ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 020

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

حالا چه باید کرد برای برطرف شدن قساوت از دل؟

البته خیلی چیزها باید کرد.

اما چند چیزی را که من امروز برای شما با استفاده از روایات و از اشارات آیات می‌گویم آنها را در نظر داشته باشید لعل شما آنها را مراعات کردید.

یه مقدار قساوت‌ها کم می‌شود یا انشاالله کلاً برطرف می‌شود.

باید سعی کرد که دل خاشع باشد.

البته دعا هم بکنید.

دعا هم بکنید.

باز ناامید نباشید.

در دعای صبا در همین رابطه این جمله هست و اغرس الله هم بعظمتک فی شرب جنانی ينابيع الخشوع واجر اللهم لهیبتک من 아마قی زفرات الدموع.

این جمله دعای صبا هست.

و اغرس اللهم بعظمتک فی شرب جنانی ينابيع الخشوع.

خدایا به شهود عظمتت و به تجلی عظمتت در دل من یمبوهای خشوع را بنشان.

یمبو همون نهال معنی نهال است.

نهال خشوع بنشان.

ترجمه ساده‌ش اینجور میشه.

از خدا می‌خواهد که با تجلی عظمتش بر دل، دل را خاشع کند.

بعد دنبال چی می‌گوید؟

واجر اللهم لهیبتک من 아마قی زفرات الدموع.

خدایا به هیبت و مهابتت از اطراف چشمم اشک‌ها را جاری کن.

یعنی وقتی دل خاشع شد، اشک‌ها هم از هیبت جریان پیدا می‌کند.

چه باید کرد؟

دعا که می‌کنی چه باید کرد؟

اولین چیزی که من به شما تأکید می‌کنم، گفتم این‌ها از اشارات آیات و صراحت‌های روایات استفاده می‌شود.

این است که توجه داشته باشید هرچه اولین چیزی که موجب قساوت است، هرچه عهد خدا را شکستید به همان اندازه قساوت دامنگیر خواهد شد.

این یک.

خوب به ذهن شماست؟

تکرار می‌کنم.

هرچه عهد خدا را شکستید، قساوت دامنگیر خواهد شد.

چون عهد خدا را شکستن، یکی از علل و اسباب وجود قساوت در دل است.

فهمیدید؟

حالا می‌توانید بگویید چقدر عهد خدا را من و شما می‌شکنیم؟

اندازه‌ش روشنه.

فهمیدید چی گفتم؟

خوب نفهمیدید.

بله.

یکی از علل قساوت.

خب بالاخره نمی‌خواهید بفهمید چرا دل‌های ما اینجور شده؟

چرا فکر و عقل ما قبول کرده خدا و آیات خدا را؟

چرا دل‌ها سرپرست نمی‌آورد؟

چرا هرچه عرضه می‌کنیم بر دل این گناه آتش است این دل آتش نمی‌گیرد؟

چرا؟

نمی‌خواهید بفهمید چرا؟

چراش چند تاشو من عرض می‌کنم.

علت این قساوت، این مرض در دل چیست؟

اولین علتش این است که هرچه انسان به هر اندازه عهد خدا را بشکند، به همان اندازه دلش چه خواهد شد؟

قساوت پیدا خواهد کرد.

حالا دیگه بفرمایید رمزش چیه؟

چرا اون به این مسئله موجب می‌شود؟

رمزش را فعلاً بگذریم.

اما یقین بدانید یکی از علل قساوت شکستن عهد خداست.

کدام عهد؟

کدام عهد؟

اون عهدی که، بگو ببینم اون عهدی که بر میثاق علست بستیم.

که کار روزمره من و شما شکستن و زیر پا گذاشتن همین عهد است.

با این اوضاع در دل هیچ خبری نخواهد ماند.

دقیقاً یکی از علل قساوت قلب‌ها شکستن عهد خداست.

من این را بگم از کجا استفاده می‌کنم.

از اشارت کدام آیه استفاده می‌کنم.

این آیه را شما بنویسید.

از اشارت این آیه.

عرض کنم که سوره مائده است.

آیه سیزده است.

در خصوص بنی اسرائیل است.

آیه اینجور است.

فبما.

سیزده سوره مائده در خصوص بنی اسرائیل.

بنی اسرائیل، خدا با بنی اسرائیل، همون بنی اسرائیل قوم موسی سلام الله علیه.

با اون‌ها خدا از طریق حضرت موسی عهدی بست که اگر چنین و چنان بکنید من با شما هستم و شما را چنین جزای خیر می‌دهم.

در آخرت از اهل جنت قرار می‌دهم.

عهدی بست که چنین بکنید، چنین بکنید.

عهدی خدا با بنی اسرائیل بست.

غیر از عهد علست ها.

عهدی با بنی اسرائیل بست که اون عهد خدا را می‌بایست مراعات می‌کردند.

تفسیرش طولانیه.

غیر از عهد علست.

و این‌ها اون عهدی را که با خدا بسته بودند چی کردند؟

شکستند.

خدا می‌فرماید فبما نض Zehim میثاقهم لعناهم.

چون عهد خدا را که بسته بودند، عهدی را که با ما بسته بودند شکستند لعناهم ما تردشون کردیم له.

و جعلنا قلوبهم قاسية.

و بر اثر همین عهد شکنی دل‌هاشون رو چی کردیم؟

دل‌هاشون را قاسی کردیم.

خب از اشارت این آیه به وضوح از اشارتش البته برمی‌آد هرچه عهد میثا-- عهد زر و میثاق علست را من و شما بشکنیم که همیشه می‌شکنیم.

هرچی بشکنیم دل به قساوت کشیده خواهد شد و دل خشوع نخواهد داشت.

این یک.

چاره این بسیار مشکل است.

چاره این بسیار مشکل است.

دقت بکنید.

دو.

عامل دوم برای قساوت قلب‌ها صریح روایت از حضرت امیر صلوات الله علیه است.

عامل دوم صریح روایت است.

البته این عوامل بعدی که الآن عرض می‌کنم از روایات است و این‌ها در حقیقت جزئیات اون کلی‌ست که از آیه استفاده کرده‌ایم.

اینو هم توجه داشته باشید.

عامل دوم صریح امام، امام حضرت امیر صلوات الله علیه می‌فرماید که وقتی انسان گناه کرد، هرچی گناه کرد، گناه موجب چه می‌شود؟

قساوت دل می‌شود.

هرچه گناه کرد، گناه هرچه زیاد شد به همان اندازه دل به قساوت کشیده می‌شود.

می‌خواهید قساوتتون یواش یواش انشاالله برود کنار و می‌رود هم اگر به این‌ها عمل بکنید، کسانی عمل کرده‌اند و شده‌اند همین‌طور.

گناه را ترک بکنید.

این روایت را بخوانم برای شما.

جلد هفتاد و سوم بهار تبع جدید، صفحه سیصد و پنجاه و چهار از حضرت امیر.

ما جفت الدموع إلا لقسوة القلوب و ما قسوة القلوب إلا لكثرة الذنوب.

خیلی بیان جامع و مفید.

یعنی همه بیاناتشون جامع.

ما جفت الدموع حضرت امیر می‌فرماید إلا لقسوة القلوب.

یعنی چشم‌ها هیچ وقت خشک نشده است مگر برای چی؟

مگر برای اینکه دل‌ها به قساوت، در قساوت بود.

دل به قساوت افتاد، چشم خشک است.

چشم‌ها از اشک ریختن، اشک معمولی صحبت نیست ها.

دل‌های ما در برابر دنیا، مشکلات دنیا، فراق‌های دنیا، جدایی‌های دنیا و مطالب دنیویه خوب می‌سوزد، خوب اشک می‌ریزد و حتی گاهی اینم هست به شما بگم به شما گاهی ما فکر هم می‌کنیم که برای آخرت گریه می‌کنیم.

نگو چاشنی‌ش از کجا خورده‌ست؟

از دنیا.

خود از خودمون خبر نداریم.

اگر اون چاشنی نخورده بود این اشک نمی‌آمد.

اشتباه نشه ها.

دقت می‌کنید؟

ما جفت الدموع.

یک گفتم و گذشتم خدا کنه بفهمید.

ما جفت الدموع.

صحبت بر این نیست که دل ما برای دنیا نمی‌سوزد.

صحبت بر این نیست که دل ما برای جدایی از مـ-- مطالب و مقاصد دنیویه نمی‌سوزد.

این که مسلم می‌سوزد.

وقتی دل قاسی شد برای همین‌ها می‌سوزد.

و اینش هم هست.

تکرار کردم دوباره.

اینش هم هست.

خیلی جاها ممکنه ما فکر بکنیم برای خدا و آخرت گریه می‌کنیم و نفهمیم که چاشنی از دنیا خورده، از فراق دنیا، از تأثرات دنیویه.

مشکل تشخیص این حالات خوب از غیر خوب، حالات عمیق از حالات صحیح، مشکل کار هرکس نیست.

آدم‌های مجاهدت کرده، ریاضت کشیده، یک دوران کار کرده، می‌فهمند که این گریه، گریه برای آخرت است یا نه.

اون گریه برای خداست یا نه.

خود طرف‌های اع-- یعنی انسان‌های مبتدی ممکنه نفهمن و گاهی بکنند به همدیگه خودشو خیال بکنند و خیلی هم می‌شود از این.

خیلی‌ها مصداق درستش خیلی کم است.

خیلی کم.

خلاصه فرمود ما جفت الدموع إلا لقسوة القلوب.

چشم‌ها خشک نشده از اشک مگر برای قساوت قلب.

چون قلب‌ها قاسی‌ست.

بعد هم فرمود و ما قسوة القلوب إلا لكثرة الذنوب.

قلب‌ها هم قاسی نمی‌شود مگر برای چی؟

مگر برای گناهان.

اینم یه عامل دوم از عوامل قساوت قلب.

گناه نکنید.

یه روزی انشاالله شما موفق شدید به ترک گناه.

اون وقت می‌بینید که دلتون یواش یواش حال پیدا می‌کنه.

اینا که الآن می‌گیم اینا عوامل قسوة هست و علل قسوة هست و اگر این‌ها از میان برود، قسوة از میان می‌رود.

شما هم سعی نکنید که به عقل و فکر بفهمید که چگونه این‌ها موجب چه می‌شود؟

قساوت می‌شود و چگونه با برطرف شدن این‌ها قساوت برطرف می‌شود.

این دیگه یافتنی است.

شما عهد را نشکنید.

بعد در مح-- محل دوم گناه را نکنید.

علل بعدی‌ش هم الآن عرض می‌کنم.

این‌ها را نکنید.

بعد می‌بینید که دلتون به حال میاد.

دل و سر فرود می‌آورد یا نه؟

یافتنی‌ست.

به فکر و عقل نمی‌شود یافت.

یافتنی با عمل است.

عامل سوم.

عامل سوم هم که یکی از گرفتاری‌های دیگر من و شماست.

الحمد لله ما همه علل و عوامل قساوت را جمع کرده‌ایم.

من و شما بدون استثناء و قساوت را در اون مرحله اعلی‌یش داریم.

مرحله اعلی‌یش.

عامل سومم ما داریم اون آرزوهای طولانی دنیوی را داشتن است.

عجب رمزیست.

من و شما تا روز مرگ در غوطه‌ور در آرزوهای دنیوی هستیم.

هیچ شکى نیست.

باز گفتم نخواهید با فکر بفهمید که ربط این مسئله با قساوت قلب چیه.

رفتش را با فکر و عقل نمی‌شود فهمید.

باید عمل کرد و فهمید.

آرزوها را کوتاه کنید.

مرگ را در نظرتون مجسم بکنید.

مرگ را نزدیک بدانید که نزدیک است.

اون وقت می‌بینید چی می‌شه.

آرزوها را کنار بزنید.

یکی از علل قساوت قلب آرزوهای طولانی داشتن است.

آرزوها بده.

خب روایتشو بخوانم سندش را.

عامل سوم.

صفحه در جلد دوم اصول کافی.

البته اصول کافی اصلش.

صفحه سیصد و بیست و نه در روایت اینجور است.

فيما ناجى الله عز وجل به موسی علیه السلام.

در مناجاتی که روایت میگه که در مناجاتی که خدا با حضرت موسی داشت و حضرت موسی چی گفت؟

گفت یا موسی الله تو طول فید دنیا عملک.

ای موسی در دنیا آرزوی خودت را دراز و طولانی نکن.

در دنیا آرزوهای دنیوی را فیت سو قلبک.

که اگر این کار را بکنی قلبت چی می‌شود؟

قلبت قساوت می‌گیرد.

معلوم می‌شود که آرزوی طولانی از علل و عوامل قساوت است.

بعد دنبالش خدا چه فرمود در مناجاتش به موسی؟

گفت آرزو طولانی نکن، دلت به قساوت می‌رود، قاسی می‌شود.

يقسو قلبک.

بعد فرمود ولقاس القلب مني بعید.

اون کسی که قلبش قاسی است از من دور است.

حالا این جمله دیگه فاتحه من و شما را می‌خواند.

این جمله آخرش.

ولقاس القلب چی بود؟

آها فراموش نکردید؟

ولقاس القلب مني بعید.

به هیچ شکل به خدا نمی‌شود نزدیک شد.

کاش شما این جمله‌ها که من میگم که خیلی بعضی‌هاش عمیق است خوب می‌فهمیدید.

راه نزدیک شدن به خدا فکر نیست.

راه نزدیک شدن به خدا عقل نیست.

این‌ها راه را هموار می‌کند.

اونی که نزدیک خواهد شد و اون طریقی که از اون طریق‌مان نزدیک خواهیم شد کدام است؟

دل است.

میگه ولقاس القلب مني بعید.

کسی که قلبش قاسی است از من دور است.

مواظبت کن قلبت قاسی نشود.

آرزوهای طولانی نبند.

ولقاس القلب مني از من دور است.

عامل چهارم.

عامل چهارم از عوامل قساوت زیاد صحبت کردن.

بفرمایید.

همین صحبت معمولی ها.

نه غیبت، نه دروغ.

البته گناهان است.

اون در همون عامل دوم گذاشته شده.

هر گناهی گفتیم موجب چیه؟

قساوت است.

صحبت‌های مباح، صحبت‌های معمولی، صحبت‌های معمولی غیر از ذکر خدا.

حرام‌ها هم نه، ذکر خدا هم نه، صحبت‌های معمولی مباح.

همین داستان گفتن به اصطلاح.

همین حرف‌های بیجا بزنید.

حرف‌های معمولی.

این‌ها موجب قساوت است.

باز نخواهید رمزش را، ارتباطش را، چگونگی علیت این مسئله بر اون مسئله را از طریق فکر و عقل بفهمیدا.

یافتنی است.

شما سمت را شعار و دسار و تند بکنی ببینی چه می‌شود؟

ببینی چه می‌شود؟

کم حرف بزنی ببینی چقدر حواستون البته عوامل دیگر هم درست بشه.

کم حرف بزنی ببینی چقدر چی می‌شود؟

حالا شما با عقلتون نمی‌توانید بفهمید با فکرتون.

چی یعنیش؟

من طولانی صحبت کردم صحبت‌های مباح.

از این ور هم صحبت کردم دلم قاسی می‌شود.

چه ربطی دارد؟

شما چه فهمیده‌اید در عالم؟

من چه فهمیده‌ام؟

اونی که فهمیده گفته.

این‌ها را باید از طریق رای از منبع بالا، از منبع رای، از طریق رای از رسول الله، از ائمه صلوات الله علیهم اجمعین فهمید.

خب روایتش عامل چهارم.

جلد هفتاد و یک بهار.

طبق جدید.

یه طولانی توضیح نمیدم که تمام می‌کنم حرفم را.

صفحه دویست و هشتاد و یک جلد هفتاد و یک بهار.

رسول الله صلوات الله علیه می‌فرماید روایت از رسول الله است.

لا تكثروا الكرام.

تكثروا از كثرت با ث.

لا تكثروا الكلام بغير ذكر الله.

سخن گفتن بغير ذكر خدا را زیاد نکنید.

لا تكثروا اكثر و يكثر باب افعال است.

لا تكثروا الكلام بغير ذكر الله.

سخن بغير ذكر خدا و حرف زدن بغير ذكر خدا را زیاد نکنید.

فإن كثرة الكلام بغير ذكر الله از در غير ذكر خدا زیاد حرف زدن تقسو القلوب، تقسو القلوب قلب‌ها را قاسی می‌کند.

بعدش چه فرمود؟

إن أبعد الناس من الله القلب القاسي.

شبیه اون روایت قبلی.

دورترین مردم از خدا قلب دورترین موجودات از خدا دورترین مردم از خدا قلب قاسی است.

یعنی صاحب قلب قاسی است.

البته این از رسول الله است.

از شبیه همین روایت از امام صادق صلوات الله علیه هم هست.

امام صادق از حضرت مسیح نقل می‌کند.

در همین جلد هفتاد و یک بهار امام صادق هم می‌فرماید و كان المسيح عليه السلام يقول حضرت مسیح هم می‌گفت لا تكثروا الكلام في غير ذكر الله.

سخن در غير ذكر را زیاد نکنید.

فإن الذين يكثرون الكلام في غير ذكر الله قاسية قلوبهم.

اون‌ها دل‌هاشون قاسی است.

در اینجا یه نکته هست.

امام صادق فرمود ولای از زبان مسیح، از زبان مسیح.

و لکن لا يعلمون.

خودشون نمی‌دانند که این حرف زیاد زدن کار اون‌ها را چیه؟

سخته است.

خودشون نمی‌دانند.

قلب‌شون قاسی است.

توجه داشته باشید من برای اینکه شما به اهمیت این موضوع هم اِاِاِ متوجه باشید یه چند جمله در این قسمت اخیر بگم.

از صحبت‌های زیاد اجتناب بکنید.

ببینید صحبت زیاد گفتم نخواهید با فکر حل و فصل کنید.

صحبت زیاد بیجا خیلی مضر است.

خیلی مضر است.

اولاً می‌خواهد قساوت قلب‌تون کم بشود که بر اساس همین روایت باید صحبت‌های بیجا را چه بکنید؟

حذف بکنید.

ولی به اضافه این، به اضافه این من به شما عرض کنم که صـ اون‌ها که صحبت کم می‌کنند، هرچی کم صحبت می‌کنند، صحبت‌های بیجا.

اونی که یعنی می‌شود نکرد.

صحبتی که می‌شود نکرد.

اگر خواستید بعداً سؤال شود برای‌تون صحبت بیجا یعنی چه؟

یا اگر نکنید هیچی نمی‌شود.

خب گاهی انسان یه چند جمله‌ای باید برای مثلاً معیشت خودش، برای دنیا خودش، برای اداره امورش در زندگی دیگه حرف‌هایی بزنه ولی در حد لازم.

اون صحبت‌‌هایی که می‌شود نکرده حذف کنید.

هیچ مشکلی پیش نمیاد.

اون‌ها رو حذف.

اگر این کار را بکنید غیر از اینکه دل‌هاتون به سوی خشوع می‌آورد، اگر اون علل و عوامل دیگر را مراعات کنید توجه داشته باشید این برکات زیاد دارد.

از برکاتش چند تا دیگه به شما بگم حرفمو تمام می‌کنم تا قبل که انشاالله شما به تنه افتادید که از زیاد حرف زدن پشیمونم که.

از دیگر برکاتش من چند تاشو میگم.

خب انشاالله که در طلب رضوان خدا، خدا خواهد که من و شما باشیم.

اگر یه وقتی به فکر به دست آوردن رضوان خدا افتادید که مسئله‌ای است به جای خود بسیار بالا و رضوان من الله اکبر که مقصد مقصود عرفان بزرگان است.

مقصد مقصود اولا انبیا و اولیا و ائمه است.

ممکن است یه وقتی شما هم به فکر این مسئله بیفتد که رضای خدا را به دست بیارید.

یکی از راه‌های به دست آوردن رضای خدا این صحبت‌های بیجا را حذف، حذف کردن است.

دقت کردید؟

دقت کردید؟

یکی از راه‌های جلب رضوان خدا صحبت‌های بیجا را حذف کردن و کم صحبت کردن.

هرچه به سکوت و صمت بگذرانید رضوان را زود به دست می‌آورید.

این رمزش را هم دیگه نه نپرسید و فکر نکنید فقط عمل بکنید.

در عالم حساب که در پیش است.

در بحث معاد نمی‌دانم هیچ فهمیدید حساب چه مشکلی برای من و شما دارد.

من آن وقت که در معاد بحث می‌کردم اون اگر گوش کرده و دیده‌اید حساب را من و شما اکثراً افراد نفهمیدند عالم حساب چیه؟

یه چیزا شنیدند ولی نفهمیدند.

مشکل‌ها دارد حساب.

همین برای ماها و شماها.

مشکل‌ها از اون مواقف بسیار سخت است.

بسیار مخوف است.

بسیار به اصطلاح مشکل است.

یعنی با جمله نمی‌شود ادا کرد.

موقف حساب.

در موقف حساب مسائل زیاد است.

بعضی‌ها حسابشون را خیلی ساده می‌گیرند.

حالا اینا همش بحث طولانی می‌خواد.

بعضی‌هاشو سخت می‌گیرند.

اگر می‌خواهید در موقف حساب، حسابتون را سخت نگیرن کم حرف بزنید.

دقت می‌کنید؟

اینم یک مسئله.

رمزش را نپرسید و فکر نکنید.

اینا از روایات استفاده شده است.

من به خلاصه به شما میگم.

نه اینکه از خودم میگم.

اگر می‌خواهید که از به اصطلاح از خیلی لرزش‌ها محفوظ بمانید، از خیلی لرزش‌ها محفوظ بمانید، حرف کم بزنید.

اگر می‌خواهید هواها را سرورتش را، شدتش را در خودتون بشکنید، کم حرف بزنید.

دقت کردید؟

اگر می‌خواهید نفستون را بشکنید، کم حرف بزنید.

اگر می‌خواهید شیرینی عبادت را بفهمید، کم حرف بزنید.

و اگر می‌خواهید عفاف داشته باشید، کم حرف بزنید.

اگر می‌خواهید که کیاست در طریق وجودیت داشته باشید، یعنی زرنگی در طریق وجودیت داشته باشید، کم حرف بزنید.

اینا از برکات قسمتی از برکات کم حرف زدن است.

خب من پنج تا از علل و عوامل قساوت را به شما گفتم.

امیدوارم انشاالله که شما با مراعات این علل و اسباب یعنی با اجتناب از این‌ها انشاالله روز به روز از قساوت نجات پیدا بکنید.

یعنی شما و ما با هم و برسیم به اون اصل نعمت عظمای الهی که عبارت است از خشوع قلب، از خشوع دل.

دقت می‌کنید؟

انشاالله که خوب بفهمید که چگونه مسئله مشکل اساسی ماست و خوب هم از این علل و اسبابش اجتناب بکنید.

من در میان این علل و اسباب بیشتر به شما تأکید می‌کنم به ترک گناهان که این دیگه مسئله‌ای است که همش موجب قساوت است.

البته با اون درست نخواهد شد فقط.

اما البته خب حالا فکر هم نکنید اینا فقط علل قساوت هست.

من یکی دو تا دیگه هم میگم که فکر نکنید فقط این‌هاست.

یکی دو تا رو فقط به اشاره می‌گذرم.

دقت می‌کنید؟

زیاد خندیدن و شاد شدن قساوت می‌آورد.

اجتناب بکنید.

اجتناب بکنید.

حتی دیدید که زمینه خیلی آماده است.

زیاد خودتون را به شادی و سرور نیندازید.

إن الله لا يحب الفرحين.

این آیه را خوندید؟

نخوندید؟

خوندید؟

ها؟

نخوندید؟

لا تطرأ إن الله لا يحب الفرحين.

در قرآن به گوش شما نخورده؟

چرا؟

إن الله لا يحب الفرحين یعنی چی؟

ها؟

مواظبت بکنید.

رمزش را نپرسید و نخواهید بفهمید.

عمل بکنید.

دقت بکنید.

حالا نرفتید بعضیا پیش بعضی جوحال این حرفا رو بزنن.

بگن که یعنی، یعنی باید دیگه حالا مثلاً این تفریح‌های مباحنا رو هم بگذاریم کنار.

به جاهل نگید هر حرفی را که نتواند بفهمد.

باید بگوید که شما از خودتان دین آورده‌اید.

الله لا يحب الفرحين.

خدا فرحین را دوست نمی‌داند دیگه.

دوست نمی‌داند یعنی پاسه‌اش را دور می‌کند.

می‌داند معنی دوست داشتن خدا چیست؟

کسی را که دوست می‌دارد به خودش چی می‌کنه؟

نزدیک می‌کنه.

فاصله بین او و خودش چی می‌کنه؟

کم می‌کنه.

دوست داشتن خدا به این معناست دیگه.

از اون دوست داشتن به اون معنا که بین من و شما هست نیست.

خدا در معرض تغییر احوال که نیست دوست داشتن خدا فاصله را کمتردن است بین خود و بنده‌اش و دوست دا-- نداشتنش هم فاصله را چی میکنه؟

دور میکنه و این موجب قساوت هست.

حتما موجب قساوت هست.

دقت میکنید؟

جوجو حال نگید هم هر حرفی.

من برای اینکه به شما دلم میسوزد میگم.

خیییلی خودتون را به سرور و شادی زیاد-- من نمیگم مثلا تفریح سالم و سرور و امثال اینا نداشته باشید.

در حد لازم.

خیلی به اصطلاح غوطه‌ور نشوید.

غوطه‌ور شدید طولانی از حد گذشتید.

بدانید که این مشکل درست می‌کند.

به کم اکتفا بکنید برا-- به اندازه که تنوع برای دل بشه.

تفریح سالم، فرح و تفرج سالم، سالم به معنی کلمه که به مزاج قرآن کریم در حد محدود است.

در حد محدود است.

دیگه ساعت‌ها انسان برود به عالم غفلت و بجد و بخندد و هی.

این‌ها، این‌ها مشکل است.

ساعت‌ها منهم شدن مشکل است.

در حد کم، در حد کم، در حدی که برای غلوع یک تنوعی پیش بیاد.

در همین حد.

چیزی دیگرم که باز میخوام اشاره بکنم که بدانید که اینها فقط نیست.

طولانی از خدا غافل نباشید.

ولو شما اهل ذکر دائم و ما نیستیم.

اما تصمیم بگیرید در خلال این ساعت‌های نماز بین ظهر و عصر و بین مغرب و عشا تصمیم بگیرید.

در هر وقتی برگردید به خودتون با خدای راز و نیازی بکنید.

طولانی غافل نباشید.

طولانی غافل نباشید.

خود غفلت قساوت می‌آورد.

طولانی‌اش که دل را از کار می‌اندازد.

قساوت بیش از حد می‌آورد.

دقت.

این‌ها دیگه از اشارات آیات.

این‌ها استفاده می‌شود.

صریح چیزی من در این باب ندیدم اما از اشارات‌ها من خودم اینجور فهمیدم.

اگر فهمیده‌ام اشتباه نباشد.

امیدوارم انشاالله خدا از برکات این توسل‌ها شما را انشاالله و همه ما را بهره‌مند بکند و از توجهات حضرات ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، حضرات اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین انشاالله برکات و توسلات به اون‌ها بهره‌مند باشیم انشاالله.

با توجه اون‌ها موفق شویم به این کنار گذاشتن این علل قساوت و دل خواشه به دست بیاوریم.