ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 028

[آیه قرآن] [آیه قرآن] این آیات روی یک جمله‌ش من می‌خواستم تذکراتی باز به شما عرض کنم.

به صورت البته از عنوان و خلاصه.

آیات در خصوص البته خب مضامین مخصوصی دارن.

[آیه قرآن] سوره بقره است آیه صد و سی، صد و سی و یک، صد و سی و دو.

ترجمه‌ش اینطور است که ترجمه ساده، ساده‌ش [آیه قرآن] کیست از اون راهی که ابراهیم سلام الله علیه داشت.

ملت معنی همون راه و طریق و روش بود.

کیست از ملت ابراهیم، راه و روش ابراهیم.

اعراض بکند از اون گردان باشد.

چه کسی است مگر اینکه فکر و عقلش خوب کار نکند.

[آیه قرآن] بعد می‌فرماید [آیه قرآن] ما او را، ابراهیم را برگزیدیم در دنیا، در این زندگی دنیا یعنی برای خودمون برگزیدیم.

[آیه قرآن] و او در آخرت از صالحان است.

چگونه برگزیدیم او را وقتی که پروردگار از ابراهیم گفت اسلم.

اسلام به آ اسلام معنی کرده تسلیم در برابر خدای متعال و وجود است.

[آیه قرآن] گفت که من اسلام آوردم پروردگارا.

[آیه قرآن] حالا من تفسیر نمی‌کنم آیات را البته یه جمله اینجا است خواستم خصوصا یک جمله برای شما تذکراتی عرض بکنم.

تفسیر نیست.

[آیه قرآن] این ملت و مذهبی که ابراهیم داشت که اسلام و تسلیم در برابر خدای متعال در مرتبه بالا اسلام و تسلیم بود.

این اسلام و تسلیم را به as به قول معروف ذهن به ملت برمی‌گردد به ذهن و معني صابون.

[آیه قرآن] این ملت و طریقه را ابراهیم توصیه کرد به فرزندانش که این طریقه را داشته باشید.

و یعقوب هم به فرزندانش سلام الله علیهم все توصیه کرد.

گفتند يا بني يا فرزندان [آیه قرآن] خدا برای شما دین برگزیده است، اختیار کرده است، معین فرموده است.

[آیه قرآن] مواظبت بکنید نمیرید مگر در حال اسلام.

[آیه قرآن] نمیرید به فرزندانشون گفتن نمیرید مگر در حالی که شما در حال تسلیم اسلام هستید.

در اسلام و تسلیم ابراهیم سلام الله علیه یک معلم توحید و اسلام و تسلیم است.

قسمتی در اینجا بیان شده اما منظور من تو-- توضیح و تفسیر اینها نیست.

تذکری است که برای ما لازم است، برای شما لازم است.

در ارتباط با همین جمله اخیر که از جمله توصیه‌های ابراهیم سلام الله علیه و یعقوب به فرزندانشان بوده است که [آیه قرآن] خدا برای شما دین و راه و روش تعیین کرده است.

مواظبت بکنید نمیرید مگر در حال اسلام.

این جمله [آیه قرآن] من روی این جمله می‌خواستم به تذکراتی را بگم.

نمیرید مگر در حالی که شما در حال اسلام و تسلیم هستید.

شما در حد خودتون اگر در این جمله و در ترکیب این جمله و در تعبیراتش مخصوصا در سیاق آیات دقت کنید، یعنی نکته بسیار عجیب البته همه آیات قرآن نکته‌های بسیار عجیب را بیان می‌فرماید.

[آیه قرآن] نمیرید مگر در حالی که مسلمان هستید.

جمله مخصوص است.

گفتم در حد خودتون اگر در ترکیب این جمله، در تعابیرش و در مضمونش مخصوصا در چه سیاقی در آ گرفته است دقت کنید، می‌فهمید که به چیزی را هشدار داده.

گفتم همه قرآن هشدار است و دقت است.

این جمله یکی از اون‌هاست که ما از اون غفلت داریم.

یک حدیدتی اشاره می‌کند.

نمیرید مگر در حالی که شما در حال اسلام و تسلیم هستید.

یعنی مواظبت بکنید مرگ به سراغ شما نیاد مگر اینکه در موقف اسلام باشید.

[صدای محیط]این یک حقیقت را بیان می‌کنم در حدی که می‌شود توضیح داد.

یعنی می‌شود گفت قابل فهم و هضم و گفتن است.

در اینجا چندین جمله می‌گویند در ارتباط با همین جمله.

انسان را مرگ در چه موقفی درک می‌کند؟

برسد یعنی مرگ در چه موقفی؟

این یک مسئله است.

یک حقیقت است.

حقیقت بسیار اسرارآمیزی است.

اگر بنا بشود صحبت بشود از لحاظ عرض کنم تحلیلهای فلسفی، عرفانی، علاوه از همه قرآنی، روایی.

البته فلسفه عرفانی غیر از قرآنی نیست دوستش.

صحبت‌هایی است اگر بنا بشود صحبت اگر اینجا زیاد است اون موقفی که انسان در اون موقع مرگ که سراغش میاد چه موقعی است؟

چه اسراری درش است و چه حسابی؟

صحبت‌های طولانی می‌شود کرد.

من به اجمال می‌خواستم بگم که این یک مسئله است در جای خودش خوب توجه بکنید در سعی می‌کنم ساده‌تر بگویم.

انسان از لحاظ روحی حقیقت ما روح ماست.

این جسم که برای روح ما ابزار است.

انسان در چه موقفی است موقع مرگ؟

این مسئله اساسی است.

در چه موقعی است؟

در بیان ساده‌تر انسان اون موقع که مرگ سراغش میاد در چه وضعی است؟

چه حال و احوالی دارد؟

چه خصوصیاتی دارد؟

روشش چیست؟

اونی که ثابت شده در وجودش دقت کنید.

اونی که ثابت شده در وجودش.

نه روش-- نه لحظه‌ای ها.

اونی که تثبیت شده.

روش این شخص چیست؟

اونی که تثبیت شده در وجودش.

فطرش چیست؟

عقیده‌اش چیست؟

عرض کنم که نیاتش چیست؟

خصوصیات و خصالش چیست؟

اعمالش چیست؟

محبت‌هاش به چه منوری است؟

عداوت‌هاش چیست؟

خلاصه مجموعاً بافت روحی و خصوصیات و احوال روحی این شخص البته خصوصیات و احوال روحی که میگم باز اشتباه ن-- نکنید به روش عملی نه همش شامل میشه.

این آدم در چه وضعی است و چه وضعی براش الان تثبیت شده از موقع مرگ این یه حساب عجیبی دارد و بسیار خطرناک.

فلا تموتن الا و انتم مسلمون.

مواظبت بکنید مرگ سراغتون نیاد و در، در موقعی چی باشید؟

در موقف اسلام باشید.

اون موقع که مرگ میاد انسان در چه موقفی است؟

چه خصوصیاتی را مجموعاً دارد و در وجودش تثبیت شده است؟

این یک حسابی دارد.

حساب بسیار важی.

مسئله اساسی است.

ببینید این تعابیری که میگم همش دقت کنید.

سنگ اساس است برای اون ابدیت.

مسئله اساسی است برای اون ابدیت.

چه موقعی مرگ سراغ انسان میاد؟

یعنی من چه موقفی دارم موقع آمدن مرگ.

حضرت عیسی در روایت هست که گفت که بسیار باز هم روایت همش اگر انسان بفهمد مگه از نفر همش پرمضمون پرمعناست.

اون اندازه به ماها می‌رسه نه اون اندازه که هست.

مانند آیات بعد از آیات.

این روایت هم روایت عجیبی است.

یه روایتی است که در بهار هست.

حالا اگر پیدا کردم ممکنه خود روایت رو جاش هم به شما بدم بعداً.

عرض کنم که حضرت عیسی سلام الله علیه وقتی به حواریونش گفت که یه چیزی را به حق می‌خوام به شما بدم.

حق است.

حق است.

بعد فرمود که مردم می‌گویند اساس بنا اون سنگ اولش هست.

مردم اینجور می‌گویند اساس بنا یا اصل بنا اساسش هست، پایه‌اش هست.

ولی من نمی‌خوام اینجور بگم.

دقت کنید ببینید تمثیل و تعبیر چه تعبیر خاصی است.

گفت مردم میگن که بنا اصلش اساسش هست.

بنا اصلش اساسش هست.

یعنی بنا و ساختمان اصلش سنگ اولش هست.

ولی من نمی‌خوام اینجور بگم.

این مثال است.

من نمی‌خوام اینجور بگم.

گفتند یا روح الله شما چه می‌گید حالا؟

شما مثلاً اینجور نه دیگه چی می‌خواید بگید؟

گفت من می‌دم و اخرا می‌گم.

اون اینکه من می‌گم آخرین سنگ مسئله اساسی است نه سنگ اول.

در بنا سنگ اول مسئله اساسی نیست.

سنگ چی؟

اون آخرین سنگی که بنا را کسی که می‌سازد می‌گذارد.

اون من میگم اساس است.

دیگه ثابت شد.

البته اونا فهمیدن چی می‌گه.

منظور چه بود؟

منظورش این بود عاد و موقفی که انسان در اون موقع می‌رود به ابدیت چه موقفی است.

خب ممکنه کسی اوایل مثلاً اینجاها یعنی مسئله-- یعنی حضرت عیسی می‌خواد اینو بگه.

ممکنه کسی در اوایل مثلاً لغزش‌هایی داشته باشد، گناهانی داشته باشد و خطایی داشته باشد.

بعد در وقت خودش با شرایط خودش موفق به توبه و بازگشت بشه و رو به صراط مستقیم بیارد و مدتها هم در صراط مستقیم قدم بردارد و تثبیت بشود در وجودش برای گذشتش هم که توبه کرده است غلط حساب و جبران کرده است ولی تو اون به اصطلاح مدتی در مقطعی توبه کرده و درすら直路 پیش می‌رود و این هم در وجودش تثبیت شده و با همین حال از دنیا می‌رود.

این در سعادت است.

اما اگر به عکسش باشد یعنی اولش خوب باشد و بعدش به سوء عاقبت چه بشه؟

دچار بشه.

پس سنگ اساسش کدوم است؟

اونی است که در آخر باشد.

حضرت عیسی با این بیان و مثال می‌خواست به این حقیقت اشاره بکند که ببین "فلا تموتن إلا وأنتم مسلمون".

مواظبت بکنید که چه موقعی مرگ به سراغ شما میاد.

خیلی باید روش حساب کرد.

ببینید مال لباس مرگ آمدن معنیش چیه؟

حالا یه نکته فلسفی من در اینجا میگم که درش تشریح این حقیقت قرآنی به اون اینکه آمدن مرگ به سراغ انسان معنیش این است که انسان دیگه لباس زمان و مکان و عرض کنم ماده و همه اونچه که به زمان و مکان و ماده می‌رسد این لباس را از خود دور می‌کند.

لباسی می‌پوشد که دیگه در اونجا لباس ابدیت است.

آمدن مرگ، لباس زمان و مکان و ماده را کنار گذاشتن و لباس ابدیت پوشیدن است.

ببینیم اون وقت که این لباس را درمی‌آریم و اون لباس را می‌پوشیم که دیگه لباس ابدی است.

دقت بکنید.

ما چه رنگ خصوصیاتی داریم؟

اون خیلی حساب است.

اون وقتی که مرگ در-- اون وقتی لباس رو عوض می‌کنیم چه موقعیتی داریم؟

"فلا تموتن إلا وأنتم مسلمون" مواظبت بکنید که نمیرید مگر در حالی که شما در حال اسلام هستید.

حالا من این توضیحات که میگم باز تو ذهنتون-- این نکته که گفتم به یک نظر همان چیزیست که رسول الله یعنی قبلاً هم نکته‌ش رو گفتم حالا روایت هم هست.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمود که روایت است این مضمون که مؤمن همیشه می‌ترسد از سوء خاتمه و سوء عاقبت.

مؤمن هر مؤمنی هوشیار باشد می‌ترسد که ختمش چطور باشد.

ختم کارش.

همونی که در چه موقعی مرگ سراغش میاد.

مؤمن از این می‌ترسد.

رسول الله فرمود مگر تا، تا اون وقت می‌ترسد فرمود که موقع نزع روح وقتی فرشته مرگ برای دفن حاضر میشه تا اون لحظه جای ترس برای مؤمن از سوء خاتمه و سوء عاقبتی هست چون نمی‌داند چه موقعیتی خواهد داشت موقع آمدن مرگ.

این همون مسئله‌ست به یک نظر.

باید خیلی مواظبت کرد که خیلی دقت کرد که مرگ یک وقت در یک موقع نامناسب و موقع ناصحیح به سراغ انسان نیاد.

هم باید دعا کرد و هم باید سعی کرد.

هم دعا را باید مراقبت داشت و هم سعی را باید مراقبت داشت که انسان یک وقت اون در یک موقع ناصحیحی لباس ابدیت را به تن نپوشد که مسئله تمام بشه.

از سوء عاقبت باید ترسید.

به یک نظر این مسئله همونی‌ست که گفتم که باید برای مرگ چه شد همیشه؟

برای مرگ آماده شد.

این حرف‌ها رو خب همه شما شنیده‌اید ولی هیچکدامش رو خوب تأمل نکردیم چی میخوان بگن و واقعاً در مقام عمل هم متذکر باشیم.

می‌شود دان-- حالا اینجا من برای اینکه متوجه باشید که این به این، این حقیقت [سرفه]یا زلزله آمد انسان اون مدت رو پس نمیشه موقع کسب کرد در مدت‌های کوتاه.

اون هم برای روح‌هایی مانند روح من و شما که در این دو جهان هستن.

خود درس‌های خود را چه می‌کنیم؟

اصلاً گم می‌کنیم.

دقت می‌کنید؟

می‌فهمید چی میگم؟

اگر بفهمید دیگه به قول مولوی نباید مانند سر گريان همیشه خنده باشید در خنده باشیدها.

خوب دقت کنید.

مولوی میگه چرا مانند سر گريان خنده موندی؟

خندان موندی.

چیه؟

چه خبره؟

نمی‌فهمی چه در پیش است.

دقت می‌کنید؟

این‌ها رو خب شاید سؤال مطرح کرده خودتون فهمیدید.

این مرگ یا در موقع ناسحی بسیار خطرناک است.

توضیحشو دادم به هر حال اون اندازه که میشد گفت.

از این طرف مرگ معلوم نیست کی میاد.

اگر بنا باشد معلوم باشد مدت و مدت نیست که انسان برای خودش موقع کسب کنه.

تکلیف چیست؟

چه باید کرد تا به این به اص-- از این مخاطره نجات پیدا کرد که مرگ به سراغ انسان نیاید در موقفی که موقف ناسحی است.

ولا تموتن الا و انتم مسلمون.

چه باید کرد؟

فهمیدی چه باید کرد.

از اون وقت انسان به خودش آمد باید فوراً اگر چنانچه تا اون وقت موقفه، موقفه در صراط خوبی نبوده، در موقف خوبی نبوده، از اون وقت که به خودش آمد باید فوراً راه چه چه بکنه؟

راهش را عوض بکنه و از خدا هم عمر بخواهد که زود مرگ به سراغش نیاید تا در این راه تازه و درستی که گرفته است چه بشود؟

تثبیت بشود.

موقف اتخاذ بکنه.

خود قرآن صاف میگه ببینید یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت.

قول ثابت چی خواهی؟

قول ثابت.

دقت کنید.

و این معنی آماده شدن به مرگ است.

این که گفتم باید آماده مرگ بود.

از حضرت امیر صلوات الله علیه این روایت را عرض کنم که به شما می‌خوانم.

از حضرت امیر صلوات الله علیه سؤال شد که آمادگی برای مرگ چیست؟

سؤال عجیبی است.

جواب بسیار جالب.

آماده بودن برای مرگ چیست؟

با این توضیح گفتم فهمیدید مسئله چی بود.

تذکر من چی بود.

الا تموتن الا و انتم مسلمون.

چه باید کرد؟

از هر کجا فهمیدی زود برگرد.

از خدا هم خواهر عمر بده برای تثبیت.

آماده مرگ بود.

پس سؤال کردند که از امیرالمؤمنین سلام الله علیه در بحار از این روایت.

جلد هفتاد و یک بحار صفحه دویست و شصت و سه.

قیل یا امیر-- قیل امیر المؤمنین علیه السلام ما الاستعداد للموت؟

آمادگی برای مرگ چیست؟

قال ببینید خیلی سه جمله بسیار خلاصه فرموده.

چطور می‌شود آماده برای مرگ بود؟

یا امیر المؤمنین حضرت امیرالمؤمنین گفت چطور می‌شود آماده مرگ بود؟

چه روشی اتخاذ هست که آماده مرگ بود همیشه.

قال سه جمله خلاصه است در عمل مشکله اما بسیار ضابطه مشخص.

اداء الفرائض.

اولاً واجبات را خوب انجام بده.

و اجتناب المحارم.

دوم از محارم گناهان چه بکنه؟

اجتناب بکنه.

سوم و الاشتمال على المكارم.

به همه مکارم اخلاقی مشتمل باشد.

این سه جمله.

ادای فرائض، اجتناب محارم و اشتمال بر مکارم.

یعنی مکارم اخلاقی، خصوصیات خوبی.

یعنی انسان واجبات را خوب انجام بده.

از هر وقت که فهمید دیگه بر واجب را منتظم باشد.

از هر چه گناه هم منتظم باشد.

دو.

سوم این که تمام خصلت‌های بد را از خودش چه بکنه؟

در خودش معالجه بکنه.

حالا گفتم من در مقام توضیح خصوصیات این که مرگ در چه احوالی بیاد به سراغ انسان چه می‌شود؟

مسئله را عرض کنم به شما.

اگر مرگ در حالی بیاد به سراغ انسان که انسان منتظم به واجبات نیست به صورت تثبیت شده، نه دو روزه، سه روزه.

تثبیت شده.

منتظم به ترک حرام‌ها نیست به صورت تثبیت شده.

خصال خود را معالجه نکرده است به صورت تثبیت شده.

در یک موقفی آمده است که موقف جهنمی است.

انسان را یقیناً به دوزخ.

موقف مخالفت با حق است.

موقف مبارزه با حق است.

موقف جهنمی است این.

توجه بفرمایید.

موقف جهنمی است.

در یک موقف مخالفت و موقف جهنمی مال لباس چی پوشیدیم؟

در یک رنگ جهنمی، رنگ مخالفت، رنگ کژ، رنگ عوضی، مال لباس ابدیت پوشیدیم.

یک نقش ابدی را بر روح ما زدند در ما در چه حال؟

در حال انحراف موقت و...

جمله عجیبی است.

استعداد برای مرگ چیست يا امیرالمؤمنین؟

گفت سه چیز.

اداء الفرائض، اجتناب المحارم و الاشتمال بر المكارم.

بعد، بعد از ثم لا یبارز.

بعد از اون دیگه باک نداره انسان.

اول ألی الموت أم بدأ الموت عليه به مرگ رو بیاره یا مرگ به اون رو بیاره.

حضرت امیر فرمودند اگر این شد دیگه باکی نیست.

انسان خودش به مرگ رو بیاره یا مرگ به انسان رو بیاره.

مرگ بالاخره خواهد آمد یا شما را خواهند کشت یا مرگ خواهد آمد.

آماده باشید.

گفت که من که به اصطلاح خودش را بکشد.

بسند به اون خدایی که جان علی به دست اوست.

به من برای من خیلی اما این آسان‌تر است که هزار با شمشیر بر سر من بزنند اما در تراشم نمی‌روم.

هزار بار.

گویا مثل اینکه اشاره کرده که مرگش به همین صورت، به همین صورت تا، تا آمد که با شمشیر بر سرش.

گفت که بسند به خدا من برای آسان است که هزار با شمشیر بر سر من بیاید اما در تراشم نمی‌روم.

این استعداد مرگ است.

به غفلت کنید.

حالا این روایت را ببرید تو اون آیه که از قبل خوندم.

«یا بنی إِنَّ اللَّهَ اسْتَفَالَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ».

نمی‌رید مگر در حالی که در حال اسلام تسلیم هستید.

دیگه اسلام تسلیم حد اقلش چیست؟

حد اقلش اونیست حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیه به اون اشاره کرد که انسان لااقل در این حد اسلام و تسلیم داشته باشد که واجبات را انجام بده، گناهان را اجتناب بکنه و مكارم را داشته باشد.

این حد اقل البته خیلی حد اقل هم نیست.

از اون پایین‌تر اسلام هم داریم.

مراتب اسلام مختلف است.

این که می‌گوید که نمی‌رید مگر در حال اسلام، اسلام مراتب داره.

یک اسلام، اسلام رسول الله است.

یک اسلام، اسلام امیرالمؤمنین است.

یک اسلام، اسلام ابراهیم است.

یک اسلام هم این است که حضرت امیر در واقع به اون اشاره فرمود به عنوان استعداد برای موتی در حال تسلیم بودن در برابر اوامر و نواهی خدا.

واجبات را انجام دادن.

گناهان را ترک کردن و اجتماعی بودن و اینها.

از این پایین‌تر هم هست که ما دیگه به درد نمی‌خورد نام یک اسم اسلام.

چون در تقسیم بندی اسلام از این پایین‌ترش هم گفتم که فقط کسی به زبان میاد هیچ عمل نکنه.

اون حالت دیگه در نمیخوره.

دیگه اون حد اقل دی که انسان در اون موقع باشد از اهل نجات می‌شود همونیست حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه به اون اشاره فرموده است.

به غفلت فرمودید.

من دیگه صحبت بیش از این نکنم.

این اندازه صحبت که تذکر بود برای شما و باز به شما توصیه می‌کنم غفلت نکنید.

غفلت.

اگر مطلب را خوب فهمیدید عقلتون خوب کار می‌کنه و خوب فهمید با این دو جهان هیچ معنی ندارد یک ساعتم به تخریب بیندازید.

روش موقع تغییر موقعیت.

هیچ، هیچ تقلی نیست.

به غفلت کنید.

با توضیح که همه جوانب قضیه رو گفتم براتون.

هیچ به تخریب نیاندازید.

یک ساعتم به تخریب نیاندازید.

زود برگردید و توبه بکنید و به راه درست بیایید که تو از خدا هم بخواهید عمر بدهد تا شما تثبیت بشید.

رنگ غفلت از وجود شما برود.

رنگ صحیح روی وجود شما بیاید.

دل شما رنگ طاعت بگیرد.

وجود شما رنگ اطاعت بگیرد.

مكارم در وجود شما تثبیت بشود.

عمل واجبات تثبیت بشود.

از خدا بخواهید هم برگردد و هم بخواهید تثبیت نشده اگر زبان شما نراید.

به غفلت.

فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ.

و از حضرت ابراهیم سلام الله علیه و توصیه های ابراهیم به شما دین را، دین را باید یاد بگیرید.

البته تسلیم ابراهیم در مرحله بالاتر.

تسلیم ابراهیم در مرحله بالاتر.

با اینکه دیگه دست ما تو تا هسته خرما و نخیل هم نیست خیلی بالا.

به غفلت کنید.

اون تسلیم تو داشت.

این جریان ذبح فرزند مسئله ساده‌ای نیست ها.

از اون مهم‌تر یه نکته ذوقی به شما بگم.

ذوقی یعنی کسی چشید می‌فهمد.

نچشید الی يوم القيامة نمی‌فهمد.

با اون اینکه نمی‌دانم قبلاً گوش شما خورده است دیگه.

این إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ.

خیلی عجیبه.

فرزندش رو خودش ذبح می‌کنه.

تسلیم در این مرحله.

اسلام در این مرحله.

خیلی عجیبه.

از اون عجیب‌تر اونیست که آیه گفت.

آیه گفت فَدَعِنَاهُ وَأَزْلِفْنَآ إِلَىٰهِ نَارًا.

ظاهرش حسین بود.

این ظاهر قضیه بود.

باطن قضیه یک چیز دیگر بود.

از این باید هم بالاتر باشد اون مسئله.

و اون، اون بود که در کربلا پیش آمد.

توجه کنید.

ذبح عظیمی که مسئله بالا رفت.

مسئله ترقی کرد.

تعالی پیدا کرد مسئله.

امت مسلمه خدا به ابراهیم داد سلام الله علیه که رسول اکرم و امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و ائمه و خود حسین بن علی سلام الله علیه.

و باید مسئله در حد بالاتر باشد.

فَدَعِنَاهُ وَأَزْلِفْنَآ إِلَىٰهِ نَارًا.

ذبح عظیم آمد به جای ذبح اسماعیل که ذبح حسین بن علی سلام الله علیه باشد.

برادران متشکریم.

این‌ها را دیگه گفتم این‌ها این اسلام‌ها، این مراتب اسلام کار ما نیست.

الان این آیه را می‌خوندم.

نمی‌دونم کمی دارم به غفلت می‌زنی که گفت ما ابراهیم را انتخاب کردیم و او در آخرت از چیست؟

في الآخرة الصالحان.

خودش گفت خدایا.

آقای مرحوم علامه می‌نویسد که گفت در آخرت صالحانه، خب صالح بودن مراتب دارد.

حضرت ابراهیم از صالحان بود اما اون مرتبه از صالحان بود.

خودش هم خواست از خدا اون چیزی بود که خدا در آخرت بهش عنایت خواهد کرد.

اون مرتبه بالا.

بعد آیت الله العظمی می فرمایند به عنوان مثال تو اگر روایت را خونده باشی که حضرت ابراهیم بودن با محمد و آل محمد را در مقام آنها را از خدا خواست، می فهمی که معنی آیه چیست.

این جمله زیاد به دل من افتاد.

الهی اطلبنی برحمتک و تنلب.

خدایا، خدایا مرا به رحمتت بطلب.

مرا بطلب.

به رحمتت بطلب مرا.

اطلبنی برحمتک حتی أصل الیک.

تا به سوی تو، به تو برسم.

به رحمتت بخوام من هم به تو برسم.

حتی أصل الیک.

جمله دوم وجذبني بمن نکت تا بغرض.

به من منت بگذار.

مرا هم مجذوب خود کن تا من هم رو به تو بیارم.

منت بگذار.

مجذوب خود کن حتی أصل الیک تا من هم به تو رو بیارم.

بعد سه چهار جمله از اینها که من گفتم به حال ما در حد ما میخوره که این جمله را یاد بگیرید با شک هر وقت با گریه بگید یا با تضرع با اصرار بگید.

الهی بعد جمله دنبالش اینطور بود.

الهی إن الرجاء لا ینفد عنک و إن أذنب.

گناه هم کرده باشم امیدم از تو قطع نیست.

خدایا گناه هم کرده باشم امیدم از تو قطع نیست.

به طوری که كما أن الخوف لا یزایل عنک.

کما اینکه اگر اطاعتت هم بکنم باز می ترسم.

باز می ترسم.

این همش آموزنده است.

این جمله‌ها را به عنوان دعا باشد براتون بگید.

از خدا بخواهید.

اگر این جمله‌ها به اجابت برسد آنوقت کار من و شما ممکنه درست بشه.

طلب رحمت شد درست شد.

جذب آمد درست شد.

امید ناامید هم نشد برای اینکه همین دعا به ما یاد میده.

خدایا امید من از تو اگرچه گناهکارم باشم قطع نیست.

خودش گفته قطع امید نکنید.

خودش فرموده قطع امید نکنید.

هرچه گناهکار باشید بخواهید.

اول گفت باید برگردی بعد بخواهی.

بخواهید و برگردید.

برگردید و بخواهید.

برای اون نکته که گفتم که اگر خواستید دانید که صلاح در مراتب رسول ابراهیم سلام الله علیه در چه مرتبه از صلاح بوده و اینکه قرآن می‌گوید با اینکه از صالحان بوده در آخرت از صالحان است.

این در آخرت از صالحان است چیست؟

کدوم مرتبه از صلاح است؟

حالا صحبتمو تمام کنم دوباره می خوام اونایی که میخوان بیشتر بفهمند دقت بکنند.

این چه مرتبه از صلاح است? حضرت ابراهیم اون راه خاص.

از طرف دیگه ابراهیم گفت أسلمت لرب العالمين.

در جایی است که از خدا خواست مسلم باشد در آخر عمرش.

اینها چی معناها را میده؟

چی می خواد بگه؟

اونی که مرحوم علامه روایت را آورده گفته که استبعاد نکن که اشاره باشد بر اینکه این حضرت ابراهیم در عینی که در مقام بالای اسلام و تسلیم بود در مقام بالای صلاح بود اما نه اون اسلام و تسلیم نه در اون مرتبه بود که رسول اکرم صلوات الله علیه و ائمه معصومین سلام الله علیهم داشته‌اند.

نه اسلامش در اون مرتبه بود نه صلاحش در اون مرتبه بود و اون راه خاص و در روایات هست که خاص مرا با محمد و آل محمد قرار داده.

میگه لا خص بعد اینکه این مرتبه‌ای که حضرت ابراهیم در آخرت در اون قرار خواهد گرفت مرتبه کیست؟

مرتبه، مرتبه محمد و آل.

خب رسول الله نگاه می‌کرد به سید الشهدا گریه می‌کرد یا نه؟

فکر کردید نمی‌دونم حرفای منو فهمیدی چی گفتم؟

چون به فهم شما زیاد نمیشه اعتماد کرد.

عرض کنم که فهم حضرت سید الشهدا از همون حضرت رسول از همون اول که سید الشهدا به وجود آمد متولد شد.

خبر چی میدید که جبرئیل ازش خبر داد که اینو ذبح خواهم کرد در راه خدا.

از همون اول میدید و گریه می‌کرد یا نه؟

فاطمه زهرا چه طور؟

حضرت امیر چه طور؟

می‌دانستند این مسئله‌ها یا نمی‌دانستند؟

تسلیم بودند یا نبودند؟

حوسفاً آمد عوضش که دیگه بشود یا نیامد؟

خوب بفهمید.

خوب بفهمید چی میگم.

علينا هو بصدد عظيم.

اسلام رسول الله.

اسلام فاطمه زهرا.

اسلام امیرالمؤمنین و اسلام سید الشهدا صلوات الله علیه.

در اون سلام الله علیهم اجمعین.

حضرت ابراهیم، حضرت رسول، حضرت فاطمه، امیرالمؤمنین، سید الشهدا، ائمه، طاهر، انبیا همشون نورند در آخر کتاب.

خود سید الشهدا، خود سید الشهدا.

قبلًا هم گفتم کسی پیدا نشده زیاد که بگه سلام علیک ای ولدت فی الموت.

یعنی چی؟

یعنی چی؟

ثارالله یعنی چی؟

بفرمایید.

تسلیم در مرحله بالا چی می‌شود؟

انسان به کجا می‌رسد؟

در هر صورت تسلیم سید الشهدا صلوات الله عليه که در اون لحظه‌های آخر که اون شخص میخواست اون آخرین شقاوتش رو انجام دهد آن جمله را گفت که رزن به.

ها؟

علينا هو بصدد عظيم.

اسماعیل هم گفت من آماده‌ام.

ابراهیم هم آماده بود ذبح کند.

مسئله تمام.

اون مشکل حل شد.

تا اونجا حالا بیهوده چاه اون نبرید و که دیگه آمد اونی که از ابراهیم می‌خواستن اون پیاده شد یا نشد؟

شد.

از اسماعیل هم همین طور.

سلام الله علیه.

اون شد.

اما اونی که می‌خواست بشود بالاخره از این بود باشد برای بعد.

و اون همون بود که شد.

ان شا الله خدا ما را و شما را از ملت ابراهیم دور نکند.

از همه انبیا دور نکند.

از مقتدای حضرت محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین دور نکند.

به همه شما توصیه می‌کنم این قبلًا گفتم بازم یادآوری می‌کنم برای چاره دردهای خودتون از توسل به ثارالله فی وصر الموتون که هنوز الان معلوم نیست روی قیامت هم می‌شینستیم.

هنوز برای ما و شما خیلی زود است بدانیم کیست و چیست.

از توسل به سید الشهدا صلوات الله عليه غفلت نکنید برای چاره دردهای.

السلام علیکم و رحمه الله.