ددرس‌گفتارها

[آیه قرآن] در مکتب وه.

[آیه قرآن] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآن.

[آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحيم.

خدمت شما شنوندگان محترم رادیو قرآن و علاقه‌مندان به مباحث تفسیری سلام عرض می‌کنیم.

دوشنبه‌ای دیگر از راه رسید و توفیق یافتیم تا یکی دیگر از برنامه‌های در مکتب وه را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت‌الله استاد محمد شجاعی تقدیمتان کنیم.

همان‌طور که مستحضرید مدتی است که استاد تفسیر سوره مبارکه مرسلات را آغاز کرده‌اند و در برنامه قبل ایشان آیات بیست و پنجم تا بیست و هشتم از این سوره مبارکه را تفسیر کردند.

اما در این برنامه استاد شجاعی آیات بیست و نهم تا سی و چهارم از سوره مبارکه مرسلات را تفسیر می‌کنند و توضیح می‌دهند که خداوند متعال خطاب به منکران می‌فرمایند: حال حرکت کنید به سوی آنچه که تکذیب می‌کردید.

حرکت کنید به سوی سایه‌ای که ظاهرش فریبنده است و آن چیزی نیست جز مجموعه‌ای از اعمال خود که جهت نجاتتان در دنیا انجام داده‌اید.

استاد شجاعی در این باره بیشتر توضیح می‌دهند که به اتفاق می‌شنویم.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

انتلقوا إلى ما كنتم به تكذبون.

یا الله حرکت بکنید به سوی آنچه که بودید تکذیب می‌کردید.

انتلقوا إلى ظل زلاس شعب.

بسم الله قدم بگذارید حرکت بکنید به سوی سایه‌ای که زلاس شعب.

به سوی، اول ترجمه اش را بگویم.

انتلقوا حرکت بکنید، وارد بشوید، قدم بگذارید.

إلى ظل به سوی سایه، سایه‌ای که زلاس شعب دارای سه شعبه است این سایه.

اما سایه نیست.

سایه نیست.

لا ظليل.

سایه کار سایه را نمی‌کند.

ظل ظليل ببینید از لحاظ ادبی این که میگم حالا خوب یادتون باشه.

مرحوم علامه اینجا هیچ چیزی نگفته است رحمة الله عليه.

البته ما هم سعی می‌کنیم مانند ایشان محتاط باشیم چیزی نگیم.

اما خب تصمیم می‌گیریم که من شرط تصمیم نگرفتی که نگم ولی نشد کار به اون جملات نمی‌رساند.

ایشون مرحوم علامه در این آیه فقط یک صفحه و نصف صفحه گذاشته.

گفتن چنین است که چیزی نگفته.

رحمة الله عليه.

گرچه ما هرچی میگیم از لحاظ هرچی میگیم هرچی یاد می‌گیریم از برکات وجود ایشان بوده رضوان الله عليه.

عرض کنم که اینی که میگه انتلقوا إلى ظل زلاس شعب بروید به سوی سایه‌ای که دارای سه شعبه است اما سایه نیست ها لا ظليل.

ظل، ظل ظليل، ظل ظليل عرب‌ها به زبان عربی ظل ظليل اون سایه را میگوید که سایه است و به درد انسان‌ها به عنوان یک سایه می‌خورد.

از گرما، حرارت گرما، شدت گرما، از اذیت مثلاً آفتاب اینها وقتی به اون سایه رو آوردن چه می‌شود؟

تا حدودی محفوظ می‌شود.

سایه دیگه.

این جور سایه‌ها را میگن ظل ظليل.

یعنی سایه‌ای که خاصیت یک سایه به معنی کلمه را که حفظ می‌کند از اذیت‌ها و حرارت‌ها را دارد.

میگه ظل ظليل.

ظل غیر ظليل یعنی سایه است اما خاصیت سایه را چیه؟

ندارد.

میگه میگیم که انتلقوا إلى ظل زلاس شعب قدم بگذارید به سایه‌ای که دارای سه شعبه است اما لا ظليل.

ظاهرش سایه است اما ظليل نیست ها.

یعنی سایه نیست که خاصیت سایه را داشته باشد.

شما را از اذیت و گرما و شدت گرما و حرارت و اذیت و ایذا این آتش که همه جا را گرفته و این سایه هم در آنجا است عرض کنم از اذیت آتش شما را حفظ نمی‌کند.

فقط ظاهرش یک سایه است.

در متن آتش است.

اما شما را این سایه مانند آن سایه که در متن آفتاب است حفظ می‌کند.

توقف نیست از شر و حرارت ایذا آتش چه می‌کند؟

حفظ می‌کند.

لا ظليل.

سایه نمی‌اندازد به شما.

ولا يغني من اللهب.

شما را از شعله آتش، لهب شراره آتش، شعله آتش، اون شراره به زبانه اصطلاحی که есть هست لهب اون زبانه است اصطلاحا شعله شما را این سایه وارد سایه بشوید اما سایه نیست.

سایه نیست اولاً خاصیت سایه ندارد و ‫لا یغنی من الله.

از زبان آتش هم به درد شما نخواهد خورد که شما را چاره کند، به دردتان بخورد.

لا یغنی به دردتان نمی‌خورد از لحاظ زبان آتش.

وارد این سایه بشوید.

خب إنها ترمی بشرف کل قصر.

این آتش إنها آتشی که اینها به اصطلاح وارد می‌شوند به سایه در اون آتش، سایه که به دردشون نمی‌خورد و از زبان آتش آنها را حفظ نمی‌کند.

این آتش ترمی بشرف کل قصر شراره‌ها، پاره‌هایی می‌اندازد به سوی اینها.

اینها که در متن آتش به در اون سایه که در متن آتش است که هیچ به دردشون نمی‌خورد قرار می‌گیرند.

این مرتب پاره‌هایی می‌اندازد به سوی اینها در متن آتش است که این پاره‌ها کل قصر مانند چیست؟

مانند قصر است.

قصر؟

اون قصری.

توجه کنید.

منم زیاد این مدت نیست آرزو می‌کنم یه منزل خوب داشته باشم شبیه یک قصر آرام نشده‌ام.

اگر پرده کنار برود می‌اندازد به سوی اینها.

توجه کنید.

یعنی فایده‌ای ندارد.

به سمت آنها.

حالا صورت اون سویش رو باید بگویم دیگه اونجا که دیگه دست آجرو که نیست.

دست سیمان و آجر و اونی که من اینجا می‌خواستم اون سویش اون طور است.

این سویش رو من می‌خواستم از اون سوش فاخر بودم.

ترمی بشرف کل قصر.

البته حالا به من نرسیده.

به فعلی‌ها رسیده.

توجه کنید.

إنها ترمی بشرف کل قصر.

عجیب است مفتاح که هرکس هر قدر بفهمد از حقایق باریک خبر می‌دهد.

این آتش می‌اندازد.

می‌اندازد یعنی میاد کلمه می‌اندازد، ترمی رند.

شراره‌هایی است و پاره‌هایی که با این پاره‌ها مانند چیه؟

مانند قصر است.

یعنی قصر است.

این یک.

کأنه جمال顿 سُکَ.

از دوباره پشم دیگری بیان دیگر مفتاحی.

کأنه این شراره‌ها که می‌اندازد یک نظر قصر است.

بعضی شراره‌ها کأنه او شترهای خوب زیبای زرد موی دلبرنده است.

اما آتش است.

حالا بفرمایید الان به جای شترها می‌شود چی؟

[پچپچ] آفرین.

مثلا شتر به عنوان مرکب به عنوان مرکبی‌اش.

خب اون شترهای زرد مو اون وقتی که این ابزار فعلی نبود یکی از اون مسائل دلبرنده بود.

یعنی از لحاظ مثال متعه دنیا شترهای زرد موی مخصوص.

جمال顿 سُکَ.

جمال جمع جمل است.

سُکَ هم اسب است زرد رنگ زرد مو.

اینها برای اون در اون زمان در اون وقت برای انسان‌ها شترهای زرد مو از لحاظ مرکب بودن، سواری بودن از لحاظ توابع دیگر و خیلی چیزهای دیگر یک چیز بسیار مقدوس بود که همه در آرزوش بودند و سعی می‌کردند به دست بیارند.

کأنه جمال頓 سُکَ.

کأنه این شراره‌هایی که این آتش می‌اندازد به سوی اینها هم باز وقتی می‌اندازد یعنی باز می‌اندازد یعنی می‌دهد مال دیگران.

می‌دهد و می‌رود این سوی قصر.

ثواب شتر مال شتر که دیگه مال اون صاحبان شتر بوده.

مال ما که دیگه است.

توجه کنید.

گفتم مثلا ماشین.

دقت کنید.

کأنه جمال頓 سُکَ.

فی ذلک یومئذ للمكذبین.

وای بر آن روز به تکذیب کنندگان.

این تا اینجای یک توضیح بود.

دقت کنید که برمی‌گردم نسبت به آن ظلّ الظلال الثلاث شعب و نسبت به این دو جمله بعدی دو سه جمله دیگر هم می‌گویم.

اما بیشتر چون من گفتم تسکین داشتم نگم ولی بیشتر هم نمی‌توانم بگویم.

انطلقوا الى ظلّ الظلال الثلاث شعب.

به سوی سایه رویم.

سایه نیست که شعبه دارد.

ظاهرش سایه است.

ظاهرش فریبنده‌ست.

سایه می‌نماید که به درد انسان می‌خورد.

انسان را از اذیت‌ها و زحمت‌ها و رنج‌ها و بلاها و عذاب‌ها حفظ می‌کند.

کمبودها را برطرف می‌کند.

اینجور است ظاهرش.

این می‌داند چیه؟

این عبارت است از به اصطلاح یک بیان کلی‌ست.

یک بیان کلی از مجموع آنچه که اینجا یعنی در زندگی دنیوی ما آنها را برای خودمون به عنوان از مسائل دنیا، ما آنها را برای خودمون به درد خور و تسکین دهنده ما، رفع کننده کمبود ما و به اصطلاح نجات دهنده ما از رنج‌ها و عذاب‌ها تشخیص می‌دهیم و ولی اشتباه می‌کنیم و سعی می‌کنیم آنها را به دست بیاوریم.

مجموع آنچه که در دنیاست شبیه سایه‌ای است که سایه نیست اما دارای ثلاث شعب است.

این ثلاث شعب هم برای این است که آنچه ما در اینجا می‌خواهیم و در آنها غوطه‌ور می‌شویم، اینها همش به اصطلاح این عالم جسم و ماده دارای سه بعد است.

دارای سه شعبه است.

دارای سه شاخه است.

جسم است.

جسمانیات است.

آن سوی قضیه ورود به یک سایه که ظاهر سایه است، بی‌رنگ است و محبوس بودن در اونهاست.

و این سایه در کجاست؟

این سایه در متن نورون سو.

اینجا، اینجا رو آوردن به یک موجودات هست.

می‌بینید دارای سه شعبه‌ست همشون.

شما در اینجا هرچی می‌خوای جسم هست یا جسم نیست.

بله؟

دارای سه شعبه‌ست یا نیست.

این یه عنصر دارد.

عنصری‌ش یک سایه‌ایست.

سایه اما دوبعدی نه، سایه کی؟

سه بعدی.

در متن آتش است و از آتش هم هیچ به، به اصطلاح 인간 را حس نمی‌کند در متن آتش.

نه ذلیل است یعنی خاصیت سایه را دارد و "" از زبان آتش هم حس نمی‌کند.

در همون جا شلر ینقل قصر و جمال الصف و امثال این‌ها را هم مرتب دارد.

یعنی رو آوردن به این دنیا شبیه به رو آوردن به یک سایه کذا است.

شبیه هم نیست.

در حقیقت همان است در برای حجاب.

بیشتر از این نمی‌شود گفت و بقیه‌ش انشاالله تأمل با خود شما...

اگر بنده صالح خدا بودید آنچه که اینجا ذکر فرموده است که ما در یک سایه سه بعدی در متن آتش که مرتب عذاب‌های آتش و شراره‌های آتش میاد، خودش در متن آتش است.

یعنی در آتش نمی‌سوزیم اما در سایه‌ایم.

دقت می‌کنید؟

هم می‌سوزیم اما در یک سایه‌ای هم در آلید.

یا سایه‌ها البته در آلید.

در متن آتشیم چون گفته سایه‌ایست که از آتش حس نمی‌کند.

لا یغنی من الله.

آتش اونجا رو احاطه دارد.

زبانه‌هاش اونجا را می‌گیرد.

انسان تراز دیده‌ در این سایه را نمی‌سوزاند.

از طرف تحت فشارش هم بهش می‌دهد.

او را وارد تحت فشارش می‌کند.

عالم آتش دیگه.

عالم آتشین.

صورت عنصری عالم دنیایی اینجاای ما.

یک چیزی را اینجا خداوند متعال بیان می‌کند.

اگر بنده صالح خدا بودی آنچه اینجا بیان می‌کند برای یک مقدار بیشتر و بهتر از آنچه که الان من برای شما گفتم خواهید فهمید.

همینطور هم هست.

دقت می‌کنید؟

همینطور هم هست.

یعنی الان شما اگر یک وقتی بنده صالح خدا باشید همینطور شب و روز من و شما که تعارض هم نمی‌کنم، فکر نکنید تعارض است مثلاً ما اینجا شکست نفس می‌خوریم هم برای خودمون هم برای شما.

اصلاً اینکه من و شما گیر کردیم در این تعلقات یعنی در این سایه‌ها گیر کردیم ما.

دقت می‌کنید؟

در این سایه‌ها گیر کردیم.

توی در این سایه‌ها آتش است.

الان نمی‌سوزی، الان نمی‌سوزی.

گیر کردیم.

گیر کردن هم کدوم بهتر می‌دانم.

وظیفه خودمان را تعارض حساب نکنیم.

دقت کنید.

من خیلی می‌ترسم از اینکه اینها به صورت مثلاً یک نوع شکست نفس تعارض تلقی بشود.

نه، نه این تعارض نیست.

حقیقتاً همین است و خدا خودش عنایت می‌کند که حتی اینجا بدانیم که عرض کنم که اینها تعارض یا شکست نفس یا امثال این‌ها نیست.

من شما را باز تأکید می‌کنم بر اینکه در این آیات هم تأمل زیاد بکنید و هم زیاد دعا بکنید که خدا شما را نجات بدهد انشاالله.

عرض کنم که یک نکته در اینجا توجه بکنید.

یک نکته‌ای که نکته به اصطلاح ذوقی و عرفانی است عرفانی به معنی صحیح کلمه.

بین عاملان از عارفان این مسئله مبحث است.

نه در عرفان نظری زیاد مبحث نیست.

عرض کنم که به خدا این مقدار توجه داشته باشید که ما اون لحظه‌های زمان که می‌گذرد، ساعت که می‌گذرد همه را یکنفر می‌بینیم به لحاظ جهل‌مون.

به لحاظ جهل‌مون لحظه‌ها یکیست، ساعت‌ها یکیست.

به ظاهر به نظر جهل ما.

روزها یکیست به جهل ما.

شب‌ها هم یکیست، ماه‌ها هم یکیست، سال‌ها هم یکیست.

ولی توجه بکنید که این مقتضای ندانستن ماست که یک چیز، یک چیز نیست.

ساعت اول روز با ساعت دوم روز دو تا چیز است.

توجه می‌کنید؟

یعنی اشارات از این می‌کند که ما نمی‌فهمیم.

حالا با مقدمه صحبت هم نمی‌کنم.

همون نکته عرفانی‌ش را بفهمید و همونی که برای عمل می‌خواستم تذکر دهم.

در تذکر باشیم.

این که می‌بینید خب اینکه تو کتاب به اصطلاح عرض کنم روایات را مطالعه می‌کنید، اون اندازه که دانستید برای ساعت مخصوص روز اعمال مخصوص است.

برای روزهای مخصوص هر روز اعمال خاص است.

برای هر شب اعمال خاص است.

در هر ماهی اعمال خاص است.

از اون ساعت‌ها گرفته تا روزها و شب‌ها و هفته‌ها و ماه‌ها همینطور است.

این به خوبی اشعار می‌کند که این چیزی که ما به ظاهر یک چیز می‌بینیم به نام زمان میاد و می‌گذرد و یکنفر می‌بینیم، این یکنفر در باطن امر نیست.

ساعت اول روز با ساعت بعدیش یکنفر نیست و امروز با فردا، شنبه با یکشنبه چیه؟

یکنفر نیست.

دلیلش این دستورات است آن و این است.

توجه می‌کنید؟

شب‌ها با روزها یکی نیست.

شب‌ها هم با هم یکی نیست.

ماه‌ها هم با هم یکی نیست به دلیل همین دستوراتی که آمده است.

در باطن امر هر لحظه‌ای برای خودش سر خاصی دارد.

این نکته را خوب یاد بگیرید.

هر ساعتی برای خودش سر و اسری دارد که به ظاهر ما همه را یکی می‌بینیم.

به لحاظ سر خاص هر ساعت، هر روز و هر شب و هر قطعه زمان و هر ماه به لحاظ اون اسرار موجود در این قطعات زمان‌ها به اصطلاح از ربوبیت، از مقام ربوبیت که به اصطلاح یک وظایفی متوجه چیست؟

متوجه انسان‌هاست.

که اینا میگن آداب عبودیت.

یعنی به لحاظ هر قطعه‌ای از زمان عبودیتی که آدابی دارد اگر بخواهد انسان عبد شود اون‌ها را می‌خواهد.

در ساعت اول روز از شما وظایفی می‌خواهند که در ساعت دوم وظایف دیگر می‌خواهند.

اونجا به تناسب اون سر که در ساعت اول محقق شده است، اینجا به تناسب سر که در ساعت دوم محقق شده.

از این مسائل هرچی می‌توانید از این وظایف مربوط به زمان‌های خاص هرچی می‌توانید برخوردار باشید.

همین که گفتم اگر بخواهید از اون وظایف عبودی ناظر به قطعات اسرار زمان‌ها برخوردار باشید که عبد باید برخوردار باشد از اون حق سر هر قدر مقدور عمل کنید.

مثلاً ماه رجب.

ماه رجب میاد دعاهای خاصش، نمازهای خاصش برای روزها، برای شب‌ها، برای جمعه‌‌هاش، برای اولش، برای وسط مثلاً ماه برای این‌هایی که از دستورات هست در ماه شعبان همین.

خود را بی‌بهره نکنید از این مسائل که در حقیقت اون وقت هرچی بی‌بهره باشید عبودیت شما ناقص خواهد بود و در این ماه‌ها چون ماه‌های رحمت است تاکید می‌کنم اگر عمری بود و رسیدید به اون ماه‌ها از حالا تصمیم بگیرید که دردهای اصلیتون را belki تمام کنید.

حالا چندین سال آمده‌ست ماه رجب و شعبان گذشته و رمضان ماه مبارک هم همچنین نشده.

از حالا تصمیم بگیرید belki در این دو سه ماهی که میاد اگر عمری داشتید این دفعه دیگه حاجتتون را گرفتید از خدا.

از حالا تصمیم بگیرید و سعی می‌کنید.

ان‌شاءالله.

این خارج از برنامه بود که یادم افتاد گفتم براتون در تمام شدن تفسیر.

السلام علیکم.

یاران همراه تفسیر آیات بیست و نهم تا سی و چهارم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر عالمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.

اکنون دل و جان را تطهیر می‌کنیم به کلام نورانی وحی و دعوت می‌کنیم بشنوید تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مرسلات را.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

ألم نخلقكم من ماء مهين فجعلناه في قرار مكين.

إلى قدر معلوم.

فقدرنا فاعلم القادر.

ويل يومئذ للمكذبين.

ألم نجعل الأرض كفاساً أحياءً وأمواتاً.

وجعلنا فيها رواسي شامخات وأسقيناكم ماءً فراتاً.

ويل يومئذ للمكذبين.

انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون.

انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب.

لا ظليل ولا يغني من اللهب إنها سرع بشرع كالقف كأنه جماله صف ويل يومئذ للمكذبين هذا يوم لا ينطقون ولا يؤذن لهم فيعتذرون ويل يومئذ للمكذبين هذا يوم الفصل جمعناكم والأولين فإن كان لكم كيد فكيدوني ويل يومئذ للمكذبين إن المستكين في ظلال وعيون وفواكه مما يشتهون كلوا واشربوا هنيئاً بما كنتم تعملون إنا كذلك نجزي المحسنين ويل يومئذ للمكذبين كلوا وتمتعوا قليلاً إنكم مهينون ويل يومئذ للمكذبين وإذا قيل لهم اركعوا لا يركعون ويل يومئذ للمكذبين فبأي حديث بعده يؤمنون صدق الله العظيم به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.

ان شاء الله ادامه تفسیر سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر اجمد حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در برنامه های بعد خواهید شنید.

به امید همراهی تان شما را به خداوند منان می سپاریم.

حق نگهدارتان.

الله الله الله الله الله الله الله يا من له خلت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد