د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۲۶
دارای متن همگام
جلسه ۲۶
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۱:۴۷
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
خدا دستورات برای خوب به شما بده.
یکی از دستوراتش این است که
به زبان هم که بکنید مرتب مرا یاد بکنید.
دقت میکنید؟ پس دوام ذکر
توأم با به اصطلاح
آ آ عهد را به جا آوردن است
و میثاق را به جا آوردن است و مرتب طاعت خدا بردن.
این اصل ذکر است. روایتی هم من در اینجا میخوانم.
حالا دیگه شما که اینجا هستید دیگه بعد از این
طور ذکر را معنی نکنید که
هم خودتون به اصطلاح به این هرازوی بیفتید و هم کسان دیگر را.
ذکر هست در همه احوال به این معناست که انسان مرتب به یاد معبود خود باشد و طاعت از معبود خود ببرد.
هر قدمی که برمیدارد امری از خدا هست به یاد او باشد، امر او را به جا بیاورد.
نهی از خدا هست به یاد او باشد و نهی او را چه بکند؟
اجتناب کند. لحظه به لحظه او را یاد بکند و امر و نهی او را امتثال بکند.
ذکر به این معناست و در سلوک ذکر به همین معناست.
ذکر زبانی گوشهای از این است.
ورد زبانی گوشهای از این است.
دعا خواندن گوشهای از این است.
توسل گوشهای از این است.
شبزندهداری گوشهای از این است.
نماز گوشهای از این است.
ذکر کلی آن متعی را که در مشهد،
در مشهد گذشته داشتهایم و متع معبود و پیمان با او بسته ایم، او را همیشه یاد کردن و متع خود قرار دادن.
خب ذکر را من برای شما معنی کردم
و این همان نتیجهاً میشود ایمان خود را از
چی؟ خاموش نکنید ترتیب بحث را.
ایمان خود را از شرک و ظلم
پاک کردن و از این آمیختگی بیرون آوردن و ایمان خود را تحرک بخشیدن تا انسان مصداق آیه شود که برای آنها امن و
امان است. حالا برای این ذکر که الآن خواندم یه روایتی برای شما میخوانم.
این روایت را که یکی از
چندین روایت است در باب مخصوصی در بحار آورده است من انتخاب کردهام
و انشاالله الان اون آدرس این روایت را گفتم شما میروید روایات
دیگری را که در این مضمون است و به طرق مختلف از حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه
و حضرات معصومین روایت شده است آنها را هم میبینید.
یک روایت نیست. قبل از خواندن روایت من به شما عرض کنم من گذشت-- یک سرگذره گفتم.
گفتم اگر یه وقتی فرصت میشود باید بحث مفصلی در عالم عهد الست
بشود. این که گفتم تکرار میکنم.
ببینید عالم عهد الست هم گذشته است و هم چیه؟
هم هست. یعنی الآن اگر،
الآن اگر بنا باشد کسی از مستی بیرون بیاید، آن مستی که نهی کرد گفت که
این که مست این همه شهوات،
شهوات این تمایلات، تمایلات کسی-- کسی از این مستی بیرون بیاید.
خب مست چیزی نمیداند. اگر کسی از مستی تمایلات و شهوات بیرون بیاید و اون هوش و شعور اصلی خودش را بیابد
همین الآن مییابد در حد خودش البته عهد الست را و خود را در عهد الست و دیگران را هم در عهد الست.
یعنی در همان موقع شعور میبیند الآن.
یعنی عالم عهد نه گذشته است.
به یک نظر گذشته است. یعنی در واقع
ما از اونجا به اینجا
آمدیم، به اینجا آمدیم.
ولی اونجا هم حقیقت ما و اون وضع ما و صورت
میثاقی و ذریه ما محفوظ است و آن عالم به ما محیت است.
اگر ما پرده را کنار بزنیم خود را در آنجا میبینیم در حال اقرار و ندای خدا را با الست بربکوم میشنویم و بلا
خود را هم میبینیم که بلا میگوییم.
اگر پرده کنار برود، اگر شعور پیش بیاید، اگر مستی کنار برود
عرض کنم چنین چیزی هم پیش میآید.
این را بعداً انشاالله اگر خدا خواسته وقتی بحث مفصلی داشتیم
طولانی بحث که عرض کنم که با بیان مثالها و توضیح مطلب و تحلیل و بیان ابعاد قضیه میشود برای شما
خوب توضیح وقتی تا حدودی بفهمید چیه.
الآن الست موجود است.
ما الآن در الستیم.
اونجا بلا میگوییم.
اینجا مرتب چی میکنیم؟ خراب میکنیم.
دقت میکنید؟ آنجا بلا میگوییم.
اینجا مرتب به عکسش میرویم.
من و شما البته کسانی هستند و بودند
که آنجا بلا گفتند، اینجا هم بلا گفتند.
علمای هم در همه مناجات آن را خواستند که
پیمان آنجا را نرز نمیکنند.
از اونها قرار بده. این اجمالاً توضیحی بود که
عرض کردم که حالا شما ممکنه در این هم حالا
نمیدونم که ممکنه در این هم شما فکر بکنی یعنی مستیها انسان را از شعور میاندازد.
مست اصلاً لا شعور است و بیشعور است به تمام معنا.
دقت میکنید؟ حالا این را کسانی که از مستی بیرون آمدهاند میفهمند.
آیا شما تا حالا فکر کردهاید که
چیست؟ چه مستی؟
مستی هست. من و شما مستیم.
مست هیچ را چیزی میبیند و حقیقت را نادیده میگیرد.
این خاصیت مستی است.
من و شما مست تمام تمایلات هستیم.
بدون استثنا. فکرمون، ذکرمون، خیالمون، ظاهرمون، باطلمون در همین تمایلات است
به دقت بکنید. خوابم که میخوابیم باز در همین عالم مستیایم.
مست نمیآید از مستی بیرون آمدهای همان عالم را البته این با همون مجاهدت،
با همون تجرید ایمان، با همون ایمان را پاک کردنش،
شیر و زون پیش میاد و به آسانی به دست نمیآید.
اقراب خاصی به اونجا میرسند.
اقراب خاص. در هر صورت، برای اون روایتی که میخوندم
روایت در جلد نود و سه صدر این روایت را هم همتون بدانید
یعنی و برای هر کسی که خواستید دیدتون سوخت خواستید او را بیدار بکنید این روایت را بخواند که ذکری که
از ما خواستند و در سلوک عبودی مطرح است چیست؟
این را بخوانید اگر اهل فهم باشد البته.
روایت در جلد نود و سه
از بهار الانوار است.
ظاهراً از معانی اخبار نقل کرده از اونجا هم اگر فراموش نکنم
مأخذ بهار هم معانی اخبار است.
طبع جدید بهار جلد نود و سه صفحه صد و پنجاه و پنج.
طبع جدید. ان البته سندش را من ننوشتم.
عن ابی عبدالله علیه السلام قال
امام صادق فرمود که اشد الاعمال ثلاثة.
سختترین عملها سه چیز است.
واقعاً هم سخت است. حالا این سه چیز را که میشمارد
موضوع صحبت ما یه چیز.
ولی خب روایتو من کلاً معنی بکنم زیاد هم طولانی است.
انصاف الناس من نفسه حتی لا يرضى لها منهم بشيء الا رضيت لهم منها بمثله.
سه چیز از اشد اعمال است.
اولش این است که انسان با همه با انصاف برخورد بکند.
از اونها چه برهایی خود میخواهد
از خود هم برای اونها همان را راضی بشود.
میخواهد اونها با او چگونه برخورد بکند.
این بخواهد با مردم همونطور که دلش میخواد اونها برخورد بکنند با مردم خودش هم همونطور برخورد بکند.
این کار سختی است. ببینید زیاد کنید این مطلب را.
شما دلتون میخواهد که مردم با شما چه جور برخورد بکنند؟
در اشکال گوناگون و در ابعاد مختلف و در موضوعات مختلف و امور مختلف و حالات مختلف دلتون میخواهد
مردم با شما چه جوره برخورد بکنند؟
میگید که به انصاف بده.
تو هم همونطوری که دلت میخواهد مردم با تو رفتار کنند،
تو هم با مردم همونطور رفتار کن.
این سختترین عمل است برای یک مؤمن و بسیار
عمل جالبی است و در خودسازی و تزکیه و تهذیب و در تحریر خود کسی بخواهد این را در وجود خود تحقق ببخشد بسیار راه
طی میکند. قدمهای زیادی در همین
یکی انسان پیش میبرد و پیش میگذارد.
دوم و مواساة کالأخف المال.
این هم که خیلی سخته و مواساة کالأخف المال
سه چیز. اینکه با برادران دینیت مواسات مالی داشته باشی.
اینکه دیگه کلاً متروک است.
همش متروک است. دقت بکنید.
مواساة کالأخف المال.
صحبتی بود بعضیا میگفتند که بعضیا زیادن تهاجم میکنند به رفتن به حج و عمره.
من میگفتم کاش این تهاجم را میکردند برای رسیدن به فقرا.
دقت میکنید؟ خدا همه ما و شما را به صراط مستقیم هدایت بکند.
آن صراطی که نفس به ما میگوید
از اون ما راه نیست
که نیست. مکاید خفیه،
چید نفس است. نمیفهمند اکثرشون الا کسانی که مخلصانه قدم در این طریق گذاشتند.
دقت بکنید. مواساة کالأخف المال.
به شما باز توصیه میکنم رفتید در قرآن انفقوا مما رزقناکم
و مما رزقناهم ينفقون و في أموالهم حق للسائل والمحروم.
این قبیل آیاتو هی بخوانید.
هی بخوانید. چه رد شود. اون آیه که شب زنده داران را
گفت که اینها تتجاهى جنوبهم عن المضاجع
و مما رزقناهم ينفقون گفت دنبالش.
اونها که گفت که از شدت خوف و از شدت
شوق شب بستر خواب را ترک میکنند، صاحبان ایمان واقعی و به تعجب و مناجات و خلوت میپردازند.
این صفت را برای صاحبان ایمان که بیان کرد، یکی از صفتها را دومی را چه فرمود؟
و مما رزقناهم ينفقون.
دقت بکنید و مواسا-- خیلی سخت است.
شما حالا امتحان بکنید تو شما که زیاد پولدار نیستید اینجا آمدید.
پولدارها زیاد دور و بر من نمیان.
حداقلم فکر کردم. این هم به قول معروف یکی از
مسائل است. هرچی کردیم پولدارها به دور و بر ما میان.
نیامدند. نیامدند.
نه خیرشون به ما برسد،
نه شرشون به دیگران. این جمله را هم فهمش مشکل بود گفتنش.
در هر صورت ش-- اما خود شما در حد خودتون، در حد خودتون
برای خودتون فکر بکنید که این یکی از کارهای سخت است.
فرمود اشد الاعمال سه چیز است.
یکی اون اولی بود که انصاف بود.
دومی مواساة کالأخف المال.
انسان مواسات مالی با برادران و خواهران ایمانی داشته باشد.
بسیار سخت است. اونی که اسلام میگوید که بسیار سخت است.
خب سوم برای اونچه که مورد بحث بود و ذکر الله على کل حال.
سومین چیزی که امام صادق فرمود
این است که عبارت است از خدا را در هر حالی یاد کردن.
حالا اول ذکر الله گفت بعد ببینید که ذکر را چگونه معنی میکند.
اما خوب دقت بکنید و از بعضی از خانمهام ما گاهی میشنویم که رفتار نامتناسب دارند در مسجد.
از بعضی از آقایانی که هم اینجا میآیند میشنویم که رفتار نامتناسب دارند در مسجد.
حالا اینها به گوش ما میخورد.
آنچه به گوش نمیخورد هم مسلماً هزاران برابر اینها خواهد بود.
تعجب میکنیم اینها که ذکر را چگونه یافتند؟
اینجا میان پس این همه تذکرات میگیم چیه؟
یعنی اینها همه اونچه گفته میشود را کنار میگذارند فقط چند تا ورد لحظهای را نگه میدارند.
یعنی دو میشه. دقت کنید.
خوب دقت کنید. گفتیم،
گفتیم ذکر چیه؟ الان جوابش را برای شما میخوانیم.
خوب دقت کنید که ذکر چیه.
همان تجرید ایمان از ظلم است
و ذکر الله على كل حال.
خوب دقت کنید. انشاالله دیگه از این
مسائل نشنوید. برای شما البته.
و ذکر الله على كل حال.
سومین چیزی که بسیار سخت است امام صادق فرمود این است که خدا را همیشه ذکر کند.
بعد حالا توضیح میدم. ليس سبحان الله
والحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر فقط.
میگه این که میگم که
خدا را در همه احوال یاد کردن
این فقط سبحان الله، الحمد لله،
لا اله الا الله، الله اکبر گفتن نیست.
یعنی اینها که ذکر است درسته اما فقط این نیست.
عین تعبیرش اینه ها. ليس سبحان الله
والحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر فقط.
فقط این نیست. اینها جزئی از ذکر است.
و لکن ذکر کلی چیست؟
ذکر اساسی چیست؟ اذا ورد عليك شيء
امر الله به فاقض طبيعي.
اصل ذکر این است که وقتی به تو
رو آورد چیزی که
خدا امر کرده است به آن،
آن را انجام بدهی و اذا ورد عليك شيء
نها عنه ترکه.
وقتی رو آورد به تو چیزی که خدا نه کرده است اون را چه بکنی؟
ها؟ ترک بکنی. هر جا امر خدا هست اجابت آری و هر جا
نهی خدا هست اجتناب بکنی.
این ذکر است. ذکر زبانی یکی از این امرهاست.
خوندم آیه اش را برای شما. يا ايها الذين آمنوا
اذكروا الله ذكرا كثيرا.
تهجد و شب زنده داری یکی از این امرهاست.
ذکر وا- وسیع و ذکر کلی این است انسان قدم به قدم به یاد معبود مطاع خود
که پیمان در مشهد ازل بسته است باشد مرتب
و مت- مرتب در خدمت طاعت او باشد،
یاد او کند و حرف او گوش کند و طاعت از او ببرد.
لحظه به لحظه. در لحظه هاست ها.
خوب دقت. اینچه من میگم لحظه به لحظه این دقیقاً در لحظهها میشود.
در موقعیتهای مختلف. چه خدا امر کرده است و چه چیز را خدا
نه کرده است. گفتم در این باب روایات دیگری به طرق مختلف آمده است.
انشاالله اونها را هم میروید و مطالعه میکنید و میبینید.
خب من مطلبم را در اینجا تمام میکنم.
ما این آیه را برای شما توضیح دادیم که الذين آمنوا ولم يلبسوا إيمانهم بظلم
أولئك لهم الأمن وهم
مهتدون. ایمان را باید از ظلم شرک
یعنی متعدادن غیر خدا
هرچه باشد ولو خود و نفس انسان باشد باید ایمان را از این پاک کرد تا ایمان خالص بشود
و در این صورت انسان در امن است.
به شما توصیه میکنم بعد از اینکه مطلب را خوب فهمیدید و این همان ذکر کلی و ذکر معنی وسیع خواهد بود.
همین تجرید ایمان از ظلم با توضیحی که گذشت توصیه میکنم که از این به بعد از اینجا رفتید اولاً
خوب امر و نهیهای خدا را یاد بگیرید
و لحظه به لحظه به ذکر خدا مشغول باشید و در تجرید ایمان بکوشید.
فرصت از دست نرفته حقیقت است.
جدی است. امنی نیست با در پیش.
امنی نیست در پیش برای من و شما با این وضعی که
است. نمیدونم شما این مفاتیح لا اقل مطالعه میکنید.
خوندید حالات، گوشهای از حالات رسول الله را که از زبان
ای که یعنی در مفاتیح آورده است که رسول الله چه میکرده است.
دقت میکنید؟ اونها در امن بودند ولی اونها میکردند و اینجور میترسیدند.
من و شما که این آمیخته ایمان به ظلم را که میبینیم در خود به هیچ امنی برای
ما نیست. چرا نمیترسیم؟
و چرا فرصتها را هنوز هم که هست از دست میدهیم
و امروز فردا میکنیم؟
بدانید اگر این امروز فردا ادامه ادامه خود بکند ما از همان جمع هستیم که در جهنمند به نام
اهل تسبیح یعنی امروز فرداییان.
جمعی از جهنمیانند به نام امروز فرداییان.
یعنی و نمیگفتند نخواهیم کرد.
چه میگفتند که میگفتند حالا میکنیم، میکنیم، میکنیم
و این راهی بود شیطانی در پیش گرفتند
و آنچه بنا بود پیش آمد و مسئله چه شد؟
مسئله تمام. امروز فرداییان یادتون نرود جمعی از جهنمیانند.
ما فعلاً از اونها هستیم. خدا کند از این زمره بیرون بیاییم.
رسول الله رسول الله بود ببینید میترسد.
این که در مفاتیح است اگر ندیدید
بروید دقت بکنید. در شب نیمه شعبان این نوشته رسول الله when صلوات الله علیه
در منزل عایشه بود که عایشه
ساعت نصف شب بیدار شد
و دید که رسول الله نصف شب رسول الله بلند شد رفت به عبادت.
عایشه بلند شد دید رسول الله نیست.
در پی رسول الله بود که
اینکه در سجده افتاده است و چی میگوید.
اون ذیل سجدههاش رو ببینید.
چگونه تملق میکند؟
چه خوف و خشیتی از ذیل سجدههاش برمیآید.
در همین شب نیمه شعبان که در نفاتی
نعل کرده است دقت میکنید.
گاهی خیلی
موفّق میشدم این
زیاد مناجات شعبانیه را بخوانم.
خب مناجات ائمه است دیگه.
این مسئله زیاد به یادم میافتاد.
الان هم به یادم افتاد. به این جمله که میرسیدم که
میفرماید که الهی و ما اعوذ بک تردنی فی حاجت قد افنيت و
قد افنيت عمری فی طلبها منک.
همیشه-- الان اون، همیشه که موفّق به خوندنش نبودم.
وقتی میخوندم به یادم میافتاد با
شرمندگی و بعد نگرانی سخت.
ائمه، مناجات ائمه است دیگه.
ائمه صلوات الله علیهم اجمعین با اون حساب کتابی که داشتند که ما نمیفهمیم.
ولی به جز ما هم میفهمیم چیزی بودند
فوق فهم ما. عرض کنم که
امام اینجور میفرماید. اینو حضرت امیر میفرماید، میگوید در مقام دعا.
سایر ائمه میگن. یک چه مفهومی میده.
میگه خدایا در مقام تملّق و مناجات با مسکنت اینجور میگه و با انکسار و شکستگی میگوید الهی
و ما اعوذ بک. خدایا من جمان نمیکنم.
حالا یعنی این لسان تملّق است یا لسان انکسار و تملّق است.
خوب دقت کنید. امام اینجور میگه.
خدایا من جمان نمیکنم تو به کرمت مرا در این حاجت رد بکنی.
ندهی این حاجتم را. حاجتی که میگی چی کردم؟
بعد افنیت عمری فی طلبها منک.
حاجتی که یک عمر، عمرم را گذراندهام، فانی کردهم در درخواست اون حاجت از تو.
جمان نمیکنم تو مرا در رد بکنی این حاجت مرا برآورده
نکنی که اون جلال خود خداست.
جلال خداست. کبر خداست.
این میگه من یک عمر خواسته ام.
عمرم را فانی کردهام.
جمان میکنم ردم نکنی.
ما چه بگیم؟ فهمیدی چی گفتم؟
یک عمر خواسته از خدش.
یک عمر، عمرم را فانی کردهام در طلب این حاجت.
جمانم این است ردم نکنی.
ما چه بگیم؟ او خواسته است این طور میگه.
خوب میفهمی چی میگه؟ او خواسته یک عمر اینجور میترسد و باز با تملّق میگه خدایا ردم نکن.
دقت کنید. من یادم میاد
حالا ما هیچ یک لحظه نخواستیم شکایت بکنیم.
عمر خود را در چیز دیگر مصروف کردیم.
در مطاعهای دیگر، در طاعت از مطاعان دیگر،
در عبادت معبودان دیگر،
در عبادت خود. ما چه بگیم؟
من اینجا هم یادم افتاد.
این حالا دیگه وفات کرده است.
من معمولاً در نقل حالات مرحوم خصوصیات مرحوم
استادمون معمولاً من امساک میکنم و کردهام تا حالا.
الحمدلله اونچه که نمیبایست گفته میشود.
ولی اینجا گفتم گاهی در بعضی از
خصوصی چیزها عرض کنم که صحبتها اینجا هم بگیم انشاالله اشکالی ندارد.
ایشان رحمت الله علیه مرحوم علامه رحمت الله علیه.
خب حالات و خصوصیاتش رو به احتمال زیاد شما از دور چیزها شنیدهاید و ما از نزدیک بسیار دیدهایم.
عرض کنم که ایشان که از همان بچگی در مجاهدت بود تو امواج از همان بچگی اول در طریق تقوا و زهد
و ایمان بود و توحید با اون معرفت بالا و مجاهدت بالایی که داشت تا آخر عمر،
علماً و عملاً مدارج بسیار بالایی را رسیده بود.
همیشه نگران بود و مضطرب و خائف بود و در خشیت و نگرانی سخت بود.
کسانی که از نزدیک میدیدند، میفهمیدند.
بسیار نگران بود. بسیار مضطرب بود.
سخت میترسید. سخت میترسید.
نمیشد توصیف کرد. یعنی دیدنی بود.
عرض کنم که ایشان گاهی
صحبت میکرد. این مضمون را داشت.
صحبت میکرد. گاهی هم مثلاً موقع صحبت خب
سعی میکرد چکار میکنه؟ گریههاش و گریه سعی میکرد پیش کسی
یعنی ظاهر نباشد. ولی گاهی هم مثلاً میخواست گریه بگیره برای خودش ضبط میکرد.
این جمله را میگفت. میگفت که خدا فرموده است اذكرنی اذكرکم.
حالا این جمله را میگفت. باز ما چی؟
ما چی؟ یه مسئله دیگهست. میگفت که،
اینجور میگفت. میگفت که خدا فرموده است اذكرنی اذكرکم.
یادم کنید تا
یادتان کنم. اذكرنی اذكرکم.
مرا یاد کنید من هم چه بکنم؟
شما را یاد کنم. بعد میفرمود که
این جمله را میگفت. گاهی البته نه همیشه.
گاهی میگفت با تأثر میگفت و یک حالت تملّق و امید.
یه حالت خاصی که دیگه بیشترش قابل توصیف نیست.
میگفت که ما یک عمری را یاد کردهایم.
کرده بود. میگفت ها. کرده بود.
این حالت تملّق. ما یک عمری را یاد کردهایم.
امید داریم یادتان کنیم.
با حالت تأسف. یک عمری را یاد کردهایم.
امیدواریم ما را فراموش نکنی.
هیچ. حالا ما نکردیم که.
نکردیم که سهل است.
طویان کردیم و معصیت کردیم.
حتماً هست دیگه. من امیدوارم انشاالله
شما طریق عمل در پیش بگیرید اگر فهمیدید من چه گفتم.
یا هدایت در پیش بگیرید و آیه را مکرر در مکرر بخوانید و عمل کنید.
الذين آمنوا ولم يلبسوا إيمانهم بظلم أولئك لهم الأمن وهم مهتدون.
عرض کنم که در خصوص
حضرت بقیة الله صلوات الله عليه
میشنویم که برای تعجیل فرج سر--
فرج آن حضرت صلوات الله عليه
زیاد دعا، دعای دردمندانه بخوانید.
این دستور است. مکرر گفتم این دستور است.
دعای دردمندانه نه سرسری به قول معروف.
دردمندانه دعا بخوانید.
این یک. دعا با دردمندی برای تعجیل فرج.
دیگر دعا برای محفوظ بودن آن حضرت
دعا بخوانید. اون حضرت را خدا حفظ خواهد کرد.
در دعای شما چیزی برای شما و ما هست.
ولله این وعده خداست و إن الله لا يخلف الميعاد.
حضرتش باقی است و محفوظ هست و خواهد آمد و خدا به وعدهاش خلاف نمیکند.
این صریح قرآن است. این هم وعده حق است
الی آخر. اینکه میگیم دعا بکنید این عایدش به من و شماست.
عرض کنم که دیگر اینکه این دعا را داشته باشید برای سلامت و محفوظ بودن آن حضرت.
دیگر اینکه این دعا را داشته باشید که خدا
شما را اولا دعا که میکنید که شما را
موفق به زمان درک،
به درک زمان حضور آن حضرت بکند.
شما را به زمان ظهور برساند.
شما را موفق به درک آن زمان میکند.
این دعا را که میکنید
در ضمن این دعا را حتما داشته باشید که خدایا
ما را در صف
موافقین، کمک کنندگان و یاران و تأیید کنندگان آن حضرت قرار بده
و ما را خدایا حفظ کن از اینکه در جناح مخالف با آن حضرت قرار بگیریم.
فکر نکنید که ما که منتظر آن حضرت هستیم و معتقد به آن حضرت و بحمدالله این عنایت خداست.
فکر نکنید که اگر به زمان
ظهور رسیدیم و درک آن زمان کردیم،
همین که الان فکر میکنیم مسئله را به صورت سابق که ما منتظر آن حضرت بودیم،
این کافی است که ما از یاران آن حضرت باشیم و به صورت مخالف آن حضرت خدا نکرده نیاییم.
این احتمال هست. در روایات هست
کسانی وقتی آن حضرت ظهور کرد،
کسانی از آنها که شیعه بودند و ایمان به مضمون واژه
منتظر آن حضرت بودند و شیعه بودند و منتظرش بودند و معتقدش بودند بعد از ظهورش از
غیر از تبعیت و از اطاعت آن حضرت بیرون میروند و در جناح مخالف قرار میگیرند.
و کسانی هم که اصلا
در عالم تشیع و تبعیت نبودند بعد از ظهور آن حضرت وارد
عالم آن حضرت میشوند.
این مسئله در روایت آمده است.
خیلی مسائل هست که من قبلاً توضیح این را گفتم الان سربسته میگویم.
ممکن است انسان برداشتهایی داشته باشد.
به اجمال باز اشاره بکنم.
فهمی داشته باشد، تصوری داشته باشد، تصویری داشته باشد
در خصوص آن حضرت، روش آن حضرت،
کار آن حضرت. و بعد وقتی ظهور کرد
چون تصوری داشت، تصویری داشت، روش و راه و روش و
خصوصیات آن حضرت را با تصویر و تصور
خودش که غلط بود
منطبق نبیند.
منطبق ندید به شک افتاد.
به شک افتاد اصولا به مقابله برداست
و بگوید این آن نیست.
دقت میکنید؟ بگوید این آن نیست و خدا
همه ما و شما را از این
مهلکه اگر زمان ظهور آن حضرت را درک کردیم از این مهلکه
انشاالله خدا همه ما را و همه مؤمنین و مؤمنات را
با فضل خودش حفظ بفرماید.
این دعا را همیشه داشته باشید که خدایا
ما را اگر موفق به درک شدیم البته دعا برای درک زمان حضور هم بکنید.
ما را از موافقین قرار بده و ما را از خطر انحراف و اینکه در مقابل آن حضرت قرار بگیریم خدایا حفظ کن.
این دعا را با فخر و مسکنت داشته باشیم.
عرض کنم که مخصوصا با توجه بر اینکه آن حضرت
سيف الله الذي لا ينبو که میخوندید
سيف الله الذي
لا ينبو این خیلیها را به انحراف خواهد کشید که فهمشان قاصر است.
اسرار وجود را نمیفهمند.
تجلیات اسماء را نمیتافت نمیدانند.
مظهریت صفات را نمیفهمند.
اهداف مقاصد ربوبی را دریافت نمیکنند،
درک نمیکنند. این مسئله
برای اینجور جمعها که نمیفهمند،
این مسئله خودش به انحراف میکشد خیلیها را
که میبینند آن حضرت سيف الله الذي لا ينبو است.
هی میکشد کشتنیها را.
دقت میکنید؟ هی میکشد.
خیلیها میگویند اگر از اولاد رسول بود رحمتی، رحمی در دلش بود صلی الله علیه و آله و سلم.
از این حرفها میزنند و انحراف کشیده میشوند.
نمیفهمند مسئله چیه؟ سيف الله الذي لا ينبو یعنی شمشیر قهر خدا که هرگز کند نمیشود.
این معنی دارد این جمله. یکی از الفاظ یعنی
جملاتی است در خصوص حضرت آمده.
نورک المتأله و زیاوک المشرق و الألب النور فی تخیار دجور سيف الله الذي
لا ينبو.
شمشیر قهر خدا که کند نمیشود.
این خیلیها را موجب تردید و شک میشود.
هی میبینند میکشد. دیگه فرا--
حقایق را هم نمیفهمند به انحراف کشیده میشوند.
خدا انشاالله همه ما و شما را از اونها قرار بدهد که
زمان آن حضرت را درک بکنیم و از یاران آن حضرت باشیم انشاالله
و دلهای همه ما و مؤمنین و مظلومان را با
ظهور آن حضرت عاجلاً خدا انشاالله
دلهای ما را شفا بدهد.
مظلومینی که در گوشه و کنار این عالم هستند،
در نقطههای مختلف دنیا هستند.
خدا انشاالله به فریاد آنها و به فریاد
همه مؤمنین برسد انشاالله و عنایت کند.
جلسه قبل
جلسه بعد