ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 001

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز بحث؛ زیارت مطلقه و خطاب‌های ویژه

در ماه محرم، استاد وارسته آیت‌الله محمد شجاعی بحث را از زیارت اول از زیارات مطلقهٔ حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام می‌گشاید؛ زیارتی که در مفاتیح مرحوم شیخ عباس قمی آمده است. پس از حمد و صلوات، فرازهایی از این زیارت را تلاوت می‌کند و سپس به ترجمه و شرح آن‌ها می‌پردازد. محور این جلسه آن است که حضرت را با عنوان «وتر الله الموتور» خطاب می‌کنیم و از همین خطاب، راهی به فهم جایگاه بی‌مانند او در آسمان و زمین گشوده می‌شود.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ ٱللَّهِ وَعَلَى ٱلْأَرْوَاحِ ٱلَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای اباعبدالله، و بر روان‌هایی که در آستان تو فرود آمده‌اند.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ ٱللَّهِ وَٱبْنَ ثَارِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای خونِ خدا و فرزند خونِ خدا.

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وِتْرَ ٱللَّهِ ٱلْمَوْتُورَ فِي ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلْأَرْضِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای فرد بی‌مانندِ خدا، آن‌که در آسمان‌ها و زمین ستم‌دیده و بی‌مانند مانده است.

ترجمهٔ فرازهای زیارت؛ حجت، قتیل، ثار و وتر

نخست این جمله را می‌شنویم: سلام بر تو ای حجت خدا و فرزند حجت خدا. سپس: سلام بر تو ای کشتهٔ خدا و فرزند کشتهٔ خدا. استاد تأکید می‌کند که «قتیل الله» از اوصاف استثنایی است که در خصوص آن حضرت آمده است؛ یعنی کشتهٔ خدا. و «ابن قتيله» اشاره به امیرالمؤمنین علیه‌السلام دارد که خود نیز قتیل الله است.

جملهٔ بعدی نیز از مختصات خاص آن حضرت است: سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا. «ثار الله» تعبیری پرمعناست که خون ریختهٔ او را به خدا نسبت می‌دهد؛ گویی انتقام این خون، انتقام الهی است.

آن‌گاه می‌رسد به: سلام بر تو ای وتر الله الموتور در آسمان‌ها و زمین. در زیارتنامه‌ها معمولاً «ایها الوتر الموتور» خوانده می‌شود؛ اما این صورت، عبارت بازتر و روشن‌تری است. «وتر» در این مقام یعنی فرد بی‌مانند، بندهٔ بی‌نظیر خدا. بی‌مانندیِ او تنها در زمین نیست؛ در آسمان‌ها نیز همین‌گونه است.

گریهٔ خلائق؛ شعور موجودات و خون در خُلد

«أَشْهَدُ أَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي ٱلْخُلْدِ وَٱقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ ٱلْعَرْشِ وَبَكَىٰ لَهُ جَمِيعُ ٱلْخَلَائِقِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شهادت می‌دهم که خون تو در خُلد آرام گرفت و سایه‌های عرش از آن به لرزه درآمد و همهٔ آفریدگان بر آن گریستند.

شهادت می‌دهیم خون تو در خلد، در جنت خلد، استقرار دارد. برای خون تو، با آن خصوصیات که اجمالاً می‌دانیم، «اظله العرش» به ارتعاش آمد و به لرزه درآمد. همهٔ خلائق بر ریختن خون تو گریستند.

«وَبَكَتْ لَهُ ٱلسَّمَاوَاتُ ٱلسَّبْعُ وَٱلْأَرَضُونَ ٱلسَّبْعُ وَمَا فِيهِنَّ وَمَا بَيْنَهُنَّ وَمَن يَتَقَلَّبُ فِي ٱلْجَنَّةِ وَٱلنَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنَا وَمَا يُرَىٰ وَمَا لَا يُرَىٰ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آسمان‌های هفت‌گانه و زمین‌های هفت‌گانه و آنچه در آن‌ها و میان آن‌هاست، و هر که در بهشت و آتش می‌گردد از آفریدگان پروردگارمان، و آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود، بر او گریستند.

استاد یادآور می‌شود که گریهٔ هر چیز به تناسب خود اوست و همه چیز شعور دارد. ما نامحریم و از بسیاری حقایق خاموش‌ایم. قرآن می‌فرماید:

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِۦ وَلَـٰكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» (سورهٔ اسراء، آیهٔ ۴۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ چیز نیست مگر آنکه به ستایش او تسبیح می‌گوید، ولی شما تسبیح آن‌ها را درنمی‌یابید.

گمان می‌کنیم موجودات شعور ندارند؛ این پندار از بی‌شعوری خود ماست. همه چیز شعور دارد، خدا را می‌شناسد، تسبیح می‌گوید، عبودیت دارد و ولیّ خدا را نیز می‌شناسد. گریهٔ خلائق بر سیدالشهدا بر پایهٔ شناخت است؛ اما گریهٔ هر موجود را باید به تناسب خودش فهمید. بیش از این نیز فهم ما راه نمی‌برد.

جملهٔ «و من یتقلّب فی الجنة و النار» فهمش بسیار دشوار و در عین حال ژرف است: حتی آنان که در بهشت‌اند و آنان که در آتش‌اند بر خون او گریستند؛ از مخلوقات پروردگار، آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود.

وتر الله؛ بی‌مانندی در شخص، مظلومیت و هدف

شهادت می‌دهیم که تو حجت خدایی و فرزند حجت او؛ قتیل اللهی و فرزند قتیل او؛ ثار اللهی و فرزند ثار او؛ و وتر الله الموتور در آسمان‌ها و زمینی. این جمله عجیب است: فرد بی‌مانند در آسمان و زمین، بندهٔ بی‌مانند. اشاره به حقایقی است که هر کس به اندازهٔ خود درمی‌یابد.

آیا در خلقت، مخلوقی و بنده‌ای از بندگان خدا این حساب را دارد که آن حضرت دارد؟ ندارد. او وتر الله است: بی‌مانند خدا. از حیث حامل ولایت مطلقه بودن؛ فرزند پیامبر بودن؛ فرزند فاطمهٔ زهرا بودن؛ فرزند امیرالمؤمنین بودن؛ تحمل مظلومیت خود و اهل‌بیت و انصار به صورتی بی‌سابقه و در ابعادی شگفت؛ و آن هدف عالی که در تحمل این مظلومیت داشت — هدف احیای توحید.

یکی از خصوصیات او در زیارتنامه‌ها این است:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَرِيكَ ٱلْقُرْآنِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای شریک قرآن.

در حفظ اساس توحید، اساس دین و عدل، او شریک القرآن است. با قیام و نهضتش، با تحمل مظلومیت، با کیفیت و کمیت واقعه، با خصوصیات شخص او، و با تمام جزئیات مواضع و شرایط از آغاز تا انجام، هدفی که برای ریختن خون و تحمل مصائب داشت هدفی بی‌مانند است. خودش بی‌مانند است؛ مظلومیتش استثنایی است؛ هدفی که پیاده شد نیز در کل وجود بی‌مانند است.

اگر قیام سیدالشهدا صلوات‌الله‌علیه نبود — با آن فضیلت و منزلت، با آن تحمل مظلومیت‌ها، با آن شجاعت‌ها و رشادت‌ها که در زیارت‌ها نیز به آن اشاره شده — یقیناً امروز اثری از اسلام نمی‌ماند؛ حتی احدی نمی‌توانست در گوشه‌ای خلوت نمازی بخواند. تفصیل این سخن در یک جلسه نمی‌گنجد؛ اما اجمال آن روشن است: قرآن در حفظ اساس توحید و صراط مستقیم چه نقشی دارد، همان نقش را سیدالشهدا دارد. او شریک القرآن است؛ فرد بی‌مانند است؛ وتر الله الموتور فی السماوات و الارض. نه تنها در زمین کسانی که او را می‌شناسند، بلکه در ملکوت نیز او را وتر الله می‌دانند.

یاران بی‌مانند؛ وارث انبیا و حجت آسمان و زمین

با تأکید بر همین جملهٔ وتر الله الموتور، استاد به چند خصوصیت خود حضرت و سپس به حساب استثنایی یاران و انصار اشاره می‌کند. آنان که در رکاب او به شهادت رسیدند نیز حسابی ویژه دارند؛ شرح بیشتر آن در ادامهٔ سلسله خواهد آمد. نخست در خصوص خود حضرت:

حامل ولایت مطلقه است؛ فرزند رسول است؛ فرزند امیرالمؤمنین و فاطمهٔ زهراست؛ پدر ائمه است. وارث همهٔ انبیاست. وارث بودن یعنی وارث علوم همهٔ انبیا؛ و وارث انبیای اولوالعزم در همهٔ جهات. این تعابیر از لسان ائمه در زیارت‌های معتبر آمده است؛ از جمله در زیارت وارث:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ ٱللَّهِ… يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ ٱللَّهِ… يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ ٱللَّهِ… يَا وَارِثَ مُوسَىٰ كَلِيمِ ٱللَّهِ… يَا وَارِثَ عِيسَىٰ رُوحِ ٱللَّهِ… يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ ٱللَّهِ… يَا وَارِثَ عَلِيٍّ وَلِيِّ ٱللَّهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای وارث آدم برگزیدهٔ خدا… ای وارث نوح پیامبر خدا… ای وارث ابراهیم خلیل خدا… ای وارث موسی کلیم خدا… ای وارث عیسی روح خدا… ای وارث محمد رسول خدا… ای وارث علی ولی خدا.

وارث فاطمه و وارث ابی‌محمد الحسن نیز خوانده می‌شود. وارث رسول اکرم است که اشرف و ادنی الخلائق و اول الخلق است صلوات‌الله‌علیه. حجت خدا بر همهٔ آسمان و زمین است:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ ٱللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَسَمَائِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای حجت خدا در زمین و آسمانش.

در ملکوت و ناسوت ولی خداست. همهٔ خصوصیاتی که در زیارت جامعهٔ کبیره برای حاملان ولایت مطلقه آمده، در حضرت سیدالشهدا نیز هست.

سفیر الله و خازن الکتاب المسطور

از زیارت نیمهٔ رجب و اول رجب و نیمهٔ شعبان این جمله را برمی‌گزیند:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا سَفِيرَ ٱللَّهِ وَٱبْنَ سَفِيرِهِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای سفیر خدا و فرزند سفیر او.

«سفیر» را باید در حد فهم خویش تأمل کرد: فرستاده و نمایندهٔ خدا. در همان زیارت جملهٔ دیگری است بسیار شگفت:

«ٱلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَازِنَ ٱلْكِتَابِ ٱلْمَسْطُورِ»

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سلام بر تو ای نگهبان و خازن کتاب مسطور.

«وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ ۝ فِي رَقٍّ مَّنشُورٍ» (سورهٔ طور، آیات ۲–۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و سوگند به کتابی نوشته‌شده، در صفحه‌ای گشوده.

آن کتاب مسطور که همهٔ آنچه بوده و خواهد بود و هست در آن است، خازنش کیست؟ نمونه‌هایی از این خازن بودن گاه در زندگی حضرت بروز می‌کرد. کتاب مسطور، عالمی از عوالم خلقت و کتابی از کتب الهی است؛ آنچه در وجود می‌گذرد و گذشته و خواهد گذشت، با تمام جزئیات، در آن هست. وجود و حقیقت و نور سیدالشهدا بالاتر از آن است که تنها ظرف این عالم باشد؛ اما تعبیر «خازن الکتاب المسطور» به شمول نور او بر این حقیقت اشاره دارد.

تفصیل هر یک از این‌ها طولانی است. آنچه فهمیده می‌شود نیز همه گفتنی نیست؛ زیرا همهٔ شنوندگان ظرفیت یکسان ندارند. تنها نکته‌ای از آن را می‌توان باز گفت.

نمونه‌ای از علم خازن؛ اتمام حجت با عمر سعد و دعای کوتاه

روزی عاشورا، در لحظه‌های پایانی پیش از جنگ، سیدالشهدا با عمر سعد اتمام حجت کرد. فرمود: آنچه به تو وعده داده‌اند — حکومت ری و جرجان — نخواهی دید. می‌بینم سرت بریده بر چوبی در کوچه‌های کوفه، و کودکان از سر بازی با سنگ آن را می‌زنند. عمر سعد سخت ناراحت شد؛ اما همان‌گونه شد. برای رسیدن به حکومت ری این جنایت را پذیرفته بود؛ و به وعده نرسید.

در همان جریان کربلا کسی به او جسارت کرد. حضرت فرمود: بار بر تو آتش. و دعا کرد: «اللهم جرّ له لسانه» — خدایا زبانش را به آتش بسوزان. همان‌جا اسبش رم کرد و لگدمالش ساخت و پیکرش پاره پاره شد.

در روایت صحیح آمده که ائمه فرموده‌اند: اگر آن حضرت هر روز یک دعا می‌کرد، هیچ‌کس بی‌اثر نمی‌ماند؛ اما خواست بفهماند تسلیم و رضا در برابر خدا، برای رضای خدا و احیای توحید، چیست. خازن الکتاب المسطور بودن فقط علم نیست؛ اثر و تصرف نیز هست. به اذن الله همه چیز را می‌داند و هرچه را اراده کند از خدا می‌خواهد.

پیوند مظلومیت و احیای توحید

استاد بار دیگر بر این نکته تکیه می‌کند که بی‌مانندی سیدالشهدا تنها در نسب و ولایت نیست؛ در کیفیت تحمل مظلومیت و در هدفی است که آن مظلومیت را معنا می‌بخشد. تحمل رنج، به خودی خود، مقصد نهایی نیست؛ مقصد، احیای توحید است. قیام او با فضیلت و منزلتش، با رشادت‌هایی که زیارت‌ها از آن یاد می‌کنند، و با مجاهدتی که تاریخ نیز گواه آن است، اسلام را از محو کامل نجات داد. اگر آن نهضت نبود، نه تنها حکومت دینی نمی‌ماند، که حتی امکان عبادت فردی در خلوت نیز از میان می‌رفت. این سخن ادعایی خطابی نیست؛ حاصل تأمل در روایات و در ضبط تاریخ است.

وصف «شریک القرآن» نیز از همین افق خوانده می‌شود. قرآن نگهبان اساس توحید و صراط مستقیم است؛ سیدالشهدا نیز با خون خود همان اساس را نگاه داشت. پس بی‌مانندی او در ملکوت نیز شناخته شده است: وتر الله الموتور فی السماوات و الارض.

انصار و حساب استثنایی

چون خود او وتر الله است، یاران و انصارش نیز — آنان که در رکابش شهید شدند — حسابی جداگانه دارند. این حساب را نباید با سنجش‌های عادی مقایسه کرد. استاد وعده می‌دهد که در ادامه، هم از خصوصیات خود حضرت و هم از خصوصیات یاران سخن بگوید؛ اما پیش از آن، زنجیرهٔ صفات وارثی و حجتی را کامل می‌کند تا زمینه برای فهم «اصفیاء» و «برگزیدگان» کربلا آماده شود.

تأمل در سفارت و خزائن علم

عنوان «سفیر الله» را نباید سطحی گرفت. سفیر، حامل پیام و نمایندهٔ حضور است؛ فرزند سفیر بودن نیز استمرار همان خط رسالت و ولایت است. و «خازن الکتاب المسطور» افقی فراتر از علم جزئی می‌گشاید: عالمی که گذشته و حال و آینده را با تفصیل در بر دارد، در نور او جای گرفته است. بروزهای این خزائن در کربلا — خبر دادن از سرنوشت عمر سعد، دعای کوتاه و اثر فوری آن — نمونه‌هایی است برای اهل تأمل، نه برای کنجکاوی عامیانه.

روایت تحمل مصائب نیز درس سلوکی دارد: قدرت دعا و تصرف هست؛ اما حضرت خواست «تسلیم و رضا» را به عنوان راه احیای توحید نشان دهد. پس خازن بودن هم دانستن است و هم خواستن به اذن الله؛ نه صرفاً انباشت اطلاعات غیب.

ادب مطالعهٔ این زیارت‌ها

استاد یادآور می‌شود که جملات برگزیدهٔ او همهٔ آنچه در زیارت‌هاست نیست؛ نمونه‌هایی است برای توجه به نکته‌ها. زیارت‌های وارد از لسان ائمه، معتبر و پر از اشاره است. خوانندهٔ اهل معنا باید ترجمه را پلی بداند به سوی فهم، نه غایت نهایی. آنچه در این جلسه از «حجة»، «قتیل»، «ثار»، «وتر»، «شریک القرآن»، «وارث»، «سفیر» و «خازن» گفته شد، همگی یک تصویر می‌سازند: مخلوقی بی‌مانند که خونش در خلد آرام گرفته، عرش از آن لرزیده، و خلائق — از آسمان و زمین تا غیب و شهادت — بر او گریسته‌اند.

ماه محرم، ظرف این یادکرد است: لب‌های تشنه، خیمه‌های سوخته، و آزادگان در بند، همه در پرتو همان زیارت خوانده می‌شوند. دوستداران اهل‌بیت علیهم‌السلام در سوگ آل‌الله خیمهٔ عزا برمی‌افرازند؛ و این سلسله بحث‌ها می‌کوشد از رهگذر زیارت و روایت، چراغی برای هدایت برافروزد — چراغ و مصباح هدایتی که خود اوست. از همین‌رو عنوان برنامه نیز «چراغ هدایت» است: نوری که در تاریکی فتنه، راه توحید را نشان می‌دهد.

جمع‌بندی جلسهٔ نخست

بدین ترتیب جلسهٔ نخست چراغ هدایت، از زیارت مطلقه آغاز می‌شود و به شرح خطاب‌های «حجة الله»، «قتیل الله»، «ثار الله» و به‌ویژه «وتر الله الموتور» می‌رسد؛ گریهٔ همهٔ خلائق و آسمان و زمین را می‌خواند؛ نقش قیام حسینی در بقای اسلام و وصف «شریک القرآن» را باز می‌گوید؛ وارث انبیا و حجت آسمان و زمین بودن را یادآور می‌شود؛ و با دو عنوان «سفیر الله» و «خازن الکتاب المسطور» و نمونه‌هایی از علم و تصرف حضرت در کربلا، افقی از بی‌مانندی او می‌گشاید. یاران او نیز حسابی استثنایی دارند که در جلسات بعد پی گرفته می‌شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.