ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 040

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

آیاتی که در حدی که ما بتوانیم ممکنه تحت عنوان مؤمن قرار بگیریم از اون‌ها من دو سه آیه برای شما می‌خوانم و توضیحاتی عرض می‌کنم.

البته معنیش این نیست که اون آیات دیگر خلاف این را می‌گوید.

اونی که در امن مطلقه است، اونی است که مطلقا ایمانش آمیخته به، به ظلم نباشد.

اما لااقل یه مقدار در امن نسبی قرار بگیریم.

یعنی که آیات با هم مضاد و معادل است.

اون آیاتی است که برای ما هم راهی باز می‌کند.

ما الان من و شما تا حالا چقدر گناه کردیم؟

چقدر گناه کردیم؟

یعنی می‌گه، اون که می‌گه الذین آمنوا و لم يلبسوا إيمانهم بظلم.

یعنی از اول، از اول مال ما گذشته از اون.

دقت می‌کنید؟

از اون گذشته.

گاهی بشینید به شما توصیه می‌کنم از، از اول عمرتون و بلوغ از اون وقت هی یاد بیارید.

خوب تصور بکنید.

فرض بکنید که، فرض کنم که شما وقت رفتنتون به آنسوی که خواهد رفت.

فرض بکنید که خواهد آمد.

دیگه فرض کردنش مشکل نیست.

فرض هم نیست، حقیقت از اون تا رفتنش هست.

فرض بکنید شما می‌میرید.

ببینید چی کردید؟

به فکر جدی بکنید.

گاه گاهی فکر کنید.

بشینید برای اینکه ببینید از اول چی کردید؟

ساعت‌هاتون چطور گذشته؟

نیاتون چه بوده؟

اعمالتون چه بوده؟

قصادتون چه بوده؟

احساستون چه بوده؟

ساعت‌هاتون با چه اعمالی گذشته؟

دقت کنید.

اینا رو خوب فکر بکنید.

ببینید که چه نیتی در عالم خودتون، چه بوده؟

اون کارهای خیری که اون وقت نماز خوندن هست هم اونا رم فکر بکنید.

ببینید که اونا چه جور نماز خوندن بوده؟

اونا رم به فکر، فکر، دقت کنید.

آیاتی می‌خوام بگم که به درد من و شما شاید برای من و شما امیدی بدهد.

این آیه که از ما گذشته.

الذین آمنوا و لم يلبسوا إيمانهم بظلم فأولئك لهم الأمن وهم مهتدون.

این در خصوص رسول الله و ائمه‌ست که اصلا از اول ایمان آوردند و لم يلبسوا إيمانهم بظلم اصلا.

اما ما چه راهی؟

راه ما اگر باشد راه تائبین است.

بر می‌گردند، بازگشت می‌کنند، بر می‌گردند.

یعنی از راه درست در پیش گرفتند.

و راهی را که آنها را تحت اسم مؤمن قرار می‌دهد در پیش می‌گیرند و آن راه تقواست.

دقیقاً قرآن در آیات دیگرش شمول یعنی تحت اسم مؤمن قرار گرفتن انسان را دقیقاً مشروط تقوا می‌داند.

دقیقاً مشروط تقوا.

می‌گه تقوا را در حد خودمون ما اگر برگردیم می‌توانیم به دست بیاریم.

در حد خودمون.

دقت کنید و در حد خود از اسم مؤمن بهره‌مند باشیم و اون پر و بال مؤمن ما را هم بگیرد و از اون وقتی که مصیبت‌ها شروع می‌شود به فریاد ما برسد.

دقت می‌کنید؟

فاحذروا من لا يغني نفسه عن نفس شيطان.

حالا این جوان‌ها ممکنه زیاد به این فکرا نکنند.

ماها که پیر شدیم گاه گاهی که نشانه‌های مرگ را می‌بینیم کلی حسرت می‌خوریم که چرا در جوانی این فکر به کله‌ی ما نیامد.

خب انسان وقتی پیر میشه و مریض‌جهان تهدید می‌کند، خب حسرت می‌خوره.

می‌گه انسان باید راه می‌گرفت.

البته بعضی از دوستان می‌خوان از اینجا به ما نسبت بدن میگن کاش راهی پیدا می‌شد که جوانی چیزی پیدا می‌کردند که همیشه می‌موندیم.

چرا؟

زیاد خراب بودیم.

چرا؟

همیشه نمی‌مونیم.

نشانه‌های مرگ میاد معمولاً من که خودم اینجور هستم معمولاً پشیمان میشم برای، نه اینکه من یعنی آدم شدم فهمیدم.

میگم که می‌گه کاش در جوانی اینقدر ما می‌فهمیدیم که ما مرگ میاد.

می‌فهمیدیم میآ.

زیاد خراب نمی‌کردیم.

گاهی انسان طوری خراب کرده وقتی بر می‌گردد می‌بیند که آیا می‌تواند آن راهی در پیش بگیرد که تحت امن روحی قرار بگیرد.

می‌بیند که آنقدر خراب کرده به اون ور که خودش را از کار انداخته است که چه‌انه می‌خواهد یه راهی بتواند راه بگیرد.

اما خب خدا فرموده پشیمان نباشید.

چرا؟

در هر صورت راه شمول امن و راه این که ما قرار بگیریم تحت اسم مؤمن ام الصدور فال که گفتم فراموش نکنید.

شرایطش چیست؟

راهش چیست؟

راهش تقوا را در پیش گرفتن است.

که آن می‌خواهد تحت تصویر مصور قرار بگیرد.

زیر خاک باید برود.

در شرایط مخصوص باید قرار بگیرد.

می‌خواهد تحت ربوبیت خالق بیفتد.

باید در شرایط خاصی قرار بگیرد.

روی میز بیفتد و بگوید يا خالق بیا به سراغ من یا مصور مرا تصویر بکن.

این دعای نامستجاب است.

مانند همان دعای نامستجاب که من و شما می‌خوانیم همیشه.

خدایا ما را از اون گرفتاری‌های آخرت چی بکن؟

نجات بده.

این دعای نامستجاب ما مانند این دعاهاست.

باید خود را تحت اسم مؤمن قرار داد با تقوا.

شما قرآن را، همه‌ی آیات قرآن را بگردید.

راهی برای قرار گرفتن در تحت اسم مؤمن جز، جز تقوا پیدا نمی‌کنید.

پس خلاصه یعنی گفتم این سنته‌ها یعنی قانون در خلقت.

خوب گوشتون را باز بکنید ببینید من چی میگم.

قانون، قانون خلقت است.

سنت خلقت است.

تغییرناپذیر است اونا که می‌فهمن قرآن سنن را بیان می‌کنه می‌ترسند.

اونا که فکر می‌کنند قرآن حرف می‌زنه مانند این حرفا.

اونا هم عوام هستن که نمی‌ترسند.

این سنته‌ها، سنت.

ها گناه کردی آتش از پشت پرده.

این سنت است.

این که هر پس چرا تر نرا گوش نکردی؟

اینجور فکر نکنید که خدا می‌گه چرا حتم را گوش نکردی؟

نه گناهکاری در پشت پرده صورت اخروی، صورت عنصوری، صورت پشت پرده این گناه آتش از افتادی.

افتادی فقط لمسش مونده.

با نور هم خودتو در آتش خواهی دید.

کردی تمام شد.

دقت بکن.

سنت اینها حرف نیست.

اینکه وقتی قرآن را می‌گردونی می‌خواد تحت اسم مومن باشه باید تقوا داشته باشه.

این سنته.

مانند چه سنتی؟

مثال‌ها را فراموش نکن.

چه سنتی؟

مانند اون که در اسم مصور و فالح و رازق و همش هست.

اونی که می‌خواهد خدا با اسم افوش به سراغش بیاد بچه‌ها هم گوش کنند، جوان‌ها هم گوش کنند، پیرها، نیمه پیرها، باسوادها، بی‌سوادها همه دقت بکنند.

ببینید وقتی من و شما گناه را ترک نکردیم به اسم افو روی آوردیم یا نیاوردیم؟

نیاوردیم.

هر چه داد بزنی یا افو مانند داد زدن اون دانه روی میز یا فالح.

دقت بکنید.

خوب بفهمید سنته.

دانه روی میز هرچی بگوید یا فالح نمی‌شکافد.

فالح می‌گوید برو زیر خاک بیام به سراغت.

آنم بر پاکی آبش باشد، نورش باشد، پاکی شور نه باشد، چی نه باشد، چی نه باشد، چی نه باشد بیاید.

اگر در یک شوره زار دانه بیندازد بشیند باز فالح میاد به سراغش یا نه؟

نمیاد.

این راه‌های کجی این قانون‌ها که درست کردن مانند ریختن یک دانه در اون کاسه شوره زار نشستنه است.

دقت کنید.

این راه‌هایی که الان دکان‌ها را باز کرده‌اند.

این یک کلاسی باز کرده، اون یه دکانی باز کرده.

این میگه من عارفم، اون میگه من متعرفم، این میگه من درویشم، اون میگه من چی هستم.

این راه‌ها که باز کرده‌اند که راه قرآن در مجنونی.

این کسی که می‌رود به اون راه مانند اون دانه‌ست می‌رود به کجا؟

شوره زار.

خاکش درست را ما شوره زارش خراب می‌کنیم.

یا مانند اون دانه‌ست می‌رود زیر خاک ولی آب بهش چیه؟

نمی‌رسد.

خاکش درست آبش نیست.

راه مستقیم قرآن اهل بیت.

به شما توصیه می‌کنم مکرر گفتم این دکان‌ها جذب‌تون نکند.

دیگه فرصت توضیح اینها نیست.

همیشه اینا رو می‌گیم.

همه جا دکان باز کرده‌اند.

کاسبی می‌کنند.

دقت بکنید.

طریق نجات فقط چیست؟

فقط قرآن اهل بیت.

یعنی راهی که قرآن گفته امیرالمؤمنین علیه السلام.

همون راه احکام و معرفت صحیح است.

حالا این دکانداره همه امیرالمؤمنین را می‌گن قبول می‌کنند.

قرآن را هم قبول می‌کنند.

اما اونا برای گرم کردن دکان است.

خب اگر قبول می‌کنند همون را بگن که قرآن می‌گوید.

اگر قبول راست می‌کنند همون را بگن که امیرالمؤمنین می‌گوید.

همون را بگن که ائمه می‌گویند.

چرا از خود من درآورده کارهایی درآوردند؟

چرا خیلی چیزها را زمین گذاشتند؟

خیلی چیزها چی کردند؟

اضافه کردند اگر راست می‌گن.

دقت.

اما خب گفتم ارها از ترها چه شده؟

پریده.

پریده دیگه چه باید کرد؟

روایتی در منابع سنی‌ها من دیدم از او در بعضی روایات در منابع آنها آمده گفت در آخرالزمان یکی از علائم این است که غول مردم از سرشون می‌پاره.

خوب دقت بکنید.

اونی که گناه را ترک کرد و نادم شد اون خود را تحت اسم چی قرار داد؟

الان گفتم.

افو.

غفور.

اون بگوید یا افو واگهه.

بله راست گفته.

اونی که گناه می‌کند و هنوزم به گناهش ادامه بدهد خدایا منو ببخش.

اون یا افو گفتنش مانند یا افو گفتن همون دانه است.

منظورم این بود.

در قرآن که به سنن و به هقایق اشاره می‌کند می‌گوید می‌خواهی تحت اسم مومن قرار بگیری باید از راه تقوا در پیش بگیری.

دیگه از این قرآن بود.

همه جا تقواست.

این آیه قرآن رو خوندم.

الذين آمنوا ولم يلبسوا إيمانهم بظلم.

این هم مرتبه بالای تقواست.

دقت بکنید.

این که کوچیکه است.

اونی که ایمانش اصلا به ظلم آمیخته نیست مانند رسول اکرم مانند ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین اونها مرتبه بالای تقوا هستند.

بالاخره باید راه تقوا را در پیش بگیریم.

منتها چه اندازه؟

منتها من و شما دیگه مساوی اون آیه نمی‌شیم.

یعنی اون درجه از تقوا را نمی‌تونیم داشته باشیم چون مدتی از عمر ما گذشته و ایمانمون رو آمیخته به چی کردیم؟

آمیخته به ظلم کردیم.

الان اگر نکنیم برگردیم باز راه بروی ما باز از راه تقوا را می‌توانیم در پیش بگیریم.

ولی باید از برگشت.

حالا من چندین آیه را به شما می‌خوانم.

هو الله الذي لا اله الا هو الملك الحقوز السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار.

без قصد سبحان الله عما یشرکون.

خب عرض کنم که آیه می‌خوانم برات.

سوره دخان در آیات پنجاه و یک و پنجاه و دو.

البته توصیه می‌کنم به شما.

خواستی در آیه خوب تدبر بکنی اول قبل این آیات هم که من الان براتون نمی‌خوانم یعنی قبل از پنجاه و یک و پنجاه و دو را احوال قیامت را بیان می‌کنه.

احوال با هاء هاشمی با هاء حظ نه با هاء جیم.

احوال یعنی نحوه قیامت را بیان می‌کند اون چیزی احوال هم میده درستی به خصوص یاد قیامت را بیان میکنه.

بعد بیان میکنه اونجا چی میگذره.

بیان میکنه بعد از اون مشکلات اونجا میگذره.

بعد میاید که در پنجاه و یک و پنجاه و دو میفرماید إن المستقین فی مقام امین فی جنات نعیم.

حقیقتی این است که اونجا، اون وقت در اون مشکلات، در اون مشکلات که از همه جا مشکل میبارد، یادتون باشد.

البته خب نمیشه دیگه اونجا که همدیگه دیدین که ها همون کاری که میگذره چون گرفتاری نخواهد گذاشته.

پس من میگم یادتون باشد بعد از مردن در برزخ این حرف‌ها را به همدیگه یادآوری بکنید.

من میخواستم بگم که گرفتاری‌ها اونقدر زیاد است که اصلاً چه چیزی برای من و شماست.

این حرف‌های مزخرف رو هم گوش نکنید نسبت با ارواح اینها.

اینا همش مزخرفاته.

اون مرده‌ها اصلاً اینجا نمیان.

این آدم‌ها که مزخرف از اونها هم هستند که نسبت با ارواح ارتباط برقرار می‌کنند.

اینا بازیچه یک سری ارواح خلیفه قرار گرفته‌اند.

اینم یه داستان بحثی دارد اگر به دست دادید نوارهاش رو گوش میکنید.

گرفتار‌اند مرده‌های بد.

مرده‌های خوب هم اصلاً به این سو با هـ، با این راه و روش‌هایی که این مرده‌های بد سر از مر، اون مرده‌ها در پیش گرفته‌اند به این سو نمیان.

مگر کسی آنچنان زنده باشد در اینجا که به اون زنده‌ها از لحاظ معنوی اشراف پیدا کند به دانه ای در جهالم.

میفهمی چی میگم؟

بعد از مردن عجیب یادتون باشد.

عجیب است.

آن، اصلاً همه چیز فوق تصور.

امام فرمود، امام معصوم صلوات الله علیه فرمود که همین که مثلاً نور دانه است اصلاً احکامی پیش بیاید که همه جدیدند.

همه ناشناخته‌اند.

همه.

منظورم اینجوریه.

اونقدر مشکل و از هر طرف مشکل و خوف و وحشت می‌بارد و طلا.

همش ناشناخته.

همش ناشناخته.

این بود اون بندگان خدایی که گیر نمیکردند.

اگر آن بود که ملکو میفهمید، آنها مانند ما میشدند که هستیم.

دقت میکنید؟

ما میشدند که هستیم.

خیلی مشکل است.

میگه که إن المستقین فی مقام امین.

خب جمله معنیش چیه؟

وقتی احوال قیامت را بیان میکنه معنی جمله چیه؟

دیگه عربی خوندید انشاالله میدانید.

إن المستقین فی مقام امین.

حقیقتی این است که در اون موقع، در اون وقت، در اون روز حقیقتی این است که مستقین فی مقام امین.

مقام یعنی جایگاه.

یعنی منزلت.

یعنی عالم.

در یک عالمی هستند که در امان‌اند.

امین به معنی جایگاه.

مقام امین یعنی جایگاه امن.

عالمی که امین هستند در امن‌اند.

عالمی که امن است همه جاش.

إن المستقین فی مقام امین.

چه کسانی را میگه؟

مستقین.

فی جنات نعیم.

در جنات بهشت‌ها اینان.

این یک آیه.

برای آنکه برای شما روشن بشود که مسئله فقط راه تقواست.

در تحت اسم مؤمن قرار گرفتن فقط این شد.

اگر راه تقوا را در پیش بگیرید همون وقت میخواهی بمیرید.

حالا به شما وقتی میگن بمیرید یه چیزی، اونم وضع دنیا عهد امن قرار گرفته عجب چیزهایی از همون حال احتضار پیش میاد.

عجب چیزهایی.

چی؟

یک بابی از باب های درون انسان باز میشود که باز نمیشود بست.

همین من و شما که الان برایمان خیلی سخت است مردن.

ولی اگر در تقوا باشید، دقت میکنید؟

اگر در تقوا باشید در همون مو، از همون موقع چیزها پیش میاد که همین آدمی که اول براش یه مقدار سخت بود با کمال ذوق چی میکند؟

منظور که چی میکند؟

با کمال ذوق و شوق و با یک جذبه و شوق فوق تصور ابتهاج بالا به قول معروف این تن خاکی را چی میکند؟

وقتی از همون جا امین میسازه، مؤمن میسازه بشه.

حالا چی پیش میاد دیگه من منظورم از این حرف‌هاش.

یعنی توضیحش ممکنه مشکل باشد خوب نشود توضیح داد چی میشود.

چه میشود.

دقت کنید.

درست همون، اون روایت‌ها اینجاها منظورش اینه.

اینجوری گفتن از دنیا سجن و مؤمن.

درسته این.

باز قبل از این آیات را دقت میکنید که از خصوص قیامت و جهنم و ابواب جهنم را که بیان میکنه این ابواب جهنم را هم بهتر است شما یه نکته بگم خوب یاد بگیرید.

ابواب جهنم عرض کنم که اون هفت دوری که هست این حالا ساده ترش را میگم خب توجه داشته باشید.

یعنی، یعنی اونجوری هم هستیم.

اونقدر درهای جهنم به روی من و شما باز است اگر از دو تا سه تا خودمون را خلاص کردیم ممکن است تا خودمون ندونیم از در چهارم وارد بشیم، از در چهارم.

اینجوری هست واقعا.

دقت می‌کنین؟

علذا وقتی ابواب جهنم را وقتی گرفتاری‌هاش رو میاد خیلی‌ها هستن فکر می‌کنند در جهنم از جهنم چندین در جهنم را به فکر خودشان و از چندین در از درهای جهنم را روحشون می برند با سعی‌ها.

اما نمی‌فهمند از در چهارم وارد شدن، از در پنجم وارد شدن.

نفهمیدند.

علذا گفتند سعی کنید بفهمید.

سعی کنید بفهمید.

بفهمید اصلاً.

بفهمید.

علذا اون ابواب جهنم را وقتی بیان میکنه اونجاس میگه که این ابواب جهنم که خیلی‌ها را اینجا جمع کرده و اونجا از اون ابواب مختلف وارد خواهند شد.

میگه چه کسانی تحت امن هستند؟

چه کسانی؟

اینجا.

إن المتقین تا اینجا تعبیر تقریباً شأن است به عکس اون تعبیری که در اون آیه کلام قبلا خوندم هست.

به عکس نیست بله هر کدومش نکته‌ست.

به نظر من و شما در ابتدا نظر.

یعنی اول جنات Union را گفته بعد مسئله امن را گفته.

اونجا اول چه چیز را گفت؟

امن.

امن را گفت.

از این نظر.

إن المتقین فی جنات Union.

فادخلوها بسلام آمنین.

حقیقت این است که در اون پیردا فقط متقین هستن که در جنات Union هستن که به اونها کتاب می‌رسد که فادخلوها بسلام.

وارد این عوالم بشوید.

عالم بهشت.

بسلام با سلامتی و چی؟

آمنین.

یعنی در حالی که در تحت امن خدا هستید.

اونجا هم شمول امن را مشروط چه کرد؟

به چه کسانی گفت؟

این المتقین.

باید صاحبان تقوا.

خب.

اون آیه‌ای که خوندم اونم گفتم به زبان دیگر اما مرحله بالا تر تقوا را می‌گفت.

الذين آمنوا ولم يلبسوا إيمانهم بظلم فأولئک لهم الأمن أمنا.

آیه دیگر به زبان دیگر که باز هم مسئله تقوا را بیان میکنه سوره نمل است آیه هشتاد و نه.

اونجا که دو قریح جن-جهنمی و غیر جهنمی در امان بوده‌ها و در امان نبوده‌ها را بیان میکنه در قیامت.

می‌فرماید که در آیه هشتاد و نه باز باز آیات قبلش را که خواندیم.

من جاء بالحسنة فله خير منها وهم من فزع يومئذ آمنون.

من جاء بالحسنة کسی که با حسنات آمده است.

اون مثل مسیر تقواست.

فله خير منها وهم من فزع.

این جمع از فزع، فزع معنی چیه؟

فزع چیه؟

فزای دیگه.

آره فزا.

من فزع يومئذ چی؟

آمنون.

اونها در اون روز از فزع در امانند.

فزع اسم مفعول.

آمنون در امانند.

اینجا تعبیر من جاء بالحسنة گفت با اون مسیر تقواست.

خب آیه دیگر.

دیگه این آیهات را هم می‌خوانم تمام می‌کنیم بعد شما را خلاص می‌کنیم.

در آیه سی و هفت سوره تب.

باز اونجا که حال دو قریح اهل امن و اهل غیر اهل امن را بیان میکنه.

اونجا می‌فرماید که و ما أموالكم سی و هفت تب.

سبا.

و ما أموالكم ولا أولادكم بالتي تقرّبكم عندنا زلفى إلا من آمن وعمل صالحا فأولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا وهم في العرفات آمنون.

میگه که توجه داشته باشید اموال شما، اولاد شما که شما را به خدا نزدیک نمی‌کند.

راه نزدیکی به خدا اون راه مخصوص.

اون شخص راه عبودیت و تقواست.

مال انسان را به خدا نزدیک نمی‌کند که.

اولاد انسان را به خدا نزدیک نمی‌کند که.

اینها شما را به خدا نزدیک نمی‌کند.

می‌توجه بشید؟

نزدیکی نیست إلا من آمن وعمل صالحا مگر کسی که ایمان بیاورد و به مفزای ایمانش هم عمل کند فأولئك لهم جزاء الضعف اینا جزای چند برابر دارند بما عملوا در نتیجه اون عمل تقوایی و مسیر تقوا را که داشتند.

بعد آخرش چی می‌فرماید؟

وهم في العرفات آمنون.

گفتم انشاالله که این طبقه دوم منظور خودتون تفسیر نشه.

دقت می‌کنید؟

اگر طبقه دوم داشته باشد اون غرفه‌ای که قرآن میگه اون غرفه‌ای نیست که طبقه دوم، سوم، چهارم منزل من و شماست.

نه اون یه طبقه اول.

غرفه به عوالم بالا.

هر کدوم از جنتیان غرفه‌ای دارند.

یعنی باز اون سه های نمایشگاه‌ها را به نظر نیارید.

غرفه یعنی عالم.

چون گفتیم که بهشتیان هر کدوم برای خودشون چی دارند؟

عالمی دارند.

گفت و ما أدراك ما أليون كتاب مرقوم.

تو چی می‌دانی که اون عوالم بالا چیست؟

عالم است که هر کسی خودش به دست خودش برای خودش نوشته.

كتاب مرقوم.

عالم است.

هر کسی برای خود نوشته.

در جهنمیان هم گفت و ما أدراك ما سجین.

تو چی می‌دانی جهنم چیه؟

زود برگردید و راه تقوا و شکستگی را در پیش بگیرید در برابر خدای متعال.

مولا میگه که هر که از زمین سر بلند کرد کلاً هدف چی قرار می‌گیره؟

دیده.

ولی این گنده‌ها اینجوری نیست.

هر کسی که با خاک احسان باشد، انوار باشد، شکسته باشد، بنده باشد مستكبر نباشد.

مستكبر نه به اون معنای مستکبری که در دنیا را به مسخره گرفتن، به خاک کشیدن.

اون‌ها که خب به جای خود.

مستكبر در اینجا که الآن من می‌گفتم منظور استکبار در مقام عبودیت بنده است.

اونی که سر بلند می‌کند در مقابل پیشگاه خدا می‌خواهد هدف چیه را می‌گیرد؟

هیچی.

تیرهاست.

مولوی می‌گوید در مثنوی مثال خوبی برای توضیح.

خاکی باش، شکسته باش، بنده باش.

حافظ می‌گوید که سلطنت فقر را به دست بیار.

سلطنت فقر.

سلطنت فقر است.

اونی که سر بلند کرد در برابر خدا.

تو گفتی اینچنین، من می‌خوام اینچنین.

من گفتی هدف تیر قرار گرفتی.

وقتش معلوم میشه.

خدا می‌دونه.

وقتش.

اونی که خاکی‌ست دیگه هیچ وقت هدف این نشا-- و نشانه این تیرها قرار نمی‌گیرد.

توصیه می‌کنم به شما.

زود مسیر تقوا را در پیش بگیرید و در مسیر تقوا اونی که همیشه میگم، تکرار می‌کنم و اون اینه که به همه شما تأکید می‌کنم از اینجا رفتید اگر گناه می‌کنید یک ساعت به تأخیر نیندازید توبه را و الا بعد خودتون به خودتون خشم می‌کنید.

خشم می‌کنید که عذاب جهنم از اون آسان‌تر.

اینو یادتون باشه.

لطifه‌ها میگیم هرکس فهمید فهمید.

نفهمید در وقتش می‌فهمد.

خشمی من و شما بر خود داریم.

بر خود داریم.

در پیش.

خشمی بر خود داریم.

خشمی بر دوستان نزدیک داریم.

خشمی بر اون کسانی که از محبتشون، از دردشون می‌میریم داریم که جهنم با اون آتشش نزدیک خشم، عذابش چیه؟

خشم خود بر.

نمی‌فهمی که چیه.

اما خدا بفهمانه.

خدا بفهمونه.

یک ساعت به تأخیر انداختی به اندازه همان یک ساعت برای خودتون خشم بدتر از جهنم در جای خود خواهید داشت.

یک ساعت تأخیر نیاندازی ترک گناه.

ترک گناه.

تأکید می‌کنم.

ترک گناه فقط تقوا با ترک گناه نیستا.

ولی اساس تقوا چیه؟

اساس تقوا ترک گناه هست و چیزهای دیگر.

تقوا یعنی راه خدا را در پیش گرفتن در همه ابعاد، در همه مسائل فقط با ترک گناه نمی‌شه.

اما اساسش ترک گناه هست.

كان علی بن الحسین علیه السلام إذا مالك يوم الدين.

كان يكررها حتی یكاد أن يموت.

مضمون روایت اینجوری هست.

امام سجاد صلوات الله علیه در نماز مالك يوم الدين و مالك يوم الدين که یادآور اون صحنه هاست، اون قیامت.

مالك يوم الدين.

یادآور قیامت.

همون که الآن صحبتش شد که سخت‌هایی.

در نماز وقتی امام سجاد این مالك يوم الدين را می‌گفت يكررها كان يكررها تكرار می‌کرد.

هی می‌گفت مالك يوم الدين.

هی حالش منقلب می‌شد.

می‌گفت.

هی می‌گفت.

می‌گفت با.

بعد میگه که هی تكرار می‌کرد.

حالش به جایی می‌رسید که نزدیک می‌شد که بمیرد.

حتی یكاد أن يموت.

در یک روایت دیگر می‌گوید که از شدت خوفش.

خدا این هم ختام این حرف ما باشه.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

السلام علیک ورحمة الله وبركاته