بسم الله الرحمن الرحیم.
خدا به شما فهم در قرآن عنایت کند.
حالا بفهماند را اگر در تعبیر دیگر یعنی خواستیم باز بکنیم، خدا بفهماند قرآن را به شما در حدی که برای شما و ما امکان دارد البته.
بفهماند و طوری بکند که شما از قرآن غیر از آنچه که یعنی بالاتر، کاملتر، عمیقتر از آنچه که الان قرآن به گوش شما میرسد، میفهمید، بفهمید.
وقتی قرآن تلاوت میکنید، قرآن به شما هدایتها داشته باشد که قبلاً نداشت.
با شما حرفها بزند که قبلاً نمیزد.
وقتی روایات میخونید همینطور.
وقتی دعاهای حضرات معصومین صلوات الله مجملین را میخوانید همینطور.
بخواهید که از قرآن در مرتبه اول و در اصل و در روا-- و از روایات و دعاها بفهمید حقایق را خدا فهم روزی کند به شما.
نمیدانم شما خودتون حالا صحبتها شده یا به فکر شما رسیده است که در قرآن اونقدر آیات هست که همه ما و شما میخوانیم و اشارات دارد که از اون اشاراتها همینطور میگذریم.
هیچ نمیفهمیم چی میگه.
مثلاً بسم الله الرحمن الرحیم.
الم ذالک الکتاب لا ریب فیه هدىً چی؟
هدىً للمتقین.
این کتاب ذالک الکتاب لا ریب فیه که ریبی درش نیست هدىً للمتقین.
هدایت است برای متقیین.
خب برای من و شما چطور؟
مفهومش چی میشه؟
این کلام خداست.
با توجه به وقتی میگیم که هدىً للمتقین غیر از این است که هدىً للناس.
هدىً للناس با هدىً للمتقین فرق میکنه یا نمیکنه؟
لغته، بحث بافت و بحث مصطلحات، موضوع را و حکم را و محمول را.
هدایت است برای متقیین.
یعنی اگر من و شما از متقیین نبودیم که نیستیم بر اساس اینکه خود قرآن میگیم متقیین را چطوری توصیف میکند که ما نیستیم.
اولاً اون هدایتی که قرآن اینجا میگوید برای متقیین میآورد و متقیین از قرآن برداشت میکنند، میفهمند برای من و شما چیه؟
میآورد یا نمیآورد؟
نمیآورد یعنی چه؟
یعنی اصلاً ما نمیفهمیم اونرا که متقیین از قرآن میفهمند.
قرآن به ما اون پیام را نمیآورد که به متقیین میآورد.
کلمات قرآن، حروف قرآن، آیاتش، ترکیباتش، اشاراتش، رموزش با ما اون حرف را نمیزند که با متقیین میزند.
معنیش این است هدىً للمتقین.
خب این آیات و این آیه را مثلاً ما میخوانیم، میگذریم و فکر نمیکنیم که چی میخواد بگه.
یا مثلاً بعضی از آیات را که من در اینجا در این باب نوشتهام یک دو تاشو میگم به شما بنویسید.
البته گفتم آیات زیاد است.
یعنی در این باب آیات زیاد است.
شما قرآن را بخوانید بعد از اینکه این تذکر را خوب اگر فهمیدی در این باب فکر بکنید میبینید که عجب عالم نیست و ما بسیار غافل بودیم.
اصلاً ما فکر میکردیم ما قرآن را میفهمیم.
اونچه قرآن را فهمیدن مراتب داشته.
ما در مرتبه اول در حد یک مثلاً ترجمه ساده، تفسیر ساده به یک معنای ظاهر بسیار ظاهر و روشن چیزی از قرآن میفهمیم.
اصل پیامهای قرآن و حقایق قرآن، حقایق قرآن از ما محجوب است چون خود قرآن میگوید است به همه داده نمیشود.
همه نمیفهمند.
هدىً للمتقین.
زیاد در قرآن میخوانید که مثلاً و هدىً ورحمة كل للمؤمنین.
وقتی مؤمنین را میگوید مصاحش چی میگوید؟
میگوید مؤمنین که قرآن میگوید مؤمنین هستند ما نیستیم باز اون هدایت و رحمت به ما نمیاد.
آیهای هست که یک دو مورد از این آیات هم میدم فقط از باب نمونه.
ببینید در آیه ی نوزده مائده میفرماید یدعی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام.
خوب دقت کنید.
از خدا هم میخواد همون کلام من عرض میکنم را خوب بفهمید چون من میترسم از اینکه همیشه میترسیم و این واقعیت است اونچه که از حقایق به گوش ما میخورد که امکان دارد ما را بیدار کند، وجود موجود در وجود ما مانع از آن باشد که آن ها را ما بفهمیم.
یدعی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ویخرجهم من الظلمات到 النور باذنه ويهدیهم الى صراط مستقیم.
یدعی به الله قبلاً در آیه قبل سخن از قرآن گذشته.
به ضمیرش برمیگردد به قرآن.
یدعی به الله هدایت میخواد ترجمهاش را دقت بکنید.
یدعی به الله هدایت میکند به وسیله قرآن خدا به وسیله قرآن خدا چه کسانی را هدایت میکند؟
من اتبع رضوانه.
اون کسانی را که به دنبال رضوان خدا باشند، طالب آن باشند.
خب اینجا اولاً خود شما جواب بدهید.
ببینیم، ببینیم که این یدعی به الله مطلق شد یا متوجه جمع خاصی شد؟
متوجه جمع خاصی شد.
تحت عنوان که من اتبع رضوانه هدایت میکند خدا به وسیله قرآن کسانی را که تابع رضوان هستند و به دنبال رضوان هستند.
به کجا هدایت میکند به وسیله قرآن؟
سبل السلام.
به راههای سلام همه اینها البته جای تأمل هست و جای دقت هست که چی میخواد بگه.
کلام خداست.
گاهی من میگم، میگم، میگم که متأسفانه میبینید که این دیوانها که برای شعرا هست از مثنوی، از حافظ و امثال اینها و امثال این گوهرها، اونقدر شروح و تفاسیر و تفاسیر برای اینها نوشتهاند، این کلمه، این اشاره، اون رنج، اون کجا اشاره است ولی به قرآن میرسیم.
حالا این هم یکی از گرفتاریهاست.
خبری از این شرح و تفسیرهای طولانی و دقت روی اشارهها و نکتهها نیست.
به روایات که میرسیم که مصیبته، به دعاها که میرسیم مصیبت.
چطور شده این همه شعرا و عرفا، دیوانهایی که دارند اشعارش گفتند این همه شرحها و تفسیرها و تفصیلها که اینا هرچه اگر گرفته باشند از قرآن و روایات از دعاها زیر دست ولی الان دعاهای ما شرح و تفسیر خوب نداره.
شرح و تفسیر لااقل داشته باشن نداره.
اینو برای این گفتم این آیه که ناخوندیم روی تک تک اشارههات و کلماتش میشود جلسات طولانی الان میشود اون اندازه که ماها میفهمیم صحبت که کی چی میخواد بگه و الان من نمیخوام اون صحبتها را بکنم فقط این نکته را میخواهم متوجه باشید.
یَهْدِي بِهِ الله خدا هدایت کلام خداست.
حساب شده است حضرته.
هدایت میکند خدا به وسیله قرآن کسانی را که تابع رضوان هستند به راههای سلام.
اولاً راههای سلام چیه؟
راههای سلام یعنی اون راهها که در سیر وجودی انسان را از مخاطر و مهالک نجات میدهد و به اون واد سلام وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ.
به اون دار السلام که قرار قرب حق است و تجلیگاه اسم سلام حق است هدایت میکند و انسان را به عالم سلام وارد میکند.
از مسیر سلام پیش میبرد به دار السلام میرساند.
این البته بیش از این من نمیتوانم بگم اگر خدا شما را یک وقتی به مسائل غیبی که در عبوریه هدایت کرد اون وقت میفهمید سبل السلام چیه.
الان من و شما اگر بخواهید بدانید در کجا میرویم و خودمون نمیدانیم در سبل کی میرویم؟
بگو دید در سبل مخاطر و مهالک که خودمون نمیفهمیم.
سبل هست.
مجموعاً یک صراط داریم ولی این صراط دارای ابعاد است.
دارای همان ابعاد باید بگیم دیگه بیش از این به جمله نمیاد.
ببینید در عالم فکر، در عالم فکر انسان چه جوری فکر میکند؟
فکر من و شما بیست و چهار ساعت مشغول است یا مشغول نیست؟
مشغول هستیم.
دل بیست و چهار ساعت مشغول است.
حافظه بیست و چهار ساعت مشغول است.
مشاعر درونی کلاً بیست و چهار ساعت مشغول هستند.
مشاعر ظاهری مشغول هستند.
اعضا و جوارح مشغول هستند.
لحظهای نیست جز اون موقع که خواب است.
اگر اون خواب را بتوانیم استثنا میکنیم که این مشاعر ظاهر و باطن کار نکنند.
برای هر کدوم از اینها یک راه سلامی هست و یک راه کی؟
و یک راه چی گفتی؟
یک راه هلاکت است.
اصلاً فکر ما چجوری باید بیست و چهار ساعت کار بکند؟
این یک راه سبیل سلام دارد و یک سبیل هلاکت و.
در هر صورت آیه میگوید که خدا به راههای سلام، فکر باید در راه سلام پیش برود.
دل همینطور.
چشم همینطور.
گوش همینطور.
تمام مشاعر ظاهر باطن دل همه باید در مسیر سلام باشند تا به دار السلام برسانند انسان را.
سبل السلام.
خب تأکید میکنم که شما رفتید از اینجا فکر کنید که ما یک راه بیشتر نداریم که اِذْ نَسْرَاطَ المُسْتَقِيمَ.
اما در قرآن این در جاهای متکثر آمده در عین حالی صراط مستقیم است اما سبل السلام يا للذين جاهدوا فينا لنهدينهم سُبُلَنَا.
سبل много هست.
این سبل در سبیل است.
این سبل در صراط است.
اینها ابعاد صراط است.
به لحاظ اون اجمالاً اشاره کردم.
تو قرآن هدایت میکند کسانی را که تابع رضوان هستند به راههای سلام.
خب به راههای سلام الان از اینا برمیآد که من و شما را هم هدایت میکند یا فقط یه عدهای را؟
بله.
یه عدهای رو.
من و شما تابع رضوان نیستیم.
پی با-- پی کن.
یعنی اونها که روح خدا بودند صالح به معنی کلمه هستند و طالباند.
شبانه روز در طلب رضواناند.
در تمام حرکات و سکناتشون رضوان حق را مراعات میکنند.
در طلب رضواناند.
و رضوان من الله اکبر.
این جمع که جمع خاصی هستند و بسیار کم و توفیق والایی است هرکس داشته باشد شبانه روز طالب رضوان باشد.
یعنی در لحظه ها که میگذرد در محضر حق، در حضرت حق تمام حرکات و سکناتش را دقیقاً منطبق با رضوان او کند.
فقط چشمش دوخته به رضای او باشد.
این فکر را میکند ببیند رضای او هست یا نه؟
این حرف را میزند رضای او هست یا نه؟
این نیت را میکند رضای او هست یا نه؟
مراقبه دیگه.
مراقبت میکند در محضر حق به جانب رضوان و شبانه روز طالب رضوان باشد.
این یک مرحله نسبتاً بالایی است در صعود وجودی.
خب حالا این آیه میگه خدا این جمع را به سبل السلام هدایت میکند.
یعنی من و شما را نه.
و ثانیا این که اون هدایتی که برای طالبین رضوان میآورد یک هدایتهای مخصوصی است حضرته.
اونها از قرآن چیزی اخذ میکنند که من و شما اون را اخذ چیه؟
نمیکنیم و نمیفهمیم مثلاً از قرآن حضرته و الان این بچهها میگن، میگن شما هیچ فکر کرده حضرت امیر [ص] چرا شبها اونجور از خوف و خشیت ناله میکرد؟
بیجا بود؟
بیجا بود.
اگر بگیم بیجا بود که باید به خودمون بخندیم.
این که هر شب اونطور میترسید و از خشیت و خوف در سحر میفتاد چیزی میفهمید و چیزها میفهمید که من و شما نمیفهمیم.
از کجا میفهمید اون حالت رو؟
اگر گفتیم از کجا میفهمید؟
از قرآن.
از قرآن چیزها میفهمید.
خودش هم در جایی فرموده که اشاره کرده که یعنی بیانش خودش فرمودهٰ [عربى] در اون حوائل چیزه افضل از میزان است الا این مکرمات و اگر انشا یا در باب خودش فرماید خدا به کسی فهم در قرآن میدهد.
یعنی طوری الان اون آیه بیان عین جملاتش یادم نیست طوری فرمود یعنی خلاصه در باب ذکر نعمت حق میفرماید میگوید میخواهد بگوید که خدا به من فهم قرآن داده است.
اونی که حضرت امیر در دل شب میفهمید و بر اساس اون فهمش یعنی همیشه میفهمید بر اساس اون فهمش در دل شب اون حالات میافتاد به اساس چیزها میفهمید که اون حالت را میآورد.
این از قرآن بود.
قرآن به اون حقایق به حضرت علی و به دل حضرت علی میریخت که این حقایق به دیگران نیست البته تابعین رضوان در درجات مختلف از هدایتهای قرآن برخوردار میشدند.
خب [عربى] خدا تابعین رضوان را به وسیله قرآن هدایت میکند و آنها را از ظلمات به نور خارج میکند به اذنش [عربى] و تابعین رضوان را خدا به وسیله قرآن هدایت میکند به چی؟
به صراط مستقیم.
خب این یک آیه است.
ببینید آیه اول گفت که قرآن به هر کس هر هدایت را نمیآورد.
این آیه اول را کهٰ [عربى] فراموش نکنید.
حالا بعداً حرفمو جمع میکنم که چی میخوام بگم.
اول در این مسیر با شما صحبت میکنم که باید به دنبال کسب معرفت بود.
اول دعا بکنید خدا به شما معرفت بدهد.
ثانیاً میخوام بگم که معرفت چیزی نیست که به آسانی بشود نائل شد.
اگر ما بخواهیم از قرآن و روایات و دعاها چیزی بفهمیم باید از راهش وارد بشویم بفهمیم.
میخوام این را بگم.
اول آیاتش رو میخوانم یه تیکه و بعداً.
خب آیه پنج سوره بسس را به شما بخوانم.ٰ [عربى] البته قسمتی از آیه پنجاه سوره بسس است.
پنج نه پنجاه سوره بسس است.
[عربى] چیز در ضلالت بیشتر باشد از اون کسی که تبعیت از هوای خودش میکند و هدایتهای الهی را تبعیت نمیکند.
[عربى] خدا قوم ظالم را هدایت نمیکند.
از این آیه ببینید چه میفهمید؟
کسی که تابع هوای خودش باشد و نه تابع هدایتهای پروردگار متعال، خدا آنها را هدایت نمیکند.
صاف محتوای آیه این است که هرچی من و شما به دنبال هوای خود باشیم در هر مرتبه از هواهای نفسانی خود تبعیت بکنیم و از هدایتهای الهی که هستیم محروم هستیم.
این هم گوشدار داد.
اون آیه اول که میخوندیم، آیه اول اول گفت قرآن هدایتها میآورد برای متابعین.
آیه دوم گفت قرآن هدایتها میآورد یا خدا از قرآن هدایتها میآورد به وسیله قرآن هدایتها میآورد برای کسانی که تابع رضوان هستند.
اونجا متابعین، اینجا تابعین رضوان.
این آیه هم گفت که هدایتهایی از خدا میآید اما از اون محروم هستند تابعین هوا.
یعنی اون هدایتهای الهی کسی بخواهد بهرهمند شود باید از هوا چه بکند؟
چشم بپوشد.
یک آیه دیگر هم بخوانم که باید بخوانم.
بیست و هفت سوره رعد و بیست و هشت و بیست و نه.
حالا من فقط یکیشو میخوانم.
شما رفتید تحقیق کنید.
سه تا آیه با هم هستند.
قل البته این آیه بیست و هفته است قسمتیش رو من میخوانم.ٰ [عربى] بگو ای پیغمبر ای رسول، خدا به ضلالت میاندازد کسيرا، در ضلالت پیش میبرد کسيرا که میخواهد و هدایت میکند به سو خودش من انابه کسيرا که دارای انابه باشد.
خب این هم هدایت را برد روی چی؟
روی انابه.
انابه را صاف اگر بخواهیم بگیم که و بفهمیم که من و شما نداریم، خب اینها را که اون سه مورد اول فهمیدیم که من و شما شاخیم.
بالاخره از اینها نیستیم، نه از متابعین هستیم، نه از تابعین رضوان و الحمد لله از سومی بودیم که تابعین چی بودیم؟
هوا بودیم که اون هرمام میآورد.
الحمد لله البته به اون با دگروندی گفتم الحمد لله.
گرچه در هرچه که خدا قضایش پیش آورد و الحمد لله.
عرض کنم که حالا این جمله رو گفتم و شما ضابط فهمش اینه.
آیه میگوید که این آیه کن.
میگوید که خدا به ضلالت، در ضلالت پیش برد کسی را که میخواهد و هدایت میکند به سو خودش من انابه اون کسانی که انابه است.
انابه، انابه یعنی خب اجمالا میخوام ریشه انابه را معنی بکنیم.
کسی که در مقابل توقه بکند و شب و روز همتش مصروف به عبودیت باشد، مجاهدت در عبادت کند.
انابه یعنی رجع الی الله.
روح خود را خدا بیاورد.
دیگه شب و روزش در طلب قرب و جوار God اینها باشد توبه میکند و برگردد از معصیت، از غفلت و از اونچه که باید برگردد، برگردد در حال بازگشت به سوی خدا باشد.
این عنابه است.
این یکی از مقامات منازل هست در صعود روحیه.
یه آیه میگه خدا آن کسانی را که در عنابه هستند هدایت میکند.
خب غیر مؤمنینها را که تو-- و غیر مؤمنین.
و از این آیات زیادند که چی میگه؟
که میگه هدایتهای مخصوص از قرآن، از روایات، از دعاها و در آخر از خدا، از راه قرآن و روایات خدا هدایتهای مخصوص را و هدایتهای ربوبی را هر کسی نائل نمیشود.
هدایتهای ربوبی مراتب دارد و باید در به دست آوردن اونها مجاهدت کرد.
روی این حساب من شما را توصیه میکنم اولاً حالا برمیگردم به حرف اصلی حرفم.
اولاً دعا بکنید که شما کسب معرفت، خدا به شما معرفت بدهد.
ثانیاً سعی بکنید که معرفت به دست بیارید.
این سعی را شما باید در دو باز داشته باشید.
یکی عبارت است از همین بررسیهای علمی، مطالعه، دقت، تدبر در قرآن، روایات، دعاها، داشتن جلسات مفید، مطالعه کتابهای مفید، سؤال از افراد که چیزهایی میدانند.
این همان مجاهدت علمی میگیم که مجاهدت است.
به چی؟
به این توصیه میکنم شما را در باب کسب معرفت.
دیگر که اصل است تأکید میکنم به شما اگر میخواهید قرآن با شما حرف بزند، از قرآن بفهمید آنچنان که الان نمیفهمید و دیگران نمیفهمند، باید طریق عبودیت را در پیش بگیرید.
اگر طریق عبودیت را در پیش گرفتید، در هر منزلی از منازل عبودیت در عنابه طوری، در عنابه طوری، در منزل تقوا طوری و در منزل تبعیت از رضوان که طلب رضوان است از خدا طوری از هدایتهای مخصوص خدا برخوردار خواهید شد.
توصیه میکنم به شما اگر میخواهید بیدار باشید مجاهدت عملی را شروع بکنید و الا تا آخر قرآن را نخواهید و نخواهید فهمید.
فکر میکنم مطلب روشن شد.
هم مجاهدت علمی و هم مجاهدت عملی.
غول نخورید، فکر نکنید شما خدا بودید.
الحمد لله همهتون مانند ما الحمد لله به لحاظ اون توهین و تحقیر که میگن.
لابد شما هم مانند ما خودتان را فکر میکنید همان که ما مؤمنهای دو فکر میکنیم که ما در طریق هدایتیم و احیاناً تخیل میکنیم که ما در بهشتیم و ما نجات یافتهایم.
اما خب برگردید به قرآن ببینید که آیه ای پیدا میکنید که به شما بشارت میدهد؟
توصیه میکنم اگر پیدا کردید به منم بگید که من هم یک مقدار فکرم راحت بشه.
به ذهنتون برگردید به قرآن، اون تخیل را بذارید کنار.
توهم خودتان را بذارید کنار.
جدی میگیم به صورت جدی این حرف رو میزنم.
برگردید به قرآن.
اگر در قرآن هم در حدی که علامی فهمید قرآن را نه در اون حدهای بالا که بعدها خدا روزی میکند خواهید فهمید.
اون وقتی کار مشکلتر خواهد بود.
هرچی بفهمید خواهید فهمید که طریق نجات را طی کردن، به نجات رسیدن، به فرا رسیدن مشکلتر است.
اما در همین حدی که الان میفهمید اگر در قرآن شما بر اساس فهم فعلی خودتون آیه پیدا کردید که اون آیه به شما شامل میشود و شما را هم وعده نجات میدهد، اگر پیدا کردید ولو به صورت یه سفارش باشد به منم اطلاع بدهید که کدوم آیه است که بشارت نجات اخروی را میدهد اما به شما هم شامل باشد، به ما هم شامل باشد.
اگر آیه پیدا کردید.
[نفس عمیق] من مجاهدت جاهدان ملکی از اولین کسی است که این چیز را مطرح کرده است و بعد از اون کسانی که بیدار بودند به خودشون آوندن.
ایشون در نوشتههاشون و البته نه اون علامه هم میکردند این را من حضورم در محضرشون به صورت خصوصی که اون هم طوری میگفتند که ایشون خودشان متزلزل بودند و مضطرب بودند.
همیشه نگران سخت بودند.
میگفتند کدام آیه میتونه هست که به ما هم بشارت بدهد که ما هم با وضعی که داریم و با روشی که در پیش گرفتهایم بر اساس اون آیه از نجات یافتهها باشیم.
بعد آیاتی میخوندند و میگفتند خب این آیه است که بشارت نجات میدهد.
اینهاست.
میگویند چه شرایط سنگینی میگذرد که به ما شامل نیست.
برگردید به قرآن من و شما فکر میکنیم در راه هستیم.
برگردید به قرآن ببینید بر اساس فهم فعلیتون راه نجات، شما در راه نجات زیاد اما اصل منظور من این بود که دعا بکنید و مجاهدت علمی و عملی بکنید که بفهمید.
اون وقتی که فهمیدید اون فهم به اذن الله شما را آرام نخواهد گذاشت که به این غفلت و این وضعی که دارید ادامه بدهید.
اصلاً محال است کسی یه مقدار از قرآن بفهمد و آرام بشیند.
مگر اینکه نفهمد مانند من و شما که تخیلاتی داشته باشد، یه تصویرهای ذهنی و تخیلی صافی داشته باشد به همین وضعی که دارد راحت ادامه دهد.
به ذهنتون باز من حرفم رو تمام میکنم اگر شما در اون وقتی که برام گذاشتین تمام کنم.
شما همهتون به تنهایی زیاد در حالات رجعت عملی برای خودتون یعنی نزد خودتون در حالات رجعت عملی زیاد باشید.
زیاد باشید.
حجت هستید.
که نماز میخوانید اشهد ان مولانا علیا حجت الله.
همینجوری دارم میگم خودتون ببینید چی میگید در اقامه در نماز در چیز در اذان و در اقامه.
ببینید.
حجت است.
برای حجت فکر بکنید.
حجت است.
چرا شبها اونجور گریه میکرده؟
چرا اصلاً؟
اون حرفهای عامیانه رو میزدند.
گفتند به خدا بگو شما هم رسیده باز هم میگم ببین هر چیزی که انجام نیست هر چیزی که انجام میشود باید گفته بشه.
این حرفهای عامیانه رو به ما مییافت.
اینها رو اباها برای اینکه خودشون را فریب بدهند، قصد فریب دهن ساختند.
میخواست به ما، به ما، ما، ما را میخواست هدایت کند.
در دل شب در جوف منزل، در جوف شب اونجا گریه بکنه، سجده بیفته، این خندهها رو ببینید که به ما یاد میداد.
این یادداشتهاش در نهجالبلاغه در کلمات در خطبهها هست.
این حال تو بشه.
چه میفهمید آن طور میشد؟
چه میفهمید آن طور میشد؟
اون هم عمر پس داده.
نتیجه بگیرید که ما چون زیاد نمیفهمیم راحنیم.
اونم زیاد ها اصلاً حد و حدود نداره.
چون زیاد نمیفهمیم راحنیم.
چون زیاد در جهل مركب غوطهوریم راحنیم.
جهل مركب توش داریم.
فکر میکنیم ما فهمیدهایم.
الان من فکر میکنم من مرجع هستم به شما درس میدم.
شما هم با اون فکر بزرگ معلم هستم من به شما درس میدم.
درس دینی من میشنوید.
همین خیالها نمیگذارد.
خدا و تناقض از این تخیلات.
من مرجع هستم.
میدانم.
من در این دنیا معلم دینی هستم.
من جلسهچی هستم.
من تحصیل میکنم.
این انسانها و جلسههای دارن.
این خیالها، اون چیزی که کرده است و برای شما کرده است.
جهل مركب یعنی نمیدانی و نمیدانی هم که نمیدانی.
زیاد نمیدانی در این راحتی هستی.
حضرت امیر را فراموش نکن.
سلام علیکم.
باز تشریف.
میگید چی میفهمید اون طور که سعد نمیفهمید؟
جدی باشید در کسب علم.
جدی جدی.
مجاهدت علمی کنید.
برنامه هم بردارید.
مجاهدت علمی اصلش هم مجاهدت عمل است.
سوال آیه هشتاد و دو را فهمیدید.
اصلاً با مجاهدت علمی اصل هدایتها را به دست نمیشود آورد اما با مجاهدت علمی بسیاری از کارها را میشود به دست آورد