د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳۱
دارای متن همگام
جلسه ۳۱
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۱۸:۴۲
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
حقیقتی که از عقاید قرآن هست و قرآن در دهها آیات مختلف با صراحت و اشاره،
اشاره میکنه. دلایل بسیار،
متاسفانه با آن که در دهها آیات آمده است
با این وصف بر اون توجه،
چندان توجه قرار نگرفته.
اون این است که قرآن با صراحت خیلی،
در آیات با صراحت، در بعضی از آیات با اشاره
این حقیقت را گوشزد میکنه که شما
انسانها توجه داشته باشید که در یک
غشاو و پرده و حجاب سختی قرار گرفتهاید.
دور و بر شما پر است، نمیدانید.
این را زیاد میخواهد بگوید، انسانها گوشزد کند
این حقیقت را. که در سرت کشال،
در دهها آیات با صراحت
و اشاره این حقیقت را گوشزد میکند که شما انسانها در یک حجابی قرار گرفتهاید، مشiar باشید.
در یک پردهای. دور بر شما پر است و نمیبینید و نمیدانید.
در سوره تکاثر چه میفرماید؟
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ.
سوره هم گوشزد میدهد.
این که زیاد دنیا را به دست بیارید، این شما را از آنچه دور و بر شما را گرفته است
و پر است، کاملاً غافل کرده است.
أَلْهَاكُم، أَلْهَى
معنی غافل کردن است. کسی را از چیزی، انسان چیزی کسی را غافل کرد.
از یک حقیقتی غافل کرد.
اینجا کلمه أَلْهَى به کار رفته.
أَلْهَاكُم یعنی شما را غافل کرده است.
غافل در آورده است.
چه چیز؟ تکاثر.
این که با تمام وجود روح دنیا آورده که
زیاد به دست بیاورد با تمام وجود.
دنیا را البته فقط پول حساب نکنید.
دنیا یعنی غیر خدا. هرچه هست.
پول باشد، منزل باشد، ریاست باشد، شهرت باشد، جمال باشد، کمال باشد، هر از معنی و معنایی.
هنر باشد، شهرت باشد،
هر چیزی، هر راحتی باشد، لذت باشد،
خوابیدن باشد، خوردن باشد، هر چیزی غیر خداست.
میگوید این روح آوردن با تمام وجود شما به غیر خدا
به نحوی که کلاً فانی شدهاید در غیر خدا،
شما را از آنچه دور و بر شما پر است کاملاً غافل کرده است.
این یک حقیقت است. و میفرماید این ادامه دارد تا شما وارد قبر شوید.
این جوری گرفته است. حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ.
ببینید و بشر این آیه و این نکته
که وقتی انسان فانی شد چیزی را نمیداند.
من یکی دو مثال ساده به شما بگویم.
انسان از لحاظ درک
اینطور است. اگر
با تمام وجود به یک نقطه متوجه باشد، متمرکز شود به یک نقطه با تمام وجود،
از نقطههای دیگر و از مسائل دیگر معمولاً چیست؟
غافل است. اگر این توجه و تمرکز
به صورت فنا دربیاید، یعنی انسان فانی شود، اصلاً یک گسست کامل شود، همان کلمه فنا تعبیر میکنند.
فانی شود در آن نقطهای که متمرکز شده است.
اگر فانی شود از وجودش چیزی خارج از اون نقطه باقی نماند.
چشمش، گوشش، تمام مشاعر ظاهرش، مشاعر باطنش، فکرش، عقلش، تهذيبش، فهمش، همه دیگه.
همه اگر به یک نقطه محو شود میشود فنای چی؟
فنای کلی. و ما نسبت به دنیا نمیدانم هیچ یک از ما چنین هستیم یا نیستیم.
دقیقاً اینطور است. یعنی چشم،
گوش، لامسه، چامه، مشاعر ظاهر کلاً فکر، عقل، فهم، قیاس،
همه، همه در اثر غیر خداست.
در در دنیا.
این همان تکاثر است که زیاد دنیا را به دست بیاوریم.
میگویم دنیا را به معنی وسیع بگیرید و
فقط مواظبت بکنید که مانند بعضیها محدود معنی نکنید که اون وقت نمیگذارد انسان حقیقتی را که
قرآن میخواهد ارائه بفرماید خوب بفهمد.
دنیا یعنی غیر خداست. شما ملاحظه بکنید ما شبانه روز یک بررسی برای خودمان بکنیم.
بررسی برای خودمان. ببینید که کلاً مشاعر شما در بیست و چهار ساعت در چه چیز محو است
که لحظهای نمیشود از اون آرام باشید و از اون کنار بکشید.
نیست اصلاً چنین لحظهای. کل مشاعر از ظاهر و باطن خواهی چیزی که غیر خداست
و به همین دلیل هم که
قبلاً گفتم به همین دلیل هم هرچه سعی میکنیم یه لحظه در نماز دوست
خدا متوجه باشید، این فانی شدن ما را نمیگذارد، باز میگردد.
فانی هستیم. میفرماید شما فانی شدهاید، نمیفهمید و نمیدانید و
دور بر شما پر است از آنچه شما نمیبینید بر اثر فنا در دنیا و نمیشنوید و نمیدانید.
أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ. فانی در دنیا هستیم از آنچه دور بر ماست کلاً غافل و بیخبریم.
ولی خدا همه جا آگاه است.
باز یه مثال بگم شما اگر چشمتون، الآن این تمام مشاعر بود.
اگر شما دقت کردید، اگر مثلاً دیگه رفتید یک نقطهای فقط از طریق چشم سخت متمرکز بشوید
اینجا گوش شما میشنود معمولا میشنود، میفهمد اطرافیان چه صحبت میکنند یا نمیفهمد چه
صحبت میکنند؟ اگر خیلی خوب از طریق چشم به یک نقطه متمرکز شدهای،
میفهمی چه صحبت میکنند؟ برای اینکه مثل
فانی هستی به اندازهای که از طریق چشم فانی میشوی اگر با تمام وجود بشود ببین چی میشود.
چون از طریق چشم به یک نقطه سخت متمرکز شدهای خواهی فانی شده آن هم فقط از یک وجه که از طریق باصره است.
دیگه گوش شما نمیشنود یا
نمیشنود، اصلا نمیفهمد چی میگن یا حتی صدا را انسان چیه؟
نمیشنود. خب
ببینید چه جالب. بعضیا مثلا در خیالات غوطهورند مثلا از کوچه خیابان گذر میکند ولی چون در یک
فکر حالا این از طریق فنای فکری است سر یک مسئله زیاد غوطهور میشن من فکر میکند این فنای فکری است در چشم.
میبینید که آشنا و دوست و اینا میاد و میگذرد ولی این شخص چیه؟
متوجه نمیشه. اینجا از طریق فکر متمرکز است به یک
مسئله غوطهور است در حدی فانیست
دیگه چشمش کار نمیکند.
دوستش رو میآورد نمیشناسد.
پدرش رو میبیند در رهگذر رو به رویش رو نمیشناسد.
برادر را میبیند نمیشناسد.
این خاصیت فناست. خوب دقت کنید خوب بفرمایید.
خاصیت فنا
یعنی فانی شدن در یک نقطه و در یک چیز یا چند چیز.
خاصیت فنا این است که انسان از چیزهای دیگر
غافل میشود. اون وقت اضافه بکنید برای اینکه هرچه فنا کاملتر باشد این غفلت چی خواهد شد؟
کاملتر خواهد شد. ما اگر با تمام وجود فانی بشویم در غیر خدا
که هستیم با تمام وجود یعنی از مشاعر ما چیزی نیست که به غیر
به سمت خدا متوجه شود. همه متوجه
غیر خداست. تو اینطور هستی.
اگر اینطور بود دیگه ما هرکی در اطراف ما در وجود ما باشد بیخبریم.
ولو همهجا پر از صداها باشد نمیشنویم.
همهجا پر از دیدنیها باشد،
نمیبینیم. همهجا پر از حقایق باشد که هست نمیدانیم.
این آیه میفرماید «الحاکم التکاسل» دور بر شما پر است.
یعنی زیاد دنیا را به دست آوردن که با تمام وجود فانی شدهای، با اون توهمی که گفتم،
شما را مشغول کرده است، غافل کرده است.
«فتازقتم المقابر» و این غفلت شما ادامه دارد تا جایی که وارد چه میشوید؟
وارد قبرها میشوید. بعد ادامه اش چی میفرماید؟
«الله صفت علمو» ولی این
فانی بودن و غافل بودن بالاخره تا وقتی که وارد قبر میشوید
به زودی میدانید که چه بوده.
بعد لحن آله اجس این تکان در میاد.
غافل شدید به زودی میدانید چه بوده که شما را نیافتهای.
این یکی از حقایق قرآن است.
نمیدانم خوب فهمیدید یا نه.
حالا من در اینجا برای اینکه
باز از این دهها آیاتی که گفتم با اشاره و با صراحت به این حقیقت اشاره میکند،
هم اینقدر شما بدانید که دهها آیه است.
یه ندا در میداد که نمیدانید، نمیدانید، نمیدانید.
اطراف پر است. نمیشنوید، نمیبینید.
عوالم است دور بر شما.
صداهاست، دیدنیهاست، ملائکه است، موجودات است، بهشت است، جهنم است.
میبینید؟ توحید است، اله است،
خداست. همه چیزو میبینید.
نمیدانید، نمیبینید. من آیاتی میخوانم که فقط از باب نمونه است از اون دهها آیه.
ببینید یکی آیه چند مورد میخوانم فقط برای اینکه شما بدانید که این حقیقت را قرآن چطور به ما گوشزد میکند و
خیلی گوشزد میدهد. اون آیه تکاثر را که آیات تکاثر را خوندم «الحاکم
التکاسل» تا آخری فرمود شما را زیاد دنیا را خواستن
«فتازقتم المقابر» تا به
قبر رسیدید. «الله» اینطور نیست.
«صفت علمو» به زودی میدانید «ثم الله صفت علمو».
این آیه. مورد دیگر
سوره نجم آیه بیست و نه و سی.
«فأعرض عن من تولى عن ذكرنا
ولم يرد إلا الحياة الدنيا»
این آیه بیست و نه هست از سوره نجم است.
آیه سی بعدش هست که فقط یک جملهش من آوردم.
«ذلك مبلغهم من العلم»
به رسول الله صلوات الله علیه میفرماید
اونایی که از یاد ما غافلن از اونها روی گردان باش.
رو به گردان از اونها که از یاد ما غافلن.
حالا اگر این آیه را همان صراحت ظاهرش را بگیریم که ما هم شامل میشویم،
شما باید یعنی اگر این خطاب معنی عموم، عمومش باشد «فأعرض عن من تولى عن ذكرنا» آنکه از یاد ما
رو گردان شده است از او تو رو بگردان ای رسول «ولم يرد إلا الحياة الدنيا»
اونی که از یاد ما غافل است و
جز دنیا را نمیخواهد،
از اونها دور باش، روی بگردان از رسول الله.
بعد میفرماید چی؟ شاهد بر اون جمله بعدی چی در آیه بعدی میآید؟
میفرماید اینا فقط دنیا را رو آوردهاند دنیا را
«ذلك مبلغهم من العلم» رسول الله میگوید
حدود علمیها همین است.
دقت کردید؟ حدود درک و ادراک، ادراکی و درکیشون همین است.
بذار باشد. «مبلغهم من العلم» خیلی تکاندهندهست.
«ذلك مبلغهم من العلم» نمیبینند اینها نمیشنوند اینها.
دلشون بسته. «ذلك مبلغهم من العلم»
این یک اشاره است. اطراف پر است از اینها.
جز اونچه که فانی در اون هستند که دنیا باشد دیگه چیزی از اطراف او چیه؟
این چون فانی است نمیبیند.
این یک آیه. آیه ای در حرف سوره روم است.
این آیه را من قبلاً به تناسب
یا به تناسب هایی برای شما تلاوت کردم.
در این زمینه باز از اون دفا آیات است.
یعلمون ظاهراً من الحياة الدنيا اینا فقط
از دنیا چیزی می خواهند
و هم عن الآخرة
هم غافلند. همین مردم از آخرت همین ها غافل هستند.
این فرموده که اطراف تون پر است.
پنهان شدن در ظاهر دنیا شما را از آنچه در اطراف شما هست چیه؟
غافل کرده است. آیه شصت و چهار عنکبوت و ما آتي الحياة الدنيا إلا لهو ولعب به بازیچه گرفتار شده
id. إن دار الآخرة لهي الحيوان
اطراف شما اصل حیات است و پر است و دار آخرت از دور و بر شما را پوش کرده است.
اینجور است لو کانوا يعلمون اگر اینها می دانستند، اگر می دانستند،
این لنگ چیه؟ میگه دنیا لهو ولعب بازیچه است.
دار آخرت حیوانی است و دار حیات است.
اما چی؟ چه فایده؟ لو کانوا يعلمون اگر چی؟
اگر می دانستند. اینها اشاره است.
اگر می دانستند، نمی دانستند، نمی بینند و نمی شنوند.
آیه ای دیگر در مورد جهاد است.
یعنی اینکه اینها همه اشاره است.
هر، هر جای تفسیر طولانی دارد.
فقط من اشاراتشو می خوانم.
در شریعت توبه می فرماید
اهتفا و صدام و جاهدوا بأموالکم أنفسکم في سبيل الله
سباق غير سباق به جهاد بروید
و در راه خدا جهاد کنید
و معطل نشوید. ذلك خير لكم
به خیر شماست این كنتم تعلمون.
اما به شرطی که چی؟ به شرطی که
بدانید. از این آیات این كنتم تعلمون لو كانوا يعلمون و لکن لا تعلمون.
این تغییرات در آیات کوره است.
یک آیه از این می تواند که دور و بر ما پر است و ما در دغدغه و در حجاب و غشاوة
سختی هستیم. سوره تکاثر را خواندم.
اصل مقصودم از بیان این آیات یک نکته بود.
یک نکته.
آن اینکه این غشاوة و پرده ای که دور بر ما را پوشانده است که از تنهای مادی دنیا سرچشمه می گیرد،
این پرده و حجاب ببینیم با چه صورتی می شود و با چه طریقی از چه راهی می شود از
چنا از به اصطلاح
رو به روی ما از
مقابل ادراک ما،
شنید ما، دید ما، فکر ما، عقل ما برطرف شود.
این راه برطرف شدن هم دارد
یا ندارد؟
این حجاب برای همیشه هست.
اون آیه گفت الحاکم تکاثر حتی
زرتم المدار. بر اساس رویه ای که هست
تا ما در این دنیا کارهای ها وارد شده ایم
این ادامه دارد. اما بعد فرمود کلا صحبت علمون
نه به زودی خواهید دانست. باز فرمود
ثم کلا صحبت یعنی با مردن خواهید دانست.
بعدش می فرماید کلا
لو تعلمون علم اليقين
لترمون الجنة. این آیه آشناست به شما.
مثلا من در تفسیرش می خواهم
یه نکته هایی که نشنیده ای به شما
بگویم. می فرماید این دنیا شما را مشغول کرده
به زودی می دانید. ثم کلا صحبت علمون که به زودی با مرگ می دانید.
بعد فرمود کلا اینطور نیست
فقط باید منتظر مرگ بود.
کلا لو تعلمون علم اليقين اگر شما به اون مجاهدتی را شروع بکنید به مرحله یقین برسید،
همینجا این پرده
از برابر شما رفع میشود
و شما آنچه دور بر شما هست و پر است اونها را چی میکنی؟
می دانید. فلو تعلمون علم اليقين لترمون الجنة.
جهنم را. حالا جهنم یکی از حقایقی است که دور و بر ما را پوشانده است.
چون ما جهنم دیده نیستیم، در اینجا فقط جهنم را ذکر کرده است ما ببینیم و
روحیه بشود. و الا حقایق فقط در جهنم خلاصه نمیشود.
بهشت در اطراف ما پر است.
برزخ اطراف ما پر
است. بعضی از آنها با ما هستند و میگویند و
حتی صدا میکنند و نمی شنویم.
پر است از ملائکه اطراف هستند،
صحبت می کنند و کلام دارند و مکالمه دارند.
نمی شنویم. ندای خدا را نمی شنویم.
عوالم ملکوت را اعلی و اسفل پر است.
اطراف ما پر است. ما نمی شنویم، نمی بینیم.
در حجابی هستیم.
یکی جهنم است. می فرماید اگر به مرحله یقین برسید
لترمون الجنة جهنم را
نمی بینید.
اینطور است این حجاب برای همیشه باشد.
می شود برطرف شود ولی با نیل به یقین،
با نیل به یقین. می دانم شما در این زیارت نامه هایی که می خوانید،
در جمله های زیارت نامه ها یا در بعضی از عباراتی که در دعاها آمده است،
دقت کرده اید که دقت کرده اید که راه رسیدن به یقین
چه چیزی است؟ می توانم بگویم که چه چیزی است.
این جمله را دیده اید در دعاها و در زیارت ها که
و مجاهده که مثلا خطاب می کند به حضرات معصومین
که شما مجاهدت کردید الا الجهاد حتی الموت.
به مرحله یقین انسان رسید.
از طریق مجاهدت است این پرده کنار میرود.
این یک باب است.
یک باب دیگر که منظور من این است که انسان
اگر با مجاهدت، با قدم مجاهدت، قدم در طریق گذاشت، پیش رفت، به یقین رسید.
در مرحله یقین انسان به محبت میرسد.
محبت یعنی خدا محبت خود را در دل انسان جایگزین میکند که از این مسئله از یقینش و از محبتش ー من شما فقط
اسمش را شنیده اید این بحث است.
سلام. به مقام محبت رسید انسان آن وقت است که اصل این پرده ها
و اصل این غشاوة ها و حجاب ها کنار برود.
جلسه قبل
جلسه بعد