ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 037

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

مرحوم امام می‌فرمود که ما دو رکعت نماز مقبول نتوانستیم به خوانیم در شما بخوانیم.

این که جمله‌ای که می‌گفت راست می‌گفت در، در فکر خودش، در فکر خودش، در عالم خودش دو رکعت نماز قبول در فکر خودش از نظر اون.

بله اون نماز رو می‌خوان حالا ما باید هفتاد، هشتاد سال عمر کنیم اگر توفیق خدا این عایت بکند زیافت بکشیم می‌شود بخوان.

خب روایت برای این مورد از تزیین شیطان از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله عليه است.

كونوا على قبول العمل أشد عناية منكم على العمل.

كونوا على قبول العمل أشد عناية منكم على العمل.

می‌فرماید که به قبول عمل عنایت‌تون بیشتر از اصل عمل باشد.

توجه بیشتر به قبول عمل داشته باشید.

كونوا على قبول العمل أشد عناية منكم على العمل.

خب.

اینم اینجوری.

شما حالا اولین قدمی که خواستید، اولین قدمی که شرایط قبول برای نماز‌هاتون بردارید قبلاً گفتم ببینم اون درس‌های قبلتونو فراموش نکردید که شرایطش زیاد است‌ها.

اما یک شرط اول برای قبول همه عبادات، شرط اول اساسی، شرط اساسی مسلمه است که نماز و روزه و هر عبادت و هر خیر دیگری، احسان باشد، انفاق باشد، روزه باشد، حج باشد، نماز باشد، هرچه باشد اولین شرط اساسی برای شروط دیگر هم دارد‌ها.

اولین شرط اساسی گفتم براتون یادتون نرفته است چی بود؟

ترک گناه.

ترک گناه اولین شرط اساسی قبول اعمال است.

اولین شرط اساسی قبول اعمال، ترک گناه.

روایت.

یا دلیل المتحیّر.

مورد سوم.

کسانی هستند باز یه راه و روشی برای خودشان در مجموع از واجباتی انجام می‌دهند و گناهانی را ترک می‌کنند و مجموعاً یک روش عبادی برای خودشان عرض کنم در پیش گرفته‌اند.

اما عرض کنم که بسیار اشکالات دارند، گناهانی دارند و خطاهایی دارند و لغزش‌هایی دارند و داشته‌اند و دارند.

بعضی از واجبات را انجام می‌دهند.

بعضی از گناهان را هم ترک می‌کنند اما از خطاها و لغزش‌ها و اشتباهات دور نیستند.

از این طرف به همین روش خودشان همینطور ادامه می‌دهند و فکر می‌کنند از اهل نج-- نجات‌اند و روش درست است.

به این اتکا خوب دقت کنید به این اتکا که ما محبت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین را داریم و مطلب تمام است.

اینم موردی است.

کسان زیادی هم به این گرفتار هستند.

دقت کردید؟

کسان زیادی.

واجباتی انجام می‌دهند، گناهانشان را ترک می‌کنند ولی در مجموع روش‌شون از خطاها و لغزش‌ها مصون نیستند.

گناهکار هستند.

به این روش هم ادامه می‌دهند و این روش‌شون به صورت و این روش‌شون به صورت یک روش صحیح در نظر آنها جلوه گر شده به این اتکا که ما محبت اهل بیت را داریم و ما از اهل نجات هستیم.

صلوات الله علیهم اجمعین.

محبت اهل بیت به ما اصل رکن اساسی است و ممکن است مو- موجب نجات ما بشود اما به شرط طاعت، به شرط طاعت.

چون اگر اون محبت را از ما بگیرند و اگر شفاعت آنها را از ما بگیرند، طاعت ما حالا اگر از اهل طاعت باشیم، تمام واجبات را انجام بدهیم، تمام گناهان را ترک بکنیم چون با هزاران نقصی توأم خواهد بود و نخواهیم توانست حق مطلب را ادا بکنیم.

اگر شفاعت آنها به اصطلاح همراه ما نباشد، طاعت ما، ما را به جایی نمی‌رساند.

اینجاست شفاعت آنها و محبت آنها.

دقت می‌کنید؟

اینم یه مورد که دیگه من زیاد توضیح گفتم فقط موارزشو می‌شمارم.

روایت از جابر جعفی عن الباقر صلوات الله عليه باز سندش را نخواندم.

امام باقر به جابر گفت يا جابر.

جابر بلّغ شيعتي عنّي السلام.

به شیعه من از من سلام برسان.

امام باقر می‌فرماید سلام الله عليه.

وأعلمهم و به آنها اعلام بکن.

به آنها اعلام بکن.

أنه لا قرابة بيننا وبين الله عزّ وجلّ.

بین ما و خدا قرابتی نیست.

قرابت یعنی قوم و خویشی.

ولا يتقرّب إليه إلا بطاعة الله.

به شیعه من اعلام بکن که به خدا نمی‌شود نزدیکی شد مگر به چی؟

مگر إلا بطاعة الله.

مگر با طاعت خدا.

کل واجبات را انجام دادن.

کل خطاها و گناهان و لغزش‌ها و حرام‌ها را ترک کردن.

إلا بطاعة الله.

مگر با طاعت.

يا جابر این جمله رو دقت بکنید.

يا جابر من أطاع الله وأحبنا فهو ولينا.

هرکس طاعت خدا کند و ما را دوست بدارد اوست ولينا دوست ما.

دوست ما اوست.

و من عصى الله لم ينفعه حبّنا.

و هرکس خدا را عصیان کند، محبت او به ما، محبت ما به، به درد او چیه؟

لم ينفعه حبنا.

محبت ما به او منفعتی نمی‌رساند.

این می‌شود یک روش تزیین شده از ناحیه کی؟

از ناحیه شیطان.

باز این جمله را تکرار می‌کنم.

بعدها ممکنه شما معنی این جمله را بفهمید.

الان بعید است خوب بفهمید.

ما اگر خوب به طاعت موفق بشویم و واجبات را خوب انجام بدهیم، کل محرمات و منهیات را اجتناب بکنیم.

اگر اهل طاعت باشیم چون هزاران نقیصه و شوائب در اعمال ما پیدا می‌شود، عمل ما به تنهایی نمی‌تواند ما را به جوار خدا ببرد.

مگر چه باشد؟

مشفع باشد به شفاعت آنها و محبت آنها به میدان بیاید و اونجاست که این مسئله.

این روایت هم صریحاً اینجور فرماید "ومن آتا الله و أحبنا فهو ولینا".

گفتم این جمله را دیگه بعداً خوب می‌فهمید.

چون ممکنه به نظر بعضی شما بیاد که خب دیگه من واجبات رو انجام دادم، گناهانم رو ترک کردم، دیگه چه شفاعتی؟

این از اگر به نظرتون آمد از بی‌خبری شماست فعلاً.

فعلاً.

فعلاً.

فعلاً از بی‌خبر شماست.

از بی‌خبری ما و شماست و از بی‌معرفتی بنده و شماست.

دقت می‌کنید؟

طاعت ما اگر موفق باشیم آن نخواهد بود مگر چیزی همراهش باشد که عبارت است از شفاعت آنها و نور آنها و محبت آنها و جذبه آنها.

این شفاعت هم یه وقتی اگر خدا خواست من یه دلم می‌خواست یه وقتی در باب شفاعت هم صحبت بکنم.

یه جذبه‌ای است از باطن آنها که انسان را می‌کشد بالا.

که این جذب هم در نتیجه ارتباط بین ما و آنهاست به ولایت و محبت و طاعت از آنها.

خب در بالا هستند و می‌کشند ما را به سوی بالا.

خب این هم صورت ثومی.

مورد دیگری از موارد تزیین شیطان عرض کنم که.

این است که بعضی‌ها گرفتار هستند.

یه راه و روشی در پیش می‌گیرند.

حالا قسمتی از واجبات رو انجام می‌دهند و بعضی از گناهان را هم ترک می‌کنند.

ولی گناهان بی‌گناه نیستند.

گناهانی دارند، داشتند و دارند الان هم.

این‌ها هم به تزیین شیطان راه و روش‌شون یک راه و روش امیدبخش به نظرشون می‌رسد و درست به نظرشون می‌رسد.

درست به این معنا که این‌ها از اهل نجات هستند و تزیین شیطان به این‌ها به این صورت است که این‌ها می‌گویند که انشاالله خدا ما را چه می‌کند؟

بله؟

انشاالله خدا می‌بخشد.

بله خوش به حال их.

این روایت را برای شما بخوانم.

صفحه صد و هشتاد و هشت جلد هفده کتاب اخلاق.

عرض کنم که سندش را نمی‌خوانم.

باز از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است.

"إن من الغرّة بالله" از اون غرورها نسبت به خدا این است که "أن یصر العبد على المعصية" بنده به معصیتش ادامه بدهد "وی تمنى على الله المغفرة".

اون وقت آرزو می‌کند که خدا او را چه بکند؟

ببخشد.

این از اون غرورهای نسبت به خداست که شیطان این غرور را برای انسان پیش می‌آورد و این روش را در نظر صاحبش تزیین می‌دهد که انشاالله خدا می‌بخشد.

"إن من الغرّة بالله أن یصر العبد على المعصية".

اینکه بنده به معصیت ادامه بدهد "وی تمنى على الله المغفرة" و آرزو بکند که خدا او را مشمول مغفرت.

این دسته چهارم از دست به اصطلاح مؤمنینی که گرفتار تزیین و فریب و اغوا شیطان هستند.

دسته پنجم را هم بگم که این زیاد دیگه من اینجا یه چند جمله برای خودمون میگم.

فرض کردیم اون چهار دسته به من و شما شامل نیست.

فرض کردیم.

اینجور فرض کردیم.

دسته پنجم کسانی هستند که بر اساس یا جهل، عدم توجه یا کم اهمیت شمردن یا مراقبت نداشتن در مجموع راه و روش عبودی خودشون اشتباهاتی دارند که توجه به آنها ندارند.

این دیگه زیاد مبتلا به هست برای من و شما.

این که دیگه حتمی است.

این حتمی است.

دقت کنید دوباره جمله را تکرار می‌کنم.

مجموعاً راه و روشی در پیش گرفته‌اند.

راه و روش عبودی.

اما بر اثر جهل به بعضی از نوازی یا بر اثر کم اهمیت دادن به بعضی از وظایف.

کم اهمیت دادن به بعضی از وظایف.

عرض کنم که بسیاری از امورشون مهلک‌آور است و خودشان توجه ندارند و فکر می‌کنند که این راه و روش‌شون راه و روش درستی است.

مثلاً می‌بینید که واجبات را که انجام می‌دهد در نظر خودش گناهان را هم که ترک می‌کند.

اما کامل نیست مسئله انجام وظایف واجب و کامل نیست مسئله ترک محرمات و منهیات.

به لحاظ اینکه خیلی خوب یاد نگرفته است.

خیلی خوب یاد نگرفته است که چه چیزها واجب است.

خوب یاد نگرفته است که چه چیزها منفی و حرام است.

یا خیر یاد گرفته است ولی اهمیت کم می‌دهد.

دقت می‌کنید؟

یا خیر توجیه می‌کند به شکلی راه و روش خودش را در مجموع منطبق با موازی می‌بیند.

به تزیین شیطان.

و این تزیین شیطان وجود می‌‌شود که به اشتباهات و اشکالاتی که در روشش است توجه پیدا نکند و آنها را اصلاح نکند و به همین روش ادامه بدهد تا آخر.

مثال بزنم.

می‌بینید مثلاً نماز می‌خواند، روزه می‌خوان-- روزه می‌گیرد.

بعضی از مستحبات را هم انجام می‌دهد.

دارد مستحبات هم-- حالا مانند من و شما دیگه.

و گناهان را هم حتی المغرض در نظر خودش ترک می‌کند.

اما بعضی از گناهان را متوجه نیست که گناه است.

مثلاً متوجه نیست.

مثلاً میگم حالا بعضی‌ها، بعضی از این جمله‌ها را من در موقع تذکرات خصوصی به بعضی از شماها گفتم اما عموماً هم بگم.

مثلاً توجه پیدا نمی‌کند که تندخلقی یکی از مهلکه‌های بسیار بالا است.

یعنی نمی‌داند که چقدر مسئله مهم است.

خوب یاد نگرفته است.

تندخلقی همین در منزل مثلاً با پدر، با مادر، با برادر، با خواهر، با والدین، با عیال، با شوهر، با اولاد، با، با همکاران، با همسایه‌ها، با کسانی که انسان معاشرت می‌کند.

حالا مستحبات انجام می‌دهد.

از خودش هم سعی می‌کند که واقعاً خودش را تزکیه می‌کند حتی در خیال خودش.

مسئولیت‌هایی هم دارد.

از کاری هم مشغول است.

مستحباتی مشغول واجبات انجام می‌دهد.

ولی این یکی که روز به روز براش مبتلا به است، براش هست.

این عمل مهلک‌بار را که بسیار مهلکه بسیار خطرناک و وحشتناکی دارد، مرتکب است و در مجموع به تزیین شیطان توجه ندارد به این مهلکه که در مسیرش قرار گرفته.

به تزیین شیطان.

به تزیین شیطان یعنی چی؟

یعنی فکر می‌کند که راه را خوب چی کرده است؟

یاد گرفته است.

تزیین شیطان را خوب بفهمید چه جوریه.

فکر می‌کنم خودتون تحلیل بکنید دیگه.

شیطان تزیین می‌دهد.

تو دیگه یاد گرفتی.

الحمد لله مطالعه کردی، جلسه رفتی، درس خوندی.

حتی طلبه هستی تو.

تو عمامه داری.

مثلاً طلبه خانم هستی، طلبه آقا هستی، عمامه داری مانند بنده مثلاً.

درس خوندی، مطالعه کردی، یاد گرفتی دیگه راه و روش چیه.

این تزیین شیطان است.

تزیین شیطان است.

نخیر، یاد نگرفتیم.

یاد نگرفتیم.

خیلی چیزها یاد گرفتیم به دردمون نمی‌خوره.

دقت می‌کنید؟

به دردمون می‌خوره در جای خودش و به صورت دیگر.

عرض کنم که متوجه نیست که چقدر مهم است از لحاظ اون مدارکی که مسئله تندخلقیه.

یا مثلاً می‌بینید کسی مثلاً حقوق عیال است، حقوق شوهر را خوب مراعات نمی‌کند.

در حدودیت‌ها، در اشکار گناهان مجاهدت می‌کند حقوق شوهر را که می‌رسد با توجیهات و امثال اینها یا خوب یاد نگرفته یا توجیه می‌کند یا کم اهمیت می‌دهد.

در مجموع خلاصه مراعات نمی‌کند.

یا حقوق عیال را مراعات نمی‌کند یا حقوق اولاد را مراعات نمی‌کند.

یعنی واجبات را چی می‌کند؟

زیر پا می‌گذارد که هر کدامش به جای خودش مهلکه بالا دارد.

به جای خودش.

یعنی یک بار اگر یه کسی یک حق و واجب را ترک کرد مانند یک بار نماز را ترک کردن دیگه مسئله کوچیکه یا بزرگه؟

[پچ،پچ] دقت کردید؟

یا در قسمت‌های دیگر مسائل خلقی، خصوصیات خلقی، خصوصیات مربوط به حقوق یا خیر وظایف اجتماعی.

خیلی من دیده بودم، شما هم دیده بودید و الان هم می‌بینید.

کسانی زیاد هستند تا به ذکر و ورد و شبزنده‌داری و امثال اینها مشغول هستند، بودند و هستند.

عرض کنم که در عالم خودشان در مسیر صحیح هم پیش می‌روند.

به این تزیین گرفتار هستند که مثلاً اگر الان که الحمد لله حکومت اسلامی است، اون وقتی که قبل از انقلاب بود، الان هم از اون‌ها باز هم پیدا هستند دیگه.

یعنی اون‌هایی که هستند الان.

حالا قبل از انقلاب که خیلی دیده می‌شد الان هم هستند ولی خب دیدنش یه مقدار مشکله.

عرض کنم که یعنی این‌ها به سیطره کفار کاملاً تن در می‌دهند و در عین حال این کار را برای خودشان توجیه می‌کنند.

اصلاً کسی که به سیطره کفار حاضر شده است که کفار ولایت بکنه، کفار، غیرمسلمان بر آنها ولایت بکنه.

این اصلاً به طور کلی از صراط خارج است.

توجه نمی‌کردند و نمی‌کنند.

خیلی هم عبادت‌ها می‌کنند در عالم خودشون.

تزیین چیه؟

شیطان.

یا خوب یاد نگرفته یا طوری این را توجیه کرده یا کم اهمیت می‌داند.

در هر صورت، در هر صورت مجموعاً روش خودش را به تزیین شیطان روش صحیح می‌داند.

فکر می‌کند ایرادی ندارد.

راه همین است که در پیش گرفته است.

حالا من دیگه زیاد توضیح ندهم اینجا.

به جزئیات ریزی کاری‌ها نگذرم.

خوب دقت بکنید.

عرض کنم که شما با این اصطلاح توضیحی که در، با این بیانی که در باب دسته پنجم داشتم خوب توجه کردید که ممکن است من و شما مطالعه هم کرده باشیم، یاد هم گرفته باشیم، مجموعاً راه و روشی هم در پیش داریم و فکر می‌کنیم راه و روش ما درست است و منطبق با موازی است.

ولی ممکن است به تزیین شیطان ما چنین خیال بکنیم که ما راهمون درست است و چنین خیال بکنیم که ما همه چیز را یاد گرفته‌ایم و خیلی اشتباهات و لغزش‌ها در روش ما چیه؟

وجود داشته باشد.

اصلاً ممکن است چیزهایی که من برام yes نه آورد گفتم خیلی چیزها را نمی‌دانم.

ممکن است ما به چیزها گرفتار باشیم، اصلاً توجه نداریم و اون کار ما را ساخته باشد في الباطن، در باطن امر.

دقت کردی؟

ممکن است ما به چیزها گرفتار باشیم که اصلاً توجه نداریم و اون کار ما را در حقیقت ساخته است و خودمون فکر می‌کنیم به تعزییر شیطان در راه هستیم.

[صدای سرفه] لذا من به شما توصیه می‌کنم هم اولاً سعی بکنید خوب یاد بگیرید.

همت مصروف بکنید برای یاد گرفتن دقایق عبودیت، ابعاد وظائف عبودی و ریزه کاری‌های اون همت مصروف بکنید.

ببینید من وظیفه خودمو الان امروز برای شما ادا می‌کنم.

شما مندهث عمل بکنید.

همت مصروف بکنید برای یاد گرفتنش از یک سو.

از سوی دیگر یعنی وقت بگذارید، همت مصروف بکنید، سؤال بکنید، مطالعه بکنید دردمندانه.

از سوی دیگر مرتب این دعا را داشته باشید از خدا بخواهید خدایا مرا به اشتباهاتم چیه؟

واقف کن.

خدایا مرا به لغزش‌هایم متوجه.

با دردمندی یک بار، دو بار، سه بار این دعاهو با اصرار و با استمرار این دعا با فر و مسجل از خدا بخواه خدایا من ممکنه خیلی اشتباهات و لغزش‌ها داشته باشم، خودم توجه ندارم و اون کار منو ساخته باشد و من در عاقبت از اهل خسران باشم.

الان خودم نمی‌دانم و من مصداق اون آیه باشم که "أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا" باشم.

خدایا دست ما را بگیر و خودت به همه چیز قادری.

به هر نحوی هست مرا متوجه اشتباهات و خطاهای خودم بکن.

این دعا را با دردمندی، با گریه از خدا بخواهید.

و این یکی از به اصطلاح راه و روش‌های خوبان از بندگان خداست.

این را هم شما دقیقاً بدانید که حتی اون خوبانی که اگر من اسمشون را بگم شما خواهید گفت که از بزرگان بودند.

منم خواهم گفت.

همه هم می‌گویند.

این‌ها در اواخر عمرشون حتی در اون مراحل بالای عبودیت که بودند مرتب این دعاءات داشتند و دارند.

با ناله که خدایا ما را به اشتباهات و لغزش‌های خودمون واقف بکن.

این جمله که در نماز می‌خوانیم و هر روز می‌خوانما.

ما که می‌خوانیم دیگهش نمی‌دانیم چه می‌گیم.

مثلاً اگر بدانیم یکی از معانیش همین است.

"اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ" یکی از معانیشه.

یعنی یه گوشه‌ای از معنای این اهدنا همینه.

به شما و ما دستور داده هر روز بگید اهدنا.

یعنی هی بگید با دردمندی به خدایا ما را به صراط مستقیم بیانداز.

ممکنه ما فکر بکنیم به تعزییر شیطان در صراط هستیم اما خیلی لغزش‌ها داشته باشیم.

خدایا ما را متوجه کن، هدایت کن.

اگر با دردمندی اهدنا را گفتید، اون خدا دست شما را خواهد گرفت.

خب من دیگه تمام می‌کنم و امیدوارم انشاالله مسئله تعزییر شیطان را به این صورت که امروز براتون توضیح دادم البته بحث طولانی لازم داشت.

خوب خودتون یاد گرفته باشید و توجه داشته باشید این یکی از مخاطرات است که ما را تهدید می‌کند.

ما در معرض تعزییر شیطان هستیم و دقیقاً اون آیه که گفتم فراموش نکنید مشمول اون آیه هستیم.

منتها مراتب دارد.

ممکنه من "أَفَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا" من مثلاً فرض فرمایید که دو برابر شما گرفتار باشم.

شما به اندازه نصف اندازه که من گرفتار هستم گرفتار باشید ولی گرفتاری چنین هست.

گرفتاری چنین هست.

مواظبت بکنید.

و مثلاً می، می‌دیدم در اینجا می‌گفتم که خب واقعاً محروم شدیم دیگه.

در رفتار حضرت امیر صلوات الله علیه در همین کتاب مطالعه می‌کردم نوشته بود در اون زمان که در کوفه امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نماز که می‌خوند، نماز مغرب و عشا را که می‌خوند بعد از عشاء، بعد از عشاء که تمام می‌کرد و منصرف می‌شد از نماز به مردم خطاب می‌کرد.

خطاب کننده حضرت امیر بود.

هر روز بعد از نماز عشاء "فجهزوا رحمکم الله" می‌گفت.

می‌گفت خدا رحمت کند شما را مجهز باشید.

زود زود آماده باشید.

می‌فرمود که هر شب بعد از نماز عشاء این ندا را برای اون جمعیت می‌گفت.

می‌گفت مجهز باشید.

بعد ملامت می‌کرد.

می‌گفت تمتع این غوتور شدن در دنیا برای چیست؟

مگر نمی‌دانید که بانگ رحیل زده‌اند؟

مگر نمی‌فهمید که به ما گفتند باید از اینجا بروید و می‌روید؟

چرا اینقدر تعلق در دنیا دارید؟

بعد می‌فرمود که نمی‌دانید مسیرتون به معاد است؟

توجه این بعد از نماز عشاء مرتب این‌ها را به مردم می‌گفت.

نمی‌دانید که در مقابل حالا قبل از رسیدن به معاد عقبه بسیار سختی در پیش است؟

بعد خود، خود تعبیرات حضرت امیر است ها.

نمی‌دانید منزل‌های مخوفی هست که باید به اون‌ها وارد شوید و مخوف عین تعبیرش هست.

مخوفی هست، منازل مخوف، عوالم مخوفی هست که باید به اون‌ها وارد شوید و و از اون‌ها باید وقوف بکنید.

از اون‌ها باید بگذرید و اگر رحمت خدا شامل حالتون باشد در اون منازل مخوف رحمت دست شما را خواهد گرفت.

از اون خوف‌هاش، از وحشت‌هاش.

بعد فرمود امم فظاعت منظره ها، فظاعت منظر.

من الان نمی‌توانم اینجا به طوری ترجمه بکنم که شما بفهمید چی می‌فرمود.

فظاعت منظر.

می‌گه به منازلی وارد خواهید شد که منظر فضیi دارد.

منظر فضیi دارد.

شدت مختبر درش هست.

می‌فرمود که وگرنه رحمت خدا به فریاد شما برسد.

"تجهزوا رحمکم الله".

این بیان حضرت امیر را من به شما امروز میگم که "تجهزوا رحمکم الله".

انشاالله.

اگر به عالم طاعت قدم بگذارید، اون وقت مشمول رحمت خدا می‌شوید.

والسلام علیکم ورحمة