ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 044

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

رسول الله همتش بر این بود که رسالتش را ادا کند و آنچه ادا کرده است پایمال نشود.

در جریان ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هم همین همت جا داشت.

ترسی از مردم داشت.

ترس رسول الله به جا بود.

برای این به جا بود که رسول الله بود.

می‌دانست که شیطان در پی چه چیزی می‌کند؟

دخالت‌ها می‌کند.

مقصدهایی جا خواهد کرد.

این آیات را گوش می‌کنیم.

شیطان ساكت نخواهد نشست تا-- چطور تا حالا ساكت ننشسته است؟

آیات از سوره حج است.

چون آیات دو، سه تا آیه است من فقط ترجمه می‌کنم و می‌گویم.

هر کدام از شما خوب گوش کرد، می‌فهمد که چه می‌گفتیم و هر که خوب گوش نکرد دیگه گذشتیم.

و ما ارسلنا آیه پنجاه و دو تا پنجاه و چهار.

و ما ارسلنا من قبلك من رسول ولا نبي إلا إذا تمنى ألقى الشيطان في أمنيته.

که رسول الله میگه که تو تنها نیستی در این باب.

و ما ارسلنا من قبلك من رسول ولا نبي.

قبل از تو هیچ پیغمبری، هیچ رسولی، هیچ نبی‌ای را نفرستادیم.

الا اینکه إذا تمنى وقتی دعوت و آیات خدا را به مردم رساند و اونی که هدفش بود اون را قياده کرد و مأموریت خودش را انجام داد.

چی شد؟

ألقى الشيطان في أمنيته.

شیطان شروع به القاء کرد در خصوص آنچه که او رسانده است.

ألقى الشيطان في أمنيته.

شیطان شروع کرد به چه چیز؟

به القاء.

تو تنها نیستی.

هر پیغمبری، هر نبی، هر رسولی فرستاده اینطور بوده.

همین که آیات خدا را رساند، دستورات خدا را رساند به مردم.

شیطان شروع کرد در خصوص آنچه که به مردم رسانده است چی بکند؟

القاء بکند.

القاء یعنی ور الی اونها.

خب این کار تو نیست ای رسول.

توجه داشته باش.

توجه داشته باش.

رسول الله وقتی، وقتی امروز ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را با اون اساس بودن و رسالتی که و محوریتی که در این موضوع بود که جان مسئله بود که گفتم آیه گفته اگر نرسانید رسالت ناقص مانده است.

اهمیتش با آن اهمیتی که داشت وقتی امروز اعلام کرد، به دنبال این اعلام فوری بلافاصله به مقتضای این آیاتی که تلاوت کردم براتون، نقش چی به راه خواهد افتاد فورا؟

نقش شیطان.

از طریق چی؟

از طریق تصرف در، از طریق تصرف در هوس و اهواء و اوهام و خیالات.

خیلی خوب واضح قرآن می‌گه.

شیطان شروع می‌کند.

اما خدا می‌فرماید، دنبالش چی می‌فرماید؟

این دنباله‌هاش هم شنیدنی‌ست.

فینسخ الله ما یلقي الشيطان.

خدا-- شیطان القاءات که شروع می‌کند به اهواء و هوس در خصوص آنچه که تو و هر پیغمبری می‌رساند.

اما خدا چه کار می‌کند؟

فینسخ الله ما یلقي الشيطان.

خدا میاد آنچه را که شیطان القاء می‌کند، اون را نمی‌گذارد زیاد ریشه پیدا بکند.

اون را از پایه و اساس نابود می‌کند.

ثم يثبت الله آياته.

و آیات خودش را استکام می‌بخشد.

والله عليم حكيم.

خدا علیم است و حکیم است.

خب پس شیطان یعنی فقط کار بیجا می‌کرد؟

یعنی القاءات که شروع کرد آمد خدا کار شیطان را کلاً لغو کرد و آیاتش را تحکیم بخشید؟

آیه-- نه، نه.

همینطور که معنی کردم معنی آیه همان است.

نمی‌گذارد زیاد اونجور که اساس پیدا بکند و به طور کلی رسالت چه بشود؟

رسالتی که داشت در اون خصوص اون حکم یا احکام دیگر کلاً پامال بشود.

در جریان ولایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اصل ولایت کلاً، کلاً برای همیشه برای همه مخفی موند؟

بله؟

نه.

مگر من و شما اهل انشاالله هستیم اهل ولایت؟

دیدم هستن زیاد.

و بعد حالا، حالا باش تا که صبح دولتت بدهند.

این هنوز از نتایج سحر است.

بعدش حالا هست، بعدش هست.

حالا ما منتظریم.

همه منتظرند.

ولی ولایت واضح باید شد.

خب پس بالاخره شیطان چی می‌خواست بکنه؟

یعنی شیطانم اینقدر بی‌شعور است؟

هیچ نتیجه‌ای ندارد کارشون القاءاتش؟

چرا؟

خدا حکمتش و تقدیرش این چنین است.

بله، همش به تقدیر خداست.

شیطان کار خود را می‌کند تا-- و اون تصرفات را می‌کند.

خدا هم نمی‌گذارد اساس رسالت پایمال بشه.

آیاتش را استکام می‌بخشد در این بین، در این بین باطن‌ها، حقیقت‌ها، دل‌ها، اسرار خفیه در ارواح ظهور می‌رسند و آنچه شده نیست می‌شود و آنچه خدا می‌خواست آن می‌شود.

فهمیدی چی گفتم؟

فهمیدی؟

اگر نفهمیدی دنباله آیه را گوش بکنید.

اما آلو.

خب شیطان پس بیجا بود؟

نه، نه.

لیجعل ما یلقي الشيطان فتنة للذین في قلوبهم مرض وعصية قلوبهم.

این عجیبه.

انسان قرآن بخواند همیشه و بفهمد در عالم چه می‌گذرد و چه می‌گذرد و چه گذشته و چه خواهد گذشت.

اصلاً عالم چیست؟

قرآن، قرآن، عليكم بقرآن.

لیجعل ما یورد الشيطان.

تا قرار بدهد خدا آنچه را که شیطان القا می‌کند.

چرا شیطان این کار را کرد و خدا هم نذاشت اساسش می‌شه بگیرد؟

پس شیطان چه کاره بود در این بین؟

برای چه بود؟

کار بیه.

کار بیجا و عبث که در عالم نیست، ذره‌ای نیست.

همه حساب شده است.

همه حساب شده است.

من و شما با این فکر ناقص و محدود بسیار بی‌حد محدودمون کار بیجا نمی‌کنیم در فرقت حضرت علو مخدیر.

نمی‌شود ذره‌ای کار عبث باشد مگر فکر عبث ما عبث فکر بکند.

این یه چیز دیگه است.

لیجعل ما یورد الشيطان فطرة للذین في قلوبهم مرض.

شیطان پس چی بود؟

خدا تا قرار بدهد خدا آنچه را که شیطان القا می‌کند وسیله‌ی آزمایش، فکر کنید وسیله‌ی آزمایش، برای کسانی که در دل‌هاشون مرض و قساوت است.

این وسیله‌ی آزمایش است.

شیطان وسیله‌ی آزمایش است.

اون القائات که فوراً به دنبال جریان دلیل و در دنبال هر دعوتی از هر پیغمبری می‌کند، اون القائات حساب شده است.

در مقاصد ربوبی حساب شده است تا اون القائات را خدا وسیله‌ی آزمایش قرار بدهد برای کسانی که در دل‌هاشون مرض و قساوت است.

حالا تو می‌خواهی ولایت امیرالمؤمنین را قبول نکنی، حسد می‌کنی، در دلت حسد است.

بسم الله جریان دلیل خوب فقط برای امروز حضرت امیر راشه می‌کنی.

دوست بدار فکرت را به راه می‌اندازی.

بسم الله.

حسد داشتی؟

عِق داشتی؟

مرضامت جای جا گرفتن و پا گرفتن چه چیز است؟

القای شیطان و راه افتادن فکر به تلقین شیطان است.

و إن الظالمین في غی شقاق بعید.

عجب گفت.

اینجور شد و اینجور هم شد.

بعد اینکه دنباله آیه که گفتم ترجمه می‌کنم می‌گذارم آیه آخر از این سه تا چهار تا آیه.

و ليعلم الذين أوتوا العلم أنه الحق من ربك.

این هم نکته‌ی عجیبی است.

این را که معنی می‌کنم خوب بفهمید.

ممکن اون که من میگم خیلی زود نیابد که میگم.

میگه این القائات شیطان را از طرفی خدا قرار می‌دهد وسیله‌ی آزمایش برای دل‌های مریض و با قساوت که توضیح دادم که اونها بروند به اونجا که باید بروند و فکر و هرآشون در معرض تصرف شیطان قرار بگیرد و از طرف دیگر همین القائات را، همین القائات را خدا وسیله قرار می‌دهد برای اونهایی که صاحبان فهم هستند.

دقت بکنید صاحبان فهم هستند یعنی اون یکیا می‌فهمن یا نمی‌فهمن؟

یعنی عقل هیشون خوب کار می‌کنه یا نمی‌کنه؟

نمی‌کنه.

حالا اینا همش یعنی دارد.

این را خدا قرار می‌دهد همین القائات شیطان را و ليعلم الذين أوتوا العلم أنه الحق من ربك.

همین القائات را خدا از طرف دیگر برای صاحبان فهم و معرفت و شعور وسیله‌ی این قرار می‌دهد که این القا وسیله می‌شود که او بداند که آنچه که بر تو نازل شده است دقیقاً حق است.

دقت کنید.

وقتی من می‌بینم خودش نطق من یعنی اگر خدا کمک کند، اگر از أوتوا العلم باشیم، وقتی من می‌بینم که این همه روایات متواتر، اون آیه با اون لحن، اون نقی شیعه و سنی، اون تواریک اونها و ما متواترند، کثیراً نطق می‌کنند که این آیه با این مضمون در جریان تدبرکم نازل شد در خصوص امیرالمؤمنین.

خود او هم میگه من هم میگم ایمان من را چه می‌کند اگر خدا کمک می‌کند؟

ایمانم را در خصوص ولایت چه می‌کند؟

اصلاً تقویت می‌کند.

عجب آلی است.

اینجور شد جریان امیرالمؤمنین صلوات الله.

اینجور شد و این روایتی که گفتم نظر خاص شیطان، اولا توجه داشته باشید.

مسعود ملائک که شد آدم، ذ علی شد.

آدم شد یکی قبله و مسعود علی بود سلام الله علیه.

این رو مورد گفت در سر مسنوی.

گفتم اولا فکر نکنید شیطان من و شماست.

خیلی زرنگ است.

شیطان است دیگه.

شیطان را پوشک نگیرید.

هزاران سال در مقام معرفت و بودیت و توحید بوده است.

آزمایش آمد و به زمین خورد.

خدا از این آزمایش‌ها به هیچکس به من و شما هیش نهی آورد.

به زمین خورد.

شیطان است.

این آزمایش برای شیطان هم هنوز ما خوب نفهمیدیم من و شما که سجده به آدم چه بود؟

خدا گفت و در این بین ملائکه سجده کردند به اون موجود که اسمش شیطان بود سجده نکرد و سجده برای آدم چه بود؟

نفهمیدید.

قبله آدم بود.

مسعود چه بود؟

گفتند به چه سجده کنید؟

نه دانستید؟

به علی سلام الله علیه.

این دقیقاً اینجور است.

البته آدم سلام الله علیه پیغمبر خداست.

اما اصل سجده در برابر حقیقت انسانیت است، حقیقت اول انسانیت که ظهوری از ظهورات اون حضرت آدم سلام الله علیه هست حقیقت اول انسانیت رسول الله است.

در رتبه بعدی کیست؟

امیرالمؤمنین است و اینا یک نور هستند.

یک نور هستند در دو جلوه امیرالمؤمنین و رسول اکرم صلوات الله علیه.

شیطان می فهمید که دستور سجده می‌دهند.

پس لذا از اون وقت حسابش را داشت.

حضرت امیر که نمی‌تواند صرف دروغگو می‌شناخت شیطان دیگه با همین ابعادش می‌شناخت.

نگران نبودن که نشناسند.

می‌گفت را دوست می‌دارم.

خیلی دوست می‌دارم.

اون علی ابن محمد صوفی می‌گوید که مردی بود شیطان براش متنصل شد.

یه وقتی با شیطان مکالمه‌ای داشت علی ابن محمد صوفی.

گاهی شیطان حرف‌های درست هم می‌زند.

حالا اینها هم ما هم از مستان می بوده ایم.

عاشقان درگه وی بوده ایم.

از زبان شیطان است.

عرض کنم که علی ابن محمد صوفی می‌گوید که یه وقتی با شیطان مکالمه‌ای داشته در تمثل، در تمثل.

اون دفعه گفتم تمثل چیه؟

می‌گفت که صحبت‌ها کردیم با شیطان.

طور بهش قسم دادم و چی کردم؟

چه کردم؟

که یک چیزی به من بگو که راست بگی و به منفعت من باشد.

شیطان هم حالا میگم دو جمله میگم به نفع تو.

شیطان گفت.

دو جمله به نفع تو میگم به علی ابن محمد صوفی در مقام تمثل.

شیطان در مقام تمثل گفت.

گفت که به تو دو جمله بگم.

یکی اینکه از دنیا به اندازه اخاف و تحاف فقط بگیر و وازن بکن.

این یک، این یک.

دو جمله خیلی خوب گفته بهش.

دو، دو اون گفت که من چیزی به من بگو که من می‌توانم به خدا نزدیک بشم.

از اون چیزهای خیلی خوب.

گفت یکی اینکه از دنیا به اندازه کفافت بگیر و سلام.

این یک.

اینو فراموش نکن.

دو شیطان است گفتم موجود سابقه دار است.

دو گفت که دوم اینکه ببین علی ابن محمد صوفی من هزاران سال در آسمانها به عبادت و به توحید فرداختم و در همه زمین‌ها هم به شیطنت فرداختم.

در آسمانها به عبادت فرداختم.

به تو بگم اگر می‌خواهی چیزی که بالاتر از اون چیز وسیلهی تقرب به خدا نباشد حب امیرالمؤمنین صلوات الله عليه است.

محبت امیر.

بدان علی ابن محمد صوفی من در آسمانها نه ملک مقرب نه نبی مرسلی را ندیدم مگر همشون به محبت علی سلام الله عليه به خدا چه می‌کردند؟

نزدیک می‌شدند.

اینم دیگر دومین کلمه که علی ابن محمد صوفی گفت.

گاهی از این حرف‌ها می‌زد که وقتی که در جریان غدیر خم حضرت امیر سلام الله علیه ربّنا انت رسول الله و فرمود من کنت مولا فهذا علی مولا.

اینها را که فرمود امام صادق میگه وقتی که اینها را رسول الله فرمود صرخ ابلیس صرخة اشتمعت له الأخاریت.

فریادی از شیطان بلند شد در همون جا.

البته اون فریاد را، فریاد را نه که دیگران می‌شنیدند.

اگر می‌شنیدند که مسئله خراب می‌شد.

این اهلش، این امام صادق میگه در اون روز یعنی در واقعیت در اون نامرئی که دیگران نمی‌شنیدند، شیطان فریادی کشید که همه جنودش جمع شدند.

جمع شدند گفتن این فریاد چیه؟

گفت ویلکم يومكم كيوم عيسى.

وای به حال شما که امروز مانند همان روز عیسی صلوات الله عليه است.

والله لأضلنّ فيه الخلق.

یعنی به جنودش گفت که قسم به خدا یعنی شیطان خودش گفت.

گفت قسم به خدا من در خصوص این علی مردم را به ضلالت خواهم انداخت.

والله لأضلنّ فيه الخلق.

و دنباله دارد روایت که بعداً می بینیم.

این شعر را сейчас من براقتون خوندم عرض کنم که یه چیزی به یادم افتاد.

اینو من مکرر خواستم بگم.

الان به اجمال بگم.

دیگه متأسفانه برای طولانیش وقت نمی‌شه.

در ردیف همین کارهایی که شیطان در خصوص امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و منحرف کردن انسان‌ها از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در ردیف و به دنبال همین کارها و در ردیف این کارهایی که شیطان کرده است و می‌کند خیلی چیزها هست.

از جمله این شعر می‌خواندم به یادم افتاد.

منتها بگم اینجا که نذرم داشتم که اگر مناسب بود بگم.

در ردیف این کارها شیطان از هر بابی وارد می‌شود که نظرها را از امیرالمؤمنین منصرف بکند.

یکی هم این کار است.

یکی هم این کار است.

خوب توجه بکنید ها.

مفصوح است.

قضیه من به اجمال می‌گم.

یکی هم این کار است که شما الان اگر به دیوان مولوی همین دیوان مثنوی مراجعه بکنید، الان به نسخه‌های جدید مراجعه بکنید.

این شعری که الآن خوندم مسرور ملائک که شد آدم ز علی شد.

آدم چو یکی بود و مسرور علی بود.

این را در نسخه‌های جدید نمی‌بینید.

دقت می‌کنید؟

این شعر را با چندین بیت دیگر، دقت بکنید چی میگم ها.

مخصوصاً برای همتون.

اونا که میخوان تحقیق بکنند در این باب.

حالا فعلاً ما برای تحقیق حرف نمی‌زنیم.

دردمندانه حرف می‌زنیم.

ولی کسانی که می‌خوان تحقیق هم بکنند به درد اونا می‌خوره.

در نسخه‌های جدید مولوی این شعر با ده-- با چندین ابیات دیگر که یک قصیده است از مولوی در خصوص امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در نسخه‌های بعدی نیست.

نیست.

این نسخه نویس‌های بعدی که نسخه‌ها برای مثنوی مثلاً تهیه می‌کنند و هکذا برای حافظ، اینها حالا برای خودشون سندها دارن فلان نسخه که در فلان موزه بوده، فلان که در فلان جا بوده، اینجور نوشته، اینجور فلان، اینجور.

اسناد هم ذکر می‌کنند.

زیاد هم اسنادشون متأسفانه می‌رود به کجا؟

گفتید؟

به خارج می‌رود.

این خارج زدگی، فلک زدگی متأسفانه همه را دامنگیر-- الان که من میگم می‌ترسند.

فلک زدگیش دیگه.

دقت کنید.

واقعاً فلک زدگیش.

خارج زدگی.

مثلاً حافظ را شما نسخه‌های جدید دیوان حافظ را ببینید.

اینها نسخ موجود از حافظ، دیوان حافظ را که در نقاط مختلف دنیا از مثنوی حافظ اینها هست.

زیاد وقتی اسناد ذکر می‌کند میگه که در نسخه‌ی فلان جا اینجوره، فلان جا اینجوره.

حافظ مال شیراز است.

بند به خود تو اول نسخه‌های ایران را ببین.

نسخه‌های داخل ایران را ببین.

چرا رفتی اونجا؟

چرا رفتی اونجا؟

فلک زدگیش.

دقت می-- از حافظم من حرف دارم اینجا.

دقت.

مسئله این نیست مولوی حافظ بگن امیرالمؤمنین سلام الله علیه را تعریف کنن.

اگر تعریف کردن افتخار خودشون هست.

خودشون نجات یافتن.

اگر راست بگن.

مهم نیست وقتی خدا می‌گوید «وإن لم تفعل فما بلغت رسالته» حافظ و مولوی هم اگر خدا اینایتشون بکند، حرفی می‌توانند از با برداشت از قرآن و روایات در خصوص امیرالمؤمنین بگن.

مسئله این نیست من می‌خوام بگم حافظ امیرالمؤمنین را طرفدار است.

معاذالله.

خدا پناه می‌برم اینجور فکر بکنم.

معاذالله.

دقت می‌کنید؟

یا مولوی.

اما مسئله این است که نقشه چیست؟

دقت می‌کنید نقشه-- حالا چون حافظ یک شاعر معروف است، چون مولوی هم یک شاعر معروف است، دست‌هایی در کار است که اگر نام امیرالمؤمنین به نحوی در این جاها یاد شده باشد چون در دنیا این دو تا دیوان طرفدار زیاد دارد.

خب نام امیرالمؤمنین به عنوان یک نام بالا و حتی مخصوصاً اگر به عنوان امام و ولی مطرح می‌شود، اینا رو چه بکنیم؟

از میان برداریم.

چرا؟

نقشه همونه.

همون هست.

همون کاری که شیطان می‌کند.

شیطان مشغول کار است.

بیکار که نیست که.

دقت می‌کنید؟

ببینید این نسخه از نسخه‌های زیاد قدیمی نیست.

از این شاید با این جلد شما مثلاً یا نسخه‌های قدیمی‌تر که مسلّم داره ولی این زیاد نسخه‌ی قدیمی نیست.

در اینجا این شعر در این مثنوی که من دارم این را هم گفتم مسعود ملائک که شد آدم ز علی شد آدم چو یکی قبل و مسعود علی بود.

سخن من امروز یه مقدار اگر طولانی شد دیگه به اینجا حرف کشید لازم است این را بدانید که اشکالی انشاالله پیدا نمی‌کند.

این قصیده ببینید در آخر دفتر اول مثنوی است.

آخر دفتر اول یادتون باشد.

از نسخه‌های قدیمی پیدا کرده این شعر در اینجا است.

یک بیت هم نیست‌ها.

این اولش را 혹ش شنیده‌اید تا-- اینجور شروع می‌شود تا صورت پیوند جهان بود.

تا صورت پیوند جهان بود علی بود.

تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود.

شاهی که وسیع بود و ولی بود علی بود.

سلطان صحا و کرم و جود علی بود.

باز من در وسط بگم نمی‌خواهیم از مولوی در خصوص امیرالمؤمنین تأیید بگیریم.

دقت می‌کنید؟

نقشی که به راه افتاده است در حسب این اشعار در این صحبت می‌کنیم.

این صحبت این است.

مسعود ملا-- بعد اینجاست.

بیت سوم این است.

مسعود ملائک که شد آدم ز علی شد آدم چو یکی قبل و مسعود علی بود.

بعد اینجا می‌شمارد هم آدم و هم شیس و هم ایوب و هم ادریس، هم یوسف و هم یونس و هم هود علی بود.

حالا اینها معنی دارد که چی گفته.

هم موسی و عیسی و هم خضر و هم الیاس، هم صالح پیغمبر و داوود علی بود.

آن شیر دلاور که ز بهر طمع نفس در خان جهان پنجه نیالود علی بود.

آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن کردش صفت عصمت و بسط بود علی بود.

آن عارف سجاد که خاک درش از قبر از پنگرهٔ عش برافزود علی بود.

آن شاه سرفراز که اندر راه اسلام تا کار نشد راست نیایستود علی بود.

آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر برچید به یک حمله و گشود علی بود.

بعد اینجا رابطه تغییر می‌کنه.

چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم از روی یقین در همه موجود علی بود.

این هم یک نکته ایرپانیست.

این کفر نباشد سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود.

شاهد اینکه این شعر از خود مولویست مولوی ارادت سختی به شمس داشته است.

در آخر این قصیده اینجور میگه.

میگه که سر دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان شمس الهدی تبریز که بنمود علی بود.

یعنی شمس را هم علی سلام الله به توجهات علی بود.

سلام به طوریکه شمس کرد.

سر دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان شمس الهدی تبریز که بنمود علی بود.

البته قبل از این ابیات دو سطری هم در آخر همین جزء این آمده است.

رومی نشد از سر علی کس آگاه زیرا که نشد کس آگاه از سر اله یک ممکن و این همه صفات واجب لا حول ولا قوه الا بالله.

چرا این در نسخه‌های بعدی نیست؟

به نظر شما؟

البته من نمی‌دانم.

یک چیزی هم در این البته جاهای دیگر حالا اینو میگذاریم جاهای دیگر در مثنوی از حضرت امیر صلوات الله علیه که ذکر‌های بالایی دارد این.

اما این اشعار رنگ و بوی بسیار بالا دارد.

جز اون اشعار دیگری که از مولوی هست در متن کتاب در جاهای مختلف اون از علی آموز، اخلاص عمل، اون اشعار و اشعار دیگر هست.

اما این اشعار رنگ و بوی دیگه دارد.

اونجور که من برای خودتان این حذف شده.

حالا اگر روزگار بگذرد ممکن است بعضی از دیگر هم چه بشود؟

حذف بشود.

به حافظ رسیدیم.

اینجا در قصاید یک قصیده هست که در اینجا به ائمه اشاره کرده در خصوص امیرالمؤمنین علیه‌السلام چیزها گفته که این دیگه نیست.

این در نسخه‌های جدید اصلا نیست.

بقیه قصائد حافظ که در اینجا آمده در نسخه‌های جدید ولی این یکی فقط چیه؟

نیست.

یک قصیده‌ست که در سال هفتصد و هفتاد در شیراز در یک روز هم حافظ گفته است تمام کرده است.

خودش هم در آخر اونجا هفتصد و هفتاد گفت که در شیراز تمام گشت یک روز جمع این اشعار.

اینجا این قصیده که البته در نسخه‌های جدید نیست.

در این قصیده از اول که شروع کرده بعد از حمد و ثنای خدا مطالبی که دارد طولانی است اگر بخوانم فقط چند سطر می‌خوانم.

نوشته بر در فردوس قاطبان قضا.

نوشته بر در فردوس قاطبان قضا.

نبی رسول بلیع حیدر کرار امام جنّی و انسی علی گوید که علی.

ذی کل خلق حزون است از صغار و کبار.

ذی نام عوس معلق سما و کرسی و عرش لذات عوس متورّع زمین به این هنجار.

علی امام و حالا اینا رو چند بیت گوش می‌کنید.

علی امام و علی ایمن و علی ایمان، علی امین و علی سرور و علی سردار، علی علیم و علی عالم و علی اعلم، علی حکیم و علی حاکم و علی مختار، علی نصیر و علی ناصر و علی منصور همینطور می‌شمارد.

اینها را باز چند بیت میگذارم.

بعد وقتی شمرد عرض کنم که میگه که قسم میده به حق چی؟

به حق چی؟

به حق چیه؟

طولانی قسم میده.

اینا دارم طولانیشو نمیخوانم.

قسم یاد میکنه به حق همه انبیا و ملائکه به هر یک یک اسم میبره.

در اونجا هم که میگه که در تا میرسد به اینجا که به حق دین محمد و خون پاک حسین به حق مردم نیک از مهاجر و انصار، به حق این همه انبیا که تا اینجا شمردم حافظ میگه که نیست قسم به اینها که نیست دین خدا را به قول پاک رسول امام غیر علی بعد احمد مختار، امام غیر علی بعد احمد مختار.

زی بعد او حسن است و حسین و عترت او.

مجوی جهل بر این کار مؤمن دیندار.

بعدش هم یک آخ و تازی دارد برای بعضی.

خب البته این قصیده دیگه در نسخه‌های بعدی نیست.

چرا نیست؟

چرا نیست؟

چرا نسخه‌ها وقتی اسناد را ذکر می‌کنند رفتند فقط فلان موزه چه هست فلان موزه.

میگه شی-- در شیراز بود که شما باید اول در اصل جای خودش ببینید چه خبر هست.

چرا نسخه‌ها اگر خواهش هست از اونجا بگیریم.

البته در عین حال در بعضی از عرض کنم که نمی‌دونم به مشهد رفتید شما در مشهد، مشهد رفتید که در مشهد یا در این ور اون ور این اشعار را که دیده‌اید قبر امام هشتم و سو-- این از حافظه این از حافظه نسخه‌های جدید اصلا نیست.

اصلا، اصلا خبری نیست.

این در اینجا هست در این نسخه این شعر هست.

به نظر شما این هم حذف شد.

کلاً حذف شده.

اونجا که حافظ میگه ای دل غلام شاه جهان باش منظور حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است.

ای دل غلام شاه جهان باش و شاه باش پیوسته در حمایت لطف اله باش از خارجی هزار به یک جو نمیخرن.

از خارجی از ولایت زم-- از خارجی از دایره ولایت.

از خارجی هزار به یک جو نمیخرن.

از کوه تا به کوه منافق سفاه باش چون احمدم شفیع بود روز رستاخیز او این تن بلاکش من پرگناه باش.

بعد میگه که آن را که دوستی علی نیست کافر است.

این خیلی تند است.

آن را که دوستی علی نیست کافر است.

او ظاهر زمانه و گو شیخ راه باش.

امروز زنده ام به ولایت تو یا علی فردا به روح پاک imaman گواه باش.

در جایی هم میگه البته این که میگه این در جای دیگه‌ست.

حالا بعدش بعد این شعر میگه قبر امام هشتم سلطان دین، قبر امام هشتم سلطان دین رضا از جام ببوس بر در اون بارگاه باش.

بعد اشعار دیگر دارد.

در یه جایی هم میگوید که البته این بیت دیگه در دیوان‌های جدید هم هست.

اینا نیست.

اینا حذف شده.

این بیت هست که می‌گوید که حافظ اگر قدم زنی در ره خواندام صد.

حافظ اگر قدم زنی در ره خواندام صد.

این در نسخه‌ها مونده.

نمی‌دانم چرا این را حذف نکردند حافظ چون خاندان سِت یه تعبیر خاص داره.

حافظه در قدم زنی در ره خاندان سِت بعد رقیه رهد شود همت شهنه نجم.

این در نسخه‌های جدید من کاملاً دیدم هست.

یا مثلاً این‌ها در نسخه‌های جدید هست این بیت‌ها در هست در نسخه‌های جدید میگه که قصام بهشت و دوزخ آن عهد گشای.

در روایات سنی‌ها و شیعه‌ها این بیان هست که علی سلام الله علیه چیه؟

قسیم الجنة والنار.

شیعه هم نقل کردن، سنی‌ها هم نقل کردن.

میگه قصام بهشت و دوزخ آن عهد گشای ما را نگذاشت که در آین ز پای.

حافظه آن مقامی که می‌ترسیده و امیدوار بوده در دعای خود شهادت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه میگه که قصام بهشت و دوزخ آن عهد گشای ما را نگذاشت که در آیین ز پای.

این در نسخه‌های جدید هم هست.

نسخه‌های این دو سطر.

تا کی بود؟

بعد به امیرالمؤمنین خطاب می‌کنه میگه تا کی برد ربایی بنمای سر پنجه دشمن فکنای شیر خدای.

این هم.

در همین جا قصیده در خصوص امیرالمؤمنین چیزهای دیگر هم دارم که نسخه‌های جدید هست.

این شعرها را، این شعرها را قبلاً براتون یک تناسب خوندم ولی چون در این باب صحبت می‌کردم این را باز بدان که مسئله تکمیل بشود.

دیوانی دارد مولوی به نام همان دیوان الان معروف شمس تبریزی است.

این دیوان به نام شمس چون زیاد اونجا به نام شمس هم گفته.

دیوان کبیر مولوی خیلی بزرگه.

شما به دیوان شمس فعلی مراجعه بکنید در اونجا در اون قسمتی که این اشعار باید در اونجا باشد چنین اشعار دیگه در نسخه‌های جدید نمی یابید.

این کتاب که میبینید از کتاب‌های بسیار قدیمه از کتاب سنی‌هاست یعنی از کتاب علمای سنی است ولی کتاب بسیار خوبیست.

یعنی جنابی المقدس و کسی بخواهد قبلاً هم من این رو یه وقت گفتم براتون.

کسی بخواهد بداند علمای عامه به اجمال البته از این مفصل‌تر از کزین تا یه مقدار جمع کرده، بداند علمای عامه محدثین علما، علمای عامه در خصوص امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در خصوص دوازده امام در خصوص حتی حضرت بقیت الله صلوات الله علیه چه روایاتی آوردند، چه در خصوص فضائل آنها به این کتاب مراجعه بکنه تحیرش زیادتر میشه.

این کتاب فقط مخصوص فضائل و خصوصیات دوازده امام است.

یکی از علمای سنی نوشته.

چاپش هم قدیمیه.

جنابی المبدع از علما معروف و بزرگ عامه است.

عرض کنم که این در اونجا که در خصوص امام زمان صلوات الله علیه صحبت می‌کند و گفته‌های عرفای بزرگ را در خصوص امام زمان سلام الله علیه یاد می‌کند بعد از آوردن روایات، اونجا از مولوی هم اشعاری در خصوص منظورش این است امام زمان بیاورد.

این لان که این اشعار در خصوص همه ائمه است از اول تا آخر آورده این مقدارش هم حذف کرده.

این اشعار از دیوان کبیر مثنوی نقل کرده که الان در این دیوان کبیر اینها اصلاً در چاپ‌های جدید چیه؟

یافت نمی‌شود.

این گفتم دیگه از کتاب عامه است ها شیعه هم نیست.

خودش از کتاب عامه است جنابی المبدع معروف به این مخصوصاً این کتاب را پیدا کردید البته خب زبان عربی دانستن ولی واقعاً کتاب مطالعه کرد.

می‌خواهید تحیرتون روزبه‌روز اضافه بشود؟

و در این صحبتی که امروز داشتیم که انسان تعجب می‌کند این جریان چرا مخفی ماند؟

جریان امیر سلام الله علیه و حضرات ائمه با این جریان قدیمی‌تون تعجب تون برای که زیادتر بشود این کتاب را بیشتر بخوانید.

خب اینجا این میگه که و من کلمات.

البته من حیف این است که فرصت نکردم دیوان عطار را مظهر صفاتش را ببینم که اونجا هم هست کردن که بعید نیست این دست اونجا هم به کار رفته باشد.

در به اصطلاح نوشته‌های شیخ احمد جام هم همینطور چون اینجا از اینها هم آورده شاید اونجا هم این دستها به کار افتاده ولی فقط این در خصوص مولوی است.

مولوی در دیوان کبیرش میگه و من کلمات جلال الدین رومی همون منظور مولوی است.

قدس الله سره و وهب لنا برکاته و حلوزاته فی دیوانه الکبیر از کلام جلال الدین رومی قدس الله سره در دیوان کبیرش الذی جمع على ترتیب حروف الهجان.

همون دیوانی که به ترتیب حروف هجان آن را جمع کرده است همان دیوان شمس است که به ترتیب حروف آن را جمع کرده است.

میگه از کلمات جلال الدین رومی هم در اون دیوان اینهاست که چند بیتی را نقل میکنه.

منظورش هم فقط در خصوص امام زمان است ولی اشعار را از اول از ائمه شروع کرده پیش رفته.

بعد میگه که این صاحب اناب المبدع اینجور شعرها را شروع میکنه.

ای سرور، ای سرور مردان علی، مردان سلامت می‌کنند.

شما الان به دیوان شمس تبریزی چاپ جدید، چاپ‌های جدید مراجعه بکنید.

اونجا که سلامت می‌کنند، نسران سلامت می‌کنند مراجعه بکنید چیزهای دیگر میبینید اما این اشعار را اصلاً نمیبینید.

ای سرور مردان علی، مردان سلامت می‌کنند.

ای صفدر مردان علی، مردان سلامت می‌کنند.

بوده و حذف شده.

تا میگه که ای لا انگار.

ای لا انگار یعنی چند بیت اینو حذف کرده این صاحب اناب المبدع کل ای جا رو حذف کرده اونا رو دیگه از کجا باید پیدا کرد؟

نسخه‌های جدید که تا میگه الى انقاض تا جایی که حالا طولانی بوده دیگه.

تا جایی که مولوی گفته است با قاتل کفر.

این آهنگ مخصوصی است البته اونایی که به چه عرض کنم شعر و آهنگ شعرها و این جور چیزها واکثره می‌دانند.

این یک آهنگ مخصوصه از مولوی در شمس.

با قاتل کفار گو با دین و با دیندار گو با قاتل کفار گو با دین و با دیندار گو با حیدر کرار گو مستان سلامت می‌کنند.

مستان یعنی حالا منظور خودش مستان معنوی منظورش است.

مستان سلامت می‌کنند.

با برج دو گوهر بگو با برج دو اختر بگو با، با شبّر و شبیر گو منظور امام حسن و امام حسین سلام الله علیهماست.

با شبّر و شبیر گو مستان سلامت می‌کنند.

یک که شیعه را می‌شناسد.

با زین الدین عابد بگو با نور الدین باقر بگو با جعفر صادق بگو مستان سلامت می‌کنند.

با موسی کاظم بگو با طوسه عالم بگو منظور امام رضاست.

با تقه قائم بگو امام جواد سلام.

مستان سلامت می‌کنند.

با میر دین هادی بگو با عسکری مهدی بگو با اون ولی مهدی بگو مستان سلامت می‌کنند.

با باد نوروزی بگو با بخت پیروزی بگو با شمس تبریزی بگو مستان سلامت می‌کنند.

چرا رفت این اشعار؟

گفتم باز در آخر میگم منظور این نیست با مولوی و نمی‌دونم اهطار و شیخ احمد جام و حافظ و امثال اینها و امیرالمؤمنین و سلام الله علیه.

منظور این است چه نقشه ای در کار بوده از همان اول تا حالا و ادامه دارد که باید حضرت علی سلام الله علیه، مردم را از حضرت علی سلام الله علیه به هر نحوی باشد منصرف کند.

ولو به این اندازه باشد که یک کسی در خارج دیوان عاوزی می‌خواند ببیند حضرت امیر را آن چنان بحث کرده.

گرچه بعضیاش مونده اما به عنوان امام بحث کرده است.

خب امیدوارم ان شاءالله که خدا این نعمت را از من و شما نگیرد و الحمد لله الذي جعلنا من المتمردين بولایه امیر المؤمنین والایمه المعصومین صلوات الله علیهم اجمعین.

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

السلام علیکم و رحمه الله.