ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 009

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

مطلبی که من می‌خواستم به‌عنوان تذکر بدم بگم به شما که belki ان شاء الله مفید باشد برای نجات من و شما، حقیقتی‌ست از حقایق قرآنی.

مقدمه‌ای که می‌خوام عرض بکنم مقدمه‌اش این است بر روایاتی که در خصوص بعد از مرگ در عالم برزخ است.

در بعضی از روایات به این نکته اشاره شده است که انسان وقتی در برزخ خودش قرار گرفت بعد از مردن، هر کسی در مرتبه خاص خودش در برزخ، برزخ خود منظورم این است.

وقتی انسان در برزخ خود قرار گرفت، آآآ بابی از جنت یعنی از بهشت و دری از بهشت و دری هم از جهنم به روی انسان باز می‌شود.

برای بعضی‌ها دری از بهشت باز می‌شود.

برای بعضی‌ها دری از جهنم باز می‌شود.

خلاصه درهایی از جهنم باز می‌شود به روی انسان در برزخ بعضی‌ها اینطور و درهایی از بهشت.

حالا این آآآ به عالم برزخ مربوط است.

این را به‌عنوان مقدمه میگم برای شرح یک حقیقت.

در بهشت باز می‌شود یا در جهنم البته در برزخه.

یعنی در اون نظام برزخی دری از اون بهشتی که در قیامت هست، در بهشت هست، باز می‌شود به روی انسان و نعمت‌های بهشتی از اونجا به انسان در برزخ یا به عالم انسان در برزخ نازل می‌شود، فرود می‌آید از آن بهشت اصلی دری باز می‌شود.

البته در گفتم قبلاً هم در اینجاشو در بحث معاد گفتم در را نباید تشبیه کرد به این درها.

در مقصود این است که راهی باز می‌شود از بهشت.

مسیری باز می‌شود از بهشت.

راهی باز می‌شود از بهشت.

در به همین اصطلاح همین طور گفته میشه در نعمت به روی فلانی باز شد یعنی نعمت‌ها شروع شد.

در بهشت به روی انسان باز می‌شود.

نعمت‌های بهشتی نازل میشه در برزخ یا در جهنم.

این در روایات برزخ هست.

خب من بر اساس این مسئله می‌خواستم یک حقیقت اشاره بکنم از حقایق قرآنی خوب دقت کنید که این را خوب بفهمید که خیلی از حقیقت‌ها هم که تقریباً برای ما مفهوم است با روشن شدن این و فهمیدن خوب این مفهوم روشن می‌شود.

با توجه بر اینکه آنچه در برزخ، در برزخ‌ها بعد از مرگ پیش می‌آید، این در حقیقت ظهور و تمثل همان است که در اینجا در عالم باطن داشته‌ایم، در عالم روح باطن داشته‌ایم.

با توجه بر اینکه تکرار می‌کنم آنچه در برزخ از مسائل پیش می‌آید، تمثل و ظهور برزخی همون چیزهاست که در حیات دنیا ما در باطن یعنی در عالم روحی خود در باطن داشته‌ایم.

با توجه بر این قاعده کلی یک ضابطه است در جای خودش.

این مطلب که دری از بهشت باز می‌شود یا دری از جهنم، این ما را به این حقیقت هدایت می‌کند که در حیات دنیوی به روی من و شما در باطن امر یا دری، درهایی از بهشت باز می‌شود و مسائل بهشتی به وجود ما نازل می‌شود.

یا دری و درهایی از کجا باز می‌شود؟

از جهنم که آآآ به اصطلاح آن چیزی از جهنم است به روی ما ال-- برای ما، به عالم ما، به باطن ما، به وجود ما وارد می‌شود.

الان در این حیات دنیا همین مسئله است که در برزخ چی می‌شود؟

در برزخ تمثل پیدا می‌کند و مجسم برزخی می‌شود.

اونجا دیگه مجسم می‌شود.

یعنی تمثل دارد.

تمثل، تمثل برزخی البته نه خیال.

تمثل، شکل.

اینجا در باطن امر در بهشت به روی من و به روی شما و یا در جهنم عل الاکتسال یا این در باز می‌شود یا اون در باز می‌شود یا همیشه در بهشت باز می‌شود یا همیشه در جهنم باز می‌شود و عل الاکتسال نازل می‌شود از بهشت‌ها به من، به وجود من، به دل من، به روح من یا از جهنم‌ها.

منتها اینجا تمثل ندارد.

این عالم، عالم حجاب و ستر است و تمثل ندارد، ظهور ندارد.

ظهورش در برزخ است.

خب حالا قدم به قدم من پیش میرم.

نتیجه‌اش چی می‌شود؟

نتیجه‌ش این می‌شود که ما باید یک تجدید نظر در شناخت به اصطلاح بهشت و جهنم یا بهشتی بودن و جهنمی بودن داشته باشیم و مسئله را عمیق‌تر از آن چیزی که تا حالا فکر می‌کرده‌ایم فکر بکنیم و اون اینکه لحظه ها که به ما می‌گذرد خوب دقت بکنید.

لحظه ها که به ما می‌گذرد یا ما البته اختیار هم با خودشان-- با خود ماست.

لحظه ها که به ما می‌گذرد ما با اختیار خودمون یا اجازه می‌دهیم در بهشت و بهشت‌ها به باطن ما باز شود و آنچه بهشتی است و نعمت بهشت است و حقایق بهشتی است و مسائل بهشتی است به درون ما راه بیابد یا اجازه می‌دهیم چی؟

اجازه می‌دهیم؟

یعنی گفتید در جهنم.

مثلاً وقتی که من همینطور که مثلاً هر، هر لحظه دیگه در هر لحظه اگر من فرضاً من در لحظه‌ها دلم، روحم را متوجه خدا کردم، به راز و نیاز و ذکر خدا پرداختم، یعنی چی؟

اگر گفتید یعنی‌ش با این توضیح؟

یعنی خودم با اختیار خودم ااا اجازه دادم، اختیار کردم.

یعنی کدوم در باز می‌شود و نعمت‌های اونجا به من نازل بشود؟

بهشت.

منتها الان هیچ کدومش دیده نمی‌شه.

فقط اسمش این است که من به یاد خدا هستم.

فقط.

این اندازه.

اینجا فقط این اندازه ظهور دارد که من به یاد خدا هستم.

ذکر خدا را مشغول هستم.

او را ذکر می‌گم.

او را تسبیح می‌کنم.

او را یاد می‌کنم.

او را به انواع گوناگون یاد می‌کنم.

ولی حقیقتی است که در این آ-- در همین حالی که به ذکر او مشغولم، من اجازه دادم.

یعنی من انتخاب کردم دری از-- به درهای بهشت به روی من باشه و نعمت‌های بهشتی علی الاصول مادامی که من در این حالتم به باطن من نازل می‌شود.

بعکسش اگر نه، فرض فرمایید که انتخاب کردم.

مثلا فکر غلط کردم، نیت غلط کردم، میل غلط پیدا کردم، بالاتر از همه این‌ها غفلت پیدا کردم.

یا خیلی بالاتر از همه این‌ها فرض کنم که گناه کردم.

اون لحظه که من و شما گناه می‌کنیم می‌دانه چی می‌کنیم؟

یعنی همین الان انتخاب می‌کنیم یا الله در جهنم به روی من چی، چی باش؟

باز باش.

اینطوره.

موقع گناه کردن ما در جهنم را باز می‌کنیم با اختیار خودمون و از جهنم اونچه باید بیاید می‌آید.

منتها اینجا همینطوره.

اینجا صورتش همین است.

ما گناه می‌کنیم.

یعنی در حقیقت در جهنم را باز کردیم به روی خودمون.

همین مسئله به مجرد اینکه مردیم اونجا واهر می‌شه.

این که از بچگیش یعنی در قبر دری به روی انسان از بهشت باز می‌شود یا دری به روی انسان از جهنم باز می‌شود.

این به این مسئله ناظر است، توجه می‌کنید؟

و اصلش هم همین جاست.

بنابراین خوبه اینجا دقت بکنید که ما لحظه ها که می‌گذرد ممکن است خودمون را در برابر برکات الهی و نعم بهشتی از لحظه به لحظه به اختیار خودمون قرار بدهیم.

اون‌ها به وجود ما نازل بشود.

ممکن است لحظه به لحظه خودمان را در برابر در جهنم و درهای جهنم قرار بدهم و از انواع مختلف عواقب جهنمی عذاب‌های جهنمی به باطن ما بریزد.

و از اینجا می‌توانید شما خیلی نکته‌ها را بفهمید.

به اون اینکه آنچه که از در جهنم نازل می‌شود، این که به ما گفتند یک حقیقت هم به ما گفتند که اون هم خوب فهمیده نشده.

حالا با این بیان‌ها یه مقدار خوب فهمیده می‌شه.

مطلب از این هم خیلی بالاتر و عمیق‌تره.

گفته شده است که به اصطلاح دنیا و اونچه که در دنیا هست، اونچه که به سوی جهنم می‌برد، همش در اینجا حالت فریبنده‌ای کاملاً معکوس دارد، کاملاً معکوس.

که قبلاً هم در این باب با شما صحبت‌ها کردیم.

اون وقتی که من می‌بینم که به اصطلاح فکر گناهی را می‌کنم یا میل، میل گناهی را می‌کنم، تصور یک گناهی را می‌کنم، تصور یک لذتی را می‌کنم، یک لذتی را انجام می‌دهم که در حقیقت در چه باز می‌شود به روی من؟

در حقیقت در جهنم.

این در جهنم خیلی شیرین است اینجا.

یعنی انسان انتخاب بکنه این در به روش باز باشه.

اینسانا شیرین است و اون یکی درش چطور است؟

اون یکی در دقیقاً در صورت‌های گوناگونش تلخ است.

اینجوری.

یعنی ما را خدا اینجا قرار داده می‌گه که حالا هر کدوم لحظه به لحظه تو هر کدوم از درها را خواستی برات باز می‌شود.

در بهشت رو خواستی باز می‌شود، تلخ است.

در جهنم را خواستی بروت باز می‌شود.

ولی چیه؟

شیرین است.

اما این شیرین است که باطنش شلا و نعم الله تلخ است.

اون تلخ است که باطنش شیرین است.

این چه جور در بهشت و جهنم است؟

به قول مولوی می‌گوید که آفرین بر این استاد سحر باف.

خیلی غلط انداز میشه قضیه.

دلم می‌خواد از اینجا یک نکته.

الان صحبت از این بود که به جوار یعنی قبلاً من به صورت یک چیز گفتم که به جوار خدا راه یافتن چیز ساده‌ای نیست.

خدا یعنی به این سختی ماها را خلق کرده فرستاده اینجا.

اون وقت این ابواب بهشت را که به روی ما باز می‌شود به این صورت قرار داده در اینجا.

صورتش تلخ است.

ابواب جهنم را که باطن ما باز می‌شود به این صورت قرار داده که صورتش چیه؟

جذاب و شیرین است.

خب ما هم که همیشون را جذاب می‌بینیم.

همیشه این را تلخ می‌بینیم.

و گفته که من می‌خوام شما را امتحان می‌کنم.

همینطور هم هست.

اما یعنی واقعاً در این کار غلط انداز و در این به اصطلاح سحر بسیار امیر که این مرتب شیرین است، اون مرتب چیه؟

تلخه.

دو تا در باز کرده به روی ما.

یعنی می‌گه هر کدوم خواستی باز می‌شود بروتو.

ولی از یکی مرتب تلخی میاد، سختی میاد، رنج میاد.

از یکی مرتب شیرینی و لذت میاد.

خب اینجور که خدا می‌خواد ما را امتحان می‌کند آیا می‌فهمید معنیش این است که به جوار خدا راه یافتن آسان می‌شود یا سخت؟

خیلی سخته.

یعنی خیلی گنده‌ست خدا.

اینطور.

ولی ساده قرار نداده.

ساده قرار نداده آزمایش را که انسان یه خورده براش آسان باشد.

خیلی سخت قرار داده.

نمی‌دونم فهمیدی چی گفتم.

می‌گه من برای آزمایش شما را خلق کرده فرستادم اینجا.

این دو تا در به روی شما باز است.

از یکی مرتب شیرینی میاد اما تلخه.

از یکی مرتب تلخی میاد اما چیه؟

شیرینه.

حالا ببینیم شما کدومش رو انتخاب می‌کنی معلوم است که خیلی سخت.

مسئله خیلی سخت است.

حالا این حاشیه بود رفتم.

بنابراین می‌بینید لحظه ها که عکس مسئله را ادامه میدم.

لحظه هایی که برای من و شما می‌گذرد یا در بهشت روی ما اینجا باز می‌شود یا در جهنم.

خیلی مراقب خودمون باید باشیم.

من این نتیجه را می‌خواستم بگویم.

ناظر بر دلتون باشید مرتب.

اگر می‌خواهید بدانید که به اصطلاح چه باید بکنید؟

مرتب مراقب قلب و درون خودتون باشید.

یعنی چشم از درون خودتون برندارید.

مراقبت دل خودتون را داشته باشید که علل اتصال به دل شما چی میاد؟

به دل شما چی میاد؟

اگر دیدید که به دل شما یاد خدا میاد و چیزهای خوب میاد یعنی اینجور قرارداد دید دلتون را مراقبت کردید.

یعنی در بهشت را متصل به روحتون باز کردید.

اگر از دلتون غفلت کردید هرچی به دل میاد بیاد.

بالطبع کدوم؟

اگر غفلت کردید بالطبع کدوم در باز خواهد شد؟

اگر بالطبعش واگذار به حال بالطبعش بکنید کدوم در باز خواهد شد؟

جهنم.

خیلی مراقبت می‌خواد.

این طور مسئله است.

بنابراین باز یک عبارت دیگه من به شما این حقیقت را توضیح می‌دهم.

مثلاً می‌بینید که در دعای اینکه خدایا برکاتت را به من نازل بکن.

برکت از کجا میاد؟

ها؟

برکت از کجا میاد؟

از بهشت.

از جوار روح خدا میاد.

یا مثلاً در دعاها می‌بینید که دعای خدایا به من رحم بکن که من به سوی گناهان نروم.

یعنی من اگر به حال خودم باشم این آیت نفهمی، اون در را انتخاب می‌کنم.

اون در را میذارم باز بشه به درونم.

علل اتصال در جهنم را میاد.

اونچه از جهنم میاد.

حالا گفتم ظاهرش اینجا همش لذت بخشه.

فکر غلطه، عقیده غلطه، میل غلطه، لذته، راحتی‌ست، غفلت هست.

این همون عذاب‌های جهنم است.

اما شکلش اینجا اینطوره.

و اما فهمیدی حقیقت چطور میگم.

ببینید غفلت می‌کنیم یه دری از جهنم باز شد.

یه نوعی از عذاب جهنم آمد به درون ما که اسمش در اینجا به زبان ما چیست؟

به زبان ما.

ای گوش بشنو.

به زبان ما اسمش چیه؟

غفلت است.

دقت می‌کنید؟

در حین غفلت در جهنم به باطن من باز شد.

در حین غفلت از خدا در جهنم به دل من باز شد که الان تمثیل ندارم.

عذابی از جهنم به من آمد که این عذاب اینجا اسمش غفلت از پروردگار متعال است و رنج دهنده هم نیست.

لذت بخش هم هست.

اما اون طرف یه اسم دیگری دارد.

خیلی رنج دهنده است.

چیزی است که عذاب دهنده است.

فرض فرمایید که محبت غلطی پیدا کردم.

مثلاً به یک فرض فرمایید که یک دشمن خدا محبت پیدا کردم یا یک اجنبی را در دلم محبت زن اجنبی، مرد اجنبی، محبتی پیدا شد یا به یک حرام محبتی پیش آمد.

این محبت شیرین است.

با این در باز شد به دل من.

از این در محبتی به دل من آمد.

اون محبتی که در دل احساس می‌کنیم.

این اسمش اینجا محبت است.

خودش هم شیرین است.

اما اسمش اون طرف آتش است.

شکل خاصی از آتش است.

خودش هم تلخ است.

اینجا به این شکل است.

آمد از این در.

آمد وارد شد.

وارد شد به عالم من.

مال من شد.

در من این در را باز کردم.

این نوع از عذاب آمد.

در هر گناهی، در هر معصیتی، در هر انحرافی در را باز میگذاریم.

نوع خاصی از عذاب جهنم نازل میشه.

ولی اینجا عذاب نیست.

اسماء خاصی هم دارد.

یکی محبت است، یکی لذت است، یکی غفلت است، یکی نمیدونم چی هست.

لا.

اینجوریش.

آفرین بر استاد سیف الله.

علل اتصال درها به روی ما باز می‌شود.

و لذا ببینید ما در دعا این هم یکی از در عین حال که نتیجه‌گیری از این صحبت هست این را به بیان دیگرم خواهم گفت.

در دعا می‌بینید مثلاً در بعضی دعاهای روزها هست که و ترحمنی بصدی عن معاصی.

یعنی خدایا من از تو می‌خواهم که به من رحم بکنی.

مرا از گناهان что بکنی؟

حفظ کن.

دست مرا بگیر.

خب دست مرا بگیری که من در جهنم را به روی خودم باز نکنم.

یا مثلاً در دعای روز چهارشنبه می‌خوانیم و زهدی فيما یوجب علیم عذابه.

خدایا اینجور قرار بده، عنایت کن که من اونچه که موجب علیم عذاب توست اون در اون زاهد باشم.

این دعاها در اصل استمداد می‌کنیم از خدا.

ما علل اتصال در معرض باز شدن دو در هستیم.

علل اتصال ها.

هیچ لحظه‌ای نیست.

فقط گفته می‌شود در عالم خواب این نیست.

اما بعضیا گفتند نخیر.

بعضی از عرفا گفتند که در خواب هم هست.

لذا گفتند در خواب وقتی می‌خواهد بخوابد، چنین بخوابد، با این آداب بخوابد.

و الا در خواب هم یا دری از درهای جهنم منتها عذاب‌های خاصی میاد به روی انسان باز است یا درهایی از چی؟

درهایی از بهشت.

اصلاً لحظه‌ای نیست که یکی از این دو در باز نباشد به باطن ما.

علل اتصال ما در معرض این درها هستیم که ورای حجاب است.

یا درهای بهشت یا درهای جهنم به روی ما باز می‌شود.

در خواب هم حتی همین طور است.

لذا آداب و دستورات خواب را دادند.

چه جور بخواب؟

با چه شرایطی خواب و بیدار.

این.

علل اتصال در معرض این درها هستید.

خیلی مراقب و هوشیار باشید.

این یک حقیقتی بود که گفتم و در ضمن به شما این را هم can توصیه بکنم.

عرض کنم که همین‌ now در دعاها اشاره بود.

وقتی که شما وقتی می‌خواید گناه ترک بکنید، این روحیه را نداشته باشید.

این دید را نداشته باشید که عرض کنم که من ترک گناه می‌کنم، هنر انجام می‌دهم.

این روحیه را داشتید مساوی است با این‌که موفق نشوید.

من کاری می‌کنم هنری‌ست.

از این بدتر این است که من حرف خدا را امتثال می‌کنم با یک به اصطلاح کأن یک حالت خاصی که کأن یک حالت منت گذاری بر خدا و امثال این‌ها.

من طاعتت می‌برم فلان این.

اینا همش مساوی‌ست با.

باید در باب ترک گناه حالت توبه‌ست، استعاذ، پناهندگی و فقر این حالت را داشته باشیم و از خدا بخواهیم.

و اگر خواستید بفهمید من چی میگم به مضامین دعاها دقت بکنید.

همین‌ now خوندم میگه خدایا من از تو می‌خواهم من رحم کن.

می‌بینید لحن چیه دیگه؟

نمیگه من گناه نمی‌کنم طاعتت می‌برم مانند من و شما.

اگه اگر حالا اگر، اگر موفق شده‌ایم مثل این‌که دیگه خیلی با کله شقی مخصوصی که بعد گناه نکردیم.

نشد.

همین است که نمی‌توانیم گناه را ترک کنیم.

این در گناه به صورت سه رامه، به صورت غلط انداز به روی ما باز است و ما عاجز هستیم.

باید زبان، زبان عرض باشد.

امام یاد داده دیگه.

بترهمنی.

میگه خدایا من از تو می‌خواهم به من رحم بکنی که من به سوی گناه چیه؟

نروم.

این از خدا باید خواست.

اونم با حالت خاص خواست دقت بکنید.

یا اون دعایی که گفتم من زهد پیما یوجب لی علیم اعاب.

لحن دعاها را دقت بکنید.

ائمه که خودشون اینطور بودند و به ما هم یاد دادند سلام الله علیهم اجمعین.

لحن این است که باید کسی که می‌خواهد گناه نکند این درهای گناه و جهنم را یعنی درهای جهنم را به روی خودش ببندد.

این یک مسئله‌ای است که باید این را با فقر و مستنت از خدا بخواهد.

نه این‌که من گناه نمی‌کنم امثال این‌ها.

این موفق نخواهد شد.

این هم یک تفکری‌ست که داشته باشید و از این به بعد با حالت فقر از خدا بخواهید که چنین باشید.