا شیلنگ بگیریم که.
این یه عهد نمیخواد که. اوهممم.
خب؟ این عهد ببینین اون عهد امامته.
عهدی گرفتن که شما نذاری اینجا ش-- پاتوق شرک بشه.
اینجا پاتوق توحیده،
پاتوق اقامه است، پاتوق ابراهیمه.
نباید اینجا، چون که شرک نجاسته.
اینی که داریم انما المشركون نجس در همین سوره مبارکه
توبه آقای جوادی آملی اونجا میگن تو تسلیم.
یعنی نگفتن انما المشرکین نجس که.
خب؟ نجس با نجس فرق داره.
اصلاً اون آیات، آیات فقهی نیست که مثلاً
آقا مثلاً علی اقرب المسجد الحرام بعدا ام هذا.
انما-- یعنی شرک اینو غزارته.
شرک همونی که این یهودی مشرکه.
چرا؟ مسیحیه مش--
چون پروژه ابراهیم رو نمیبره جلو.
چون تو پروژت پروژه ابراهیم نیست الکی داری اسم ابراهیم رو یادک میکشی
ولی پروژه ابراهیم رو نمیبری جلو.
این شرکه، این شرکه.
اینم بحث فقهی نیست عزیزان
باز داره عرض میکنم یهو فکر نکنین- بله، بله.
داریم بحث فقهی میکنیم الان. بله، بله.
که مثلاً کسی فرض بفرمایید یه مسیحی دید فکر میکنه این مسیحیا الان نجسه.
خب؟ نه. مسیحیه نیست و مسیحیت داره اینو میگیم.
اونم این هست که شما مشرکی
یعنی اینکه پروژه حضرت ابراهیم رو گذاشتی کنار،
داری میری پروژه دیگه ای.
قبله رو گذاشتی کنار
رفتی قبلهت رو آمریکا انتخاب کردی.
برای همین است آقای-- همینجا انگشت ما رو روی آفرت نگه داریم.
بله. سوره نساء این آیات معروف رو که
آیات پنجاه و نه صفحه هشتاد و هفته
نگاه بکنید. همینجاست که میگه «أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم».
میگه اینا اولی الامر رو امام مقام امامت و ولایت رو که تعریف میکنه اینجا
مقام محور رو تعریف میکنه.
بعدش میگه «فإن تنازعتم في شيء»
نزاعهام باید اینجا بیاد حل بشه.
میگه آیه شصتش میگه «ألم تر إلى الذين يزعمون أنهم آمنوا
بما أنزل إليك» بعضی گمان میکنند ایمان دارند.
فکر میکنه ایمان داره «وما أنزل من قبلك وليريدوا ليتحاكموا إلى الطاغوت».
این تحاکمش رو به جای اینکه بیاره در مقام امامت،
علی الاصول میبره یه جای دیگهای.
تحاکم میره یه جای دیگه. قبله یه جای دیگهست.
کدخدا یه کسی دیگهست. من باید اونو راضی کنم.
احسن. یه نکتهای بعد اینجاست که این تیکش هم بگم این مهمه «وقد أمروا أن يكفروا به»
همون شد-- بابا با همین طاغوت تو باید کفران بکنی.
بعد میگه «ويريد الشيطان أن يضلهم ضلالا بعيدا».
و شیطان میخواهد
اینجوری به ضلالت بعید بندازه.
یه موقع شما ضلالتتون مبینه،
آقا یه بتیه و فلان. یه موقع هست نه، خیلی شیک و حزبالله و ریش و تسبیح و فلان اینا.
ولی تحاکمت یه جای دیگهست،
قبله یه جای دیگهست. این میشه ضلالت بعید.
واقعا گیج میکنه این. احسن.
این خیلی گیج میکنه. برای همین شاخص منافقین رو اینو گذاشته.
احسن. که «وإذا قيل لهم تعالوا إلى ما أنزل الله
وإلى الرسول رأت المنافقين يصدون عنك صدودا».
همین آیه بعدشه. بله. خب؟
که اگر میخوای بدونی که منافقی یا منافق نیست تحاکمشو کجا میبره الان؟
احسن. این شاخصه. این شاخصه.
و الا ما هر کسی رو نمیتونیم یه انگ بهش بزنیم که تو منافقی که الان.
منافق کسیست که شاخصش طاغوته.
شاخص جریان ایمان به این معنا
جریان ولایته و مسئله ولایت و تحاکم به سمت
ولایت تو اختلافاست. این تا اتوا المعروفی که یه بار بحث کردیم.
در عمل قل لا تخسؤون.
احسن. به سمت طاغوت میبری یا به سمت ولایت.
دقیقا. کجا میخوای حل و فصل کنی مسئله خودتو؟
احسن. یه بحثی که راجع به نماز کردید،
یه نکته لطیفی هم علامه طباطبایی و هم
حضرت آیت الله جوادی در
تفسیرشون گفتن راجع به نماز
و ارتباطش با در واقع،
در واقع دشمن شناسی و جهاد و اینها خیلی جالبه.
این آیه شریفه که در مورد حضرت موسی علیه السلام در سوره قصص که
بعد از اینکه اون دعوا رخ داد «فوكزه موسى فقط واله».
بعد حضرت موسی علیه السلام
میفرمایند که «قال رب بما أنعمت علي
فلن أكون ظهيرا للمجرمین».
بله. به خاطر این نعمتي که خدایا به من دادی
من دیگه از مجرمین، از ظالمان، از طاغوت حمایت نمیکنم.
نمیکنم. احسنت. علامه طباطبایی این «بما أنعمت علي» رو متصلش میکنن به «صراط الذين أنعمت عليهم».
مثلاً «أنعمت عليهم»
شما بفرمایید من اینو نپرم اصلا. بله.
خواهش میکنم. بعد ایشون و آیت الله جوادی میفرمایند که این «الذین أنعمت عليهم»
مصداق بارزش کسانیاند که «فلن أكون ظهيرا للمجرمین»اند.
احسن. یعنی شما در نماز هم عملاً
دارید در واقع علیه طاغوت دارید
حرف میزنید و- احسن.
نمازتون اینجوری میشه. نماز، این نماز از توش مبارزه با طاغوت- شکسته.
احسن. درمیاد. احسن.
حالا که اینو گفتی علامه
یه جایی مفصل میگن که حسنه، نعمت اینا مطلقش به معنای ولایته.
ولایته بله. معنیش اینه. بله.
این آیات حالا تا قبل از اینکه این آیات رو ادامه بدیم من استقبال کنم از فرمایش شما.
مشکلی نیست. سوره مائده رو باز داره برگردیم.
سوره مائده اون داستان چی روش هست؟
داستان اون
کسانی که بله.
کسانی که میرن برای
بله صفحه صد و یازده.
حضرت موسی رو میفرمایید؟
بله، بله. که میرن برای
اینکه بعد سرزمین مقدس.
خب یه گروه پیشاهنگی گذاشته از اسباط
که اسباط رو اینا اسباط آدم مهمی بودن و اینا نه؟
و نقبای اینا- بله.
نقیبها آدمای مهمی بودن.
بله. درسته؟ میرن که وضعیت دشمن رو در سرزمین اشغالی
بررسی کنن. اوهممم.
خب؟ گروههایی که برن بررسی بکنن،
بیان نظراتو بدن که ما چیکار بکنیم.
خب معلومه از این دوازده نفر ده نفرشون گفتن آقا انفی اقامن جباری.
خب؟ نظر رو اینجوری دادن
که آقا اینا واقعا نمیشه با اینا مبارزه کرد، نمیشه.
در نمیاد کار از آب. دو نفر فقط یه نظر مخالف دادن.
خب؟ اوهممم. گفتن
البته گفتن این دو نفر هم فایده نداره ها.
بله ولی بالاخره وظیفه شونو- وظیفه شونو انجام دادن.
دو ن-- خدا هم قدردانی میکنه.
این دو نفر رو میگه که یکی هم یوشع بن نون و کالب- اوهممم.
وصی حضرت موسی است که میدونید یوشع بن نون به شدت شبیه
امیرالمؤمنین تو روایات ما.
اوهممم. یوشع بن نون هم وصی
هجده ذی الحجه وصایتش اعلام شده.
عجب. نوزدهم ماه رمضان ضربت خورده،
بیست و یکم ماه رمضان شهید شده
و یه جنگ جدی هم میکنه با همسر حضرت موسی.
عجب! بله. چقدر- خب؟
یعنی این مردیونی که فکر بکنید بعد خیلی شباهتش تذکر داده شده اصلاً تو روایات ما
که یوشع بن نون شبیه امیرالمؤمنینه
به این معنا. خب
این دو نفر رو که میخواد یاد بکنه
که این دو نفر چیان، اینا میگه این دو نفر کسانیاند که
أنعم الله علیهما.
احسن. خب؟ یعنی- قال رجلان من الذين يخافون
أنعم الله علیهما. خدا بهشون نعمت
یعنی این کانسپتهای ذهنی،
چارچوب ذهنیش، اون چیزی که میفهمه
اینا و اصولی که انتخاب کرده و داره با اصول موسی یکیه.
صراط أنعمْتَ عَلَيْهِم رفته.
علل اصولش یکیه. علل اصولش
با علل اصول موسی میسازه
ولی بقیه اون ده نفر رو نمیسازه.
آدمای بدیاند، آدمای بدی نیستن. میدونید که اینا نقبا هستند
که رفتن مشورت آوردن.
خب؟ ولی نمیسازه دیگه به هر حال مشورتشون آخر این دراومد.
خب؟ این مهمه.
این عنوانه که یهو اینجا میگه
قال رجلان من الذين يخافون أنعم الله علیهما.
احسن. که اینا خدا بهشون نعمت داد.
معلومه اینا اهل اقامهاند و اون موقع اصولشون سازگاره.
اصولشون چی نمیاندازه-- خلاصه خط نمیاندازه رو اصول.
اوهممم. خط به خط نمیشه با اصول موسی.
اوهممم. این خیلی حرف مهمیه که اینجا
أنعم الله علیهما باز همون أنعمْتَ عَلَيْهِم
وگرنه اگه مطلق نعمتها بود که خب خدا به همه نعمت داده.
نعمت ولایت. اصلاً این صراط الذين أنعمت عليهم که
خب نعمت هوا، آب فلان این که منظور نیست که اصل نعمت همینه.
نمیدونم اینو تعریف کردم که ذیل آیه
بله، بله فهمیدم. تعریف که میگن آقا اون نعمتی که سؤال میکنند که این نیست، که این نعمتو دارن
سؤال میکنند. اصلیترین نعمت رو سؤال میکنند
که تو دین رو اقامه کردی یا نکردی؟
حالا چقدر برنج خوردی؟
هرچقدر برنج خوردی آقا نوش جونت.
دین رو اقامه بکن. یعنی
حاج قاسم سلیمانی باش.
اصلاً کلی کسی از من-- خدا هم اینو محاسبه نمیکنه در مورد حاج قاسم
که تو روایت اومدهها که خدا اکرمه از اینکه بخواد این چیزا رو محاسبه بکنه.
که الان بگه الان ایشون مثلاً چند تا کباب خورده.
احسن. ایشون چه ربطی داره؟
ایشون دین رو اقامه کرده. اوهممم.
پروژه زلیخا رو در آورده از آب.
اینکه خدا اکرمه که از این چیزا سؤال بکنه که.
خیلی عالیه. حالا اینو
نمیدونم فرصتی هست من اینو برگردم.
بله، بله، فرصت داریم. بله.
شما برگردید همون جایی که
گفتم انگشتمونو گرم میداریم اونجا.
سوره بقره بود.
سوره بقره. که
راجع به حضرت ابراهیم داره میگه ببینید میخوام هی ابراهیمو تو چشم اون صفحه نوزده،
ابراهیمو تو چشممون هی
خلاصه بیاریم بالا. خیلی مهمه جایگاه حضرت ابراهیم.
الگو خود پیغمبر هم هست.
اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ.
خب این جایگاه ابراهیم، طهارت، مسئله طهارت،
نج-- همونی که داشتیم تو سوره ص: مَلْيَقْضُ تَفَسَخُ.
بله، احسنت. اصلاً آلودگیهایی که کنار امام زدوده میشود.
احسن. اون آلودگی، آلودگی شرکه.
کدوم شرک؟ همون شرکی که شما جهت قبلهت بشه آمریکا.
این آلودگی زدوده میشود.
اون آیات مربوط به چیزم داریم حضرت
آقا که پیغمبر خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ
یعنی طهارت- بله اصلاً تُطَهِّرُ نه أموالهم.
بله. تُطَهِّرُهُمْ اصلاً خودش
تو طهارت بیفته. اگه این پول رو برداشت گذاشت در قبال امام،
این طهارته. احسن. اینو من اتفاقاً
روایت کافی
جالبه، کافی تو دستهبندیش
این خمس و انفال و فیء و اینا رو میاره تو اصول کافی.
اوهممم. با اینکه این به ظاهر یه بحث فقهیه باید بره تو فروء کافی.
باید بره، بله. ولی میذاره تو اصول کافی.
چرا؟ چون که بحث ولایت امامه.
احسن. خب؟ بحث امامت و ولایتی که شما کجا اون هزینهها رو میذاری؟
باب صلت الامام همونجاست تو همین
مجموعه است. مجموعهای که داره راجع به خمس و انفال و
فِیء و اینا صحبت میکنه. که آقا تو هزینههات باید یه هزینهای بذاری که راه امام رو ببری جلو.
شما یادتون هست در اون آیات انفالی که داشتیم میخوندیم، جهزوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط.
آخرش میگه چی؟ وما تنفقوا
في سبيل الله يوف لكم.
انفاقی، انفاق است
که في سبيل الله باشه.
یعنی در راه درستش.
در راهی که تو دشمن میترسونی.
خب؟ اگر هم شما حتی میتونی انفاق به
برادران دینی داشته باشی ولی داری تو انفاق برادران دینی داری
پایه های جامعه رو محکم میکنی که بتونیم راحت بزنیم تو دهن آمریکا.
اون آیهای که ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة اونم راجع به انفاقه.
دقیقاً. میگه و-- انفقوا في سبيل الله ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة.
ما گاهی اوقات اینا رو جدا میکنیم باز اشکالی نداره تو قرآن.
اینا شده دلیل، یکی از دلایل منع خودکشی همینه.
بله. که ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة.
ولی تو آیه اینه. انفقوا في سبيل الله ولا تنف-- ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة.
یعنی جامعهای که انفاق في سبيل الله توش نداشته باشه،
قلههای ثروت و درههای فقر توش داشته باشه،
توش تنش ایجاد میشه مقاومت سیستم میاد پایین.
مقاومت سیستم که میاد پایین،
میبینید اتفاقی که میفته
یهو دشمن حمله میکنه،
میشکنه این. پیچ میبره
به عبارتی. برای همین است که
رهبر معظم انقلاب اون تو این جنگو یهو بحث موازات رو
مطرح کردن. چونکه
در نقاط تنش،
در نقاط پارگی تنشهایی ایجاد میشه
که اون تنشها واقعاً میتونه بشکنه
یه چیزی رو. این مال ترمیم اون
تنشهاست. البته
باید اینو به صورت جدی یه جایی تو اقتصاد یه موقعی- بله.
یه مناسبتی اگر- بله، بله.
آقا ما فکر نکنیم ما مجازیم هر اقتصادی درست کنیم که خودش اصلاً تنش درست میکنه
و خودش داره قله ثروت، دره فقر درست میکنه.
من اینو تو-- انشاالله تو بحث یهود بن نضیر در سوره حشر میگم اخیراً.
انشاالله. شما نمیتونی همچین
اقتصادی درست کنی. بعد بگید هی بیا با
وصل پینه اینو درستش کن.
خلاصه این ترمیمش کن.
ترمیم یه مفهومی داره.
یعنی یه چیزی درسته سر جاش باید ترمیم بشه.
ولی نمیشه که یه دگمه گیر بیاریم بگیم آقا یه کت به این بدوز حالا.
اینجوری نیست که. و اینم سر جای خودش.
انشاالله. آیه صد و بیست و هفت
بحث همون رفع
فونداسیونهای خود بیته و قبلهست.
صد و سی داره همون بحثی که میگی.
و من يرغب عن ملة إبراهيم إلا من سفح نفسه.
من اینکه طرف خودشو احمق فرض بکنه
که از این روش بخواد فاصله بگیره.
اوه! معنی میدادی؟
بله از-- راجع به این آیه و من يرغب عن ملة إبراهيم إلا من سفح نفسه.
آیت الله جوادی در درس تفسیرشون
خیلی اتصال جالبی میدن این آیه رو
به این آیهی و اذاقيل لهم آمنوا كما آمن الناس قالوا أنؤمن كما آمن السفهاء.
و آیه لا تعطوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما.
خیلی جالبه. بحث نفاقه دیگه.
بله، بله، بله. یعنی نفاق- اقتصاده.
نفاق یک پارامتری است که شما رو مانهیت ایجاد میکنه که روش ابراهیم رو بری جلو.
یه روش دیگهای رو بیاره جلو. اصلاً ایشون خیلی صریح میگه تو درس تفسیرشون.
میشه بخونین؟ بله میخوام بخونم بله.
ایشون میگن که یعنی کسی که حالا من دیگه چکیدش رو میخونم، یعنی کسی که راه خلیل حق را طی نکند،
نمیتواند دارای اقتصاد اسلامی باشد.
کسی که عاقل نباشد بیراهه برود.
این سفیه است. فرمود: “مالتان را اموال بیت المال را دست این گروه ندهید چون اینها سفیه هستند”.
اگر در واقع
سفاهت در قرآن مشخص شد، منظور این است.
یعنی با اتصال این سفاهت به اون دو تا آیه- خیلی آره.
یعنی این واقعاً این
چفت و بستها اگر
و مفصلها معلوم بشه تو قرآن.
بله اونجا ممکنه یه بحث حقوقیای داشته باشه اون آیه.
که لا تعطوا السفهاء أموالكم التي جعل الله لكم قياما.
یه بحث رشده و سفاهت و یه بحثیه.
ولی شما یه رشدی داری باز مربوط به حضرت ابراهیمه.
احسن. خب؟ که میگه و لقد آتينا إبراهيم الرشد.
این سند رشد ابراهیمیه.
ما أمر فرعون برشید. رشید.
طواغیت رشد ایجاد نمیکنن. رشد نیست اصلاً این کار.
خب؟ با اینکه خودش ممکنه ادعا بکنه من سبيل الرشاد دارم میرم.
احسن بله. خب؟
یعنی این رشده در حالی که این رشد نیست.
رشد تو همون آیات حالا میاد انشاالله برسیم راجع به ابراهیم
این بحث سوره انبیا هم نکته مهمه؛
ولی تهش اینه که رشد اینه که بزنی تو دهن کفار.
اوه! خدا سند رشد ابراهیمی رو این میدونه.
میدونی که در همین وقت ابراهیم شونزده سالشه.
بله فرموده بودین. در همین وقت ابراهیم شونزده سالشه.
بعد تا سیزده سالگی تو غاره.
میدونید که تا سیزده سالگی از- تو غاره.
برای همین پیامبر فطره. اوه.
خب؟ یعنی کلاً فطری بزرگ شده.
اصلاً. و مخالفتای فطری میکنه.
البته از فرصت آغازادگی هم به بهترین نحو داره استفاده میکنه.
یعنی خود اینم یه نکتهایه ها.
یعنی برای اینکه با جبههی طاغوت-- ما آغازاده داریم تا آغازاده.
اوه. حالا یا باباش آذر بوده یا عموش آذر بوده
یا داییش آذر بوده. بالاخره
یه نسبتی مشخصاً با آذر داشته.
ظرفیت آزادگیش رو آورده در خدمت جبههی حق.
جبههی حق. نه که سوء استفاده کنه. سوء استفاده نکرده از ظرفیت آزادگیش.
وگرنه اگر آغازاده نبوده سر به نیست شده بوده.
اوه. همون اول که بت رو شکسته
باید همونجا میگرفتن میکشتنش.
ولی بالاخره آذر بوده، یه چهرهای بوده نمیشد-- این ظرفیت آغازادگی رو آورده گذاشته
توی جبههی حق گذاشته.
این خودش مهمه.
بله. اینم یه جملهشم. حالا این همین، این سفيه بودن منافق چیکار میکنه؟
ایمان تودهها رو ایمان سفیهانه میدونه.
بله. خودش سفیهه. خودش رو مصلح میدونه.
خدا میگه مفسده. بله.
أَنَاْ أُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَ كَالأَرْذَلُونَ [هم پوشانی گوینده 1 و 2] اصلاً همین آیات ابتدایی چی؟
بقره همینه دیگه. بله.
میگه که أَلَا إِنَّهُمُ الْمُفْسِدُونَ.
الْمُفْسِدُونَ بله. وَلَٰكِن لَّا یَعْلَمُونَ.
اینا میگن قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ.
میگه ما اهل اصلاحیم. ما داریم اصلاح میکنیم.
واقعاً هم همین فکر رو میکنه ها. میگن إِنَّمَا نُحْسِنُ صُنْعَنَا همینه.
میگه ما اهل اصلاحیم. ما که افساد نمیکنیم.
در حالی که قرآن میگه أَلَا إِنَّهُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا یَعْلَمُونَ.
خودش هم نمیدونه این کاری که داری میکنی،
تو داری تو یه پازلی بازی میکنی که یه افساده.
اگر اصلاح میخوای سوره
اعراف اصلاح رو تعریف کرده. گفته وَالَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ
وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ.
اوه. اگر قاعد قانونت ایناست،
مشرب عملیت اقامه نماز و مبارزه با طاغوته،
میشه اصلاح. إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ.
میفرماید يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ یا يَتْلُونَ الْكِتَابَ.
يُمَسِّكُونَ بِالْكِتَابِ.
تمسکه. تمسکه به کتاب کرده
و اون موقع تو سیره عملیش هم
میره دنبال اقامه نمازی که تا حالا گفتیم که میزنه
تو دهن طاغوت میزنه.
اینو که میکنه میشه اصلاح طلب. اقامه اصلاح میشه.
این میشه اصلاح طلب، اصلاح طلب من الان کاری به این- بحث قرآنیه.
بخش سیاسی ندارم. بله، بله بحث قرآنیه بله.
بحث قرآنیشو دارم میگم. این میشه واقعاً اصلاح طلب وگرنه بقیش توهمه.
که شما داری احساس میکنی که داری
کار خوبی میکنی. اونجا هم میگه دیگه.
میگه آقا قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا یَعْلَمُونَ.
خودشم ولیکن لا يعلمون. بله.
خودشم شعورش نمیکشه به این
که آقا این کاری که تو داری میکنی، این اصلاح نیست، این افساده.
اوه بسیار عالی.
اینم بحث- بحث صفات خدا اینجاست که میندازه.
الان بحث خوبی شد خدارو.
آیات. بله داره پشت سر هم.
اینجاست که میگه این شد ها حالا شد رنگ خدا گرفت.
اوه. آیه صد و سی و هشت رو نگاه بکنید.
صِبْغَةَ اللَّهِ آها.
شد رنگ خدا. این میشه خدایی.
وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً.
چه چیز بهتر از رنگ خدا؟
این رنگش شد رنگ-- ببینید گاهی اوقات ما یه
دیواری رو رنگ میزنیم.
این رنگ دیواره این رنگی که شما الکی داری رنگش میزنی.
یه موقع هست رنگه اصلاً خود این رنگه است.
مثل خود رنگ. یعنی سفیدی خود رنگ.
ذاتی خودش. ذاتی خودشه. مثل سفیدی شیر.
بله. شیرو که رنگ نمیزنن که.
بله. این صِبْغَةَ اللَّهِ یعنی این.
اوه. یعنی الله رفته تو تمام شراشر وجود این.
بله. این میشه رنگ خدا.
خب؟ نه اینکه برو کاراتو بکن بعدش یه رنگ بزن همه رو
بپیچون بگو که بله ببین این خدا...
این داره رنگ میزنه به--
اتفاقا بدتر میکنه. بله.
که شما میخوای بگی اونایی که اونا دارن ما هم
یعنی اتفاقا اون بهتره. اونو اصل قرار میده که- این رو- بله آیات رو تطبیق میده بر اون.
تطبیق میده بر اون چیزی که اون داره میگه.
آیه صد و چهل و دو. سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ
انجام سفيه بله.
مِنَ النَّاسِ مَا وَاللَّهُ مِنْ قِبْلَتِهِ الَّتِي كَانَ عَلَيْهَا قُل لَّلَّهِ الْمَشْرَقُ بحث
مشرق و مغرب و جهت که نیست که.
اینچنین بود. یادتونه هفته جلسه قبل
راجع به امت وسط صحبت کردیم؟
بله. این وسط بین- بله.
آیه پایانی سوره حج. بله.
میگه این قبله که تشکیل میشه،
تازه امام تشکیل میشه، امت وسط تشکیل میشه.
این قبله به خاطر این بود که فا--
بین جهتگیری رسول باشه و تمام مردم.
باز داره همونو اینجا تکرار میکنه.
من مسئله قبله رو برای بحث ارتداد و عدم ارتداد گذاشتم.
یعنی برای بحث جهتگیری. ببینید آیاتشو.
میگه كَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا با این بحث قبله
لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ
تا اینکه شما شاهد باشید بر مردم، مردم الگو مردم بشی، الگو الناس بشید.
اوه. وَيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ
و اینجوری شما بیاید تو خط
رسول قرار بگیرید. اونام بیان تو خط شما.
یعنی شما بشید اون امت وسطی
که بقیه دارن دنبال شما
حرکت میکنند. بعد میگه وَمَا
جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ
مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ
خب؟ من میخوام
شاخص ارتداد رو بذارم چی؟
قبله. قبله شاخص ارتداد است.
پس اینجا دقیقاً داره زمینهچینی میکنه که بگه قبله بابا جهت جغرافیایی منظورم نیست.
قبله جهت پروژه رسوله که پروژه ابراهیمه.
exactly خب؟ این قبلهست
که «ينقلب على عقبيه»
برگشته از اون قبلهست.
یعنی یهو یهو برمیگردی میبینی که قبله شد آمریکا،
قبله شد سازمان ملل، قبله شد WHO،
قبله شد FATF، قبله شد این، قبله شد اون، قبله ایناست.
exactly خب؟ میگه این میشه
تغییر قبله دیگه. من این قبله رو
گذاشتم که جهتها و جهتگیریهای رسول و امتی که
میخواد پشت سر شما به عنوان امت وسط حلقه میانی
ام الغرای جهان عمل بکنه بدونه داره چیکار میکنه، کدوم ور میره،
کدوم ور میریم؟ به سمت قبله.
اینوری میریم ما.
اصلاً حالا حتی به جهت اینی که فرمودی به جهت جهت جغرافیایی هم
و جهتگیری اینی که هم جهتگیری داره هم جهت جغرافیایی داره.
اینی که ظهور امام زمان در قبلهست.
و چشمند-- سوره فتحو اگه رسیدیم انشاالله یه موقع،
چشمانداز و رؤیای پیغمبر فتح مکه است.
فتح مکه رؤیای پیغمبره.
اوهممم خب؟ اصلاً بحث
حالا آیاتش اگه ببینید بحث رو اون، فقط اون بحث
شأن نزول آیات سوره فتح نیست.
چون قاعدتاً باید اینو اول سوره میگفت.
نه داره رؤیای پیغمبر رو میگه.
رؤیای پیغمبر قبلهست.
همون بحث تمنا که گفتیم جلسه قبل.
ألقى الشيطان في أمنيته.
إلا إذا تمنى ألقى الشيطان.
رؤیا آرزو- آرزوی پیغمبره.
پس باید بدونیم داریم راجع به چه پدیدهای داریم صحبت میکنیم.
خیلی مهمه ها. خیلی مهمه.
یعنی اصلاً یه معنای دیگهای داره کشف میشه از فضاهه.
خیلی جالب. بعد میگه «قد نرى تقلب وجهک في السماء»
ما میبینیم چجوری چشم میندازی تو آسمان.
«فلنولينك قبلة ترضاها»
ما-- چونکه پیغمبر میدونست که
شما نمیتونی با مرام قبلی
چشمانداز جدید تولید کنی.
با نسخه غرب نمیشه- غرب نمیتونی که-
حکومت اسلامی رو- حکومت اسلامی رو درست بکنی.
exactly ببین اینجا باید قبله تغییر کنه. جهتگیری، جهتگیری غربی باشه در حکمرانی، در علوم انسانی، در اینا
نمیشه حکومت- شما نمیتونی حکومت اسلامی اداره کنی که.
خب؟ از این جهت هی داره چشم میاندازه
برای اینکه قبله معلوم بشه چیه.
بله اینجا به جهت تاریخی هم این بوده که طعنه میزدن.
میگفتن شما خب نمازتون چرا اونوریه پس مثلاً.
ولی یه معنای خیلی رفیعتر از این حرفا داره
که ما الان داریم بیان میکنیم. اول «فلنولينك قبلة ترضاها» این مورد رضایت پیغمبر باید باشه
که اون موقع اون جهتگیریست. بعد میگه «فول وجهك شطر المسجد الحرام»
چهرهتو بکش به سمت
مسجد الحرام. خب؟
این صرفاً نماز خوندن نیست.
این آیات مربوط به نماز خوندن نیست.
خب؟ «وحيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره»
هر جایی هم بودی باز دوباره چهرهت اونوری.
خب؟ یعنی هر جایی بود، تو اقتصاد بودی، سیاست بودی، دیپلماسی بودی،
نظامی بودی، هرچی جهتگیریت اون ور،
جهتگیریت به سمت امام، به سمت قبله.
بعد میگه صد و چهل و پنج «ولئن أتيتم الذين أوتوا الكتاب بكل آية ما تبعوا قبلتك
وما أنت بتابع قبلتهم وما بعضهم بتابع قبلة بعض»
هر کاری هم بکنید نه شما زیر قبلهمون
اونا میرن، نه اونا زیر قبله شما میرن.
اینه که یه دعوای اصلی داره درست میکنه.
دعوا هویتیه- هویتی- جهتیه ...جهتیه دعوا.
کسی اگه فکر میکنه من میتونم پیمان رفع خصومت بدم اینجا،
حالا من نمیدونم این حالا تاکتیکیه مثلاً
اگرم یه چیزی باشه تاکتیکیه
بخوایم قبول کنیم. ولی واقعیت که نداره.
نه ما میتونیم زیر بار اونا بریم،
نه اونا زیر بار ما میرن. اون یه جهتیه، جهت مشرکانت،
یه جهت دیگه سبقت الله و توحیدیه.
اینا زیر بار قبله همدیگه نمیریم ما.
دعوا برای همین است که
جلسه پیش بود که فکر کنم عرض کردم
وقتی که، آآآ میگن «حتى تقع الحرب أو زارها»
میگن آقا بار جنگ زمین نمیفته «إلا أن يقاتل آخر أمتي الدجال»
مگه این که آخرین امت هم با دجال روبهرو باشه.
یعنی کلاً که ماها با همدیگه نمیتونیم بسازیم آخرش که
مثلاً موسی و فرعون بشینن پای میز مذاکره مشکلاتشون رو کلاً حل کنن با همدیگه.
چی؟ میگم چه توقعی داری آخه اصلاً قرار نیست همچین اتفاقی
بیفته. تهش اینه که یه قول لئینی بره به
موسی بگه حضرت-- اونم تازه اول کاره قول لئین- قول لئینه ...فرعون می-- تازه قول لئینش چیه؟
«أن أعبد لغير الله» گندگی هم نکن.
این کل قول لئینی بوده که
حضرت موسی در مقابل فرعون به کار برده.
بعضیا فکر میکنن مثلاً حضرت موسی کراوات زده رفته پیش فرعون
یک مجلسی دو تا عکس یادگاری مثلاً یه کاری کرده
با فرعون که این «لعله يتذكر أو يخشى».
نه به قول امیرالمؤمنین با هارون بلند شدن با دو تا
چی با عصا دستشون با دو تا- بله ...جامه-
به أيدي ملحسي به أيدي ملحسي بلند شدن رفتن.
آقا میگن گندگی نکن بده بریم.
بله این کل مذاکرهای بوده که
حضرت موسی با
قول لگن، قول لگنش این بوده.
حالا غیر لگنش هم اون مشت معروف بوده که زده و- بله.
خب؟ و بعدش هم که جنگهای مفصلی رو- حالا جوادی میفرمایند این قول لگن مال ابتدای دعته.
تازه بله مال ابتدای دعاست. نه مال وقتی که دعوا شروع میشه.
اولش هم قول لگنش مال این همینه که دارید میبینید تو سوتهها.
بله، بله. خب؟ در همین حده، بیشتر
یه چیز دیگهای کسی تصور نکنه.
آقا ما زیر بار قبله هم دیگه
نمیریم. باز دوباره
میگه که آیه حالا صد و شصت و هشت،
آیه صد و چهل و شش همون آیه بود که شما خوندین.
اینی که زیر بار هم نمیریم نه اینکه نمیدونیم.
اصلاً. نه اینکه طرف نمیفهمه، میفهمه.
"الذین آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون ابناءهم"
مثل بچهش شما رو میشناسه.
مثل بچهش پیغمبر رو میشناسه. میدانه با مخالف
حق رو میشناسه. ببینید بچه آدم،
دیدید بچههای متفاوت آدم میان زنگ در خونه رو میشنوند شما انقدر
میفهمی، میفهمی این، این
بچه اولیه این، اون بچه اولیه اینجوری زنگ میزنن.
خب؟ اون یکی سومیه. این مال
نوع معرفته. انقدر پیغمبر اینو میشناختن
و اصلاً اومده بودن تو شبه جزیره به خاطر این هم میدونید که سابقه حجازی ندارن اصلاً.
اوهممم. خب حالا بعداً عرض میکنم اینا اصلاً مال حجاز نیستن.
اومدن اینجا به خاطر پیغمبر آخرالزمان.
بله، بله. اینجوری میشناسنش
ولی کتمان میکنند. "ليكتمن الحق وهم يعلمون"
دانسته کتمان میکنند. اینجاست که میگه "لكل وجهة" نه جهة.
اوهممم. خب؟
این اینجا معلوم میشه این وجهه است.
جهت نیست. جهت نیست. "ولكل وجهة هو
موليها فستبق الخيرات".
استباق در خیرات باید یه
جهتی، وجههای داشته باشه.
شما هر طرفی سوت رو زدن شما بدویی که نمیرسی به خط پایان که.
فکر میکنن مثلاً الان یه مسابقه دوئه،
شما سوت میزنن شما اون وری میدوی.
تو که نمیرسی که. استباق در خیرات مال اونجاییست که شما جهت امامت و ولایت بگیری.
حالا اونجا تندروی هم خوبه حتی.
بعضیا فکر میکنن تندروی بده.
در مسیر حق میشه تندروی.
آره استباقه. این سارع و سابق و استبق و اینایی که تو قرآن برا چیه؟
بله. اون چیزی که بده افراطه و اینا.
تندروی یه چیز بدی نیست. بله مسیر ولایت رو درست تشخیص بده بعد تند برو اینجا.
"لكل وجهة هو موليها فستبق الخيرات".
باز دوباره میگه "ومن حيث خرجت فولو وجهك شطر المسجد الحرام".
ببینید تاکید رو. هرجا خارج شدی روت اون طرف.
به هرجا میخوای بری روت اون طرف.
هر کاری میخوای، آدم سیاسی هستی، آدم اقتصادی هستی،
چه کارهای؟ هر کارهای که هستی روت اون طرف.
خب؟ چهرهت به اون سمت باشه.
وجهت به اون سمت باشه.
این- چهره حکمرانیت به اون سمت باشه.
حالا این آیه صد و پنجاه رو نگاه بکن ببین چقدر شبیه آیات ولایته.
اوهممم. خب؟
اصلاً. "ومن حيث خرجت فولو وجهك شطر المسجد الحرام حيث ما كنتم فولو وجوهكم شطره
لعل لا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم واخشوني".
آیه ولایته. آیات ولایته. از اونا نعمتی.
"ولأتم نعمتي عليكم".
"أتممت عليكم". "أتممت عليكم".
این مسیریست که،
مسیری که موجب اقامه ولایت میشه.
"ولأتم نعمتي عليكم
ولعلكم تهتدون". این
به نظر من این نگاه به بحث ابراهیم و قبله
بسیار بحث راهگشاییه که شما
میتونید بفهمید یهود حالا این وسط چikارهست؟
چرا این دشمن ماست؟ قبله چیه؟
مسجد چیه؟ خب؟
اینا هر کدوم جایگاهش کجاست؟
سبقت الله چیه؟ جنگ اصلاً برا چیه؟
جنگها برا چیه؟ الکی ما هم با هر کسی که نمیجنگیم که.
جنگ رو امنیهها داره انجام میشه.
رو این داره انجام میشه که قبله کجاست الان.
اینی که ما زیر بار قبله اونا،
و جنگ باید کشیده بشه تو علوم انسانی.
اوهممم. ببینید یکی از مسائل ما دقیقاً همینه.
حالا فرض کنید ما این جنگو تموم کردیم.
جنگ صورت نظامیش تموم شد.
که تموم نمیشه. به تعبیر دقیق مقام معظم رهبری سکوت صحنه نبرد درست میشه.
یعنی درست نمیشه. قرآن میگه، میگه "ولا يزالون يقاتلونكم
حتى يردوكم عن دينكم إن استطاعو".
همواره با شما خواهند جنگید.
حالا شما این جنگ سکوت صحنه نبرد داد.
آخرش ما میخوایم، نمیخوایم برگردیم و اقتصاد درست کنیم،
علوم اجتماعی درست کنیم، انسان شناسی درست کنیم.
مبانی علومون رو درست بکنیم.
میبینی باز داره جنگو تو اون جبهه داری از دست میدی چون که اون وجههش یه چیز دیگه است.
امام، امام شهیدم میگفتن علوم ذاتاً مسموم.
بله. دقت کردی به این تعریف؟
اصلاً اون، اون زمینه رو، زمینه
چیزو ایجاد میکنه. اون، اونه که ماهارو زمینگیر میکنه.
اصلاً. اونیه که از سفها درست میکنه.
اونیه که جهالت درست میکنه
در مقابل عقلانیت قرآنی.
اون قدرت نرم ما رو- احسن.
...ایجاد میکنه برای اینکه در قدرت سخت بتونیم.
احسن و اگر نباشه
نرمافزارمون رو از دست دادیم.
احسن. فقط داریم میجنگیم. احسن. خب؟
جنگ خیلی چیز خوبیه. جنگ همون چیزیه که تازه معلوم میشه
"إن كيد الشيطان كان ضعيفا".
احسن. "إن كيد". کجا معلوم میشه که کید شیطان ضعیف است؟
میگه "الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله والذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت
فقاتلوا أولياء الشيطان إن كيد الشيطان كان ضعيفا".
اوهممم. کجا معلوم میشه که شیطان لات کوچه خالی بود؟
آمریکا لات کوچه خالی بود؟
وقتی که شما وارد جنگ بشی باهاش،
اون تیز بشه ارتباط با اونا
که شما در همین سوره مبارکه انفال هم
در جنگ بد همین رو میگه دیگه و زین لهم الشيطان اعمالهم
و قال لا غالب لكم اليوم من الناس فاني جار لكم.
گندگی، گندگی، گندگی.
خب؟ شیطان چی میکنه به این کشورهای منطقه خودش
فلان آقا من هستم، من هستم، من هستم شما
نگران چی بیدو اف 35
نمیدونم پهپادهای فلان
ناو همه چی سر جاش هست.
چه این به هم میخوره این معادله میگه فلما تراءت الفئتان
نکس على عقبيه. یهو میگه آقا روی کل ورزشکاری ما حساب نکنید ما اصلا.
میگه همه رو میفروشه. بله.
یعنی اگر فکر کردن این کشورهای منطقه
که آمریکا اونا رو نمیفروشه به دو کیلو خیار خواهد فروخت.
خب؟ فلما تراءت الفئتان نکس على عقبيه
وقتی دو گروه رو به رو میشن یهو برمیگرده
اون شیطان، شیطان آمریکاست، شیطان بزرگ آمریکاست
و الا تا کوچه خالیه این لات کوچه خالیه.
ما جنگ مهمه هم میخوام بگم یه جنگ نظامی مهمه
که قرآن بارها تذکر داره.
ولی باید بدونیم این جنگ نظامی ما یک سختافزاره-
احسن. که تو یه نرمافزاری بالا میاد.
احسن. مثل این میمونه که یه نرمافزاری رو مثلا شما
برای چیز برای مثلا اندروید نوشته باشن.
شما بخواید مثلا تو iOS بیارش بالا.
خب نمیاد بالا دیگه. یه، یه معنی دیگهای میده انگار.
شما، ما باید برگردیم اقتصاد مقاومتی بگیم چیست؟
اوه. باید برگردیم بگیم علوم انسانیمون چیه؟
انسانشناسیمون چیه؟ یعنی که ما میگیم چیه؟
اون انسانشناسی با ولقد کرمنا بني آدم ما فرق داره.
این توحیدیه. اون،
اون انسانشناسی اصطخلبتم الی الارض اخلد الی الارض
سرشو در آخور طبیعت کردن اینا با هم فرق داره اصلا.
نگیم این انسانشناسیه اونم انسانشناسیه.
اینا هیچ ربطی به همدیگه ندارن اینا.
این تا همین جا فکر میکنم به عنوان یک- بله خیلی عالی بود.
مقدمهای باشه تا انشاالله ما- خیلی عالی بود.
یه موقعی بریم سراغ اون موقع
یهود بنی قینقاع، یهود بنی النظیر
و یهود بنی قریظه که اینا اومدن چیکار دارن میکنن؟
ویژگیهاشون چیه؟ و چجوری جنگها رو پشت صحنه دارن اداره میکنن.
اوه. بعد شما این مشت کی رو این وسط داری میبینی که دارن
یه سری تلو تلو میخورن فکر میکنی اینا هم دارن، اینا اصل جریان جنگن در صورتی اونا اصل جریان جنگن.
احسن. خب اینا باید فهم بشه.
بسیار عالی. مقدمه-- بحث خیلی خوبی بود برای فهم
در واقع جنگ با
یهود-- جنگهای پیغمبر با یهودیان و آیات مربوط به یهودیان در قرآن این مقدمه ضروری بود لازم بود.
انشاالله توفیق داشته باشیم
بتونیم که جنگهای مربوط به یهودیان و جنگ احزاب رو هم- بله.
در خدمت شما باشیم و ادامه بدیم و بحث انشاالله خوبی بشه.
تشکر آقای قاسمیان ممنونم
از شما بینندگان عزیز هم ممنونم.
ما رو در این شبها حتما دعا کنید همه ملت ایران رو
و تا برنامه بعد شما رو به خدای بزرگ میسپارم. خدانگهدار.
جلسه قبل
جلسه بعد