ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 009

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

آغاز جلسه؛ زیارت قبر سیّدالشّهدا

بسم الله الرحمن الرحیم. أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له.

در برنامهٔ پیشین بیانات پیامبر دربارهٔ مصائب سیّدالشّهدا و بحث طیّ‌الارض و طیّ‌الزمان آمد؛ سپس روایت امّ‌سلمه و یکی از اسرار گریه باز شد. اکنون سخن به زیارت سیّدالشّهدا سلام‌الله‌علیه و قبر شریف آن حضرت می‌رسد. در روایات، مطالب عجیب و نکات بسیار ظریف و اسرارآمیز در این باب به چشم می‌خورد.

فریضه‌بودن زیارت در لسان روایات

از بعضی روایات برمی‌آید که زیارت آن حضرت واجب است. فقها از لحاظ مباحث فقهی غالباً آن را واجب اصطلاحی ندانسته‌اند؛ امّا لحن روایات آن است که فریضه است برای هر مرد و زن مسلمان و مؤمن و شیعه؛ مفترض است. این خود حکایتی دارد و اسرارآمیز است. اگر کسی به قبر شریف از نزدیک دستش نرسید، زیارت مطلق — از جمله از دور — در همین افق مطرح می‌شود. برای آنکه معلوم شود مسئله تا چه پایه اسرارآمیز است، چند روایت اشاره می‌شود.

روایت امام باقر: امر شیعه به زیارت به‌عنوان فریضه

از امام باقر سلام‌الله‌علیه روایت است — و در مصادر بحار نیز آمده — که فرمود: شیعیان ما را امر کنید به زیارت قبر حسین بن علی علیه‌السلام؛ زیرا آمدن به زیارت قبر آن حضرت فریضه است بر هر مؤمنی که به امامت حسین علیه‌السلام از جانب خدا اقرار دارد.

«مُرُوا شِيعَتَنَا بِزِيَارَةِ قَبْرِ ٱلْحُسَيْنِ… فَإِنَّ إِتْيَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَىٰ كُلِّ مُؤْمِنٍ يُقِرُّ لِلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ ٱلسَّلَامُ بِٱلْإِمَامَةِ مِنَ ٱللَّهِ» (امام باقر علیه‌السلام)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): شیعیان ما را به زیارت قبر حسین فرمان دهید؛ زیرا آمدنش فریضه‌ای است بر هر مؤمنی که به امامت حسین از جانب خدا اقرار دارد.

مفترض است از ناحیهٔ خدا؛ فریضه است. این لحن، زیارت را در ردیف تکالیف الهی می‌نشاند، نه در ردیف مستحبّات کم‌رنگ.

امّ‌سعید و سخن امام صادق: واجب بر رجال و نساء

امّ‌سعید، از زنان شیعه، می‌گوید امام صادق به من فرمود: یا امّ‌سعید، قبر حسین را زیارت می‌کنی؟ گفتم نه — یا در نقلی بله. سپس امام دوباره فرمود: یا امّ‌سعید، زیارتش کن؛ زیرا زیارت حسین واجب است بر مردان و زنان.

«زُورِيهِ فَإِنَّ زِيَارَةَ ٱلْحُسَيْنِ وَاجِبَةٌ عَلَى ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَاءِ» (امام صادق علیه‌السلام)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): او را زیارت کن؛ زیرا زیارت حسین بر مردان و زنان واجب است.

این تصریح به وجوب بر رجال و نساء، دایره را عام می‌کند و عذر جنسیتی برنمی‌دارد.

حجّ عمری بدون زیارت حسین؛ ترک حقّ رسول‌الله

روایت دیگری از امام باقر سلام‌الله‌علیه لحنی خاص دارد:

«لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ يَزُرِ ٱلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ عَلَيْهِ ٱلسَّلَامُ لَكَانَ تَارِكًا حَقًّا مِنْ حُقُوقِ رَسُولِ ٱللَّهِ صَلَّى ٱللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ لِأَنَّ حَقَّ ٱلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ ٱلسَّلَامُ فَرِيضَةٌ مِنَ ٱللَّهِ وَاجِبَةٌ عَلَىٰ كُلِّ مُسْلِمٍ» (امام باقر علیه‌السلام)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): اگر یکی از شما عمری حج گزارد و حسین بن علی را زیارت نکند، حقی از حقوق رسول خدا را ترک کرده است؛ زیرا حقّ حسین فریضه‌ای از خدا و واجب بر هر مسلمان است.

اگر کسی دهرش را به حج بیت‌الله بپردازد و سیّدالشّهدا را زیارت نکند، حقی از حقوق رسول‌الله را ترک کرده است؛ زیرا حقّ حسین فریضه است از خدا بر هر مسلمان. لحن روایت سنگین است: حجّ بسیار، جای زیارت حسین را پر نمی‌کند.

ترک زیارت بدون عذر؛ از اهل آتش

از امام صادق پرسیدند دربارهٔ کسی که زیارت قبر حسین را ترک می‌کند بی‌آنکه علّتی داشته باشد. فرمود: این مرد از اهل آتش است. لحن مطلق است: رجل من أهل النار. روایت دیگری نیز هست که مردی آمد و پرسید آیا پدر و جدّ شما — مقصود سیّدالشّهدا — را باید زیارت کرد؟ امام فرمود بله. پرسید برای زائر چیست؟ فرمود جنّت، اگر به امامت امام موحّد باشد. پرسید برای آنکه از روی بی‌رغبتی ترک کند چیست؟ فرمود: الحسرة یوم الحسرة؛ حسرتی بزرگ در روز حسرت.

«قَالَ ٱلْجَنَّةُ… قَالَ ٱلْحَسْرَةُ يَوْمَ ٱلْحَسْرَةِ» (امام صادق علیه‌السلام)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): فرمود: بهشت… فرمود: حسرت در روز حسرت.

فاصلهٔ شانزده فرسخ و تعبیر جفا

از امام باقر نقل است که از یکی از اصحاب پرسید: میان شما و قبر حسین چقدر فاصله است؟ گفت شانزده فرسخ. فرمود: به زیارتش نمی‌آیی؟ گفت نه. فرمود: ما أجفاکم؛ چه بسیار جفاکارید. تعبیر جفا در روایات متعدد آمده برای کسی که زیارت حسین را ترک کند. از امام صادق نیز پرسیدند در زیارت حسین چه می‌گویید؟ فرمود: زره و لا تجف؛ زیارت کن و جفاکار نباش.

«زُرْهُ وَلَا تَجْفُ» (امام صادق علیه‌السلام)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): او را زیارت کن و جفا روا مدار.

روایات در این باب بسیار است؛ در مجلّدات بحار — از جمله جلد صد و یک در چاپ‌های جدید — با اسناد آمده است. نکتهٔ اصلی همان فریضه‌بودن و مفترض‌بودن زیارت است. لحن روایات صریح است: اگر زیارت نشود، حتی با عمری حج، حقی ترک شده، فریضه‌ای ترک شده، جفا شده و حسرت خواهد آمد. بعضی روایات نیز از محرومیّت از خیرات سخن می‌گویند؛ امّا ستون بحث، فریضه بودن است.

من زار حسین کمن زار الله فی عرشه

نکتهٔ دیگری که باز به اسرارآمیز بودن آن وجود مقدّس راه می‌برد، این است که در روایات متعدد آمده:

«مَنْ زَارَ ٱلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ ٱلسَّلَامُ كَمَنْ زَارَ ٱللَّهَ فِي عَرْشِهِ» (روایت)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر که حسین علیه‌السلام را زیارت کند، چنان است که خدا را در عرشش زیارت کرده است.

کسی که آن حضرت را زیارت کند، خدا را در عرشش زیارت کرده است. راوی می‌گوید به امام گفتم: کسی ما را زیارت کند رسول‌الله را زیارت کرده است؛ امّا من زار حسین زار الله فی عرشه. چرا برای حسین چنین است؟ ذهن در باب زیارت آن حضرت با این نکته روبه‌رو می‌شود. در بحار، جلد صد و یک، روایاتی از این باب آمده است؛ از جمله پرسیدند برای زائر حسین چیست؟ فرمود: کان کمن زار الله فی عرشه.

کربلا و کعبه؛ دل حسین عرش خدا

بر اساس آنچه بعضی بزرگان گفته‌اند و با توجّه به نکات ولایت، اصل کعبه عبارت است از کربلا و کعبهٔ واقعی عبارت است از وجود شریف حسین بن علی سلام‌الله‌علیه. دل سیّدالشّهدا و وجود او عرش الله است؛ الرحمن علی العرش استوی. کان کمن زار الله فی عرشه. ائمهٔ دیگر نیز چنین‌اند؛ امّا اینجا نکات اسرارآمیزی است که کلیّتش را می‌فهمیم و سرّ تامّش از دسترس عقل ما دور است. وجود اسرارآمیز است؛ امّا اسرار چیست؟ عقل و فکر به آنجا نمی‌رسد.

راوی پرسید: کسی یکی دیگر از شما را زیارت کند برای او چیست؟ فرمود: کمن زار رسول الله؛ مانند آنکه رسول‌الله را زیارت کرده باشد. این تمایز نیز به اسرارآمیز بودن زیارت حسین اشاره می‌کند: زیارت سایر ائمه هم‌رتبهٔ زیارت پیامبر، و زیارت حسین هم‌رتبهٔ زیارت خدا در عرش.

آثار و برکات؛ ندای یا باغی الخیر

در باب زیارت و آثار و برکات آن مطالب بسیار است؛ روایات با سندهای دقیق و ثواب‌های بلند برای زوّار. در روایتی کوتاه آمده که حاجبی غیبی پیوسته ندا می‌دهد:

«يَا بَاغِيَ ٱلْخَيْرِ أَقْبِلْ إِلَىٰ خَالِصَةِ ٱللَّهِ» (روایت)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ای جویندهٔ خیر، به سوی خالصهٔ خدا روی آور.

ای آنکه به دنبال خیری، بیا به سوی خالصهٔ خدا. خالصة الله تعبیری است مخصوص سیّدالشّهدا؛ خالص‌شده برای خدا. می‌خواهی با کرامت از این عالم سفر کنی؟ می‌خواهی از ندامت در امان باشی؟ بیا به سوی خالصهٔ خدا که سیّدالشّهداست. این ندا را غیر از جنّ و انس، دیگران می‌شنوند؛ از انسان‌ها مگر کسی گوش بالاتر داشته باشد. یسمع اهل المشرق و اهل المغرب — در روایتی — ذکر می‌شود.

چون زائر از زیارت منصرف شود، باز ندای غیبی جملاتی به او می‌گوید که اگر بشنود، دیگر از قبر سیّدالشّهدا دست برنمی‌دارد. نیز در روایات آمده که برای هر زن مؤمن لازم است مصاعدت کند — یاری دهد — به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در زیارت قبر حسین. این تعبیر روایات است.

زیارت از دور و زیارت عاشورا

اگر دست به زیارت از نزدیک نرسد، این روایات از دور نیز متوجّه مکلف است. وظیفه آن است که زیارت از دور ترک نشود. اگر برکات زیارت را بخواهیم، زیارت عاشورا را — اگر از نزدیک نرسیم — از دور ترک نکنیم؛ همان‌گونه که ندای یا باغی الخیر می‌گوید به سوی خالصهٔ خدا بیا. از نزدیک که دست نمی‌رسد، از دور نباید کوتاهی کرد.

چرا لحن روایات با فتوای رایج فاصله دارد؟

پرسش طبیعی آن است که اگر روایات چنین صریح‌اند، چرا فقها غالباً وجوب اصطلاحی نگفته‌اند. استاد وارد جزئیات فقهی نمی‌شود؛ امّا اشاره می‌کند که لحن روایات فریضه است و این خود سرّ دارد. ممکن است وجوب فقهیِ مصطلح شرایط و قیودی داشته باشد که در بحث فقه باز می‌شود؛ امّا سالک و محبّ نباید لحن ائمه را سبک بشمارد. وقتی امام می‌گوید مفترض من الله است، وقتی می‌گوید واجبة علی الرجال والنساء، وقتی حجّ عمری را بدون زیارت ناقص حقّ پیامبر می‌خواند، پیام معنوی روشن است: زیارت حسین در منظومهٔ ایمان رکن است، نه حاشیه.

ثواب‌ها و محرومیّت‌ها

علاوه بر فریضه، روایات از خیرات فراوان برای زائر و محرومیّت برای تارک سخن می‌گویند. کسی که زیارت را ترک کند، خود را از خیراتی که زیارت برایش می‌آورد محروم کرده است. بهشت برای زائر معتقد به امامت، و حسرت برای تارک از روی اعراض، دو سر یک طیف‌اند. جفا نیز نامی است که امام بر ترک زیارت می‌نهد؛ جفا در حقّ امام و در حقّ پیامبر که حقّ حسین را حقّ خویش خوانده است. مراجعه به جلد صد و یک بحار برای دیدن اسناد و تفصیل ثواب‌ها توصیه می‌شود؛ اینجا تنها ستون‌های اسرار برجسته شده است.

عرش و کعبه و خالصهٔ خدا

سه تعبیر بلند کنار هم می‌نشینند: زار الله فی عرشه؛ کربلا به‌مثابه کعبهٔ حقیقی؛ خالصة الله. زیارت حسین زیارت خدا در عرش است؛ نه تشبیه شاعرانه، که تعبیر روایی. اگر دل او عرش است، نزدیک‌شدن به قبر او نزدیک‌شدن به مجلای استوای رحمان است. کعبهٔ ظاهر مرتبهٔ نازله است؛ کربلا و وجود حسین حقیقت‌اند — چنان‌که در جلسات پیشین نیز دربارهٔ بیت‌الله و قلب حسین گفته شد. خالصة الله بودن او، او را قبلهٔ جویندگان خیر می‌کند: یا باغی الخیر، بیا.

ادب عملی برای دورمانده‌ها

بسیاری دستشان به حائر نمی‌رسد. روایات اینان را معذور از اصل توجّه نمی‌دانند. زیارت از دور، زیارت عاشورا، و حفظ پیوند قلبی، راه کسانی است که از نزدیک محروم‌اند. ندای پس از انصراف — که اگر شنیده شود زائر را دوباره می‌کشاند — نشان می‌دهد فیض زیارت با رفتن جسم تمام نمی‌شود. زنان مؤمن نیز به مصاعدت با زهرا در زیارت فراخوانده شده‌اند؛ یعنی عزا و زیارت حسینی، یاری به مادر در سوگ فرزند است. این ادب، زیارت را از عمل فردی به همراهی با زهرا بدل می‌کند.

پیوند با جلسات پیشین

این بحث را باید در ادامهٔ رضای رحمان و تجلّی ربوبی و شراکت انبیا و طيّ‌الزمان خواند. اگر حسین رضای رحمان است و دلش عرش است و انبیا موظّف به همدردی‌اند و پیامبر صحنه را شهود می‌کند، آنگاه زیارت قبر او نمی‌تواند امری فرعی باشد. فریضه‌خواندن زیارت، امتداد همان اسرار است در قالب تکلیف. زائر وقتی می‌آید — از نزدیک یا از دور — در همان خطّی قرار می‌گیرد که آدم اشک ریخت و نوح مضطرب شد و امّ‌سلمه قاروره نگاه داشت. زیارت، ورود آگاهانه به آن خطّ است.

جمع‌بندی

این جلسه ستون‌های اسرار زیارت را کنار هم می‌چیند: لحن فریضه و وجوب در روایات باقر و صادق؛ ترک زیارت حتی با حجّ عمری به‌مثابه ترک حقّ پیامبر؛ جفا و حسرت و آتش برای تارک بی‌عذر؛ سپس قلّهٔ تعبیر من زار حسین کمن زار الله فی عرشه و پیوند کربلا با کعبه و عرش؛ و سرانجام ندای خالصة الله و تأکید بر زیارت از دور و یاری زهرا در زیارت. همهٔ این‌ها یک سخن می‌گویند: زیارت حسین در منظومهٔ ولایت، فرع کم‌رنگ نیست؛ راه قرب به عرش است. از فریضه تا عرش، از جفا تا خالصة الله، از حسرت تا بهشت، نقشهٔ واحدی است که خواننده را از ظاهر قبر به باطن عرش می‌برد و از عذر دوری جسمانی به وظیفهٔ زیارت از دور و اشک عاشورا می‌رساند. پس زیارت، هم تکلیف است هم معرفت؛ هم ادب است هم راه نجات. و ترک آن، ترک راهی است که به عرش می‌انجامد. والله العالم. و السلام.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.