ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 050

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

قل اني اخاف ان عصيت ربي عذاب يوم عظيم.

میگو من می‌ترسم اگر به پروردگارم عصیان می‌کنم از عذاب روز بزرگ.

روز بزرگ همون روزی‌ست که انسان می‌میرد.

پرده‌ها کنار می‌رود و اونجاهایی که من و شما خدای قهار و خالقیم، همون خدای قهار و همونجاهای می‌یابیم به مجرد مردن.

حالا و همچنین در قیامت.

ولی به مجرد مردن شروع می‌شود.

قل انی اخاف ان عصیت ربی عذاب يوم عظيم.

خب دیگه من در این باب صحبتی نمی‌کنم و دوستان را توصیه می‌کنم اگر مطلب را خوب فهمیدید، خوب دقت کردید و مخصوصاً در این که اسماء التي ملأت اركان کل شيء دقت بفرمایید.

همجا اسماء است و سؤال است و جواب.

اسماء است و سؤال است و جواب.

خواسته‌ست از مخلوق اجابت است از طرف تناسخ.

این را فکر بکنید و انشاالله اگر خوب فهمیدید و همین امشب اگر توانستید از معصیت برگردید و معصیت معصیت کاران هم شما را جره نکند.

شما خودتان به خودتون دلتون بسوزد.

رسول الله نمی‌تواند معصیت بکند.

جرات معصیت جا نداشت.

می‌بایست می‌ترسید.

شما و ما بیشتر باید بترسیم.

اما رسول الله با اون مقام و منزلتش به اون خط-- به اون این خطاب می‌آید.

من از مقام و منزلت رسول الله بگم تا شما ببینید که این خطاب با اون مقام و منزلت چقدر برای ما پیغام دارد.

این خطاب قل انی اخاف ان عصیت ربی عذاب يوم عظيم.

خب البته صحبت در فضا رسول الله گذشتم دیگه.

گذشتم و خدا کند که به نهایت کند خدا ما.

اما من می‌ترسم چون از یه چیزی می‌ترسم.

برای خودم می‌ترسم و برای شما هم می‌ترسم.

چون من فکر می‌کنم شما از من بهتر نیستید.

همان‌طور که شما هم حتماً می‌دانید من بهتر از شما نیستم.

من از این می‌ترسم که موفق باشیم به ترک گناه.

یک چیزی در این بین هست و اون اینکه میگه که نذر میثاق و شکست توبه‌ها به قول مولوی موجب لعنت بود در انتها.

این پدر ما را درآورد اصلا.

هی توبه کردیم شکستیم.

اون یکی شعر را خونده که هر قدر توبه شکستی چه، چه می‌کنی؟

بازو بازو.

نه، نه اینطور نیست.

این هم از اون حرف‌هاست که باید فراموش کرد.

هرچی توبه شکستی بازو.

البته بازو اگر بگید راه توبه بسته است نه خیر بسته نیست.

اما یک حقیقت در این بین است.

چون اینکه نذر میثاق به قول مولوی.

نذر میثاق و شکست توبه‌ها موجب لعنت بود در انتها.

هر انسان توبه کرد باز نذر کرد.

توبه کرد باز نذر کرد.

هی تیرگی‌ها می‌نشیند بر دل.

تیرگی‌ها می‌نشیند و دیگر موفقیت بر توبه مقبولی که انسان مشمول رحمت بشود این را یواش یواش برای انسان نزدیک به محال می‌کند.

موجب لعنت بود در انتها.

خب انشاالله در این حد خدا این آیه را از رسول الله بگوییم.

اما چه بگوییم؟

خودش فرمود لیمه الله وقت لا یسعنی فیه ملک مقرب ولا نبی مرسل.

می‌فرماید من با خدا وقتی دارم.

رسول الله فرموده که در اون وقت مو-- منزلتی‌ست، وقتی‌ست، جایگاهی‌ست، مقامی‌ست.

من با خدا وقتی دارم که دیگه اونجا هیچکس راه ندارد.

نه ملک مقربی اونجا جا دارد نه که نه نبی مرسل.

لیمه الله وقت لا یسعنی فیه.

اونجا دیگه هیچکس راه پیدا نمی‌کند.

چه ملک مقرب باشد مانند جبرائیل و میکائیل.

اون مقربین.

چه نبی، هیچکس نبی مرسل باشد.

کسی که خودش اینطور گفته است.

حالا خودش اینطور گفته خدایش هم طورهای دیگر گفته.

در صحبت در مقام و منزلت او چیز ساده‌ای نیست.

این صحبت‌ها هم به اون معنا نیست که من بگم رسول الله چه منزلت دارد.

شما هم بفهمید یا من بفهمم.

نه، به اون معنا نیست.

همینقدر جمله‌هایی میگم اون اندازه که ذهن و فکر وافی کشد به فهم و تصور ذهنی بکنید.

جابر می‌گوید که جابر بن عبدالله به رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم گفتند که اول-- گفتند یا رسول الله اول شيء خلق الله ما هو؟

اولین مخلوق خدا خلق کرده است.

جابر می‌گوید به خود رسول الله میگوید اولين مخلوق خدا خلق کرده است چیست؟

ما هو؟

قال نور نبي کيا جابر خلقه ثم خلق منه کل خیر.

سرّ است وجود رسول الله.

اما از این سر جمله‌هایی گفته شده است ما هم می‌گوییم.

سرّ است.

اصلاً سر الله است.

او هم سر الله است.

علی هم سر الله است.

اینها خود ائمه فرمودند نحن اسرار الله المودعه في الحیاش البشریه.

حالا ائمه جلغات رسول الله هستند.

اون‌ها هست.

حالا در خصوص اون‌هاست.

نحن اسرار الله المودعه في الحیاش البشریه.

جابر گفت سؤال کردم اولین مخلوقی که خدا خلق کرده است چیست؟

گفت که نور پیغمبرت ای جابر یعنی نور من خودش فرمود نور نبی تو ای جابر خلقه ثم خلق من کل خیر اول خدا نور پیغمبر تو را خلق کرد و سپس هر خیری را از اون نور خلق کرد.

در بیان ساده‌تر و اول مخلوق نور رسول الله است حقیقت رسول است.

اون حقیقت وقتی خلق شد سبب خلقت کل مخلوق شده است در مراحل مختلف.

یعنی هر خیری همه موجودات از اون نور خلق شده‌اند.

این یعنی چه؟

حالا شما هرچه فکر کنید، بنده هرچه فکر می‌کنم این را نمی‌فهمم.

ولی در هر صورت اینجا می‌گیم نمی‌فهمیم دیگه همین.

با همین کلمه خودمان را راحت می‌توان کنیم.

از نور رسول الله همه چیز خلق شده است.

قبل از همه اون نور خلق شده.

البته در روایات آمده اون نور را که خلق کرد، اون نور البته روایت اینجور میگه نور رسول الله حقیقت رسول بود که قبل از کل خلقت خلق شده است.

این نور جلوه‌ی اسم نور خدا بود.

خدا او را از نور خودش خلق کرد.

الله نور سماوات والارض.

اسم نور حق تجلی کرد.

حالا به اصطلاح عرفا اینطور می‌شود.

اسم نور تجلی کرد.

تجلی اولش یا جلوه‌ی اول و جلوه‌ی تام و اتمش شد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.

این نور خودش باز جلوه داشت.

جلوه‌ی اولش اونجور که از روایات صادره می‌شود، جلوه‌ی اول این نور عبارت است از نور علی بن ابی طالب صلی الله علیه و آله وسلم باز قبل از خلقت انسان‌ها.

جلوه‌ی نور امیر سلام الله علیه عبارت است از حضرات ائمه و جلوه‌ی نور رسول علی فاطمه زهرا سلام الله علیهاست.

بعد از جلوهات این‌ها ملائکه عوالم ملکوت و عوالم بعد ملکوت و تمام ریزه کاری‌های وجود به وجود آمده است.

این چنین است به اصطلاح مسئله نور رسول الله به نظر بعضی جوان اما گفتم نمی‌فهمیم یعنی چه.

هرچه هست اول مخلوق است.

منشاء یعنی سرل مخلوقات دیگر است.

حقیقت رسول صلوات الله.

حالا شما ممکنه به نظرتون بگه خب این نور اون وقت خلق شده بعد‌ها چطور؟

بله همین نور همین حقیقت رسول یعنی روح شریف رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم قبل از کل خلقت بود.

اما در اون مقطع زمانی در همین بدن شریف دون ربیعش تجلی کرد.

چی وارد باشد؟

شب هفده ماه ربیع روز جمعه هم بوده اون وقت.

روز جمعه نزدیک فجر یعنی طلوع صبح این نور به اصطلاح تجلی کرده.

البته در این عالم یعنی تجلی کرده.

قبل از اون تجلی در بدن کرده بعدش در این عالم تجلی و ظهور پیدا کرده است.

و چون نور بسیار اسرارآمیزی بوده است و هست، لذا حقایق عجیبی همین شب به نقل به اصطلاح تاریخ و روایت‌ها به ظهور پیدا می‌کند.

حقایقی که اون‌ها هم سر است.

مثلاً همه بت‌ها در همه جا به رو افتادند.

این سر است.

یعنی نمی‌شود با عقول عادی اینها را سنجید یعنی چه؟

رسول الله متولد شد.

فرداش یعنی در همون ساعت تولد هرجا بت بود هم اون بت‌هایی که در کعبه بود و هم در هر جایی زمین بتی که درست کرده بودند عبادت می‌کردند، اون‌ها همه به رو افتادند.

چیز غیر عادی.

همه تعجب کردند.

حتی بت‌هایی که در کعبه بود افتاد.

یا دریاچه سابه، اون حیاتهای شورزاد دیگه میدانشون برچیده شد با دریاچه سابه.

تمثیلی است از این قضیه.

اینجا هم اسرار است.

چون من اول گفتم صحبت‌ها رو می‌خوام ساده داشته باشم.

نمی‌خوام به جزئیاتش بروم.

چرا باید دریاچه سابه خشک شود نه دریاچه دیگر؟

حیاتهای شورزاد باید برچیده شود با آمدن رحمت العالمین و با ظهور صراط مستقیم و مرحله آیه توحید در عالم هستی.

به برکت وجود رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم.

در هر صورت دریاچه سابه خشک شد.

طاق کسروی شکست.

سر است.

حتماً طاق کسرا شکسته است.

سر است.

چهارده کنگره از کنگره‌های همان طاق افتاد.

این مسلّم است.

این‌ها سر است.

انواری در خانه‌های مؤمنین صادق شد همه دیدند.

این‌ها سر است.

در همان موقع تولد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.

شیطان به فریاد آمده با جنودش به اصطلاح به فریاد و ناله افتادند و از آسمان‌ها که قبلاً راه داشتند منظور عالمان معنوی است.

دیگه راه‌ها به رویشون بسته شد.

سر است.

خیلی شیطان به اصطلاح رغمن شد با تولد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.

کسانی شاهد صعود و عروج ملائکه بودند.

سر است.

مادر رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می‌گوید با مادر امیر سلام الله عليه که بوده اون موقع تولد مادر حضرت امیر یعنی فاطمه بنت اسد گفت تو می‌بینی این نور را؟

او هم گفت من می‌بینم نور را.

می‌گوید وقتی که این مولود متولد شد و به دنیا آمد، اولاً دنیا آمدنش خود مادرش توصیف می‌کند.

مادر رسول الله می‌گوید که به دنیا آمدنش اولاً غیر عادی بود یعنی خلاف معمول بود.

همین که آمد یک دستش رو تکیه بر زمین داد و یک دستش به سوی آسمان و بالا و لب‌هاش را چشم‌هاش به سوی آسمان و لب‌هاش حرکت کرد.

در اون صورت نوری صادر شد که مادرش می‌گوید که من دیدم.

یعنی نوری صادر شد که حال مکاشفه برای مادر رسول‌الله پیش آمده است.

ساده‌تر بگیم کشف است در واقع.

اصول یمن، اصول شام با تمام جزئیاتش می‌گوید من از نزدیک همه را دیدم.

نوری صادر شد که مادر امیر گفت که تو می‌بینی این نور را؟

گفت بله می‌بینم.

در همین بین بود که این‌ها صحبت می‌کردند این چه نوری‌ست که صادر شد.

در همین بین بود که عبدالمطلب جد رسول‌الله وارد شد و دید که مادر رسول‌الله با، با فاطمه بنت اسد صحبت می‌کنند.

این صحبت را گفت: چی صحبت می‌کنید؟

گفتند که نوری صادر شد با آمدن این موجود با تولدش.

گفت عبدالمطلب به فاطمه گفت که من به تو اشاره دهم که به زودی وصی همین موجود که عبارت باشد همین تازه ولد که عبارت باشد از امیر سلام‌الله‌علیه هم از طول به تو از، از تو به دنیا خواهد آمد.

به چیز گفت به فاطمه مادر علی بن ابی‌طالب.

اشاره بدهم که وصی این موجود هم از تو به دنیا خواهد آمد.

این‌ها همش سرّ است.

همش سرّ است.

یک جمله‌های دیگر من از اسرارش به شما بگویم.

رسول‌الله صلوات الله علیه اولین مخلوق است.

گفتم سرّ است نمی‌فهمید.

بعد از او امیر سلام‌الله‌علیه است.

بعد از او ائمه است از لحاظ ترتیب و ترتیب تجلیات.

بعد عوالم دیگر است.

اولین موجودی که به خدا عبادت کرده است، اولین موجودی که تحلیل کرده است نور رسول‌الله و حقیقت رسول است.

اینجا داستانی به شما نقل می‌کنم.

در حالات ملائکه هست.

ملائکه را عمر که خدا به وجود آورد ملائکه گفتند که ما همین که به عرصه وجود آمدیم نور رسول‌الله، حقیقت رسول صلوات الله عليه و حقیقت معصومین سلام الله علیهم أجمعین را دیدیم در همان مقائع و جایگاه‌های اصلی خودشون که مشغول تسبیح و تقدیس و تنزیه و تحلیل بودند و ما از تسبیح و تقدیس و تنزیه آن‌ها یاد گرفتیم عبودیت و تسبیح را ما هم به تسبیح و تحلیل پرداختیم.

طبعا تعلیم‌کننده تسبیح و تحلیل و تقدیس به ملائکه کیست؟

اگر گفتید تعلیم‌کننده‌ش کیست؟

رسول‌الله است.

اولین کسی که عبودیت را به کل ملکوت تعلیم کرده است حقیقت رسول است.

به ملائکه و به کل حتی به همه انبیا، حتی به همه ائمه، حتی به تمام ملائکه.

اولین کسی که در عالم الست بلا گفته است رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم است.

بلای او بقیه را هم به بلا آورد.

دقت می‌کنید؟

او بلا گفت، بقیه بلا گفتند.

اولین کسی‌ست که بلا گفته است.

رسول‌الله صلوات الله.

دقت کنید.

سؤال کردند که شما جهت سبقت‌تون بر همه انبیا چیست یا رسول‌الله؟

فرمود من در عالم ذر میسا اون وقتی که خدا گفت الست بربکم قبل از همه من بلا گفتم.

بعد از من انبیا و ائمه و ملائکه و همه موجودات دیگر بلا گفتند.

می‌دانید سرّش چیست که اول او بلا گفته است؟

چون اقرب الخلق الی الله است.

چون از همه به خدا نزدیک‌تر است.

حالا من در اینجا یه توضیح اجمالی از الست به شما بگویم.

این را هم در اینجا یاد بگیرید که به دردتون ممکنه بخوره.

عالم الست عالمی‌ست که همه من و شما در اونجا هستیم.

انبیا هم هستند، ائمه هستند، همه هستند.

اونجا خدا در وجود همه مخلوقات و در همه جا تجلی کرده است.

هر موجودی و هر انسانی در مقام الست خدا را در وجود خود و در همه جا شاهد است.

اما چی از همه بهتر خدا را در وجود خود شاهد است به لحاظ اینکه نزدیک‌تر است؟

رسول‌الله.

بنابراین وقتی خدا در آن عالم گفت الست بربکم اولین کسی که بلا گفت رسول‌الله.

بلای او موجب بلای دیگر بلاگویان شد که ملائکه و انبیا و ائمه و سایر موجودات باشند.

اینجا هم اول است.

در خصوص حالا دیگه صحبت‌ رو تمام می‌کنم.

کفایت می‌کنم.

یه جمله هم بگم.

رسول‌الله در معراجش بگم یه اشاره‌ای به یک سری از اسرار.

در معراج می‌گوید که من در عالم هفتم از عوالم ملکوت که رسیدم دیدم ملائکه همین که مرا دیدند گفتند که الحمد لله الذي صدقنا وعده.

شکر کردند خدا را همه ملائکه.

خدا را شکر که وعده‌ای که به ما داده بود آن وعده‌اش را چی کرد؟

عمل کرد.

رسول‌الله می‌فر- می‌فرماید دیدم این جمله را گفتند همه ملائکه آمدند من را دیدند و هی این جمله را می‌گفتند.

الحمد لله الذي صدقنا وعده.

گفتم چرا این جمله را می‌گویید؟

ملائکه در جواب من گفتند که اون وقتی که ما خلق شدیم، دقت کنید، اون وقتی که ما به وجود آمدیم، خلق شدیم در ملکوت سلطان.

ملکوت سلطان یکی از ملکوت‌هاست، یکی از عوالم ملکوت است.

دقت و توجه دارید که ملکوت مراتب دارد.

اعلی و أسفل، اعلی عوالم هست، أسفل عوالم است.

یکی از ملکوت، ملکوت سلطان است.

ملکوتی‌ست که اونجا اسم سلطان هست به اصطلاح تجلیاتش هست.

اون ملاکه گفتند به رسول الله وقتی ما به وجود آمدیم و مقاعد یعنی جایگاه‌های شما را در ملکوت سلطان دیدیم، شما گفت البته مقصود رسول الله بود و حضرات معصومین.

شما را در اون جایگاه‌های خودتون در ملکوت سلطان مشاهده کردیم و طبعا نمی‌توانستیم اونجا به شما نزدیک بشویم.

دقت می‌کنید؟

اونجا به شما نزدیک بشویم.

عشق و شیفتگی ما بر شما موجب این شد که ما از خدا خواستیم که در مرتبه نازلی ما شما را زیارت کنیم.

در مرتبه که ما می‌توانیم و خدا به ما وعده داد که شما را به ما نشان بدهد.

الحمدلله که الان به زیارت شما چی شدیم؟

به زیارت شما نائل شدیم.

خب این هم سرّ است.

دقت کنید.

این هم سرّ است.

صل الله علیه و آله و سلم.

خب دیگه.

از خدا می‌خواهیم که به برکت وجود رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم ما را از این وضعی که داریم، از این وضعی که داریم که نمی‌شود توصیف کرد چه وضعی‌ست چه از لحاظ معرفت، چه از لحاظ عمل و چه از لحاظ به اصطلاح خصوصیات دیگری که باز برمی‌گردد به همین دو تا.

وضعی که داریم زیاد قابل توصیف نیست.

از خدا می‌خواهیم به برکت وجود رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم به ما نظر کند.

خدا معرفت بدهد و همراستا با معرفت عمل بدهد.

شما بعد از نماز این دعاها را می‌خوانید.

اللهم عرفنی نفس بعدم می‌گید اللهم عرفنی رسولک یا نبیه‌اش.

خب این معنیش همین است یعنی نمی‌شناسیم.

خدا کند بشناسیم و بعد رسول الله را هم بشناسیم و همچنین قرآن را بشناسیم، ائمه را بشناسیم و بر اساس شناخت خودمون انشاالله خدا عنایت کند که متنبّه هم باشیم به خودمون هم بیاییم.

البته شناخت تنها هم نباشد.

شناخت بی‌عمل هم نباشد.

شناختی باشد که عمل را به دنبالش بیاورد و اون عمل ما را به شناخت بالاتر باز برساند.

[سرفه]