ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 001

بسم الله الرحمن الرحیم.

اولاً این تذکرات، یعنی اولین چیزی که توصیه می‌کنم به همه‌تون این که با توجه بر این که خدا هر کسی را هر توفیقی داده است منت گذاشته است، عنایت فرموده است.

با توجه بر این حقیقت که خدا به هر کسی هر توفیقی داده است در مقام وجودیت، عنایت فرموده است، منت گذاشته است، تفضل کرده است، مشمول انعام خودش قرار داده است.

با توجه به این نکته به همه‌تون توصیه می‌کنم در ماه مبارک از دعای به این نحو «خدایا ما را ببخش، مواخذه نکن، بشو از مغفرت قرار بده، مواخذه ما گناهانمون نکن و محروم از ماه مبارک و برکات ماه مبارک و توفیقات ماه مبارک نفرین» این دعا را با تضرع داشته باشید.

حتماً این دعا را فراموش نکنید.

در ماه مبارک رمضان که خدا توفیق روزه همه ماه مبارک را با سلامتی و عافیت و توفیق ص-- به اصطلاح محظوظ شدن از سایر عباداتش، از دعاها و شب زنده‌داری‌ها و عبادات دیگرش به شما عنایت فرماید.

این دعا را در نظر داشته باشید.

محروم نکن.

مواخذه نکن.

حتماً.

اگر انا باشد خدا مواخذه بکند ما را به گناهانمون، همه توفیقات هم از ما می‌گیره.

منتها سبقت رحمت او غضب.

یعنی هرچی این دعا باشد رحمت خدا بیشتر خواهد بود و عهد خدا بیشتر خواهد بود و طبعا توفیقات از صد نخواهد فرمود و زیاد خواهد فرمود.

این یک دعا، این یک تذکری که گفتم حتماً دعا کنید.

البته این همه وقت هم همین طور.

همه وقت هم برای توفیقات کن.

به این نحو دعا بکن.

«خدایا!

ما را مواخذه نکن با گناهانمون.

شعور گناهان ما را به ما به این صورت نزن که ما را محروم بگردان.

ببخش و ما را محروم نگردان و بر ما منت بگذار» اینجوری.

و اگر از قلبتون کتور هست که شما روزه می‌گیرید کأن شما به خدا منت گذاشتید، بگید «خدایا!

اگر در قلب من این جور حساب باشد که من منت گذاشتم به این هم منو مواخذه نکن» که این فکر عامیانه هنوز ریشه دارد در وجود ما.

وقتی یک کاری می‌کنیم، نمازی، روزه‌ای، هر کار غیر عبادتی، یک فکر عامیانه از دست، یعنی جاهلانه در واقع، از دست در وجود ما ریشه‌دوان هست و ممکنه ما خودمون نفهمیم حتی.

بدون توجه وقتی یک روزه‌ای می‌گیریم، یک کاری می‌کنیم کأن یک چیزی اضافه داریم از خدا، کأن ما به خودمون، از خدا خلاف کاری کردیم که ممکنه بلا شعور از قلب ما بگذرد یا باشد و خودمون توجه نداشته باشیم.

این خیلی شعور کتم داره.

دقت کنید این مسئله.

برای خدا هم انعام می‌کنه، هم منت می‌ذاره هم و با تضرع هم ازش می‌گیریم این مسئله رو در می‌گردونیم، خدایا ما به تو اضافه دادیم.

ثانیاً به شما تأکید می‌کنم در ماه مبارک، باز قبلاً گفتم و الان هم میگم که هم دعا داشته باشید این مضمون و هم سعی که روزه شما روزه باشد در حدی که از شما و ما برآمده است.

روزه شما روزه باشد یعنی فقط ظاهر نداشته باشد که باطنی براش نباشد، روحی نباشد.

اون دعای ماه رجب «لا تجعل صيامى اول قتش في شهر رجب» یعنی که حظ ما را از صيام و تشنگی و گرسنگی قرار مده خدایا.

این اشاره است و این برای اهل شعور و اهل فهم اشاره است که توجه داشته باشند.

بعضی روزه‌ها این جوره.

فقط سهم انسان یک گرس-- گرسنگی و تشنگی‌ست.

باطن ندارد روزه، حقیقت ندارد.

اون جان مسئله موجود نیست.

از خدا بخواهید و سعی هم بکنید که روزهتون از این روزه‌ها نباشد، از این روزه‌ها باشد.

هم دعا بکنید و هم سعی، سعی‌ش به این است که از مفطرات ظاهری که اجتناب بکنه که ظاهر روزه را باطل می‌کند.

از مفطرات باطن هم اجتناب بکنه که باطن روزه را باطل می‌کند.

به اون معصیت‌ها و گناهان است.

خیلی، خیلی سعی کنید که گناه نکنید.

البته گناه نکردن همیشه وظیفه است و تو طاعتش هم در رفتن.

اما بخواهید روزه‌تون باطن داشته باشد باید حتماً گناه نکنید.

اینم یک تذکر در ماه مبارکه.

عرض کنم که باطن روزه دیگه همین است دیگه.

باطن روزه که روزه رو خودتون امساک می‌کنید از آنچی که به اصطلاح باطن روزه را خراب می‌کند.

این است که از گناهان امساک بکنید، از گناهان اجتناب بکنید.

گناه کردن باطن روزه‌تون را باطل می‌کند و شما در باطن روزه دار نیستید.

باطن روزه را ندارید.

روح روزه را ندارید.

گناه مقتل باطن روزه است.

یعنی گناه نکنید.

اما این که اگر مخصوصاً شما این سوالی که اینجا کردید مثل باطن روزه چیست؟

دیگه در باطن روزه شصت ایشان صحبت کردن حالا زود روزه یک ظاهری دارد، یک باطنی دارد.

ما الان داریم نماز ظاهری دارد، باطنی دارد.

هر عمل عبودی ظاهری دارد، باطنی دارد.

ظاهرش را یک چیزها خراب می‌کند، باطنش را یک چیزها خراب می‌کند.

ظاهرش را کی دارد؟

باطنش را کی دارد؟

همین‌قدر شرط باطن دار بودن و حقیقت دار بودن روزه من و شما این است که از گناه اجتناب کنیم.

البته توجه داشته باشید که باطن روزه خودش مراتب دارد.

چون سؤال شد اینم بگم فکر نکنید که ما اگر از مضرات ظاهر روزه اجتناب کردیم و از گناهانم که باطن روزه را خراب می‌کند اجتناب کردیم، ما از باطن و حقیقت روزه آنچنان که هست بهره‌مند هستیم.

نخیر، از مرتبه‌ای از باطن‌ش بهره‌مند هستیم.

از مرتبه اولیه‌ی باطن‌ش ما بهره‌مند هستیم.

دقیقاً از مرتبه اولیه‌ش.

و الا باطن روزه و حقیقت روزه مراتب دارد.

ما اگر گناه را ترک بکنیم از مرتبه اول باطن و حقیقت روزه به اضافه ظاهرش بهره‌مند خواهیم بود.

ولی باطن روزه، حقیقت اصلیش خیلی بالا است.

مراتب دارد گفتم.

مرتبه اخیرش میدانه چیه؟

مرتبه کاملش.

مرتبه کامل این است انسان از غیر خدا انصراف بگیرد.

به ذهن شما.

حالا این دیگه فقط در یک جمله بگم، از غیر خدا انسان منصرف شود.

در دعای نجات شبانه این جمله‌های آخرش این جمله را هم خدا اونجا که میگه [سرفه] این جمله چیه؟

میگه خدایا به من این عنایت را بکن.

اون، اون وقتی می‌شود که انسان به نور سبحان خدا منحل شود که اون مقام فناست و اون مقامی که اسمش را شنیده‌ایم من و شما.

هیچ‌one تصورش را نمی‌توانیم بکنیم.

تصور ذهنی‌ش و عملش که هستش که معلومه.

اون یه مرحله بسیار بالاست که انسان اون وقت به حقیقت روزه می‌رسد که حتیٰ لَأَكُونَ لَكَ عَارِفًا وَأَنْ سِبَاكَ مُنْحَرِفًا.

میگه از غیر خدا کلاً انسان منحرف بشود.

یعنی منقطع بشود.

به خدا برسد.

این باطن روزه است.

این سبك از.

این روزه‌های ما زمینه را آماده می‌کند برای کسی که بخواهد دنبال آنجاها باشد.

پیشرفت کند.

به اونجاهایی عاشقانه.

به اونجاها در حد خودش نه اینکه به اون مراتب برسد، به اونجاها نزدیک بشود.

خب در هر صورت این هم یک تذکر بود که برای روزه و ماه مبارک هم عرض کردم.

ولی خیلی باز هم بر می‌گردم تاکید می‌کنم.

ببینید اون اندازه که از سخت اجتناب می‌کنید، خیلی ساده‌تر هم میگم خوب، فراموش نکنید.

چون اینا وقتی گفته میشه معمولا در عمل باز زیاد اهمیت داده نمی‌شود.

همونی که من فکر کردم اینجوره.

ولی خوب دقت کنید زیاد اهمیت بدهید.

به طوریکه ساده‌تر بگم که بفهمید چی میگم.

به طوری که در ارتباط با ظاهر روزه خیلی معمولا ماها دقت می‌کنیم که مواظب هستیم حتی اگر مثلا میگم خب بر اساس فتوا در جهت درست هم هست، در جهت حتما درست و خوش خداست.

چطور در ظاهرش اینجور، اینجور دقت می‌کنیم، چندن برابر بیشتر از این دقت بکنیم که باطن روزه خراب نشه.

خیلی مواظب باشید، حرفی نزنید که گناه باشد.

غیبت دیگران، به هر تکلمی گوش نزنید.

نفرین گوینده‌ای در وقت غیبت کسی شما بشنوید.

یا مثلا حرفی نزنید مسخره باشد.

حرفی نزنید طرف را برنجاند، تحقیر باشد.

اینا همش محرمات و گناهان دیگه.

یا در مواجهه عصبانی نشود الی آخره.

یا در مسئله نامحرم، در هر مسئله دیگه.

به توجه گفتم در ظاهر روزه دقت می‌کنید حتی این اندازه و می‌تونین معمولا چون واقعا ظاهر روزه را خراب می‌کنه.

از این بالاتر باید در حفظ باطن روزه دقت کرد.

و به همین حساب هم که حتی، حتی‌المقدور برنامه‌تون رو طوری تنظیم بکنید که در این بر، در این عمل موفق شوید.

برنامه روزمره‌تون رو در ماه مبارک طوری تنظیم کنید در این عمل موفق شوید.

مثلا برخوردهاتون را، مواجهه هاتون را با غیر خودتون حتی‌المقدور با برنامه‌ریزی طوری کنید کم باشد که گرفتاری و گناه که باطن روزه رو خراب می‌کنه نیاد.

خیلی دقت کنید.

اینم یک تذکر بود که گفتم برای شما در خصوص ماه مبارک.

اینا البته تکراریه.

گفتیم باز یادآوری می‌کنم من به شما.

ولی اهمیتش رو در اول جدی بگیرید.

اون اندازه که در شبها موفق خواهید شد که توان خودتون برای دعاها و اعمال و سحرهای برای اینکه حال و احوال خوب داشته باشید، تاکید می‌کنم در افطار بیش از حد ضرورت نخورید.

ضرورتی برای مزاج و بدن و حفظ سلامت‌تون لازم است و واجب است برای سلامت‌تون.

واجبه.

در اون حد خوبه.

در حد حفظ سلامت خودتان.

نه در حدی که اشتها دارید.

اشتهاي نفسانی میگیم.

در حدی که نفستون میخواهد، نه در حدی که سلامتتون رو لازم دارد بخورید.

خیلی پر نکنید شکم را از غذا که ضرورت ندارد.

حال و احوال دعایی نداشته باشید.

فکر نکنید این حرف است میگن اگر انسان شکمش خیلی پر می‌شه، بشود حال و احوال خوب ندارد.

اینا حرف است اما حقیقت است.

اینا رو باور کنید.

دقت بکنید.

ما معمولا خب یک گرفتاری ما این است که اینجور چیزها رو خوب باور نمی‌کنیم.

اصلا باور کردن ما همه‌ش گرفتاری‌ست.

ما چیزی را خوب باور کردیم دیگه نمی‌توانیم باور بکنیم.

باور بکنید که شکم هرچه پر باشد محال است ما آن حال و احوال را که در شکم غیر پر خواهید داشت، داشته باشیم.

محال است.

در حد خودش یک مانع است.

این را هم بگذارید تذکر دیگر.

اقلا لیالی قدر را ترک مقدور انشاالله که سر به مقدور باشد.

ترک مقدور اصلا این کلمه را هم پس می‌گیریم.

حتما باز از خدا بخواهید.

از خدا، از خدا نقات که هیچی نمی‌شه.

با آشفتگی کنید، از خدا بخواهید ولی سعی جدی بکنید اون سه شب را اصلا نخوابید.

سه شب اصلی لیالی قدر را که امروز بیست و یکم، بیست و دو، بیست و سه.

اون سه شب را حتی یک شب هم نگذارید خراب بکنید.

بیداری متصل شب را حتما خیلی مواظبت بکنید با تضرع از خدا بخواهید که اون شب‌ها خراب نکنید با ولو یک ذره خوابیدن.

باید تلاش بکنید برای نجات اخروی خودتان.

سه شب هرچه می‌توانید با تضرع دعا کنید.

مثلا بشینید یک ساعت فقط برای همین با اصرار دعا بکنید.

دو ساعت، سه، هرچه که می‌توانید.

برای همین مسئله خدای ما را از عذاب نجات قرار بده.

عاقبت ما را عاقبت سو قرار نده.

از خودت جدا نکن.

از محمد و آل محمد صلوات الله علیه و آله و سلم جدا نکن.

از قرآن جدا نکن.

به سو عاقبت کار نکن.

از خاطراتی که در نواحی مختلف خاطرات اخروی پیش است خدای ما رفیع بکن.

چیدا بکن، چیدا بکن.

این دعاها را در این سه شب که شب‌های تقدیر است حتما فراموش نکنید.

حالا دعای دیگر هم کنید برای تواشت کنید.

یعنی اعمال و عبادات که انجام می‌دهید در جا خود محفوظ بخشی را فقط به زبان خودتان که درد دلتان چیست، به زبان خودتان برای دعا قرار بدهد.

دعای ابوحمزه ثمالی را هم بخوانید چون ما خیلی چیزها را نمی‌فهمیم که باید از خدا بخواهیم.

اصلا نمی‌دانیم چه چیزها را باید از خدا خواست.

اصلا شعور ما کار نمی‌کند.

خرزات خوندن دعاهایی که از حضرات معصومین وارد شده است در نواحی مختلف یک کار ضرورى ضرورى است برای اینکه آنها می‌فهمیدند چه جور چیزها را باید از خدا خواست.

ما چون نمی‌دانیم، نمی‌خواهیم و چون نخاصیم را نمی‌گیریم، به ما نمی‌دهند.

اما وقتی اون دعاها را خوندید، شما اون چیزهایی که از نظر شما دارد باید بخواهید از خدا چه می‌کنید؟

می‌خواهید و خدا عنایت می‌کند.

از جمله دعای ابوحمزه.

همه دعاها، همه دعاها.

دعاها را در جا خود شب مبارک و در غیر اون ماه مبارک انجام بدهید.

اما به زبان خود هم برای نجات اخروی خودتون دعا کنید.

می‌بینید من متکرر گفتم خطرات اخروی در پیش خیلی زیاد است.

خدا کمک کند.

هرچه من سعی می‌کنم اینها را بگم و بفهمانم ولی می‌بینم که جانی نیست.

مسئله خیلی مهم است خطرات اخروی.

خطرات اخروی که در پیش است این یقین بدانید زیاد است.

برای همه زیاد است.

مخصوصا در پیش.

یعنی نه به حال زمان می‌گویم.

حالا زمان اونجوری که پیش می‌رود و به طرف سدی سخت خواهد شد.

این در جا خود محفوظ.

اون را من نمی‌گم در عین حال که در جا خود محفوظ است.

اون خطرات را می‌گویم که در نواحی که مشکلات برای انسان مخصوصا در دوران آخر عمر و پیری و بیماری و مخصوصا در حال انتظار اینها میاد و بعد از انتظار موقع ورود به برزخ و امثال اینها، اینها خیلی، برای اینها حتما حتما همین شب‌ها خصوصا در شب قدر، در شب‌های قدر دعا کنید.

خیلی خیلی به تأثیر از این مسئله.

خیلی.

یعنی انسان اگر خوب بفهمد وجودش متزلزل می‌شه.

ما مطمئن نیستیم که از آب در خواهیم آمد.

هیچ مطمئن نیستیم.

ولو الان طی این مدت.

یه وقتی من در این همین گرسا در باب سی، صحبت‌هایی کردم.

حالا مثلا یه جمله برای شما در، در این باب بگم.

یک چند جمله.

حالا نمی‌دونم اینها را قبلًا گفتم یا نگفتم.

در این همه مناجات شبانی ولی یه جمله‌ای هست که «وَهَبْ لِي قَلْبًا يُدْنِيحِي إِلَيْكَ شُهُودُهُ وَلِسَانًا يُرْكَعُ إِلَيْكَ سُجُودُهُ» این جمله.

این جمله.

حالا من در این جمله مثلا توضیح می‌دهم.

بعد از این توضیحی که می‌دهم هم عمل بکنید، هم تجربه.

هم عمل بکنید، هم تجربه.

اصرار می‌کنم.

هم عمل بکنید، هم تجربه.

ببینید چه می‌شه.

عملا دعا، وقتی در دعا، این دعای مناجات شبانی می‌دانم که دعای همه حضرات معصومین بوده، همه ائمه بوده، می‌خواندند و دعای عجیبی است.

همه دعاها عجیب است.

خب این جمله را که خوندید «وَهَبْ لِي» از کلمات «قَلْبًا يُدْنِيحِي» خدا به من قلب بده، عنایت بکن، لطف بکن.

به من بده، یعنی بده، عنایت بکن، لطف بکن.

«شُهُودُهُ» که «قَلْبًا يُدْنِيحِي إِلَيْكَ شُهُودُهُ» به من قلبی بده که شهود داشته باشد به تو که شهودش اون قلب را به خود چه بکنم؟

نزدیک بکنم.

به من دلی بده، دلی بده که شهودش به تو شُرد اون دل به تو، اون دل را به تو نزدیک کرد.

منظور من در این جمله، این جمله بعدی.

«لِسَانٌ يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ».

خدایا من زبان این ایاد کن، افاقم، «يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ» صدقش به سوی تو می‌آید.

یعنی گفتار‌های درستش، حرف‌های که صدق است، راست است، حرف‌های راستش به سوی تو «يُرْفَعُ» یعنی بالا آورده می‌شود به سوی تو.

این را برای ما خدا می‌خواهد.

اولا به ما می‌آموزد که همه این‌ها را باید از خدا خواست.

برای این‌ها سعی کرد و همه را از خدا خواست.

ثانیا این جمله یک خیلی جمله عجیب مانند جملات دیگر قرآن، عجیب و پرمعنی‌ست و هشداردهنده است.

اولا خود مضمون یا مفهوم اولیه‌اش.

مفهوم اولیه این قصه این است که از زبان، از گفته‌های زبان خوب تعامل بکنید.

از-- دیگه ناجا شعبانی از اون ناجا پس صحبتی درش نیست.

کسی که قد میاد اینجوری، اونجوری.

البته قرآن هم همین معینت را می‌دهد.

حالا فعلا این جمله ناجا را می‌گویم.

اولا مفهوم خیلی ظاهر و روشن‌ش این است که «لِسَانٌ يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ» که از گفته‌های زبان کدامش به سوی خدا صعود می‌کند؟

اونی که درست است، صدق است، دروغ نیست.

یعنی زبان می‌تونه خیلی چیزها در مقام عبودیت و ذکر و این‌ها بگوید، اما همه‌اش که به سوی بالا نمی‌رود.

به سوی خدا صعود نمی‌کند.

کدامش صعود می‌کند؟

اونی که راست است.

این خیلی هشدار است اولا.

خیلی هشدار عجیبی است.

حالا بر اساس این من به شما یک تذکر، یک نصیحتی می‌کنم هم عمل بکنید و هم تجربه کنید.

شما بعد از این سعی بکنید که اصلاً واقعاً چطور انسان تصمیم‌گیری یک کاری را همت می‌کند، بعد از این اینجوری بکنید.

بعد از این شما تصمیم بگیرید در حد فهم خود، اون اندازه‌ای که خود شما می‌فهمید، نه اون اندازه‌ای که خدا می‌داند، ما اون اندازه نداریم.

اون خیلی بالا است.

اون اندازه که خود شما می‌فهمید، فکر خود شما کار می‌کند.

به اندازه‌ای که خودتون می‌فهمید بعد از این سعی بکنید هرچی در مقام عبودیت، بندگی خدا، ذکر است، نماز است، واجب، غیر واجب، ذکر، دعا، هرچی.

هرچی در پیشگاه خدا می‌گید بعد از این تصمیم بگیرید که سعی بکنید راست بگید در حد فهم خودتون.

ببینید چه می‌شود.

همین را عمل بکنید و هم تجربه بکنید.

اگر می‌خواهید بفهمید چه هستید.

این جمله‌ها را فراموش نکنید.

اگر می‌خواهید بفهمید چه هستید، در چه موقعیتی هستید، چه منزلتی نزد خدا دارید و در این عالم دارید، چه سهمی از ایمان دارید، بفهمید، چه منزلتی در عبودیت دارید، چه قدری در پیشگاه خدا دارید، همین.

اگر خواستید این را بفهمید، این کار را امتحان کنید.

ببینید همین کار را اولاً اگر خواستید بدانید چه منزلتی دارید و اگر خواستید بدانید که چه ایراداتی دارید، چه اشکال‌ها دارید، چه مغانه‌ای در وجود شما است و چه مشکل‌های روحی دارید، اگر این را هم می‌خواستید بفهمید، این کار را تجربه بکنید.

همین کلامی که گفتم.

تصمیم بگیرید بعد از این گفت‌هاتون را در محضر خدا در حد فهمتون چه بگویید؟

اخلاص.

گفتم عمل خواهید کرد.

اگر می‌خواهید، این اگرها را فراموش نکنید.

دو تاشو گفتم دنبالش هستید فراموش نکنید.

اگر می‌خواهید به راه بیفتید، گفتم این مسئله را عمل بکنید، این تجربه را و این تذکر را.

اگر می‌خواهید به راه بیفتید.

خب خیلی از شماها و غیر شماها میان می‌گن خدایى فرار از مصداق، صدوقت، صدوقت به این منظور نشد.

ما هیچ آدم نمی‌شیم، درست نمی‌شیم، درست نشدیم تا حالا چیزی نشدیم.

اگر می‌خواست بشوید از این راه وارد بشوید.

اگر می‌خواهید چیزی بشوید این کار را شروع بکنید.

ببینید.

اگر می‌خواهید چیزی شوید.

اگر می‌خواهید چه ها؟

اگر می‌خواهید که هدایت‌های مخصوص خدا به سراغ شما بیاید همین کار را بکنید.

همین کار را.

چهار تا من اگر برای شما شمرده‌ام و کاملاً هم این بیان را به صورت اتمام حجت به شما می‌گویم.

اگر می‌خواهید، می‌شمارم چهار تا را.

از اول می‌شمارم.

اگر می‌خواهید بدانید چه در چه موقع و منزلتی هستید نزد خدا، چه قدری دارید و چه سهمی از ایمان دارید، این کار را بکنید اولاً.

اگر می‌خواهید، اگر می‌خواهید بدانید چه مشکل‌های عبودی و چه اشکالات در وجود شما هست، این کار را بکنید.

ببینید.

این کار را بکنید.

اگر می‌خواهید به راه بیفتید.

از اول این قش دعا را خواندم که آنچه خدا از گفته‌ها قبول می‌کند یا به سوی خدا می‌رود و انسان را می‌برد، کدام گفتار بود؟

راستش.

این تمام شد.

غیر راست که نمی‌رود به سوی خدا.

غیر گفتار راست به سوی خدا نمی‌رود.

«يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ» این اولیت موحため بود.

تنها چیز هم نیست‌ها، تنها این دعا هم نیست.

ربا-- اشارات و دعاها و روایات در این باب زیاد است.

برای اینکه شما یقین کامل پیدا بکنید حتماً گفته راست به سوی خدا صعود می‌کند.

دروغ و غیر راست حتماً راه پیدا نمی‌کند به سوی خدا.

آیه قرآن رو هم به یادتون میارم که ‫[آیه قرآن] اینم آیه قرآن.

زیرا بنده از صدق من صحبت می‌کردم.

با این مقدمه که حرف راست، گفتۀ راست به سوی خدا صعود می‌کند و انسان را صعود می‌دهد چون انسان عملش صعود می‌کند خودش را هم می‌بره.

با این مقدمه شما سعی بکنید بعد از این در حدی که خود شما می‌فهمید راستش راست بگید ببینید چی میشه.

این سر شروع.

اما ادامه بده.

چون من می‌دانم شما شروع ها-- شروع که کردید از همون اول که دیدید که نمی‌توانید راست بگید از این کار صرف‌نظر کرد و پس فردا دست بردار became.

خب اون وقت فکر می‌کنید که چی می‌خواد؟

ببخشید.

چی می‌خواد؟

یعنی می‌خواد به دروغ ادامه بده هی؟

دروغ به جایی می‌رسه‌ها؟

پس نبايد خسته شه.

الان نمی‌توانید راست بگید، سعیت کنید بتوانید راست بگویید.

یعنی اونجا فعلاً نگردید.

چون این‌های رمز و ریزه کاری‌هاست و صعود روحی برای همه پیش میاد.

من باز می‌کنم شما می‌بینید.

خب دیدید که خیلی سخته.

پس حالا همین‌جوری که خدا بگه الان ‫[نامفهوم] خدا رحیم است، خدا کریم است.

خدا رحیم است، خدا کریم است، درسته.

اما بالاخره این کار همین به دروغ ادامه بدین.

این سرش شروع به دروغ اگر ادامه بدید، دروغ که نمی‌رود بالا.

پس باید خدا رحیم و کریم در جا.

باید چاره‌ای کرد.

سعی بکنید ادامه بدید.

خیلی سخته.

این سخت رو برای خودتون آسان می‌کنید.

ببینید این جمله‌ها رو که می‌گید برای اگر می‌خواد که دروغ از آب در میاد، حس می‌کنید دروغ از آب در میاد.

ببینید که چی باید بکنید و چی اصلاح بکنید این جمله‌ها رو.

نمی‌توانید راست بگید.

تصمیم بگیرید و عملاً بکنید.

اون اصلاح را بکنید تا این جمله‌ها رو چه بکنید؟

راست.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.