ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن خام ASR · جلسه 062

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

قل أغير الله تأمروني أعبد أيها الجاهلون.

ولقد أوحي إليك وإلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطن عملك ولتكونن من الخاسرين.

بل الله فاعبد وكن من الشاكرين.

فما قدر الله حتى قدره والأرض جميعا قبضته يوم القيامة والسماوات مطويات بيمينه سبحانه وتعالى عما يشركون.

این آیات عرض کنم خطاب هست به رسول اکرم صلی الله عليه وآله وسلم و ظاهر آیات خطاب است رسول الله مانند همه آیات دیگر.

ولی خطاب وقتی به رسول الله می‌شود معنی‌ش این نیست که فقط شمول آیه نسبت به رسول الله هست یا مخاطب فقط رسول الله هست.

البته خطاب آیه به رسول الله در حدث رسول الله می‌فهمد و عمل به این آیات هم اونچه که برای رسول الله هست در حد خود اون وجود مقدس هست.

خطاب آیه برای من و شما در حد خود ماست و اگر توفیقی بود عمل هم در حد خود ما خواهد بود.

اول ترجمه آیات را عرض می‌کنم.

قل أغير الله تأمروني أعبد أيها الجاهلون.

می‌فرماید که شما جوحال به من امر می‌کنید که من غیر خدا را عبادت بکنم؟

أغير الله تأمروني أعبد أيها الجاهلون جاهل‌ها شما به من امر می‌کنید که من غیر خدا را عبادت بکنم؟

به پیغمبر خطاب می‌کنه اینطور بگو.

بعد می‌فرماید خدا می‌فرماید ولقد أوحي إليك وإلى الذين من قبلك این را هم که می‌دانی به تو و به قبل تو، اونایی که قبل از تو بودند از انبیا و رسل بر تو و بر اون‌ها ما وحی کردیم، گفتیم، دستور دادیم.

فراموش نکنید که چی؟

که لئن أشركت که اگر تو و اون‌ها هم تو شریک برای خدا بیاورید، شرک به شرک مبتلا بشوید.

ليحبطن عملك عملت حتماً حبط خواهد شد.

ولتكونن من الخاسرين رسول الله اگر شرک بر خدا آوردی، شریک برای خدا در مکان و جای دیگر قرار دادی بدان وحی شده بر تو فراموش نکن که عملت حبط خواهد شد و تو از خاسرین خواهی بود.

بل الله فاعبد فقط خدا را عبادت بکن.

وكن من الشاكرين و بر اینکه این عنایت خدا بر تو هست که تو را راهنمایی و هدایت کردیم شکرگزار باش.

زیاد به اینجا و اونجا نظر نکن.

ما قدر الله حتى قدره تو که می‌دانی این انسان‌ها و این مردم قدر خدا را ندانستند و نشناختند.

خدا یعنی چی نشناختند؟

تو که می‌دانی.

فما قدر الله حتى قدره این‌ها خدا را آنچنان که باید بشناسند نشناختند.

تو به این‌ها نگاه نکن.

مضمون آیه اینطور است.

والأرض جميعا قبضته يوم القيامة والسماوات مطويات بيمينه سبحانه وتعالى عما يشركون.

این ترجمه ساده، نسبتا ساده و آزاد آیات بود که به دوستان عرض کردم خطاب مستقیماً در مرحله اول به شخص رسول اکرم صلی الله عليه وآله وسلم است.

خب در زمینه این آیات برای اینکه این آیات معنی پیدا بکند برای ما در حدی که فهم ما را بکشد، من موضوعی را به صورت موضوع بحث امشب در اینجا عنوان می‌کنم و اون اینطوری بود که عبودیت خدا، عبادت خدا به چه معنی است؟

این چیزیست که برای بنده و شما و برای امثال ماها بسیار دقت در شناخت همین مسئله لازم است.

و ما معمولاً ماها اکثراً قریب به اتفاق معنی عبادتی را که خدای متعال دستور داده است و اصولاً خلقت انسان‌ها برای اون بوده است.

وما خلقت الجن والانس الا ليعبدون.

اینجا هم خطاب اینجور شدید به رسول الله دارد.

من و شما و امثال من و شما معمولاً از معنی عبادت از اول غفلت کردیم که معنی صحیح عبودیت و عبادت خدا متعال چیست؟

اونچه که در برداشت عمومی در ذهن ما هست و ما هم اکثراً تابع همان معنا هستیم ولی بسیار معنای ناقص و فریب دهنده و ضلالت آور است.

این است که ما فکر می‌کنیم عبادتی هست که مثلاً نمازهای واجب است انسان اون‌ها را بخواند.

این عبادت خداست.

ماه مبارک هم آمد روزه بگیرد.

این عبادت خداست و به اصطلاح حجی واجب شد انجام بدهد.

امر به معروفی واجب...

چندین چیزی که شناختیم که در این اوقت و شرایط خاصی اون وظایف بر ما متوجه هست که اگر اون‌ها را انجام دادیم ما در عبودیتیم و در عبادتیم.

اینچنین یاد گرفتیم.

به اضافه اگر یه خورده روشن‌تر باشیم اضافه کرده‌ایم بر این معنا اینکه چندین چیز بسیار مهم و دروش و بسیار بالا و خطرناکی که خدا متعال از اون‌ها نهی فرموده است را هم ترک بکنیم.

این هم به اصطلاح عبادت خداست.

اونچه که در ذهن من و شما هست از عبادت این معنی است و این معنای بسیار برهنداز و بسیار خطرناک، یعنی این برداشت خطرناک است.

اینجور فهمیدن عبادت، معنی عبادت بسیار فریب دهنده و ضلالت آور و می‌تواند به انسان آنچه می‌تواند که ما که کرده است، آنچه کرده است ارجاع می‌دهیم اصلاً وقتی گفته می‌شود عبادت خدا یعنی وقتش نماز را بخوانیم دیگه.

یعنی در ماه مبارک هم روزه بگیریم.

در صورتی که اینی که فهمیده‌ایم این گوشه‌ی بسیار جزئی و بسیار جزئی فراموش نکنید تعبیرات را عرض می‌کنم.

این جزئی از بسیار معنای وسیع و ریشه‌دار و عمیق عبودیت است.

جزئی بسیار جزئی، جزئی بسیار جزئی.

عبودیت و بندگی یک معنای بسیار عمیق و وسیعی است که آنچه ما فهمیدیم گوشه‌ی بسیار جزئی از آن است.

معنی عبادت چیست؟

حالا من برای اینکه قبل از اینکه توضیح اون معنی که از قرآن برداشت می‌شود را به دوستان عرض می‌کنم، آیاتی را می‌خوانم که اون آیات در باطن شما سؤال ایجاد بکند تا زمینه را آماده بکند که من اون معنای صحیح عبودیت را که از قرآن برداشت می‌شود به شما توضیح بدهم.

این آیات را من نوشتم آوردم اینجا و می‌خوانم و به صورتی اینکه آیه چی می‌فرماید و سؤال در ذهن شما مطرح می‌شود.

مثلاً آیه‌ای هست می‌فرماید که به رسول الله خطاب می‌کند.

اَفَرَاَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ [مکث] أَفَأَنتَ تَقُومُ عَلَيْهِ وَكِيلًا.

این خطاب است رسول الله.

ترجمه‌اش هم این است.

آیا می‌بینی کسی را که معبود او هوای اوست؟

مع- اله یعنی معبود دیگه.

یعنی اونچه که عبادت می‌کند.

آیا می‌بینی آن کس یا آن کسانی را که معبودشان هواسشان هست؟

آیا تو می‌خواهی آنها را به راه بیاری؟

تو می‌خواهی آنها را مشکلشان را حل کنی؟

[نفس عمیق] اینجور بفهمیم.

خب در این آیه اولین سؤالی که مطرح می‌شود به صورت ذهن، ذهنتون میاد، به ذهن میاد این است که این آیه صاف می‌گوید کسی که از هوایش تبعیت بکند به هваш چی کرده؟

عبادت.

عبادت.

یعنی تبعیت از هوی عبادت هواست.

یعنی اینجور بفهمیم از آیه.

اگر کسی به هوای نفسش گوش کرد و هwa را تبعیت کرد از هwa و از نفسش چی کرده است؟

عبادت.

نفس و هwa را چه کرده است؟

عبادت.

چون اله می‌گیم دیگه.

اله یعنی معبود.

دقت بکنید.

سؤال می‌شود.

یعنی من اگر به هوای نفسم گوش کردم یعنی من عبادت خودم را کردم؟

این طوره؟

قرآن این طور میگه یعنی؟

یعنی عوض عبادت خدا، خودم را عبادت کردم؟

برای خودم نماز که نخواندم.

دقت می‌کنی؟

چه میانبر خوب دقیقی.

من برای خودم نماز که نخواندم.

پاشم بگم که سه رکعت نماز مغرب می‌خوانم برای اینکه به خودم نزدیک بشوم.

توجه می‌کنید؟

تازیانه‌های مخصوصی در این آیات هست.

دوستان انشاالله [نفس عمیق] این صلاحیت را دارید که نکات تازیانه‌های آیه را به قول ارباب معرفت بدانید.

می‌گه که أَفَرَاَيْتَ آیا می‌بینی کسی را که هواس را اله برای خود قرار داده است؟

شبیه همون آیه اولی است که از سوره قرآن خوندم.

اینجا باز به ذهن ما می‌افتد که خدا می‌فرماید کسی هوای خودش را تبعیت کند، هواس را اتخاذ چی کرده است؟

به صورت معبود اتخاذ کرده یعنی تبعیت از هوای نفس عبادت نفس است، عبادت نفس است.

حالا بقیه آیه دیگه گفتم یه تازیانه‌هایی برای ارباب معرفت دارد.

أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ خَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً این‌ها مطلب زیاد است.

من در اون مسیری که بحث می‌کنم پیش می‌روم.

فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ.

چه کسی می‌تواند اینجور آدم‌ها را هدایت بکند؟

غیر از خدا، وقت خدا نظرش رو برداشته دیگه چه کسی قدرت این رو دارد؟

آیا به خود نمی‌آید؟

این هم یک آیه.

آیه‌ی دیگر، آیه‌ای است که در خصوص بعضی از اهل کتاب هست که در سوره‌ی مائده، آیه‌ی شصت است.

آیه مضمونش این است که به رسول الله فرمود بگو که من می‌خواهید بهترین مردم را به شما نشان بدهم؟

بهترین مردم، آره.

اونا که شریرترین افراد در روی زمین هستند.

می‌خواهید بگم چه کسانی هستند؟

[سرفه] "قل هل أنبئكم بشر من ذلك مثوبة عند الله من لعنه الله وغضب عليه وجعل منهم القردة والخنازير" که به بعضی از یهود و بعضی از اطفال حضرت عیسی مربوط است.

و بعد می‌گوید "وعبدة الطاغوت".

این‌ها شریرترین آدم‌ها هستند.

اون‌ها که خدا اون‌ها را مسخ کرد و چی کرد؟

و چی کرد؟

"وعبدة الطاغوت".

"عبدة الطاغوت" یعنی چه؟

خودتون معنی بکنید.

[پچ،پچ] یعنی عبادت کنندگان کی؟

طاغوت.

طاغوت یا شیطان باشد، ظاهری باشد، جنی باشد، انسی باشد فرقی نداره طاغوت دیگه.

مثال اولش خود شیطان ابلیس است و صادقش هم شیاطین انسی و صادق بعدیش هم شیاطین انسی، جنی است.

ولی تبع-- خب حالا شما بفرمایید کسی که از طاغوت که شیطان و مظاهر شیطان است تبعیت می‌کند، نماز می‌خواند برای او یا فقط تبعیت می‌کند؟

چی می‌کند؟

تبعیت.

تبعیت به تعبیر خدا این آیه می‌شود چی؟

عبادت.

درسته؟

کسی که از طاغوت تبعیت می‌کند در حقیقت طاغوت را چی می‌کند؟

عبادت می‌کند.

این هم یک جا.

تو اونجا گفت کسی از نفسش تبعیت کرد نفسش را عبادت کرده.

اینجا گفت کسی از شیطان یا طاغوت انسانی، غیرانسانی تبعیت کرد او را عبادت کرده است.

آیا این آیات که باز من چند نمونه خوندم برای من و شما این پیغام را ندارد که معنی عبادت عبارت است از اینکه انسان از موجودی چه بکند؟

عبادت.

ها؟

تبعیت.

تبعیت بکند.

یعنی عبادت این است.

باید اینطور بکنیم.

پس حالا نتیجه می‌گیریم.

نتیجه این که معنی عبادت که قرآن مطرح کرده و انسان‌ها را برای اون خلق کرده و در این کتاب با اون شدت لهنش به رسول الله اون را می‌گوید، به من و شما هم اون را می‌گوید، از من و شما هم آن را می‌خواهد.

"أَلَمْ أَعَهْدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ" سوره‌ی یاسین.

الله چی؟

[هم پوشانی گوینده ها] عبود و شیطان عبادت است.

خب وقتی معنی عبادت این است، وقتی ما از چیزی تبعیت کردیم، او را عبادت کردیم، این چیز فرق نمی‌کند.

زن باشد، فرزند باشد، خودم باشم، رئیسم باشد، مسئولم باشد، طاغوت کی-کی-کی جنی باشد، طاغوت کنانی باشد، شیطان باشد، هرچه باشد، هرچه باشد که نزدیکترش نفس انسان است، دورترش هم می‌شود این غیر نفس انسان خارج از وجود انسان.

هرچه من و شما از غیر خدا تبعیت کردیم، اون غیر را چه کردیم؟

عبادت کردیم.

و اگر نه بر خلافش رو من و شما در تمام حرکات و سکنات می‌خواهیم نگاه بکنیم، می‌خواهیم حرف بزنیم، می‌خواهیم فکر بکنیم، می‌خواهیم دوست بداریم، می‌خواهیم دشمن بداریم، می‌خواهیم بلند بشویم، می‌خواهیم بشینیم، می‌خواهیم راه برویم.

ها؟

همش دیگه.

هر حرکتی که می‌خواهیم انجام بدهیم ببینیم خدا چطور می‌گوید تبعیت از خدا بکنیم.

ما در این صورت عبادت از کی کردیم؟

عبادت از خدا کردیم.

اونوقت نماز می‌شود یکی یا همش؟

یکی.

یکی.

روزه می‌شود یکی یا همش؟

یکی.

بقیه اکثر عبادت‌ها را من و شما انصافاً می‌دهید عبادت خدا می‌کنیم یا عبادت غیر می‌کنیم؟

صاف بگید.

ها؟

فهمیدید؟

خب حالا شما وقتی صاف فهمیدید که از صبح بلند می‌شوید طاغوت-- الان من می‌آمدم یکی از همین نزدیکان من گفت که من نتوانست بیاید.

حالا بعدش می‌تونید نوار رو گوش کنید و ببینید که من اون حرفی که اونجا عصبانی شدم اینجا هم می‌گم.

گفت که من نمی‌توانم بیایم ولی دلم می‌خواست بیام از حالات امام حسن عسکری سلام الله علیه کمی اطلاع دارم بشنوم.

خب مؤمنی، صلاح دارد به امام.

گفتم که من از حالات امام حسن عسکری نخواهم گفت.

درد دارد ما.

من وقتی در آتشم هیچ نمی‌فهمم، تو وقتی در آتشی هیچ نمی‌فهمی بر اساس تهم و تعریضی که از بچگی تا حالا گرفته‌ای در پیش، وقتی در آتشی شناختن امام حسن عسکری-- البته نمی‌شود نشناخت، ولی از حالات امام حسن عسکری زیاد دانستن به چه دردی می‌خورد؟

می‌خورد به درد؟

ها؟

به درد می‌خورد؟

درد اصلی درد ماست.

اصلا امام حسن عسکری سلام الله علیه را لازم نیست زیاد انسان در حالاتش مطالعه بکند.

بکند.

اما شما هرگز عبادت خدا کردید، امام حسن عسکری شما بدانید ندانید از شما خوشش خواهد آمد.

به او نزدیک خواهید شد و بدانید ندانید خودتان را کلاه سرتان بگذارید شب روزم یا امام حسن عسکری بگید گریه هم بکنید وقتی عبادت طاغوت و نفس و غیر خدا را کرده‌اید، نه امام حسن عسکری را نزدیک می‌شوید، نه شهادت او به شما خواهد رسید، نه با او مشهور خواهید بود، نه به او نزدیک خواهید شد، نه او شما را دوست خواهد داشت و لو شما هرچه ور بروید.

این حقیقت است.

دقت می‌کنید؟

گفتم بنده خدا فکر نکن من از امام حسن عسکری سلام الله علیه صحبت خواهم کرد.

کم نیست درد داریم.

من وقتی می‌بینم از اول بچگی تا حالا من فکر کردم عبادت خدا یه نمازی است اونم اونطور که من می‌خوانم، شما می‌خوانید.

حالا اون نمازی هم که خدا گفته بود‌ها.

الان شما در جواب سؤال من گفتید که من گفتم نماز یکیش هست، یکیش هست یا همه اش؟

شما گفتید چیه؟

یکیش هست.

حتی یکیش هم نیست.

اونی که خدا گفته این نمازه است.

الان جلسه‌ای که قبلاً بودید منزل یکی از دوستان صحبت گفتم نمازی خدا گفته نمازه است اونی که نمی‌ذاره انسان گناه بکند.

وقتی من و شما نماز می‌خوانیم گناه می‌کنیم یعنی نمازمون نماز نیست دیگه.

باید صاف، صاف خدا معرفی کرده.

می‌گن که آب لیمو آن است که ترش باشد خون را صاف می‌کند.

چه می‌کند؟

وقتی شما به یک چیزی شما دادن رنگش مانند این آب لیموهای مصنوعی که الان هست.

فرض کنم که ولی اون خواص آب لیمو را نداشت.

شما می‌گید آب لیموست؟

اگر دانسته دیدید که تقلبی می‌گید آب لیموست یا می‌گید که آب لیموی ساختگی‌ست؟

چی می‌گید؟

ها؟

ساختگی‌ست یا نه؟

نماز وقتی اثرش نهی از گناه است وقتی نیست، این نماز اون نماز نیست که خدا گفته‌ها یکی از عبادت‌ها باشد.

اون جواب اصلاً درست نبود.

منتها ما با مسامحه پیش آمدیم.

توجه کنید.

اینو می‌خواستم بگم من وقتی از اول شما هم همینطور درد ما این است.

ما وقتی از اول ولوله‌مون چنین فکر کردیم که عبادت خدا این است که پنج وقت نماز بخوانیم، اونم به اون شکلی که می‌خوانیم که نماز نیست.

و هیچ نفهمیدیم که در این ساعت که ما می‌گذرد در ما مرتب که به میل خود عمل می‌کنیم، مرتب که به هوای خود عمل می‌کنیم، در حرکاتمون هر وقت هوای ما ایجاب کرد عمل می‌کنیم.

نفهمیدیم که یک عمر الا بعضی از ساعت که نماز خوندیم عبادت شیطان کرده‌ایم.

عبادت غیر کرده‌ایم.

وقتی وضع ما این است درد ما کم است یا خیلی موییش است؟

کدام است؟

ها؟

فهمیدی چی گفتم؟

کاش بفهمید و به دلتون بیفتد.

قل أفغیر الله تأمروني أعبد أيها الجاهلون.

آیا امر می‌کنید غیر خدا را عبادت بکنم؟

ها.

حالا شما می‌خواید عبادت کنید از فردا.

بسم الله من یه تصویری می‌کنم برای شما.

به این تصویر من بت ساخت کنید.

فرض کنم که تصویر از صبح از خواب بلند شدید، هرچه می‌خواهید انجام بدهید ببینید خدا میگه این را بکن یا میگه نکن.

ها؟

می‌خواید نگاه بکنی خدا میگه نگاه این نگاه رو بکن یا نه.

می‌خوای حرف بزنی خدا میگه این حرف را بزن یا نزن.

می‌خواهی محبت به کسی بکنی میگه این محبت را داشته باش یا نه.

می‌خوای جایی بری میگه این را ب-برو یا نه.

می‌خوای با کسی، با کسی در خند بزنی میگه در خند بزن یا نه.

می‌خوای با کسی دوست بشوی دوست باش یا نه.

توجه می‌کنید؟

می‌خوای چیزی بخوری جایی بخور یا نخور.

الی آخر.

و در ظاهرتون در باطنتون مرتب نظر شما دوخته بر حق باشد و در محضر او مرتب علی الاتصال باطناً و ظاهراً امر او را و دستور او را در امر و نهیش دقت کردید.

شما در و در وقت نماز هم نماز را خوندید.

در وقت روزه هم روزه‌تون رو گرفتید.

اگر اینطور بود که در کل احوال مراقب دستورات خدا بودید که در همه لحظه‌ها دستور دارد، اونوقت شما می‌توانید بگید که من در عبادت چی هستم؟

خدا هستم.

شما بفرمایید ببینم در این صورت بندگی می‌شود.

بفرمایید در این صورت از اونچه که شما دلتون می‌خواهد، نفستون می‌خواهد، شیطان می‌خواهد، زن می‌خواهد، فرزند می‌خواهد، طاغوت می‌خواهد، دوست می‌خواهد.

از این خواسته‌ها چیزی را شما عمل می‌کنید یا نمی‌کنید در این صورت؟

تبعیت از کسی می‌کنید، نمی‌کنید؟

ها؟

می‌کنید یا نمی‌کنید؟

نمی‌کنید.

این شد عبادت خدا.

دقت می‌کنید؟

و معنی عبادت این است.

دقت کردید؟

دیگه مطلب را از اینجا یواش یواش می‌برم به سوی مسئله‌ای که این شب این جلسه به اون تناسخ عنوان شده است.

من امیدوارم انشاالله دوستان از فردا اونچه که من از این صحبت در ذیل و از این توضیح به اصطلاح در ذیل نتیجه گرفتم به اون مسئله توجه داشته باشند.

شما هم همین در ذیل نتیجه بگیرید.

چون عبودیت خدا را فهمیدید چی شد؟

حالا از فردا حساب بکنید.

شب که می‌شود به خواب می‌بینید که شما در مجموع دوازده، پونزده، سیزده، ده ساعت روز شما چند لحظه، لحظه‌اش را در تبعیت حق بوده‌اید و چند ساعاتش را در تبعیت چی؟

در تبعیت نفس بوده‌اید و حساب.

قل أفغیر الله تأمروني أعبد أيها الجاهلون.

أيها الجاهلون.

خدا خودتون معنی را تصور بکنید در نظر بگیرید.

چگونه می‌شود انسان در تمام حرکاتش نظرش دوخته باشد بر امر و نهی او و عبادت او را بکند.

اگر واقعاً این توفیق به انسان دست بدهد، چی می‌شود؟

و از من و شما هم در ألست اون را گفتند، اون را خواستند.

آها یادتون باشه ألست بربكم که پیمان از من و شما گرفتند که اینجا مرتب نذر می‌کنیم.

همین پیمان بوده.

خدا گفته بوده که جز از من تبعیت نخواهی کرد.

بت درست نکن، نه خودت را، نه غیر خودت را.

بت درست کردی و إن أشركت چی؟

لا لَحْقَتَنِّ أَمَالُكُمْ.

می‌ترسم یه جمله اینجا بگم شما مأيوس باشید.

آن اینچه وقتی می‌گوید پیامبر بگو به جوحال به من می‌گویی غیر او را عبادت کنم.

به همین معنای کلام معنی کرد و عبادت.

اگر در مقام عبودیت غیر خدا را عبادت بکنی و شریک برای او قرار بدهی، اعمال‌های دیگرت هم چی می‌شود؟

نکنه که وقتی این نمازها خوندی من اون هم حذف بشود.

شما نمی‌ترسی از این مسئله؟

بترسی.

حتما بترسی.

سربسته از من قبول بکنید که بترسی.

ما شریک در عبادت داریم.

اصلاً شریک یعنی اونی که سهم در عبودیت ما دارد که خدا باشد سهمش از معبودهای دیگر کم است یا زیاد است؟

ها؟

شریکی کم است یا زیاد است؟

خیلی کم است.

در مقام اونم نماز و کلام می‌خوانیم که اگر نماز باشد، اگر ما در نماز واقعاً حال و احوالی داشته باشیم، حضوری اقلا یه ده دقیقه‌ای جمع بشویم روی خدا می‌شود گفت مثلاً اگر خدا قبول بکند.

اونم که خدای شرط اساس دیگر قرار داده، اون کار رو از این هم مشکل‌تر کرد که این «نَمَا یَتَغَبَّنَ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» گفته.

اونم مسئله را مشکل‌تر کرد.

از کلام که ده دقیقه کجا، ساعت کجا.

توجه می‌کنید؟

می‌بینید که معبودها که ما داریم خداست و نفس است و زن است و بچه است و دوست است و مسئول است و رئیس است و الی آخر.

این معبودها سهمشون زیاد است.

خودشون هم زیاد هستند.

جانب خدا خیلی کم است.

«لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ».

شما هیچ تا حالا فکر نکردید گاه گاهی از این واجبات هم که می‌گذرید مستحبات انجام می‌دهید.

هیچ به هر چه خدا هرچه سعی می‌کنید هیچ حال و احوالی پیدا نمی‌کنید.

شما هیچ فکر کردید که پس این به قول مردم این همش آهن سر کوبیدن است که هیچ دلتون به حال نمیاید.

عاشق چه شد که یار به حالش نظر نکرد.

ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب چیه؟

ها؟

هست.

شما یک عمر نماز خوندید، یک عمر روزه گرفتید.

ما هم همینطور.

خیلی از مستحبات رو انجام داده ولی این دل من و شما ذره‌ای حرکت نکرده.

این عبادت حالی در وجود ما به وجود نیاورده که انّ جواب ما نیامده از جانب خدا.

که انّ هیچکدوم به اجابت نرسیده.

چرا؟

رمزش چیه؟

رمزش زیاد است.

یکی شرک است که گفت «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ».

آقا می‌شود هی انسان هی ما خودمون رو گاهی در مستحبات می‌کشیم هیچ خبری نیست.

می‌کشیم خودمون رو در این دل ما هم یه خرده به خودش بیاد.

یه گاهی ترسی، چیزی، گریه‌ای، ذوقی، شوقی، خوفی.

خبری نیست.

چرا نیست؟

چرا؟

پس این زحمت‌های ما به باد رفته.

از کجا می‌بینید؟

از کجا می‌دانیم به باد نرفته؟

«لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ».

دقت می‌کنید؟

«لَئِنْ أَشْرَكْتَ» همین حافظ گفته دیگه.

عاشق چه شد؟

عاشق چه شد که یار به حالش...

شما از فردا اون عبادت کلام من می‌گویم اون رو مراعات بکنید.

یک ماه اینجور باشید اگر ببینید شما از زمین تا آسمان فرق نکرده، دل شما به حال نیامده، اصلاً مسائلی که به نفس نیاید نشده، اینطور نیست.

خدا بسیار نزدیک است.

امام هم بسیار نزدیک است.

شما وقتی حضرت سید الشهدا سلام الله علیه را میخوانید اگر اهل عبادت بوده جوابش رو می‌شنویدید.

اهل شرک نبوده.

اهل چی بوده؟

اهل عبادت بوده چون بنده خداست.

بنده خدا رو بنده خدا میاره.

خیلی نزدیک هستند.

رسول الله نزدیک است.

ائمه نزدیک است.

خدا نزدیک است.

اینها مال ما شده آهن سر کوبیدن.

عاشق چه شد که یار به حالش نظر نکرد.

ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب است.

در جای دیگر همون حافظ گفته صاف یا جام پیاپی پیا پی ده که در سیر طریق هر که عاشق وش نیاید در نفاق افتاده بود.

حالا اونا که می‌گن شما از اشعار حافظ بگو بیاد بسم الله بخوانم معنی بکنم باز معنی کردم نتیجه چی می‌شود؟

که من و شما در نفاق هستیم.

این هم از شعر حافظ.

ببینید صاف از شما سؤال می‌کنم.

اون وقتی که شما شب و روز به عبادت نفس و غیر و طاغوت را می‌کنی در لحظاتی عبادت خدا را وقتی اون لحظات هم میاد عبادت خدا بکنی ای يا كَنَبُد می‌گی صاف ادعا می‌کنی خدایا من همه جا خدا تو را عبادت می‌کنم.

این دروغ است.

یَقولونَ ما لَیسَ فی قُلوبِهِم هست یا نیست؟

ها؟

شما راست میگی یا دروغ میگی؟

تو که میگی من تو را عبادت می‌کنم راست میگی یا دروغ میگی؟

راست میگی یا دروغ میگی؟

دروغه.

چیزی ادعا می‌کنی که در قلبت هست یا نیست؟

نیست.

معنی نفاق چیست؟

یَقولونَ ما لِ-- در ازلی ما لیس چیست؟

فی قلوبهم.

لذا خود گفته صاف یا جام پیا پی ده که در طی که در سیر طریق هر که عاشق وش نیاید در نفاق افتاده بود.

لابد شما اون روایات را که درجات نفاق را بیان می‌کند به من و شما تحریر می‌کند را دیده‌اید.

لابد اون روایات را که درجات شرک را تنظیم می‌کند و بیان می‌کند دیده‌اید که به ما هم تحریر می‌کند.

چیه؟

خدا را اینطور نبود مسئله.

ما از، ما عوضی گرفتیم.

لذا هرچه هم سعی می‌کنیم به جایی نمی‌رسد.

به جایی نمی‌رسد.

اون وقت رسول الله آمد گفت یک کلمه می‌خواهم از شما.

کمتر کسی بود بفهمد این یک کلمه معنی‌اش چیه.

کمتر کسی بود.

گفت یک کلمه لا اله الا الله.

من یه وقتی در سخن در مطلبی که منبر بود زمان سابق منبر می‌رفتم اونجا می‌گفتم.

می‌گفتم که آخه اینجا انسان شرم می‌کنه.

اون ابوجهل اومد گفت نه مسئله همین در همین یک کلمه است.

اما ما قبول نمی‌کنیم.

اما ما صاف حتی ده دفعه می‌گیم ما اون یک کلمه را می‌گیم چیزی نیست.

لا اله چی؟

الا الله.

نفهمیدیم آخه این مشکل این کلمه را گفتن.

هرچه هست سر این کلمه است.

اول ببینید چی می‌گید.

لا اله.

هرچه معبود است، نفس است و چه هست، چه هست که الآن توضیح داده‌م می‌گم اون را نفی بکن.

یک معبود داشته باش با اون معنای که الآن توضیح دادم.

لا اله الا الله.

مولوی هم می‌گوید که عشق آن شعله است کو چون بر فروهر چه جز معشوق باقی جمله سوخت.

تیغ الله در قتل غیر حق بران.

خیلی خوب گفت اینجا را.

تیغ الله در قتل غیر حق بران در نگر آخر که بعد از لا چه ماند.

چه ماند؟

ها؟

چرا یه چیز ماند.

ماند الا الله و باقی جمله رفت.

بعد میگه شاد باش ای عشق شرکت سوز و زهر.

ای عشق چی؟

شرکت سوز و یعنی شرک سوز زهر.

این بسم الله از فردا اگر عبادت را خواستید این است.

کسانی که عشق را می‌خواهند همین است.

اونهایی که محبت را می‌خواهند همین است