ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 023

بسم الله الرحمن الرحیم.

قال الله تعالی اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

قل إن الموت الذي تفرون منه فإنه ملاقيكم ثم تردون إلى عالم الغيب والشهادة فينبئكم بما كنتم تعملون.

این آیه سوره جمعه است.

شبیه همین مضمون در جاهای دیگر قرآن هم هست.

این آیه ترجمه ساده‌اش این است که قل به رسول اکرم صلوات الله علیه خطاب می‌کند که بگو إن الموت الذي تفرون منه آن مرگی که از آن فرار می‌کنید فإنه ملاقيكم.

او شما را ملاقات خواهد کرد.

فرار هم بکنید.

ثم تردون إلى عالم الغيب والشهادة.

می‌میرید و بعد تردون برگردانده می‌شوید، برده می‌شوید.

إلى عالم الغيب والشهادة به سوی آنکه عالم غیب است و شهادت.

آنوقت فينبئكم بما كنتم تعملون.

به شما خبر می‌دهد آن عالم غیب و شهادت آنچه را که عمل می‌کردید چه بود؟

تو این مضمون موارد دیگر هم هست منتها من دو مورد را یادداشت کردم.

یکیش همین بود.

موارد دیگر فقط دو مورد نیست.

یکیش همین مورد بود که خوندم سوره جمعه آیه هشتم بود.

یک مورد دیگر هم برای اینکه متوجه بشویم که این مضمون مکرر در قرآن به تناسب‌های مختلف آمده است.

مورد دوم را هم می‌خوانم بعد اون نکته یا نکته‌هایی را که می‌خواستم عرض می‌کنم انشاالله.

آیه صد و پنج سوره توبه است.

این آیه اینطور است تعبیر و ظاهرش.

و قل اعملوا فسیر الله عملكم و رسوله والمؤمنون.

و بگو ای رسول اعملوا عمل بکنید.

بکنید هرچی می‌ کنید فسیر الله عملكم به زودی خدا عمل شما را می‌بیند.

خدا عمل شما را می‌بیند.

این سیر الله اینجا دیگه به زودی معنی ندارد.

نه اینکه معنی ندارد که این ترکیب مخصوص به ادبیات زبان عربی است.

جمله اینجور معنی می‌دهد.

و قل اعملوا عمل بکنید خدا می‌بیند عمل شما را و رسول خدا می‌بیند و مؤمنین واقعی هم می‌بینند و ستردون این جمله مورد اصطلاح صحبت ماست.

و ستردون إلى عالم الغيب والشهادة به زودی شما برگردانده می‌شوید به اون که به سوی آنکه عالم غیب و شهادت است فينبئكم بما كنتم تعملون.

اون خبر می‌دهد به شما آنچه را که عمل می‌کردید چه بود؟

عرض کنم که این دو مورد در این دو مورد به اضافه موارد دیگر اینطور می‌فرماید شما بعد از مرگ تردون إلى عالم الغيب والشهادة برگردانده می‌شوید، برده می‌شوید به سوی آنکه آنکه عالم غیب است و شهادت بعد خبر می‌دهد به شما آنچه را که عمل می‌کردید.

عالم الغيب والشهادة یکی از اسماء خداست.

اسماء حسنی خداy متعال است.

خب دقت بکنید نکته‌ای که می‌خوام عرض کنم چجور برداشت می‌شود.

در قرآن آیات مختلفی هست زیاد.

خدا علیم است.

علیم است.

علیم یکی از اسماء خداست.

می‌داند همه آنچه را که شما عمل می‌کنید.

این مضمون آمده است که خدا خبیر است.

خب خبیر از اسماء خداست.

خدا خبیر است همه آنچه را که شما عمل می‌کنید می‌داند.

این مضمون آمده است که والله بصير بما تعملون.

بصیر از اسماء خداست.

خدا می‌بیند همه آنچه را که عمل می‌کنید.

این آمده است که خدا به همه آنچه عمل می‌کنید شاهد است.

شهید.

اسم شهید، اسم خبیر دقت بکنید و اسم علیم، اسم بصیر آمده و به این مضمون که هرچه عمل می‌کنید بکنید خدای علیم می‌داند.

خدای خبیر می‌داند.

خدای بصیر می‌بیند.

خدای شهید شاهد است.

همه‌ش به شما خواهد رسید.

عالم الغيب والشهادة اسم مخصوصی است.

علیم اسم است، خبیر اسم است، شهید اسم است و از همین اسماء در ارتباط با اعمال انسان‌ها و بندگان گفته شده است در قرآن مجرد که خدا می‌داند و می‌بیند و باخبر است و شاهد است به اعمال شما.

اما این آیه دو مورد که خب این تعبیر که دو موردش را خوندم موارد دیگر هم هست در قرآن، تعبیر خاصی است.

اسمی از اسماء خدا را می‌آورد که این اسم عبارت است از عالم الغيب والشهادة.

عالم الغيب والشهادة یعنی اونی که غیب و شهادت را هر دو را می‌داند.

ظاهر و باطن را هر دو را می‌داند.

غیب و ظاهر را هر دو را می‌داند.

شهادت به معنی ظاهر.

در این آیات که دو موردش را خوندم اینجور فرمود شما برگردانده می‌شوید به سوی آن که عالم هم غیب است هم چی؟

شهادت و او خبر می‌دهد آنچه که عمل می‌کردید چه بود.

این تعبیر برای چیه؟

می‌خواد چه بفرماید؟

البته اون اندازه که من می‌فهمم اگر اشتباه نشود و به تعبیر دیگر به احتمال معنیش این است.

چون اسم خاص است ها و به خوب دقت بکنید اسم مخصوصه.

خدا شهید است و شاهد است به آنچه که شما عمل می‌کنید یا خدا می‌بیند آنچه را که شما عمل می‌کنید.

اما اینجا میگه خدای عالم غیب و شهادت به سوی او می‌روید و خبر می‌دهد.

و ینبئکم به شما خبر می‌دهد اون عالم غیب و شهادت که شما آنچه را که عمل می‌کردید چه بود مضمونش این.

این اسم، اسم خاصی از اسماء خداست.

از انشعابات اسم علیم است اولاً کسانی که میخوان خوب از اینکه ترکیب این اسم با اسماء دیگر چه جوری است باخبر باشند.

عالم الغیب و الشهادة از انشعابات اسم علیم است، دقت می‌کنید؟

اما مضمون خاص دارد.

خدا هم به غیب عالم است هم به شهادت.

این یکی از اسماء است.

چون عالم غیب و شهادت است اعمال شما را که چه بود به شما خبر خواهد داد بعد از اینکه مردید و به سوی او بازگشت داده شدید.

نکته خاصی را می‌خواهد این دو مورد و موارد دیگر که مشابه این هست به ما بفهماند.

این نکته البته گفتم من به احتمال میگم چون اینجور فهمیده می‌شود.

والله بصير بما تعملون مسئله‌ای است.

خدا شهید است به آنچه عمل می‌کنید مسئله‌ای است.

خدا علیم است به آنچه عمل می‌کنید مسئله‌ای است.

خدا خبیر است مسئله‌ای است.

و اینکه خدای عالم غیب و شهادت به سوی او می‌روید که عالم غیب و شهادت است اعمال شما را به شما خبر می‌دهد که چه بود.

این هم مسئله‌ای دیگر است.

خدا با اسم عالم غیب و شهادت بودن‌ش ما به او وارد می‌شویم.

دقت می‌کنید؟

با اسم عالم غیب و شهادت بودن‌ش در محضر او قرار می‌گیریم که هم غیب اعمال ما را می‌داند و هم چی؟

شهادت یعنی ظاهر.

شهادت معنی ظاهر اشتباه نشه.

هم شهادت و ظاهر اعمال ما را.

به این خدا وارد می‌شویم.

به خدا با این اسم وارد می‌شویم.

به سوی خدا با این اسم برگردانده می‌شویم.

یعنی چه؟

یعنی آن خدایی که هم ظاهر عمل شما نزد اوست و هم چی؟

و هم غیب عمل شما.

خدای عالم غیب و شهادت عمل مرا و عمل شما را و عمل هر کسی را به او خبر خواهد داد.

یعنی شهادتش را هم به او نشان خواهد داد و هم، و هم چی؟

هم غیبش را.

خواهد گفت این که می‌کردی این بود.

دقت می‌کنید؟

آن که می‌خواستی این بود.

آن که طرح می‌کردی این بود.

آن که نیت می‌کردی این بود.

آن خصلتت که آنجا این بود، اینجا این است.

دقت می‌کنید؟

آن وصفت که آنجا آن بود، اینجا این است.

و ینبئکم بما کنتم تعملون.

خبر می‌دهد عالم غیب و شهادت که آنچه عمل می‌کردید چه بود.

تکرار می‌کنم باز.

می‌فرماید برگردانده می‌شوید به سوی عالم غیب و شهادت.

برگردانده می‌شوید به سوی علیم، خبیر، شهید.

اون یک باب دیگر است.

اون‌ها را گفته و هر کدوم شرح طولانی دارد به اندازه‌ای که ماها می‌فهمیم.

اینجا می‌فرماید برگردانده می‌شود به سوی آن که آن خدایی که عالم هم غیب است و هم شهادت خبر می‌دهد به شما.

شهادت اعمالتون را یک سو نشان می‌دهد و غیب اعمالتون را هم با همان شهادت به شما چی می‌کند؟

نشان می‌دهد، خبر می‌دهد.

خبر می‌دهد.

خیلی تعبیر جالبی است.

ینبئکم.

به شما خبر می‌دهد.

آن صفتتون که آنجا این بود، اینجا این است.

خبر می‌دهد.

دقت می‌کنید؟

آن عملتون که آنجا آن بود، اینجا این است.

آن نیتتون که اونجا یعنی دنیا در شهادت این بود، اینجا این است.

ینبئکم بما کنتم تعملون.

یعنی غیب اعمال، غیب افکار، غیب عقاید، غیب نیات، غیب خصال، غیب اوصاف، غیب همه جزئیاتی که ما داریم که در یک کلمه با اعمال از اون‌ها تعبیر می‌شود، غیب اون‌ها را در بغل شهادتش، در جنب شهادتش، با شهادتش به ما خبر می‌دهد.

آن شهادت، غیبش این بود.

دقت می‌کنید؟

و ینبئکم بما کنتم تعملون.

چون عالم غیب و شهادت است به شما خبر می‌دهد عمل شما چه بود.

یعنی غیب شهادت شما را به شما خبر می‌دهد.

و ینبئکم بما کنتم تعملون.

خب این به حقیقتی اشاره داره، اشاره می‌کند.

این ضیافت الهی که در روزه این همه به گوش ما خورده است البته استفاده از خطبه‌ای است که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود در ماه مبارک دعیتم.

ماه مبارک ماهی است که شما دعوت شدید به ضیافت خدا.

ضیافت باطن این عمل است.

یعنی غیب این عمل است.

شهادتش همین است که من و شما انجام می‌دهیم.

این عمل که اسمش روزه است شهادتش این است که ما اینجا می‌فهمیم و انجام می‌دهیم.

البته حالا اونی که ما انجام می‌دهیم اصلاً از شهادتش هست یا نه؟

اون حالا یک باب دیگر است.

روزه ما آیا واقعاً اون صورت شهادت خودش را یعنی صورت ظاهر و اینجای خودش را دارد یا ندارد؟

انشاالله دارد.

شهادت روزه اون نیست که ما انجام می‌دهیم.

غیب روزه که نزد عالم الغیب والشهادت و به ما خبر خواهد داد بعد از مردم و خواهد گفت این شهادت غیبش این بود.

غیب روزه چیست؟

غیب روزه ضیافت است.

این فعلاً در باب این آیه بود که قل ان الموت الذي تهربون منه فإنه ملاقيكم ثم تردون إلى عالم الغيب والشهادة فينبئكم بما كنتم تعملون.

که این مضمون گفتم مکرر آمده که برگردانده می‌شود به سوی عالم غیب و شهادت.

این از کجا آب می‌خورد؟

یا به یک نظر اون کجا از اینجا آب می‌خورد؟

و اون اینکه قرآن متأسفانه این هم زیاد مورد توجه قرار نگرفته مانند حقایق دیگر قرآن.

قرآن گاهی با صراحت خوب دقت کنیدا، گاهی با اشاره، گاهی با صراحت، گاهی با اشاره.

به این مسئله اشاره می‌کند که شما حقایق را آن چنان که هست نمی‌بینید و اون دعای معروف که از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم لابد گوش شما خورده است.

اللهم ارنا الأشیاء كما هي شاهد بر این مسئله است.

که رسول الله دعا می‌کرد که خدایا اشیا را یعنی هر چیزی را، هر چیزی را بدون استثناء، هر چیزی را آن چنان که هست به ما نشان بده.

مضمون بیان رسول الله این است که ما اگر عنایت خاصی از خدا برای کسی نباشد، ما به همه اشیا را آن چنان که هست می‌بینیم یا نمی‌بینیم؟

نمی‌بینیم.

مگر خدا عنایت خاصی به کسی بکند که اون دعا به اون عنایت اشاره دارد.

اللهم ارنا الأشیاء كما هي.

مگر خدا عنایتی بکند خاصاً به کسی و برای او دید مخصوصی بدهد، چشم مخصوصی بدهد که اشیا را آن چنان که هست ببیند، نه آن چنان که به اصطلاح نیست ببیند.

ما اشیا را به طور کل اشیا که می‌گیم مواظبت کنید فعلاً فقط اعمال ما نیست.

اشیا که یکیش هم می‌شود چی؟

یکیش هم می‌شود اعمال ما.

اشیا کلاً.

کلاً اشیا را ما آن چنان که هست نمی‌بینیم.

یعنی آن چنان که هست نمی‌یابیم.

یعنی آن چنان که هست درک نمی‌کنیم.

نمی‌بینیم که میگم یعنی درک نمی‌کنیم.

اشیا را ما آن چنان که هست درک نمی‌کنیم.

مگر کسی خاص باشد که خدا بخواهد آن چنان که هست درک کند.

این دعا به اون اشاره می‌کند.

قرآن هم به این معنا گفته گاهی با صراحت، گاهی با اشاره این معنا را گوشزد کرده است.

من یکی دو مورد یا دو سه مورد از این آیات را برای شما می‌خوانم.

فقط به صحبت اینجا اکتفا نکنید، روی این‌ها تأمل بکنید.

می‌خواهد گوشزد بکند که شما متوجه باشید اشیا را آن چنان که هست نمی‌بینید.

آن طور که شما می‌بینید نیست اشیا.

همه چیز، همه چیز، همه چیز.

آیات بعضی‌هاش صراحت است بعضی‌ها اشاره.

اول من اشاره‌ها را می‌خوانم بعد صراحت‌ها را.

در آیه بیست و نه و سی از surه نجم می‌فرماید فعرض عن من تولى عن ذكرنا.

چیز عجیبی است ها این نکته.

خدا کنه که خونه شما خوب لااقل در حد نکته بودنوش خوب بفهمید.

چیز عجیبی است.

اصلاً ما عوضی می‌بینیم، عوضی درک می‌کنیم.

خیلی خوب بفهمید که چی میگه.

فعرض عن من تولى عن ذكرنا.

این آیه اینطوری، این اشاره است.

میگه که آیه بیست و نه و سی surه نجم میگه اعراض می‌کند.

روگردان باش از اون کسی که از یاد ما روگردان است.

ولم يرد إلا الحياة الدنيا.

غیر از دنیا هم چیزی نمی‌فهمد.

غیر از زندگی دنیا چیزی نمی‌فهمد.

از اونها روگردان باش.

فعرض اعراض کن از اون کسی که یاد از یاد ما غافل است و غیر از دنیا چیزی نمی‌داند و غیر از دنیا چیزی نمی‌خواهد.

ذلک مبلغهم من العلم.

ببینید خوب دقت کنیدا.

تعبیر بسیار جالبی است.

ذلک مبلغهم من العلم.

میگه اینها مبلغ علمی‌شون همین است.

مبلغ علمی یعنی چی؟

اگر بگیم تعبیر معروف‌تری که در بین ما معروف است چیه؟

یعنی بلوغ علمی‌شون، بلوغ علمی‌شون.

بلوغ ما بلوغ تعبیر می‌کنیم.

بلوغ علمی و ادراکی و شعورشون همین است.

فکر جالب حال خودشونه.

بلوغ‌شون همین است.

فکر می‌کنند همین است و بس.

همین دنیاست.

تعبیر بسیار جالبی است.

ذلک مبلغهم من العلم.

اونها که از یاد ما روگردانند و غیر از دنیا را دنبالش نیستند و غیر دنیا را نمی‌فهمند.

از اونها روگردان باش.

اونها مبلغ علم‌شون همین است.

بیش از این نمی‌یابند، نمی‌فهمند.

إن ربک هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بمن اهتدى.

خب ذلک مبلغهم من العلم از شما سؤال بکنم اشاره دارد بر اینکه چی؟

غیر از اونی که این ارباب دنیا و اشخاص دیگر مانند ارباب دنیا غیر از اونی که اینها می‌یابند و می‌بینند، مسئله و مسائل دیگر هست و اینها آن چنان که هست حقایق و اشیا را چیه؟

نمی‌یابند.

بلوغ علمی ندارند.

ذلک مبلغ اشاره است.

اشاره است برای اینکه نمی‌بینند حقایق را آن چنان که هست.

طور دیگه می‌بینند این یک مورد از اشاره‌ها.

مورد دوم را آیه که من قبلاً به شما خوندم برای در مناسبت‌های دیگر این آیه، آیه هفتم سوره روم هست.

این هم اشاره‌ست.

می‌شود گفت از اشاره بالاتر صراحته.

یعنی نمی‌شه آن را اشاره صاف کرد الان ها.

شبیه صراحت لاأدب.

میگه علمونا ظاهراً من الحیاة الدنيا این‌ها جمع ریاتی، ظاهری از حیات دنیا را می‌دانند.

ظاهراً من الحیاة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافل.

این‌ها از اون سوی مسئله چه هستند؟

غافل‌اند.

این اشاره‌ت یا صراحت است بر اینکه اشیاء آنچنان که می‌بینیم نیست.

اللهم ارنا الاشیاء کما هین.

دو مورد صریح چیه؟

دو مورد صریح یکی آیه سوره فاطر است.

إن الله عالم غیب السماوات والأرض إنه علیم بذات الصدور.

گفتم متأسفانه روی این‌ها دقت نشده است.

میگه خدا عالم غیب آسمان‌ها و زمین است.

به تعبیر اهل ادب این مزاح، مضاغله‌ای هست.

خدا عالم چیست؟

عالم غیب چیست؟

عالم غیب سماوات و ارض است.

این صریح در این است.

این سماوات و ارضی که ما اینجور می‌بینیم اینطور نیست و این غیبی دارد که ما از اون غیب چه هستیم؟

محجوب است.

صریح در این است که آنچه ما می‌بینیم این نیست.

غیب دارد این.

ما نمی‌دانیم، خدا می‌داند.

این صریحه.

مورد دوم از مواردی که صریح است، اون به اصطلاح آیاتی است که در باب ملکوت صحبت می‌کنه.

آیات قرآن کریم که من یک موردش را برای شما می‌خوانم از صراحت‌ها به وضوح می‌گوید که هر چیزی یک ملکوتی دارد.

خوب دقت کنید.

هر چیزی بدون استثنا چه دارد؟

ملکوتی دارد.

ملکوتش غیر از صورت ملکی‌اش هست.

حالا صورت ملکی همین است که ما می‌بینیم.

همه چیز ملکوت دارد.

آسمان ملکوت دارد.

زمین ملکوت دارد.

آب ملکوت دارد.

هوا ملکوت دارد.

آتش ملکوت دارد.

همینطور هر چیزی را خواستید حساب کنید.

هر چیزی یک صورت ملکوتی دارد، یک چهره ملکوتی دارد، یک قیافه ملکوتی دارد.

بفرمایید یک حقیقت ملکوتی دارد و یک حقیقت اینجایی دارد یا یک صورت اینجایی دارد.

آنچه من و شما می‌بینیم کدام است؟

صورت ملکی قضایا و اشیاء و حوادث است نه صورت ملکوت.

همه چیز ملکوت دارد.

همه چیز را بدون استثنا از جمله، از جمله این از جمله را خوب دقت کنید.

از جمله تک تک اعمال ما صورت ملکی دارد و صورت چی؟

ملکوتی دارد.

تک تک عقاید ما صورت ملکی دارد و صورت ملکوتی دارد.

تک تک افکار ما صورت ملکی دارد، ملکوتی دارد.

خصال ما صورت ملکی دارد، ملکوتی دارد.

هر نیتی از ما صورت ملکی دارد، صورت ملکوتی دارد.

هر به اصطلاح محبت ما صورت ملکی، ملکوتی.

هر عداوت ما صورت ملکی، ملکوتی.

بدون استثنا هرچی که شیء گفته میشه، هرچی که یه چیز است به قول، به جای خودش هرچه هست.

هر چیزی یک صورت ملکوتی دارد و یک صورت ملکی.

آیاتی از قرآن این را می‌فرماید.

اونجا که می‌گوید که ما خواستیم به ابراهیم ملکوت آسمان و زمین را نشان بدهیم، آیه اش رو خوندید دیگه.

اون به اینجا اشاره است.

یعنی خدای متعال پرده را اونجور که رسول الله در اون دعا فرمود ارنا الاشیاء کما هین.

پرده را از برابر ابراهیم سلام الله علیه برداشت و ابراهیم ملکوت آسمان و زمین و اشیاء را چه می‌کرد؟

می‌دید.

ملکوت.

صراحتی‌ست در قرآن که چندین آیه است منتها من یک آیه اش را برای شما می‌خوانم.

صد و هشتاد و پنج سوره اعراف.

أولم ينظروا في ملكوت السماوات والأرض وما خلق الله من شيء.

آیا این‌ها در ملکوت آسمان‌ها و زمین و همه آنچه که خدا خلق کرده است هیچ نگاه نکرده‌اند؟

حالا اینجوری فرمود هیچ نگاه نکرده‌اند.

نگاه هم می‌کنیم که چیه؟

می‌بینیم یا نمی‌بینیم؟

نمی‌بینیم.

اما خب در مقام اتهام است.

خدا خودش هم می‌داند ما نمی‌بینیم.

در مقام اتهام است.

أولم ينظروا في ملكوت السماوات والأرض وما خلق الله من شيء.

آیا نظر نکردند در ملکوت آسمان و زمین و هر آنچه که خدا خلق کرده است؟

همه چیز ملکوت دارد.

فسبحان الذي بيده ملكوت كل شيء.

اونم که در سوره یس آخر سوره یس است.

ملکوت هر چیز به دست خداست.

این معلوم می‌کنه که هر چیزی چه دارد؟

ملکوت دارد.

این هم یکی از موارد صریح است بر اینکه ما، من چهار مورد خوندم.

دو مورد از اشاره‌ها، دو مورد از صراحت‌ها که دلالت می‌کند و اشاره می‌کند و به ما اعلام می‌کند که اشیاء به طور کلی آنچنان که ما می‌بینیم نیست و صورت دیگری دارد.