د
درسگفتارها
پرسش
جستجو
فهرست من
بازگشت به فهرست جلسات
جلسه ۳
دارای متن همگام
مسئولیتِ قرب و سنگینیِ سؤال
در انتظار شروع گفتار…
۰:۰۰
۳۰:۴۰
15
15
۱×
فهرست من
اشتراک
دانلود
متن کامل
نسخه کتابی
خلاصه
فهرست مطالب
۳ سرفصل
## شهادتِ انبیا بر امتها
۸:۰۳
## ساختارِ ادبیِ روز فصل
۱۲:۳۸
## مکذّبِ عقیدتی و مکذّبِ عملی
۱۳:۱۹
متن جلسه
دنبالکردن خودکار
بدون ترجمه
در مکتب وحی
مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم
برنامهای از گروه علوم
و معارف قرآن.
بسم الله الرحمن الرحيم.
دوستان سلام. سلام ما از گروه علوم و معارف قرآنی رادیو قرآن
خدمت شما سروران ارجمند.
برنامه در مکتب وحی را میشنوید که روزهای دوشنبه اختصاص دارد
به مباحث تفسیری آیت الله استاد محمد شجاعی.
در برنامه قبل استاد آیات هفتم تا یازدهم
از سوره مبارکه مرسلات را تفسیر کردند و تناسب بین قسمهای ابتدایی
سوره را با آنچه خداوند متعال به آن وعده داده توضیح دادند.
سپس در ادامه به تحولات و مقدمات قبل از قیامت
اشاره کردند. اما در این برنامه استاد شجاعی آیات یازدهم
تا پانزدهم سوره مبارکه مرسلات را تفسیر میکنند
و در تفسیر آیه یازدهم توضیح میدهند که روز قیامت
خداوند متعال از فرستادگان خود
که همان انبیاء الهیاند
و همچنین انسانهای پیروان آنها سؤال میکند
و از وظایف هر یک به تفکیک
توضیح میخواهد. استاد در ادامه
تهدید قرآن را در مورد تکذیب کنندگان روز قیامت بیان میکنند.
بشنوید تفسیر آیات یازدهم تا پانزدهم
سوره مبارکه مرسلات را
با بیان حضرت آیت الله استاد محمد
شجاعی. اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
وقتی انسان مقام عبودیتش و منزلتش نزد الله بالا باشد، مسئولیتش بالاتر میشود یا نمیشود؟
سؤالاتش هم سختتر است.
این هم به خود انبیا از این نظر نظر دارد.
شش و هفت سوره اعراف میگوید
. با تأکید میگوید عربی خوانها میدانند.
عربی دانها میدانند. انشاءالله همهتون هم میدانید.
لام از اون نون تأکید است
با تائی که در یک ترتیب خاصی آمده
میگوید شش و هفت اعراف است.
پس البته، البته حتماً ما سؤال خواهیم کرد
از همه انسانها که به سوی آنها پیغمبر فرستادهایم
و حتماً، حتماً ما سؤال خواهیم کرد از خود انبیا که چی کردید؟
از همشون سؤال خواهیم کرد.
ما سؤال که میکنیم هم از انبیا سؤال میکنیم،
هم از انسانها سؤال میکنیم.
از اونها هم سؤال میکنیم و از مرسلین هم سؤال میکنیم.
بعد میفرماید دنبال آیه اما با اون احاطهای که خودمون داشتیم در تمام امور،
چه به آنچه که انبیا چه کردند، چه به اون معاملی که مردم کردند،
همهشون ما احاطه داشتیم.
از اینها سؤال خواهیم کرد و ما هم همه جریانات را به همهشون چی خواهیم کرد؟
خبر خواهیم داد. قصه خواهیم گفت.
دقت میکنید؟ لحظه لحظه
ما غائب نبودیم که گذشت.
این یک. سؤال خواهد شد
از انبیا. این یکی.
سؤال خواهد شد از مردم که
چه مقابلهای با انبیا کردند از تک تک انسانها.
با هر مقابلهای تک تک انسانها
با انبیا چه در زمان حضورشون، چه در
زمان غیابشون، چه حتی در قلبشون، اون معاملات که کردن از همش سؤال خواهد شد.
شما فکر نکنید الان من و شما اینجا نشستیم در محضر رسول صلى الله عليه و آله وسلم به ظاهر نیستیم.
فکر نکنید مثلاً الان من و شما
لحظه به لحظه در برابر اون رسولی که به سوی ما فرستاده شده بود و ما الان به ظاهر در محضر او نیستیم
اما در حقیقت و پشت پرده هستیم
و او رسالت داشت و زحمتها کشید و مأموریت داشت به ما گفت آنچه را گفت از ما لحظه به لحظه
در برابر رسول اکرم صلى الله عليه و آله وسلم من و شماها
معامله دائمًا. هر لحظه شما معاملهای میکنید در برابر اون رسول.
آنچه او گفته است را شما یا
تبعیت میکنید یا چیه؟
یا تبعیت نمیکنید. همهشون سؤال خواهد شد.
چون آنها در محضر بودند،
در زمان حضور بودند که آنها در زمان غیاب بودند.
خواهد گفت که چه معاملهای کردی؟
و پیغمبر هم از طرف دیگر
از همه من و شما طبق صریح قرآن شکایت خواهد کرد.
شما باور نکنید من و شما از اونها باشیم که این شکایت شامل حال ما نباشد.
یا رب این قوم اقتخذ هذا القرآن
مهجورا. خدایا
قوم من این قرآن را چه کردند؟
مهجور کردند حالا به این آ-آیه که
به اصطلاح الان خوندم به تکبیر
خواهیم گفت چکار کردید بالاخره؟
در برابر اینها معاملتون چه بود؟
حالا از اینها بگذرید. اونها که چه در زمان حضور و چه در زمان غیابشون به اذیت و آزار
و ظلم و اینها و ایذا پرداختند به انبیا، خدا به هر-- به سراغ همشون خواهد آمد.
به این وجه که میرسیم اینا بندگان خاص خدا
هستن. خدا حساب خاصی هست که در اینجا به جریان خواهد آمد.
باز، باز خودش میداند و در قیامت دیده میشد.
همه اونها که به انبیا اذیت کردند،
همه اونها که به انبیا توهین کردند، مسخره کردند
و چه در زمان
خودشون و چه در چه؟
چه در غیابشون. این معاملهها.
ببینید این جمله را معنی میکنم.
فراموش نکنید. اون وقتی که برای انبیا داده شده است پیش آمد.
از خودشون سؤال بکنیم. از معامله مردم سؤال بکنیم.
اینها. سوم اینکه
اذیتها و آزارها که به این بندگان خدا شده است به حساب اونها برسیم.
به تکبیر. به حساب اونها برسیم.
شکایتها که اینها دارند.
انبیا عمر شکایتها دارند که
چه از اونهایی در زمان حضورشون بودند که از اونهایی در
غیابشون بودند. عمر شکایتها هستند و شکایتهاشون
رسیدگی خواهد شد. حالا گاهی من فکرمون میگه بنا باشد رسول الله از من و شما صلوات الله علیه
از من و شما شکایت کند.
این چه خواهد شد؟ اگر طبق معیار انبیا شکایتم خواهد شد.
حالا شکایت از اذیت کنندهها،
از توهین کنندهها، هر پیامبری به امت خود شهید است.
در سوره نساء آیه چهل و یک، این از مسائل بزرگ
مربوط به انبیاست که
این را هم در بر دارد. چهل و یک سوره نساء میگوید
چه خواهد شد اون وقتی که از هر امتی شهیدی بیاوریم؟
یک شهید شاهد آورنده.
از هر امتی که امت یک رسول است،
شهیدی بیاوریم تو پیغمبر اسلام را هم در این مسلمانها شاهد بیاوریم.
چه خواهد شد؟ خودشم با تعجب سؤال میکنه.
چه خواهد شد؟ حالا دیگه من و شما نمیفهمیم این انبیا چه جور حامل این شهادت هستند.
ولی میدانیم خدا گفت است حاملاند.
انبیا شهادت خواهند داد من چه کردم.
حالا پیغمبر خود ما شهادت خواهد--
لا اقل پیغمبر خود را حساب کنیم.
پیغمبر خود ما شهادت خواهد کرد که شما چه کردید، چه فرمودند؟
تحمل این شهادت از خدا میداند.
به همه شهادت خواهد داد.
چه به اونها که در زمان حیات ظاهری خود رسول الله بودند،
چه به اونهایی که در زمان ظاهری و حیات ظاهری او نبودند.
به همه شهادت خواهد داد. گفتم تحمل این شهادت
یعنی چگونه او میدید و شاهد بود
و احاطه داشت به اذن الله بر حرکات و سکنات من این را من و شما نمیفهمیم.
اما این چنین است. چون پیغمبر شاهد اعمال امت است.
فهمیدید چطور؟ آیا شاهد باید ببیند، حاضر باشد در صحنه و
تحمل بکند شهادت دهد یا مندرآوده باشد شهادت دهد؟
ها؟ باید چیه؟
حاضر باشد دیگه. باید تحمل بکند.
هر شاهدی باید متحمل شهادت باشد یعنی حامل شهادتش باشد.
پیغمبر اکرم که صلوات الله علیه چه جوری به حرکات من را
حامل است؟ یعنی تحمل میکند.
یعنی نزدش هست. شاهد خواهد داد.
عقل ما نمیرسد. فکر بالا ما گفتم نمیرسد.
انبیا همهشون به امت خودشان پیغمبر ما هم به امت خودشون.
یکیش از مسائلی که در اون وقتی به انبیا وقت داده خواهد شد این است اونها شهادتها را خواهند داد در باب،
در خصوص هر کسی در خصوص امت
خودش، هر پیغمبر در خصوص
امت خودش. خلاصه وقتی قیامت شد میدان، میدان چیست؟
میگفتی؟ میدان مازی انبیا،
میدان انبیاست و کار انبیا اصلش اون وقت است.
به ترتیب اونیکه گفتم، اون اندازه گفتم مثال بیشتر از اینه که ترتیبی که گفتم دوباره میشنوم.
سؤال خواهد شد از تک تک انبیا رسالتهاشون رو ادا کردن یا نه؟
باید توضیح بدهند. از همه سؤال خواهد شد که چگونه رفتار کردند در باب انبیا.
معامله همه با همه انبیا زیر سؤال خواهد رفت.
اذیتها همه به اصطلاح به صحنه خواهد آمد.
شکایتهای انبیا همه به صحنه خواهد آمد و شهادتهای
انبیا. این طبعا میشود
و آن زمان که پیغمبرها وقت داده شدند.
آن زمان که ستارهها چنین شد، آسمان چنین شد،
کوهها به این وضع آمد. و آن
زمانی که پیغمبرها وقت داده شد که یالا کارهایی که مال شماست
وقتش رسید و شروع بکنید.
اصل وقتش، اون وقت است.
خب آن زمان که اینها پیش آمد،
میخواد بگوید که وای به حال تکذیب کنندهها.
آن زمان که اینها شد، حالا شما برای اینکه خوب گفتم، گفتم در این آیات
لکیفهها و مکاتیح هستم که آیات نگاه بکنید آنهایی که قرآن دارند.
«وإذ النجوم تومست وإذ السماء فرجت وإذ الجبال نسفت وإذ الرسول اوقتد».
وقتی چنین شد چند جمله را نهانید بعد میگویید که «ويل يومئذ للمكذبين».
وقتی چنین شد وای به حال
تکذیب کنندگان. این جمله تمام شد.
خب در این وسط اینها چیه؟ وسط اینطوریه.
حالا قبل از اینکه بگوید وقتی چنین و چنان شد وای به حال،
قبل از اینکه وای به حال تکذیب کنندهها را بگوید،
اینکه میگوید وقتی چنین شد، چنان شد حالا حرفش تمام نشده یک دفعه میرسیم که کسی سؤال میکنه خب اینها کی خواهد شد؟
چرا به، به چه وقتی به تأخیر افتاده است؟
«لأي يوم أُجلت».
این، اینها به چه مدتی به تأخیر افتاده است؟
برای چه وقتی به تأخیر افتاده است؟
«لأي يوم أُجلت» اینها که هست
ستارهها چنین میشود، آسمان چنان میشود، جبال متلاشی میشود،
این پیغمبرها وقت داده میشود «لأي يوم أُجلت».
اینها برای چه روزی به تأخیر افتاده است؟
سؤال میشود «ليوم الفسل».
جواب میدهد برای روز پس.
در، در روز پس اینها خواهد شد.
«وما أدراك ما يوم الفسل».
تو چه میدانی روز پس چیه؟
این سؤال و جواب تمام شد در وسط
و جواب این جملهها میاد.
وقتی نجوم چنین شده، چنان شد «ويل يومئذ
للمكذبين». وای به حال
تکذیب کنندگان. بعد میفرماید این جملهها را باید اینطور معنی بکنید که
خب دقت بکنید که بعدها گیر نکنید.
در وسط «لأي يوم أُجلت
ليوم الفسل وما أدراك ما يوم الفسل»
یک سؤال و جوابی مطرح میشود
و در این وسط این به اصطلاح فاصله شده است
و بین و «وإذ النجوم تومست»
بین این جملهها و بین جواب این جملهها
به قول اهل ادب إذا جواب میخواد یا نمیخواد؟
إذا حرف شرط است
یا اسم شرط است؟ حرف شرط است.
این وقتی چنین شد، وقتی چنان شد این یک جواب میخواد یا نمیخواد؟
قبل از اینکه جوابش رو بگوید یک سؤال و جوابی مطرح کرده بعد جوابش رو داده.
وقتی چنین شد، چنان شد «ويل يومئذ للمكذبين».
وای در آن روز به حال آنها که قیامت را تکذیب میکردند
یا عقیدتا و عملا
یا فقط مانند من و شما
فقط عملا. وقت ما تمام شد.
حالا دیگه من بقیه آیات باشد در این جمله اخیر من که ناظر به خود ماست با
بعضی از وجود که گفتم من چند جمله توضیح میدهم.
وای به حال مكذبين در آن روز.
بحث جمله ناظر است
به اونهایی که تکذیب میکنند قیامت را
عقیدتا و عملا.
منظورم همین اونهایی که بودند، الآن هم هستند.
هستند که قیامت معتقد نیستند، به حساب کتاب معتقد نیستند.
اصلاً عقیده ندارند، همهش رو پوچ میدانند.
همهش را به اصطلاح
فرض کنم که حرفهای
بیمعنی میدانند و فرض کنم که به قول،
به فکر و نظر بالای خودشان و فکر روشن خودشان
فکر میکنند که اینها که معتقد به این مسائل هستند خُلا سرشون رفته است.
نفهمیدند اینها. چه یک جمله فکری دارند
که نفهم هستند و ساده هستند که اینها فهمیدند.
معتقد نیستند به هر صورت
و عملا نمیکنند.
اصل آیه «ويل يومئذ للمكذبين» مال اونهاست.
وقتی چنین و چنان شد وای به حال این افراد.
وقتی که این مسائل شد وای به حال این افراد.
اما مكذبين مصداق کامل اینها هستند.
مصداقهای دیگرش که یعنی مصداق روشن و کاملشون آنها هستند.
اما مصداقهای در میلات و پایینترش
اونهایی هستند که عقیده دارند
ولی یعنی معتقداند خدا که هست، قیامت هم هست، حساب کتابی هست، بهشت و جهنمی هست.
اما در عین حال که عقیده دارند عملشون را شما دقت بکنید
عمل حکایت از اون عقیده نمیکند.
عمل حکایت از اون بیعقیدگی اون بیعقیده میکند.
یعنی عمل شبیه عمل اوست.
شبیه عمل یک معتقد نیست.
عملش چی میکنه؟ عملش تکذیب میکنه.
دقت میکنید؟ وقتی که من هر چیزی را آزادانه عمل میکنم، حدودی معتقد نیستم، واجبی نمیشناسم و حرامی
فرض کنم تفکیکی نمیدانم، حق با باطلی فرق نمیگذارم.
رفتار منی نسبت به شما از دور نگاه میکنید.
این سؤال است جوابش روشن میداد.
شما نمیدانید عقیده من چیست.
دقت میکنید؟ باخبر نیستید که من معتقد به قیامت هستم یا نیستم.
فرض میکنید ولی از دور
هر روز به رفتار من نگاه میکنید، به حرفم، به فکر من حتی آشنا هستید، به عقائدم، به رفتارم، به اعمالم.
مجموعاً از اعمال من شما برداشت میکنید که
من به اصطلاح یعنی شبیه به اون کسی که گفتم که روشن دارت قیامت رو انکار میکند.
فرض کنم که همان رفتار اون را دیدید در من هم.
خب شما اگر بنا باشد از این رفتار بخوانید که فکر من درباره این مسائل چیه؟
باید بخوانید من تکذیب کننده هستم، معتقد نیستم یا باید بخوانید که من مؤمن هستم
باید بگید که چی هستم؟ تکذیب هستم دیگه.
معلوم. عمل نشانه چیست؟
تکذیب است. عملاً من مانند تکذیب کنندهها هستم.
عملاً تکذیب میکنم.
گرچه در فکر من کسی قیامت رو هست.
دقت بکنید. باخبر نیستید که من معتقد به قیامت هستم یا نیستم.
فرض میکنید. ولی از دور
هر روز به رفتار من نگاه میکنید.
به حرفم، به فکرم حتی آشنا هستید به عقایدم، به رفتارم، به اعمالم.
مجموعاً از اعمال من شما برداشت میکنید که
من به اصطلاح شبیه به اون کسی که گفتم که تو روشن دارد قیامت رو انکار میکند.
عرض کنم که همان رفتار را دیدید در من هم.
خب شما اگر بنا باشد از این رفتار بخوانید که فکر من درباره معاد چیست؟
باید بخوانید من تکذیب کننده هستم، معتقد نیستم
یا باید بخوانید که من مومن هستم.
باید بگید که چی هستم؟ تکذیب هستم دیگه.
معلوم. عمل نشانه چیست؟
تکذیب است. عملاً من مانند تکذیب کنندهها هستم.
عملاً تکذیب میکنم.
گرچه در فکر من کسی قیامت رو هست.
این هم یک نوع تکذیب هست
که طبعا گفتم این را در نظر بگیریم.
«وَلْيَنْظُرِ الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ».
اینها هم شامل است مسلماً
و ثم به اینکه رسیدیم این درجات و مراتب دارد.
یکی خیلی عملش خوب نشان میدهد که تکذیب میکند.
یکی یه مقدار عملش تکذیب را نشان میدهد.
یعنی یه مقدار عملش نشان میدهد عقیده را
به قیامت. یه مقدار نشان میدهد چه چیز را؟
تکذیب را. این میشود مانند من و شما.
«وَلْيَنْظُرِ الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ»
به من و شما هم شامل میشود.
این جمله که تمام شد بحث ما هم تمام شد.
به همه شما توصیه میکنم، تاکید میکنم که
در دو چیز تاکید میکنم باز.
ببینید من اینها رو خیلی تاکید کردم ولی
متأسفانه بر اساس تاکید
گاهی باز حتی در خود شماها انسان
در خود گوینده که من هستم و شماها که مستمعین این مستمعات هستید
انسان مثالی میزنم. در اون مسائل اساسی سعی بکنید که مسائل اساسی عقیده و قیامت
سعی بکنید که حالت تکذیب را لااقل به خودتون نگیرید.
عملاً البته عقیدتا که معتقد هستید عملاً.
در مسائل اساسی که دو مسئله است.
مسئله واجب است و مسئله
حرام و گناه است. تاکید میکنم به شما.
اگر در این دو مسئله معطّل باشید
مسئله یک دقیقاً به دامنج مشکل است دیگه.
یعنی اگر چنین هستید
از حالا دیگه گسله بکوبید.
من به شما دستور گسله کردن را میدهم.
اگر چنین هستید که واجب و حرام زیاد مراعات نمیشود
حتما گسلهاش رو بکوبید. ولی دیگه نباید این جاره بگذرد تن.
این جمله را از من فراموش نکنید که حرام خدا حریم خداست.
اینها را من و شما نمیفهمیم.
فقط به من و شما گفتند که حرام است.
دقت بکنید حالا. حرام است یعنی حریم است.
حرام که کار نمیکند. اگر کار میکرد که
انبیا لزومی نداشت. این وهمی خواهد بود.
مثلا فرض بفرمایید که اینکه این کار حرام را نکن.
به ما این رو دستور میدهد. این حرام است.
مثلا قضیه حرام است مثلا.
ایجاد رنجش حرام است. مثلا نظر به اجنبی حرام است.
غیبت حرام است و امثال اینها.
اینها را به ما دستور میدهد.
یعنی وه میکند. «وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا
فَالْطَارِقَاتِ طَلْقًا فَالْمُورِيَاتِ
ذِكْرًا» اینکه میگوید که نظر به اجنبی حرام است، غیبت حرام است،
ایذاء حرام است، فلان کار حرام است.
ببینید این معنی چیست؟ به من و شما دستور میدهد.
هرچی من و شما بگیم یعنی چه حرام است؟
چی میشه مثلا من یه نظری به اجنبی بکنم؟
مثلا این محبتی داشته باشم، نگاه بکنم یا
حرام است یعنی چی؟ یعنی یعنی چی رفتیم؟
یه یعنی چی رفتیم من و شما میفهمیدیم که
اون وقت ما شده بودیم پیغمبر.
لزومی هم نداشت پیغمبر بفرستند.
یعنی چی اش را من و شما «إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» باید فهمید.
یعنی فقط فهمیدیم که چه عجب.
فکرم نکنید اونها که مثلا میان گاهی بعضی توضیحات میدهند با استفاده از اشارات آیات یا روایات یا فقط از
فکر خودشان مثلا فلسفه احکام بیان میکنند.
این فلسفه احکام نیست. اگر گفتههاشون تا حدی درست باشد گوشههایی از یک حقیقت بالاست.
از حقیقت پشت پرده فقط برای اون
صاحب در روشن است. در نظام تکوین یک حریمی هست برای خدا.
این حریمها هست البته در نظام تکوین ها نه هر
در قرارداد، نه اعتبار، نه به اصطلاح فلسفی تکوین.
در تکوین یک حریمها هست برای خدا.
این حریمها باید تجاوز به اون حریمها
نشود. تجاوز به حریمها شد.
این تجاوز به حریمهای ربوبی است
و با خدا به مقام جنگ رفتن است.
معنیش هم بیش از این نمیفهمید.
اما همین قدر این جمله یادتون باشد.
همین جمله را هرچه مزمزه بکنید در نظر خودتون،
میفهمید که به حدود الهی تجاوز کردن چقدر خطرناک است.
فکر نکن خدا حرفی گفته است و ما این حرف را صرف میگذرد انشاءالله.
حرفی گفته است اما حرفی در پشت این حرف چی بوده؟
حریمی بوده. دقت میکنید؟
مثلاً من به شما میگم که این
حیاط مثلا اینجا قدم نگذار.
قدم، قدم بگذاره اینجا
کلی از حقوق مرا طامان کردی که به سراغت خواهم آمد.
این حرف میزنم اما این حرف است فقط یا
واقعیتی هست که این حرف از اون حکایت میکند.
ها؟ واقعیتی هست.
شما اگر آمدی به اصطلاح و این حیاط را مثلا طامان کردی،
نه باید بگید که خب شما حالا حرفی گفته بودید ببخشید دیگه.
بزرگ بودید و حرف زدید ما هم گوش نکردیم.
میگم ببخشم یا اونجا خراب شد.
چیکار میکنیم؟ اون را چجوری ببخشیم؟
دقت میکنید؟ حریم اینها را خوب بفهمید.
در باب حرام. به شما تأکید میکنم که
واجب و حرام را سعی بکنید
به جا بیاورید. و باز تأکید میکنم به شما که
مواظبت، قبلاً گفتم اینها را مواظبت بکنید که
هنرتان در آن است که شما در واجب مطیع خدا باشید و در حرام مطیع خدا باشید
و حریم خدا تجاوز نکنید.
هنر شما در این است. اولین هنر را کسب بکنید.
بعدش بروید به در پاسی به سراغ این سه حواشی را.
هنر ندانید مثل اباس را عمل کردن در صورتی که شما هیچ هنری ندارید در ترج محرمات.
دقت میکنید؟ اینها را فراموش نکنید.
والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته. السلام علیکُم ورحمة الله وبركاته
همراهان گرامی، تفسیر آیات یازدهم تا پانزدهم از سوره مبارکه مرسلات را شنیدید.
اکنون دل و جان را مصفا میکنیم به کلام نورانی وحی و دعوت میکنیم بشنوید تلاوت آیاتی از سوره
مبارکه مرسلات را.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن
الرحيم.
به تحقیق راست گفت
خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
انشاءالله ادامه تفسیر سوره مبارکه مرسلات را
با بیان حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی
در برنامههای بعد تقدیمتان میکنیم.
به امید همراهیتان شما را به خداوند منان
میسپاریم. حق نگهدارتان.
الله، الله، الله،
الله، الله،
الله، الله، الله.
يا مَن لهَ
عَنَتِ الوجوهُ بأسرِهَا
ولهُ جميعُ الكائناتِ توحِدُ
أنتَ الإلهُ الواحدُ الفردُ الذي كلُ القلوبِ بهِ
تُقِرُّ وتشهدُ.
يا مَن لهَ
عَنَتِ الوجوهُ بأسرِهَا ولهُ جميعُ الكائناتِ توحِدُ
جلسه قبل
جلسه بعد