اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
یکی از حقایق قرآن که مورد تخلط قرار گرفته است اون، اون حقیقت را به اندازهای که وقت و فرصت ایجاب میکند به صورت کاملاً مجمل برای شما طرح کنم و انشاالله اون تذکرهای لازم را برای خودمون بگیریم.
در عین حال که یکی از حقایق را تا حدودی فهمیدهایم.
موضوعی که من توضیح میدهم امروز تزیین شیطان است.
حالا مسئله شیطان، ابعاد موضوعات مربوط به شیطان خودش یک بحث مفصل و طولانی است.
در عین حال بحث بسیار عمیقی است.
به اون مرحله وارد نمیشویم فقط این اندازه که توجه داشته باشیم در قرآن کریم چیزی به عنوان تزیین شیطان عنوان شده است که گفتم متأسفانه مورد تخلط است.
اکثراً کافرند و کافریم و همین کافر بودن زیاد برای ما ضرر آورده است.
اونجا که در سوره حجر خدای متعال مسئله امتناع شیطان از سجده را بیان میفرماید و بعد شیطان از خدای متعال مهلت میخواهد و خدا مهلت میدهد تا آن وقت معلوم برای شیطان.
آیهای که آیه سی و نه از سوره حجر باشد، از قول شیطان که به خدا اینجور میگوید.
سی و نه حجر.
وقتی که شیطان مهلت خواست، خدا مهلت داد برای تا وقت معلوم.
شیطان اینجور گفت.
سی و نه حجر.
قال رب بما أغويتني لأزينن لهم في الأرض ولأغوينهم أجمعين.
قال شیطان گفت: "رب پروردگار من بما أغويتني به لحاظ این اغوایی که از تو متوجه من شد، اغوا Am کردی.
لأزينن لهم في الأرض من هم برای این انسانها در زمین، مادامی که در زندگی دنیوی هستند، در زمین هستند، تزیین خواهم کرد.
من هم تزیین خواهم کرد برای این انسانها مادامی که در زمین هستند.
ولأغوينهم أجمعين و با این تزیین هم all of them را اغوا خواهم کرد." بعد دنبالش آیه بعدی.
إلا عبادك منهم المخلصين.
مگر آن بندگان مخلصت را.
آنها را استثناء کرد.
این آیه در همین جا به وضوح اشاره میکند که شیطان بنای تزیین را از همان وقت گذاشته و با این تزیین انسانها را أجمعين اغوا بکند.
تزیین، خوب جلوه دادن.
حالا اینجا در آیه ذکر نشده است که این از قول شیطان است.
ذکر نشده است که چه چیز را زینت میدهم؟
همه چیز را.
مطلق است دیگه.
همه چیز را.
انشاالله خوب دقت بکنید ببینید که چه درسهایی باید بگیریم و حقیقت چیست.
میگوید لأزينن لهم في الأرض من در زمین، روی زمین که انسانها هستند برای اینها تزیین خواهم کرد، زینت خواهم داد همه چیز را.
یعنی همه چیز را که خوب نیست، بد است، ناصحیح است، به ضررشون هست، مهلک آبروست الی آخر.
همه اونها را در نظر انسانها من زینت خواهم داد و آن چنان که هست نخواهند دید.
یعنی چیز مهلک آبرو را، چیز بد را، چیز مضر را، چیزی که هلاکتبار است را طوری زینت خواهم داد که اینها متوجه نشوند که هلاکتبار است.
زینت دادن متوجه هستید که معنیش این است دیگه.
یک چیزی را زینت میدهند یعنی نمیگذارند اون حقیقتش چه بکند؟
ظهور بکند.
باطنش غیر از آن ظاهری است که جلوه میکند و به نظر آورده میشود.
اینجا شیطان میگوید که من تزیین خواهم کرد برای-- این یک حقیقت است.
خوب دقت کنید این میشود یک حقیقت که باید به اون توجه داشت.
حقیقتی است در قرآن آمده از زبان شیطان که کار شیطان تزیین است در زندگی زمینی و با این تزیین اغوا انسانها و به مهلکه انداختن اونها.
خب اصل تزیین را از این آیه که همان وقت شیطان گفته است متوجه شدیم.
برای اینکه موضوع کاملاً واضحتر باشد، آیه شصت و سه از سوره نحل را هم به عنوان نمونه در این باب من میخوانم دقت میکنیم.
آیات دیگر هم هست.
تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك.
شصت و سه از سوره نحل.
تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك فزين لهم الشيطان أعمالهم.
این خطاب رسول الله است.
آیه قبل دارد و بعد دارد.
و در خطاب رسول اکرم صلوات الله علیه، خدا قسم یاد میکند.
قسم به خود، یعنی به الله قسم یاد میکند.
تالله قسم به خدا.
خدا خودش قسم یاد میکند.
"لقد ارسلنا الى امم من قبلك".
به امتهای قبل از تو هم پیغمبرانی را فرستادیم.
پیغمبر اکرم صلوات الله علیه خطاب میکند خدا به امم قبل از تو هم پیامبرانی فرستادیم.
"فزين لهم الشيطان اعمالهم".
اما شیطان اعمال بد اونها را، اون امم قبلی را برای اونها چی کرد؟
زینت داد.
اینجا باز به همون نکتهای که خود شیطان اونجا گفت در این آیه اشاره شده است که امم قبلی که قبل از تو بودند و پیامبرانی به اونها فرستادیم، شیطان اعمال سوء، اعمال ضلالتبار و هلاکتبار، اعمال اعوجاجی، روشهای ناصحیح اونها را برای اونها چی کرد؟
زين لهم.
زینت داد.
یعنی خودشون فکر میکردند روش خوبی است، عمل خوبی است، فکر خوبی است، قصد خوبی است، نیت خوبی است، خصلت خوبی است، اعمال خوبی است.
خودشون اینجور میدیدند.
شیطان اینجور به نظرشان آورد.
"زين لهم الشيطان اعمالهم".
اینم دومین آیه بود که در تأیید همان آیه اول از این دو آیه و آیات دیگر هم هست گفتم بهعنوان نمونه بود.
اصلش از همان آیه اول به وضوح استفاده میشود که جریانی در روی زمین برای انسانها از ناحیه شیطان در مقام آزمایش به مشیت خدای متعال به راه افتاده است و اون عبارت است از تزیین شیطان و زینت دادن شیطان، بدها را و باطلها را به صورت خوبی که انسان خوب ببیند.
این یک حقیقت است.
این حقیقت یک حقیقت کلی است.
حقیقت کلی به چه معنا؟
حالا اینجا خوب دقت کنید من چه توضیحاتی عرض میکنم و چه تذکرهایی باید بدیم.
تزیین شیطان یک مسئله کلی است.
به همه تزیین دارد.
مطلقا همه چیز را.
به همه انسانها.
شما حساب بکنید کفار در شعب مختلف یعنی ارباب کفر در شعب مختلف و در سلوک مختلف و اشکال گوناگون مورد تزیین که هستند یعنی مشمول تزیین که هستند؟
مشمول تزیین شیطاناند.
یعنی هر قسم از اقسام کفار را هر کافری را شما حساب بکنید، اون در جای خودش و در موقف خودش، اون روش باطل، اعمال باطل، فرض تفکر باطل، فرض عقیدهی باطل، خصوصیات باطل، اعمال باطل و در مجموع روش باطلی که دارد با تزیین شیطان اون را چی میبیند؟
خوب میبیند.
این به خصوص کلاً ارباب کفر در شعب مختلف و اصناف گوناگون.
مشرکین هم همینطور و در مجموع کلاً اونهایی که در به اصطلاح اعوجاج هستند و در مسیر ضلالت هستند یعنی ایمان ندارند به استثنای مؤمنین.
حالا فعلاً، فعلاً البته.
همشون هر کدام در موقف خود به نحوی که مخصوص خود اوست مشمول تزیین شیطان هست.
حالا ببینیم آیا مؤمنین از تزیین شیطان مستثنی هستند؟
نه، استثنایی نیست.
استثناء چی بود؟
اول آیه را خوندن فراموش نکنید.
"الا عبادک منهم المخلصین".
تزیین و به دنبالش اغوا نیست فقط برای مخلصین که میدارد مانند خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، مانند حضرات معصومین صلوات الله علیهم أجمعین و دیگر مخلصین از بندگان خدا.
"الا عبادک منهم المخلصین".
اونی که از تزیین شیطان مستثنی است فقط مخلصین است و از اغواش که به دنبال تزیین میآید.
مؤمنین هم در به اصطلاح مراتب مختلف البته مشمول تزیین شیطان خواهند بود.
من و شما هم در معرض تزیین شیطان هستیم یا نیستیم؟
هستیم.
دقت کنید.
حالا اینجاست که مسئله مشکل میشود و اونی که گفتم متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته است همین قسمت است که به خود ما مربوط است.
اکثر مؤمنین مانند بنده و شما معمولاً از این تزیین در غفلتاند.
حالا شاید من امروز الان برای شما اینجا عنوان میکنم شاید همه یا لااقل بعضی از شما اولین بار است این مطلب را میشنوید که چنین جریانی در بین هست.
انسان ممکن است مؤمن باشد، ایمان آورده باشد، روشی هم برای خودش بهعنوان روش دینی اتخاذ کرده باشد.
اما در عین حال در روشش مهلکههای زیادی هست با تزیین شیطان و بر اثر تزیین شیطان به اون مهلکههایی که در مسیر پیش گرفتهاش هست توجه چیه؟
نداشته باشد.
این هشدار بسیار عجیبی است.
فهمیدی چه گفتم؟
اگر بفهمید باز مانند هر حقیقتی که در این جلسهها تذکر میدهم به شما، اگر بفهمید دیگه باید شب و روز به حزن و اندوه این مسئله بروید که چه باید کرد؟
از کجا من روشی که برای خودم در پیش گرفتهام فکر میکنم که مجموعاً روش من منطبق با حقیقتها و مغازین هست و روش صحیح هست.
از کجا من مشمول تزیین شیطان و به دنبالش اغوايش نشده باشم که چیزهای بدی هست من توجه ندارم.
مهلکه باری هست که من نمیدانم.
هلاکت باری هست که من توجه ندارم و فکر میکنم کارم خوب است.
راه و روشم درست است.
از کجا؟
از کجا؟
نکند اینجور باشد.
حالا آیه هشت سوره فاتحه را من میخوانم.
این زیاد به ما و شما برخورد میکند این آیه.
در ارتباط با همین جریان تزیین است.
هشت سوره فاتحه.
"أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ".
خوب دقت کنید.
"أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآَهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ".
حالا ترجمه میکنم.
هشت فاتحه.
"أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآَهُ حَسَنًا".
کسانی که عربی خواندن اونا میدانند که اینجا قسمتی از جمله طبق ادبیات لسان عرب حذف شده است.
این یعنی قاعده اینجوری ایجاب میکند.
اینجوره ترجمهاش.
آیا کسی که زینت داده شده است برای او، زینت داده شده است از ناحیه کی؟
معلوم است از ناحیه شیطان دیگه.
آیا کسی که زینت داده شده است برای او "سُوءُ عَمَلِهِ" عمل بدش "فَرَآَهُ حَسَنًا" در نتیجه همین زینت داده شدن عمل بد خود را زیبا میبیند.
آیا چنین کس با آن کسی که از زینت شیطان دور است و از زینت شیطان در امان است یکی است؟
اینجور است ها.
دقت کنید.
اینا هر دو یکی هستند این دو.
اونی که عمل بدش را زینت داد شیطان و خوب میبیند با اونی که اینطور نیست از این تزیین شیطان در امان است و امان خدا.
این دو با هم یکی است؟
آیه این است.
"فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ".
میگه کسی که زینت داده شود عمل بدش و عمل بد خود را چه بکند؟
خوب ببیند.
آیه چهارده را هم بخوانم.
بعد یه توضیحاتی و تذکراتی که ببینیم که ما چه گرفتاری داریم.
آیه چهارده هم در چهارده سوره محمد صلى الله عليه وآله وسلم.
این هم مانند آیه فاتحه است.
"أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ".
به خدا باید پناه.
نمیدانم خوب میفهمید که این آیات چطور برای من و شما شامل میشود قبل از اینکه من توضیح بدهم، توضیحاتی خواهم داد در حدی که وقت ایجاب کند.
آیا خودتون میفهمید؟
"أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ" آیا آن کسی که بینهای از پروردگارش همراه اوست، این البته افراد خاصی هستند.
باز همان مخلصین هستند.
"كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ" یعنی مصداق کاملش مخلصین هستند.
آیا آن کسی که بینهای از پروردگارش همیشه قدم به قدم همراه اوست "كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ" این آدم مانند آن کسی است که عمل بدش به او زینت داده شده است؟
اینا با هم یکیاند؟
"وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ" آنهایی که زینت داد شیطان اعمال بدشون را تابع هوی و هوسهای خودشان گشتهاند و فکر میکنند که روششون روش چیست؟
روش صحیح است.
اینا، این دو با هم یکی است؟
با تعجب سؤال میکنه خودش.
این دو با هم یکی است؟
این دو آیه به اضافه دو آیه اول و در مجموع از این آیات قرآن که الان به اندازه به صورت مجمل برای شما توضیح دادم و سایر آیاتی که در همین باب، یعنی در باب تزیین شیطان در قرآن هست با نکات و اشاراتهای مخصوصی که دارد، مجموعاً هشدار است برای من و شما که ما کاملاً به این به صورت احتمال لااقل در معرض تزیین شیطان هستیم که خودمون یه راه و روشی را در پیش بگیریم و حتى المعقول سعیها هم میکنیم به اندازه خودمون اما توجه نداشته باشیم و خیلی از کارهای ما باشد در مجموع روش ما که اشتباه باشد و مهلکه آور، ولی به وسیله زینت دادن شیطان ما توجه به اون بدیها نداشته باشیم.
این زینت دادن شیطان نکته است ها.
مسئله سادهای نیست.
خوب دقت بکنید.
یعنی شیطان ساکت ننشسته.
طوری میکند که من و تو فکر میکنیم ما دیگه اشکا- فعلاً راهمون درست است دیگه.
طوری میکند که ما اینجور فکر بکنیم.
چه باید کرد؟
دقت بکنید.
حالا من از موارد تزیین برای شما چند موردش را میگویم.
شما ببینید که این چند مورد به شما تطبیقی دارد؟
به بنده تطبیقی دارد؟
یا به کسانی که میبینید و میشناسید تطبیقی دارد یا ندارد؟
من چند مورد را میگم.
اینا دیگه قابل زیاد احصا نیست.
اون اندازهای که من احص-- یعنی برای شما به عنوان نمونه ذکر میکنم.
یک، یه سور-- صورتهای مختلفی از تزیین شیطان که انسان فکر میکند راه و روشش درست است ولی در معرض تزیین است.
اینکه انسان اول، اینکه انسان در مجموع در برنامه عبودی خودش و در سلوک عبودیتش در عالم بندگی یه برنامهای داشته باشد در مجموعه از انجام بعضی از واجبها، از ترک بعضی از گناهان، مجموعاً برنامهای داشته باشد که متصل از همون اول عمرش به اونها به صورت تکراری و صوری ادامه دادن و همین را استمرار دادن تا آخر عمر.
بدون اینکه انسان یعنی این، این انسان توجه به موضوع داشته باشد که عبودیت سیر مراتب است.
یواش یواش آمادگی تحصیل کردن برای لقاء خدا است.
آماده شدن برای اون طرف است.
یه چیزی در جا زدن و formality به قول معروف تشریفاتی نیست.
ما چند عمل را اینجا انجام بدهیم چند تاشم اونجا ترک میکنیم.
همینطور ادامه بدهیم ولی روزهای ما همش یکسان بگذرد و روزها که میگذرد ما تحصیل آمادگی برای لقاء خدا و به اون سو نکرده باشیم.
این گرفتاری برای شما هست یا نیست؟
ها؟
نیست؟
این یکی از موارد تزیین است.
عجب تزیین خطرناکیست.
عبودیت مگر چیزی در جا زدنه؟
بندگی یعنی یک راهیست انسان شروع میکنه از همون وقتی که به خودش آمد و بالغ شد و فهمید و بیدار شد.
یواش یواش شروع میکند و فقط همین حیات دنیایی برای همین است.
فرصت حیات دنیایی برای این است که انسان تحصیل آمادگی بکند و اون اشکالاتی را که در وجود خودش است اصلاح بکند.
تحصیل آمادگی بکند.
مستعد برای لقاء موت باشد.
همان آمادگی برای مرگ.
برای اون سو.
اینجور عبادت معنیش این است.
و راه عبودیت این است.
کسی که این راه را در پیش گرفته باشد من از شما سؤال میکنم این دو روزش با هم یکی میشه یا نه؟
جوابش چیه؟
دو روز با هم یکی شد.
این معلوم است مشمول تزیین شیطان شده است.
مغبون است این آدم.
خدای نکرده اگر روز بعد، بعدش از روز اولش نه تنها برابرم نشد بلکه چه شد؟
بدترم شد که این که دیگه مطرود خداست.
این روایت هستها.
مطرود خداست.
این تزیین است.
اینجور آدمها پر-- حالا شما هم نباشید بنده را هم استثنا بکنید.
فعلاً امروز برای اینکه به هم دیگه به اصطلاح تعارف کرده باشیم من شما را استثنا میکنم.
شما هم چشمتون رو از بنده ببندید.
از بنده، بنده، بنده خدا هستم البته.
بنده یعنی من.
اون منی که طغیان کرده است.
عرض کنم که شما چشمتون رو از من ببندید.
منم چشمم رو از شما میبندم.
واقعاً شما حساب بکنید این تزیین چقدر گرفتار دارد در میان همه مو-- همین مؤمنینی که اینجور هستند یه برنامه منظمی در عالم خودشون حالا و اشکال گوناگون دارند قسمتی از واجبات را انجام میدهند.
قسمتی از گناهان را اجتناب میکنند اما دیگه متصل شب و روز مستغرق در دنیا هستند و روزها میگذرد اینها آدم نمیشوند.
روزها میگذرد اقبال به اون سو پیدا نمیکنند.
همه روزهاشون با هم یکیست یا حتی بدتر است.
از اینها پره و اینها فکر میکنند که راهی در پیش گرفتهند.
چیه؟
راه فکر میکنند در جا زدن را.
همین است عبادت.
این تزیین شیطان است.
شیطان به اینها اینجور تزیین کرده است.
رآه حسنهاً.
سو عملش را چه کرده است؟
خوب دیده است.
زیبا دیده است.
حالا من روایت بخوانم برای شما.
دقت بکنید روایت برای هر موردی که میخوانم روایتی متناسب البته کلمه تزیین نیامده است اما خب اینها همش تزیین شیطان است.
هفتاد و یک بهار از خاصیت سندش را بنویسید.
صفحه صد و هفتاد و سه از امالی نقل کرده قال، قال الصادق علیه السلام.
امام صادق فرمود "من استوی یوماه فهو مغبون." کسی که دو روزش با هم یکی باشد، کی، چیست این؟
این مغبون است.
"من استوی یوماه فهو مغبون.
و من كان آخر یومه شرهما، آخر یومه شرهما فهو ملعون." و کسی که آخر یومه یعنی روز بعدش، یعنی روز دومش، روز بعدش دیگه.
روز بعدش از روز قبلش بدتر باشد "فهو ملعون" که اصلاً مطرود خداست.
دقت بکنید.
لا اله الا الله.
نمیشه.
یعنی من میخوام چیزهایی بگم اما میترسم ناامیدیها زیاد بشه.
ناامید نباید بود از رحمت خدا.
باید اما تلاش کرد و برگشت و به خدا آمد.
و من لم یع-- یعنی میخواستم چیزهایی بگم که عین به اصطلاح احوال من و شماست.
و خب حالا دنبالش.
و من دقت کنید این تعبیرات بعدی عجب تعبیراتی است.
"و من لم يعرف الزيادة في نفسه" امام صادق فرمود کسی که زیاد را در خودش روز به روز زیاد در عالم عبودیت و انقطاع و تحصیل آمادگی و تقرب به حق و گرایش به اون سو "و من لم يعرف الزيادة في نفسه" کسی که خود به خودش مراجعه میکند، روز به روز زیاد شدن را در خودش نمیبیند "كان الى نقصان اقرب." زیاد را نمیبیند.
این امام میفرماید این مسلماً اینطور نیست که در همون جا که هست مونده بلکه چه کرده؟
"كان الى نقصان اقرب." عقب رفته است.
به نقصان نزدیکتر شده است.
"و من كان الى نقصان أرب" کسی که اینجور باشد "فالموت خير له من الحياة" بمیرد بهتر از این است که زنده بماند.
[مکث]بمیرد بهتر از این است که زنده بماند.
[مکث]دقت کردید؟
خوب توجه کنید.
این یک مورد است.
برای اینکه موارد را فهرستوار بشمارم چند مورد شما متوجه باشید چون تو-- همینها توضیح داده بشه، مفصل توضیح داده بشه، یعنی توضیح داده بشه باز بشه مسئله.
البته این باز کردنش هم کدش کاریست که چطور این عقاید و باید باز کرد و تبیین کرد.
صورت دوم از موارد تزیین کسانی میبینید که برنامه و راه و روشی در پیش گرفتهاند.
در عالم خودشان سعیها هم میکنند اما برنامهای دارند از انجام واجبات و ترک گناهان و مجموعاً یه برنامهی عبودی دارند و در حد تا حدی در راه هستند و اما مجموعاً همتشون مصروف به این است که یک سلسله اعمال رو فقط انجام بدهند.
هیچ این همت را مصروف نمیکنند که اعمالشون را سعی بکنند قبول هم بیفتد.
خوب توجه بکنید.
یعنی سعیش-- حالا سعیهای خودش رو میکند هر کس در حد خودش.
مثلاً نمازهاشو میخواند، روزههاشو میگیرد.
عرض کنم که از گناهان اجتناب میکند در مجموع.
اما سعی و همت و عنایتش بر این است که همان ظاهر اعمال را چیه؟
انجام بدهد.
هیچ همت و عنایتی مصروف بر این ندارد که دو رکعت نمازش قبول بشه.
[مکث]یعنی اصلا عنایت بر این، همت بر این معطوف ندارد که ببینم این اعمال من قبول هم شد یا نه.
صورت ظاهر عمل را انجام دادن و به-- در حدی که دیگه قضا لازم نداشته باشد تکلیف به قول معروف از لحاظ صورت ساقط شده باشد.
این یک باب است.
یک باب این است که عمل صاعد باشد الی الله.
صعود بکند نزد خدا و صعود کرد انسان را هم صعود بدهد.
دقت میکنید؟
من از شما سؤال میکنم اگر عمل قبول نشود، عمل یعنی نزد خدا نرود، در جوار خدا قرار نگیرد، ردش بکنند، صاحب عمل را راه دهند.
خوب بود قسم سؤالم که بود ها.
اونی که میبرد انسان را به سوی خدا، به جوار خدا کدام عمل است؟
ها؟
باید عمل ببرد.
این سرای قرآن است.
ایدهای است از این آیه را انشاءالله متعدد خواندم باز هم بخوانم حفظ کنید.
"إليه يسعى الكلم الطيب والعمل الصالح يرفعه" به سوی خدا کلمات پاک یعنی ارواح پاک.
کلمه اینجا معنی ارواح است.
روحها، روحها.
"إليه يسعى الكلم الطيب" کلمات طیبه به سوی خدا صعود میکنند.
بعد میفرماید "والعمل الصالح يرفعه" خودش که صعود نمیکنند.
عمل صالح است او را میبرد به جوار خدا.
اونی که قبول میافتد اول عمل است و بعد هم چه کسی را مورد قبول قرار میدهد؟
صاحبش را.
اصل مقبوض باید خود انسان باشد.
اینا رو قبلاً گفتم.
همتی مصروف نمیکنند که عملشون مقبول باشد.
روایتی دیدم که کسی به حضرت امیر صلوات الله علیه گفت که اینقدر شما هی تصد-- صدقه میدهی، صدقه میدهی که اینقدر یعنی مینشست.
فرمود که این مضمون روایتم بود ها.
نمیدانم سندش هم درست بود یا نه.
گذری نگاه کردم.
زیاد هم دقت نکردم.
خیلی هم ناراحت شدم.
گفت که فرمود البته این در مقام معرفت خود حضرت امیر است ها.
نه؟
معنیش این است که من و تو بگوییم که از اعمال حضرت امیر صلوات الله علیه چیزی قبول نشده است.
اون دید خودش است بر اساس معرفت خودش است.
هرچی میگوید مانند همان جملهها که گفت که من گناهدارم و گناهم را ببخش و اگر به جهنم بروم آن جملات در دعا کمیل میگوید بر اساس معرفت خودش هست.
بر اساس مقام خودش هست.
فکر ما کار نمیکند.
فکر ما کار نمیکند به اون جاها.
اما اینجا هم همینطور گفتند اینقدر صدقه.
گفت که من آخه [مکث]، من نمیدانم نمی-- فرمود من اگر میدانستم یک، یک مورد از آنچه که خدا بر من واجب کرده است قبول شده است، دیگه دست میکشید.
اما نمیدانم موردی قبول شده است یا نه.
خوب فهمیدیش؟
گفتم این بر اساس معرفت و مقام خودش هست.
نه این است که نتیجه من بگیرم من و شما یعنی اعمال حضرت امیر صلوات الله علیه هم مورد قبول است و قبول افتاده یا نه.
اون معرفت او این را ایجاب میکرد.
میگفت که اصلا عقل ما دیگه نمیرسد.
یعنی چی؟
مانند همونی که میگفت از آتش جهنم اگر از آتش جهنم که میترسد در دعا کمیل ناله میکند.
خب من و شما عقیدهمون این است و حقیقت هم این است.
او اصلا خودش ՝فَاقْتَسِمُوا الْجَنَّةَ وَالنَّارَ』 هست.
مقامش اینجوری ایجاب میکرد.
ما نمیفهمیم.
[مکث] دقت میکنید؟
به قبول هیچکس فکر نمیکند.
اولاً از اون تزیین اول برگردید.
اگر گرفتار هستید از این تزیین دوم هم زود برگردید.
همتتون را مصروف میکنید عمل انجام بدهید.
همتی مصروف نکنید که عمل قبول شد یا نه.
این که تزیین شیطان است.
ها؟
هشیار باشید.
این یکی از تزیینهای شیطان است.
شیطان طوری در نظر شما نمود میکند که همینطور صورت عمل را انجام بدهیم.
انشاءالله خدا چی میکند؟
انشاءالله قبول میکند.
این تزیین شیطان است.
گرفتار این تزیین نباشید.
بعد از این همتتون را بیشتر از اصل عمل به اینکه مقبول بیفتد قرار بدهید.
در اینجا این هم یکی از موارد تزیین است که کسانی را شیطان اینجور گرفتار میکند.
همتشون فقط مصروف به اصل عمل است.
اما هیچ همتی مصروف بر مقبول شدن اعمال ندارد.