یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
آغاز جلسه و صلوات بر فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها
اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم.
اللهم صلّ على فاطمة وأبیها وبعلها وبنیها بعدد ما أحاط به علمک. و صلّ على الجوهرة القدسیة فی تعیّن الإنسیة؛ صورة النفس الکلیة؛ جواب العالم الغیبی؛ بزغة الحقیقة النبویة؛ مطلع الأنوار العلویة؛ أمّ مهبط أسرار الفاطمیة؛ الناجیة المنجیة لمحبّیها عن النار؛ ثمرة شجرة الیقین؛ سیّدة نساء العالمین؛ المعروفة بالقبر، المجهولة بالقبر؛ قرّة عین الرسول، الزهراء البتول.
این صلوات را میخوانیم تا در آستانهٔ بحثِ وفات و دفن آن حضرت، یاد او با ادبِ کامل همراه باشد؛ همان که معروف به قبر است و در عین حال قبرش مجهول مانده است.
اجتماع مردم مدینه در مصیبت زهرا
مردم گرد آمده بودند و میگریستند. زنان مدینه، چه در درون منزل و چه در بیرون آن، در مصیبت زهرا سلاماللهعلیها جمع شده بودند. موجی از اندوه خانه و کوچه را پر کرده بود. مردم نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام میآمدند و تسلیت میگفتند و چشم انتظار بودند که پیکر مطهّر حضرت زهرا را بیرون آورند تا در تشییع حاضر شوند و بر او نماز بخوانند.
اما بر اساس وصیتی که حضرت زهرا به امیرالمؤمنین فرموده بود — و ما شنیدهایم — نباید کسانی که او را رنجاندند و اذیت کردند و بر او ستم روا داشتند، نه در نماز بر او حاضر شوند و نه در تشییعش اجازه داشته باشند. شبانه باید دفن شود. اینها را به امیرالمؤمنین وصیت کرده بود. حضرت امیر بر عمل به همهٔ آن تصمیم گرفت و عمل کرد؛ و حضرت زهرا نیز از او پیمان گرفته بود که همه را به جا آورد. پس میدان ظاهرِ تشییع عمومی، با ارادهٔ وصیت، بسته شد.
پس از ساعتی که همگان میگریستند و انتظار میکشیدند، ابوذر بیرون آمد و اعلام کرد که غسل و کفن و دفن حضرت زهرا به تأخیر افتاده است؛ متفرّق شوید. مردم پراکنده شدند. شبانه امیرالمؤمنین، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، عمّار و مقداد و برخی از نزدیکان، آن حضرت را به خاک سپردند. دفن، در خاموشی شب و در حلقهٔ اندکِ یاران وفادار انجام گرفت.
محلّ قبر؛ سه قول و تأکید بر بیت فاطمه
پیش از خواندن چند جمله از زبان امیرالمؤمنین دربارهٔ درد دل پس از دفن، باید دربارهٔ محلّ قبر نیز سخن گفت. آنان که به مدینه مشرّف شدهاند میدانند که قبر در مدینه است؛ اما در تعیین دقیق محل، اقوال مختلف است. بعضی میگویند در بقیع است؛ بعضی میگویند میان منبر و ضریح رسول خدا صلیاللهعلیهوآله؛ و قول سوم آنکه امیرالمؤمنین شبانه او را در خانهٔ خود حضرت زهرا به خاک سپرد.
آن خانه بعدها، با توسعهٔ مسجدالنّبی، بخشی از مسجد شد. خانهٔ امیرالمؤمنین که به مسجد راه داشت و تنها بازماندهٔ آن مجموعه در کنار مسجد رسول بود، امروز در محدودهٔ مسجد نبوی افتاده و جزء مسجد گشته است؛ طبعاً میافتد به قسمتی از کنار ضریح رسول خدا در داخل مسجد. پس بر اساس این قول، دفن در بیت خود حضرت زهرا بوده است.
این قول در کتب شیعه آمده و عالمی از اهل سنّت نیز آن را نقل کرده است. شیخ محییالدین ابن نجّار در کتاب اخبار مدینه، به سند از عبدالله بن جعفر نقل میکند که میگفت: قبر فاطمه رضیاللهعنها در خانهای است که عمر بن عبدالعزیز آن را داخل مسجد کرد. معنای سخن این است که قبر فاطمه در منزل خود اوست. این نیز یکی از اقوال معتبر در میان نقلهاست.
در هر صورت شبانه دفن کردند. امیرالمؤمنین دفن را خصوصی انجام داد و کوشید آثار قبر یکسره محو شود تا فردا هیچکس نداند حضرت زهرا را کجا به خاک سپردهاند. این سعی را نیز به کمال رساند؛ تا فردای فتنه، بهانهٔ «نماز بر دختر رسول» به دست کسانی نیفتد که خود او را رنجانده بودند.
درد دل علی پس از ریختن خاک
پس از دفن، دل دردمند علی بیشتر به درد آمد. روشن است حال امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه. بر اساس روایت — هم در منابع شیعه و هم در نقل اهل سنّت — اگر امیرالمؤمنین نبود، از آدم تا آخر خلقت کفوی برای حضرت زهرا نبود؛ و برای امیرالمؤمنین نیز موثقی جز زهرا یافت نمیشد. سنیان نیز از این معنا دور نماندهاند. دل بسیار دردمند بود؛ بسیار دردمند.
چون خاک بر قبر ریختند، سخنانی طولانی گفت. از آن میان تنها یکیدو جمله را میخوانیم؛ زیرا از همین درد دل معلوم میشود و تأیید میشود که فاطمهٔ زهرا در منزل خود دفن شده است. اگر روزی خدا روزی کند و به مدینه مشرّف شوید، در مقام زیارت بیشتر متوجه همان نقطه باشید که منزل حضرت زهراست. البته هم در بقیع زیارت میکنند و هم میان منبر و روضه زیارتنامه میخوانند و هم در آنجا؛ اما دل بیشتر به سوی همانجا میرود که اشارات سخن امیرالمؤمنین نشان میدهد.
روایت سیّدالشّهدا از دفن سرّی و محو اثر قبر
از اباعبدالله الحسین بن علی علیهماالسلام روایت است — و این روایت از سیّدالشّهداست — که فرمود:
«لمّا توفّیت فاطمة علیها السلام دفنها أمیر المؤمنین سرّاً ومحا أثر قبرها» (روایت)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چون فاطمه علیهاالسلام وفات یافت، امیرالمؤمنین او را پنهانی دفن کرد و اثر قبرش را محو نمود.
سیّدالشّهدا میگوید وقتی روح فاطمهٔ زهرا قبض شد، امیرالمؤمنین او را مخفیانه دفن کرد و اثر قبر را یکسره از میان برد؛ تا دشمنانی که میخواستند آتش فتنه بیفروزند یا به بهانهٔ آنکه باید بر دختر رسول خدا نماز بخوانند بر قبر نقش کنند، راه نیابند. برای آنکه اینها نشود، بر اساس وصیت فاطمهٔ زهرا، امیرالمؤمنین اثر قبر را محو کرد.
سپس، پس از آنکه شب در دل شب خاک بر قبر ریختند، قام أمیرالمؤمنین فحوّل وجهه إلى قبر رسول الله: ایستاد و روی خویش به سوی قبر رسول خدا برگرداند. اینجا، پس از دفن فاطمه، با رسول خدا درد دل میکند. همین جمله نشان میدهد دفن کنار قبر بوده است — خواه میان منبر و روضه باشد، خواه در بیت فاطمه. فاصلهٔ مکانی چنان نیست که روی آوردن به قبر پیامبر، از کنار مزار زهرا، بیمعنا باشد.
سلام امیرالمؤمنین به پیامبر پس از دفن
امیرالمؤمنین پس از دفن زهرا رو به رسول خدا کرد و گفت:
«السلام علیک یا رسول الله عنّی وعن ابنتک وحبیبتک وقرة عینک وزائرتک والبائتة فی الثّرى ببقعتک»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای پیامبر، از من و از دخترت و محبوبهات و نور دیدهات؛ همان که به زیارت تو آمد و در بقعهٔ تو، در خاک، شب را به سر برد.
سلام باد بر رسول؛ سلام از من، و سلام از دخترت که به زیارت تو آمد و در بیعت و بقعهٔ تو آرمید. اینها نشان میدهد آنجا بوده که خدا زود او را به سوی خود برد. سپس خطاب کرد:
«یا رسول الله قلّ عن صفیّتک صبری وضعف عن سیّدة نساء العالمین تجلّدی»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای پیامبر خدا، از این برگزیدهات صبرم اندک شده و در برابر سیّدهٔ زنان جهانیان توانم سست گشته است.
ای پیامبر، از این دختر برگزیدهٔ تو دیگر صبر من کم شده و قدرت تحمّل در برابر مصیبت سیّدهٔ زنان عالمیان ضعیف گشته است؛ یعنی فشار فراق زهرا چنان است که طاقت را میشکند. سپس جملههایی فرمود که همه را نمیخوانیم؛ از جمله: إنّا لله وإنّا إلیه راجعون. باز سخنانی گفت تا به این جمله رسید:
«سرعان ما فرّق بیننا وإلى الله أشکو»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چه زود میان ما جدایی افتاد؛ و شکایت به خدا میبرم.
چه زود میان من و فاطمه جدایی افتاد؛ چه زود جدا افتاد. و شکایت به خدا میبریم.
دردناکترین جمله: ستنبّئک ابنتک
اما از همه دردآورتر این جمله است:
«وستنبّئک ابنتک بتظافر أمّتک على هضمها»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و بهزودی دخترت تو را آگاه خواهد کرد که امّتت چگونه بر پایمال کردن حقّ او همدست شدند.
یا رسول الله، این دختر تو بهزودی به تو خبر خواهد داد که امّت تو با او چه کردند؛ چگونه بر او هجوم آوردند و ستم روا داشتند. دقت کنید: بهزودی به تو خبر خواهد داد.
بعضی از ارباب ذوق گفتهاند این جملهها بسیار دردآور است و اشارات دارد. فاطمهٔ زهرا مصائب خویش را کتمان میکرد؛ نمیگفت. این نیز از خصوصیات او بود. پس امیرالمؤمنین به رسول خدا میگوید که بهزودی به تو خواهد گفت چه ظلمها کردند. آنگاه میگوید:
«فأحفها السؤال واستخبرها الحال»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس از او بسیار بپرس و از حالش خبر گیر.
ای پیامبر، بسیار بکوش از او بپرسی و سخن بیرون آوری؛ حال او را بپرس و ببین چه بر او گذشته است. معنای «فأحفها السؤال» همین اصرارِ محبّتآمیز بر بیرون آوردن سخن است؛ زیرا زهرا خود لب نگشوده بود.
«فکم من غلیل معتلج بصدرها لم تجد إلى بثّه سبیلاً؛ وستقول ویحکم الله وهو خیر الحاکمین»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): چه آتشهای اندوهی که در سینهاش میجوشید و راهی برای گفتنش نمییافت؛ اما خواهد گفت، و خدا حکم میکند و او بهترین داوران است.
یا رسول الله، چه حزنها و غمهای سوزناکی که در دل این دخترت روی هم انباشته شد و به کسی نگفت و راهی برای بازگفتن آنها نیافت؛ اما به تو خواهد گفت، و خدا حکم میکند و او بهترین حاکمان است.
پس از چند جمله میگوید که اگر محذوری نبود، از کنار قبر تو و قبر زهرا نمیرفتم؛ و این دل آرام نمیگیرد مگر آنکه من نیز بهزودی به سوی شما بیایم. اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد.
دو دستور عملی: توسل و نور دیده
سخن اصلی دربارهٔ وفات و دفن به اینجا رسید. اما چون همگان دردمندیم و حوائج بسیار داریم، دو چیز یاد میدهم؛ هر کس خواست عمل کند. البته در کتابها نیز آمده است؛ اگر دیدهاید یا ندیدهاید، میگویم: چیزی شگفت و مجرّب است؛ عمل کنید.
گفتهام برای نجات خود، توسل به حضرت زهرا را فراموش نکنید. هر گاه مشکلی پیش آمد، توسلی ساده و آسان و بسیار مجرّب به حضرت زهرا هست؛ از همین طریق استفاده کنید. نه آنکه با آن گفتههای پیشین بتوان در یک دم همهٔ حقیقت او را شناخت — شناخت کامل دشوار است — اما گفتم فکرتان را بدهید به اینکه رسول خدا چرا با او چنان رفتار میکرد تا بدانید چه بود؛ سربسته بدانید چه بود: وقتی دستش را میبوسید چه بود، و مانند آن. اینگونه بیندیشید. در هر صورت این راه توسل است.
کیفیت توسل با نماز و تسبیح و ذکر أغیثینی
چون مشکلی پیش آمد: دو رکعت نماز بخوانید؛ پس از سلام نماز، سه اللهاکبر بگویید؛ سپس تسبیح حضرت زهرا سلاماللهعلیها را بگویید. آنگاه برای هر حاجت دنیوی و اخروی — هر مشکلی که پیش آمده — پس از تسبیح به سجده روید و صد بار بگویید: یا مولاتی یا فاطمة أغیثینی. «أغیثینی» یعنی به فریادم برس. یا مولاتی یا فاطمة أغیثینی، صد بار.
سپس صورت راست را بر جای سجده بگذارید و همین ذکر را صد بار بگویید؛ دوباره پیشانی را بگذارید و صد بار؛ صورت چپ را بگذارید و صد بار؛ و پس از صورت چپ، بار سوم پیشانی را بگذارید و صد و ده بار بگویید: یا مولاتی یا فاطمة أغیثینی. این راه در کتابها آمده است؛ به یاد بسپارید.
دعای نور بصر و بصیرت
از یکی از عرفای عامّه نیز چیزی نقل شده که مجرّب است. برای کسانی که میخواهند چشمشان پرنور باشد: دست بر چشم بگذارید و بگویید:
«اللهمّ ربّ الکعبة وبانِیها وفاطمة وأبیها وبعلها وبنیها، نوّر بصری وبصیرتی وسرّی وسریرتی»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، پروردگار کعبه و بنیانگذار آن، و پروردگار فاطمه و پدرش و همسرش و فرزندانش، دیده و بینش و نهان و نهانخانهٔ مرا نورانی کن.
یعنی ای خدا که پروردگار کعبهای و بانی کعبه، پروردگار فاطمهای و پدر فاطمه و شوهر فاطمه و فرزندان فاطمه. در بعضی کتابها آمده که هنگام سرمه کشیدن یا داغ ریختن به چشم این را بخوانند؛ و معمول آن است که دست بر چشم بگذارند. این جمله از عرفای اهل سنّت است، اما مجرّب است.
إنشاءالله مشمول توجه باشید و حضرت زهرا سلاماللهعلیها به شما توجه کند. عزاداری و ادب را فراموش نکنید. السلام علیکم ورحمة الله. یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.