ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 005

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

الله لا ينبذ النب الحتمه اینها به حتمه انراف داده می‌شوند.

بعد می‌فرماید ما ادراک ما الحتمه.

تو چه می‌دانی حتمه چیست؟

حتمه چیست؟

نار الله الموقده آتش خداست.

شعله‌ور می‌شود.

الذي فتل علی الاعقه بر دل‌ها می‌زند.

از دل‌ها سر می‌زند.

بر دل‌ها می‌زند.

این آیه را می‌خواستم بگم.

نکته‌ای در این باب هست.

می‌فرماید آتش خدا فتل علی الاعقه بر دل‌ها می‌زند.

از دل‌ها بر دل‌ها.

متأسفانه مانند همه آیات قرآن یا نکات که در قرآن هست در این آیه که هست نار الله الموقده الذي فتل علی الاعقه هم ما و امثال ما هیچ دقتی نکرده‌ایم که چه می‌خواهد بفرماید.

دقت نکردن در آیات، تأمل نکردن در آیات، سرسری گرفتن موضوعات و عقائد قرآنی یکی از زیر تاریخ‌های ماست.

ما و شما.

خب آیه میگه که نار الله حتمه آتش خداست.

آتش خدا از دل‌ها و بر دل‌ها می‌زند.

این بسیار هشدار بالایی داره.

میشه.

حالا در گفتم در تفسیر و بیان به اصطلاح تفسیر آیات و شرح آیات در جای خودش شاید سابقاً هم جمله‌هایی گفتم و بالاخره در جای خودش گفته میشه.

ولی این اندازه باید به این ما توجه داشته باشیم که اون آتشی که تهدید می‌کند و در پیش است، این آتش یکی از خصوصیاتش این است که بر دل می‌زند و از دل می‌زند و بر دل می‌زند.

فتل علی الاعقه.

این جهتش این است که دل انسان، دل هر کسی اصل نقطه ارتباط او با ذات مقدس حق است.

این نکته‌ها خود به تفاوت میدم تذکری که می‌خوام بگم با همین مقدمه.

جهتش این است که حال می‌کنم که این نقطه ارتباط، حالا این بیان نیز با این الفاظ بیان می‌کنیم حقیقت بسیار بالاتر از این است و حقیقت را در جای که انسان می‌یابد یا قبل از مرگ با مجاهدت یا بعد از مرگ به مقتضای سنن و نوافل بعدی، اون وقت می‌فهمد انسان چی می‌خواسته بگه آیه.

ولی بالاخره باید تا حدی که می‌توانیم تأمل بکنیم.

می‌فرماید نار خدا، آتش خدا بر دل می‌زند از دل و بر دل.

از اونجا نشأت می‌گیرد، از اونجا سرچشمه می‌گیرد.

نقطه ارتباط انسان با خدای متعال، نقطه ارتباطش همان دلش است.

و به یک بیان دیگر اگر ما بخواهیم بگیم که ما جهت ارتباطمون از کجاست با خدای متعال، با مبدأ وجود؟

نقطه ارتباط کجاست؟

دل‌هاست.

با دل، از دل.

و لذا در اون مسائل عبودیت و سلوک و تزکیه نفس اینها لابد به گوش شما خورده است.

آنهایی که صادقانه قدم در مرحله این مرحله می‌گذارند و مجاهدت‌ها می‌پردازند، خب با راهنمایی‌هایی که می‌شود به آنها در مراحنی باید که دل بپردازند و در گفته‌های رسال لابد به این اصل و برخورد کرده که همشون میگن که باید در دل را، در نه از دل را باید از دل با خدا ارتباط پیدا کرد.

و الخول البيوت من ابوابها به خانه‌ها باید از درهاش وارد شد.

در به اصطلاح بابی که ما را به جوار خدا و به خدا می‌رساند همان دل است.

نار الله الموقده الذي فتل علی الاعقه.

اولاً مواظب باشید که دل‌هاتون حالت گناه درش نباشد.

یعنی اگر شما گناه بکنی دل حال گناه را دارد دیگه.

هر تصمیمی، هر اراده‌ای، هر قصدی از کجا میاد؟

اگر گفتید از دل که شما تصمیم می‌گیرید که غیبت بکنید این تصمیم از دل برمی‌آید.

یعنی این حالت مخالفت اولاً در کجا پیدا میشه؟

اصلش در دل پیدا میشه.

بعد دل دستور می‌دهد زبان به غیبت مشغول باشد.

دل اراده می‌کند به نامحرم نگاه بکند.

این اراده را کرد بعد چشم مطیع دل است.

دقت بکنید.

مرکز وجودی ما، اصل نقطه ارتباط که از اونجا فرمان به همه وجود ما، بدن و روح ما میاد، هوای حسی و روح ما میاد، اون نقطه ارتباط و مرکز اصلی همون دل است.

از اونجا اراده میاد و تصمیم میاد.

اولاً روح معصیت در دل‌هاتون نباشد.

بعد حالا این انشاالله نیست من این جمله‌های بعدی را زیاد می‌خواستم بگم.

مراقب دلتون باشید که در دل شما چیزی نباشد که خدا خوشش نمیاد.

اولش معصیت، گناه.

بعدش مراقب دل، دلتون باشید که در دل شما آن چیزی که نیت بد است نباشد.

نیت بد.

نیت بد فکر نکنید منظور من معصیت است.

معصیت را گفتم نیت بد بیگی.

مواظبت کنید درباره مسائل مختلف انسان‌ها، قضایا و حوادث نیت بد در دلتون نباشه.

یه بررسی مداوم بر دل داشته باشید.

یه مراقبت مداوم.

شنیده‌اید بندگان خدا آداب قلبی را مراعات می‌کنند.

این در صدد مطلب از صاحبان آداب قلبی‌ه.

باید من و شما یک مراقبت دائم بر دلمون داشته باشیم که این در دل ما چیزی که دل قصد می‌کند، نیت می‌کند، قصد می‌کند ولی خدا خوشش نمیاد نباشد درباره‌ی ما.

آ چیزی که انسان نیت می‌کند در ارتباط با هرچی باشد قصد می‌کند.

ولی این قصد و این نیت را خدا خوشش نمیاد.

از این مواظبت کنید و این مراقبت و مواظبت و مجاهدت و تطهیر دل می‌خواهد.

این نمی‌دانم خود شما در تطبیق این کلی که گفتم عرض کنم در تطبیقش خوب تطبیق می‌کنید.

مثلاً عرض می‌کنم از باب مثال بگم دو سه تا مثال بگم که متوجه باشید که نیت بد به چه وجود.

میل بد یا نیت ولی کلمه میل را به جای نیت بگذاریم شاید روشن‌تر باشد.

میل بد، آرزوی بد، تمایل بد در دلتون نباشد.

اونچه که خدا خوشش نمیاد.

این‌ها نارالله المقدس را دارد.

آن سوی این قضایا نارالله المقدس است.

الذي تتر على القلوب.

مثلاً از باب مثال فرضا می‌شنوید مثلاً مسلمی با کافری به مقابله پرداخته است.

جمعیت اسلامی با جمعیت کفری به جنگ آمده‌اند با هم.

اون وقت شما میلتون این باشد، خودتونش توجه ندارید که این جمع مسلم چه باشد؟

مبغور باشد.

این نارالله المقدس است.

این میل نیست.

دقت می‌کنید؟

فهمیدید چی گفتم؟

خودش انسان نمی‌فهمد چیه.

میلی نیست.

بروید به دل‌هاتون ببینید در دل‌هاتون چه خبر است، چه میل‌ها هست، آرزوهاتون چیه؟

آمالتون چیست؟

که خودتون توجه ممکنه نداشته باشید و ندارید و نداریم.

اصلاً ما تا انسان به مجاهدت نفرداخته‌ایم انشاالله در وجود انسان درست نمی‌شود.

حالا شما ممکنه این حرف رو خوب باور نکنید ولی سر بسته فعلاً باور بکنید.

اگر یه وقتی به مجاهدت در باب دل پرداختید، اون وقت می‌فهمید که حقیقت بوده چه عجب مرض‌ها در دل‌های ما بوده است که هر کدام به جای خودش نارالله المقدس است‌ها.

عرض کنم که دیدید که مثلاً یه کسی فرضا شما میلتون از اون کس مثلاً کارش خوب جور نشود.

حالا رقابت است، حسادت است، حرشی است، دعوای زیادی داره.

این بنده خداست.

بنده خداست.

اون نیست مانند شما.

خوش نمیاد فلان کارو بکنی.

یعنی از اون کس دل نیاد به اشکال برخورد می‌کنه.

اشکال به اشکال برخورد می‌کنه.

شما مثلاً مظلوم خوشحال هستید.

وقتی یه مقدار عرض کنم که کارش جور میشه شما در دل ناراحت می‌شوید.

این‌ها همون به حساب میل‌هاییست نارالله المقدس.

الی آخره.

در کل مسائل.

من یکیش از مسائل شخصی مثال گفتم، یکیش از مسائل غیرشخصی.

نارالله المقدس.

اون تمایل‌ها که خلاف رضای خداست بررسی بکنید به دل‌هاتون که اون‌ها نباشد.

هر کدامش به جای خودش در پشت پرده نارالله است به دل.

به دل بپردازید.

اینم یک باب است.

یکی باب معصیت بود، یکی باب تمایل‌ها، میل‌ها، آرزو‌ها.

چی خوشتون میاد؟

دلتون چی می‌خواهد؟

دیدید این هم بیان گفتیم که ما این‌ها رو می‌گیم نیات فاسده.

در اصطلاح نیات فاسده گفته میشه.

پس من باز کردم که متوجه باشید نیات فاسده یعنی چی؟

خوشحالی شما بدحال شدید.

یعنی دلتون یا خوشایند شد براش یا بدآیند شد.

ببینید که این فوری بررسی بکنید.

ببینید که این خوشایند خدا بود این وضع دل شما یا خوشایند خدا نیست.

مواظب باشید.

آخه چه گفت از خودش؟

اگر دیدید عیب جاش هست استغفار بکنید و بعدش مراقبت بکنید.

روی دل کار بکنید.

این دو قسمت تمایل‌ها.

چه نارالله المقدس.

معصیت‌ها نارالله المقدس در اون سو، تمایل‌ها و یا میل‌ها یا آرزو‌ها به این نحوی گفتم این‌ها نارالله المقدس.

بعدش مرحله سوم خصلت‌ها، صفت‌ها، اوصاف، اوصاف و خصالیکه خدا از اون‌ها نهی کرده است.

همه این‌ها نارالله المقدس است.

توجه داشته باشید روی دل باید کار کرد.

در دل شما نباید چیزی باشد که خدا خوشش نمیاد.

چه از معصیت‌ها یک باب بود، نیت‌های فاسد یک باب دیگر بود و خصال و اوصاف یک باب دیگر، باب سوم هست که این‌ها همش در دل است.

مواظب دلتون باشید که در دل از این‌ها چیزی نباشد.

خدا عنایت کند من و شما اون توفیق را پیدا بکنیم به اون مرحله وارد بشویم که به دل می‌پردازند، به تطهیر دل می‌پردازند و تا می‌رسند به اونجا که از اهل آداب قلبی می‌شوند.

خدا ما را برساند و شما را به اونجا که ادب قلبی را در محضر خدای متعال مراعات بکنیم.

بپرهیزید از اینکه به ظاهر گفتم این گرفتاری‌ها که هست.

به ظاهر به ذکر و دعا و توسل و نمی‌دونم قرآن و نماز و اینا بپردازی ولی دل‌ها در همون وضعی که دارد باشد، این به جایی نمی‌رسد.

[صدای محیط] دقت بکنید.

اساس باید درست بشود.

اساس دل است گفتم.

ناظر خدا ناظر بر دل است.

مطلع خدا دل است.

اشراف خدا بر دل است و ارتباط ما با خدا هم از دل است و با دل است.

خب این یه تذکری بود که امروز به شما خواستم بگم و شما بعد از این انشاالله اگرچه که در بیست و چهار ساعت دو ساعتی، سه ساعتی به این مستحبات به این نحو می‌پردازید، دو سه ساعتی هم بپردازید به تغییر دل خودتون.

اصلا بشینید فکر بکنید، بروید به دل، به دل‌هاتون و وضع دل خودتون را حساب کنید و بعد در بیست و چهار ساعت متصل مراقب دلتون باشید که از دل چی می‌گذرد.

علi الاکتساب، علi الاکتساب.

اگر بخواهید از اهل آداب تربیه بشید.

[مکث] مطلب دیگر که گفتم که در آخر چند جمله می‌گم این است که نار الله المغرض ما برای خودمون درست کردیم اگر بعد از این نباشد دیگه بی‌حساب است.

این دیگه همه می‌دانید.

اینجاشو دیگه توضیح نمی‌دم.

من و شما دل‌مون در برابر خدای متعال، در محضر خدا از تو در طول عمر از اول تا آخر چه وضعی داشته، چه عصیان‌ها داشته، چه طغیان‌ها داشته، چه آتش‌هایی درست کرده است، مسلم است همه هر کسی وضع خودش را می‌داند.

و چاره‌اش هم توبه و استغفار است.

اما استغفار به این آسانی به محلش نمی‌رسد.

به جاش نمی‌رسد.

یه وقتی من در مقاله که در مقالاتی که در باب استغفار می‌نوشتم یه چیزی نوشتم.

گفتم کسانی که می‌خواهند در مقام استغفار، استغفارشون به اجابت برسد و خدا مشمول مغفرت کند شرایطی دارد از جمله این را گفته بودم از جمله یک مقاله‌ای به این اختصاص دادم من که مقبول الان هست یعنی اصلاً مورد رفلت قرار می‌گیرد.

در صورتی که این یک حقیقت بسیار بالا است و برای ماها می‌شود گفت که کأن تنها وسیله است، تنها وسیله.

اون این بود گفتم که در مقام استغفار سعی بکنید-- اونجا مقاله نوشتم.

گفتم سعی بکنید که توسل اول به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم داشته باشید.

دلتون را بدهید به متوجه رسول الله صلوات الله علیه بکنید که خازن المعرفة است.

اصلاً خازن المعرفة رسول الله است.

یعنی مغفرت در خازن مغفرت رسول الله است.

یعنی مغفرت خدا را کجا باید یافت؟

دل رسول الله خزانه مغفرت است.

خازن مغ-- در زیارت نامه‌اش است.

دقت بکنید.

امیدوارم به لحاظ شما مانند من باشید.

من اینجور که اصلاً گرفتاری ما یکه و تنها نیست.

من گاهی فکر می‌کنم میگم مثلاً ما الان من و شما گاهی به اون آدم‌ها که فکر می‌کنیم بدتر از ما هستند نگاه می‌کنیم فکر می‌کنیم ما چیزی هستیم.

اصلاً ما قدمی در وجود برداشتیم.

اصلاً توجه داریم که مصائب ما چیست.

ما خودمون از اون آدم‌هایی هم من و شما که فکر می‌کنیم چیزی هستیم از اون بزرگان غافلان و غفلت‌ورانه در غفلت و گناه و بی‌خبران بسیار بالا هستیم.

جهتش همین است ما توجه نداریم که ما نگاه می‌کنیم یک ایده که فکر می‌کنیم اونا از ما بدترند شاید هم بدتر باشند.

این آسیان و طاغیانی که بدتر از حیوانات هستند همه‌جا رو پر کردن ما فکر می‌کنیم ما چیزی هستیم.

وقتی انسان برمی‌گردد به مؤمنین صدر اول و اون‌هایی که افضل بودند می‌بیند اصلا احوال دیگری داشتند اون‌ها.

اصلاً ما خیلی دور شدیم و از مرحله فرط هستیم.

مثلاً زیارت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از دور شما به عنوان اینکه مسلمان هستید و من هم همینطور.

گفتم چون من شیعه هستم فکر می‌کنم شما هم همینطور باشید.

فکر می‌کنم شاید اینطور نباشید.

شما به عنوان یک مسلمان در طول عمرتون چند بار زیارت رسول الله را رسماً از دور انجام داده‌اید؟

[مکث] دقت بکنید که پیامبر شماست.

[مکث] تحمیلی که گفتم.

کی؟

چی داد؟

چند بار؟

[مکث] خب این فرق در من و شماست.

در جان دیگر فرقی نیست.

شما زیارت بکنید رسول الله را من زیارت بکنم، نکنم به جایی نمی‌رسم.

به یک جان خود ما می‌رسد.

یکی از ارقابی که دارد رسول الله این است که خازن المغفرة است.

یعنی غفران خدا خازنش رسول الله است.

من در اون مقاله می‌گفتم گفته بودم که اول رسول الله را زیارت بکنید.

با دل متوجه رسول الله باشید.

زیارتش رو انجام بدهید.

همین زیارت از دور را که در مفاتیح آورده از ذوالمعالی مرحوم مجلسی و مرحوم طوسی‌ها که طوسی‌ها گفتند همین را بخوانید با همون دستوراتی که عمل بکنید.

زیارت خوندید دلتون را به روح رسول الله داده، زیارت رو خوندید تمام کردید.

در همون جا که تمام کردید دردمندانه به استغفار بپردازید.

گرچه در خود همین زیارت از دور که در مفاتیح آورده است قسمتی به همین مسئله مربوط است.

به طلب مغفرت مربوط است.

قسمتی از این زیارت به این مسئله مربوط است.

خدایا من زیارت کردم پیغمبر گرامیت را خودت گفتی هر کسی در زمان حیاتش می‌آمد در محضر او اعتراف گناهانش می‌کرد، او برای اون شخص طلب مغفرت می‌کرد، تو او را مشمول مغفرت می‌کردی و من آمدم در نظر رسول الله هستم، یعنی از دور آمدم در نظر رسول الله هستم و طلب مغفرت می‌کنم مرا ببخش.

توصیه می‌کنم به شما بر این نار الله المبدئات درست کرده‌اید.

خودتون بیاد بیارید.

برای مغفرت اونها از این طریق استفاده بکنید چون راه به اجابت رساندن طلب مغفرت برای من و شما با وضعی که من و شما داریم سربسته از ما قبول بکنید بسیار سخت است.

بپذیرید بسیار سخت است.

یعنی ما باید متوسل به وسائل بشویم.

بهترین وسیله هم همین است.

اصلاً گفتم خازن مغفرت است و در زمان حیاتش اینجور بود.

می‌آمدند در محضرش اعتراف گناه، اعتراف گناه نه این گناهانشون را در نظر رسول الله برای رسول الله بشمارند.

در محضر رسول الله به اعتراف می‌پرداختند به گناه کاری خودشون در پیشگاه خدا و از رسول الله می‌خواستند که به ما طلب مغفرت بکن و او می‌کرد و اونجا مشمول مغفرت می‌شد چون خازن مغفرت است.

رسول الله وقتی از خدا طلب مغفرت می‌کند به کسی می‌دانید چی می‌شود یعنی؟

الان گفتم خازن مغفرت است.

اگر به طیب نفس رسول الله این نکته‌ها را خوب دقت بکنید.

من همیشه نظرم بر این است این نکته‌ها را خوب بفهمید.

رسول الله اگر از دل بر کسی طلب مغفرت کند، این طلب مغفرتش یعنی چی؟

مساوی با چی؟

مساوی با نزول مغفرت.

اسمش رو می‌گیم طلب مغفرت.

مشکل اینجاست که قلب رسول الله باز بکند راه، راه به مغفرت خدا به سوی انسان.

مشکل اینجاست.

دقت کنید.

کاش خوب بفهمید.

خازن مغفرت است.

جدا خواست خدا شما را ببخشد.

یعنی همون جدا خواست یعنی غفران آمد.

دل است.

این دلی من و شما بود که گفتم.

خدا کند که عوض بشه این دل‌ها.

در هر صورت شرم‌آور است.

اون خازن مغفرت است و دلش دل است.

دل ما چیست؟

اول گفتم چیست؟

دل ما هم همین است که گفتم.

اگر باز بشود جهنم است.

نار الله المبدئ.

اگر فرد کنار رود جهنم است.

من مطلب را تمام می‌کنم فقط مقصودم تذکر بود.

انشاالله که امیدوارم خدا شما را با رسول اکرم و ما را هم با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و با حضرات معصومی قرار بدهد.

در اون زیارت اگر بخوانید با تدبر و دقت هم بخوانید شما را توصیه می‌کنم.

اینجا می‌بینید اصرارها دارد بنده در مقام دعا در همان زیارت که خدایا ما را از در جمع اینها قرار بده، از جمع اینها قرار بده، در جمع اینها قرار بده، نه در جمع کی، کی‌ها و کی‌ها.

بخوانید این زیارت را با دقت و بهره‌مند باشید انشاالله.

همه ما و شما را خداوند در زمره آنها قرار بدهد.

یعنی ما را ببخشد.

مشمول عفو بکند.

مشمول مغفرت بکند و به ما توفیق بدهد که برگردیم توبه بکنیم.

فرصت از دست نرفته و در جمع و زمره آنها انشاالله باشیم.

السلام علیکم و رحمه الله.