ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 057

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

روایتی به نظرم آمد که برای توضیح یک نکته باز امروز برای شما یا یک حقیقت.

یک روایتی در خصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هست.

اشاره می‌کنم به.

یک حقیقت را در ظل این روایت برای شما توضیح بدهیم که لازم است بدانیم.

این روایتی که نوشتم من در اینجا از رسول تابی است.

جمله اول رسول تابی.

البته هست رسول تابی که همان عربی‌اش باشد.

12 جلد از 100 جلد او و جمله اول از جلد جدید در صفحه است.

صفحه دویست و شصت و پنج است، حدیث اول.

این حدیث است قسمتی از این حدیث را من اینجا نوشتم که در خصوص رسول اکرم صلوات الله علیه هست.

جمله‌ای در اول حدیث است.

خب حدیث را مرحوم کلینی با اسنادش از و اسناده‌اش از عبیس خان نحوی نقل می‌کند.

اون عبیس ها می‌گوید که دخلت على ابی عبد الله علیه السلام.

من وارد محضر امام صادق صلوات الله علیه شدم.

فسمعته یقول.

شنیدم امام صادق می‌فرمود إن الله عز وجل أدب نبيه على محبته.

این فرمایش را شنیدم از امام صادق که می‌فرمود إن الله عز وجل أدب نبيه على محبته.

خدای تعالی پیامبرش را، پیامبرش را، رسول الله یعنی تربیت کرد بر محبت خود.

فقال آن وقت تربیت رسول الله بر محبت خود یا بر محبت خدا، بر احساس محبت خدا، بر میثاق محبت و عشق خدا.

آن وقتی که تربیتش تکمیل شد، این جمله معنی‌اش این است وگرنه دیگه در خود ظاهر جمله نیامد.

تربیت فرمود پیامبرش را بر محبت خود فقال بعد از تکمیل تربیت فرمود در خصوص پیامبرش فرمود در قرآن فرمود و انک لعلى خلق عظيم.

تو خلق عظیمی را دارا هستی.

تو یعنی رسول.

و انک ل-- تو ان-- لعلى خلق عظيم.

داراي خلق بسیار عظیمی هستی.

روایتی ظاهر اینقدر تشدد است.

این قسمتش را که اولا مخصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هست.

ثانیا یک حقیقت بسیار بالایی را گویاست.

این قسمتش را من فقط می‌خواستم برای شما امروز توضیح دهم.

جمله خیلی خلاصه است.

جمله خیلی خلاصه است.

خدای تعالی پیامبرش را تربیت فرمود بر محبت خود و فرمود پس پس فرمود و انک لعلى خلق عظيم.

یعنی اونچه که در وجود رسول الله صلوات الله علیه با تربیت و تأدیب ربوبی حاکم بود فقط محبت حق بود.

البته توجه دارید که قبلا هم صحبت شده.

می‌دانید در لسان قرآن و در لسان روایات از محبت حق، از محبت خدای تعالی.

در اون مرحله بسیار بالا و شدیدش هم با کلمه محبت تعبیر آورده شده است.

هیچ وقت با کلمه عشق در قرآن یا در روایات نیامده.

البته موارد معدودی دیده شده است از روایات زیاد روی سند اون‌ها.

حالا صحبت‌ها هست.

در هر صورت لسان آیات و روایات در باب محبت این یادتان باشد که هرچه محبت بالا هم باشد، در اون مرحله بالای محبت که که تصور ماها نمیاد مرحله حیوانش باشد، مرحله غو-- غو درآرو فنایش باشد که عشق تعبیر آورده می‌شود.

در لسان معمول در قرآن و روایات همه جا محبت تعبیر آورده، ولو از مرحله شدیدش که عشق نامیده می‌شود در اصطلاح معمول.

مثلا بعد از این آمن اشد حبا لله.

در قرآن می‌خواند مؤمنان واقعی شدت محبت نسبت به خدا دارند.

شدت محبت همان است که گفتم در اصطلاح معمول که عشق گفته می‌شود.

احکام اون مرحله بالای، بالای محبت که عشق از او تعبیر می‌شود.

آثار اون، خصوصیات اون، احکام اون، آداب اون و خود اون را ماها که بسیار دور هستیم از اون مرحله نمی‌فهمیم.

اگر هم توضیح بدهند باز یک سیستم مفاهیم ذهنی در ذهن ما خواهد آمد.

نخواهیم یافت حقیقتش چیست و نمی‌یابیم.

این دیگه یک مسئله مسلم است هر جایی.

در هر صورت اونی که برای رسول الله هست در اینجا اشاره شده است.

خدای تعالی پیامبرش را بر محبت خود تربیت فرمود.

پس پس او انک ل-- و انک لعلى خلق عظيم.

این محبت بالای بسیار بسیار بالای رسول الله است صلوات الله علیه نسبت به خدا تعالی که هیچ محبت، محبت هیچ محبی از محبان حق به محبت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به حق.

یعنی در اصطلاح معمول به عشق او نمی‌رسد و خودش می‌دانش که وقتی به اون مرحله بالای محبت که همان در اصطلاح معمول شاید عشق بی قراری بسیار بالا که بالاتر است.

هر عشق و محبتی که در نظام وجود مطرح می‌شود بین ملائکه باشد، مقربین باشد، صالحین باشد، بندگان صالحین باشد.

خب اینا همشون محبت دارن، به خدا عشق دارن اما آنچه رسول دارد صلوات الله علیه چیزیست که به نظر کسی نمی‌آید.

"فَلِذا قَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ" بسیار خلق بالایی دارد.

خودش گفت.

یعنی اون عشق و محبت را که در وجود رسول با تربیتی که داشت خدا تعالی دید و مشاهده فرمود و نگاه کرد گفت "وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ" عجب خلقه‌ای داری.

خلق بزرگ داری "وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ".

حالا توصیه می‌کنم به شما اون دعایی که گفتم بعد از نمازها بخوانید، اون رو ترک نکنید.

کرده‌اید بعد از این ترک نکنید.

اللهم ارنی myself که اینجا شروع می‌شود.

این نیاز و طلب استکانت دارد و مسکنت برای انسان از خدا بخواهد.

خدا خودش را وسیله، رسولش را وسیله، حجتش را که حضرت بقیت الله صلوات الله علیه هست و سایر حجت.

این نیاز به این دارد که انسان با طلب مسکنت از خدا بخواهد با ناله بخواهد تا خدا رسولش را به رو چه بکند؟

بشناساند.

مسئله بسیار بزرگه.

اصلاً رسول الله یعنی چی؟

لولاك لما خلقت الأفواه چی می‌گوید؟

و چیزهایی که در بارۀ رسول الله است.

در هر صورت با این جمله‌ها و دعاینها تا نمی‌شود آن شناخت.

هرچه هست من مقصودم این بود که ببینید تربیت رسول بر اساس محبت و عشق حق است و تربیت خاص خدا به عشق و محبت او به خدا رسید به جایی که در هیچ به تصور ما نمی‌آید.

ولی خدا فرمود "وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ" عشق و محبت او را خلق عظیم حساب کرد.

من در این مسیر می‌خواستم برای شما امروز یک حقیقت و در همین مسیر بعد از این که صحبت به اینجا رسید به شما توضیح بدهم.

و لازم است این را هم بدانید.

زیر این روایت می‌خوام به شما توضیح بدم خلق و اخلاق چیست؟

دقت کنید.

از، از، از نظر قرآن و عترت یا قرآن و سنت، کتاب و عترت، اخلاق و خلق چیست؟

شما تا این اندازه که صحبت به اینجا رسید فهمیدید که اینجا بر اساس همین روایتی که روایت معتبر است از اصول کافی است و خصوص رسول الله است.

این را اجمالا فهمیدید که عشق به خدا، اون که رسول الله داشت به تصور ما نمی‌آید.

محبت به خدا اونی که او داشت به ذهن کسی نمی‌گنجد.

این را خدا چی تعبیر کرد از او؟

خلق از-- معلوم می‌شود خلق یه معناهای دیگری دارد.

ما مثل اینکه راه رو عوضی رفته‌ایم.

دقت می‌کنید؟

عوضی هم نه.

خیلی ناقص و سطحی و کم یافتیم خلق چیست.

خب ببینید مكارم اخلاق که رسول الله صلوات الله علیه برای تکمیل آن و تثبیت آن مبعوث شده است.

در زیارت وار است بر اساس همین بیان، بر اساس همین روایت درست و می‌گفتم مكارم اخلاق.

مكارم اخلاق چیست؟

یک متأسفانه یک برداشت ناقصی از مكارم اخلاق و از اخلاق کریمه و از کرائم خلقه، از کرامت‌ها.

یه برداشت ناقصی هست که من امروز می‌خواستم اون رو در زیر این روایت برای شما توضیح بدم.

برداشت ناقص چیه؟

وقتی سخن از اخلاق به میان میاد یا حتی نوشته‌ای می‌خواهند بنویسند، معمولا اخلاق را در یک دایره بسیار محدودی می‌گیرند.

در دایره بسیار محدود نه غلط است دایره را بسیار محدود می‌گیرند.

در صورتی که نظر قرآن و اسلام و کتاب عترت اون نیست، بسیار بالا است.

بسیار وسیع‌تر از آن است.

چطور محدود می‌گیرند؟

شما خب یه مقدار اشاره بکنم می‌فهمید.

مثلا وقتی میگن فضائل اخلاقی یا کرائم اخلاقی یا اخلاق کریمه یا مكارم اخلاق چیست؟

می‌شمارند مثلا می‌شمارند عفو مثلا، علم مثلا، ربط مثلا، مدارا مثلا، تواضع مثلا، صبر، جهاد، سکوت.

خب اینا درسته.

اینا از مكارم اخلاق است.

اما در همین محدوده‌ها پیش می‌روند و فکر می‌کنند اخلاق کریمه، مكارم اخلاق و مکرمت‌های خلقه که رسول الله برای تکمیل آن آمده است همین‌هاست.

ولی به هر حال اینا گوشه‌ای از مسائل و مكارم هست.

متأسفانه که به نام تمام مكارم مطرح شده است.

دقت کنید.

مثلا عشق به خدای تعالی را به نظر من شما تا حالا به عنوان یک خلق کریم و به عنوان یک فضیلت خلقه شاید تازه به گوش شما می‌خورد.

از بر اساس این حالت.

عشق به کی؟

عشق به خدا تعالی.

اصل خلق کریم و خلق عظیم کریم که بر اساس این روایت و بر اساس اینکه که در، از قرآن روایت اشاره می‌کند تمام عشق خداست.

محبت خدا.

محبتی که همه چیز را کنار می‌زند.

محبتی که به تصور ما نمی‌آید.

این خلق کریم است ولی وقتی اخلاق گفته می‌شود دیگه عشق و محبت به خدا در مراحل بالا به عنوان یکی از اخلاق کریمه مطرح نمی‌شود زیاد.

و خیلی چیزهایی دیگر.

مثلا عرض کنم که خلوت شب، دقت کنید خلوت شب، خلوت در حضرت حق در شب با-- به اصطلاح و انس با او و اون شب، شب‌زنده‌داری که برای اهلش هست با اون حالات خصوصی.

این از اخلاق کریمه است ولی به عنوان یک خُلق مطرح نیست.

یعنی در این اصطلاح و در این تفسیرهای محدود به عنوان یک خُلق مطرح نشده.

امیدوارم بفهمی چی میگم.

به عنوان یک خُلق شب‌زنده‌داری و شب خلوت نشستن با خدا خلوت کردن و الی آخر.

این به عنوان یک خُلق کریم در این تفسیر محدود مطرح نیست.

اشتباه است.

این یک خُلق کریم است و صراح در روایات آمده که از اخلاق کریمه مؤمنین این است که روحان اللیل.

دقت کنید.

این روایت هم در اصول کافی است.

یه وقت حضرت امیر سلام الله علیه گذشت از یک مسیری می‌گذشت.

حضرت امیر در اصول کافی از این روایات، روایت معتبری است.

از یک مسیری می‌گذشت و به جمعی از قریش آل فلان طبق روایات این است.

مسیرش اصطلاح در راه بود.

از یه جمعی برخورد کرد دید که اینها خیلی خوشحال و با نشاط و به حال، به حال ظاهر البته نشستن.

عرض کنم خیلی به قول معروف چاوچله هستند.

رنگ رویشون خیلی روشن است.

می‌خندند و می‌خندند الی آخر.

از جمع مؤمنین و از جمعی از قریش.

از اونجا گذشت.

اینا رو با این اوضاعی و اوصاف دید.

به جمع دیگری برخورد کرد از عوس و خزرج.

از قبیله عوس و خزرج.

اون‌ها هم، اون، اون هم جمعی بودند.

درست نقطه مقابل.

اون مناخه‌ای نحیف، لاغر، رنگ‌هاشون زرد شده، گردن‌هاشون لاغر شده و یه وضع پریشان حالی به ظاهر دارند و ساکت.

اینا صحبت که نمی‌کنند.

تعجب کرد.

اون جمعی از مؤمنین، اون‌ها جمعی از مؤمنین هستند، اینا هم جمعی از مؤمنین هستند.

رفت به محضر رسول اکرم سلام الله علیه همون طور که دارم میگم اینطوری رفت و به محضر رسول الله که وارد شد سؤال کرد به رسول الله.

از رسول الله سؤال کرد که من می‌آمدم اینجور دو تا جمع دیدم.

اولی با این خصوصیات، دومی با این خصوصیات.

علامت و نشانه‌های مؤمنین چه چیزهاست؟

بعد خودش فرمود در مو- موقع سؤال که هر دو مؤمن بودند، هر دو مسلمان و هر دو جمع.

رسول الله شروع کرد اخلاق مؤمنین را شمردن.

اخلاق مؤمنین را شمردن.

حالا بعد فرمود بیست تا خُلق بسیار اساسی برای مؤمن هست و آنها را شمرد.

چی داری باید آمد؟

که معیار به دست داد به ما.

در این بیست تا که می‌شمارد یکیش این است که روحان اللیل.

ان من اخلاق المؤمنین.

رسول الله برای امیر المؤمنین توضیح داد.

می‌گویم و توضیح بدهم که مؤمنان واقعی چه کسانی هستند.

از اخلاق مؤمنین است که چنین باشد و چنین باشد و چنین باشد و می‌شمارند بیست تا.

خب؟

یکی از این است که این است که روحان اللیل.

یک خُلق کریم برای مؤمنین است که روحان اللیل.

روحان اللیل معنیش را می‌دانید.

اون‌هایی که شب به خلوت می‌نشینند در محضر خدا و اون‌ها و اخلاق و عبادات و تعظیم‌ها و سجده و رکوع و قیام این‌هایی رو که دارند، یجاء و تذرع و این‌ها.

اینا رو میگن روحان اللیل.

که از همه می‌برند و می‌روند به خلوت.

حالت روحانیت لیل است.

روحانیت شبانه است.

بعد جمله بعدی را فرمود که از جمله اخلاق کریمه این است که اسد بن نهار.

دنبال همین جمله می‌رود.

اسد بن نهار.

این هم خُلق کریم است.

یعنی این‌ها در مشا-- در میدان جنگ و جهاد شیران هستند.

خُلق کریم است.

این اصلاً مطرح نیست که در جهاد و جهاد و در میدان مقاتله کفار و معاذین و امثال این‌ها انسان شیر باشد، شب روحان باشد و روز این چنین باشد.

این دو از اخلاق کریمه است و در اخلاق و در تفسیر محدود این‌ها به عنوان اخلاق مطرح می‌شود یا نمی‌شود؟

نمی‌شود.

و متأسفانه با این توضیحی که می‌گویم شما خواهید فهمید که اخلاق از لحاظ قرآن و روایات چیز دیگری است.

یک تفسیر کلی now میدم به شما.

قرآن و روایات، اخلاق و هر خصوصیت روحی کریمی که قرآن و روایات به سوی اون دعوت می‌کند و مؤمن واقعی باید از اون برخوردار باشد.

اون‌ها عبارت هستند از اخلاق کریمه.

هر خصوصیت کریم روحی، هر کرامت روحی، هر مکرمت خُلقی که در انسان باید باشد و قرآن و روایات اون را مطرح می‌کنند که در مقام عمل هر کدام به نوعی به ظهور برسد.

اون‌ها مکارم اخلاق‌اند.

متأسفانه اینجور تفسیر، تفسیر محدود خیلی خراب کرده است.

اسد بن نهار و خیلی حتی در اینجا سوءاستفاده‌ها شده.

بعضی از عرض کنم اون‌ها که باز خراب کردن معارف قرآن و معارف توحیدی را این مسائل را مانند اسد بن نهار بودن امثال این‌ها را شدت غیظت در برابر کفار و معاندان را، این‌ها را اصلاً از باب اخلاق کردند.

گفتید؟

حذف کردن و گاهی بعضی‌هاشون اونقدر به ضلالت افتادن که آمدن این‌ها را حتی یک نوع اصلاً خارج کردن.

گفتن که نباید با کسی کار داشت.

فقط باید چی کرد؟

فقط باید به خلوت نشست با خدا.

ضلالت است.

ضلالت است این تفسیر.

دقت می‌کنید؟

اسمش هم ممکنه عرفان باشد اما عرفان ظالم است.

عرفان مظلم است.

عرفان صحیح نیست.

عرفان قرآنی نیست.

اخلاق کریمه برای رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و برای اتباع رسول، واقعی اتباع محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و الذين معه اشداء باشید علی الكفار اخلاق کریمه است.

خلق کریم است.

رحماء بینهم خلق کریم است.

شدت در برابر کفار خلق کریم است.

رحمت با همدیگر با مؤمنان و رحمت با مؤمنان خلق کریم است.

اون یکی دوباره می‌گوید اشداء علی الكفار رحماء بینهم تراه چی؟

ركعاً.

رکوع خلق کریم است.

سجداً سجود خلق کریم است.

سجده‌های طولانی خلق کریم است.

کیست که بگوید سجده طولانی؟

کیست که بداند اونا تفسیر محدود می‌کنند که سجده طولانی چیه؟

خلق کریم است.

سجد یبتغوا فضلا من الله ورضوانا.

خلق کریم است.

اون که شب روز در طلب رضوان است خلق کریم است.

سیماهم فی وجوههم من اثر سجود.

آنجا نشان فقر و مسkenت در پیشانیش هست.

این نشان خودش چیه؟

خودش خلق کریم است.

حضرت، حضرت امیر فرمود من دوست ندارم مرد پیشانیش بی نشان باشد.

خلق کریم است.

اصلاً فرمود دوست ندارم مرد پیشانیش که باشد بی نشان خاشعانی و مذلت و فقر و مسkenت و بیدلیت باشد.

جرحها، جرح، جرحهایم کسی بگوید پیشانیش آثار دارد.

خب دوست ندارم من اینا عجب.

اینجور آدم‌ها من خوشم نمیاد.

مرد باید خلق کریمش این است که باید سیماهم فی وجوههم چی؟

من اثر سجود.

خلق کریم است.

ولی متأسفانه در تفسیر محدود.

خلق کریم حضرت امیر صلوات الله عليه هست که و ثابت خلق کریم بودن اون جمعی که و قسمتی از اون جمع البته در زمان حضرت امیر بودند که موجب شد حضرت امیر در نهج البلاغه در خطبه جهاد نمی‌دونم خوندید یا نه مثلاً می‌گوید که خطبه جهاد را بروید ایشالله.

البته کل نهج البلاغه خوندنی است.

همش خوندنی است.

کل روایات خوندنی است.

ولی کسی با اشتیاق بخواند.

یعنی چیه؟

خیلی مفصلا از این‌ها مطرود شده در میان، در اون، در تفسیرهای محدود و در میان بعضی از متعرفین و متصوفین.

خدا ایشالله اون‌ها رو هم هدایت کند که اخلاق قرآنی را، اخلاق کریمه را و کارم اخلاق را که رسول الله برای تکمیلش مبعوث شده بود خوب بفهمند و خوب هم به دیگران چه بکنند؟

ارائه بکنند.

اصل و کارم را خارج نکنند.

خلق کریم حضرت امیر صلوات الله عليه این بود.

می‌گفت که من شنیدم لشکریان معاویه آمدند به شهر انبار در خطبه جهاد.

به شهر انبار که شهرهای عراق است.

لشکریان معاویه آمدند اونجا وارد شدند و حسان بن حسن بصری را کشتند که یک نماینده حضرت امیر صلوات الله عليه در اونجا بود.

اما بی حالی و فاقد خلق کریم شهامت و شجاعت و جهاد و استقامت نهاد بودن این جمعی که با امیرالمؤمنین صلوات الله عليه بودند البته بعضیشون، موجب شد که آنها آمدند اونجا انبار حسان بن حسن را کشتند و آمدند و بعداً برگشتند بدون اینکه کسی به آنها چه می‌کند؟

جواب داده بود.

می‌فرماید بدون یک قطره خون از اون‌ها ریخته شده برگشتند.

می‌فرماید این خبر را من شنیدم.

اگر کسی این خبر را بشنود و مات من بعد هذا عسفی از تأسفش بمیرد به نظر من خلق کریم است.

اون که در یه گوشه ای البته من خودم به من می‌گویند که شما گوشه نشین هستید آقا به منم شامل بشود.

شد، شد.

حق، حق است.

به هرکه شامل بشود.

باطل، باطل است به هرکه شامل بشود به نظر من.

اون که در یک، این را به عنوان خلق کریم داده بهش که در یه گوشه ای شانه خالی بکند از این مسائل و خودشم در مشمول مکابד نفسانی باشد رو توجه ندارد.

این خلق کریم است.

دقت می‌کنید؟

می‌گه که اگر کسی این خبر را بشنود لمات من بعد هذا عسفی از تأسفش بمیرد، حضرت امیر می‌فرماید ما کان به این ملوم.

نباید ملامتش کرد.

باید انسان بمیرد.

جای ملامت نیست.

اگر کسی این خبر را بشنود.

اونا آمدند و یکی را کشتند و غارت و کردند و این زن و آن زن و زیرش گرفتند.

اون زن و یکی مسلمان بود، غیرمسلمان رفتند و کسی به آنها جواب نداد و خونی از آنها ریخته نشده.

اینجور بی حالی در جمع مسلمان‌ها.

اگر این خبر را کسی بشنود از تأسفش بمیرد جای ملامت نیست.

بلکه می‌فرماید نزد من علی، به نظر من علی كان به این جدیراً زال كان به این دی جدیراً.

من سزاوار می‌بینم انسان بمیرد این خبر را بشنود.

و بعد می‌فرماید که حبب هنکم مترحم.

حبب هنکم مترحم یک نوع نکیر است برای اون جمع.

این است том غرضن یوروا.

خب الان شماها در این روزها من زیاد در این مسائل صحبت نمی‌کنم.

فقط من مسیر صحبتم این است.

صحبت نمی‌کنم نه اینکه صحبت در این مسائل خوب نیست باید کرد.

اما خب این چیزها دیگه این وسط حرف‌ها معمولاً می‌گن آقایان و باید هم بگن و در این بحث صحبت اخلاق کریمه عوضی تعریف، یعنی ناقص تع-تعریف شده است.

من اخلاق کریمه را برای شما بشناسانم و صحبت می‌کنم.

الان که شما این اخبار را می‌شنوید، این هم اخبار را می‌شنود.

اون مظلومان فلسطین، اون مظلومان عراق الی آخره.

اینها کسی که راحت بشیند، اگر چیزی از دستش بربیاد و راحت بشیند این فاقد خلقه کریمه انسانی و اسلامی و الهی است.

حتماً فاقد است.

باید خودش به حال خودش گریه بکند.

هست در روایات.

این اخلاق کریمه را می‌شنود.

اینها و اشباه اینها را امام فرمود اگر اینها در تو نیست گریه کن به حال خودت.

گریه بکن.

نقصان در وجودت است.

ببینید کسی در وجود خودش، در روح خودش من از شما سؤال می‌کنم کسی در روح خودش عرض کنم که افت را نبیند.

گذشت در برابر جبار را در برابر کسانی که اذیت می‌کند افت، افت شخصیتی، کرامت الهی نبیند.

این نقصان است، نقصان نیست؟

نقصان هست یا نیست؟

کسی تواضع در وجود خودش نبیند نقصان است یا نیست؟

همه‌ا این‌ها نقصان است.

کسی اگر این حالت، اون حالت کریمه که گفتم نسوزد در برابر این جریاناتی که می‌گذرد در عالم نسبت به مؤمنین، مستضعفین، مظلومان، مسلمانان و در هر جای عالم ببیند و بعد نسوزد، این فاقد چیست؟

فاقد یک خلقه است.

باید به حال خودش گریه کند.

می‌فرماید فَأَبَىٰ أَن لَّكُمْ وَتَرَاهُمْ حِينَ نَصِرْتُمۡ غَرَزًا يُرۡمَىٰ.

این جمله ها را خوب معنی، خوب بفهمید.

نیکی می‌کنه به اونها می‌گه که نیکی با دشمن‌ها تُغَارُونَ وَلَا تُغَارُونَ تَغْزُونَ وَلَا تَغْزُونَ.

غارتتون می‌کنند، غارتشان نمی‌کنید.

به جنگتون میارن، به جنگشان نمی‌روید.

اینها را وَيُعَذِّبُ اللَّهَ وَأَنتُمْ تَرْزُقُونَ.

این جمله ببینید این کرامت الهی امیر است صلوات الله علیه.

می‌گه وَيُعَذِّبُ اللَّهَ وَأَنتُمْ تَرْزُقُونَ.

خدا را عذاب می‌کنند شما راحت هستید