ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 025

بسم الله الرحمن الرحیم.

[آیه قرآن] نمی‌دانم تا حالا خود شما در خصوص این آیه هیچ تأمل جدی داشتهید که چی می‌فرماید.

همه آیات احتیاج به تأمل و تدبر دارد.

این آیه مخصوصاً فکر می‌کنم از آیاتی است که معمولاً مورد غفلت قرار می‌گیرد.

ترجمه اش را دقت بکنید.

[آیه قرآن].

اون‌ها که ترجمه ساده‌اش ایمان آوردند و ایمانشان را آمیخته به ظلم نکرده‌اند.

آن‌ها در امان هستند و آن‌ها در راه درست پیش می‌روند.

[آیه قرآن] تکرار می‌کنم ترجمه را.

آن‌ها که ایمان آوردند و ایمانشان را آمیخته به ظلم نکرده‌اند.

آن‌ها در امان‌اند و آن‌ها در راهند [آیه قرآن].

می‌خواد چی بفرماید؟

آمیخته‌ی ایمان به ظلم چیست؟

اینجا از جمع مؤمنین فقط در این آیه به وضوح و صراحت از جمع مؤمنین آن‌هایی را در امان می‌داند.

امان از آنچه که در پیش است.

دقت می‌کنید؟

در امن باشند از آنچه که در پیش است و در راه درست پیش بروند.

از میان مؤمنین آن جمعی را در امان می‌داند و در راه به معنی کلمه می‌داند و مهتدون می‌شمارد که ایمانشان را با ظلم آمیخته نکنند.

ظلم همان ظلم شرک است.

[آیه قرآن] اینجا ظلم در اینجا منظور خیلی واضح است با توجه بر اینکه خود خدای متعال در قرآن کریم شرک را ظلم می‌فرماید.

شرک در مراتب مختلف ظلم در مراتب مختلف است.

شرک جلی در مراتبش و شرک خفی در مراتبش همه از مراتب ظلم‌اند.

البته اینکه من و شما فعلاً بفهمیم که شرک چگونه ظلم است ممکن است که اجمالاً معنایی بفهمیم اما فهم خوب این حقیقت که شرک در مراتب مختلف چطور ظلم است و یافتن این حقیقت به وضوح که برای انسان کاملاً ملموس باشد، این برای اهلش در وقتش است.

آیه می‌فرماید آنها که ایمان آوردند، ایمانشان را به ظلم شرک نیامیختند، آن‌ها در امان‌اند و آن‌ها مهتدین.

بسیار هشدار دهنده و تهدید کننده است اگر خوب بفهمید.

گفتم آیه‌ای است که معمولاً فکر می‌کنم کمتر مورد تأمل قرار بگیرد برای اکثر مؤمنین.

مگر کسانی که شعور بالایی داشته باشند، نظری از خدا باشد که آن‌ها اهل تدبر در قرآن‌اند و روی همه آیات قرآن تدبر می‌کنند و آنچه را که احصا کرده‌اند احصا می‌کنند.

عرض کردم ظلم عبارت است از ظلم شرک.

حالا آیه را اینطور باز می‌کنیم به زبان ساده‌تر می‌بینیم چگونه نتیجه می‌دهد.

آن‌ها که ایمان آوردند، ایمانشان را آمیخته به ظلم شرک نکردند، آن‌ها در امان‌اند.

یعنی آن‌ها که ایمان آوردند به وحدانیت حق، ایمان به توحید آوردند.

لا اله الا الله گفتند.

ایمان به رسول آوردند.

ایمان به حضرات ائمه آوردند.

صلوات الله و سلام عليه أجمعين.

این‌ها اگر ایمانشان را مخصوصاً در ارتباط با توحید اینکه لا اله الا هو یا لا اله الا انت یا لا اله الا الله، خدایا جز تو معبودی نیست و متعی نیست.

فقط آنچه تو می‌گویی امان است.

آنچه تو می‌خواهی امان است.

آنچه تو امر می‌کنی امان است و آنچه تو نهی می‌کنی امان است.

تو معبود و متعی فقط.

ایمان این معنا را می‌گوید با لوازمش که ایمان به رسول است و صلوات الله و ایمان به حضرات ائمه است که تبعیت و اطاعت از آن‌هاست.

این ایمان به این معنا که خدایا خوب دقت کنید.

خدایا فقط متع توای معبود توای لا اله الا الله.

این اگر چنان که در مقام عمل درست پیش نرفت، یعنی انسان تبعیت کرد از غیر خدا هرچه باشد، هر که باشد.

خواست خدا را کنار گذاشت، خواست آن غیر را پیش آورد.

اینجا معبود و متاع بودن خدا درست نشد.

این ایمان آمیخته به چه شد؟

آمیخته به شرک شد.

شرک در طاعت پیش آمد.

شرک در عبودیت پیش آمد.

ایمان لطمه خورد.

آمیخته به ظلم شد.

حالا اشکال این ظلم و این آمیختگی مسلماً گوناگون و مختلف است.

خوب تأمل بکنید و خوب برای اینکه آیه را بفهمیم و گفتم هم حقیقتی از فقاهت قرآن را بدانیم و هم اون تذکر‌های لازم برای خودمون را احصا بکنیم.

کسی به شما امری می‌کند خلاف امر خدا وقتی به مصلحت‌ها و به روی محاسباتی که خودتان می‌کنید امر او را بر امر خدا مقدم داشته‌اید، مقدم کرده‌اید، ایمان خود را آمیخته به چه کرده‌اید؟

ایمان خود را آمیخته به شرک در طاعت و هدایت کردید.

حرف کسی را در برابر حرف خدا گوش کردید.

مشرک شدید.

که فهم می‌کنید؟

خیر حالا کسی باشد یا به ملاحظه جهتی روی جهتی شما امر خدا و نهی خدا را آنچه خدا می‌خواهد را چه امر باشد چه نهی باشد کنار گذاشتید روی جهتی و راه دیگر در پیش گرفتید فرقی نمی‌کند آمیخته به شرک شد.

از همش مهم‌تر این است که نفس شما خواست چیزی را که خدا خلاف آن را گفته است شما خواست نفس خود را مقدم داشتید.

اثر ایه است.

من اتخذ الهه کی؟

هواهُ.

اینکه اصل خود را معبود قرار دادن با خدای متعال یعنی اینجا باز ایمان اینکه می‌خواستیم از او فقط تبعیت بکنیم مطاف فقط او بود.

اینجا مطاف نفس ما شد.

معبود نفس ما شد.

به حرف نفس گوش کردیم در برابر حرف خدا.

ایمان خود را آمیخته به ظلم کردیم و ایمان ما از اون اصالتش افتاد.

ایمان آمیخته به شرک شد که عبارت است از خواست خود را بر خواست خدا مقدم داشتیم.

این حالا چندین موردش را که من گفتم که بیشترش برای همه ماها و شماها مبتلا به از این اشکال گوناگون آمیختگی ایمان به ظلم و شرک بیشترش در آمیختگی به خواسته‌های خود ماست.

یعنی نفس خود را در موازات خدای متعال البته این تعبیر را که می‌کنم خدا ببخشد، قرار دادن و به طوری که از او طاعت می‌بریم، می‌بریم در بعضی از موارد در موارد دیگری هم حرف او را، امر او را، نهی او را کنار بگذاریم و حرف و امر و نهی چه کسی را گوش دهیم؟

نفس خود را.

بیشتر این برای ما مبتلا به است.

سوای دیگرش هم مبتلا به است.

پدر امر می‌کند خلاف آنچه که خدا امر کرده است.

اگر گوش کردیم.

مادر امر می‌کند اگر گوش کردیم ایمان خود را آمیخته کردیم.

اگر خلاف آنچه که خدا می‌فرماید امر کنند، نهی کنند در خلاف آنچه که خدا می‌فرماید اگر گوش کردیم، ایمان خود را آمیخته به ظلم و شرک کردیم.

اون‌ها را مطاف قرار دادیم.

می‌بایست مطاف فقط یکی بود.

لا اله الا الله.

ایمان اینجوره.

ایمان آمیخته به ظلم و شرک است.

ایمان آمیخته به ظلم است که گفتم همان شرک است به تعبیر قرآن کریم.

و طبعا دیگه در این صورت ما و امثال ما مصداق این آیه شریفه که اون‌ها را در امن و امان دانست و اون‌ها را در راه دانست نیستیم.

فقط گفت الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن.

اونا که ایمان آوردند و لا اله الا الله گفتند، ایمان‌شون را آمیخته نکردند.

اون‌ها در امن‌اند.

حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

فهمیدی چه گفتم؟

دقت کردی؟

خیلی آیه هشدار دهنده است.

اگر این لبس به ظلم به این صورت باشد که همین طور هم هست، بسیار مشکل خواهد بود عزیزم و همین طور هم هست.

اگر انشاالله فرصت کردید که این فرصت را هم داشته باشید و برای خود چنین فرصت‌هایی را هم به وجود بیاورید و خلق بکنید به تفسیر مرحوم علامه در زمینه همین آیه انشاالله مراجعه بکنید.

البته سایر عرفا و بزرگان و علمای اخلاق اونا که تحقیقات دارند و مطالب تحقیقی نوشتند هم اشاره کردند اما مخصوصاً ایشان در باب، در مقام تفسیر این آیه این حقیقت را خوب باز کردند و بیان کردند.

البته به زبان ساده‌ترش را من باز کردم.

به زبان کلی‌ترش را ایشان با ابعاد مختلف در تفسیرشون آوردند.

آیه‌ای است که هشدار دهنده است و تذکرها برای ما و شما دارد.

اولا من حالا قبل از اینکه حرفم را ادامه بدهم به شما توصیه می‌کنم که این آیه را مکرر به نظر بیاورید هر روز چندین بار و با این صورت که این کلام حق است.

نمی‌شود درش دخل و تصرف کرد.

دیگه به میل خود نمی‌شود حرف زد.

این یک حقیقت را بیان می‌کند.

کلام حق است و حق کلام.

که اگر ایمان با ظلم آمیخته شد، انسان در امن نیست آنچه در پیش است و انسان در این صورت در راه نیست.

هیچ امنی برای کسی که ایمانش آمیخته به ظلم است نیست.

مخصوصاً، مخصوصاً یا به یاد بیاورید آمیختگی هر کدام از خود شما در حد خود برای خود.

هر کدومتون را توصیه می‌کنم که خودتون با مطالعه در وضع خودتون از اول تا حالا و الان ببینید که این آمیختگی برای شما چه حد است و چند باز است.

گاهی است یا اکثرش آمیختگی است؟

دقت می‌کنید؟

گاهی است یا نه؟

و در توضیح این مسئله من حالا مطلبی را دوباره در توضیح همین مطلب به شما، همین حقیقت برای شما عرض می‌کنم.

ایمان خودمان را بخواهیم آمیخته به ظلم نکنیم چگونه باید؟

اولش این است که ما ببینیم خدا از اون‌ها که ایمان آوردند چه می‌خواهد.

امر و نهیش برای اون‌ها چیست؟

برای اون‌ها چیست؟

به این توضیح هم خوب توجه بکنید که اینجا هم تذکرهای لازم برای ما و شما هست ببینیم ما که ایمان آوردیم اگر بخواهیم در به اصطلاح به مزمور همین آیه در این مسیر پیش برویم که ایمان خود را آمیخته به ظلم نکنیم، به ظلم شرک نکنیم چطور باید پیش برویم؟

اولاً باید ببینیم که خدا از صاحبان ایمان چه خواسته.

به بیان دیگر در تعبیر دیگر ببینیم خدا چه امرها برای ما صاحبان ایمان و چه نهی‌ها برای صاحبان ایمان در حجت بالغه که قرآن کریم است دارد.

یک یک اون اوامر را و نواهی را که در قرآن اولاً آمده و ثانیاً در روایات که تفسیر کل آیات قرآن است آمده است، این‌ها رو خوب بشناسد دستور چیه؟

او چه می‌خواهد تا من ببینم خواسته‌ او چیست که خواسته‌ او را انجام بدهم و مطاع من او باشد و لا اله الا الله من درست باشد و ایمان من آمیخته به ظلم شرک نباشد.

این یک شناخت اولاً لازم‌دارد.

لازم است اولاً انسان تمام آیاتی را که در قرآن کریم با خطاب یا ایها الذین آمنوا هست و دنبالش امر و نهی است همه این‌ها را در نظر بگیرد.

بسیار زیاد هم هست.

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذکراً كثيرا.

این من می‌خوانم الآن گوش بکنید چند تا می‌خوانم.

من که نمی‌توانم همشو بخوانم.

ممکن است فرد موفقی باشد همشو بخواند چند تا می‌خوانم.

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذکراً كثيرا.

مؤمنین خدا را همیشه ای مؤمنین دستور است.

ای اون‌ها که ایمان آوردید اذكروا الله ذکراً كثيرا خدا را همه وقت یاد کنید.

دو، یا ایها الذین آمنوا انفقوا مما رزقناکم.

ای اون‌ها که ایمان آوردید آنچه به شما داده‌ایم به محرومین انفاق کنید.

دو.

سه، یا ایها الذین آمنوا لا تبتلوا صدقاتكم بالمن والعذى.

خوب گوش بکنید که چند تاش که من می‌خوانم را اگر یاد بگیرید.

ای اون‌ها که ایمان آوردید وقتی احسان و انفاق کردید با منت خرابش نکنید.

چهار، یا ایها الذین آمنوا انفقوا من طيبات ما كسبتم.

ای مؤمن دستورات هستند.

ای اون‌ها که ایمان آوردید از چیزهای خوبی که خودتون خشتین میاد انفاق کنید.

انفقوا من طيبات ما كسبتم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته.

با تقوا باشید و حق تقوا را ای صاحبان ایمان و اون‌هایی که ایمان آوردید به جا بیاورید.

بترسید از خدا.

اتقوا الله حق تقاته.

تا من خواستید این آیه را ببینید که حق تقوا چیست باید باز بروید به کلام خدا و ببینید، و ببینید مستقیم را چگونه توصیف می‌کند.

راه را به شما من توضیح میدم و خوب دقت بکنید.

یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونکم.

ای اون‌ها که ایمان آوردید مورد اعتماد و معتمد از غیر مؤمنین برای خود اتخاذ نکنید.

این‌ها دیگه نسبت به جنبه‌های اجتماعی.

یا ایها ال-- لا تتخذوا بطانة من دونکم.

یعنی کفار و غیر مؤمنین را برای خود معتمد قرار ندهید.

یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الكافرين اولياء.

ای اون‌ها که ایمان آوردید کافرین را برای، کفار را برای خود اولیا اتخاذ نکنید.

دقت می‌کنید؟

هست.

یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا اليهود والنصارى اولياء.

اون‌ها که ایمان آوردید یهود و نصارا را اولياء یعنی اون‌ها ولی امر شما باشند اتخاذ نکنید.

نهی است این‌ها.

این‌ها نهی است.

یا ایها الذین آمنوا فاقتلوا الذین یلونکم من الكفار.

ای اون‌ها که ایمان آوردید هرکس از کفار را دیدید که می‌خواهد بر شما ولایت کند به مقابله برخیزید.

قبول نکنید ولایت او را.

دقت می‌کنید؟

یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا آباءکم وإخوانکم اولياء إن استحبوا الكفر.

ای اون‌ها که ایمان آوردید اگر پدران شما و برادران شما راه کفر پیش گرفتند با اون‌ها دوستی نکنید، قطع رابطه بکنید، اون‌ها را کنار بگذارید و لو پدران و برادران شما باشند.

دقت می‌کنید؟

حالا باز بخوانم؟

هی یا ایها الذین آمنوا.

از این‌ها زیاد است.

البته من باز هم می‌توانم بخوانم ولی خوندن من حساب نیست.

قرآن پر است از این‌ها.

دقت می‌کنید؟

الذین آمنوا.

الذین آمنوا یقاتلون فی سبيل الله.

باز اینجا امر حالت امر ندارد ولی نشان خاص صاحبان ایمان را چی می‌کند؟

چه بیان می‌کند؟

الذین آمنوا یقاتلون فی سبيل الله.

این طور.

یا آیات دیگر.

یا ایها الذین آمنوا ارکعوا واسجدوا واعبدوا ربکم وافعلوا الخیر لعلکم تفلحون.

إنما يؤمن بآياتنا الذين إذا ذكروا بها خروا سجدا وسبحوا بحمد ربهم وهم لا يستكبرون.

اینم از نشان مؤمنین است.

تتجافى جنوبهم عن المساجد.

ایمان آورنده‌ها خوابگاه‌ها و بستر‌های خواب را ترک می‌کنند.

خوفاً و смеاً ومما رزقناهم ينفقون.

شب همش را نمی‌خوابند.

دقت کردید؟

و همین طور.

باید اول همه اون دستوراتی که امرها که نهی‌ها که در قرآن خطاب است برای صاحبان ایمان، همه این‌ها را باید به اضافه اون امرها و نهی‌ها که در تفسیر قرآن یعنی در روایاته حضرت معصومین صلوات الله علیهم اجمعین آمده است اون‌ها رو اولاً یاد بگیریم قدم به قدم و تا بدانیم امر و نهی خدا چیست تا در مقام عمل اون‌ها را به جا بیاوریم.

نتیجه‌اً ایمان ما ایمان باشد نه ایمان آمیخته به چی؟

آمیخته به شرک یا آمیخته به ظلم یا ظلم شرک.

این راهی است که هر کس می‌خواهد راه هدایت در پیش بگیرد این است.

خیلی‌ها میان من دیدم.

یعنی ما زیاد می‌بینیم این را.

حالا خود شما هم شاید این کار را کرده‌اید.

میان می‌گویند که از دور می‌شنوند که راه سلوک و تزکیه و این‌ها چیست؟

فکر می‌کنند یه چند تا ذکر لغلغه است.

میان می‌گویند به ما یه ذکر بدهید.

بعد ما، بعد ما بر می‌گردیم که حالا برو شما این آیه را عمل بکن.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا یکیش حالا فعلاً.

أطيعوا الله وأطيعوا الرسول.

فعلاً تو واجب را عمل کن.

یکی از يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هستا، یکیش هستا.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول.

شاید نخوندند در زمره اون‌ها که خونده، اینو نخونده.

اطاعت از خدا هرچه گفته واجب است، واجب است.

هرچه گفته حرام است، حرام است.

اگر می‌خواهی ایمانشون آمیخته به ظلم نباشد، یالا اطاعت از خدا و رسول، رسول ببرین.

می‌گیم که حالا شما فکر کرده که سلوک فقط چند تا ذکر لغلغه ای.

این چه فکر خامی است.

تو برو اول واجب را خوب انجام بده، یاد بگیر انجام بده.

بعد گناهان را خوب یاد بگیر ترک بکن.

این حالا فعلاً بسط رو تو اکثرشون می‌روند و دیگه نمیان.

دقت کنید برای اینکه بعد از اینکه اون‌ها را عمل کردند باید بیان.

دقت کردید؟

اینا خیال خام است.

سلوک، ذکری که گفتم او-- البته الان من در ذکر و راجع بهش صحبت می‌کنم تا بفهمید چیه.

سلوک این نیست که چند تا ورد و ذکر و در یه گوشه‌ای نشستن و سلوک همین است که عرض کردم الان.

که انسان خوب یاد بگیرد امر و نهی خدا را و اینکه گفته است خدایا تویی معبود و مطاع من با علم و معرفت به همه امر و نهی‌های خدا، لحظه به لحظه امر خدا را به جا بیاورد و از نهی خدا چه بکند؟

اجتناب بکند.

این سلوک الی الله است و خود آیه به این طور فرمود و هم مهتدون اینها در راه هستند.

اینها در طریق الی الله پیش می‌روند.

این‌ها که مرتباً ایمانشان را تحقق می‌بخشند.

اونچه گفتند لا اله الا الله است.

ذکر و سلوک این است.

خیلی.

حالا بعضی از اون البته خب یه مقدارم اینجا بعضی از، بعضی از به اصطلاح این دکان‌ها که باز بوده قبلاً الانم باز شده و بعداً هم باز خواهد بود تا وقتی که باطل نباشد.

خب خیلی جاها هم از این دکان‌ها و دکاندار‌ها بوده‌اند و هستند و که مسئله سلوک عبودی و تزکیه و تهذیب این‌ها را به صورت چند تا ورد و ذکر در یه گوشه خزیدن آورده‌اند و نه حرامی له-- اون‌ها مقصرند در این باب که اینجور فکر می‌شود.

دقت می‌کنید؟

شما اگر خواستید راه خدا در پیش بگیرید، راه تزکیه همین است که عرض کردم.

سعی کنید ایمان خودتون رو از آمیختگی به ظلم پاک بکنید.

حالا که آمیخته شده است باید من و شما سعی کنیم پاکش کنیم و بعد از این دیگه ایمان ما آمیخته به ظلم نباشد و این ذکر حق است.

اونی که شنیده‌اید که بندگان خدا همیشه به یاد خدا هستند یا تزکیه یعنی مرتب ذکر پرداختن.

فکر نکنید یعنی زباناً لغلغه زبان است و دیگه امر و نهی‌ها را کنار گذاشته‌اند یا به اون‌ها چندان اعتنا نکرده‌اند.

این نیست.

اصلاً اصل معنی ذکر این نیست.

من در اینجا لازم است برای ذکر در، در باب ذکر برای شما یه توضیح بیشتری بدم که متوجه باشید که ذکری که در سلوک به معنی صحیح کلمه مطرح است چیست.

البته اینکه چند ذکر زبانی بگوییم این از ذکر است ولی کل ذکر این نیست.

کل ذکر همین است که انسان لحظه به لحظه امر خدا را بداند و عمل بکند و لحظه به لحظه نهی خدا را بداند و آنچه که نه کرده است چه بکند؟

اجتناب بکند.

ایمان خود را به صورت لا اله الا الله تحقق بخشد.

اصل ذکر این است.

ذکری که به زبان گفته می‌شود، دعا خوندن، مناجات، اوراد، اذکار این‌ها گوشه‌ای از این ذکر کلی است.

دقت می‌کنید؟

گوشه‌ای از این ذکر کلی است.

نمی‌دانم موقعی که آیات را خوندم خود به قصد که در میان یکی از این يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواهای آیه هم خوندم این بود که يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا چی؟

اذكروا الله ذكرا كثيرا.

البته حالا بعضی از تفسیرها خود اون ذكر كثيرا را به همین ذکر کلی تفسیر کرده‌اند.

در هر صورت خوب دقت کنید در ذکر.

در دعای مناجات شبانیه‌ هم این معنا آمده است.

در اواخر مناجات شبانیه‌ و از all که نمی‌دانم مناجات شبانیه‌ را می‌خوانید.

مناجات که از حضرت معصومین، حضرات ائمه یعنی همه امامان تنها مناجاتیه.

وقتی امام مرحوم هم فرمودند تنها مناجاتی است که اونجور که از به اصطلاح مدارک به دست می‌آید، تنها مناجاتی است که در سندش، در متن سند یعنی در اصل مسئله این آمده است که این مناجاتی بوده است که همه ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین این مناجات را می‌خواندند.

مناجات همه‌شون بوده.

مناجات شبانیه‌.

بسیار مناجات عجیبی است فزایع بسیاری درش هست اما یکی این جمله هم هست که در اواخرش هست و أسألک أن تصلي على محمد و آل محمد و أن تجعلني ممن یذیم ذکرک و لا ینقض عهدک و لا یغفل عن شکرک.

خدایا از تو می‌خواهم صلوات بر محمد و آل محمد بفرستی صلوات الله و اینکه من و أن تجعلني مرا از اون‌ها قرار بدهی که یذیم و ذکرک دائماً به یاد تو هستند و لا ینقض عهدک و عهد و پیمان با تو را نمی‌شکنند و لا یغفل عن شکرک و از شکر تو غافل نمی‌شوند.

ببینید این ذکر به چه معناست؟

ذکر به چه معنا؟

همین ذکری که در صلوات مطرح است به معنی صحیح کلمه که همان تهذّب بخشیدن به ایمان است و، و ایمان خود را پاک کردن از آمیختگی به چه چیز؟

به ظلم شرک.

می‌گوید خدایا می‌خواهم مرا از اون‌ها قرار بدهی که تو را دائماً یاد می‌کنند، عهد تو را نمی‌شکنند.

چی می‌خواد بگه؟

خوب بفهمید تا معلوم بشه معنی ذکر چیه.

حالا بعداً من روایت هم می‌خوانم به اندازه‌ای که وقت ایجاب کند.

دو جمله آورده از اون‌هایی که دائماً به یاد تو هستند و چی می‌کنند؟

و عهد تو را نمی‌شکنند.

در جایی بوده‌ایم من و شما.

اما مدتها بود مدتها قبلًا که جلسات مرتب داشتیم بچه‌های جلسه معمولاً می‌گفتند شما بحثی در زر و میثاق داشته باشید.

یه بحث مفصلی اونجا داشته باشیم.

چند تا موضوع بود که درخواست می‌شد و مطرح نشدیم.

حالا قول می‌دادیم بعداً عمل کنیم و مطرح نشد.

یکی هم همین بود.

صحبت مفصلی در عالم علست و عهد میثاق داشته باشیم که چیه؟

در جایی بوده‌ایم با شما همه با هم.

الان هم هستیم.

اون عالم، عالم زر و میثاق معروف است.

عالم عهد است.

عالم علست است.

مشهد حق است.

اونجا شاهد حق بوده‌ایم.

هستیم الان هم منتها نمی‌یابید.

اینکه بوده‌ایم میگم فکر نکنی که عالم علست گذشته است تمام شده.

گذشته به یک نظر اما الان هم هست، موجوده و به ما محیط است.

در جایی شاهد حق بوده‌ایم و شاهدها نه با دلیل رفتند خدا را پیدا کردند.

شهود، شهود نه با استقلا، نه با قدم استقلا.

در موقفی در عالمی خوب تأمل بکنید خوب‌ها.

اگر این‌ها رو خوب تأمل بکنید ممکن است یه کم بفهمید.

اگر خوب تأمل بکنید این یه کم را هم نخواهید فهمید، ها.

دقت می‌کنید؟

خوب تأمل بکنید.

تمام فکرتون رو ببرید به مطلب.

دقت می‌کنید؟

در جایی بوده‌ایم که مشهد حق بوده است.

حالا من یه توضیحی هم در اینجا میدم که شما بفهمید که چرا یاد ما نمیاد اونجا.

تویی معبود، تویی پروردگار، همه تویی.

معبود هم تویی، موتی هم تویی.

اینو گفتیم.

گفتیم همش راه اینجا آمدیم چه کردیم؟

فراموش کردیم.

و بعدش به ما گفتند که چنین گذشته است.

دقت می‌کنید؟

خوب دقت کنید.

خیلی فکر می‌کنند که این چرا به یاد ما نمیاد؟

این که کار همیشگی ماست.

اینجا من یه حقیقت روحی را در وقف می‌کنم به شما.

بگم خب بالاخره معمولاً من سعی می‌کنم تو از مباحثی که داره معمولاً جنبه تحقیقی خودش را از دست ندهد.

این یکی از احکام روح است که وقتی حالا مطلب را گم نکنید به حاشیه رفتیم و بر می‌گردیم.

این یکی از احکام روح است وقتی که نشئه ای را به اصطلاح فلسفی یعنی عالمی را به اصطلاح معروف خودش خودمون، وقتی عالمی را از عوالم عوض کرد و عالم دیگری قدم گذاشت در بعضی، در بعضی از صور این عوض کردن نشئهات عوالم از احکام روحی این است که آنچه را که در لند داشت همه اون‌ها را در موقف بعدی، در عالم بعدی، در موطن بعدی چی می‌کند؟

فراموش می‌کند.

در بعضی از صورت چنین است.

حالا آیه خواب را ببینید.

یکی از آیات خدا که آیاتی درش هست همین خواب است که ما می‌خوابیم و در همین خواب، خواب‌ها می‌بینیم.

خواب معمولی.

خواب این کار من و شماست.

خیلی دوستش داریم.

خواب.

عرض می‌کنم که در خواب، خواب می‌بینیم.

می‌بینید شما همه دیدن از این خواب‌ها.

یه دفعه شما مثلاً در تهران هستید، زندگی تو مثلاً در تهران، حالا هر کسی در هر جایی است، در تهران هستید و برنامه مخصوصی دارید و منزلی دارید و حساب کتابی دارید و خب شهرتون اینجاست و حساب‌ها خیلی روشن.

شما شب می‌خوابید یا روز می‌خوابید.

در خواب می‌بینید جایی هستید شما مثلاً در یه شهر دیگر هستید.

حتی می‌دانید مثلاً اسم شهر چیست.

مثلاً در مشهد هستید مثلاً یا در مکه هستید یا در جایی هستید و اونجا هستید مشغول زندگی اونجا هست با کسانی که حتی مثلاً اون کسان مرده‌اند، مثلاً رفتن.

اونجا مثلاً حساب کتابی دارید و اوضاع و احوالی دارید و مشغول زندگی هستید.

زندگی معمولی.

هیچ اونجا در خواب هیچ誰 تعجب نمی‌کند که من که اینجا نبودم.

حتی یادتون نمیاد که من در تهران بودم.

چی بودم؟

فهمیدی چی گفتم؟

چطور شد که شما که در تهران یک ساعت خوابیدید هیچ تعجب نمی‌کنید، نمی‌کنید که من در تهران بودم وضع خاصی داشتم.

من تهرانی هستم.

من ساکن مشهد نیستم.

من به اصطلاح یاران و دوستان و فامیل من اینا هستن.

من برنامه ام اینه، شب‌ها اینه، روزها اینه، کارم اینه، مکانم اینه، شکلش این است.

این چه وضعی است؟

این کلام پیش آمده است.

این‌ها چه کسانی هستند؟

این‌ها که مرده بودند.

من که مشهد نبودم مثلاً شهر مشهد.

من که اینجا ساکن نبوده.

خونه من الان اینجاست.

اصلاً این سؤالات براتون پیش نمیاد.

کاملاً جریان صورت یک امر طبیعی براتون میاد.

چون نشئه روح‌تون عوض شده، خوابیده در نشئه دیگری که نشئه برزخی‌ست قدم گذاشته‌اید.

اصلاً اینکه قبلاً در تهران بودید این را به یاد نمیارید و از اون جدید هم هیچ تعجبی نمی‌کنید.

این یکی از احکام روح است.

موقع عوض کردن نشئه یا عالم نشئه یعنی عالم به اصطلاح علمی فلسفی‌اش یعنی یکی از احکام روح است در بعضی از صورت.

فراموش کردن من و شما عالم عهد و علس را و اینکه در آنجا چه گذشته است بر اساس همین حکم است.

اونجا با شما بوده‌ایم، شاهد حق بوده‌ایم، در مشهد بوده‌ایم.

مشهد یعنی محل شهود.

به این شهود می‌یافته‌ایم.

علتی آمده، بلایی گفته‌ایم، اقرار به طاعت کرده‌ایم، اقرار به وحدا-- اقرار به طاعت کرده‌ایم، اقرار به وحدانیت خدایا فقط معبود من تویی، مطاع من تویی و از ما اقرار گرفته‌اند.

عهد بسته‌ایم با خدا.

عهد خیلی محکم.

اون هم نه فقط برای معبود بودن و طاع بودن خدا، بلکه اقرار گرفتن برای رسول الله صلوات الله، اقرار گرفتن برای حضرات ائمه.

اینجا آمدیم در اینجا که یک دفعه چشم باز کردیم بیش از اونچه که گذشته است چیزی به یاد ما چیه؟

نمیاد.

نه اون مثال خواب و آیت خواب را فراموش نکنید.

اینچه گفتم آیت خواب، این تعبیرم برای این است که در خود خواب با آنچه که در خواب است آیات زیادی از آیات حق است.

ها شما در همه چیز اهل تدبر باشید.

خب اونجا چنین عهدی با خدا بسته‌ایم و لو یادمون نمیاد که خدایا مطاعم فقط تویی.

معبودم فقط تویی.

فراموش کردیم همشو.

البته این فراموشی الان است.

وقتی از اینجا گذشتیم به اون طرف رفتیم.

اون‌ها را باز دوباره خواهیم دید و باز به یاد خواهیم آورد.

باز بعداً.

الان اینجا فراموش کردیم.

عهدی خواهیم آتویی.

خب در اینجا از ما روی اون عهد بودن را خواسته‌اند.

میگن فراموش کردی ولی بدانید ما به شما می‌گوییم شما چنین عهدی بسته اید و خدا را مطاع خود شناخته‌اید و خدا مطاع شماست و میثاق از شما گرفته شده است.

بر روی عهدتون باقی باشید و عهد خود را چیه؟

نذر نکنید.

دائما به یاد او باشید و طاعت از او ببرید.