ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 060

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

محمد بن مسلم میگه من از امام باقر سلام الله عليه می شنوم که فرمود: لو يعلم الناس ما يصنع القائم إذا خرج لأحب، لأحب أكثرهم أن لا يروه من ما يقتل الناس.

اینه که اگر مردم می دانستند که امام زمان وقتی خروج می‌کند و قیام می‌کند چه خواهد شد خیلی ها دیگه آرزو نمی کردند زمان ظهور آن حضرت را درک بکنند.

من ما یقتل من الناس یعنی زیاد می کشند.

زیاد می کشند.

حالا این دوما رو گوش بکنید.

اما انه، اما انه لا يدعو إلا بقریش.

حالا از گفتار معاندان قریش هم شروع می کند.

شروعش از اونجاست.

فلا يأخذ منها إلا السيف.

فلا يقتلها إلا السيف.

همه شمشیر است.

از اونها نمی گیرد یعنی از با اونها، از اونها هم با شمشیر می And این هم با شمشیر کشته می شود.

حتی یقول كثير.

فقط شمشیر است.

کشتن است.

اون، اونهایی که باید کشته بشوند.

حتی یقول كثير من الناس ليس هذا من آل محمد.

لو كان من آل محمد لرحم.

اینجوری را فراموش نکنید.

و اینجاست اون نتیجه گیری حرف.

این ضربه شش طول ادامه پیدا می‌کند که کسیری از مردم می‌گویند که این از آل محمد نیست.

اگر از آل محمد بود لرحم، رحمی در دلش بود.

دقت می کنید.

و همش هم فراموش می‌کنند که این ظالمان چی کردند.

اون وقت فقط احساسات گوشش می کنه که اگر از آل محمد بود چی می کرد؟

این هم چیزی است که من و شما که اینجا نشسته ایم فکر نکنیم که ماها را تهدید نمی کند.

مسئله دیگر، مسئله دیگری که جهتی که باعث می‌شود که بعضی‌های امام زمان را قبول نمی‌کنند سختی‌های زمان اون حضرت است برای مخصوصا مؤمنین.

برای مخصوصا مؤمنینی که طرفدار اون حضرت هستند و او را قبول دارند و وظایفی بهشون متوجه می‌شود یا در سختی‌هایی قرار می‌گیرند.

این را باید این جوری ما-- جهت سومی که موجب می‌شود انسان امام زمان را بعد از قیامش که قبلاً معتقد بود قبول نکند، جهت سومش این است که انسان حالت عادت داشته باشد و عافیت طلبی و راحت طلبی.

این مشکلی است.

متأسفانه اینجا هم من حتی او نخواهم توانست بگویم.

دقت کنید.

مثال می‌زنم که بفهمید.

در همین انقلاب چیزهای خوبی پیش آمد که همه چیز، خیلی چیزها خوب پیش آمد.

اما چیزهای آموزنده پیش آمد به نسبت چیزهای خوب دیگر.

نگفته فهمیدید یا لااقل نگفته فهمیدید؟

خیلی از همون علاقمندان به اسلام که آرزو می‌کردند اسلام که باشد حاکم باشد.

این که ازنده می‌کند.

اما وقتی در مشکلاتش یه مقدار قرار گرفتند، شیطان هم از سوی دیگر آمد.

یواش یواش، دیدید که یواش یواش، یواش یواش افکاری درشون پیدا شد و نهایتا رسید به اونجا که با همه چی کردند؟

هر-- البته اون دسته را میگیم که فقط عافیت طلبی‌شون موجب شد.

دسته‌های مختلف بودند در مخالفت با انقلاب.

دسته‌های مختلف بودند ولی یک دسته فقط مخالفتشون از اینجا نشأت می‌گیره که عافیت طلب بودند.

عافیت طلبی مصیبت huzoor این است.

و ما هم مأمورا عافیت طلبیم.

مگر فردی استثنایی پیدا بکنیم.

عافیت طلبیم.

یعنی میگیم اسلام، قرآن و خدا همه شون درست و خوب باشد اما بدون اینکه ما به ناراحتی چی بیفتیم.

اگر هم بیفتد دیگران بیفتند.

بلاخره.

این است.

این حالا در انقلاب مسئله خیلی ساده بود.

اونی که در زمان حضرت بقیةالله ارواحنا فداه پیش خواهد آمد از مشکل‌های بسیار فراوان.

البته من اگر برسم بعدش یه جمله ای هم دارم برای بعضی شایان من.

در صحبت‌های روزهای زیاد می‌شود.

اونجا این حرف من بیشتر معلوم می‌شود.

امام زمان صلوات الله عليه وقتی که ظهور می‌کند، اولا وقت ظهور امام زمان در اثناء یک جنگ فراگیر به اصطلاح غمرک مدمر دارای هزاران، هزاران صحنه مشکل‌های وحشتناک.

در اثناء یک جنگ فضایی امام زمان قیام خواهد کرد خودشان.

جنگی قبل از قیام امام زمان فراگیر با مصائب مفصل.

حالا شاید من نرسم همین جمله را همین حالا فراموش نکنید.

یادتان باشد دیگه.

جنگی از روایات اینجور معلوم می‌شود.

اینها بعضی روایات است.

به عنوان علائم ظهور یا مصائبی در قبل ظهور، نزدیکای ظهور، مقارنات ظهور می‌شود به صورت‌های مختلف.

یکیش مسئله جنگ فراگیری است که پیش خواهد آمد بر اساس روایات.

این مسئله، این جنگ هم بسیار مهم خواهد بود.

بسیار عرش گوش دار خواهد بود.

بسیار زوم ها خواهد بود.

سلاح‌های مخوفی به کار خواهد رفت از اشارات روایات تشیع که زیر بفهمند.

مرکز این جنگ و برخوردی هم همین خاورمیانه خواهد بود.

مرکزش البته خاورمیانه، خلیج فارس.

مرکزش عرض می‌کنم.

گرچه شاخ و برگش در تمام دنیا حساب خواهد داشت یعنی سرایت خواهد کرد کشدارهای فوق‌العاده، قحطی‌های فوق‌العاده، مریضی‌های فوق‌العاده، ترس‌های فوق‌العاده، وحشت‌های فوق‌العاده، مخصوصاً کشتار.

خیلی، خیلی کشتارهایی که یعنی اگر انسان اون زمان را درک می‌کرد الان گفته بشود تصور در تصور حتی ما قبول نمی‌کنیم وجود داشته باشه از روایات معلوم میشه.

در اثنای چنین مشکلی و مشکلاتی که ظلم به همه جا را فرا گرفته است ندای امام زمان صلوات الله.

در وقت آرام نیست ظهور امام زمان.

خوب گوش‌هاتونو باز بکنید چی میگم.

در وقت آرام نیست.

در وقتی‌ست که جنگ فراگیری هست و ظلم بالایی و مشکلات زیادی.

مشکلاتی که شب و روز به اصطلاح روایت هر کسی آرزو می‌کند که ببیند و چه می‌کند؟

خلاص بشه.

این جور مشکل‌هاست.

که این مشکل‌ها هم دقیقاً اون جوری که از روایات معلوم می‌شود از قدرت‌طلبی قدرت‌طلبان پیش خواهد آمد.

از ظلم ظالمان پیش خواهد آمد.

به هم این مصائب.

در اثنای این مشکل‌ها امام زمان صلوات الله علیه قیام می‌کند.

در وقت راحت نیست.

شما حساب بکنید.

در اثنای چنین مشکلی امام زمان هم قیام، جنگ ادامه داره و مخالفین هم که هستن و سخت هم مخالف هستن.

امام هم از یک طرف شروع می‌کند، قیام می‌کند.

این در اثنای جنگ.

این مشکل‌ها برای امام زمان، برای یاران امام زمانه.

چه اون یاران اولش، چه به اون‌هایی که بعداً ملحق می‌شوند، چه برای کل اون‌ها که به اصطلاح مؤمنین و قبول کنندگان امام زمان صلوات الله علیه هستن.

این مشکل‌ها چندین برابر خواهد بود.

هیچ قابل مقایسه با اون مثالی که قبل گفتم نخواهد بود.

دقت بکنید.

و این موجود می‌شود برای چی؟

این موجود می‌شود برای اینکه خیلی‌ها که حالت عافیت‌طلبی دارند خود امام زمان به عنوان یک امام زمان که مشکل‌آفرین شده است قبول چیه؟

نمی‌کنند.

چون مشکل‌آفرین شده است.

دقت بکنید.

شماها، ماها راحت می‌شینیم میگیم که مخصوصاً در روضه‌ها و نامه‌ها "یا علینا کل نامک و نهض حوض عزیز".

حرف، حرف من و شما می‌زنه.

دقت بکنید.

حرف خیلی من خدا نمی‌دونم چی بگم اینجا.

می‌ترسم چیزی بگم که مورد خشم خدا نباشه.

ولی حرف از، حرف از خیلی مؤمنین در زمان خود حضرت سید الشهدا صلوات الله علیه بودند.

خیلی شیعه‌ها بودند.

اما اون جمعی که عافیت‌طلب نبودن همون‌ها بودند که فقط چند نفر بودند.

دیگه اینجا توضیح نمیدم فقط یک روایتی می‌خوانم و در این باب هم تمام می‌کنم.

یه یکی دیگه رو هم اشاره می‌کنم به اجمال.

دیگه زیاد صحبت نمی‌کنم.

میگه که فضل ابن عمر می‌گوید "سمعت أبو عبدالله علیه السلام فذكر القائم علیه السلام" اینی که من از امام صادق شنیدم.

بعد نزد امام صادق از حضرت امام زمان صحبت شد.

نزد امام صادق.

"وقلت" اون کسی که من گفتم نزد امام صادق "اني لارجو ان يكون امره في سهولة".

من خیلی در حضر امام صادق گفتم فضل ابن عمر میگه من به امام صادق گفتم که من خیلی امید دارم که امر حضرت قائم صلوات الله علیه خیلی به آسانی برگزار بشه.

این جوری.

میگه من به امام صادق گفتم خیلی من دوست دارم، امید و آرزو می‌کنم که امر امام زمان خیلی به آسانی برگزار بشه و تمام بشه.

"وقال لا يكون ذلك حتى تمسح العرق والعلق".

گفت نه این خیال، من میگم خیال.

گفت نه، این نمی‌شود.

یعنی حتی خیال این.

یه آرزوی بیجاست.

الان ابن فضل ابن عمر گفت این حرف رو.

گفت که این نه نمی‌شود.

"لا يكون ذلك".

امر امام زمان تحقق پیدا نمی‌کند، نمی‌کند "حتى تمسح العرق والعلق".

"تمسح العرق والعلق" یعنی مگر اینکه در میان عرق و خون قرار بگیرید.

به اصطلاح به زبان ساده اینطور میشه ترجمه.

این امر در بین چیز در میان عرق و خون است.

عرق و خون.

اونم "تمسح" خطاب می‌کنه.

یعنی در میان عرق و خون قرار بگیرید اگر این مسئله واقع بشه.

مشکل‌ها خیلی بالاست.

مشکل بسیار بالاست.

خب این معلومه برای عافیت‌طلب‌ها چه مشکلی ایجاد می‌نه.

اما برای مؤمنین ثابت، برای مؤمنین بالا، برای افراد باترقّی که واقعاً کنارش هستند خب خوب است اما برای عافیت‌طلب‌ها خوب نخواهد بود.

یه روایت هم اینجا بخوانم.

حالا شاید اگر مثلاً امام رضا اینجور بود الان جمعه هم گفت زیاد حالا آرزوی امام زمان رو نکنید.

این روایت اینجور میشه الآن اگر بخوام بخونم.

ما در زمان امام رضا نیستیم ها.

ولی این روایت اینجور میشه اگر ما در زمان امام رضا بودیم با عرضی که ما داریم، عافیت‌طلبی که ما داریم.

به ما هم میگفت که حالا خیلی خوب که سر جاکتون چیه؟

بشینید آرام بهتره براتون.

مشکل‌ها میاد، آزمایش‌ها میاد، بلاها میاد، عافیت‌طلبی کار به دستتون میده.

حالا پیش نیامده باز هم.

این روایتو دقت بکنید.

این روایتی‌ست که همه روایات هم اینه.

در کتاب غیبت نعمانی براتون می‌خونم.

عذر میخوام که امام قائم در نزد امام رضا صحبتش رو میان آمد نزد امام رضا سلام الله علیه.

فقال انتم اليوم ارخا بادم منکم يومئذ.

امام رضا برگشتن گفت شما الان در این روز خیلی راحتی.

در این روز یعنی دوران خیلی راحتی، خیلی راحتی.

از اون روز اگر در یادشونه خیلی راحت تر هستید.

قال.

اون راه میگه که فقال اون جمعی که اونجا بودن به امام رضا گفتن به كيفه، چگونه؟

چرا؟

چطور؟

برای چی؟

چگونه؟

قال امام رضا فرمود لو قد خرج قائمنا علیه السلام لم يكن الا العرق والدم.

الان راحتید.

اگر قائم ما قیام بکند نخواهد بود مگر عرق و خون.

و القوم على الصروج.

همشون روی مركب‌ها.

و ما لباس قائم علیه السلام الا الغلیظ.

لباس خود حضرت قائم علیه السلام داره بسیار لباس خشن است.

و ما طعامه الا الجشن و الجشن.

طعامش هم بسیار درشت و خشن است.

لباس خودش، طعام خودش بسیار خشن است.

یارانش هم همینطور.

یعنی همش در سختی‌هاست.

همه روی مركب.

همه در حال جنگ.

همه در بین عرق و چی؟

خون.

خب این مشکلات هست.

الان راحتی.

الان راحتی.

حالا شما ممکنه به نظر بیاد که خب چی می‌شود؟

عذر میخوام که عاقبت به خیر بشه به خدا قسم تنبلی میکنه دیگه.

نمیری دیگه.

امام زمان کمک نمیکنه.

اولا فرمایش این بود که نه تنها کمک نمیکنه، چی میکنه؟

ردش میکنه.

رد تو دیگه امام زمان نیست.

و اگر شد خدا نکرد یعنی خدا اگر فضلش را بیشتر کرد میرود به صف مخالفین که باهاش مقابله هم میکنن، میدهدند.

این مشکل اول.

و اون طرف هم که آتش است.

این حدیث هم در اینجا به پایان میرسه.

این روایت هم البته من قسمتی میخوانم براتون.

این روایت یک روایتیه، تندتند میخوانم بدون سند.

میگه که عمرو بن شبر میگه من بودم نزد امام صادق علیه السلام در منزل امام صادق در بیت القاسم و اهله و منزل هم پر بود.

در منزل امام صادق اون جمع زیادی بودند و من هم بودم این شخص میگفت.

من هم بودم.

فأقبل الناس يسألونه.

بعضی مرا вопрос سؤالات میکردند از امام صادق.

فلا يسأل عن شيء الا اجاب.

هر سؤال میکردن جواب میداد.

تبکت من ناحیه البيت.

من از یک طرف در یک گوشه نشسته بودم عمرو بن شبر به اصطلاح این شخص عمرو بن شبر میگه من این اینجا حاضر بودم.

سوال میکردند و جواب داد امام.

منم در یک گوشه بودم.

دفعه اول من گریه ام گرفت در همان گوشه بلند گریه کردم همین شخص.

بلند گریه ام گرفت.

فقال ما بکک يا عمرو.

امام به من گفت که خطاب در از او گفت که چرا گریه کردی؟

چه، چه شد که گریه کردی؟

چه چیز به گریه ات آورد؟

فقلت جوت، جوت فداک.

حالا این شخص علاقمند بوده به امام.

دیده گفت این همه سؤالات میکنند و اون حقایق را از زبان امام صادق مردم جواب میگیرند.

عیبی نیست.

گفت از علاقمندان ما بوده از اصطلاح.

این جوری علاقه شدیدش گریه اش گرفت که چرا امام صادق با این حالا که با اون مقامش، با این علمش، با این عظمتش چرا این در یک گوشه مونده و کار به دست اون جمع باطل افتاده است.

از این نظر گریه اش گرفت این شخص، عمرو بن شبر.

امام بهش گفت که چرا گریه میکنی؟

قلت جوت، جوت فداک.

فداش شد.

فچی؟

فلا ابکی.

چرا من گریه نکنم؟

و ان فی هذه الامه مثلت.

در میان امت های مانند تو نیست.

و الباب مغلق عليه.

اما درب روی شما چیه؟

بسته است.

یعنی حکومت و امارت و حل و فصل امور به دست این افراد، اون خلفا مقصود.

اونهاست ولی شما اینجا این منزل موندی.

بعد وسترو لمد خان الیک شما پشت پرده موندی.

بعد جمله امام صادق گفت که جمله معنیش این بود که الان به اون شخص گفت عمرو بن شبر الان حالا راحتی، راحتی، غذای خوب میخوری، لباس مناسب داری، راحت هستی و لو كان الذي قبلك.

این به این معنی است که یعنی کار شما باید کار شما باید به دست شما بود.

یعنی شما در رأس حکومت بودی.

مقصود این بود که گفت الان راحتی، غذات و لباست و راحتی داری.

اگر امیدی که تو میگی باشد، یعنی حکومت به دست اهل بیت بیفتد، اگر امیدی که تو میگی باشد لم یکن الا اکل الجشن، جشن و لبس الخشن.

نخواهد شد.

اگر غذای درشت، لباس درشت که همش ناراحتی‌ها مثل امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام.

والا فمعالجه الاغلال في النار.

و الا اگر تو رو نگه شما نساختید باید با آتش جهنم چی؟

چیز.

این اشاره است در این روایت در اینجا خوندم اشاره است برای اینکه زمان قیام امام زمان سلام الله علیه مشکل‌ها خواهد بود و کسی هم با اون مشکل‌ها نساق تنها این نیست با امام زمان مخالفت میکنه.

اصلاً خود نساقتن‌ش و تبعیت نکردن‌ش از امام و خود عاقبت به خیر بشه طرف جهنم درسته که معالجه الاغلال، معالجه الاغلال في النار.

خب جهت چهارم را هم بگم تمام میکنم.

خب مطلب تمام بشه و همین خبرهای من شما تهدید آوره است.

مطلب چهارم این است که هیچ کدوم از اینها نباشد، انسان زمان امام زمان صلوات الله علیه را هم دریافت می‌کند.

ولی به لحاظ گناهانی که دارد، توفیق تصدیق امام زمان را که هست نیابد.

غیر از این سه جهت که عرض کردم.

این هم یک جهت است.

این هم یک جهت است.

توفیق تصدیق امام، توفیق بالاست.

یعنی خلاصه چوب گناهان گذشته خودش را بخورد که اون روز از درک حقیقت و از نیل به حقیقت و از افتادن به صراط مستقیم محروم به عالم باشد.

این هم یکی از این خاطرات است که خیلی حالت تحقیر.

یعنی قبلاً آرزو کرده بود، داشتند، مؤمن بودند.

به امام زمان وقت ظهورش که شد چون اعمال ناسالحی داشتن، چون گناهان زیادی داشتند و خلاصه چوب گناهانشون را باید بخورند در یه جایی، اون وقت چوب گناهانشون را می‌خورند و امام زمان صلوات الله عليه را رد می‌کنند.

از این توفیق چی می‌شوند؟

محروم می‌شن.

اینا هم یه تیپ هستن.

یه تیپ هم کسانی هستند که حالا دیگه بحثم تمام میشه.

هی من بشمارم طولانی.

یه تیپ هم کسانی هستند اینا لازم بود گفته بشه.

کسانی هستند که امام زمان صلوات الله علیه، همه مثالا درست باشه، از خود سن مثال امام زمان موجب میشه وقتی به اصطلاح اینجا به عنوان امام زمان موعود که هست قبولش براش چی میاد؟

مشکل می‌آد.

البته خیلی گفتم به همه هم گفتم ولی شیطان است و آمد بسط و گسترش جا خودش کرده است.

این همه سالیان طولانی‌شون در سن یک به اصطلاح شخص متوسط السن و تقریباً جوان وقتی قیام می‌کنند و این به اصطلاح موجب بشرت شکسته و شگفت زده یه جمعی می‌شود که ما از بعضی از روایات اگر اشاره‌ای باشد، اگر من اشتباه نکنم این مورد هم مطرح شده در چه قبلاً گفته شده است.

خب اینها جهاتی است.

من اینها را گفتم برای شما که متذکر باشید که جهات برگشت از امام زمان، از امام زمان صلوات الله علیه کدوم جهات است.

این پنج تا رو گفتم در نظرتون باشد.

بعضی از این‌ها بسیار مهم است.

این‌ها را هم تحقیق می‌تونید همه تحقیق بکنید.

بعد من در خصوص اون که گفتم در آخرین قسمتی که گفته بودم، بالطبع مؤمنین منتظر هستند که حضرت بقیه الله صلوات الله علیه ظهور بفرمایند.

منتظر هستیم.

همه ما منتظر هستیم، علاقه‌مند هستیم و اصلاً آرزوی ما همین است.

و اگر مثلاً تعبیر صحیح‌تری باشه باشیم، اصلاً باید گفت ما به هیچی دلخوش نیستیم و اونچه که ما را زنده نگه داشته است همین امید است و بس.

و الا برای چی؟

چه خوشی در این عالم برای کسی که مؤمن است، کسی که می‌فهمد هست جز درد و رنجه.

الا اینکه اون به اصطلاح امید فرج انسان را زنده نگه داشته است و یکی از نتایج به اصطلاح اون انتظار و امید هم همین است.

اون مؤمنین خوب، پاک، هرچه مؤمن خوب، پاک باشند اصلاً عالم براشون مخصوصاً با وضعی که دارد یک زندان به تمام معنای فشاردهنده است از همه جوانب.

اما یک امید زنده‌شون نگه می‌دارد و اون امید فرج است.

همه ما امیدوار فرجیم.

منتظر فرجیم.

مشتاق هستیم تماماً.

آرزو می‌کنیم.

از خدا می‌خواهیم.

اما با این ترس و هراسی هم که از این صحبت‌ها آمد که باید از خدا خواهیم که اگر موفق شدیم به درک امام زمان، خدا ما را از موافقین قرار بدهد و از انصار قرار بدهد و از این مشکلاتی که گفتم ما را دور بکند، از برداشت‌های غلط، از عافیت‌طلبی، از این چوب گناهان را نخوریم، از اینها حفظ کند.

این آرزوی ماست