اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
از لحاظ توحید همه چیز را باید خدا بخواهد حتی من موفق به سعی بشم سستی نکنم حتی توفیق بر سعی و مجاهدت هم از چیست؟
از خداست.
سستی و کنار بگذارم این هم از خداست.
دقت بکنید.
امروز فردا نکنم اون هم از خداست.
هرچی خیر است از خداست حتما.
پس از لحاظ دعا باید همه اینها را از کی خواست؟
از خدا خواست.
هم مفاهیم است.
معنیش این است که وقتی همش از اوست حتی سعی من هم از اوست.
مجاهدت من هم باید او بخواهد.
پس فقط من به دعای کار بکنم بشینم.
اینجوری باید نتیجه بگیرد.
بشینم یا در جهت دعای خودم حرکت بکنم.
اینجور باشد.
لیس للإنسان إلا ما سعى که جمله واضحی است.
همه هم مفهومش رو میفهمن.
نمیشود آدم معنی دیگری بهش داد.
در عین حال که سعی را هم باید خدا بخواهد و با تضرع از خدا بخواهیم خدایا بخواه ما سعی بکنیم باید سعی را بکنیم.
اینجوری.
یک چیز بسیار ظریفی است این دو تا را با هم جمع کردن.
خیلی ظریف.
چون خیلی ظریفه به شما توصیه میکنم در فهم این دو حقیقت و در جمع کردن این دو با همدیگر مواظبت بکنید اشتباه نکنید.
فهم این دو به این معنا که انسان جمع بکند بین اینکه همه چیز را باید خدا بخواهد و بین اینکه انسان باید سعی هم بکند.
جمع بین این دو کار هر کسی نیست.
ولی شما بدانید که باید بین این دو جمع کرد و از خدا بخواهد خودش به شما خوب بفهماند که این دو حقیقت چطور با هم جمع میشود.
بفهماند و شما را اینجور نکند فهم شما را که نتوانید دو تا را با همدیگر جمع بکنید.
اگر این دو حقیقت رو خوب نفهمیدید و خوب جمع نکردید حتما به این گرفتاریها که خیلی گرفتار هستند دچار میشوید.
عرض کردم که ببینید این در این دعای جمعه است.
اول من ترجمه رو کنم خب ترجمهاش فهمیدید گفتم دیدید در دعاها.
در دعای روز جمعه است ولی همین مضمون در دعاهای دیگر غیر از این نه، نه دعای روزها در دعاهای دیگر هم آمده بلا.
نه یعنی اینکه به یک حقیقت بسیار عجیبی اشاره میکند و یک هشدار عجیبی است برای ما اگر بفهمیم.
شاهد میگیرم حق خود تو را، ملائکه را، سلطان سماوات را، عمله عرش را، انبیا و مرسلین را، همه در و دیوار و موجودات و مخلوقات را شاهد میگیرم که من مؤمنم.
من شهادت میدهم به توحید و به رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم.
خود شما اون ترجمهاش گفتند.
این از چه جایi حرف میزند؟
این برای اون این لامه های خطره.
منظورم در پیش است در این دنیا نه ها.
منظور در پیش نه در تحولاتی که در پیش دارد از موقع مرگ مخصوصا شروع میشه.
از احتضار البته.
ممکنه بعضیا مثلاً در آتisme زندگی کنند به یک مثلاً مراحل خطرناک از لحاظ عقیدتی براش پیش بیاد و اون هم شامل بشه.
ولی اصلش ناظر به اون مراحل خطرناکی است که در، از موقع مرگ و احتضار شروع میشه که شیاطین مسلماً به سراغ همه میان برای تشکیک.
یعنی به شک انداختن.
دقت بکنید.
اون موقع مرگ بدون استثنا شیاطین به سراغ همه میان که از عقاید و از این چیزها که داشتند در زندگی.
گفتم که داشتند دیگه.
مؤمنین.
از اون عقایدشون اینها را چه بکند؟
به سراغ بگیرند.
این یک مرحلهشون مرحله احتضار که بسیار مرحله عجیب و غریبی است که هیچکس ندیده نمیداند چیست.
ندیده کسی نخواهد دانست چیست.
اون حالت احتضار که روح به، به اصطلاح میخواهد از بدن خارج بشود ولتی به اصطلاح به سینه و به قلب و اونجاهایی که میرسد به اون وقت.
البته از لحاظ باطن امر هم مسئله، مسئله فوق زمان است که انسان یک مرحلهای است که دیگه برگشتنی نیست و اون مرحله است که حداقلها و اینها کنار میرود و از یک طرف شیاطین با جنودش به سراغ انسانها میان برای اینکه به شک بیاندازند.
حالا چه جور به شک میاندازند؟
به چه شکلی تشکیک میکنند؟
این را دیگه گفتم ندیده انسان نمیداند.
فقط روایات صاف میگوید که شیاطین، شیطان با جنودش به سراغ انسانها در اون موقع میان که تشکیکشون بکنند.
یعنی به شکشون بیاندازند در عقایدشون.
این عقاید را دیگه حالا اصلش در اینجا اون توحید است و رسالت رسول اکرم صلی الله علیه هم چنین در خصوص امامت، در خصوص کل عقاید.
به شک میاندازند.
چه جور تشکیک میکنند؟
چه چیزها، چه اوضاعی پیش میآید؟
چه چیزها به فکر می آورند؟
چه چیزها القا میکنند شیاطین؟
و کسانی در این مقام به شک میروند.
دقت کنید.
دیگه اون عقایدشون را که صاف و روشن در دنیا برای خودشان عقاید بود نمیتوانند حفظ بکنند.
دقت کنید.
این جملهها البته این یک مرحله خطر است.
یک مرحله مخاطراتی است که در پیش است در بعد مرگ هم در برزخ هم هست.
در موقع سؤال مثل این هم هست.
مراحل خطرات.
اینها این شاهد گرفتنها با یک حالت مخصوص برای این مواقع که خدایا من تو را شاهد، یعنی تو خودت شاهد باش اگر اینجور چیزها پیش آمد من تو را شاهد میگیرم که تویی أنت الله لا اله الا أنت.
تمام آسمان و زمین را شاهد میگیرم که من مؤمن بر وحدانیت هستم.
من موحد هستم.
من به رسالت رسول الله معتقد هستم.
که در مواقع خطر این شهادت، این شاهد گرفتن خدا و آسمان و زمین اگر انسان درد مندانه این کار را در عمرش داشته باشد در اون مواقع به دردش میخوره.
به درد میخوره، به دردش میخوره.
خدا به کمکش میاد و ملائکه به کمکش میان.
انبیا و رسل هم به کمکش میان.
ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین به کمکش میان.
اونجا که شیطان میخواد تشکیک بکنه، خدا خلاصه در مجموع چی میکنه او را؟
کمک میکنه.
الان فهمیدی جمله چه معنی میده؟
خدایا من شاهد میگیرم تو را که من میگویم لا اله الا انت.
شاهد میگیرم تو را شاهد باش من میگویم لا اله الا انت.
شاهد باش من میگویم ان محمدا عبده و رسوله.
این برای اون مواقع.
شاهد باش که خدا در اون مواقع دست انسان را میگیره.
گرچه دیر شده ولی برای اینکه من گفتم امروز تصمیم داشتم اینجا با شما بگم.
دورانش صحبت ولی این یک چیزیست که اگر شما این را عمل کردید و همهتون انشاءالله عمل کنید، نه یک بار باید این دعا را با این لحن گفتن در دعاهای دیگر هم آمده است حتی به زبان آزاد خودتون میتونید ممکنه همین را که در دعای چیز هست، در دعای روز جمعه است یا اشباع این را که در دعاهای دیگر هست برای خودتون بنویسید و به صورت دعای آزاد در مواقع دیگر در بعد از نمازها، در وقتهای دیگر همیشه این دعا را داشته باشید که با ترس و حتماً این مسئله که ترسی دارد.
اونا که خوب میفهمن زیاد از این موضوع میترسند که در مواقعی که مواقع مخاطرات عقیدتی و فکری و باطنیست که از موقع مرگ مخصوصاً شروع میشود ممکن است قبل از مرگ هم به سراغ کسی بیاد در دوران زندگی.
خب خیلیها هستند که در بعد زندگیشون عقایدشون را چی میکنند؟
از دست میدهند.
عرض کنم که اونا که میفهمن زیاد از این مسئله میترسند.
لذا با تضرع اینجور دعاها را میخوان با تضرع.
یعنی وقتی میگه که اما انش-- انشأتم من اصناف خلقت این آدمای خوب را میگویند.
وقتی میگه خدایا من تو را شاهد میگیرم، انبیا و رسل و ملائکه فلان و تمام خلقت را شاهد میگیرم.
اینا با یه حالتی میگن و کأن خطاب به در و دیوار هم میکنند که شاهد باشید.
من شاهد باشید و از الان من میگم شاهد باشید که من موحدم.
[نفس عمیق] اینو با درد مندی این را میگن و با ترس زیاد.
یکی از مسائل بسیار اساسیست.
لذا یادتون باشد و گرچه وقت گذشت ولی من آینده یک روایت از اون روایاتی که انتخاب کردم بعداً به همان مضمون برای شما بخوانم.
این روایت البته دو سه تا من روایت انتخاب کرده بودم در هر کدام نکاتی در involved هست.
من یکیشو میخوانم.
روایت این است از تفسیر عیاشی نقل شده.
این جلد شش بهار هست از تفسیر عیاشی نقل شده.
جلد شش بهار جدید.
جلد جدید صفحه صد و هشتاد و هشت از تفسیر عیاشی نقل شده از امام صادق علیه السلام قال.
امام صادق فرمود اونا چه مینویسند؟
اینجوری مینویسن إن الشيطان لیأتی الرجل من أولياءنا عند موته.
إن الشيطان لیأتی الرجل من أولياءنا عند موته.
اینکه از رجل گفت یعنی به سراغ انسانها میان.
منظور این نیست که سراغ خانم، خانم میاد.
شیطان میاد به سراغ مؤمنین از اولیاء ما عند موته یعنی اون وقتی که مرگش میرسیده در حالت اغماض.
عن يمینه وعن يساره از راستش میاد، از چپش میاد.
یعنی با جنون و انواع مختلف و از راههای مختلف شیطان با جنودش.
چون من دیگه ندارم توجیهات بیشتر میگم با استناد به روایات دیگر که درpart دیگر آمده است وگرنه خود روایت سر بسته بود.
از جوانب مختلف شیطان با جنودش میاد به سراغش که یصده عن ما هو عليه تا او را از اونچه که از اون عقایدی که دارد منعش کند.
فيأمن الله له ذلك.
از اون عقایدش بازداره.
با توجه بر اونچه در روایات دیگر آمده است، صاف در روایات دیگر آمده که او را تشکیک، کلمه تشکیک آمده به شک میاندازد.
یعنی القاءاتی میکند به ادوار مختلف از راست و چپ.
حالا راست و چپ هم منظور راست و چپ ظاهری نیست.
حالا اون خودش تفسیر طولانی دارد که چیست.
تشکیک میکند بالاخره عقایدش از دستش بگیره.
بعد فيأمن الله له ذلك.
اونهایی که خدا و در خصوص البته این در خصوص کسانیست که خدا نظر میکند و آنها را از این تشکیکها چه میکنه؟
حفظ میکنه و به همه کس نمیشود.
فيأمن الله له ذلك.
خدا او را حفظ میکند.
و کذا که قال الله و اینجاست که خدا فرموده است که [سوره مبارکه هود آیه 112] این آیه قرآن است.
این را امام در اینجا که خدا در برابر تشکیک شیطان، خدا او را حالا با الهام ملائکه، با هدایتهای ملائکه، با فرستادن ملائکهای شیاطین را رد میکنند، تشکیکشون را برطرف میکنند یا با حضور رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اگر خیلی انسان مقامش بالا باشد یا حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام خلاصه شیاطین از میدان میروند و اینها، اینها را باز گفتم من با استناد روایات دیگر میگم من اینجا نیستم.
خدا خلاصه یأولى الله الذالک این تشکیک را، این خطر را از او برطرف میکند.
بعد این آیه را خوند.
امام این آیه را خوند.
[سوره مبارکه هود آیه 112] خدا ثابت نگه میدارد آنهایی را که ایمان آوردند و روی ایمان و گفته خودشان عملاً هم ثابت بودند در حیات دنیا و در آخرت.
خدا آنها را چی میکنه؟
ثابت نگه میدارد.
آنهایی را که، کدامها را؟
اونایی که ایمان آوردند به قول ثابت و گفته خودشان یعنی بر اساس ایمانشون در دنیا عمل کردند.
خدا آنها را ثابت نگه میدارد هم در دنیا و هم در کجا؟
هم در آخرت.
خب این آیه اشاره میکنه که در آخرت یه موارد لغزشی هست و در دنیا هم موارد لغزشی هست که خدا کسانی را در این موارد لغزش چی میکنند؟
ثبت.
امام اینجا در اینجا میخواند که یکی از مواردش همین جاست.
موقع مرگ شیطان تشکیک میکنه.
خدا کسانی را حفظ.
کسانی را حفظ میکنه.
اما کسانی که وقتی مخصوصاً این آیه را میخواند خیلی قضیه را سخت میکنه.
چه کسانی را حفظ میکنه؟
کسانی را که آمن و بالقول ثابت.
اگر بر اساس این آیه بشه.
و اما من دیگه روایات دیگر را نمیخوانم.
همین جلد شش صفحه صد و نود و پنج هم یک روایتی را از کافی نقل کرده.
[سوره مبارکه هود آیه 112] شیاطین وقتی تو کفر وامیدارند، تشکیک میکنند، به شک میاندازند تا جان و روحش خارج بشه.
فمن کان مؤمناً لم یغر عليه اونها که مؤمن هستند شیطان نمیتواند آنها را به شک بیاندازد.
حالا به شک کس که مؤمن است نمیتواند آنها را به شک بیاندازد.
ببینم شما اگر به نهان و آشکار باجرا معنی بکنی چطور معنی میکنی؟
خب این شک در خصوص تشکیک اصلاً در خصوص کافران بود، در خصوص کی بود؟
[همهمه].
پس چرا میگه من کار مؤمنن غالب میشه؟
یعنی چی؟
پس شیطان تشکیک میکنه، غالب کفر میکنه و تشکیک میکنه در دینش.
اما کسی که مؤمن است او زورش نمیرسه.
این، این چجور نتیجهش این میشه؟
نتیجه میگه این تشکیک در خصوص مؤمنهاست.
اما کسانی که مؤمن خوب هستند و این تشکیک در باب اونها به نتیجهای که شیطان میخواهد نمیرسه ها.
تحلیلی که گفتم.
همون که گفت که اون آیه را خوندیم.
پس از اون میگه فإذا حضر الموت حق وقتی احتضار نز-مرگ حق را حاضر شدی فلتغبطن مستحب است که وقتی احتضار سر بالایی، بالای سر کسی که در حال احتضار است بودید ای تلقین کنید او را شهادتین را.
این بر همه حساب است.
این در مقام تشکیک میکنید.
ما که نمیفهمیم در باطن هم او را شیطان دارد تشکیک میکند.
میگه شما از این طرف حیف چی بکنید؟
تلقین بکنید که لا اله الا الله محمدا رسول الله که تلقین خودش در جای خود در این چنین جایی اگر طرف صلاحیتش را داشته باشد، آمادگی داشته باشد اثر خودش را میگذارد.
میگه فإذا حضر الموت حق فلتغبطن شهادت أن لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله حتی که حتی جانش از بدنش خارج بشه این تلقینها را.
این صفحه صد و نود و پنج بود که روایتش رو نخوندم با تنظیم و تصحیح که بعداً گفتم نگاه بکنید برای ادامه.
خلاصه این توصیه را به شما میکنم ان شاءالله که هم بترسید و هم چنین دعایی داشته باشید و خلاصه سختیها و مسائل خیلی زیاد است.
ان شاءالله خدا ما و شما را از آنها برهانه بکند.
توفیق عمل را داشته باشیم که مضمون همین روایات خدا به سراغمون بیاد.
اون دعاها رو هم بکنیم.
اللهم تو را شاهد میگیرم چی، چی دعا هم بکنیم.
ولی عمل هم داشته باشید خدا دستمون رو در اون مواقع خطرناک بگیرد.
دعا با تضرع خدا را شاهد گرفتن، خدایا یعنی خدا به کمکم بیا در اون مواقع و امری را شاهد گرفتن.
این جور چیزها مسلماً حساب داره.
اما این هم حساب دارد که انسان اهل عمل هست یا نیست.
چون الان گفتم گفت که میاد تشکیک میکنه اما کسی که مؤمن هست رو غالب نمیشه.
مؤمن هست یعنی چیه؟
تشکیک از اساس برای مؤمنان بود.
یعنی مؤمن به معنی کلمه است، عامل است.
در اون روایت اول گفت که امام گفت که میاد اما خدا نمیذاره او را تشکیک بکنه.
بعد کدوم آیه را خوند؟
آیه [سوره مبارکه هود آیه 112] را خوند.
یعنی اینجا هم صاف اشاره میکنه که اگر خدای خطرناک کسی برطرف کنه کسانی هستند که به فضای ایمانشون عمل کردند.
پس بنابراین هم باید در عمل سعی کرد از این خطر محفوظ بود و هم اون دعا را با تضرع داشت.
هر دو لازم و ضروری است