ددرس‌گفتارها

[شعر] حسین، حسین، حسین، حسین.

حسین، حسین، حسین، حسین.

شهید که برفت حسین.

حسین، حسین، حسین، حسین.

رعیف نه نگفت حسین.

حسین، حسین، حسین- السلام علیک یا أبا عبدالله الحسین وعلى الأرواح التي حلت بفنائك.

چراغ هدایت.

چراغ مصباح هدایت تویی.

چراغ مصباح هدایت تویی.

سفینه‌ی غصه‌ را یم کنم.

سفینه‌ی غصه‌ را- بسم الله الرحمن الرحيم.

وَهُوَ رَبُّ الْحُسَيْنِ الَّذِي قُتِلَ عَطْشَانًا.

سلام بر حسین و بر یاران حسین و سلام بر شما دوستداران مکتب حسین علیه السلام.

دوستان دهمین برنامه چراغ هدایت را می‌شنوید.

در این برنامه بخش دیگری از مطالب حکیم وارسته آیت الله محمد شجاعی را تقدیم حضورتان می‌کنیم.

در باب شخصیت و جایگاه حضرت سید الشهدا علیه السلام در برنامه گذشته شنیدیم که استاد روایتی را از حضرات معصومین علیهم السلام نقل کردند که بیانگر اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام است.

در این برنامه استاد ابتدا سری از اسرار زیارات اولیاء خدا را توضیح می‌دهند و مکاشفاتی از برخی مؤمنین را در باب زیارات معصومین علیهم السلام بیان می‌کنند.

این بحث را با هم می‌شنویم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد و آله الطاهرين.

برکات زیارت، زیارت سید الشهدا سلام الله علیه که یکی دو تا نیست من نخواستم بگم و بعضی جاها هم خواستم بعضیشو بگم.

الان فقط به شما می‌خواستم نکته‌ای عرض بکنم و بعد هم به بعضی از مکاشفاتی که بعضی از خوبان داشته‌اند در اینجا بعد از حرف‌هایی که میگم اشاره خواهم کرد.

توجه بکنید که در هر زیارتی که، یک نکته را توجه بکنید، در هر زیارتی که من و شما می‌کنیم سید الشهدا سلام الله علیه از دور باشد و کسی از نزدیک موفق به زیارت قبر باشد، این آثار و برکات زیادی که من نخواندم و در روایات هست به چشم می‌خورد هست و اگر انسان بفهمد واقعاً باید دست بردارد نباشد، حتی در بعضی از مکاشفات برای بعضی‌هایی معلوم شده است.

الان بعدا عرض می‌کنم.

این جهتش این است که، برای این جهتش را خوب بفهمید.

وقتی که من و شما سید الشهدا سلام الله علیه را به اجمال می‌شناسیم، به عنوان امامت قبول داریم، محبت به حضرتش داریم.

او هم که سر الله است، او هم که خالصة الله است.

اون به اصطلاحی که من الآن الفاظی که دارم و حکایت از منزلت بسیار بالای اون حضرت می‌کند.

وقتی من و شما متوجه او شدیم به عنوان زیارت این نکته پیش شما برود.

ما به اندازه صلاحیت وجودی خودمون به اون حضرت نزدیک شده‌ایم.

عرض کنم که البته حالا اینجا مسائل زیاد است.

خود حضرت اول سلام الله علیه دقیقاً در روایات تحت تمام زوایا خودش را شاهد است.

خودش می‌بیند این.

می‌گه سید الشهدا سلام الله علیه نه زمان براش حجاب است، نه مکان براش حجاب است.

ولی خداست اون هم ولایت مطلقه.

شما اینجا بایستی به زیارتی بخوانی در محضر امام هستی به اذن الله او حاضر است و حتی هست که از پدر و مادر هم بهتر آن شخص را می‌شناسد.

تمام زوایا‌ش را می‌بیند، حالت‌ش را می‌بیند، منزلت‌ش را می‌بیند، زوایا‌ش را کاملاً نگاه می‌کند و مرتباً برای او طلب غفران می‌کند در مقام حسابرسی.

حالا این هم یک نکته‌ست جاهاش محفوظ باشد.

می‌خوام اینو عرض کنم که وقتی من و شما چه از نزدیک برویم، چه از دور متوجه سید الشهدا می‌شویم، همین توجه را ساده نگیریم.

همین که مثلاً نفاتی به دست می‌گیرید و مشغول زیارت می‌شوید، البته به شرطی که خیلی پراکنده نباشید.

یعنی وقتی زیارت می‌کنید واقعاً فکر و دل شما به اون اندازه که می‌توانید متوجه اون حضرت باشد.

دیگه فقط لقلق زبان نباشد.

وقتی دل و فکر متوجه اینجا و اونجا بود، دیگه ما نزد حضرت یا به سوی حضرت حرکت نخواهیم کرد.

همون اینجا اونجا هستیم.

این یک قاعده کلی‌ست.

اما اگر به همون اندازه که از دست من و شما برمی‌آید متوجه حضرت شدیم، از دور و رو باشد، این متوجه شدن ما به لحاظ اینکه ما معتقد به امامتش هستیم، به لحاظ اینکه محبت به اون حضرت داریم و به لحاظ اینکه دوستش داریم، همین، همین مثال ساده که ما برخورد می‌کنیم در باطن امر یک نوع وحدت و قربی بین من و شما و بین اون حضرت می‌آورد.

فکر نمی‌کنید؟

روح اینکه حالا من روح اینکه میگم این تعبیرات یه چیزیست که زیاد با لفظ بیان نمیشه.

الفاظی میگم که اون حقیقت رو یه مقدار به ذهن من و شما نزدیک بکنه.

ذهن شما یعنی ذهن به خودم، ذهن خودم یه مقدار نزدیک است به ذهن شما نزدیک بشه.

عرض کنم که وقتی که متوجه می‌شوید زیارت می‌خوانید و عرض ادب می‌کنید با محبت و با دوستی و با اعتقاد به ولایت و امامت، روح شما حرکت می‌کند.

حالا حرکتی مخصوص روح است به تفسیرش فردا.

سلام الله علیه.

به اندازه‌ی صلاحیت‌تون با اون بهر به اصطلاح معنا ارتباط پیدا می‌کند، وحشت پیدا می‌کند.

در حد خودتون توجه می‌کنید البته به صورت فنا، فانی شدن.

اون وقت آنچه از اون حضرت و برکات وجود اون حضرت در این وحشت به شما متوجه خواهد شد این چیزی است که شما یک عمر هم شبانه روز عبادت بکنید نمی‌توانید دهمی از برکت اون برکات را به دست بیارید.

چون شما وقتی عبادت می‌کنید نمی‌گم عبادت نکنید.

اون نقطه را خوب بفهمید.

وقتی من و شما عبادت می‌کنیم با اون ضعیفت وجودی خودمون جلو می‌رویم.

اما اینجا مسئله عبادت کذا مطرح نیست.

اون ولایت را، ولی را، اون که عرش الله است، اون که بهر معنوی است، اون که مظهر حق است، اون که خالصة الله است و اون که الی آخر به او متوجه می‌شویم و محبت پیدا می‌کنیم و روح ما یعنی حرکت می‌کند به سوی اون حضرت.

به اندازه‌ی صلاحیت به اون عالم و اون حضرت وارد می‌شویم.

به عالم اون حضرت که وارد شد طبعا انوار وجودی اون حضرت به اندازه‌ای که ما باز صلاحیت وجودی داریم وجود ما را می‌گیرد.

این خیلی برکات فوق‌العاده.

بیش از این دیگه زیاد من نمی‌توانم به شما بگم.

البته در اینجا به این هم توجه بکنید به طوری که این، این طور است نقطه مقابلش را هم به شما بگم و بی تاثیر از این مسائل.

قبلاً هم در این باب نکاتی من به شما گفتم.

شما الان در افراد دیگه نقطه مقابلش حساب می‌کنه.

شما یک معصیت کار روبرو باشید، مواجه باشید یا بهش علاقه داشته باشید یا با محبت باهاش برخورد بکنید.

نقطه مقابل همین مسئله است.

توجه می‌کنید؟

یعنی اون معصیت کار اگر در عمرش هر قدر جنایت و ظلمت و تیرگی و طغیان که برای خودش داشته برای خودش کسب کرده، شما هم که با اون محبت دارید و رو به او متوجه می‌شوید با محبت در باطن در ورای حجاب دقت بکنید در ورای حجاب روح شما با این محبت‌تون و با توجه به سوی او می‌رود به سوی او و با او چه پیدا می‌کند؟

وحدت.

آن وقت می‌شود به شما آنچه که باید بشود.

توجه بکنید.

اون وقت بعد از مردن در قیامت یک دفعه شما نیست برای خودتون جنایت و غصب و انفاقی به آتش من چه کردم؟

من که نماز می‌خوندم که چی می‌کردم که نه.

چیزی که شما ساده می‌گرفتید ساده نبوده.

دقت بکنید.

یک مسئله است به جای خودش.

یک مرد الهی را یعنی به اصطلاح خالصه الهی را دوست داشتیم مانند سید الشهدا سلام الله علیه و بر اساس دوست داشتن به او متوجه شدیم و عرض ادب کردیم، رفتیم به سوی او و شدیم آنچه باید باشد.

بعکس اگر یک طاغی را، یک عصیانگر را، یک عرض زبانی را که محل نزول غضب و سخط الهی است دوست داشتیم و حرکت روحی کردیم به سوی او متوجه شدیم، اونجا هم به اندرزات همان غضب و سخط الهی دامنگیر ما هم می‌شود.

از اینجا مراقب کنید این همه نهیاتی شده است که معصیت کاران را دوست نداشته باشید، با آنها معاشرت نکنید و خیلی چیزها.

اگر خواستید با عقل‌ی باشد حالا افراد را بگذارید کنار مسائل دیگر را هم بکشید جلو و اونا رو هم حساب بکنید.

شما هر چه را دوست داشتید این یه داده کلی‌ست و به اون متوجه شدید و رو تصور کردید با همان تصور و حرکت روحیتون که دوست دارید رفتید با اون چه یکی شدید.

دقت بکنید اگر این میز را شما دوست داشتید دل شما کشیده می‌شود به سوی این میز.

با این میز شما در ورای این عالم چه دارد؟

وحشت داره.

بگیم برای من و شما اونقدر کار درست خواهد کرد.

در اینجا بهتر است که من عرض کنم که به چند سطر که من از اشعار مولوی نوشته بودم که اینا رو به شما بخوانم بعد بروم به برکات زیارت از طریق بعضی از نکته‌ها و اشفاتی برای بعضی از اوصاف آمده است و به ابعاد اسرارآمیزی که در زیارت سید الشهدا سلام الله علیه هست بپردازم.

مولوی می‌گوید که تو البته قبل از کارهای معمولی پرداخت بعد به این حرکت‌های روحی اشاره کرده.

خیلی عجیب است این مسئله.

اصلاً شما اگر خوب بفهمید می‌دانید که یعنی من و شما کلاً خوب بفهمیم و بفهمید، می‌دانید تا حالا هر روز چه قدر برای خودتون همین طور فکر نمی‌کنید، هیچ به نظرتون نمیاد کار درست بکنید و چه قدر برای خودتون اعوان درست می‌کنید.

شما که می‌توانید several ساعت‌ها را که هیچ کار ندارید حتی اگر براتون امکان ندارد زیارت مقابی و همین طور به اصطلاح زیارت رسمی بخوانید می‌توانید همین طور ساده در عالم خودتون متوجه سید الشهدا سلام الله علیه باشید.

به زبان خودتون سلام بدهید یا به امیرالمؤمنین سلام الله یا رسول الله و برای خودتون در پشت پرده خیلی مسائل پربرکت درست می‌کردید.

چرا نکردید؟

و چرا خودتون هی اینجا و اونجا متوجه شدید دل شما رفت به سوی این و اون از نزدیکان و فامیل‌ها و دوست‌ها و آشناها یا این شی اون شی و برای خودتون جهنم و ظلمت درست کردید.

همین با همین حرکت‌های فکری، با همین حرکت‌های قلبی، با همین محبت‌ها که ساده روزمره در عالم من و شما می‌گذره.

نمی‌فهمید چی می‌شود.

مولوی می‌گوید که تو به جد کاری که به جدی به دست، این اشعار خوب است در این زمینه.

تو به جد کاری که بگیری به دست ای بشکنون بر تو پوشیده شده است.

ای بشکنون بر تو پوشیده شده است.

زان همی تانی به دادن تن به کار.

شما می‌بینید که عیبشون رو نمی‌بینید.

کم خیر کارها زده‌ای.

زان همی تانی به دادن تن به کار که بپوشید از تو عیبش کردگار.

بعد میگه این ارتعاش و حرکات روحی که در همین مورد صحبت بود.

بعد و توجه به بد بود با اون بد یکی هستین.

اگر به خوب بود با اون خوب یکی هستین.

اون وقت شما خوبی حساب می‌کنی که بالاتر از همه خوبان است.

ذکر الله الموتور است.

خودش عرش الله است و اثار الله است.

یقی الله است.

باب الله است.

اونم گفتم خیلی از آرامش.

در اصل توجه به اون حضرت توجه به خداست در عرشش.

وحدت روح پیدا کردن با اون حضرت، وحدت پیدا کردن به اختصاص پیدا کردن به حضرت حق است در عرشش.

من زار حسین کمن زار الله فی عرشی.

می‌بینید که در این زیارت چقدر آسان به دست من و شما خیلی چیزها دست می‌آید.

آسان که اگر گفتم این طریقه نباشد، آنچه که در این زیارت به دست من و برای من و شما می‌رسد، ما از طریق شخصاً عبادت چیه؟

نمی‌توانیم به دست بیاریم.

خب عرض کنم که در هر صورت زیارت اون حضرت عرض کنم که در کتابهای ما راجع دارد.

اونقدر از آرامش هست که حالا به این مثال توجه کنید که همه ملائکه در زیارت اون حضرت هستند بدون استثنا.

همه بدون استثنا توجه کنید این بدون استثنا یاد شما هست.

قلب شریف اون حضرت بیست متر در بیست متر یعنی بیست متر.

سریع حساب کنید قلب شریف حضرت بیست متر در بیست متر.

شبیح کعبه توجه کنید در حدود کعبه.

البته من در بعضی صحبت‌هام مثال همون گذرا میگم که نمی‌توانم بیشتر.

در حدود کعبه، در حدود به مثابه کعبه که هست در زبان ما.

در اون حدود یعنی در اون اندازه.

دقیقا محوط و مختلف ملائکه است کل ملائکه و مختلف کل انبیا توجه کنید کل انبیا بدون استثنا از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گرفته تا همه انبیا الکرت پیامبران دیگه، ملائکه هم بدون استثنا از مقربین و الی آخر کل ملائکه مختلف ملائکه است اون.

از اونجا تا عوالم بالا تا جبروت تا عوالم قدس.

از اونجا تا عوالم بالا عوالم قدس و جوار حق مختلف ملائکه و کل رسل از رسول الله گرفته هست.

وقتی اون جمع دسته دسته هم میان و به ترتیب با توجه بر مراتب مقامات و این با توجه بر مراتب مقامات یادتون نره.

توجه کنید یعنی انبیایی کسانی با کسانی میان.

کسانی هم با کسانی.

نور تر و...

یعنی که این چقدر مسئله مهم خواهد بود.

چیست اون وجود مقدس سلام الله علیه؟

السلام علیک یا خارالله بن هار بن یز Gal.

عرض کنم که when شما از زیارت رسول الله بهتی‌جونی برای اینکه به عنوان کرامت چیزی پیش آمد.

کرامتی از سید الشهدا سلام الله.

نمی‌شود به سمت چشم گذاشت اما به جای خود نوعی از مکاشفات است اینها.

چون مکاشفاتی که داره مکاشفات گاهی به این لحاظه کدوم طرف هست که منزلت روحی بالا دارد عوائدی براش مخصوص می‌شود.

گاهی وقت مکاشفه پیش میاد برای طرف هدایت کننده است، منزلتش ایجاب نمی‌کند.

عنایتی از خدا هست که در او را چه می‌کند؟

می‌گیرد.

اینجا میگن کرامت حساب می‌کنند قاعدتا.

کرامتی است مثلا در اینجا از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.

در این حال کشف، کشف است.

یکی از شیعه‌های حسین بن علی سلام الله علیه از اعمش، اعمش میگه که از شیعه‌ها بود.

میگه که من یه همسایه داشتم و شیخی بود، همسایه من بود.

زیاد می‌رفتم پیش اون می‌شستم پیش اون شیخ.

گاهی می‌رفتم تو رو به الله اگر بود این جا همین می‌شستیم شب پیشیمانه.

بعد شب جمعه رفتم پیش او.

یه مقدار انس داشتم باهاش.

عرض کنم شب جمعه رفتم پیش او و این که نشستیم و اول شب جمعه بود که صحبت از زیارت سید الشهدا سلام الله علیه شد.

در کوفه.

عرض کنم که من گفتم که نظرت در خصوص با اون شیخ دوستم گفتم.

شیخ هم یه پیرمرد.

گفتم که نظرت در خصوص زیارت سید الشهدا چیه؟

اعمش بود.

گفت که نه این بدعت است.

بدعت است.

بدعت ضلالت است.

ضلالت در آتش است.

اینکه بدعت من کل بدع ضلاله و کل ضلالت في النار.

اینجور.

بعد دیدیم من خیلی ناراحت هستم.

سخت تا خودمم این چه جهالتی داشت از این مرد.

یعنی تازه متوجه شده که نظر این در خصوص زیارت سید الشهدا این چنین است.

حالا باهاش معاشرت داشته.

مسلمان بودها.

یعنی مؤمن نبوده در حقیقت شیعه و امرا نبوده.

تازه این تا براش واضح شده.

این که گفت نه بدعت است و ضلالت است و آتش است و بعد گفت خیلی من دیگه ناراحت شدم بلند شدم.

خیلی سخت ناراحت شدم و بلند شدم.

آمدم گفتم که فردا می‌روم در فرصت مناسب با دلائل و شواهد برای این از فضائل امیر از حضرت امیر سلام الله علیه و از ائمه اطهار می‌گم که تا طرف روشن بشه از این.

و جوابش بکنم با ناراحتی و عصبانیت.

بعد میگه بعد از این قسمت شب گذشت رفتم به دوباره منزل همون شیخ با قصد اینکه با او صحبت بنشینیم که چرا اینجور کردم.

می‌گفتم و اونجا و در زدم که بیاد.

تقریبا میشه گفت که از هشت در اواسط شب بوده.

بعد کسی از پشت در جواب داد که منزل نیست رفته به زیارت.

من تعجب کردم یعنی چه رفته به زیارت؟

بعد این صحبت اوایل شب یا عصر بوده.

عصر به اصطلاح که شب جمعه.

قبل از شب جمعه این صحبت قبلی شد و این در اواسط شب شده.

گفت که کسی از پشت در گفت که رفته به زیارت.

من تعجب کردم.

شایان حرکت کردم به سمت قبر سیدالشهدای سلام الله علیه و به حائر حسینی که رسیدم دیدم که یه شیعه اونجا در سجده است.

خیلی هم طول داد سجده را.

در حائر سیدالشهدای سلام الله یعنی کنار قبر حضرت عباس سلام الله علیه.

بعد مشغول دیدم خیلی طولانی مشغول سجود و رکوع و اینهاست نماز می‌خواند اونجا.

بالاخره در وسط تمام کرد و گفتند که چیکار می‌کنی؟

اینجا چرا آمدی؟

مگه نگفتی که این زیارت بدعت است و جلالت است؟

گفت.

گفت بله اینجور می‌گفتم ولی مسئله این بود که من عقیده به امامت اهل بیت یعنی اهل بیت این اهل بیت نداشتم به امامتشان.

به این صورت من عقیده نداشتم.

اما خوابیدم همون شب انداختم منزلش خوابیدم اول شب.

خوابیدم.

خوابی دیدم که بسیار مرا تکان داد.

اون شیخ همون شیخ.

بعد همون که همین خوابیده بودم حالا برای صحبت با این اهنوش هستم.

در خواب ذاتا دیدم که یک قافله‌ای حرکت هست در یک عالم نوری.

اولا در اینجا یک مرد مشخصی هست که نه زیاد قدش بلند است نه زیاد قدش کوتاه است.

اون که خودش میگه از همون تعبیرات من به شما میگم و بسیار هم زیباست و نوری است.

اینجا دیدم اما دوربرش هم به اصطلاح کسانی با خلافه‌های نوری با احترام دوربر اینجا گرفتن و عرض کنم که کسانی هم جلو حرکت می‌کنند.

در جلو هم یک پارس یعنی یک سواره مخصوصی هست که اون هم جلودار این قافله است.

عرض کنم که اون هم به یک مرکب خاصی سوار.

همش نوری بود ها الان عرض می‌کنم.

یک مرکب خاصی سوار هست.

بعد من تعجب کردم با وضعی که ناراحتیه خواب هست همش اما خوابی که کشف است.

کشفی است که کرامت است تعجب کردم.

گفت که گفتم سؤال کردم این مرد کیه با این جلالتی که هست این دور برش و این که در وسط هست این کیه؟

گفت که گفتند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسول الله هست.

صورت هم معلوم بود.

گفت گفتم اونی که در جلو هست که به اصطلاح پرچم‌دارمانند که جلو قافله حرکت می‌کرد که اون هم روحت و جلال و حساب خاصی داشت.

گفتند اون هم امیرالمؤمنین سلام الله علیه علی بن ابی طالب بعه رسول الله هست.

گفت دیدیم مبهوت شدم یعنی چه؟

بعد دوباره دقت می‌کردم دیدم که یک محمل نوری دیگری هم هست.

یک محمل نوری که ساحتمین اون چنان روشن است.

یک محمل نوری است بر یک مرکب نوری.

بعد به اون جلب توجه هم کرد.

این محمل نوری با این مرکب نوری که اون‌ها هم در همین طور در آسمان همین طور می‌آمدند با این‌ها.

یک قافله بود.

گفتم که این سؤال کردم.

گفتم این محمل چیه؟

این محمل نوری چیه؟

این مرکب نوری اینا چی هستن؟

در این محمل چی کسانی هستند؟

گفتند که در اینجا خدیجه است.

بعد فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله این هست.

یه غلامی هم بود با اون‌ها.

یعنی جوانی.

گفتم این جوان کیه؟

گفتند که این حسن بن علی.

اینو گفتند.

خب گفتند که این‌ها به کجا می‌روند؟

یعنی چه سؤال کردم.

گفتند که این جمع به زیارت موضوع اون تعبیر، تعبیر خود شخص از روی کشف.

کسی که ظالمانه در کربلا شهید شده رسول الله علیه به زیارت اون می‌روند.

اینا به زیارت اون می‌رن.

میگه در اینجا من دیگه خواب نیومد.

میگه یعنی چه زیارت؟

همون.

در واقع حقیقت براش به این صورت مشهور شده.

در این وسط که به اصطلاح مبهوت شدم.

یعنی چه جمع رسول الله با این که به زیارت سیدالشهدای می‌روند.

در این بین یه چیز دیگری هم نظرم آمد.

نظرم را جلب کرد.

دیدم که یه نامه‌ها اونا همش نوری بود ها.

روی کشف نوری بود.

عرض کنم که می‌آمد و تتساقط یعنی همین طور میره.

گفتند که این نامه‌ها را که می‌بینی نامه‌های نوری اینا هم امان از آتش است برای ذوالجلال حسین.

بعد یک دفعه یه حادثه غیبی هم ندا زد که شیعیان ما همه در بهشتند.

میگه من در اینجا تمام شد قضیه.

بعد اهنوش برگشت گفت که سلیمان، سلیمان نبوش.

من گفت که سلیمان دیگه بعد از این از این قبر من دست بردار نیستم.

توجه بفرمایید.

از این قبر من دست بردار نیستم.

این یک چشم‌داشت برای شخص ایشون البته گفتم نه به لحاظ صلاحیت شخص وجود است.

اما نکته‌ای که من گفتم از این نظر که از اینجا معلوم می‌شود که رسول الله از جمله زیارت کنندگان کیه؟

سیدالشهدا سلام الله علیه.

گفتم جمع و مراحل هم در جاهایش محفوظ است.

همه انبیا، بزرگان انبیا و ملائکه در مراحل مختلف می‌آیند.

در اینجا در...

در نتیجه اینو من به شما عرض کنم.

مال یک، من یعنی یک عرض کنم که یکی از آشناهای خوبی که داشتم به من گفت سه بار زاد و مثلا دو بار یا سه بار.

گفت که در، در ارتباط با یکی از مشاهدی که در سقف پشت بام بوده، در سقفی بوده سه بار براش چنین چیزی البته نه با همین زوایا که در اینجا خوندم براتون.

الان گفتم براتون.

او به من می‌گفت که دو بار یا سه بار.

این نکته کردم همه همش.

می‌گفت که من دیدم یک به اصطلاح محمل نوری را همینطور در، می‌گفت با همین چشمم می‌دیدم.

البته در بعضی مراحل چشم می‌داره که همین چشم ظاهراً باز است.

همین چشم دیگران نمی‌بینند ولی صاحب اون دید می‌بیند.

نوری در چشم پیش میاد.

نوری در چشم پیدا می‌شود.

در چشم ظاهر.

در چشم پیش میاد.

می‌گفت که من دیدم محمل‌ی را، محمل نوری را دیدم.

فقط اینا دیده بود.

دیگه چی کسان گوش هستند فلان.

می‌گفت از آسمان آمد همینطور آمده بود.

من می‌گفت ذهناً سؤال هم می‌کرد.

اصلاً مبحوث بوده بود.

دو یا سه بار.

دوبارش مسلمه من گفت.

بعد می‌گفت که آمد همینطور خب گنبد بالای یعنی همین که گنبد میشه اون گنبدی که بالا.

می‌گفت درست سر وسط گنبد که آمد به گنبد که رسید مثل اینکه رو رفته داخل گنبد.

یعنی اون سوی گنبد یعنی داخل به اصطلاح حرم.

اینو مرده بود بعد اونجا دیگه می‌رفت به، به گنبد که می‌رسید مثل داخل گنبد می‌رفت دیگه نمی‌دیدم هیچی.

در عین حال نکته اصلی این بود که رسول الله صلوات الله علیه از دو بار قبر سیدالشهدا سلام الله علیه [شیروان رازی- یا حسین] [شیروان رازی- یا حسین] دوستان ارجمند به پایان دهمین برنامه چراغ هدایت رسیدیم.

ادامه بحث این برنامه را در برنامه بعد بشنوید.

تا دیگر برنامه خدا یار و نگهدار.

[شیروان رازی- یا حسین]