بسم الله الرحمن الرحیم و به He نستعین انه خیر ناصر و معین.
السلام علیک یا ابا عبدالله و على الارواح التي حلت بفنائک.
علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم.
السلام على الحسین و على علی ابن الحسین و على اولاد الحسین و على اصحاب الحسین.
مردم عزیز ایران سلام.
شبتون بخیر باشه و امیدوارم که در شبهای ماه محرم عزاداریهاتون مورد قبول درگاه حق واقع شده باشه.
همونطور که مستحضرید در شبهای ماه محرم به موضوع بسیار مهم جنگ و جهاد در قرآن میپردازیم و ابعاد مختلف موضوع جنگ و جهاد رو با استناد به آیات قرآن و سیرهی پیغمبر اکرم و سیرهی اهل بیت علیهم السلام، عبارات امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه مورد بررسی و واکاوی قرار میدیم و مثل هر شب در خدمت جناب حجت الاسلام والمسلمین قاسمیان هستیم.
سلام عرض میکنم حاج آقا قاسمیان خیلی خوش آمدید.
تقاضا میکنم یک گفت و گویی داشته باشیم.
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام عرض میکنم خدمت شما و بینندگان عزیزمون.
السلام علیک یا ابا عبدالله.
انشاالله عزاداریها قبول باشه.
موضوع مهمیه طبیعتاً موضوع طولانیای هم هست و انشاالله با حوصله بتونیم به بحثها بپردازیم.
انشاالله.
عرض کنم که یکی از موضوعات مهم که در ذیل مسئلهی جنگ و جهاد در واقع طبعا قابل طرح هست و خب امروز هم ما خیلی باهاش مواجه هستیم، مسئله خونخواهی حاج آقا- بله ...و به نظرم این مسئله یه مسئله مثلا انتقام شخصی صرف نیست.
یه مسئله اساسا ابعاد الهیاتی جدی داره- بله ...که باید راجع بهش حرف زده بشه.
به نظرم راجع به این موضوع هم چون هم مرتبطه با در واقع مسئله عاشورا و کربلا و امام حسین علیه السلام و هم مسئله مربوط به امام شهید ماست که باید بهش پرداخته بشه.
مجدد بسم الله الرحمن الرحیم.
خب سؤال مهمیه ما اینو لولا میکنیم حتی به بحث جنگ احد و حضرت حمزه سید الشهدا که یه نکته بسیار مهمی داره جریان حمزه سید الشهدا که این اتفاق رو حضرت زهرا سلام الله علیها برای جایگاه حضرت حمزه و زنده کردن نام او فارغ از انتقام حضرت سید الشهدا حمزه، جایگاه او رو در حقیقت رفعت بخشیدند و کردند نماد و از توش یه عالمه خروجی گرفته شد از این بحث.
حالا چون بحث احد رو و همراع الاسد رو گفتیم من این روایت رو هم بد نیست بگم در جایگاه مهم حضرت حمزه سید الشهدا و حضرت جعفر برادر امیرالمؤمنین که خیلی فوقالعادهست جایگاه این دو بزرگوار.
در روایت داریم که حضرت نوح، خدا او رو میخواد فراخوان میکنه میگه که تو این نهصد و پنجاه سال پیغمبری که کردی خلاصه کارتو انجام دادی؟
وظیفه تبلیغیتو انجام دادی یا نه؟
بعد میگه انجام دادم.
میگن شاهدت؟
میگن شاهدم ختم المرسلین و خاتم المرسلین میرن خدمت حضرت که بیایید به نفع ما شهادت بدین.
حضرت حمزه و جعفر رو میفرستن در روز قیامت که بیان به نفع حضرت نوح شهادت بدن که حضرت نوح وظایف تبلیغیشو انجام داده.
بعد امام صادق اضافه میکنند که حضرت حمزه و حضرت جعفر باید برای همه انبیا شهادت بدن.
عجب که اینا به وظایف خودشون عمل کردن.
ویژگی مهم این دو بزرگوار هم این بوده که یار شاخص و کار دربیار پیغمبر بودن، یعنی شاخص و نماد بودن.
همین تو این مواد سازیها عرض بکنم مثلاً در همین دورههای اخیر ما شهید حاج قاسم سلیمانی یک شهید، یک ژنرال شهید نبوده.
اِممم خب؟
یه نماد، پرچم مقاومت بوده- بله ...این بوده.
شما در یه دورهای گاهی اوقات به دلایلی یه اتفاقات اینجوری میفته.
مثلاً شما در دورهای که بحث مدافعین حرم مطرح بود و گاهی اوقات شبهاتی هم مطرح بود و اینها، شما یهویی شهید حججی ظهور کرد و شد حجت خدا به تعبیر امام شهید، شد حجت خدا به خصوص با اون میزانسن و همه اون اتفاقات و اون تصاویر میبینید که یک جلوه خاصی داشت.
میخوام بگم اساساً وقتی که شما بیفتید تو یک مسیر ویژه، خب؟
کوچکترین چیزها ویژه میشه.
اول اینو مفهومشو درک بکنیم تا بعدش من میام سر بحث سار و خونخواهی و تفاوتش با قصاص عرض میکنم خدمتتون.
ببینید مثلاً خدا در قرآن میگه که این گوسفند، گوسفند که حالا همچین چیز ویژهای نیست، ولی این گوسفندی که میشود هدی میشود قربانی در مسیر حج قرار میگیرد، میشه شعائر الله.
اِممم حتی این قلائد یعنی لنگ کفش حاجی که به گردن گوسفنده، این میشه جز شعائر الله لا تحل شعائر الله ولا الشهر الحرام ولا الهدي ولا القلائد ولا آمين البيت الحرام.
این آدمی که قصد خانه خدا کرده هنوزم اصلاً راه نیفتاده.
آمینه یعنی هنوز فعلاً قصد کرده.
این میشه جز شعائر الله.
یعنی شما وقتی یک مسیر ویژهای رو میخوای حرکت بکنی همه چی قیمت پیدا میکنه.
قطعا.
این پیرن مشکی من پارچهش تو مغازه پارچه فروشی هیچ ارزشی نداره.
ولی وقتی میشه پیرن مشکی تن من میشه برای جریان امام حسین این میشه شعائر الله.
این سن و اینا همشون میشه جز شعائر الله.
چون قیمت در حقیقت لازم خودشو پیدا کرده تو این مسیر رفته.
اوهوم.
یه جایگاه داره تو همه این جایگاهها، یه جایگاهی وجود داره، جایگاه امام المسلمین.
شما ببینید جایگاه امام المسلمین چیه؟
من حالا توی اگر بحثمون تموم شد، من نسبت فضای امام و قیام و اقامه و این چیزا انشاالله یه نکته خیلی مهم قرآنی رو عرض میکنم.
بیشتر فکر میکنم داره منحرف میشه از اون معنای اصلیش، از اون معنای اقامهایش داره منحرف میشه.
و اون چیه؟
و اون این است که امیرالمؤمنین به، اه، خلیفه دوم در نهج البلاغه میگن مکان الغیمه بالأمر مکان النظام من الخرز.
اینجایی که تو ایستادی مکان نخ تسبیحه.
فإن انقطع النظام تفرق الخرز وذهب ثم لم يجتمع بحذافيره أبدا.
اگه نخ تسبیح رو پاره بکنی همه این دونهها پخش و پلا میشه و دیگه دیگه هم جمع نمیشه.
ببینید شما برای اینکه یه تسبیح رو خراب کنی یا نخش رو پاره میکنی یا دونههاشو همه رو بشکونی.
اصلاً لزومی نداره دونههاشو بشکونی.
نخشو پاره کنی دیگه همه دونهها میریزه خراب میشه.
ذیل این آیه من قتل نفسا بغير نفس أو فساد فی الارض فکأنما قتل الناس جميعا.
اگر شما، سوره مائده هم هست دیگه یعنی سوره مربوط به ولایته.
اگر شما نفس بکشی، یه نفس بکشی کأن همه رو کشتی.
خب این چه نفسیه که شما اگه بکشی همه رو کشتی.
اینجوری نیست که شما الان یه نفر بکشی یعنی همه آدما رو کشتی که.
نه، وقتی که امام رو بکشی، اون محور رو دربیاری، خلاصه این کارو اگه بکنی مثل اینکه همه آدما رو کشتی.
نخ تسبیح.
نخ تسبیح رو پاره کردی.
من اینجا- نفس پس منظور- نفس، بله نفس امامه.
اصلاً روایات زیادی داره.
بله.
اصلاً از خود شاکله سوره هم مشخصه.
و اگر احیا بکنی یه نفرو، من احیاها فکأنما احیا الناس جمیعا.
اگر این ستون اقامه بشود، تازه همه این پارچهها تازه معنا پیدا میکنه که اصلاً این پارچهها رو برای چی دوخته بودن؟
برای اینکه این ستون که اقامه بشه تازه پارچهها میاد سر جای خودش قرار میگیره و این اصلاً این پارچه رو زمینه به چه درد میخوره؟
اینکه خیمه محسوب نمیشه که.
این پارچه رو زمینه.
احیا که میشه میبینید تازه همه چی اقامه میشه و تازه باهاش بالا میای.
این یعنی معنی بسیار مهمی که حالا انشاالله یه موقعی حتماً تو این بحثها فضل الهی توضیح خواهیم داد.
خب وقتی که یه همچین شما جایگاهی دارید اگر کسی بیاد چنین جایگاهی رو خراب کنه بلکه این جایگاه و آدم این جایگاه شما رو شهید کنه، خب؟
یک ظرفیتی تولید میشه.
الان امام ما شهید شد، یک ظرفیتی تولید شد به نام بعثت مردم.
الان چی بعث، چرا ما بعثت پیدا کردیم؟
یعنی هر کی شهید میشد ما مبعوث میشدیم؟
نه دیگه.
یهویی میبینید یک فرایند بزرگ قابل اتفاق افتادنه و اتفاق میفته یهویی.
مسئله ساره.
مسئله قصاص نیست.
اوهوم.
من دعا، میخوام که خدا روزی بکنه من طلب خون کنم، خونخواه باشم.
با کی؟
با امام مهدی.
این ظرفیت چنان ظرفیتیه که حتی گاهی اوقات به نادرستی هم ازش استفاده شده.
مثل ظرفیت خون خلیفه سوم.
اوهوم.
خب؟
میخوام بهتون بگم که انقدر ظرفیت داره خودش که به نادرستی هم گاهی اوقات میشه ازش استفاده کرد.
سوء استفاده کرد.
سوء استفاده کرد عملاً از چنین ظرفیتی که اصلاً معاویه رو این ظرفیت ایستاد و واقعاً تا آخر نفس امیرالمؤمنین رو به شماره داشت مینداخت به خاطر این ظرفیت و استفاده و سوء استفادهای که از این ظرفیت داشت میکرد.
چیه فرق قصاص با سار؟
یه فرق خیلی مهم داره.
قصاص یه امر فردیه که ما داریم که من قتل مظلوما فقط جعلنا لولیه سلطان فلا يسرف في القتل.
اگر یه نفر کشته شد، یه خلاصه ولی دمی داره که باید این ولی دم وایسه قصاص بگیره.
بعدشم تازه بهش گفتن فلا يسرف في القتل.
اسراف هم نشه.
یعنی یه نفر کشته شد، یه نفر در قبالش باید کشته بشه.
اگه مسببی نداشته و فلان و اینا، بله یه نفر کشته شد، یه نفر کشته میشه.
کما اینکه امیرالمؤمنین وقتی عشق الأولین والآخرین شهید کرد، امیرالمؤمنین گفتن به امام مجتبی وصیت کردن یه ضربه زد یه ضربه میزنی.
این میشه قصاص امیرالمؤمنین.
اوهوم.
درسته؟
این میشه قصاص امیرالمؤمنین.
میشود خیلی وقتها قصاص قاتلین امام حسین، مختار وارد میشه قصاص میکنه قاتلین امام حسین را.
قصاص سر جای خودش هست.
سر جای خودش هست و محفوظ و باید هم، باید هم باشه.
ببینید اگر قصاص نباشه آدما به خودشون اجازه میدن هر غلطی بکنن دیگه.
خب؟
اینی که میگه "ولکم في القصاص حياة يا أولي الألباب" ای صاحبان مغز.
خلاصه تو قصاص واقعاً کشتن امروز این سگ زرد که امثال حضرت علامه جوادی آملی میگن که خواسته امام زمانه قصاص این، کاش واقعاً این به عنوان یک جریان، جریان میشد برای اینکه یکی اینو میکشت.
نتانیاهو رو میکشت.
کسایی که أسست تأسیس کردن ألجمت و تنقبت، أسرجت کسایی که زمینههاشو آماده کردن، این کارو کردن، اینا باید کشته بشن.
اینایی که این حرکت رو زدن و نباید از یعنی قصر نباید در برن از این قصه.
ام سار یه چیزی هست.
سار چیه؟
این خونخواهی و خون که یهویی میبینید اسم امام حسین میشه سارالله، خون خدا.
یعنی خونیه که باید منتهی بشه به یک جریان الهی و توحیدی.
شما برای همین است که میبینید حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرچمشون چیه؟
پرچمشون یا لثارات الحسینه.
پرچم حضرت.
بحث خونخواهی امام حسینه.
خب الان مگه شما میتونید قصاص کنید مگه قاتلین امام حسین رو؟
دیگه همهشون درک واسه کردن دیگه.
بله، بله.
بعد چیکار بکنیم مثلا الان؟
نه، این بحث قصاص بحث ساره.
حالا عرض میکنم این ساره چیه؟
چرا اسم حضرت مهدی در بسیاری از روایات ما اینجوری اومده، اومده التاسع من ولد الحسین.
قسم.
یعنی به عنوان نهمین فرزند امام حسین.
خب میشد گفت آرمین فرزند مثلاً امام رضا.
چرا اینجوری نمیگن؟
چرا این دو تا رو به هم وصل میکنن؟
ببینید این خون قراره یک کاری بکنه.
یعنی قرار بوده ائمه یک پروژهای رو کلاً ببرن جلو.
این پروژهشون با این خون تکمیل شده و ظرفیت تولید شده که شروع بکنن از ظرفیت خون امام حسین این پروژه رو ببرن جلو.
ما باید ببینیم این چشماندازی که امام داشته مثلا الان نگاه بکنیم ببینیم امام المسلمین چشماندازش چیه؟
الان امام شهید چشماندازش چی بوده؟
حرفش چی بوده؟
پروژهش چی بوده؟
دغدغهش چی بوده؟
اوهوم.
مثلاً فرض کنید دغدغه خانوادگی داشته الان.
الان مثلاً به عنوان یک مسئول یه خانوادهای بوده.
نه خب اینجوری که نبوده که.
بلکه چه چشماندازی داشته؟
چشماندازش یک امیه ای بوده که تمدنسازی بوده.
قسم.
اون رو اگر شما آوردید پرچمشو بالا و براش برنامهریزی کردید، باید برنامهریزی هم بخونید برای این، و تمام تلاشتونو کردید به عنوان یک امت مبعوث تلاشتونو کردید.
چرا اینو عرض میکنم؟
چون که گاهی اوقات این چشمانداز رو شما قبلاً هم گفتین ولی به عنوان امت مبعوث برنامهریزی نکردید.
شاید یه برنامهریزیهای معمولی کردید.
ببینید فرق امت مبعوث با امت غیر مبعوث مثل پیغمبر مبعوث با پیغمبر غیر مبعوث.
یه پیغمبرi حضرت موسی است هنوز مبعوث نشده داره یک سری کار تشکیلاتي میکنه.
تو قرآن هست ˈهَٰذَا مِنْ شِيَعَتِيˈ یا ˈهَٰذَا مِنْ قَوْمِيˈ یعنی شیعه داشته.
معلومه کار تشکیلاتي داشته میکرده.
ولی یه موقع است به مقام پیغمبرi بعثت پیدا میکند.
این معنیش این است که حالا یک قیام جهانی میخواد انجام بده.
یعنی مأموریتش عوض شده.
ببینید عزیزان ما قبل از نه اسفند باور بکنید اینجوریه، قبل از نه اسفند یه مأموریتی برای خودمون فرض میکردیم.
بعد از نه اسفند که شده یک امت مبعوث برگزیده، یک برنامهریزی دیگه و یک کار دیگهای اصلاً باید انجام بده.
نمیتونه شرایط قبلش برگرده.
اجازه هست یه مقدار آیه بخونیم من تا اینجا؟
بله، بله.
شما اینی که عرض میکنم چند تا آیه رو با همدیگه ببینیم.
این آیه پایانی سوره مبارکه [مکث] حج صفحه سیصد و چهل و یک رو عزیزان ببینن که میخوام بهتون بگم ما یه موقعی ممکنه جهاد میکردیم، تلاش میکردیم ولی الان نمیتونیم جهاد کنیم، تلاش کنیم.
الان حق نداریم این کارو بکنیم.
باید حق جهاد رو بکنیم.
آها.
یعنی باید خودمون رو بترکونیم تعبیری.
ازت پذیرفته نیست.
شما یه موقعی تلاشی میکردی مثل این میمونه که شما یه ورزشکاری بودی همینجوری شد خودت حد شوت میزنی، بازی میکنی، وزن میزنی، کشتی میگیری.
اینجاست که میگه و جاهدوا بسم الله الرحمن الرحیم.
"و جاهدوا في الله حق جهاده".
بعد میگه میدونی چرا؟
قوت شباب.
خب؟
به خاطر اینکه برگزیده شدی.
مبعوث شد.
مبعوث شدی.
شما نمیتونی کار قبلی رو بکنی.
قسم.
کارهای قبلی رو بکنی به اندامت اصلاً نمیخوره دیگه.
به حرج میفتی.
مثل این مونده کسی لباسهای دوره کودکیشو بپوشه.
برای همینه میگه "وما جعل عليكم في الدين من حرج" و خدا حرج نگذاشته.
البته تقبل پذیری قرآن این زمینه رو درست میکنه که ما کلاً اینو جدا بکنیم، آیه رو این بخش رو جدا بکنیم طبق قاعده نفی حرج یه بار فقهی داره- بله.
ولی تو آیه من دارم عرض میکنم.
میگه تو اگه حق جهاد انجام ندی به حرج میفتی.
خیلی جالب برعکسه.
بله [خنده].
یعنی برعکسه ها تو آیه.
اگر تو حق جهاد انجام ندی چون که برگزیده شدی، بزرگ شدی، مبعوث شدی، تو اگر پروژههای جدید ورنداری به حرج میفتی.
اون لباس قبلیه به تنت نیست.
مثل این میمونه که تو یک کرمی بودی، تو پیله بودی، تنیدی، یهو پروانه شدی.
یهو پیله رو پاره کردی.
به برکت و عظمت خون امام المسلمین نه اسفند یهو یه اتفاق جدید افتاد.
والا یه اتفاق جدید افتاد.
بابا کی این میدانها رو برنامهریزی کرده بود؟
کسی برنامه، اصلاً کسی حتی حاضره ادعا بکنه که ما این میدانها رو برنامهریزی کردیم؟
این پلاکارد نویسیا رو برنامهریزی کردیم، این سرودها رو برنامهریزی، کی همچین کاری کرد؟
هیچکی الان مدعی نیست که ما از قبل میدونستیم برنامهریزی کردیم.
نه آقا، نه اسفند به عظمت خون امام المسلمین پیله پاره شد، یهو یه پروانه رفت بالا.
دیدی عه این پروانهست.
حالا شما حق نداری پروانه رو برگردونی تو پیله.
اِممم.
بخوای برگردونی میکشیش.
حرج میشه دو سه تا- حرج میشه.
یعنی باید بالشو بکنی نمیدونم چیکار بکنی بکشیش بکنی تو پیله.
بعضیا که فکر میکنن که آقا چه فرقی کرد؟
حالا برمیگردیم دیگه سر...
اِممم.
هرکی هر جایی بوده برگرده سر جای قبلیش.
هرکی هر فکری میکرده برگرده سر جای قبلیش.
کی شیش جا جان همه دیگه برگردین سر جا، اصلاً اینجوری نیست.
اصلاً ما اینی که امام المسلمین الان گفتن حضرت آیت الله العظمی مشتاق حسینی خامنه ای حفظه الله ان شاء الله، ایشون گفتن زمان دیگه به عقب برنمیگرده.
این فقط تو تنگه نیستا که زمان به عقب برنمیگرده.
تو هیچی زمان به عقب برنمیگرده.
اینجا منطقه ثمن شأناه خلقا آخر شد.
یه چیز دیگهای شد.
گر دکم علی اعقاب کن دیگر نمیش.
نمیتونی اصلاً این کارو بکنی.
یه موقع این جنین توی شکم مادره.
خلقنا المضغة خلقنا العلقة وخلقنا المضغة علقة وخلقنا العظام فكسونا العظام لحما.
بعد میگه ثمن شأناه خلقا آخر.
عجب [خنده] مثال قشنگی.
خب حالا دیگه یه چیز تازه شد آدم.
اِممم.
خب؟
دیگه شما از این به بعد میشه قتل ولد و میشه قتل آدم و اصلاً میشه یه چیز دیگه.
در واقع ملت مبعوث شده از همین جنس شده ثمن- شأناه خلقا آخر شد.
ما اصلاً یه چیز دیگه شدیم.
یه روح جدیدی دمیده شده.
ما اصلاً حق نداریم برگردیم.
برگردیم حرج به حرج میفتیم.
میگه باید حق جهاد بکنیم.
چرا هوج تبا، بخاطر اینکه برگزیده شدی مبعوث شدی.
و ما جعل عليكم في الدين من حرج.
روشت ملة أبيكم إبراهيم.
اوهوم.
روش بابات ابراهیم که حالا اینو تو فضای قیام و اقامه ابراهیمی عرض خواهم کرد.
بله.
این حرف بسیار مهمیه که حالا انشاالله بعداً میگم چرا جریان یهود اصلاً مهمترین دشمن ما قرار میگیره.
این همه دعوا سر از تو ابراهیمه اصلاً.
تو این نقطهست.
بله صد در صد.
حالا بعد میایم و انشاالله جریان احزاب رو میخوایم بگیم.
ملة أبيكم إبراهيم هو سماكم المسلمين من قبل.
از قبل وعده داده بودن که شما یه امت مسلمی هستید از قبل و فی هذا در این قرآن هم ليكون الرسول شهيدا عليكم وتكونوا شهداء على الناس.
ببین شما افتادین وسط الان این طرف رسول و چشماندازهای رسول و این طرفم مردم دنیا.
تو به عنوان برگزیده اینجا و مبعوث اینجا پروژه رسول رو حالا دیگه باید انجام بدی تا مردم پشت سر تو پروژه رو انجام بدن.
ام القرى آقای فیروزی هم میدونی که توی معنی قرآنیش یعنی همین.
ببین ما ام القرى جبهه مقاومتیم یعنی همین.
اوهوم.
یعنی شما این اساس قضیه هستید که اگر مقاومتی توی دنیا میخواد شکل بگیره، امروز به شما نگاه میکنه.
شما اگه پرچمو زمین بذاری همه پرچمو زمین میذارن.
شما نباید پرچمو زمین بذاری.
شما حالت وسطی بین پیغمبر و آرمان پیغمبر و بین کل مردم دنیا.
خیلی حرف مهمیه.
یعنی مردم ایران باید بدونن جایگاهشون الان کجاست.
آره این درک جایگاه تاریخی- خیلی مهمه.
خیلیها نمیدونن.
فکر میکنن ما هم یه کشوری هستیم.
اِممم.
داریم کار خودمون رو میکنیم، برنامه خودمون رو داریم.
حالا من بعداً تو احزاب به شما میگم.
بعضیا میگن يا أهل يسرى ولا مقام لكم فردی.
چرا يا أهل يسرى؟
چرا قرآن میگه منافقین اینجوری میگن؟
چونکه میخواد میدون انقلاب رو کنه بیست و چهار اسفند.
اِممم.
میخواد برگرده تو همون فضای قبلیش.
این فردی او، فردی او یه مکانی لزوماً نیست فردی او- مکانی هم هست.
فردی او مکانتیه، گفتمانیه.
اصلاً.
میخواد برگردونه همه چیز رو.
اصلاً.
اصلاً گفتم یه موقع معنی ارتداد معنیش این نیست که من بخواهم مسیحی شم که مثلاً.
اِممم.
یا برم مثلاً تو ایران الان برم زرتشتی شم.
اِممم.
اصلاً این نیست که معنای ارتداد یعنی یه انقلابی شما کردی، پرچمو آوردی بالا در دوره پساخومینی و الان در دوره پسابعث یک کاری رو آوردی بالا، شما نمیتونی برگردی.
برگر-برگردی میشه ردّه.
میشه ارتداد.
نه ارتداد فقهی.
بله.
میشه ارتداد کلامی که قرآن داره اینو میگه.
جایگاهتو بدون کجاست؟
رو جایگاه مناسب جایگاهت عمل کن که جاهدوا في الله حق جهاده.
مثل اینکه یه جایی داریم قرآن میگه با تقوا کار در نمیاد و جاهدوا في-- واتقوا الله حق تقاته.
اینجا با، یه جایی هست تو سوره ابراهیم میگه با صبر و شکیب کاری در نمیاد.
اگه میخوای ابراهیمی باشی و ملت ابراهیمٰ ان فی ذلک لآیات لکل صبار شکور.
با صبر و شکر کار در نمیاد.
یه نکتهای هم- صبار شکور میخواد اینجا.
اصلاً.
یه نکتهام این آیه شریفه داره وجاهدوا فی الله نمیفهمد فی سبیل الله.
اینجا خیلی غلیظتره- شبیه به همون والذین جاهدوا فينا هست.
بله.
فی سبيلنا نیست.
یعنی شما اصلاً انگار رفتی دیگه توی خدا انگار.
آره.
اوج اخلاصه.
اوج اخلاص باید تمام تلاشتو انجام بدی.
مثل اینکه قرآن میگه و من اراد الآخرة و سعى لها سعيها یعنی اراده آخرت میکنه و خودشو تیکه تیکه داره میکنه.
نه اینکه سعی میکنه سعى لها سعيها.
کله خودشو داره درمیاره.
باید هم این کارو بکنی میخواستی قهرمان المپیک نشی.
میخواستی-- یعنی واقعاً بعضیا میگن که آقا این دکمه غلط کردمش کجاست؟
اون نداره.
یعنی این امت الان رسیده به این نقطه.
حالا اگه کسی شخصی بخواد غلط کردم نامهشو بده، خوب این میشه جریان نفاق و فی قلوب مرض و فلان و اینا.
ولی یا جریانی که بره واسه خودش حالا تو سوره ااا نساء اینو یه موقعی به یه مناسبتی بهش میپردازن، آدم خستهایه دیگه بریده میگه نه من این وریا کار دارم نه اون وری کار دارم ول میکنه میره.
عاملة ناصبة.
بله.
یعنی حصرت صدورهم بالاخره سینه ش تنگ شده عن يقاتلوهم همون يقاتلوهم مههم.
اصلاً کاری دیگه به هیچی نداره.
یه آدم منزوی.
بله.
ولی ما الان این امت رسیده به این نقطه.
نمیتونه برگرده و اینا میشه ارتداد و- یعنی برگرده اذیت میشه اصلاً.
اذیت میشه دیگه.
یعنی ببینید ما اصلاً نمیتونیم به دوره پهلوی هم برگردیم.
اصلاً به اون دوره برنمیگردیم.
یعنی می، میافتیم به یه چیل پاشیدهای.
بله.
برمیگردی فقط با به غضب من الله.
الله، اصلاً.
خب به غضب میتونیم به غضب الهی میتونیم دچار شیم.
ولی به اون دوره هم نمیتونیم ژاپن اسلامی هم نمیشیم.
آقا شما میخواستی که یه همچین شرایطی درست نکنی که بشی و-- ورزشکار المپیک.
اگه شما شدی ورزشکار المپیک روزی چهارده پونزده ساعت باید ورزش کنی.
مثل من که نیستی.
من اینجا اینجوری، اینجوری هم بکنم برام ورزش محسوب میشه شاید، خب؟
ولی تویی که قهرمان المپیک هستی باید چهارده ساعت ورزش کنی.
برای همینه وجاهدوا فی الله حق جهاد، جایگاهت هم بشناس.
جایگاهت افتادی به عنوان الگو تمام عالم نگاه میکنند.
اگر تو چشمانداز پیغمبر رو بردی جلو، اگر تو با آمریکا مقابله کردی، بقیه میگن آره میشه با آمریکا مقابله کرد.
اگر تو با آمریکا مقابله نکردی در راه الهی، یعنی پرچم پیغمبر رو ببری بالا، نه اینکه صرفاً میخوای یه جنگ نظامی صرف بکنی مثل سنخ چین و روسیه با آمریکا.
اینجوری نه، نه این نه.
یه جنگ گفتمانی داری.
احسن.
خب؟
یه جنگ گفتمانی داری.
یه همچین حالتی ما جایگاهمونه.
حالا [مکث] برگردیم این آیه چیزو ببینید، آیهای تو همین سوره مبارکه، آیه پنجاه و دو این سوره رو.
بله.
خوایم ببینیم آقا چشمانداز این رسول چیه اصلاً؟
رسوله دیگه.
این رسول یه چشماندازی داره که ما سار یعنی اینکه دنبال هدف او رو بگیری.
ببینید من همینجا برای اینکه بینندگان رو معطل نکنم، شما چشمانداز رهبر رو بذارید، ببینید چی داره چی راجع به چی فکر میکنه، خب؟
چی میگه؟
ما رو به کدوم سمت داره دعوت میکنه؟
بله یه دعوتهای مقطعی، دعوتهای کوتاهمدت به اقتصادتون بپردازید، به این، به اون.
ولی همینه میخواد یه دونه دستی سر و گوش اقتصاد فقط کشیده بشه و اینا، اینه یا نه؟
جنگ، جنگ تا رفع فتنه از کل عالم.
میخوایم بریم تا این هدف مهدوی رو محقق کنیم.
میخوایم این کارو بکنیم.
لذا با آمریکا مبارزه میکنیم.
لذا با رژیم صهیونیستی مبارزه میکنیم.
اساساً پیمانهای رفع مخاصمه نمیشه داد.
به دلیل چی؟
به دلیل سار.
اوهوم.
خب؟
یعنی شما مگه میتونی با کسی که جنگ وجودی میکنی و میخوای لیظهر الله على الدين كله بشه، یعنی پروژهت اینه الان، خب؟
و دشمنتم دقیقاً پروژهش همینه، خب؟
اونم میخواد بر تمام عالم مسلط بشه.
احسن.
خب شما مگه میتونید با هم، با همدیگه پیمان رفع تخاصم بدیم الان؟
نه دیگه خب میجنگیم دیگه.
یعنی میشه مگه فرض کنید رسیدیم تو فینال المپیکی بعد با هم دیگه دست بدیم زمین رو ترک کنیم دو تاییمون.
خب بالاخره رسیدیم اینجا با هم مبارزه کنیم دیگه.
مگه میشه همچین کاری کرد با هم مبارزه نکنیم؟
تضارز مبنایی وجود داره.
برای همین هست.
ذیل اون آیه چیز من عرض کردم ذیل آیه چهار سوره مبارکه محمد، سوره قتال.
اونجا هست که فإذا لقيتم الذين کفروا فضرب الرقاب کله پر حتی إذا أسخنتموهم فشد الوثاق فاما من بعد اما فداء حتى تضع الحرب أوزارها.
حالا این تیکشو کار دارم اون تیکه قبلشو کار ندارم.
تا اینکه جنگ ما با کفار بارشو بذاره زمین.
از رسول الله پرسیدن که آقا جنگ ما با کفار کی بارشو میذاره زمین بالاخره؟
گفتن مضى به أحسن الله إلى أن يقاتل آخر أمتي الدجال.
اوهوم.
از موقعی که من مبعوث شدم [سرفه] ببخشید، از موقعی که من مبعوث شدم تا اینکه آخرین امت من با دجال روبهرو بشه، کلاً ما بار جنگمون با کفار زمین گذاشته نمیشه.
این توقع اشتباهیه.
ما ممکنه به تعبیر دقیق عجیب- از رهبر معظم انقلاب سکوت صحنه نبرد داشته باشیم.
این تعبیر خیلی عجیب بود برای من.
خب یعنی خی-- اصلاً منتظری-- میگم اینا چجوری؟
چون ما آتشبس به این معنا هم نداریم.
سکوت صحنه نبرده.
یعنی همیشه داریم میجنگیم یه جاهای ساکته جبهه، خب؟
ولی به این معنا نیست که نمیجنگیم که.
لذا ما اصلاً پیمان رفع تخاصم اصلاً معنی نداره، اشکال مبنایی داره- بله ...که شما با دشمن وجودی خودت میخوای-- کسی که او میخواد تو رو حذف کنه و اصلاً اونم تو ایدئولوژیش اینه.
من بعداً میگم تو بحث قوم برگزیده قضیه حضرت ابراهیم و جایگاه یهود اینا، که باید حتما بازشناسی بشه.
اونم ایدهش اینه ما رو حذف کنه.
دیدید امام شهید میگفتن چی؟
میگفتن جنگ وجودی خاصیتش اینه.
یا باید او ما رو ببلعد- بله ...یا ما باید اون رو ببلعیم.
یعنی بحث حذفه.
فینال هستهایه، اوهوم.
لیگ برتری نیست که حالا ببینیم حالا بزنیم همدیگه رو ببینیم حالا کی به امتیاز بیشتری گرفته.
آخرش ما یا ما تو رو حذف میکنیم یا تو ما رو حذف میکنی.
البته سناریو عالم معلومه چیه ها، بالاخره ما اون رو حذف میکنیم.
این اصلاً سناریو قرآنه که ما قراره اون رو حذف بکنیم.
ولی حالا ما قراره حذف بکنیم که باید بیفتیم تو میدان که حذف بکنیم.
یعنی باید وظیفه خودمون رو تو میدان درست انجام بدیم که حذف بکنیم وگرنه این تهدید هستا.
من این تهدید رو گاهی اوقات میگم.
وقتی میگن [سرفه] و موکلاً الذين أوتوا الكتاب فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم.
میگن نکنه یه جوری عمل بکنید که عمد بالا بره.
یعنی ببینید مثلاً من الان شو-- مهمان شمام، منزل شما.
مثلاً اینجوری میشه که شما میگم خب غذا چی گذاشتین؟
میگین آبگوشت.
میگم خب آبگوشت میشه دو ساعت، سه ساعت، بعد میشه س-- چهار ساعت شما میگید درست نشده، پنج ساعت درست نشده، ده ساعت درست نشده، هجده ساعت دو-- یواشیواش من شک میکنم که سر کار گذاشتی ما رو الان میگی آبگوشت یا نمیخوای بدی یا دروغ میگی یا این چیزا پیدا میشه دیگه.
یعنی دل قسی میشه.
عزیزان ببینید یه مسیری، یه عمدی داره هر مسیری.
از یه حدی هی زیگزاگ بیشتر برید دلهای قسی میشه.
اوهوم.
خب؟
فطال عليهم الأمد، عمدش طولانی میشه.
یواشیواش باورها از دست میره.
این آیاتی هم که حالا میخواید بخونید و قاسی قلوبهم- بله، و قاسی، دقیقاً.
میخواستم همینو...
اووم.
احسنت.
ببینید دلها قسی میشه.
آدم میگه نه بابا خبری نیست، سر کاریم مثلاً از این چیزا.
این خیلی وقتها بحث هزینه مقاومت و جنگیدن نیست، هزینه بد کار کردن ماست.
اوهوم، احسنت.
خب؟
که داریم هزینه رو اینقدر بالا میبریم که آدما میگن که-- چونکه مثلاً یه جوری نمیکنیم برسه به وقت جذب نصرت الهی.
نمیذاریم به اینجا برسه.
احسنت.
خب؟
چون نمیذاریم به اینجا برسه، نصرتهای الهی گل درشت نمیاد.
خب؟
چون نمیاد آدما شک میکنند.
مرحله متى نصرالله.
متى نصرالله نمیذاریم برسه.
به اون حالت استغاثه نمیذاریم برسه، به این نمیرسه.
چون زود میچینیم، کال میچینیم.
اوهوم.
بعد همه میگن که این سیب که اصلاً چیز خوشمزهای نیست که.
دندون آدمو میشکونه بعدشم-- یعنی آدم در صورتی سیبو میذاشتیم میرسید همه عاشقش میشدن.
بله.
خب؟
این نکته مهمه که فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم.
اون موقع موضوع سار که دنبال پیگیریه که من میخوام بگم ارزون حساب بکنیم مشتریشین ما میتوانیم گفتمان بکنیم، ببین گفتمان، گفتمان بکنیم.
پرچم يا لثارات الحسين که من اخیراً هم دیدم پرچم دراومده- بله ...با اون مشت- يا لثارات الخامنه ای ...نه، دقیقاً با عنوان يا لثارات الحسين طراحی شده- آها ...با همون مشت- نمادی که- ...نماد حضرت آقا.
با اون شعار باید برخاست.
این یه همچین پرچم خیلی زیبایی طراحی شده.
اگر این پرچم بیاد بالا در کنار پرچم ایران، در کنار پرچم حزبالله، در کنار پرچم میناب 168 من نمیخوام اونو- بله ...نفی بکنم و اما یه مطلب بزرگ داریم آقا يا لثارات الحسين به مشت آقا، این ظرفیت داره تا فتح قدس بره و باید براش برنامهریزی کرد.
یعنی برنامه جدیدی باید ری-- ریش شد.
چون ما هنوز مأموست نشدیم، الان [مکث] و اگر شما نسبت به خون امام [مکث] مسلمین [مکث] کلاً بیتوجهی بکنین، ببینین من نسبت به میناب 168 هیچ واکنش منفی واقعاً ندارم.
مظلومانه هم شهید شدن.
شاید بعد بینالمللیش هم اه کششش زیاد باشه این.
بالاخره الان همه پروازای مثلاً دیپلماتها و نمیدونم فوتبالیستها و اینا داره با میناب 168 گره خورده یا این عبارت ماکان مثلاً کجاست و اینا بالاخره دلها رو به درد میاره.
اگه شما نسبت به خون امام Muslimین با بیتوجهی یا کمتوجهی حرکت بکنی، خب الان امام زمان که داره اینا میگه اینا خون امامشونو ریختن، میگن خب یه امام دیگه.
خب، خب چجوری این خون ما رو بخوان محفوظ نگه دارن؟
چونکه روال دنیا که به هم نمیخوره که.
خب؟
یعنی ما نسبت به امام المسلمین بیشتر داریم گریه زاری میکنیم.
بعثت که گریه زاری نیست که.
بله حالا تو تشیع گریه زاری هم میکنیم.
اما یه چیز مهم باید این یه پرچمی تازه باید باشه برای یک مقطع تشیع.
اصلاً.
نه با-- این یعنی برنامه امنیه است اصلاً این.
یعنی ما باید بریم حداقلش تا اربعین این پرچم بزرگ مطرح کنیم.
رفته رفته ذهنها متوجه امام زمان بشه که آقا امام المسلمین وقتی که وارد این صحنه شده و خونش این بعثت رو درست کرده، شما بدان که این امتدادی داره مثل همونی که حالا الان اگر فوتبال هم هست مثل همونه که توپ رو شما برداشتی آوردی جلو، آوردی جلو، آوردی جلو رسوندی از نیمه هم رد کردی.
آقا معلومه یه گلی اون طرف هست.
کسایی تو هجده منتظرن گل بزنن الان.
بله.
یعنی شما مسئله امامت و ولایت و اقامه و حضرت مهدی و اون پروژه مهدویت و نه اینکه من شوتی ضرب که بازی نمیکنم که اینجا واسه خودم همینجوری پاس کاری بکنیم و بگیم آقا باشه شما واسه خودت مثلاً حالتو ببر با این توپه.
نه.
ما وقتی که به اون سمت داره حرکت میشه، میگیم نه ما باید، باید این گوله رو بزنیم و یه عده تو هجده منتظرن [صدای قطع شدن صدا] امام زمان منتظرن که این امت مبعوث طراحی جدید بکنه.
خب و امام اصلی ما، اون نائب نه، اون کسی که اصلیه تو این سیستم و حجت عصر ارواحنا فدا.
انشاالله در رکاب ایشون باشیم.
ان حال بينی وبينه الموت اگر مرگ بین ما فاصله انداخت.
مفأخرجنی من قبری معتذراً کفنی شاهراً سيفی مجردًا غناتی.
يا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیش تر زانکه چو گردیزه میان برخیزم.
باید آمادگی چرا گفتن دعا عهد بکنیم؟
آماده است برای اینکه اون مسیر و حرکت بکنه ببره.
این گفتمان، ببینید گفتمانش مهمه.
من یه موقعی شاید گفتم ما خدمت امام شهید بودیم، فیلمش هم هست.
تلویزیون هم پخش کرده اتفاقاً.
خدمت امام شه-شهید بودیم جهادیا بودن.
بله.
بعد ااا [مکث] ایشون خیلی مشعوف شدن.
بعداً هم به دفتر گفته بودن خیلی دیدار خوبی بود.
از یه سوالی از ما کردن.
گفتن که خب شما چند نفرید الان؟
گفتیم مثلاً این تعداد.
گفتن نه، یعنی این حرفو گفتمان کنید.
اگر گفتم موج تو حوض ایجاد کردن فرق داره تو اقیانوس ایجاد کردن.
اِممم.
یه موقع شما حوض دیدی موج تو حوض بیا اینجوری بکنی موج درست کنی.
یه موقع میخوای یه اقیانوس رو موج ایجاد بکنی.
الان از ما بر میاد.
اصلاً.
داریم امتحانهای بلند پس میدیم.
امتحانهایی رو داریم پس میدیم که عجیب غریبه و با بعثتی همراه شده که با خون امام مسلمین ایجاد شده.
این پروژه رو نباید دست کم بگیریم.
حالا من این آیه رو بکنم که باز کردیم بعد در خدمت شما هستم.
ببینید در نه بسم الله الرحمن و ما ارسلنا من قبلك من رسول ولا نبي.
هیچ رسول و نبی ای نیست الا اذا تمنى آرزو میکنه، چشمانداز تولید میکنه.
القی الشيطان فی امنیته.
داره تو چشمانداز او خلل ایجاد میکنه.
در مسیر تحقق اون چشمانداز.
احسن.
یعنی هی ما رو هی داره به یه صحنههای دیگه مشغول میکنه.
داره مثلاً ما فکر بکنیم الان مد نظر اینه باید این کار سیاسی رو بکنیم، اون انتخاب بکنیم، بعد زیرآب اون رو بزنم من الان.
ببینید اگر خیلی وقتها این دعواهای سیاسی آقای فیروزیان واقعاً به خاطر اینه که شما چشمانداز معلوم نیست چیه.
اِممم.
اگه چشمانداز میذاشتیم وسط- احسن.
...انقدرم آدما دعوا نمیکردن.
اصلاً مشغول کارهای خرد نمیشدیم.
حال زنک بازیهای سیاسی و دعواهای سیاسی.
واقعاً حال زنک بازیایه که داریم میکنیم.
این داره آبرو اون رو میبره، اون داره، اون داره پرونده از اون رو میبره.
نه من اصلاً دارم چیزای دیگه فکر میکنم.
افق خودم خیلی- اون سکانس اون فیلمه، آقا راجع به من چه فکر میکنی؟
من اصلاً راجع بهت فکر نمیکنم.
فکر نمیکنم.
خب من اصلاً راجع به تو فکر نمیکنم.
من دارم راجع به یک افق بلند فکر میکنم و به واسطه اون افق بلند حتی خیلی سو-- شما کوههای بلند برید تا این پایینن آدما کون رو برداشته با هم حرف میزنن.
کوه که همینجوری میای بالا یهو میبینی همه با هم حرف نمیزنن.
نمیزنن.
خب؟
یعنی آدما دیگه با همدیگه حرف نمیزنن.
چرا؟
چون یه افق بلند دارن همه دارن به اون فکر میکنن.
احسن.
خب [خنده] برای همین نه با هم درگیرن، نه حرف میزنن، نه انقدر، اینقدر توئیت، اینقدر چی، بابا!
مثلاً شما یه هدف بزرگتری هم ما داریم که امام المسلمین تعریف کرده اینو.
القی الشيطان فی امنیته.
میاد ما رو به یه چیز دیگه مشغول میکنه.
فينسخ الله ما يلقي الشيطان.
خدا این القاء شیطان رو نسخ میکند تا به ما، به واسطه ما.
نه اینکه خدا مثلاً کلاً همینجوری یه کارایی میکنه.
نه.
هو الذي ايدك بنصره وبالمؤمنین.
او داره به واسطه مؤمنین تأیید میکنه.
یعنی مؤمنین رو میاره وسط میدان.
حسبک الله ومن اتبعک من المؤمنین.
مؤمنیناند که وسط میان کار پیغمبران رو انجام میدن.
کار خدا رو دارن انجام میدن.
برنامه خدا رو دارن پیش میبرن.
البته این برنامهها نه اینکه خدا وابستهست به اونا، معلومه معنیشه.
فينسخ الله ما يلقي الشيطان ثم يحكم الله آياته.
اونو نسخ میکنه و اون آیات الهی خودشون محکم میکنه.
تا چه بشود؟
لیجعل ما یلقی الشیطان فتنة للذین فی قلوبهم مرض والقاسیه قلوبهم.
تا اینی که این ماجرا باعث بشه این شبهه اندازیهای شیطان معلوم بشه بابا اینا شیطانه.
اینا هم قساوت قلبه، اینا دچار قساوت قلب شدن.
این امنیهها باعث میشود که شما [مکث] آدمها چیز میشن، آدمها غربالگری میشن.
احسن.
این خودش که یه امنیه اینجوری داره میری تو این امنیه و چشماندازی یا نمیخوای بری؟
و ببین یه امنیه مهمهها.
شما ائمه میگفتن که ما شیعیان ما رو، شیعیانمون رو ااا به اندازه دویست سال با امنیه آوردیم جلو.
[مکث] ببینید شما روایات مهدوی رو نگاه بکنید.
روایات مهدوی اصلاً یه جوریه روایاته از همه ائمه که اینجوریه که انگار میخوان انجام همین اا-ان غریبه مثلا خب [خنده]، میگن آقا بشین تو خونهت اینا خلاصه خبر میدم.
اینم چجوریه.
خب؟
این به خاطر چیه؟
یه بخشیش به خاطر همینه که شما همیشه باید این مسئله رو نزدیک تلقی بکنی و براش برنامهریزی بکنی.
برنامهریزی کنی آره.
خب؟
و اینا چشماندازی که همینجوری جزو خواب و خیالهای توئه، آرزوعه.
به قول قرآن یه جایی هست در حقیقت میگه، چیه اون آیهای که میگه بعضیا دنبال آرزوهای باطل خودشون میرن؟
اوهوم.
که ال-الامانی دارن.
بله.
خب؟
اینا، اینایی که دنبال امانین، دنبال یه سری خواب و خیالهایی برای خودشون در نظر گرفتن.
دیدید که بعضیا همینجوری میرن جلو آینه نیم ساعت- و ان هم امیا الله امانیه لا یعلمون ان تا الا امانیه.
و ان هم الله لا یظنون.
یعنی دنبال امانیه.
امنیه اونجاییست که شما امنیه که ما دنبالشیم برنامهریزی داره.
نه اینکه اینجوری وایمیسی یه سری ابر بالای سرت درست میکنی، کاری هم نمیکنی.
اینا امانی همون یعدهم و یومنینهم و ما یعدهم الشيطان الا غرورا.
یعنی داره آرزو باطل درست میکنه خلاصه الکی داره تو آرزوهاش میچرخه.
این امنیهای که اینا درست میکنن آرزوهای باطل نیست، آرزوهایی که شما باید براش برنامهریزی کنی.
احسن.
و این طرفم وليعلم الذين اوتوا العلم انه الحق من ربك.
این طرفم جریان ایمانی تازه میفهمه وقتی میفته تو مسیر چشمانداز داره وعدهها رو میبینه.
داره مثل این میمونه که شما یه جادهای رو اگه بری ببینی که اصلاً هیچ کاروانسرایی هیچی نیست.
شما احساس میکنی این جاده بیراهه است، من الکی اومدم، چجوریه؟
تا اینکه شما یه جادهای میوفتی میبینی چپ و راست دور ورش خلاصه ااا چی داره؟
قهوه خونه داره، کافه داره، چی داره؟
غذاخوری داره اینا.
میگویی این مسیره دیگه است.
معلومه که اون انتها یه چیزی هست.
یه چیزی هست.
یعنی من درست دارم مسیر رو میرم.
شما اگر اون امنیه رو بذاری، این اوت العلم میفهمه که انه الحق من ربك.
احسن.
اینا اون موقع میفهمه و اینا نمیفهمه که.
خب؟
تا هی کور راهها، راههای عجیب غریب، راههای سنگلاخ میگن اصلاً راهه اینجا ما داریم میایم، راه نیست داریم میایم.
خب؟
این شک میکنه.
ببینید این اون امنیهای که ما باید برنامهریزی کنیم.
لا-لذا من تو بحث خونخواهی حضرت امام شهیدمون میخوام عرض کنم این نکته رو اولاً دقت بکنن عزیزان.
بابا ا-مهمترین اتفاقی که تو این نه اسفند افتاد و بعدش این اتفاق بود.
خب؟
اینو حالا ما یه دوره به دلایلی اومدیم یه چیزای دیگه رو برجسته کردیم، اشکالی هم شاید نداشته باشه.
ولی از این به بعد اصلاً این ظرفیت رو نداره که مؤمنین رو بسیج کنه.
این ظرفیت نداره لیعلم الذين اوتوا العلم انه الحق من ربك و بیاره پای کار.
ظرفیت خون امام المسلمین این ظرفیتو داره.
این ظرفیتم هم نه، بخوام به دلی-بگم به دلیل سید علی خامنهای هم نیستا فقط.
جایگاهه.
جایگاهه.
ببینید اینی که من هیه اسراع دارم، جایگاه که حتی تو روایت داریم این جایگاه مصدده.
احسن.
این جایگاه مؤیده، این جایگاه.
مثل این میمونه که یه کسی رییس جمهور نشده، شاید یه میلیارد هم نمیتونه چک بشه به اندازه حسابش باید چک بشه.
یه موقع میشینه رو این صندلی، به محض اینکه میشینه روش چند هزار همت رو برمیداره تسویه میکنه به دلیل جایگاهش.
یعنی این مقدار جایگاه، توان جایگاهه.
ظرفیت بالائه.
ظرفیت جایگاهه.
الان اون شخصی که یک موقعی اسمش بچگی رو داشتن سید علی خامنهای آمد و آمد و بعد رییس جمهور شد تا اونجا هم هیچی، هیچی که یعنی خیلی فرداش.
بله.
ایشون اومد روی جایگاهی نشست که شد امام المسلمین و ظرفیت تولید شد اینجا.
[مکث] خیلی از خواستههای دل ممکنه از طریق امام المسلمین تزریق بشه.
جمله عجیبی بود که هم امام خامنهای راجع به امام خمینی میگفتن، امام خمینی میگفتن توکلشو مثل خون در رگهای ملت جاری میکرد.
اوهوم.
یعنی انقدر تسلط واقعی پیدا میکنه.
خیلی هم طبیعیه.
ببینید ما مسئولیت چهار تا زن و بچهای رو که میدن دست ما، خدا روزی رو میده به ما.
روزی اونا رو میده دست ما.
به خاطر چی؟
به خاطر این جایگاهه- اصلاً.
جایگاهه نه به خاطر چیز دیگهای.
خدا مثل اینکه روزی این بچه رو میده به مامانش- اومم.
وقتی به دنیا میاد.
روزی مامانه که نیست که روزی بچهست.
خب ولی میده به مادرش این روزی رو.
[مکث] این رو جایگاه متوجه بشیم و از این به بعد یکی از گفتمانهامون یا لثارات الحسین مشت در حقیقت امام المسلمین باشه.
بعدش هم برنامهریزی، هدف براش تعیین بکنیم.
چشمانداز بذاریم، چشمانداز فتح قدس مثلاً و بابتش برنامهریزی بکنیم.
خیلی مهمه.
تا امانی نشه- احسن.
امنیه بشه.
چون عه شیطان یعنی آمریکا امانی ایجاد میکنه در کارگزاران بعضا.
دقیقاً.
اختلال محاسباتی- محاسباتی ایجاد میکنه، دقیقاً.
یعدهم و یمني همه.
ما امانی نداریم.
ما امنیه داریم- امنیه داریم.
در مسیر حق.
بله.
این خیلی- و برنامهریزی میکنیم بابت این.
کما اینکه اگر یه پشت کنکوری برنامهریزی کرد که من میخوام کنکور مثلاً پنج ماه دیگه میخوام کنکور بدم.
بعدش هم معلومه اینجا، اونجا، اونجا و حتی وقتی این بچه پشت کنکوریها رو دیدید دیگه که حتی خوابشون، خوراکشون، رفت و آمدشون همه چیه برنامه داره.
بله.
یعنی مهمونی هم وقتی نمیرن هر چیزی نمیخورن، خوابشون یه منظمه، همه رعایتشونو میکنن.
میگن آقا این پشت کنکوریه بذارید این برنامه داره.
ولی اگه همین این کنکوریه دیدید داره یللی تللی میکنه فلان این میگن بابا این کنکوری نیست، این اداشو داره درمیاره.
اومم، [خنده] احسنت.
این اداشو داره درمیاره.
امانیه این.
اومم.
خب؟
هرچی هم بگه که آقا من الان کنکور دارم و پنج ماه بعد کنکورم، میگن بابا تو کنکور نداری.
ولی به اون میگن تو کنکور داری.
بله، معلومه دیگه.
آره معلومه.
از برنامهریزیش داره داد میزنه که- و رفتارش و این در مدیران و کارگزاران هم خیلی به نظر من مهمه.
یعنی مدیری که نگاهش اینطوری باشه- تمدنی باشه.
یه جور م-مجموعهش رو اداره میکنه، یه جور برنامهریزی میکنه.
دقیقاً.
مدیری که اینطور نباشه هم به روزمرگی میگذره و چهار سال مثلاً- دقیقاً و اگر شما یه شیطان یعدهم و یمنعهم میاد برنامه ریزی-- اگر شما برنامهریزی بلندمدت کردید و این رو هی جلو چشمشون تابلو نگه داشتید- احسن.
خب؟
یعنی شما مثل یک سندی که من معلومه کجا دارم میرم.
مثلاً یه قطعه، قطعه پازلم میشه تشبیه کرد.
دقیقاً.
که اون مدیر میگه آقا من این قطعه پازل رو باید سر جاش بذارم.
این وظیفه منه.
همین.
اگه اونو برنامهریزی، برنامهریزی کردی برنامهریزی نکنی شیطان به این کارهای خرد میگیرتت.
میبینی داری یه چیزایی رو حل میکنیها، ولی چی رو داری حل میکنی الان؟
چه مسئلهای رو داری حل میکنی؟
لذا ببینید من اینو قبول دارم مدیران باید به مسئله آب و دونه عه مجموعههاشون نگاه بکنن.
ولی شما این آدمای اقتصادی کلان رو نگاه کنید، شرکتهای اقتصادی کلان.
اصلاً یه حوزه مهمشون R&D هست.
اومم.
خب؟
یعنی کلاً یه عده دارن فکر میکنن- اصلاً.
اون چشمانداز کجاست؟
یکی از چیزایی که من همیشه گفتم عه مدیران رو اجازه نمیده که اینجور فکر کنن همین بوروکراسی اداریه.
دقیقاً.
یعنی یه مدیر اگه خودشو بتونه از اون بوروکراسی رها بکنه به یه نحوی یا دور بزنه بالاخره یه کاری بکنه که این بوروکراسی او رو دچار روزمرگیهای حقوق بدم و نمیدونم چی و این.
ما کلاً متاسفانه آنچنان رو آنچنانتر میکنیم.
بله.
حالا یه بوروکراسی رو از قبل گرفتیم به یک در حقیقت فضایی کشوندیم که واقعاً خودمون گیر کردیم- احسن.
تو یه چالهای که الان باید این مجوزو بگیری بعد باید بری اون مجوز، اون مجوز، اون مجوز، اون مجوز بعد باز دوباره مثل مار نیش میخوری میای پایین.
مثل یه ما-- بازی مار پلهست.
مثلاً این زمان این مجوز تمام شده.
مثلاً یه expire dateای داشته زمانش تمام شده.
باز دوباره باید بری از اول باز این مجوزو بگیری، اون مجوزو بگیری.
این همین اتفاق [مکث] مدلی ما داریم.
نکته دیگه هم میخواستم عرض بکنم این بود که امام شهید هم قلباً و هم از در فکر و اندیشه و هم در رفتار چون در واقع خودشو متصل کرده بود به حضرت ابا عبدالله و آخرین جملاتش هم همین مثلی لای وای و مثل یزید بود.
یعنی گفتمانش، رفتارش، برنامهریزی، همه چیش در واقع مبتنی بر گفتمان امام حسین بود.
این خون متصله به خون امام حسین شد.
امام حسین.
امام حسین هم نگفت که من با یزید بیعت نمیکنما.
گفت مثل من.
مثل من یعنی اصلاً قا-قاعده داد.
بله.
مثل من با مثل او بیعت نمیکنم.
یعنی ما هم با آمریکا بیعت نمیکنیم.
بعد چون متصل شده لیستن قذا عباده من الجهالة و مردم مبعوث شدن- مبعوث شدن، بله.
یعنی این خون چون- یعنی اتفاقاً این یعنی واقعاً عجیب بود که اصلاً اولاً آقا از کجا اینو متوجه شدن که ما مبعوث میشیم؟
بله.
برای من سواله.
چند روز قبل شهادت گفتن.
اینا قبل شهادت گفتن از کجا اینو متوجه شدن؟
چیزی دیدن، حسی کردن و [مکث] یا اینکه قواعد مثلاً یه جوری بوده برای ایشون انقدر روشن بوده اصول قضیه که میدونستن علل اصول ما باید مبعوث شیم به عنوان قاعده، خب؟
و شاید چون که گفتن اگر برای ملت حادثهای پیش بیاید- بله، بله.
همین تعبیری تقریباً کردن شاید پیشگویی ای راجع به شهادت خودشونم بوده شاید این حرف.
حادثهای پیش بیاید مردم مبعوث و همه مطلع از ظرفیت این خوندی از ظرفیت خون خودشون مطلعاند که چه و خودشونم گره زدن به خون امام حسین و به واسطه این قضیه باقی میشه- اصلاً به واسطه این خون.
الان شما جالبه پرچمی که طراحی شده حتی یا لثارات الخامنه ای نیست.
یا لثارات الحسین.
یا لثارات الحسین با اون مشت است و این درسته و این یعنی اینکه ما داریم همون پروژه رو میبریم جلو.
و آقای فیروزی من حسم، این دیگه حسیه، حسم داره میگه که این پرچم اگه واقعا بره بالا و پایین نیاد ما ایده های مهدوی رفته رفته تو ما زنده میشه.
چونکه الان ایده مهدوی بیشتر دعای فرج و دعای سلامتی امام زمان و این چیزاست یه مقداری حالت استغاثهای و کی یکی رفت تو صحرا ببینه و مثلا این مدلیه.
دیدی؟
[خنده] میخوای ابرز و امزی تو و غیره ها مثلا باید بریم آقا رو تو یه بیابونی انگار پیدا بکنیم.
ببینید ما اگه امت بشیم امام میاد.
یه سری می مونه که آقا صف نماز جماعت اگه تشکیل بشه و همه معلوم بشه صف نماز جماعت امام میاد.
بله وقتی ما داریم نماز فرادا میخونیم برای چی باید امام بیاد؟
چرا باید یه امامی کلاً بیاد جلو وایسته وقتی همه دارن نماز فرادا میخونن.
ولی وقتی یه امت میشه، امت امام لازم داره.
اوهوم.
اگه این امت ایده پیدا کرد و شد یه عام مجموعهای، خب؟
نه عام استقراقی.
یه اصطلاح آخوندیه خیلی مهمه.
عام استقراقی مثل این می مونه شما یه گونی برنج کنار همه ولی هیچ ارتباطی با همدیگه ندارن- اوهوم.
فقط کنار همند.
مثل اینکه شما نماز جم-- نماز جماعت به جای اینکه نماز جماعت بخونین نماز فرادا هماهنگ بخونین.
اوهوم.
خب؟
همه با همدیگه میخونن ولی این که امام لازم نداره که.
اصلاً، اصلاً امت نیست.
این نماز نیست.
این نماز جماعت نیست.
اینجا امام لازم نداریم ما.
مثل خیلی وقتها بعضیا حج و دیدن امام که گفتن تمام الحج لقاء الإمام یه خورده فانتزی راجع بهش فکر میکنن که مثلا ما بریم یه جایی تو این بیابونا، اینور تو جبل الرحمه مثلا اینور اونور امامو پیدا بکنیم.
بابا شما این حرکت اگه یه امت بود امام خودش وظیفه داره اصن، وظیفه امامه.
وظیفه امام این است که امت تشکیل شد امامت به عهده ایشونه.
باید استقراقی بشه.
عامش باید مجموعی بشه.
مجموعی بشه ببخشید.
یعنی یک یکپارچه- اوهوم.
خب؟
یه کل واحد.
یک کل واحد.
مثل شما Na و Cl رو میذاری کنار همدیگه، یه گاز با یه فلز رو نمیذاری کنار همدیگه که.
یه چیز جدیدی درست میشه به نام نمک طعام.
یه چیز سومیه.
اوهوم.
کلاً یه چیز جدیدیه.
هویتش- هویتش عوض میشه و این هویت قابل تفکیک هم نیست.
کما اینکه تو زن و شوهر هم همینجوریه.
اینا هر کدوم دو نفرن وقتی میان در کنار همدیگه یک واحدی تشکیل میشه به نام خانواده.
اصلاً.
یه واحد جدیده.
اوهوم.
خب؟
یک هویت جدیده [مکث].
اگر ما امت بشیم و به صورت عام مجموعی این پرچم رو بیاریم، این پرچم ما رو جمع کنه.
به خصوص به خاطر اینکه امام المسلمین هم و ما ه-همواره این خاطره و این ایده ها رو داریم.
من یه مثال بزنم ببینید ائمه مثلا مثل امام جواد، امام هادی اینا به دلی-- خودشونم امام حین دیگه.
ولی به دلیل اینکه مدت زمان امام باقر، امام صادق علیه السلام، علیهم السلام یه زمان بسیار بزرگی بوده و پر از آثاره، خب؟
خود ائمه هم ارجاع میدن به این زمان، به این بیان، خب؟
به بیانات در حقیقت صادقین علیهم السلام.
الانم همین جوریه.
ما الان به جهت الان امام داریم، الان رهبر داریم.
ولی الان خیلی وقتها کشف این که امیه الان چیه؟
چشمانداز چیه؟
درسته پس از موسی وسی اومده، ولی رفتن به یوشع به نمیدونم گفتن آقا برنامهت چی بود؟
همون برنامه موسیست دیگه.
موسی، بله.
خب؟
من که نیومدم یه چیز جدید خلق کنم که الان.
الان خود اینی که ما چقدر حس داریم نسبت به فضای گفتمانی که حضرت آقا تولید کردن برای جامعه و امام خمینی ده سال، سی و هفت سال، این همه آثار، این همه موضوع در همه موضوعات.
این رو اگه بذارن چشمانداز و حرکت بکنیم پرچم سار را هم با بالا بیاریم به نظر من یه اتفاق مهدوی بزرگ رو داریم رقم میزنیم.
انشاالله.
بسیار عالی.
انشاالله.
عرض کنم که اه [مکث] چون بحث در واقع اه شهادت و شهادت بالاخره امام شهید یا شهادت ولی خدا به معنای در واقع عامترش شد، این آیات هم به بنی اسرائیل هم که میفرماید "و يقتلون النبيء بغير حق".
خب البته اونها خودشون کشت، میکشتن- بله ولی در مورد امتی که مثلا عرض میکنم، عرض کنم که زمان امیرالمؤمنین علیه السلام که امام جامعه به شهادت رسید ولی امت- مبعوث نشد.
نشدن و مردم خونخواهی در واقع- یعنی نشد.
...در اون شکل نگرفت.
خب، یعنی چون قدر رو نمیدونن.
بله احسنت.
ببینین چرا امام خمینی میگفتن که امتی که ما داریم از امت پیغمبر بالاتره.
بله.
خب، یعنی یه ویژگی هم ویژگی امته.
یعنی انصافاً یه امتی که نزدیک به پنجاه سال وایساده مقابل هر تهدیدی وایساده.
زیگزاگ رفته ولی تهش رفته بالا.
این امت، امت کمیه؟
در مقابل منافقین وایساده، در مقابل آمریکا وایساده، در مقابل تمام تهدیدات نظامی وایساده، شهادت دیده، همه چی دیده و وایساده.
این امت، امت کمیه؟
واقعاً باید از این طرف قدر امت رو هم دونست.
دونست بله.
خب، همین این خونخواهی میبینید درست پس از ماجرای امام حسین اتفاق نیفتاد- بله.
مگر در حد مختار و اینها- قصاص.
در حد یه مقداری قصاص و این چیزا اتفاق افتاد.
ولی شما امام سجاد علیه السلام میگن که ما وقتی که بعد از شهادت پدرم در مدینه بیست نفر ما رو دوست نداشتن.
اِممم.
بیست نفر ما رو دوست نداشتن، نه اینکه یعنی مظلوم بودن، خب؟
و کسی فکر نمیکرد من باید الان ایده امام حسین رو مثلاً بگیرم ببرم جلو.
بعدها توسط تبیینی که اهل بیت انجام دادن گفتن این میرسه به عنوان پروژه آخر مهدوی یا لثارات الحسین که رفته، رفته کلاً این پرچم اومد توی پرچمها.
پرچمی به نام سار، خب؟
یعنی شاخص شد، نماد شد.
اِممم.
خب، و بعد تونستن نمادش کنن این پرچم رو.
وگرنه همون موقع، همون لحظه این اتفاق نیفتاد.
یکی از ویژگیهای مهم امت ما این است که سریع داره این تبدیل به گفتمان میشه و داره تبدیل به خونخواهی میشه و انشاالله خوبه که مادهین عزیز، ذاکرین، هنرمندا، آوازخونا، سینماییها فلان اینا ببینید حالا موضوعی به نام خونخواهی رو بیارن بالا.
اوهوم.
خب، حالا اینو بکنن پروژه.
این اون پروژهایه که دیگه فعلاً باید باهاش مشغول باشیم وگرنه اگه اینو پروژه نکنیم آقای فیروز جان یه چیزایی میشه پروژههای ما- بله.
...که میشه القی الشيطان فی امنیته.
احسنت.
شیطان پروژه درست میکنه برای ما.
بسیار عالی.
یه بحثی رو فرموده بودید و فکر کنم به نظرم باز موند.
یعنی به نظرم جا داره که هنوز راجع بهش صحبت بشه.
بحث حضرت ابراهیمه فکر کنم موند.
درسته؟
بله.
اونو که باید الان عرض میکنم اگه بریم توش- بله، بله.
چون نمیدونم چقدر فرصت هست.
فکر کنم یه بیست دقیقهای- بله شاید فرصت داشته باشیم.
من یه به صورت شماتیک از بیرون یه چیزی بگم که بعداً بریم آیاتشو ببینیم و جایگاه خودمون به عنوان قوم برگزیده و جایگاه قوم برگزیده قبلی جریان یهوده و از برگزیدگی خارج شده [مکث].
این جایگاه شماتیک رو یه مقدار چیز بکنن.
ببینید ما ام- امت خدا داره همینجوری بزرگ میشه.
ملت دارن بزرگ میشن.
خب، شما فرض کنید مثل یه بچهای شما فرض کنید داره مثلاً ده دوازده سالش میشه.
خب این براش با چی هدایتش میکنن؟
یه بچه ده ساله نابالغ رو بالاخره هدایت میکنن یا نمیکنن؟
هدایت میکنن.
مثلاً میگن هیزم دزدی نکن.
نمیدونم چیه با یه سری مواز دیگه موعظهش میکنن.
بله.
این جایگاه حضرت آدمه.
آدم اینجاست.
اِمم.
خب، آدم ابوالبشر توصیههاش یه سری موازه.
هنوز بشریت کلاً سطحش پایینه.
بله.
بشریت با مواز میاد بالا رشد میکنه، رشد میکنه، رشد میکنه، میشود جایگاه بالغ.
مثل اینکه یه پسری شما فرض بکنید پونزده ساله میشه، میشه بالا.
اینجا چی میاد؟
شریعت میاد، رساله میاد، شریعت میاد، تکلیف میاد، این چیزا.
اینجا میشه جایگاه حضرت نوح.
اِمم.
نوح صاحب شریعته.
خیلی هم مهمه که دارد که سلام على نوح في العالمين.
این خیلی سلام ویژهای هم هست.
خب این بچه بالغ شده ولی باز هنوز تو خونه باباشه و هنوز دستی میگیره و پول میگیره، کارت باباشو میگیره و نمیدونم از این چیزا.
میاد میشه بیست سالش، بیست و پنج سالش فلان اینا حالا دیگه تکلیف نیست، یه سری مسئولیت داره میپذیره.
اِمم.
یعنی باید مسئولیتهای جدید بپذیره.
اگر الان بخواد هنوز بره دستی از باباش بگیره و فلان اینا یواش یواش دیگه میگن بابا بزرگ شدی دیگه.
خب، این در این جایگاه است.
این جایگاه، جایگاه حضرت ابراهیمه.
اِمم.
جایگاه حضرت ابراهیم جایگاه اقامه دینه، نه جایگاه تولید دین.
دین درسته حضرت ابراهیم ادامه نوحهها، برای همین تو قرآن داره و ان من شيعة هيل ابراهيم.
بله.
ابراهیم شیعه نوحه.
ولی جایگاهش اقامهست.
شما نگاه بکنید ما در مورد امام حسین حرفی که داریم نمیگیم تو نماز خوندیم.
میگیم اشهد ان لک- قد اقمت الصلاة اقمت الصلاة.
تو اقامه داری میکنی.
اینجاست که یه پروژهای برخاست میکنه به نام اقامه.
اقامه به تعبیری که علامه طباطبایی هم میگن مثال دقیقه این میمونه شما یه موقع این چادر مسافرتیها رو میری از مغازه چادر مسافرتی فروشی میخوای بری بخری.
چیه؟
یه دونه دایره است.
حالا دوختن و اینا ولی دوختنش برای چی؟
برای اینه که این آخرش اقامه شود.
یعنی سیخها و پایههاش و اینا همه رو میخهاشو بزنی تازه ظرفیتش اونجا معلوم میشه.
ظرفیتش اونجا معلوم میشه وگرنه همین به صورت یه دایره چه استفادهای من از این دایره بکنم؟
اصلاً نه جنسش رو متوجه میشم نه ظرفیتشو میفهمم نه میفهمم چند نفرهست.
نمیفهمم چقدر مقاومت داره.
جلو باد و باران رو میگیره، نمیگیره.
جنسش خوبه یا جنسش بده.
این ماله چیه؟
ماله فضای اقامهست.
یعنی وقتی که این سایهش میخوره زیرش اقامه که میشه اینجا تازه دین معلوم میشه چقدر ظرفیت داره.
میگن جایگاه اقامه.
مثل این میمونه که شما [مکث] ماشین تو نمایشگاه طبیعتا ماشین تو نمایشگاه ماشینه.
ولی شما بین یه ماشین خیلی ضعیف و یه ماشین خیلی قوی تو نمایشگاه معلومه؟
ممم.
نه.
تهش اینه که بشینی توش یه خورده با سوئیچ بربری دیگه مثلا چیز ج-- نه بیفته تو جاده معلوم میشه این چه ماشینیه، این چه ماشینیه.
این میشه همون فضایی که شما داری از دین استفاده میکنی و اقامه میکنی.
این نقطه رسیده به حضرت ابراهیم.
برای همین است که تو قرآن حتی غیر تو همین آیه هم دیدید داشت ملت ابی کم ابراهیم.
بله، بله سوره حج.
سوره حج.
خیلی داریم این عبارت رو ملت ابی کم ابراهیم.
حتی یعنی ز-- ملت یعنی روش.
شما میدونید حالا بینندگان- بله.
که روش پدرتون ابراهیم.
پدرتون چیکار میکرد؟
داشت اقامه میکرد.
حالا من اینو نشون میدم انشاالله.
میخوام فعلاً فضای شماتیکش رو روشن بکنم ببینم چیو آخرش میخوایم ببینیم.
حتی به پیغمبر در سوره نحل گفتن که «ان اتبع ملت ابراهیم حنیفا».
تو هم پیغمبر باید روش بابات ابراهیم رو بری.
یعنی پیغمبر ما هم باید روش باباشو بره، ابراهیم.
و باباشم حضرت عبدالله نیست.
این بحث سلفی نیست که.
بله.
این ابی کم ابراهیم بحث مجاز هم نیستا.
بعداً معلوم میشه که چرا این بحث ابوت و بنوت اصلاً توی فضای جدیدی طرح میشه توی دین که با ولایتی که ابوت داره بقیه بنوتن.
اصلاً منا شدن اینجوریه.
«فمن تبعنی فانه مني» میشه منا.
اخوت همینجا شکل میگیره.
برادری اینجا شکل میگیره.
انا و علی ابوا ابوا هذه الامه.
این امت که میشه امام میشه پدر، تو اینجا.
امت باشه امام میشه پدر.
ولی اگه امت هم نباشه پدری شکل میگیره.
بله، اگه خانواده هست پدر معلومه جایگاهش کجاست.
این خانوادهای به کار نیست.
خب برای چی من دنبال پدر باید بگردم تو اینجا، اوم؟
این میشه فضای حضرت ابراهیم.
اقامه دین، اقامه یادتون هست که یه جا بحث کردیم که احتیاج به حدید پیدا میکنه.
بله و انزلنا الحديد.
انزلنا الحديد.
یعنی به صورت واقعی کف صحنهش چونکه شما میخوای بگی آقا من میخوام رو پای خودم بایستم، امام هم دارم طبیعتا با دشمن درگیر میشی.
اگر اینو نگی که با دشمن درگیر نمیشی که.
میشی best year این کشور منطقه.
برو تا دلت میخواد نماز بخون.
اوه.
نماز هزار رکعت، هزار رکعت بخون.
اصلاً هیچ مانعی نیست.
خب.
یعنی اقامه نماز زمانی اقامه است- آها در ذیل- اقامه باید بشود.
خب؟
اقامه باید بشود دین، نماز.
برای همین است که شما نگاه بکنید تو آیات قرآن نماز خوندن رو میگه بحث منافقین میگه «و اذا قاموا» نمیگه اقام.
بله.
میگه «و اذا قاموا الا الصلاة قاموا» «ولا يعتون الصلاة الا و هم کسالى».
بله.
خب؟
یعنی داره میره که نماز برگزار کنه.
خب؟
این که نماز خوندن نیست.
اگر میبینید که میگن «الذین ام کناهم» الاقامه الصلاه.
اقامه الصلاة.
یعنی یه فرهنگی رو داره اقامه میکند.
اصلاً.
خب؟
نه اینکه صرفاً داره مثلا مسجد راه میندازه.
تا دلتون بخواد اینکه حدیدهای درست میشه به نام جهاد به صیف، تو حضرت ابراهیم.
اولین پیغمبری که جهاد به صیف میکنه یعنی به شمشیر جهاد میکنه حضرت ابراهیمه.
اوه.
خب؟
این میشه این قل.
حالا ابراهیم دو تا بچه داره.
یکی اسحاقه و یکی اسماعیل.
بنی اسحاق و بنی در حقیقت اسماعیل.
بله.
هر دو قبله متعلق به فرزندان ابراهیمه.
خب؟
و قبله متعلق به امامه کلاً.
این یه بحث جدی دینی داره که قبلهها متعلق به امامند.
برای همین است تو حج شما آیات حج رو ببینید.
میگه به ابراهیم میگه «وعززناس بالحج یأتوا ک رجالا».
پیش تو بیان.
پیش تو بیان یعنی تو دعا کن که بیان پیش تو، نه بیان پیش این گل.
خب؟
میگه آقا این که سنگه.
بیا پیش تو صاحبخونه اینجاست.
این خانه صاحبخونه داره.
آقا شما من مثلاً میخوام برم خونه داداشم زنگ میزنم به خونه داداشم میگم میخوام بیام خونهتون.
میگه من نیستم.
میگم الا عیاله من میام خونهتون.
میگه آقا خلی؟
مگه نمیخوای منو ببینی؟
ما هدف نیست که بریم پیش گل.
ذیل این آیهای که فاجعل افئدة من الناس تهوی اليهم.
خب؟
احسن.
یعنی یه کاری بکن هوای صاحبخونه پیدا بکنن.
ائمه گفتن این صاحبخونش مایی؟
تاکید کردن که و لم يعني البيت.
یعنی منظورشون خونه نیست ها.
تهوی اليهم یعنی ما.
چون که اینا صاحبخونهن.
شما باید بری پیش صاحبخونهای مثل امام که ثمل يقضى تفثهم آلودگیهای خودتو بزدا ای.
بله سیبیلت هم سرشو بزنی همون که وجود داره تو بحثاش.
ولی پیش امام که آدم سیبیل نمیزنه که.
اصل آلودگی که ما باید با امام پاک بکنیم چیه؟
کدوم شرکه که ما باید پاک بکنیم؟
اون شرکه که شما اقامه نمیکنی.
سازگاری با آمریکا، با شیطان سازگاری.
طهارت، اینی که قرآن میگه و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهر بیتی.
خونه من، من عهد گرفتم که اینا خونه منو طاهر نگه دارن.
و اون- نه اینکه شیلنگ بگیرن تو خونه خدا.
[خنده] این دیگه عهد لازم نداره که.
یعنی باید فضای اقامه رو زنده نگه دارن.
اون کعبهای که امام درش باشه میشه جعل الله الكعبة البيت الحرام قيام للناس.
اقامه داره.
جعل الله الكعبة البيت الحرام قيام للناس.
اون میتونه مردم رو- مردم رو بلند قيام م-مؤمنین هم نیستا فقط ها.
ناس ناس.
یعنی شما برای همین است که شما میبینید ظهور عمومی حضرت در کعبه انجام میشه.
اوهمم هش میدن به کعبه یا أهل العالم أنا بغیتم.
چون صاحبخونهس.
صاحبخونه میره اعلام وجود تو خونه خودش میکنه.
اوه؟
اعلام وجودش تو خونه خودشه.
حضرت ابراهیم مسئول این دو تا خانه است.
اوهمم خب؟
این خانهها رو هم من نمیگم فعلگیشو نکرده، کرده.
اینی که میگن اذ يرفع إبراهيم القواعد من البيت وإسماعيل نه اینکه عملگی این خانه رو نکرده، ولی اصل قضیه اینه که از رو فونداسیون آوردتش بالا.
معلومه فونداسیون، فونداسیونشو نوح گذاشته.
بله فونداسیونشو بقیه گذاشتن.
این قسمت ندیدهش بوده.
ولی حالا داره ابراهیم کاری میکنه داره خانه دیده میشه.
خب؟
داره میاره بالا خانه رو.
داره رفعت میده.
ببینید این کار عملیاتی اساساً تو قرآن اسمش رفعت نیست.
احسن خب؟
این ادبیات اسمش رفعت نیست.
اوهمم خب؟
این ادبیات رفعت دادن یعنی داره تازه معلوم میشه عه دین بود، اقامه داشت همه اینا.
حالا این تیکه رو هم شماتیک بگم انشالله جلسههای بعد باید تکمیل کنیم.
ببینید حالا شد دو تا خانه متعلق به ابراهیم، دو تا فرزند ابراهیم.
خب؟
این طرف تو بنی اسرائیل که اسرائیل- قصه قبله است تو این طرف یه simulator درست میکنه، یه شبیه ساز.
هرچی سنت و قاعده است این طرف پیاده میکنه.
خب؟
دیدید ما چقدر بحث بنی اسرائیل داریم و سنن بنی اسرائیل، موسی و بنی اسرائیل و...
اینا میشن قوم برگزیدهای که قرار است پروژههای آخرالزمان، پروژهشون آخرالزمانیه.
ولی simulator ان، شبیه سازن.
یهو اِ-- برای همینه که حالا میخوام تو جنگل-- برای چی یهودیها اومدن مدینه؟
بله اساساً تصورشون بود که پیغمبر، پیغمبر آخرالزمان که قراره اون حرکت آخرالزمانی رو کنه بنی عسرائیله.
چون اینا هم برگزیده بودن باسواد هم بودن، چه بودن، چه بودن.
اینا بلند شدن اومدن مدینه.
یهو میبینید که این طرف که اصلاً سابقه پیغمبر نداشته.
میدونید که ما تو بنی اسماعیل یا پیغمبر نداریم یا بسیار کم پیغمبر داریم.
سابقه اینجا صد تا صد تا پیغمبر داره، اینجا پیغمبر نداره.
یهویی پیغمبر از این طرف میاد.
اوهمم خب؟
این میشه قوم برگزیده اصلی.
دوران فطرت هم داشتیم که- فطرت که اصلاً پیغمبر- نبود نبوده و فلان و.
یهویی میبینید که یک ختم المرسلین و خاتم النبیین میاد که این میشه قومش قراره کارهای آخری قوم برگزیده رو انجام بده.
عین داستان شیطان که شیطان یه برگزیدهای بود دیگه.
اوهمم آدم که اومد یهویی شد مهمترین دشمن آدم.
اوهمم.
احسنت خب؟
برای همین است که دیدید تو قرآن بهش شاید دقت کرده باشین اینو.
وقتی که داستان حضرت آدم رو تمام میکنه یهویی میگه يا بني إسرائيل.
از سوره بقره که بله، بله.
یعنی آیات سی تا سی و نه رو که- اوهوم میگه- بله داستان آدم رو داره میگه، میگه شیطان فلان وسوسه همه این چیزا یهو تموم میشه میگه يا بني إسرائيل اذكروا نعمتي التي أنعمت عليكم.
این قوم برگزیده قبلی میشه شیطان این قوم برگزیده جدید.
احسن.
خیلی جالب.
خب؟
و میشود مهمترین دشمن این.
اوه!
خب؟
و البته تو اینها کسانی بودن و جریاناتی بود مثل جریان مسیحیت که تو همین آیه سوره مبارکه مائده نمیدونم چقدر فرصته.
ما یه دو سه دقیقه فرصته.
ببینم حیف نشه- بله بگیم، بگیم، بگیم اشکال نداره.
نه نگیم.
آه نگیم؟
یه خورده- بسیار، بسیار ...گستره بیشتر بذاریم یه مقدار.
به نظر آیه مهمیه که- بله ...آیه سوره مائده که [آیه قرآن] و به اضافه ادامهش که میخوام بگم.
بله، بله.
یه ظرفیت گفتمانی جدیدی برای ما- بسیار عالی ...ادامه درست میکنه.
این شماتیک رو دیدی؟
بله این حالت، این حالت تکلیف ما رو با جریان یهود مشخص میکنه.
اوه!
و اینه که چرا مهمترین توطئههای تو جریان پیغمبر هم بعد از بدر، هم بعد از احد و هم در جریان احزاب و بعد در جریان خیبر به همین طور ادامه پیدا میکنه.
و اصلاً چرا جریان نفاق میچسبه به جریان یهود؟
خب؟
یعنی میبینید و بعد جریان یهود میره تو پشت صحنه دیگه.
دیگه نمیتونه علنی عمل بکنه ولی کاملاً عمل میکنه.
حالا من مدل جدید عملش رو بهتون میگم چجوری داره عمل میکنه.
بسیار عالی.
تشکر.
خیلی عالی بود.
هم بحث خونخواهی خیلی بحث بسیار خوبی بود هم مقدمهای که از مسئله یهود و در واقع حضرت ابراهیم رو فرمودید اینا خیلی مقدمه خوبی بود.
شاید جلسه بعد ادامه بدیم و بعد انشاالله جنگهای پیغمبر رو هم ادامه بدیم.
این معارف مهمه برای اینکه ما فضای جنگها رو درک کنیم.
درک کنیم.
احسنت.
خب و اینا داریم یه سری آیات انگار پراکنده میخونیم.
بله، بله بسیار عالی.
تشکر.
امیدوارم شما بینندگان عزیز هم بهره برده باشید از برنامه امشب تا فردا شب شما رو به خدای بزرگ میسپارم.
خدانگهدار.
[موسیقی]