د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۱۷
دارای متن همگام
جلسه ۱۷
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۴:۱۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
معرفتی متجسمه، راه بودن سقر که در پیش هر باشد
مستعدش میشود. بفهمند چه در پیش هر است مستعدش میشوند،
نرفتن نمیشود. من در باب
همین در خصوص همین موضوع
به تعبیر دیگر در خصوص ایجاد آمادگی برای مختلف موضوعی از موضوعاتی بود که دائم
بود که من این موضوع را
رو باز میکنم. همیشه حال متضرر بود.
پیانه سؤال میکنند که
انسانی که فکر سیر عبودی و سلوک عبودی را دارند،
چیزهایی فهمیدهاند و سعی میکنند
که گمان خودشان
معمولاً این سؤال را دارند که هیچ
پیشرفتی در مقام توحید و عبودیت
در خودشان نمیبینند.
این سؤال را دارند. برنامههایی را از
برنامههای عبودی یعنی
از دعاها، تلاوتها،
ذکرها، نمازها و امثال اینها مستحبات اینجوری
برای خودشان هم انتخاب میکنند، به آنها مداومت هم میکنند.
اما هرچه روزها میگذرد به خود میبر میگردند، در وقت میبینند که در
حقیقت حرکتی همانند که از منظور دارند داده است.
به طبع این سؤال برایشان پیش میآید.
به گمان اینکه به اون نحو که برنامه عبودی برای خودشان انتخاب کردهاند و چند تا از مستحبات
اینجوری را در
اوقات مختلف اجرا دادهاند، این سلوک عبودی،
این حرکت عبودی، این رو چون گمان میکنند این سؤال برایشان پیش میاد که
ما حرکتی نکردیم
یا این قدم نرفتیم یا آخر فهمیدیم که این گمان از سلوک عبودی نیست.
اشتباه اینها هم متوجه با این موضوعه و برای خیلیها هم همین سؤال باشد
که سؤال نکرد و باشد ولی در وجود ما هست در وجود ما هست.
سلوک عبودی این نیست.
یه چیزی به عنوان سلوک عبودی
به تعبیر دیگر حرکت عبودی
هست و اصل مثلاً همان است که ما برای همان خلق شدیم.
برای اون اینجا آمدیم. برای اون این فرصت را به ما دادهاند
و این طاق ها را، فرصت دنیا را
داریم. اما این نیست
که انسان چند تا از مستحباتی را به روش انجام میدهیم، همین دعا را، اون توسل را، اون نماز را،
اون ذکر، اون تلاوت را در اوقات معینی
به همان نحوی که ماها انجام میدهیم انجام بدهد.
دیگه کار دیگر نداشته باشد و
این انتظار را داشته باشد که مدارج عبودیت را طی کند،
در منازل توحید پیش برود،
درست میشود. این نیست.
البته اینها کار خوبی است.
اینها جزئی از آنچه که به نام سلوک عبودی اهلش میگویند
و اینها با اون اصل که داخل در سلوک عبودی میشود و الا اون اصل نباشد حتی اینها را نمیشود به سلوک نامید.
سلوک رفتن است،
حرکت کردن است، پیش رفتن است، مدارج طی کردن است، منازل پشت سر گذاشتن است.
معنی سلوک این است. این سؤال خیلی میشود.
من خواستم در
این سؤال داییش و که این موضوعاتی که دوستان رو باز میکنند،
خواستم برای شما سلوک را
با یک بیان کلی که همه آنهایی که این سؤال در باطنشون هست متوجه باشند این شواهد را بکنم توضیح دهم.
البته یک بیان اجمالی که در این جور صحبتها میشود گنجاند.
ما در مرحله افتادهایم
که دقیقاً من اینجور شروع میکنم.
مطلب هم زیاد است. نمیشود در این جور خلاصهگویی حق داد.
این تصویر را که عرض میکنم و این بیان را اگر خوب دقت کنید
بالاخره شواهد کنید و
حقیقت که صحبتش میکنیم.
اگر آیات قرآن را دقت کنید خلاصهاش این هست که ما از مرحله بالا یا مدعی هست از اول صعود
رستاخیم. بسیار نقائص و قلوب و وجود در وجود ما پیدا شده
است و پیدا به وجود آوردهایم.
آن وقت ما در برگشت به سوی
اون موطن اصلی به اونجا که باید برویم،
باید حرکت کنیم.
یک حرکت تکاملی به اصطلاح فلسفی،
یک صعود وجودی،
یک خروج روحی که انسان باید در این حیات دنیوی که فرصتش بر فرصت است برای او دادهاند شروع بکند و پیش برود.
اون صفات غیوب را،
نقائص را، اشکالات را،
حجابها را که در وجود خودش هست قدم به قدم، روز به روز
از خودش دور بکند. و لذا
سلوک قرآنی را به تعبیر قرآن تطهیر نامیده.
تطهیر یعنی چی؟ یعنی خود را
پاک کردن. خود را پاک کردن این نیست
که انسان بخواهد با دغله چیزهایی که زبان میآورد.
یک کار است، یک حرکت است، صوت
خروجی. تزکیه.
و نفسنا ما سواها
فألعماها فجورها و تقواها قد أفلح من
زكاها و قد خاب من دساها.
یا آیات دیگر. آیات زیاد در تعبیر تزکیه.
قد أفلح من تزکی
و ذكر اسم ربه فصلی.
فلاح پیدا میکند کسی که تزکیه کند خود را از آنچه باید پاک کند،
تطهیر کند، پاک کند،
تطهیر کند. بعد از و با تطهیر خود از آنچه باید تطهیر کند
با اصلاح معایب وجودی خود،
با اصلاح نقائص وجودی خود به یاد خدا باشد و عروج به سوی او را
شروع کند. قد أفلح من اول چی میگه؟
تزکی. بعد چی میگه؟
و ذكر اسم ربه فصلی.
به دقت. ما اون قد أفلح من تزکی را نادیده میگیریم.
چی میکنیم؟ میآییم ذکره را هم به اون معنای خودمون،
و ذكر اسم به اون معنای خودمون تفسیر کردیم.
معنای اون ذکره که در قرآن است رو چی انجام میدهیم؟
یه لغزش زبان، یه حرکت صغری،
بیجور تفسیر. یک حرکهست به دقت تا آماده بشویم برای یک سرنوشت.
خوب به دقت. برای یک سرنوشت که نامش موت است.
موت است در این سیر و سفری که داریم.
یک آمادگی مخصوصی باید
حاصل کنیم با تزکیه خود.
در نتیجه تطبیق خود با آن میزانی
که خدای متعال فرستاده است
و ارائه فرموده است که کتاب اجتهاد
است، خودمان را با به اصطلاح
آن معیار و آن میزان تطبیق کنیم، اصلاح کنیم برای یک سرنوشت یک آمادگی مخصوص را
تحصیل کنیم. آن سرنخت اسمش چیه؟
سرنخت نیست که در پیش است.
سرنخت آخر یک سفر است به حضور است. به دقت تا به جوار خدا برسیم.
برای تا آن سرنخت یک آمادگی مخصوص باید تحصیل کرد با تطبیق خود به مبادین و با تزکیه
هر سطح، صعود و با اصلاح و برطرف کردن حدود و حشوت
که همهاش هم گفتم با تطبیق با میزان میشود که کتاب اجتهاد است.
یعنی روز به روز باید حرکت کنیم برسیم موقع موت ها برسیم به یک جای رشیده باشیم.
آماده باشیم برای چی؟ آماده باشیم برای عروج به یک مرحله دیگر و افتادن در سرایی که منتهی میشود به جوار خدا،
به جوار حق و به نیل به حیات طیبه ابدی و به بقا.
مثال بزنم براتون. این مثالاتی در نظام وجود هست که خدا خیلی خدا از قرآن
دعوت میکند که در آیاتش دقت کنید.
مثال میزنم براتون.
به این مثال خوب دقت کنید تا بفهمید که آماده شدن برای
اون سرنخت که اسمش مرگ است
با تزکیه به چه شکلی میشود.
پس به صورت صعود روح و
تزکیه چی؟ لغزش زبان نیست.
به دقت. ساخته شدن است.
خلوص را از خود برطرف کردن است.
آماده شدن است. رنگ عوض کردن است.
به رنگی درآمدن که مناسب آن عالم برین شدن.
مستعد شدن. من تذکر خود از سفر چی؟
استعدادم. دقت کنید.
مثال میزنم براتون.
ببینید خاک در حرکت خوب به دقت این مثال که یک
من یک مثال مختلف برای یک مطلب فلسفی است اما خیلی ساده عرض میکنم براتون.
خاک در حرکت کمالی یا تکاملی خودش
که عرض کنم حرکت میکند در آن مسیری که میخواهد بیاید وارد
عالم انسانیت میشود، جزو یک انسان میشود.
میشود انسان و در مسیر انسانیت برود به حضور خدای متعال.
خاک در این مسیر دقت بکنید، خاک در این مسیر
نمیشود آنجا بیاید بشیند فرض بکنیم
زبان هم داشته باشد حرفها بزند.
بگوید که من خوبم،
من طعم خوبی دارم، من با تو میسازم مثل انسان بگوید.
اگر من را بخوری درست است من غذای تو میشوم،
طعم خوبی دارم، رنگ خوبی دارم،
جزء وجود تو میشوم، با تو به عروج میپرازم، در تو خانه میشوم.
اینها را بزند به زبان ولی در همان مرحله خاکی چیه؟
بی معناست. این گفت و گفتنش آمادگی را دارد که من و شما خاک را بخوریم و وارد عالم انسانیت بشیم؟
یا نمیشود؟ نمیشود.
چه باید بکند؟ حرکت بکند.
خیلی چیزها را از خودش دور میکند به صورت جهل
یا به صورت سیط یا به صورتی بیاید که
متناسب و مستعد بشود
برای ورود به عالم چی؟ به عالم انسانیت.
میشود. ببینید خاک چی میکند؟
خاک اگر زبان داشت بگوید من مستعدم،
من با تو میسازم، من تو را میخواهم، همراهت هستم.
به این زبانش کسی گوش نمیکند که دروغ است.
باید به وجود پیش بیاید.
آنوقت زبانش هم حرکت میکند.
میشود سیب بگوید که من آمادهام
جزء وجود شما بشوم. میشود گندم بعد بگوید.
مثال بزنیم. راست.
یه استعداد است.
استعداد پیدا کردن برای ورود به یک سرپست دیگر، ورود به یک عالم دیگر و شروع کردن یک حرکت
جدید در عالم انسانیت به سوی اون هدف شما.
مسئلهی سلوک بودگی اینجوره.
یه حرکت نیست. من و شما از اون وقتی که به خودمون آمدیم باید این حرکت را شروع بکنیم و روز به روز هم پیش برویم.
روز به روز هم تغییر و همرنگی با اون اقانیم بعدی و اون راهی که
در پیش هست همرنگی را که بکنی
به دست بیاره. این حالا من از شما سؤال میکنم این تغییر وجودی میخواهد یا نقص؟
تغییر وجودی میخواهد. بفرمایید.
مرگ آمادگی وجودی میخواهد.
مرگی که مردن، نه اون مرگی که سرپستی به سوی
سبوت بیشتر. بفرمایید.
مرگی که برای یک انسان
آماده نیست به زبان نمیشود.
و از اون وقتی که ما اگر چنانکه قرآن مجید آنچنان که میگوید بشناسیم شروع به بودگیات میکنیم باید
دو روزمون یکی نباشد.
جان بفرمایید. این، اینه که الان گفتم.
باید دو روز باید با هر کی باشه؟
یکی نباشد. عجب. الان به توضیح عرض میکنم به آن که میخواهد.
اون که میگفت که هی این برنامهها را ادامه میدهیم آدم نمیشوی.
آدم شدن اینجوری که الان عرض میکنم.
دقت بکنید. روز به روز هر روزی که پیش بیاید
به اندازه که این آیات خدا را کسب کرد، بفرمایید به اندازه که همت دارد، به اندازه که اراده بالا دارد،
هر روز جدیدی که میآید
خودش را با موازین،
هر روز جدید خودش را با موازین چی بکند؟
منطبقتر. هر شب فکر بکند،
هر روز فکر بکند که امروز در
نگاهش چقدر خطا بود.
فردا این خطاها را چه بکند؟
کم بکند. در گفتارش چقدر خطا بود؟
کم بکند. در استماعش گوش دادنهاش کم بکند.
در حرکات اعضا و جوارح ظاهری کم بکند.
در برخوردش امروز بر اساس موازین چقدر اشکال بود.
فردا تصمیم میگیرد اون اشکالاتو چی بکنه؟
برطرف بکند.
در نیتش چقدر اشکال بود. در تفکیکی که داشت چقدر بود.
در محبتها که در باطنش بود چقدر اشکال بود.
در عداوتها، در تعصبها، در کمالها، در خوش
شدنها، ناخوش شدنها، همش،
همش حتی در خوردنها، در خوابیدنها،
در نشستنها چقدر انطباق داشت با موازین، چقدر نداشت.
فردا سعی میکند این اشکالات را
در حدی که این آیات خدا را به دست آورده، بفرماید، قیمت بالا دارد،
اصلاح کند. دیگه امروز سعی میکند دیروزی زبانش ده بار خطا کرد امروز نکنم.
اگرم این سعی اش خوب بود و 成 功 نشد حداقل ده
تا بیاد به چند تا؟ به پنج تا.
یه کمتش اینکه خود کم
است. پس فردا بیاد به سه تا.
این اون یکی رو هم.
در تمام مراحل وجودیات، در تمام موازین.
گفتم یک جمله در وسط گفتم.
اولا برای این راه دادن یک شناخت خوب از صراط مستقیم لازم
است. اصلاً صراط چیست؟ تا در مقام تغییر بتواند خودش را با
صراط تغییر بدهد. هر وقت که این آیه را برای دوست همسر قرار داد، برای گوهر شدن در شهوات.
اولا این را بگیرید که این پس شما جا
دارید خواهش نبود که در زبان ائمه و در زمان انبیا و رسول الله به آنها بگید که چرا آنها به این آیه عمل نکردند؟
اولا این را بگیرید و آرزو بکنید که شما بودید آن زمان ثانیا این روایت را
برای آنها بخوانید. بفرمایید.
روایت اولا چیز احادیث بهار است.
صفحه صد و، صفحه صد و احداد و هفت.
عرض بفرمایید.
روایت این طور است.
از احادیث نفرده، از جام دکارم نفرده با سند سندش را نمیخوانم.
از موسی بن جعفر کلمه را نخواندم.
از موسی بن جعفر، موسی بن جعفر از در دوگانهاش امام رضا خون عمل کردش
از پیامبر از امیرالمؤمنین سلام الله عليه در تفسیر این آیه «فلا تنصيبك
من الدنيا». عن علی
علیه السلام مینویسید «في غرض لا از درجه».
عن علی علیه السلام «في غرض لا از درجه»
از علی علیه السلام در این
خصوص این آیه خدا میفرماید «فلا تنصيبك
من الدنيا». عن علی علیه السلام «في غرض لا از درجه فلا تنصيبك
من الدنيا» که تفسیرش چیست؟
امیرالمؤمنین در تفسیر آیه فرمود،
کار فرمود «لا تنص
صحتك و قوتك و طراوتك و شبابك
و نشاطك ان تسلبا
بها الآخرة». ببین فرصتی دادن از دنیا این فرصتی که به تو دادن از دنیا اونی که سهم توست چی بگو؟
برای آمادگی برای اون سرپست
از این دنیا استفاده خودت را بکن.
فرصت داد زایل نشو. آیه چیزی دیگه میگه.
بفرمایید. حضرت فرماید، میفرماید یعنی
صحت خودت را هدر مده.
از صحتت، از قوتت،
از طراوتت، از
جوانیت، از نشاط و
نشاطت استفاده بکن.
چیزی که در دنیا در اختیارت قرار دادهاند استفاده بکن که «ان تسلبا بها الآخرة» از اینها برای آخرت
آمادگی را چه بکنی؟ تحلیل کنید.
ببخشید. حالا به آخر رفتم. فکر کردم
برم به سؤال هفتم. هر روزی که میاد،
هر روزی که میاد سلوک بودیم
با معرفت میزان.
انسان باید مرتب خودش را تحلیл کند در مواضعش، در رفتار و معاش از این نظر
از اونها نباشد که اینجور آن را تحسین کند.
این جور سواد دارد. این جور معلومات دارد.
کسی که میخواهد سلوک روحی،
سلوک معنوی بپردازد روز روز حرکت میکند.
روز روز تحلیل آمادگی بکند.
نقایص را از خود برطرف کند با اون توضیحی که گفتم
با تحلیق خودش به میزان که کتاب و حکمت
است باید اول خوب بداند که کتاب و حکمت
راه را چگونه ارائه میکند.
در تمام جهات هر روز که میاد خودش را تحلیл بکنه.
. من اینجور را چرا تحلیл میکنم؟
میترسم شما از این بحث هم فردا بروید.
از این بحث هم باز خود نتیجه نگیرید.
چند تا چیزی که یاد گرفتید فکر کنید اونهاست
و اونها اصلاح کنید .
در خصوص توحید، مراتب توحید، شرک، مراتب شرک،
هزاران مطلب. حتی گفتم در خصوص آدا و خوردن و خوابیدن باید همش یاد بگیری.
همش یاد بگیری .
اگر بنا باشد شما در جهات دیگر اصلاح کنید،
عرضت چشم و دل و گوش و اعضا و جوارح و باطن و ظاهر را
اون اندازه که میفهمید چون خوب نفهمیدید در مراتب شرک همین طور گماهی در جا بزنید،
آمادگی را از ابتدا تحصیل کرده یا نکردهایم؟
نکردهای.
ببخشید. تحلیلی که گفتم را میفهمید.
مثال گفتم. اگر ندانید شرک طفی چیست، چه بر عاقبت دارد، باید انسان روز روز خودش را از اونها پاک بکند.
اگر این را ندانید در شرک
طفی هر روز متوجه شوید برای دنیا
هر روز حضور کنید.
هر روز شریکها برای خدا قرار بدهید.
شما از جهات توحیدی و پاک شدن از شرک در مقام تزکیه تغییر وجود
نکردید. آماده نیستید.
ببخشید. ولی امیدوارم اینها را همه را ثابت کنید.
امیدوارم همه اینها را ثابت
کنید. اینجور شر روز متولد در تمرد و شرک است.
شر روز برای دنیا تزدر میکنی.
اون وقت با قرائت به قول معروف از نماز میخواد.
با آهنگ دعای کمیل میخواد.
بنده خدا وقتی لا اله الا الله گفتی
همون وقت باید اینها را هر روز به اندازه عمتت تعدیل کرد.
به اندازه عمتت.
ببخشید. راه را خوب بشناسد خدا که هر روز که میگذرد تمام
حرکات خودش را تحلیق میکند با راه و هر روز یک مقدار از نقایصش را
کم میکند. این سلوک عبودیت است.
نه اینکه چند تا برنامه مستحبی را به صورت ظاهر و حرکات ظاهری و حرکت زبان
انجام دادند. من قذت طلب و از سفر.
کی بود جملهش؟ یک بیان دیگر
شما عرض کنم که حضرت امیر صلوات الله علیه کسی که در نهج البلاغه انشاالله میروید بعد از این که در
خوب تأمل کرده باشد اکثر
عمت حضرت امیرالمؤمنین یا نظر اون حضرت صلوات الله علیه
در خطب و در همه خطب نهج البلاغه
و در همه حکمتی در
جنون و حکمتهایی که در نهج البلاغه
نقل شده است، در همهاش مجموعاً این مطلب به چشم میخورد که میخواهد
مؤمنین را، بندگان خدا را
متوجه همین حقیقت بکند که آماده سفر باشید.
آماده سفر باشید.
تحلیл آمادگی بکنید. در اکثر خطب یا
میشود گفت یک 第 三 در همه خطب و حکمت که از اون حضرت نقل شده جا به نظر همین
است که دارد متوجه میکند که ما تحصیل آمادگی میخواهیم.
پس شما از اول گروهتون تا حالا چه رد سری پیدا کردید؟
میدونی راه هست؟ چه رد پیدا کردید؟
کدام طعمه را کنار گذاشتید؟
کدام شرک را کنار گذاشتید؟
کدام اصلاح دادید؟ مگر خیلی جزئی اگر باشد.
اگر هنر داشته باشید من و شما چند تا از بزرگوار از گناهان بزرگ را
میگویم و چند روز کنار گذاشتن ید
خدا، تغییر وجود.
خب یک جمله از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را بخوانم.
گفتم حضرت امیر. این جمله که اول خوندم
یه جملهای است که بسیار
اونم انسان را تکان میدهد.
جملهای است که وقتی حضرت گفت
خیلی خلاصه گفت. در آخر هم گفت و
سلام. یعنی معلوم بود یه حالت خاصی داشت.
این جمله را میخوانم دقت کنید.
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا
خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ
عِنْدَ اللَّهِ
أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ
عَلِيمٌ خَبِيرٌ . مردم ما شما همه خلق شدیم برای
بقا، نه برای از میان رفتن.
بنا که نکند برای شما.
یعنی همه ما من دار الی
دار توغلو. اون سر سخنی گفتم
از یک منظرهای به یک منظره دیگر، از یک مرتبهای به یک مرتبه دیگر.
مسئله مرگ نیست. از یک عالمی به یک عالم دیگر، از یک منزلتی به یک منزلت دیگر، از یک مقامی به یک مقام دیگر.
اون خاک و مثالی که گفتم رو یاد دارین.
خاک شروع میکند وقتی سیر شد تمام نشد.
عالمش به علم عوض شد.
مقطع گنبد و مقطع افلاک باید جابجا بشه
ولاکن کن منزار الی دار تنقل.
شما از یک منزل به یک منزل دیگر
منتقل میشوید. فتزفزوا
و این جمله تجید فتزفزوا دما انتم سائرون.
پس اون آمادگی لازم و توشه، توشه وجودی است ها توشه دیگه به
میگن الان پولی که نمیرید داخل ببرین.
توشهای که آنجا هست اون
چیزی که در وجود انسان چسب میخوره.
منظورم توشه چی؟ توشه آخرت.
توشه آخ-آخرت در کجاست الان گفتم؟
در وجود ماست. در وجود ماست.
اراده خدا بیاد، اراده خودم برود.
اعمال من طبق اراده او باشد.
اخلاقم اخلاق الله باشد.
نیّتم او باشد. قصدم او باشد.
امالاتی نداشته باشم.
مختص به او باشم الی آخر چیز.
این، این همون توشه است.
فتزفزوا. پس زاد انتخابتون دما انتم سائرون.
زاد و آمادگی انتخابتون برای کی؟
دما انتم سائرون با صاده.
به اون چیزی که شما به سوی اون حرکت میکنید
و خالدون فیه برای ابدیت در اونجا باقی خواهید بود.
بعد سلام. دیدین چقدر تو تمام کرد؟
گفت بعد سلام. میگه ما آماده هستیم.
خب رسول الله هم فرمود که رسول الله حضرت امیر هست که اون هم با
فرمایشات زیارت و همین فرمایشی که
از، سئل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ای دون مؤمن احی است.
از رسول الله سؤال کردند که از مؤمنها چه کسی زرنگترند؟
قال اکثرهم ذکر الموت وأشدّهم له استعداداً.
اون آدم زرنگ است که زیاد فکر اون سر پس باشد
و شب و روز تلاش میکند خودش را آمادهی سر پس بکند.
این زرنگ است، زیرک است.
دوباره بخونم. سئل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ای دون مؤمنین احی است.
سؤال شد که از مؤمنین چه کسی، چه کسی اصطلاحا زیرکتر
است؟ چه کسی پُر است؟ چه کسی فهمیده است؟
قال فرمود اکثرهم ذکر الموت
وأشدّهم له استعداداً.
اون که زیاد فکر اون سر پس باشد و همیشه آمادهای دانا برای
اون سر پس. یک حقیقت را فهمیدید که
اون حقیقت در دل اون جمله بود از حضرت امیر
خوندیم اول من تذکّر وعد السفر
چی؟ به سفر.
حالا دیگه من نخواستم از وعد سفر برای شما بگم.
فقط من این تذکّر را به شما معنی کردم
و ضمنا معلوم هم شد برای اینکه سلوک روحی یک حرکت روزانه
است. روزانه است. دو روز یکی شد.
یه سوالی هم اینجا بکنم.
خب شما ثواب دارید در حمل ذات.
در از خودتون شکر خدا. عرض کنم که فهمیدهای در حمل ذات.
حالا انشاالله این شکر الحمدالله جوابش رو.
عرض کنم که گفته میشه من و شما میفهمیم دیگه حالا
وجود شما پشتونه برای کسی که دیگه نفهمید.
اون برای انسان بیفهم است که بفهمد یا نفهمد.
عجب آدم. عرض کنم که
سؤال میکنم از حضرت شما.
دو خاطر تکلیفی که آماده بشه برای ورود به عالم انسانیت بیدار میشه، میشود نه تنها دو روز شما
دو ساعت بیدار میشید که در توقف باشد.
هست؟ که کیفی در حرکت تکاملی هست؟
اگر توقف بکند به ضررش هست یا نه؟
اگر وقتی که شما حتماً برای
حرکت تکاملی این خاطر سوگسی شده را درک میکنم.
خوب بفهمید. فرضا،
فرضا من قبلش رو باید توقف کنم و امروز هم میخوانم.
نوشته بودم الان خوب یادم است امروز هم بخوانم بعد تمام.
روایت عجیبی است. در همین مسیر صحبت
میکنم. دو روز با هم باید یکی نباشد.
تأکید میکنم برای خودتان.
هر صبح که بلند شدید با حسابی که روز قبل، شب قبل
داشتید که روز و شب قبل چه خطاها داشتید، چه عدم انتخابها بود.
صبح بیدار شدید تا شب همتتون مصروف در این باشد که قدم جدید بردارید.
در اسلام هست.
از مفضل هم بود. ص Page عدد هفتاد و سه
جلد هفتاد و یک طهار فرق جدید است از امالی صدوق نقل کرده با سند و سندش را من ننوشتم برای اختصار
از مفضل، از مفضل سؤال مفضل معروف گفت:
قالت صادق علیه السلام.
امام صادق فرمود قالت
عن المفضل قالت.
قالت صادق علیه السلام.
امام صادق فرمود من استوی یوماه
فهو مغبون.
من استوی. استوی لوسان.
من استوی یوماه
فهو مغبون.
هر کسی که روزش با هم یکی باشد او مغبون است.
همان که صادق در کتاب کلام
میآید. من استوی یوماه فهو
مغبون. و من کان آخره یا
آخر یومه شز ما فهو ملعون.
و هر کسی که روز بعدش از روز قبلش بدتر باشد، دیروز اگر ده تا اشتباه و خطا داشت، امروز شد پونزده تا،
فردا شد بیست تا
تا رسید به اونجا که باید برود.
فأما ملبون. اون رد شد.
که البته معلومه دیگه اگر بنا باشد
یه خاکی که آمده شده بود سیب
ولی نرسیده بود هنوز آمادگی کامل رو تحصیل نکرده بود
به لحاظهای مختلف از لحاظ
رسیدن آب و چیز الی آخر.
دلیل مختلف. اگر اون شروع کرد به
یواشیواش تنزل این سری که
سری دفعه رد شد،
رد شد، رد شد.
بفهمید رد شد. نه جلو نذاشتن جلوش.
ملبون یعنی دلیل
رد شد. رد شده.
خب این جمله بعد. این جمله بعدی که کاملاً تازه.
و من دم یعرف زیادت فی نفسه.
من به جای شما باشم اونجا حس میکنم وقتی که به
مدرسه، دانشگاه به هر جایی که در این ادارهای، ردیفی
یا به وقت دربی خواند کل روایت را مقصد میکنه به آخرش.
مقصد میکنه به آخرش و به کل متوجه
است. و من دم یعرف زیادت فی نفسه.
به هر کسی که زیاد شدن در طریق کمال و وجودش زیاد شدن، یعنی خوب شدن،
اصلاح شدن. و من دم یعرف زیادت فی نفسه.
کسی که هر روز جدید که میاد در خودش یه
تازگیها، قدمهای جدیدی در مقام توحید و اصلاح و تکفیه
نشناخت. در خودش چیزی ندید، قدم جدیدی ندید،
یعنی پیشرفت احساس نکرد.
کان الی نقصان عظم.
این پیدا نکرد و حتی ترقّی هم نکرده
بعد چی میکنه؟
تنزل. کان الی نقصان.
این پنجی. من متأسفانه وقت ندارم اینجا به شما توضیح بدم.
خیلیها فکر میکنند متوقف هستند.
در صورتی فکر میکنند که از یه جای درجا، درجا هستند.
این سری دفعهها. تا توضیحش باشم.
کان الی نقصان عظم.
اینها به نقصان از یک طرف
هر روز که شب اتفاق میافتد.
بعد فرمود و من کان الی نقصان عظم
کسی که به نقصان به سوی نقصان میره و از نظر بیشتر نشه
الموت خیر له من الحياة.
این زودی میرم بهتره. حالا زودی میره بهتره.
اینکه شنیدید صوفیا میگن که برای آدمهایی که روز به روز درست نمیشود مردن چیه؟
گفت نمیشود رحمت. یه وقتی هم
امام اینجور برای آدم هست گفتند
این بلدها همه چیز.
بحث شده که صعود روحی چیزی امیدوارم کسانی که
میخواهند صادق باشند
هر روز تطهیر خود را حواس بیشتر بپردازند و اصلاح بیشتر بدن و بالاتر اون راه،
اون مستحبات که انجام میدهد به آنجا که اون نخواهد بود که
بدون این برنامه که جاری
کند. دیگه هر نماز، نماز جدیدی خواهد بود.
هر دعا اوج جدیدی خواهد داشت.
هر روز هر دعا حال دیگری خواهد داشت.
هر نماز حسابی دیگری خواهد داشت الی آخر.
اونم به جاست. خدایا انشاالله ما و شما را موفق کند به
مثلاً این بهرا صعود روحی تعداد برای
مختلف و تعداد برای تعداد
همه ما را موفق کند و همه
ما را از قرآن رشت.
در دنیا و آخرت با قرآن رشت برازنده کند و از قرآن رشت ما را رو به پیش کند
جلسه قبل
جلسه بعد