ددرس‌گفتارها

[آیه قرآن] در مکتبی وحی [آیه قرآن] مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآنی.

[آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحیم.

خدمت شما شنوندگان و همراهان صمیمی رادیو قرآن سلام عرض می‌کنیم.

دوشنبه‌ای دیگر از راه رسید و با یکی دیگر از مباحث تفسیری مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی در خدمت شماییم.

در این برنامه استاد شجاعی سوره مبارکه مرسلات را تفسیر می‌کنند.

ایشان در شرح و تفسیر آیه سی و پنجم از این سوره مبارکه اشاره داشتند به این مطلب که روز قیامت روزی است که مهر سکوت بر لبان مجرمان زده می‌شود و آنان قادر به سخن گفتن نیستند.

استاد شجاعی مواقف متفاوت روز قیامت را نیز توضیح دادند.

اما در این برنامه مفسر ارجمند آیات سی و ششم تا چهلم از سوره مبارکه مرسلات را تفسیر و به مسائل دیگری از روز قیامت اشاره می‌کنند.

استاد توضیح می‌دهند که روز قیامت دیگر مجالی برای عذرخواهی مجرمان وجود ندارد.

آن روز، روز جداسازی حق از باطل است.

بشنوید تفسیر آیات سی و ششم تا چهلم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطن الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

[آیه قرآن] اذن داده نمی‌شود از ربوبیت برای مجرمین که عذرخواهی بکنند که در قیامت جای عذرخواهی نیست.

اذن ربوبی نیست برای عذر، عذرخواهی از اینکه بد کردیم، نفهمیدیم و امثال این‌ها.

جای عذرخواهی نیست.

اذن ربوبی داده نمی‌شود به مجرمین که بیان عذرخواهی بکنند.

یعنی به خدا بگن که نفهمیدیم ما را ببخش.

عفو بکن.

مشمول مغفرت بگردان.

متوجه نشدیم.

جاهل بودیم.

طویان کردیم.

خیان کردیم.

نفهمیدیم.

جای عذرخواهی که بگیم مقاومت و مزامن باشد نیست قیامت.

اذن ربوبی نیست برای اینکه این‌ها عذرخواهی بکنند.

قبلاً در یکی از جلسات من این را توضیح دادم.

این مثلاً ابعاد دارد.

این هم به این معنا نیست که خیلی به این معناست ساده که از مرحله اول در مرحله اول از آیه فهمیده می‌شود که اصلاً این‌ها عذرخواهی نمی‌کنند.

این طور نیست.

مشروحش رو قبلاً گفتم.

اجماعش این است که نظام قیامت، سنن حاکم در قیامت با توجه به اینکه نظام کاملاً جدید است، خلق جدید است، نظام جدید است، سننش جدید است.

اونجا جای عذرخواهی، طلب عفو، طلب مغفرت این‌ها نیست.

این نظام که نظام دنیوی است، همین داریم حیات دنیوی.

اینجا جای عذرخواهی هست.

یعنی کسانی اگر راه غلط در پیش گرفتن و بعد بیدار شدن، برگشتن، توبه کردن؛ مادامی که این حیات، حیات دنیوی است تمام نشده است، می‌شود کسی برگردد و به اعتذار بپردازد.

اعتذار، اعتذار مقصود من توبه و استغفار و برگشت این‌هاست ها توجه می‌کنید؟

اعتذار عامیانه در نظر نگیرید.

اعتذار، عذرخواهی.

یعنی کسی پشیمان می‌شود از راهی که در پیش گرفته.

نادم می‌شود.

بعد اقرار می‌کند که این بود.

بعد از این طلب عفو می‌کند، طلب مغفرت می‌کند.

مهلت بخواهد که برمی‌گردیم.

راه را دیگه بعد از این درست در پیش می‌گیریم.

اینجور مسائل جاش اونجا نیست.

آن نظام برای این مسئله هیچ تناسب ندارد.

جای مسئله کدوم نظام است؟

جای مسئله همین نظام دنیوی و حیات دنیوی است.

اینکه [آیه قرآن] نه اینکه فقط یک اذن خشک است.

ربوبیت با توجه به اینکه اون نظام را با یک سنن خاصی قرار داده است، ربوبیت اذن عذرخواهی را در اونجا در کل اون نظام به صورت اذن تکوینی نداده است.

دقت می‌کنید؟

اذن تکوینی است ها.

اذن تکوینی یعنی در خلقت از ربوبیت اذن نرسیده است که اونجا جای چه باشد؟

که اونجا جای اعتذار باشد.

اما اذن از ربوبیت تکویناً رسیده است که اینجا جای اعتذار باشد.

سعی کنید که اعتذار خودتان را فرصت‌ها از دست نرفته بتوانید اون اعتذاری را که خدا حساب آن را خواهد کرد بیاد کنید.

یعنی همان عذرخواهی، پشیمان شدن، نادم شدن.

هرچه برمی‌داریم حالا ائمه و انبیا را دقت می‌کنیم می‌بینیم همه‌شون کلاً هر که پیغمبر بوده، هر که وصی پیغمبر بوده، هر که امام بوده، یعنی فهم و شعور داشته در خود، می‌بینیم همه این‌ها می‌تاسفند خب این یک حساب ساده‌ست.

یعنی من و شما نمی‌فهمیم؟

توجه می‌کنید؟

یک حساب اهله.

یعنی یک دو تا از این‌ها پیدا بکنید.

یعنی نصفی از این‌ها پیدا بکنید از انبیا و اوصیا و اولیا که این‌ها ترس نداشته باشند، گریه‌های سخت داشته باشند.

چطور شد همه این‌ها ترسیدند؟

یا چطور شد همه ما می‌ترسیم؟

یک حساب است باید انسان روش حساب بکند.

آیا واقعاً مسئله خیلی سخت است و مسئله خیلی مهم است؟

عرض کنم که یه مثلا شب اون دعا را، دعا را می‌خوندم من.

حالا نگاه می‌کردم، خوندن هم نبود.

نگاه می‌کردم ببینم که دعا چه میگه.

دیدم که امام در دم در اصطلاح شب بود این دعا بعد از نماز شب بود.

این دعا که امام پناه می‌برد به خدا از اینکه در موقع مرگ ادیبه سراغش بیاید.

توجه بکنید.

اصلا من و شما اصلا این فکر را نمی‌کنیم اصلا.

بعد از مرگ مرجع برزخ.

مرجع برزخ می‌شینیم من و شما تصور نمی‌کنیم چیه.

اصلا نمی‌فهمیم چیه.

حتی لفظش رو شاید زیاد آشنا نباشیم.

مرجع در برزخ.

برزخ حتی ما وضع خرابی ممکنه و اونجا داشته باشیم.

از اینجا اگر سالمن بگذریم به برزخ، مرجع در برزخ است و امام پناه می‌برد به خدا از این.

در هر دو شب فکر می‌کردم چطور شده همه انبیا بدون استثنا، همه اوصیا بدون استثنا، همه اولیا بدون استثنا، همه ائمه بدون استثنا سخت می‌ترسیدند.

آیا واقعا اینها تصنعی بوده؟

آیا اینها بیجا بوده یا مسئله جاش همینطور بوده است؟

این خیلی تکان دهنده است.

نگاه نکنید گفتم بکردند.

فکر نکنید پس این همه مؤمن نمی‌ترسند.

پس اینها همه جهنمی.

خب چی میشه جهنمی باشن؟

چه گفته جهنمی نیستند؟

مگر شما حجت دارید که این همه مؤمن و مؤمنه یعنی من و شما و امثال من و شما مگر چه گفته‌اند که ما به اصطلاح اهل هلاک نیستیم؟

حجت‌تون کdam است؟

شما اگر ده شبی از اول تا آخر اگر یک دلیل پیدا کردید که این همه آدم جهنمی‌شن اما نیستند.

چه دلیل؟

البته دلیل بر عکسش می‌شود پیدا کرد.

به آن意味 از، از خوف و خشیت همه انبیا و همه کی؟

همه اوصیا و اولیا.

اعتذار وقتش است از دست.

ید one می‌خواستم بگم.

ببینید اذن ربوبی تکوینا صادر شده است که الان وقت اعتذار است.

ما در وقت اعتذار قرار گرفته‌ایم.

این وقت از دست نرهید.

یعنی این خودش نعمت است، عنایت است که خدا خواسته است اینجا جاش جای اعتذار است و نمی‌شود برگشت.

نمی‌شود اعتذار نمود.

احتمال دارد قبول شود.

امکانش هست.

جاش هست.

از اینجا گذشتیم این حیات دنیایی بساطش برچیده شد.

یعنی بساط چی برچیده شد؟

بساط اعتذار دیگه برچیده شد.

یعنی من و شما که الان نشستیم اینجا نمی‌دانیم آیا ما یک ساعت برای اعتذار وقت داریم؟

اون هم اگر موفق باشیم.

اون هم اگر.

خیلی اگرها دارد.

اگر موفق باشیم، اگر اعتذارمون اعتذار باشد، اگر اعتذارمون دارای شرایط باشد، اگر اعتذار ما را خدا قبول بکند.

خیلی اگر دارد.

با این اگرها من و شما نمی‌دانیم آره یک ساعت برای اعتذار ما وقت است، یک روز است، دو روز است، ده سال است.

هرچه که چیزی محدود است.

می‌گه براتون باب اعتذار هم روی ما بسته می‌شه.

درازه.

آیه را معنی کردم گذاشتم به تذكر.

ولا یعذر لهم فیاعتذرون.

اذن نیست در قیامت برای قیامتیان مجرمان که عذرخواهی بکنند، توبه و برگشت بکنند، بازگشت بکنند.

جای عذر نیست.

عذر مسموع نیست.

این معنا این نیست اینها عذرخواهی نمی‌کنند ها.

عذرخواهی‌ها می‌کنند در قیامت.

ولی چون سنن و نظام، نظام اعتذار نیست، اذن اعتذار داده نشد در اون نظام اعتذارشون به جایی می‌رسد یا نمی‌رسد؟

اعتجا-- اعتذارشون به جایی نمی‌رسد.

یعنی اصلا بیجا حرف زدنه.

ولی اعتذار می‌کنند.

یعنی مجموع قرآن وقتی دقت می‌کنید خبر از این می‌دهد که جهنمیان در جهنم در آتش قبل از نور و آتش در موافق مختلف هی اظهار پشیمانی می‌کنند، اعتذار می‌کنند.

خدایا نفهمیدیم.

الان دیگه فهمیدیم.

ما را برگردان.

یه عمل صالح می‌کنیم به ما مهلت بده.

از این اعتذارها زیاد می‌کنند.

آیات پر است از اینها و در اون جزئی که من مشروحاً صحبت می‌کردم آیاتش رو به شما گفتم.

اما اعتذار موقعیتش نیست، جاش نیست و مسموع قرار نمی‌گیرد چون اذن ربوبی برای اعتذار صادر نشده است.

اذن ربوبی تکوینی.

ولا یعذر لهم فیاعتذرون.

اذن داده نمی‌شود برای مجرمین متذرین که عذرخواهی بکنند.

مثلا یک نمونه از این عذرخواهی‌هاشون که مسموع نمی‌شود را بگم که قبلاً مشروحش رو گفتم و عرض کنم که در نظرتون باشد مسئله تایید می‌شود.

عرض کنم که صد و چهار تا صد و هفت سوره مؤمنون.

تلتهم وجوههم النار وهم فيها خالدون.

این آیات را بخوانید، تدبر بکنید، اون وقت بروید با این آیات خودتون را حساب بکنید.

فکرتون را از همه جا ته کنید.

از همه جا مانند یک بچه‌ای که در ذهن کوچیکش هیچی نباشد و بهش گفتند که بیا با قرآن خودتو تطبیق بکن.

اینجوری دیگه فلانی چه گفت؟

فلان.

این افکار و مسائل همه از ذهنتون بیرون می‌رود.

بروید شما ای به حجت خدا ببین چی میگه؟

و ببینید چه وضعی پیدا می‌کنید.

صد و چهار و صد و هفت سوره مؤمنون.

تلتهم وجوههم النار وهم فيها خالدون.

اینجور حالا ترجمه ساده که آتش که به اینها احاطه می‌کند از صورت‌هاشون می‌زند جهنمیان.

الان تکن آیات الله عليكم فتمتم بها تذم.

آتش از صورت‌هاشون می‌زند.

فکر نکنید یعنی کس دیگری است ها همونجا که شما یک گناه میکنید، یک نامحرم نگاه میکنید، همونجا بدانید که آتش محکم به صورتتون میزند و از دلتون بر تمام وجودتون شروع میکند.

اما شماها الان فعلاً نمیفهمید.

یه چیز قلمبه نیست ها.

آتش به صورت‌هاشون میزند و از دل بر وجودشون.

میگن همون وقت که حالا شما به نامحرم نگاه میکنید، همون وقتی که دروغ میایین، همون وقتی که غیبت میکنین، همون وقتی که نیت سو میکنین آتش زد.

اینها الان فعلاً روشن.

ألم تكن آياتي تلا عليكم گفته میشود که به این جهنمیان خطاب میاد که آیات من بر شما تلاوت نمیشد؟

آیات قرآن اینطور نکنید.

فكنتم بها تكذبون.

شما داشتید تکذیب میکردید آیات مرا.

قالوا ربنا.

حالا این اعتذاره میگفتن.

خدا فرمود آیات من به شما خوانده میشد.

شما تکذیب میکردید.

قالوا ربنا میگن خدای ما.

غلبت علينا شقوتنا شقاوت ما بر ما غلبه کرد.

وكنا غواً ظالمین در ضلالت بودیم.

بعد میگن این اعتذار خودند.

ربنا أخرجنا منها خدایا ما رو از اینجا خارج بکن و ما دیگه توبه کردیم.

فإن عدنا فإنا ظالمون.

اگر دوباره این راه غلط را در پیش گرفتیم اون وقت به خودمون ظلم کردیم.

بعد این اعتذار است.

اما جواب که میاد.

قال اخسؤوا فيها ولا تكلمون.

گفته میشود اخسؤوا فيها.

این اخسؤوا فيها را انسان که اهل ادب هستند میفهمند این در کجا میگن اخسؤوا فيها یعنی حرف نزنید.

خیلی البته اونجا که رد و رد است از خدا در مقام اعتذار انسان میگه اخسؤوا فيها ولا تكلمون حرف نزنید اخسؤوا فيها چون جای اعتذار نیست.

حالا این یک نمونه بود.

نه اینکه اعتذار نمیکنن.

اگرم میکنن جاش نیست.

ولا يعذرهم فإذا زلزل.

في ذا يومئذ المتزلفون.

وای در آن روز به حال تکذیب کنندگان.

گذشت.

إذا يومئذ فصل.

جمعناكم والاولين.

دوباره به یک دیگر از قیامت اشاره میکنند که این روز، روز فصل و جداسازیست.

جمعناكم والاولين.

ما شما آخرین را و اولين را با هم جمع کرده‌ایم.

در این که روز فصل است قبلاً توضیح داده‌ام.

روز جداسازیه.

اصلاً قیامت از همان وقتی قیام می‌کند شروع میشود جداسازی بین حق و باطل.

اصلاً قیامت از اول تا آخر يوم تبلة السرائر است.

روز بروز حقایق است.

روز جداسازی باطل از حق است.

از اول تا آخر همینجوری است.

این که قبلاً گفتم و الان توضیحش را میدم.

إذا يومئذ فصل.

روز جداسازیست.

روز جداسازی حق از باطل است.

جمعناكم جمع کردیم شما انسان‌های بعدی را والاولين و اولين.

این که روز جمع است هم باز قبلاً توضیح داده‌ام که دیگه توضیح نمیدم.

در قیامت یک چیز که یادش این است که روز جمع است.

همه باید جمع شوند چون همه در همدیگر مؤثرند.

همه از همدیگر متأثرند و روز حساب و جزاست.

یه روزی در این باب من صحبت میکردم برای شما و گفتم در این باب هم زیاد استغفارها لازم است.

شما اگر یک حرکتی کرده باشید، این حرکتتان در کسی اثر سو گذاشته باشد، او هم در کسی دیگر اثر گذاشته باشد، او هم در کسی دیگر، او هم در کسی دیگر حتی بعد از مردن شما به اصطلاح گروهی از همین طور این حرکت شما در یکی اثر دیگر در انسان‌ها اثر بگذارد، شما را باید با اونها جمع بکنند و اونها از دست شما شکایت بکنند.

هم اونها عذاب ببینند هم شما و هم مانند هم دیگران.

انسان‌ها فکرشونو، ببینید عقیده‌شون، اعمالشون یعنی در واقع افکارشون، عقایدشون، اعمالشون، روش‌هاشون، عریده‌هاشون، رفتارهاشون، تمام حرکاتشون.

انسان‌ها در همدیگر یعنی در وجود همدیگر، در فکر و عقیده و حرکت همدیگر اثر دارند.

الان من و شما که اینجا نشسته ایم، همین من و شما همینجا که نشسته ایم و خیلی از بعضی از مسائل خودمون ناراحت هستیم.

در همین مسائلی که من و شما از خودمون ناراحتیم، میخواهیم خودمون رو اصلاح کنیم، نمی‌توانیم.

در همینها خیلی‌ها در ما اثر گذاشته‌اند.

از پدر، از مادر، از برادر، از خواهر، از مدرسه، از معلم، از خیابان، از مغازه، از همه جا.

اونوقت برای اونها هم دیگران اثر گذاشته.

خب باید اونها را با ما جمع بکنند در یک جا.

باید جمع بکنند تا و به اصطلاح اون که اون به اصطلاح معلمی که روش و رفتار و حرف و عقیده و فکرش در من اثر سو گذاشته و به من به اصطلاح بد اثر گذاشته است، من و با او باید جمع کنند.

من و با دیگران همینطور.

این عجیب روزی است.

روز جمع است.

این یکی از مسائل قیامت است که انسان فکر بکند.

واقعاً انسان اگر یه خورده فکر و شعور داشت باشد دیوانه میشود.

مثلاً گاهی در همین جمع فکر میکنم میگم اصلاً اینها بعداً انسان باید چی بکند اصلاً اگر اینطور باشد؟

حتی یه حرفی انسان میزنه.

الان، الان من دارم به شما حرف میزنم.

اگر یکی از حرفای من طوری باشد که در شما اثر بدی گذاشت، خب این اثر بد از شما هم منتقل میشود به کسان دیگر.

چه خواهد بود؟

توجه میکنید؟

یا رفتاری هم similarly.

جمعناكم والاولين.

انسان‌ها خوب فکر نمیکنید که این صحبت‌ها خصوصاً گاهی times در مسائل خوب فکر نمیکنیم و دقت نمیکنیم.

اگر دقت بکنیم مسئله ما به این ساده نیست.

مثلاً من میبینم گاهی در استغفار و در طلب مغفرت و تأکید میکنیم که بروید در جبران گذاشته‌گی قیاس بکنید.

میبینیم که نه، هرچی تأکید میکنیم البته مانند خودمون یعنی خود زنده که به اونها تأکید میکنیم می‌بینم که بالاخره هرچی می‌گیم این حرف به جاش نمی‌ افتاد.

طرف نمی‌فهمد که چه کرده است.

هرچی می‌گیم متوجه می‌کنه که سنگین گذاشته، خیلی سنگین است.

بی حساب به گوشش نمی‌رود.

حالا میگه بله بعد مثلا برو اینجا جبران بکن.

جبران بکن.

جبران بکن.

مسئله اینطور نیست.

بعد می‌بینم که دقت نمی‌کنه.

گاهی هم بهشون میگم دقت نمی‌کنید.

مسئله خیلی سنگین است.

اصلاً شما برگرد از اول به پایه با دقت پیش بیایید.

مسائل شما ما تمام شده‌ای نیست در مقام جبران.

فکر نکن در زمان روز تصمیم گرفتید به راه خدا برگردید.

یه چند تا کتمان از گذشته نماز قضا خوندید.

چند تا از نمازهای قضا های گذشته به جا آوردید.

یه چند تام استغفار کردید.

مسئله تمام شد.

چه هر فی الدقہ این عالمی ساختیم که پر از مسائل است در ارتباط با انسان‌های دیگه.

مثلا حساب کتاب ندارند.

روز قیامت سراغ ما خواهند آمد.

حتی الان شما که اینجا نشسته اید هیچ به این فکر افتاده اید که چه حرف‌ها از اول بلوغتون تا حالا چه حرکت‌ها، چه کارها کرده که در دیگران اثر سوء گذاشته است.

اصلاً اگر هم فکر بکنید یه وقتی تکون برود در این است که شما خودتان چه کرده‌اید.

اگر موثر باشید.

اما این کرده شما در دیگران چه اثر گذاشته اینو هیچ فکر نمی‌کنید.

توجه می‌کنید؟

بحث خودشه.

باغ مفصلی‌ست.

چه باید کرد؟

چه جور باید استغفار کرد؟

خوب بفهمیم چه می‌گوید ما جمعناکم والأولین.

چرا خدا روی این تأکید می‌کند که ما شما و اولین را همه را با هم جمع می‌کنیم؟

جمع جمع مجموع له ماست.

خب گذشتیم.

فإن كان لهم كيد فكيدوه.

اینجا از ناحیه خدا امر تعجیزی طبق تعبیر مرحوم علامه طباطبایی.

فإن كان لكم كيد فكيدوه.

این امر تعجیزی است.

در این مقام که، که آن، که آن صحنه را در آن صحنه که صحنه قیامت است و همه مسائل، حقایق، تعمق پیدا کرده و ظهور پیدا کرده جهنم و این مسائل کُل.

این خطاب میاد از ناحی خدا.

امر تعجیزی است به اصطلاح به همه مجرمین و مکذبین.

فإن كان لكم كيد فكيدوه.

بعد آیه اول اینجوری بود.

تا زای و مرقص.

این روز جداسازی‌ست.

شما و اولین را جمع کردیم.

فإن كان لكم كيد.

حالا اگر چیزی از دستتون برمی‌آد در برابر من انجام بدهید.

امر تعجیزی است در مقام قهر و غلبه.

در مقام قهر و غلبه توأم با سخط و انتقام.

فإن كان لكم كيد فكيدوه.

حالا اگر شما براتون کیدی هست، مکری هست، تدبیری دارید، تدبیری اندیشیده‌اید، کاری می‌توانید در راه بیاندازید فكيدوه در برابر من انجام بدهید.

یعنی حالا ببینید که هیچ از دستتون چیه؟

بر نمیاد.

امر تعجیزی میگن.

هیچ از دستتون برنمی‌آد.

این در واقع مسئله این است که این امری که میاد این خودش عذاب دهنده است برای همه.

یعنی خودش کتاب میاد که اگر چیزی از دستتون برمی‌آد فكيدوه.

و همه هم می‌بینند که چیزی از دستشون بر نمیاد بر نمیاد و همه متوجه می‌شوند که قدرت و قوت همش مخصوص کیست؟

مخصوص خداy متعال است.

در جایی از قرآن می‌گوید که آیه اش رو نوشته بودم الان که اون وقتی که عذاب و گرفتاری‌ها شروع می‌شود، همه صاحبان عذاب و مجرمین می‌بینند که قوتی نیست مگر برای، قدرتی نیست، توانی نیست مگر برای خدای متعال.

خب ويل يومئذ للمكذبين.

وای به حال مکذبین در آن روز.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

[جمعی از مردم] همراهان ارجمند.

تفسیر آیات سی و ششم تا چهلم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.

اکنون دل و جان را مصفا می‌کنیم به کلام نورانی وحی و دعوت می‌کنیم بشنوید تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مرسلات را.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

هذا يوم لا ينطقون.

ولا يؤذن لهم فيعتذرون.

ويل يومئذ للمكذبين.

هذا يوم الفصل جمعناكم فَإِن كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُونِ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي وِلاَلٍ وَعُيُونٍ وَفَواكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ قُلُوا اشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ صَدَقَ اللَّهُ الْعَظِيمُ به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.

ان‌شاءالله ادامه تفسیر سوره مبارکه مرسلات را در برنامه‌های بعد تقدیمتان می‌کنیم.

به امید همراهی‌تان شما را به خداوند منان می‌سپاریم.

حق نگهدارتان.

اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ اللَّهُ يا مَنْ لَهُ عَنَتِ الْوُجُوهُ بِأَسْرِها وَلَهُ جَمِيعُ الْكَائِناتِ تُوَحِّدُ أَنْتَ الْإِلهُ الْواحِدُ الْفَرْدُ الَّذِي كُلُّ الْقُلُوبِ بِهِ تُقِرُّ وَتَشْهَدُ يا مَنْ لَهُ عَنَتِ الْوُجُوهُ بِأَسْرِها وَلَهُ جَمِيعُ الْكَائِناتِ تُوَحِّدُ