د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۵۸
دارای متن همگام
جلسه ۵۸
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۲۱:۲۳
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
و انک لعلى خلق
عظيم. من یک جمله در اینجا
به شما بگم و خب تذکرآمیز هم هست ضمنا این قسمت برای خود شما
از خلق عظیم رسول الله یک گوشهای بگم برای تذکر
شما. خلق عظیمش چه بود؟
خلق عظیمش محبت
و عشق خدا بود که تمام وجودش را
عشق او گرفته بود. اراده کرد
خدا را
و مقدم داشت خدا را.
در همه دعاها اثار بسیار بالایی هست.
این جمله را شما میخوانید.
البته یکی از جملاتش این است که و انک لا تحتجب عن خلقک الا ان تحجبهم اعمالهم عنک.
این بسیار پرمعنی است.
و جمله بعدی که و قد علمت
ان افضل زاد الراه الیک عزم ارادت یختار کبرهامه.
اما خوب گوشهاتونو باز بکنید.
من البته در خصوص رسول الله صحبت میکنم ولی برای تذکر به شما.
و انک لعلى خلق عظيم.
عشق خدای متعال خلق عظیم او بود.
صلوات بر او بفرستید. قدم در میدان بودیت گذاشت، میدان عشق و محبت گذاشت.
اراده کرد. او را و غیر او را فقط کنار گذاشت.
بس و سلام. این بود.
این خلق عظیم است. آثار خلق عظیم اوست.
اثر عشق اوست. دعا چی میگوید؟
اول میگوید که خدایا من اینجا دانستم، فهمیدم، دانستم
که تو از مخ، خلق خودت از بندگانت در حجاب نیستی مگر اینکه اعمالشون حجاب باشد.
بسیار پرمعنی است. برای چی؟ از این بابت بسیار پرمعنی است.
و انک لا تحتجب عن خلقک.
دوباره تکرار میکنم که شماها هرکدوم انشاالله همتون اینجور هستید.
اگر میخواهید، اگر میخواهید در مسیر بودیت توفقی به دست بیاورید،
این دو جمله که میخوانم، اینها را خوب تذکر بدهید.
یعنی چه؟ خدایا منظورم جمله دوم است.
و انک لا تحتجب عن خلقک الا
ان تحجبهم اعمالهم عنک.
خدایا من اینجا دانستم روشن شده است
که تو لا تحتجب عن خلقک.
تو از خلق خودت در حجاب نیستی، مگر اینکه
چی؟ ان تحجبهم اعمالهم عنک.
مگر اینکه اعمالشون حجاب بشود بین تو و اونها.
حجابی نیست. مگر اینکه چی باشد حجاب؟
اعمالشون حجاب باشد. بعد، بعد جمله بعدی.
جمله بعدی جمله اول را
با این جمله اول زنگ میکنی راه را برای من و شما روشن میکند.
همان راهی که رسول الله در پیش گرفت و رفت بر اساس اون خلق عظیم.
که چی؟ و قد علمت.
خیلی جمله عجیبی است. از اینجا اونجا
از ما سؤال میشود.
این سؤال مطرح میشود که چه باید کرد
به خدا نزدیک شد؟ چه باید کرد سفر به سوی خدا کرد؟
چه باید کرد این سو کرد، سو موفق شد؟
چه باید کرد؟ باز میگن چه باید کرد؟
گاهی میان میگن که ما نمیتوانیم.
ما میگیم که نمیتوانیم.
اشتباه نکنید. چه باید کرد رو گفتم.
جوابش رو گفتم. چه باید کرد؟
همان راهی که گفتم رو کنید.
این جوابشه. اینجوری که میگویید ما نمیتوانیم به جای نمیتوانیم بگویید ما نمیخواهیم.
اشتباه نشود. دو جمله است.
یکی ما نمیتوانیم است.
یکی چی؟ ما نمیخواهیم است.
این دو به همدیگه قریب هستند اما فاصلهشان از زمین تا آسمان است.
جمله بعدی خوب راهنشان.
جواب همه این سؤالها رو هم میده. این سؤالها برای شماها هم هست.
ما نمیتوانیم. چه باید کرد؟
نمیدانیم راه چیست. ما نمیتوانیم.
از دست ما نمیاد. چه باید کرد؟
اینجوری جوابش هست.
اول میگوید خدایا تو محجوب از خلقت نیستی مگر اعمال حجاب باشد بین تو و خلق تو.
میگوید و قد علمت.
دانستم، فهمیدم خدایا
ان افضل زاد الراه الیک.
بهترین توشه کسی که میخواهد به سوی تو بیاید راهل یعنی
سفر کند. بهترین زاد یعنی توشه آن کسی که سفر به سوی
تو میخواهد بکند،
بهترین زادش، اصل زاد و توشهاش
چیست؟ عزم و اراده
یختار کبرهامه.
فقط یک اراده است تو را اختیار بکند
و اراده بکند و این راه را چه بکند؟
بره را کنار بگذارد. توشه زاد، توشه راه،
توشه سفر، بهترین توشه،
بهترین زاد در این راه چیه؟
چه فهمیدید؟ بخواهد.
بخواهد. شماها به باطن خودتون مراجعه بکنید همین сейчас.
به باطن خودتون مراجعه بکنید.
ببینید که واقعاً جز یک اراده چیز دیگر میخواهید.
همین که در این دعا آمده جز یک اراده.
سخت است کار اما به نظر خیلی آسان است.
یک اراده هیچ لازم نیست.
اراده خدا و کنار گذاشتن، گذاشتن هرچه غیر اوست
کفایت میکند.
عزم و اراده. عزم و اراده که تعبیر دو کلمه آورده عزم آورده روی اراده
که بهترین پوش عزم و اراده است.
یعنی ارادهی ثابت. ارادهای که با عزم باشند، ثابت باشند،
باشد. این را در لسان عربی، در زبان عربی اینجور تعبیر میکنند.
عزم و اراده و نه ارادهی متلفن،
متزلزل، ناثابت، متغیر، از میان رونده.
اونی که من و شما داریم اراده نیست.
عزم و اراده فقط یک پوشه میخواهند.
ارادهای ثابتی که یختار ،
خدا اختیار کند با اون یک اراده بس است.
سختیها در همین یک چیزه.
اینم برم برای اون سؤالها جوابی چی کار بکنیم؟
قرا اراده بکنیم. ما نمیتوانیم، نه خیر نمیخواهیم.
بخواهید مسئله، بخواهید قرا رو تمام بشه.
بخواهید قرا رو تمام بشه.
البته وقتی خواستی اراده، ارادهی ثابت، عزم و اراده بود دنبالش
هی میاد دیگه. از اولش از یک عزم و اراده شروع میشه.
عزم و اراده میکنند و قدم به میدان میگذارند و بعدش
اون میشود که باید میشود و اون نتایج میآید که
باید بیاد. رسول اکرم صلوات الله علیه خلق عظیمش
موجب این شد که ، ارادهت را خدا را
و غیر خدا را کنار گذاشته
بود. این یک مسئله.
خوب دقت کنید. یک مسئلهی دیگر.
شما از رسول الله صلوات الله علیه نگرانیهای زیادش میبینید.
البته تفسیرهای مختلفی است برای نگرانیهای رسول الله.
اما یک تفسیر بر اساس این مطلبی که ما امروز صحبت کردیم، خلق کریم،
اخلاق کریمش نیست و یکی از اونها و بالاتر اونها عبارت است از عشق به خدای متعال،
از محبت به خدای متعال
و این خلق عظیم رسول الله است.
بر اساس این صحبت یک تفسیر برای نگرانی رسول الله،
برای اضطراب رسول الله،
برای خوف او، برای خشیت اون حضرت، برای گریههای طولانی او،
برای زود پیر شدن اون حضرت.
خوب دقت بکنید. زود پیر شدنش.
شنیدهاید دیگه؟ زود پیر شد.
گفتم و گفت جوابش را.
خیلی به زحمت میافتاد.
خیلی مضطرب بود. خیلی نگران بود.
به نمازی میایستاد پاهاش برمیچسبید.
اینجوری میشد. این نگرانی، اضطراب برای چه بود؟
اون کس برای چه بود؟
تفسیرهای دیگر هم هست.
گفتیم بعضیهاش رو. ولی تفسیری که امروز بر اساس خلق عظیم و عشق به حق.
نمیدانم شما به این نکته توجه کردهاید.
عنوان یک مطلب ذری هم داده.
اهلش که نیستید و نیستیم.
قربان ضیافتن که نمییافتی.
عنوان یک مطلب ذری. این مس-مسئله را به عنوان یک حکم در احکام محبت در مقام شدت،
به عنوان یک اثر از آثار محبت در مقام شدت،
به عنوان یک مسئله از مسائل عشق، این را عشق به
خدای متعال اما محبت است به تعبیر قرآن.
این را دانسته اید که کسی که محبت شدید داشت به خدای متعال محبت هرچی شدید بود،
نقطه مقابلش یک نگرانی فوقالعاده هم دارد
که عبارت است از نگرانی
فراق و چی؟ فراق و،
اگه گفتین یک کلمهی معروف است.
فراق و هجران.
مسئلهست.
این رو کسی محبت را نمیداند، چی میفهمد؟
چه نگرانی؟ کسی که اصلاً محبت وجودش، خوب دقت کنید چی میگم ها.
کسی که به وجودش محبت به معنی کلمه راه نیافته،
چه نگرانی میتواند بفهمد؟
دقت کنید. خوب دقت کنید.
نگرانی کار محب است.
انسان یک چیزی را سخت دوست بدارد، از فراقش میترسد.
وقتی دوست نمیدارد چه ترسی از فراق؟
معنا ندارد. این از احکام محبت است.
اونم محبت ابتدایی، نه
محبتهای ضعیف، نه ما هیچ نه ابتداییش رو داریم، نه ضعیفش رو.
قبلاً گفتم این قضیه را به شما.
هیچکدامش رو نداریم.
هیچکدام. دلیلش هم این است اگر به شما، من اینا رو زیاد دلیلها رو گفتم و again باز هم میگم.
اگر به شما بگن که، شما به ما
اگر بگن که در ساعت دو نصفهشب، سه نصفهشب برای شما یه سری زاتان میارن، اگر دم در باشید بیدارن، شما میخوابید؟
میخوابید؟ اینها این،
به ظاهر هر یه مقدار خندهآور است ولی دردآور
است به این معنی. یعنی دارم میگم همش پوچ است.
دارم بگم چی نیست. هیچ چی در ما از محبت نیست.
اگر چیزی هست از خوف جهنم است.
اگر چیزی هست از روزه گرفتنها و نمازهای واجبی که به اون وصل میکنی ما.
خیلی دردآور است و خیلی خجالتآور است و خیلی شرمندگی و خیلی عصیانی
که برای من و شما اگر یه وقتی یه سری زاتانی دم در بدهد ساعت سه نصفهشب
حتماً بیدار هستیم و اما برای نماز شب نه.
خیلی جالب است.
ذرهای محبت نیست. اینو هیچ شکی نکنید.
اگر یه وقتی باز هم در حال خودتون شک داشتید بیایید بگوئید
به من، بنده خدا هستم.
به من بگید. به من بگید.
من برای شما توضیح بدم که نمیفهمید.
بیفهمانم که ندارید. دقت کنید.
خیلی مثالها هست. میتونم بگم بهتره.
این یک مثال خیلی ساده، مثال خیلی ساده.
ما ابتداییترینش رو نداریم.
اینو میخواستم بگم. در محبت ابتدای
ضعیف اینا رو حتی ما هیچکدومش رو نداریم.
در اون محبتهای بالا این حکم مسلم است که محب عاشق از فراق و هجران سخت میترسد.
این یه موضوع مهم است.
و اگر خواستید این را که از مسلمات است بدانید به کیف از رو على فراق که دعای کمیل بفرمایید که
باز نگران فراق است. زیاد نگران آتش جهنم است ولی نگران چیست؟
نگران فراق است. گفتم این را دیگه برای شما مح، محو محو ذهنی است.
محو ذهنی است. جاخنش مال اهلش است.
رسول الله چون خلق عظیم داشت
آنجا گفت که رسول الله را بر اساس محبت تربیت کرد
و بعد چون محبتش به اون اوجش رسید
گفت که چی؟ شد آنچه که شد.
گفت ان لکل على قول بن عظیم.
در قرآن گفت ای رسول تو قول عظیم داری.
این قول عظیمش دنباله هم داشت.
این عشقش، این محبتش نگرانی هم داشت.
نگرانی داشت. محبوب او خدای او گفت که
استقم كما امرتک.
گفت که
آنطور که دستور به تو رسیده است سلامت داشته باش.
نگران بود این دستور محبوب را معبود را
خوب به جا خواهد توانست بیاورد
یا نه. نکند به فراق منجر شود.
لذا زود پیر شد.
فهمیدی چی گفتم؟ نفهمیدی؟
میفهمی. تقریباً.
چون در مقام محبت، در مقام محبت گفت استقم كما امرتک.
دستور داد. این دستور از حب رسول الله از خدای تعالی رسول الله در مقام،
در مقامش رسول الله بود با اون قول عظیمی که داشت به معنی خاصی داشت
که اگر این دستور را نگران بود خوب عمل نکند هم با چه؟
چه؟ استقم كما امرتک.
اگر خوب عمل نکند چه خواهد شد؟
ممکن است چه بشود؟ اجرام پیش بیاید.
لذا گفت که این سوره مرا پیر کرد.
پیر شد. زود پیر شد.
گریهها داشت. حالاتی داشت.
الی آخر. این یک تفسیر از این درام و اضطراب رسول الله و ترس او در مقام
واجد بودنش به قول عظیم و محبت والا نسبت به خدای
یک تفسیر است. تفسیرهای دیگر هم گفتم هست و از آنها هم من
به شما در آخر صحبتهام توصیه میکنم که اولا سعی کنید از همه اخلاق کریمه برخوردار بشید.
این نمونههایی را امروز گفتم که
متوجه شدی. شبزندهداری،
شدت در برابر گناهان الی آخر.
به اضافه اون میرختم و از همه بالاتر محبت
کی؟ محمد. از خدا بخواهید.
تو رو به روایت هم که گفتم باز یادآوری میکنم.
دیدید اینها را نداری تا که نداری
و نداری سادق نشوی.
این هم یکی از زبده کاریهای ماست.
من معمولا وقتی یه وقتی میخواستم برای یک چیزی از برای همین صحبت کنم
و شواهد زیاد برای شما بگم
تا شما بفهمید کسانی که از
مکارم و از خصوصیات توحیدی همان مکارم خولگی به معنای وسیعش و قرآنش
و خلاصه از عبودیت و بندگی و عشق و محبت خدای تعالی
و از توفیقات معنوی برخوردار نیستند،
اینها اونهاشون که میفهمند ساجد نمینشینند.
بله. اونها که میفهمند، دیدند از این مسائل محروماند.
چیه؟ گفتم چی گفتم؟ ساجد
نمینشینند. ساجد ننشینید.
فرصت را از دست ندهید.
اولا ناله بکنید از خدا بخواهید بگیرید.
خیلیها بودند اول مثل مانند من و شما بودند.
هیچ حال و احوالی نداشتند.
از این مکارم برخوردار نبودند.
یعنی بندگی نداشتند.
توفیق عزیت نداشتند.
از محبت خدا بیخبر بودند.
اسیر هواها و هوسها و اوهام و خیال بودند.
مانند من و شما. از هیچ یک از این فضیلتها برخوردار نبودند.
در حالاتشون هست و با ناله گرفتند اولش رو.
اولش رو با چی گرفتند؟ یادتون نرود با
ناله. از خدا بخواهید.
خب چطور از خدا میخواهید هواء دیگرتون را؟
تصمیم میگیرید از خدا بخواهید همین جا مانند هواء دیگران بخواهید.
برای همین نفس منظور توسط بکنید به حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین.
از اونها بخواهید شفاعت کنند که شما هم
اینجور مانند آنها دردمند بشوید.
مانند اهل درد دردمند بشوید.
گناه بخواهید.
روایتم گفتم اشاره کرد گفت اگه نداری گریه بکنید از خدا.
از خدا بخواهید. بعد این توصیهام را که جای روایات
دعا بکنید. بخواهید از خدا.
توسل هم و
در توسل هم که تاکید میکنم که دست از دامان حضرت امیر بر ندارید.
بسیاری از دردمندان از اون حضرت همین حاجتشون بوده.
حضرت امیر صلوات الله علیه صابی هستند.
عزیز خدا. زیارت عاشورا، زیارت مخصوصه هست.
اون زیارت را خوندید ببینید
امروز تصمیم بگیرید که
این زیارت را خوندید بعد از زیارت
یه وقت مفصلی با گریه به پرتاب برای همین حاجت.
چه میشه یک بار این کار را کنید؟
چقدر از این وقتها برای مزخرفات
من و شما صرف کردیم؟ چقدر وقت صرف کردیم؟
چه میشود یک زیارت خوندید یک و نیم ساعتی با تضرع، گریه
فقط بنشستید به دامان حضرت امیر
بگید، بخواهید. میکنن و فکر نکنید نمیکنند.
اهلش میکنند. از اینها زیاد میکنن
زیاد، زیاد. شما مثلاً میشنوید
این بندگان خدا که در شبها خلوت میکنند
خب اونا معن-- معن-- معلوم نمیکنن چی میکنن که.
یکی از کارهاشون همینه. فزرع و تملق است
در پیشگاه خدا، در مقام توسل
و الی آخر. خب بسه است من دیگه صحبتم را تمام میکنم.
امیدوارم انشاالله که شما مشمول رحمت و عنایات خاصه خدای متعال بشوید و ما همه بشویم انشاالله
و از این به بعد برگردیم
و انشاالله خدا ما و شما را
از شیعه رسول قرار بدهد و ائمه طاهرين سلام الله علیهم أجمعین.
فرزند به اونها محسوب کند
که از شفاعتشون محروم نکند
و ما را صاحبان
یعنی متحقق به اون فضائل و مكارم قرار بدهد که رسول الله برای اونها مقعود شد.
بالاتر از همه اونها خلط
کریم محبت حق است
با سایر اخلاق کریمه انشاالله.
زمان هم زمان مخصوصیست که شما
این دعا را هم توصیه میکنم که همیشه از خدا بخواهید که
در هر زمان شما را به وظیفه
خودتون در اون زمان آشنا کند و موفق کند.
اینم یادم رفت. یاد میکنم.
زمان، زمان مخصوصیست و آنچه در پیش هم هست مخصوصتر است.
از خدا بخواهید شما را، از حالا بخواهید، همیشه بخواهید.
خدا شما را به عنوان یک مؤمن موحد که در زمانها و شرایط خاص وظایف خاصی متوجهشون میشود،
شما را آشنای به زمانتون قرار بدهد
و شما را در هر زمانی به وظایف لازم خودتون
هدایت و موفق کند.
این دعا را هم فراموش نکنید و برای nostal-- اسلام sunniها دعا کنید.
زیاد دعا کنید.
یعنی ببینید اگر شما بخواهید دعاهای خودتون مستجاب بشود،
فقط این گفتن یک وقتی که در اون جریان
اذیت و آزار زیاد که برای مسلمانان عراق میشه درا نمیشود.
اگر بخواهید دعاهای دیگرتون مستجاب بشود و این رمز را فراموش نکنید.
ولو برا-- ولو به خاطر
انشاالله اینجور نباشد. ولو به خاطر مستجاب شدن دعاهای خودتون باشد.
اما نباید اینجور باشد. مثلاً همون نیت بالا داشته باشید.
بخواهید دعاهای خودتون مستجاب بشود، باید دعا برای مؤمنینی که در
فشار هستند و برای مؤمنینی که در تحت ظلم هستند، اذیت،
آزار، شکنجه و الی آخر.
اصلاً باید دعا بکنید. این شرط استجابت دعاهای دیگر شماست.
برای مظلومین همیشه به عنوان یک وظیفه، یک وظیفه دعا بکنید.
مسلمانان و مؤمنانی که اینور اونور عالم هستند،
من و شما نمیدانیم چطوری میگذرونن.
برای اونها دعا کنید تا دعاهاتون چه بشود؟
مستجاب بشود.
این دستور است. یادتون نرود
جلسه قبل
جلسه بعد