د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۰
دارای متن همگام
جلسه ۱۰
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۱:۳۱
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
بسم الله الرحمن الرحیم. آیه صد و بیست و پنج از سوره انعام است.
فمن یرید الله ان يهدیه یشر صدره للاسلام.
ترجمه سادهش را من میگویم و بعد شما روی اون ترجمه سادهش دقت کنید.
میفهمید که یک حقیقت بسیار بالایی را میخواست بفرماید.
بسیار حقایق درش است.
در اون حدی که شما و ما میفهمیم.
فمن یرید الله. حالا آیاتی نسبتا گذشته
و سیاق آیات سیاق مخصوصی
است. طبعا با خاء تفریع به قول معروف بیاره.
فمن یرید الله پس
هر کسی را که خدا بخواهد هدایت کند،
خوب در ترجمهش دقت بکنید.
پس هر کسی را که اراده بکند خدا که او را هدایت کند
یشر صدره للاسلام قلب او را برای اسلام شرح میکند.
خدا خواست کسی را هدایت کند
سینه او را، دل او را
شرح میکند، باز میکند برای اسلام.
و من یرید ان یضلله و کسی را خواست در ضلالتش کمک کند.
يجعل صدره ضیقا حرجا سینه او را تنگ قرار میدهد.
در حرج قرار میدهد.
کأنما یصعد فی السماء.
آنجا میخواهد به آسمان پرواز کند به فشار میخورد.
كذلك يجعل الله الرجس.
این چنین خدا پلیدی را، رجس را قرار میدهد بر اونها که
ایمان نمیآورند. اصل منظور من
دقتی در جمله اول این آیه است.
فمن یرید الله ان يهدیه یشر صدره للاسلام.
نمیدانم در موقعی که الآن ترجمه را میگفتم دقت کردید که لحن مخصوصی است و تنها
مورد هم هست در قرآن
و بسیار حقیقت بالای حقایق بالایی را
اشاره میکند. کسی را خدا بخواهد هدایت بکند کاری که میکند چیست؟
این است که سینه او را شرح میدهد برای اسلام.
از اینجا ما در ابتدا خیلی به وضوح و صراحت میفهمیم که
هدایت که از خداست
و همه چیز از خداست.
این هدایتی که مطلوب من و شماست،
این اگر بخواهد از خدا بیاید، خدا اگر بخواهد چنین عنایتی را به ما و به هر کسی بکند
به این صورت میشود که دل او را شرح میدهد برای اسلام.
شرح صدر به او به اصطلاح معروف عنایت میکند.
اراده کند هدایت بکند راهش این است که صدرش را، دلش را برای اسلام چه میکند؟
شرح میکند. مفهوم آیه را بگیرید یعنی مفهوم وسیعش را به قول
عهد قدیم دقیقا اینجور میشود مفهومش.
خدا اونجا که میخواهد کسی را هدایت بکند راهش جز این نیست.
راهش این است فقط دل او را شرح میدهد برای اسلام.
دل او را باز میکند که حالت تسلیم پیدا بکند.
دل بخواهد در تسلیم باشد.
تسلیم در برابر حق و حقیقت
در ابعاد وسیعش تسلیم مطلق
است. این به آسانی تمام نمیشود.
دل اول باید باز بشود.
باید اول دل تشریح بشود.
تشریح بشود. آنگاه
تشریح شد اسلام و تسلیم را خواهد داشت
و اسلام و تسلیم را کسی داشت هدایت شده است.
خدا بخواهد کسی را هدایت بکند چی میکند؟
دل او را برای اسلام
تشریح میکند. خب.
این درد من و شماست. دقت بکنید.
اولا به اصطلاح دردمون را و تزکیه را که باید از این آیه اخذ بکنیم عرض بکنم و بعد آیه را توضیح دهم.
در حدی که گفتم میفهمیم و میفهمید و در حدی که امکان گفتن
و فهمیدنش هست. و الا این آیات حقایق بسیار بالایی دارد.
اینها را مکررا گفتهایم، گفتهاند
بزرگان و شما تا در حد فهم خودتون فهمیدید که نمیخواهیم قرآن را آنچنان که هست بفهمیم که این از ما برآورده نیست.
در حد خود بفهمیم که برآورده است.
طوری باشد که قرآن محجوب نباشد و این آیه محجوب نباشد.
درد ما چیه؟ درد ما این است که
ما میخواهیم هدایتی از خدا به ما بیاید.
ما در تسلیم باشیم.
حالا تسلیم اول یعنی تسلیم در مرحله اول
تسلیم در مرحله کامل.
یعنی ما فعلا هیچ آرزوش را نمیکنیم.
تسلیم ما در این حد باشد که
در برابر امر و نهی جدی خدا
که ما از اونها واجبات و ترک گناهان تعبیر میکنیم،
این اندازه برای ما لااقل تسلیم باشد.
دل ما این اندازه حالت تسلیم داشته باشد که
مخالفت با خدای متعال
در اوامر واجب و در نواهی او نکند.
یعنی همان واجبات را انجام دهیم خوب.
و گناهان را خوب ترک بکنیم.
این اندازه تسلیم که گوشهای از تسلیم کلی است.
تسلیم اساسی بسیار بالاست.
تسلیم همه جانبه بسیار مرتبه بالاست
درد من و شما این است.
گاهی صحبت می کنیم چه کار بکنیم که گناه را بتوانیم ترک بکنیم؟
چه کار بکنیم که واقعاً مطیع خدا باشیم که
اصل مشکل ماست. این نمیشود.
یعنی من و شما نمیتوانیم این اندازه از تسلیم را حتی
داشته باشیم. مگر به چه چیز؟
فراموش نکنید. مگر به چه چیز؟
مگر اینکه از خدا شرح صدری برای ما باشد.
اگر خدا شرح صدر بدهد ما
در این اندازهاش تسلیم خدا خواهیم بود.
مطیع خدا در واجبات و مطیع خدا در ترک
گناهان. خدا بخواهد ما را در همین اندازه موفق بکند، به همین اندازه هدایت بکند باید شرح صدر دهد.
شرح صدر باید خدا عنایت کند.
من و شما اگر اینجا نداریم در حقیقت شرح صدر نداریم.
دل ما باز نشده است.
دل شرح نشده است. من حالا
بعد از اینکه تا اینجا مطلب را گفتم
خوب به دقت کنید در خصوص شرح صدر در همین زمینه میخواهم توضیحاتی به شما
گفتم در حدی که میفهمیم و میفهمید عرض کنم.
شرح دل چیست؟ اون شاعر هم میگوید که بین در اندر شرح دل.
در شرح دل اندر درو
تا نیاید طعنه لا یفصلو.
ما دام که دل تشریح نشده است مطلبی حل نمیشود.
در قرآن روی شرح صدر تأکید مخصوصی شده است.
وزنه سنگینی، بار سنگینی، بارهای سنگینی دلهای من و شما را گرفته
است که اگر اون بارها
و اون بار سنگین و وزنه
با شرح ربوبی اگر از میان برنخیزد دل، دل نخواهد بود و آنچه از دل انتظار هست برآوده نخواهد شد از جمله تسلیم.
سوره انشراح را نمیآورم به ذهن سپردیم.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
ألم نشرح لك
صدرك. ووضعنا عنك
وزرك الذي أنغل ظهرك.
آیا سینه تو را شرح ندادیم؟
وزر را از تو برنداشتیم؟
وزر همون سنگینی مخصوصی است که دلها را فرا میگیرد
و دل را از کار میاندازد.
ووضعنا عنك وزرك و وزر را از تو برنداشتیم.
ألم نشرح لك صدرك ووضعنا عنك
وزرك أن الذي اون وزری که أنغل ظهرک کمر تو را شکسته بود.
دقت بکنید ها. وزر وزری است که کمر دل را
و کمر انسان را چه میکند؟
کمر انسان را میشکند. دیگه از قامت انسانی خبری اگر چنانچه وزر برداشته نشود نیست.
خوب در این جملهها که میگم دقت بکنید ها.
از خدا هم بخواهید که خوب بفهمید.
روی شرح صدر تأکید میکند قرآن.
یا از زبان حضرت موسی upon him
peace رب بشرح لي صدری اگر سر امر شرح صدر نباشد نمیشود.
این آیه که الآن امروز اینجا در اصل مسئله خلافت الله
اول مطلب تلاوت کردم از همش به اصطلاح هشدار دهنده
و اثر آرمید.
فمن یُرِد الله أن یهدیه یرح راحته نفس یشرح صدره ولید اسلام.
شرح دل چیست؟ من اول مثالی به شما میدم.
بعد از شرح صدر و شرح دل چیزها.
ببینید خلقت ربوبیت شرح دارد در عالم تنها شرحش مخصوص دل نیست.
شرح دل گوشهای از شرحهای ربوبی در نظام وجود و نظام خلقت است.
همه وجود را شما دقت بکنید و ما دقت بکنیم در حد فهم خودمون میفهمیم تشریح از ربوبیت
در جریان است و اونجا که تشریح هست موجود
سیر خوب در مسیر کمال را
طی میکند و پیش میرود.
مثلاً شما حساب بکنید.
حساب بکنید این همه ذرهها، این همه عناصر، این همه حبهها، این همه دانهها، اون همه نوترونها اینا رو حساب بکنید.
اینا همش تش- با تشریح ربوبی چه میشود؟
تشریح میشود. ربوبیت اونها را تشریح میکند
و آنکه را که در باطن اونها از کمالات هست
چه میکند؟ ببینم میفهمید.
به ظهور و به فعلیت میرساند.
پردهها را هی کنار میزند.
آنچه در پشت پرده است را به ظهور میآورد.
به فرمایید وزرها را برمیدارد
و آنچه هست را ظاهر و آشکار میکند و به فعلیت میرساند.
شما یه دانه یک درخت را حساب کنید.
دانه یک درخت یعنی هسته، هسته یک درخت را حساب بکنید.
این هسته را شما
وقتی که دستتون هست هسته را نگاه میکنی مثلاً هسته سیب مثلا هسته درخت انگور، هسته درخت مثلا درختان دیگه.
این هسته را حساب بکنید شما هسته درخت است.
این هسته را وقتی شما نگاه میکنید این هسته
قبلاً این مثال را من در جاهای دیگه گفتم.
در اینجا هم بهتر مثال است.
این هسته از شما سؤال بکنند همان درخت است که در بغل این هسته
از شبیهِ این هسته چه کرده است؟
رویده است. درختی است.
ساقه دارد، شاخه دارد، برگ دارد، گل دارد و میوه دارد الی آخر
این هسته آن درخت است.
آن درخت هم چیست؟ آن درخت هم چیه؟
آن هسته است. این هسته است.
اما فرقش چیست؟ آن باز شده این هسته است.
این با وزن و با بارهای سنگین آن درخت است.
چه شرح کرد این هسته را درخت کرد و اون وزر را کنار زد و اون حجابها را و اون باطن را به ظهور رسانید.
چه شرح کرد؟ ربوبیت در نظام هستی.
یعنی خدای متعال. خدا در مقام ربوبیت.
ربوبیت از اسماء خداست.
یکی از کارهای خداست. یعنی یکی از صفات خداست.
یکی از اسماء خداست. رب است که این کار را کرد.
الله رب است.
الله در مقام ربوبیت است.
الله در جلوهی ربوبیت
است. الله در مظهر ربوبیت است.
همان مقام ربوبی میگوییم
که این دانه را شرح میکند و از بطن دانه با تشریح این درخت را بیرون میآورد.
باز کردن ربوبی این چنین است
و در قطعات دیگر وجود حساب کنید همینطور
است. شما حساب کنید نطفه یک انسان
همان انسان کامل است از لحاظ جسم و روح.
اون انسان کامل از لحاظ جسم و روح همان نطفه است.
اون باز شده است. اون دارای وزر و حجابهاش است.
با تشریح ربوبی تشریح شد
از بطن نطفه همان روح و جسم
با شرح ربوبی چه کرد؟
ظاهر شد و ظاهر شد.
اینجا یک نکته را به شما بگویم برای اینکه به شرح دل.
حالا اینا مثال است به شرح دل را برای شما عرض بکنیم.
شرحی است که در قرآن
گوشیدون خورده است. عرض کنم که
شما در حد فکر خودتون هیچ فکر کردهاید شرحهای ربوبی
بسیار بسیار به اصطلاح تحیر آور است.
البته در حد فکر خودتون گفتم
در حد فکر خودمون و الا
تحیر آور بودنش لا به فکرای ما نمیرسد.
فکر کردهاید که همه جا شرح ربوبی دارای تحی-تحیرآمیز است.
بسیار تعجبآور است.
بسیار تحیرآمیز است. یعنی انسان به خاطر در شرحهای ربوبی فکر میکند گم میشود.
متحیر میشود. چیست مسئله؟
مثلاً چطور اینجا بگم براتون تا بریم به شرح دل.
چون در شرح دل ممکنه نکتهها من بگم که برای شما
جای تعجب باشد. شما بفرمایید ببینم من از شما سؤال میکنم به صورت سؤال
عرض کنم که اون حدسهایی را که گفتی محقق نگاه میکنید کسی از شما سؤال کرد که
این اون درخت است؟ خواهید گفت بله.
اگر گفت اون درخت این است؟
خواهید گفت بله. اگر گفت اون درخت در بطن این هسته بود خواهید گفت بله.
اینا رو خواهید گفت بله و چارهای جز این نیست و حتمی است و همینطور هم هست.
حقیقت است. حقیقت را نمیشود انکار کرد که آن درخت در بطن چه بوده؟
در بطن همین هسته بوده.
اما میشود بفهمیم این بطن را اگر شرح ربوبی در میان نباشد،
کسی میشود برود این بطن را پیدا بکند؟
امکانش هست؟ خوب دقت بکنید ها.
امکان اینکه این پردهها را از این هسته اگر شرح ربوبی نباشد ها دقت بکنید اگر شرح ربوبی نباشد که
نمیفهمیم چه شرحی
است، چگونه است، چگونه اینجور باز میشود.
این باطن را از کجا میآورد؟
این در کجا بود این باطن؟
چگونه بود؟ به چه وصفی بود؟
اگر اینها نباشد هر که همه جمع میشوند از بطن یک هسته آنچه را که شرح ربوبی بیرون میآورد
از بطن هسته بیرون بیاورند
یا به بطن در بطن هسته پیدا بکنند.
امکانش هست یا نیست؟
امکانش نیست.
شما هسته را هرچه بشکافید و تجزیه بکنید و به بطنش بروید،
معلوم است این بطن کجاست.
شما اونجا درختی
مییابید یا نمییابید؟ به هیچ شکافتن و به هیچ تجزیهای، به هیچ تحلیلی نمیشود در بطن هسته
آنچه را که شرح ربوبی از این بطن بیرون میآورد
یافت. بسیار مهم.
حالا اگر یه خورده هم گفتم فکر بیشتر بکنید تحیرتون میشه.
اصلاً اون بطن کجاست؟ یه وقتی من سؤال میکردم اینجا به صورت یک سؤال.
گفتم اگر گفتید این بطن کجاست؟
اصلاً کجاست اینکه اسمش میگیم بطن دانه.
همینطور پرده میکنند و میگذرند ساده.
این درخت در باطن این هسته است.
باطن کجاست؟ اون باطن کجاست؟
کجاست اصلاً؟ روی اسم میگیم باطن کجاست؟
از کجا میاد اینها؟ درست در باطن کجاست؟
نمیشود فهمید. بسیار
تحیر آورند هستش شرح ربوبی.
این شرح که مثال بود برای شما گفتم
شبیه همین شرح به تناسب
دل برای دل آنجا که خدا میخواهد دلی را شرح بکند هست.
دقت میکنید؟ تکرار میکنم جونم.
شبیه همین شرحها به تناسب دل برای دل آنجا که خدا میخواهد
هست. آنجا که خدا میخواهد.
فرق دل با هسته چقدر است به نظر شما؟
دل گوشتی نه دل معنوی.
فرق دل با هسته چقدر است؟
فاصلهاش چقدر است؟ از زمین تا آسمان هست یا نیست؟
هست. شما زبانی نداری که بفهمی.
دقت میکنید؟ من هم ندارم.
کی میفهمد؟ باورش نیست
شرح دل با هسته
اولاً بدون چی؟ دل
موجودیست که خدا اون را به اسم خلیفة الله تعبیر آورده است.
هیچ مخلوقی را صاحب این کمال ندانسته است به ذهنتون.
یک چنین چیزی. این فاصلهش اولاً با هستهاش چقدر است؟
به ذهنتون. اول این فاصله رو در نظر بگیرید.
دل با این فاصله بسیار
بیحد و بیحصری که با هسته دارد اگر بنا باشد با اون شرح
فخر آور ربوبی تشریح شود
ببینید چه خواهد شد.
از بطن دل چه چیزها
بروز خواهد کرد. به ذهن میکنید؟
اگر دل شرح شود با شرح ربوبی أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ.
اگر شرح شود چیزی میشود
یعنی چیزی از بطن دل بیرون میآید که اصلاً در فکر و
عقل ما نمیگنجد
و واقعاً هم تحیر آور است.
حالا من جملههایی میگم ممکنه برای شما هضمش مشکل باشد
اما مشکل هم باشد حقیقت همین است
و این مشکل در وقتی برای شما بالاخره واضح میشود.
دل وقتی شرح میشود اگر شرح آنچنان که باید بشود
یعنی شرح بالا مانند دل رسول
اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که آیه هم در اصل
در مرحله اول آیات سوره انشراح کتاب رو اون حضرت است البته تفسیرش بر احباب دیگران میشود.
در مرتبه اصل خود اون حضرت تفسیر میکند.
دل رسول الله وقتی تشریح میشود
یا دل حضرات معصومین که تشریح میشود،
دل امام رضا سلام الله که به شرح ربوبی تشریح شده است.
دل که شرح شد از بطن دل
همه بتون ظهور میکند.
همه عوالم باطن،
همه عواید باطن،
همه عوالم. گفتم
مشکل هم باشد قبولش یا هضمش یا فهمش برای شما حقیقتی.
دل یک انسان شرح شد از بطن دل همه عوالم سر از سر
برمیزند. عرش ربوبی از دل سر میزند.
کتابهای خِلفه از دل سر میزند
بعد از شرحش. مانند سر زدن اون درخت از اون هسته.
به ذهنتون. کتاب محو و اسفاک از دل سر میزند.
کتاب تقدیر از دل سر میزند.
همه کتب از دل سر میزند.
عرش هم از دل سر میزند و تدبیر از دل بر میآید الی آخر.
حالا من صحبتم در این قسمت از نتایج تشریح ربوبی نیست فقط در اون قسمت که به درد
ما میخورد و درد ماست میخواستیم تذکرش بکنیم.
دل وقتی شرح شد همه عوالم بر دل بروز میرسند.
جلسه قبل
جلسه بعد