ددرس‌گفتارها

[آیه قرآن] در مکتب وحی [آیه قرآن] مجموع مباحث تفسیر قرآن کریم برنامه‌ای از گروه علوم و معارف قرآنی.

[آیه قرآن] بسم الله الرحمن الرحیم.

دوستان سلام.

بار دیگر توفیق یافتیم یکی دیگر از مباحث تفسیری حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی را در برنامه‌ای در مکتب وحی تقدیمتان کنیم.

امیدوارم که تا پایان برنامه همراه ما باشید.

دوستان همان‌طور که مستحضرید مدتی است در این برنامه مفسر ارجمند سوره مبارکه مرسلات را تفسیر می‌کنند.

در برنامه قبل استاد شجاعی آیات سی و ششم تا چهلهم از این سوره مبارکه را تفسیر کردند و توضیح دادند که روز قیامت روزی است که مجالی برای عذرخواهی مجرمان و تکذیب کنندگان باقی نمی‌ماند.

در این روز حق از باطل جدا می‌شود و خداوند متعال کافران را در یک جا جمع می‌کند و خطاب با آن‌ها می‌فرماید: حال اگر مکر و تدبیری از شما ساخته است آن را نشان دهید.

اما در این برنامه حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی آیه چهل و یکم از سوره مبارکه مرسلات را تفسیر می‌کنند و اشاره دارند به این مطلب که موضوع اصلی این سوره بیان احوال تکذیب کنندگان بود.

اما این آیه و آیات بعد به تناسب احوال متقین را بیان می‌کند.

در روز قیامت متقین در زیر سایه‌هایی قرار می‌گیرند و از چشمه‌هایی گوارا سیراب می‌شوند.

البته منظور از سایه‌ها در این آیه حریمی است که نیکوکاران را از آتش جهنم و عقوبت دور می‌کند.

بشنوید بخش اول تفسیر آیه چهل و یکم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن الرحيم.

در آیات قبل متوجه هستید که حقایقی از قیامت و حساب و جزا که اشاره فرمود و به بعضی از حالات و احوال مجرمین منتظری حساب و جزا اشاره فرمود.

در این آیات که الان این هفته می‌خوانیم به همین تناسب که سخن در حساب و جزا و احوال انسان‌ها در آن روز برای منتهی الیه تکذیب و مجرمین در است، به همین تناسب طبعا اشاره‌ای هم به بعضی از خصوصیات و احوال صاحبان تقوا و بندگان خدا در قیامت می‌فرماید که آن‌ها در آن روز در چه وضع و حالی هستند.

اصل مسئله بیان احوال مکذبین بود، الا اینکه مقابل این‌ها که متقین است و آن هم به این تناسب اشاره می‌فرماید که ‫[آیه قرآن] ترجمه ساده‌اش را دقت می‌کنیم ‫[آیه قرآن] حقیقت این است که در آن روز، در آن روز البته از خود مفهوم کلام در می‌آید.

‫[آیه قرآن] صاحبان تقوا در آن روز ‫[آیه قرآن] در سایه‌ها و چشمه‌ها قرار می‌گیرند، چشمه‌ها.

و ترجمه‌اش به صورت ساده و آزاد آن بود که گفتم و مناسب در حد، در حدی که ذهن و فکر ما تصویر می‌کند از همین ترجمه برای ما معلوم است.

اما این نکته را فراموش نکنید.

در حدی که فکر و ذهن محدود ما تصویر می‌کند روشن است از همان ترجمه در می‌آید که چه می‌خواهد بگوید.

اما آن کلام که هست به بسیار بالا است که ذهن و فکر محدود ما نخواهد رسید.

در هر صورت با این وصف به بعضی از نکاتش و اشاراتش من اشاره می‌کنم شما هم دقت کنید.

‫[آیه قرآن] در آن روز، در قیامت متقین در سایه‌هایی قرار می‌گیرند و در چشمه‌هایی یعنی برای آن‌ها سایه‌هایی هست در روز قیامت که از آن سایه‌ها بهره‌مند می‌شوند و ‫[آیه قرآن] و چشمه‌هایی است که از آن می‌آشامند و برخوردار می‌شوند، سیراب می‌شوند.

ظلال سایه‌ها، عيون چشمه‌ها و ثمارها و میوه‌هایی که من و ثمارها برای آن‌ها است میوه‌ها من مایشتهون از آنچه پیش دلشان بخواهد.

این تعبیر اولا دقت می‌کنید در اینجا نکات است از این وعده‌ها و این به اصطلاح نعمت‌هایی که خدای متعال وعده می‌دهد با اولا دقت می‌کنید که صحبتی که همیشه داریم و اشاره کرده‌ایم و صریحاً گفته‌ایم با این که این‌ها را ندانسته نعمت‌های بهشت و وعده بهشت و سعادت و حیات بالا و این‌ها را ندانسته خودمان تعبیر نکنیم.

ببینیم گروه و شرایطش چیست؟

که آیا تعبیر می‌کند کذا و یا نمی‌کند که نمی‌شود به زور تعبیر کرد.

این‌ها حقایق است إن المتقين در اینجا می‌بینیم این ظلال و غیوم و قرار که همه ما یشتهون را به چه کسانی وعده می‌دهد؟

و موضوع این حکم بالمعروف چیست؟

موضوع حکم عبارت است از متقین، صاحبان تقوا یعنی آنهایی که حدود خدای متعال را در مقام عبودیت به خوبی مراعات می‌کنند.

اون هم باز نه در اون تصویر عامیانه که ما داریم.

در همون بیان خود قرآن دارد متقی یعنی کسایی که حدود عبودیت را آنچنان که باید از انسان‌ها برآورده است مراعات می‌کنند و پروا داشته باشند به طوری که قرآن در جاهای دیگر توضیح می‌دهد.

اجمالاً در طرف کلی‌ش این می‌شود که حدود عبودیت را آنچنان که از انسان‌ها برآورده است مراعات کند و تجاوز به حدود عبودیت نکند، صاحب تقوا باشد.

اینها هستند که این نعمت‌ها را خدا برای آنها وعده داده است و شما طبعا اگر همین مفهوم کلی متقیین را در نظر بگیرید یا خیر به آن شرحی که قبلاً گفتم دقت کنید به خوبی و به موضوع خواهید فهمید که اینها به ما تطبیق نمی‌کند.

هیچ تعارضی هم در بین لازم ندارد.

یعنی ما می‌فهمیم تطبیق نمی‌کند، مخصوصاً ماها که هنوز در همان حدود اولیه طاعت و عبودیت معطلیم که عبارت باشد از اون به اصطلاح واجبات کلی و محرمات کلی.

هنوز ما در اون واجب معطلیم که برسد به حدود دیگر و دقیق‌تر عبودیت.

کسی که در واجب‌ها و محرمات که از حدود اولیه عبودیت است و از اون به اصطلاح ارکان اصلیه طاعت و عبودیت و بندگی‌ش معطل است، معطل بوده و هست.

این که دیگه اصلاً خیلی فاصله بین این افراد و بین عنوان متقی هست.

طبعا به ما هیچوقت تطبیق نمی‌کند اینها.

این نه دلیل که بعد از این خدا بخواهد تطبیق بکند.

إن المتقين بنابراین این وعده هایی که داده می‌شود خوب بفهمید در خصوص متقین است.

إن المتقين فی ظلال وعيون صاحبان تقوا در سایه‌ها هستند.

حالا می‌بینید این متقیین را که متوجه می‌شوید که موضوع این قول چیست، ببینید که چی می‌خواهد بگوید.

صاحبان تقوا در آن روز فی ظلال در سایه‌هایی هستند.

این سایه‌ها را می‌خواستم من به اجمال برای شما توضیح بدهم.

به اجمال خیلی مبهم و کلی و امیدوارم که انشاالله خدا به شما اگر چنانچه عنایات زیادی داشت و معرفت بالایی داد، عمر بیشتر بفهمید که مقصود چی از ظلال.

اولا توجه داشته باشیم که در جاهای دیگر در آیات دیگری از قرآن به جای ظلال، جنات آمده است و با همین جمله إن المتقين فی جنات وعيون یعنی در جاهای دیگر از قرآن متعدد دو سه مورد هست که عوض این جمله یعنی به جای اون جمله که می‌گوید إن المتقين فی ظلال وعيون اینجور فرموده است إن المتقين فی جنات وعيون یعنی به جای ظلال، جنات آورده عيون هم که به جای خود محفوظ است.

مثلا در این موارد را نظر کن باشد که یک دو تا من بگم شما بنویسید و دقت بکنید.

در آیه پونزده سوره ذاریات اینجور می‌خوانیم إن المتقين فی جنات وعيون.

حقیقت این است که صاحبان تقوا در آن روز در جنات در بهشت‌ها و باغ‌ها هستند و عنون و تشنه‌ها برآ می‌بینند.

خب به جای ظلال جنات آورده.

این یک مورد.

مثلا در سوره دخان پنجاه و یک و پنجاه و دو همچنین می‌گوید البته دو سه آیه قبل‌تر هم که این دو آیه همزیار را توضیح بیشتری می‌دهد.

إن المتقين فی مقام امین.

اونجا اینجور فرمایاند در دخان پنجاه و یک و پنجاه و دو.

متقیین در یک مقام امین هستند.

امین یعنی امن است، سلامت است.

فی جنات وعيون در اون مقام امین در جنات‌اند و در عيون‌اند.

اونجا باز به جای ظلال که در اینجا تعبیر آورده است برای متقیان، از خودم جنات را تعبیر آورده است.

فی جنات وعيون.

صاحبان تقوا در مقام بیان نعمت‌های اخروی برای آن‌ها می‌فرماید که در سایه‌هایی قرار می‌گیرند و از چشمه‌هایی هم سیراب می‌شوند.

این سایه‌ها به صورت نعم گفته شده است.

نعمت‌هایی است در بهشت سایه‌هاست.

اما توجه بکنید که از این سایه‌ها منظور به اصطلاح خب عالم بهشت است، عالم آخرت است.

کل عالم آخرت با همه مسائل و لوازم و معیارهایش کلاً و متفرّق از این که غیر از این عالم است.

عالم فوق ماده است، فوق زمان است، فوق مکان است، فوق جهات است.

اصلاً عالم جدیدی است، عالم دیگری است، عالم وسیعی است و از خودم که همه چیزش غیر از اون چیزی که اینجا هست.

هر چند آنچه در اینجا هست می‌تواند برای ما در مقام تفکر هدایت کننده باشد به سوی آنچه در آن است.

سایه‌ای که در اینجا داریم اگر دقت کرده باشید سایه دنیا، سایه آفتاب.

سایه آفتاب خب انسان را از حرارت آفتاب و از گرما و امثال اینها حفظ می‌کند.

چنین منافعی دارد، خنکی برای انسان می‌آورد و چنین سایه‌هایی که در آن روز در بهشت است این هم از این نظر با این سایه‌های اینجا شریک است.

از این نظر که انسان را از حر-- به اصطلاح حر جهنم و از عذوبات جهنم و از اینکه جهنم به انسان نزدیک شود و سخط و غضب و لوازم اون به انسان نزدیک شود چی می‌کند؟

انسان را حفظ می‌کند.

این چنین خصوصیت اولاً در اون سایه‌ها هست و ثانیا سایه که در اینجا داریم.

اینا رو من میگم دارم گفتم نه معنی‌ش هست اون را به اینجا مقایسه بکنیم و این را میگم از اینجا فکر اون را ببرید و اونجا رو یه خورده تصور بکنید.

سایه که در اینجا داریم، سایه نور نیست اما ظلمت هم فاقد-- از فقدان نور هم نیست.

همه سایه‌ها را شما اینجا حساب بکنید.

متن آن نوری که از آفتاب میتابد نیست.

همان نور است.

اگر گفتید با چی؟

همان نور است اما با حجاب.

توجه کنید همان نور است با حجاب.

چیز دیگر نیست.

سایه را خواستیم یه خورده-- البته در سایه همین جا صحبت‌ها زیاد است.

سایه همان نور است اما از ورای حجاب.

توجه می‌کنید؟

نور است با حجاب که طبعا نور وقتی با حجاب آید فعلا برای ما چه می‌کند؟

در ما تعمی و راحتی می‌کند.

این نکته در سایه دنیا است.

خوب دقت کنید به این‌ها را خوب دقت کنید، هم خوب یاد داشته باشید.

مکرر هم گفتم الان اگر فراموش کنید بعد بخواهید معنی کنید دیگه نه توان، نخواهید توانست معنی کنید، جا هم پیدا نخواهد شد.

عرض کنم که سایه اینجا نور است اما با حجاب.

نور وقتی به حجاب رفت سایه می‌شود.

حجاب بردارد سایه می‌شود و برای ما تامین آسایش می‌کند.

برای ما قابل استفاده است.

این نکته است.

از اینجا برویم به سایه، سایه‌های جنت.

همان سایه‌های جنت.

یک نکته در آنجا هست و اون اینکه عالم است که ما در آن قرار می‌گیریم ولی این‌ها سایه متن نور است.

متن نور عبارت است از صبحات وجه حق که به اونجا نزدیک نمی‌شود چون طاقتش را ندارد.

دقت کنید.

این دیگه نکته عرفانی‌ست خوب یاد بگیرید.

اگر اون، اگر فهمیدید البته.

حالا خوب فهمش هم اگر می‌خواهد.

عرض کنم که مبدا نور، مبدا نور دیگه مبدا نور آفتاب و اینا صحبت نمی‌کنم.

مبدا نور آفتاب فقط گفتم این را تفکیک بنده شصت کنید و اون اینکه سایه اینجا نور است با حجاب.

نور وقتی میتابد با حجاب قابل استفاده برای ما، قابل استفاده است و ما می‌توانیم از این نور به نفع استفاده بکنیم و اجرت و راحت ما باشد.

سایه‌های بهشتی یعنی همان اعوان بهشتی است که همان انوار وجه حق است.

این عالم را می‌سازد.

اما انوار وجه حق در متن و اصلش نیست.

در متن و اصلش نیست.

انوار وجه است بعد از چی؟

بعد از حجاب‌ها و با حجاب‌ها.

که اگر به متن انوار وجه حق انسان‌ها نزدیک شوند، این جنتیان نزدیک شوند، انوار جلال و جمال نمی‌گذارد اون‌ها بمانند و تاب و طاقتش را ندارند.

یعنی وجودشان ظرفیتش را ندارد.

نه اینکه این سوزاننده‌ست، اشتباه نشود.

نه اینکه بدی دارد.

که غزو در کجاست؟

غزو در علم به اصطلاح انسانی است که می‌خواهد در آنجا قرار بگیرد و مخلوق است که می‌خواهد در آنجا قرار بگیرد.

مخلوق را تاب تحمل اون انوار نیست.

جلال و جمال حق است.

جلال و جمال ندیده‌ها.

جلال و جمال حق است که در اون مقام تجلی کرده است.

بعد از وجود سایه‌هایی دارد.

در اون سایه‌ها همون بهشت‌هاست.

توجه می‌کنید؟

اون که انوار جلال، جلال و جمال حق مخلوق بخواهد نزدیک شود اونجا، اون همه چیز را به اصطلاح مخلوق چون تحملش را ندارد دیگه خبری از مخلوق نمی‌ماند.

هم مخلوق باشد، هم اونجا باشد نمی‌شود.

اونجا مخلوق را ندارد چون تحملش را ندارد.

ظرفیتش را ندارد.

در اینجا عرض کنم که برای خاصی اگر کسی از شما صاحب فکری پیدا شد، اگر پیدا شد خاصی که تکبیر کنید بعد البته به شرطی که به لغزش نیفتید.

به اصطلاح در ویش منحرف درست نکنید خودتان را.

عارف لغزنده، لغزش یافته نباشید.

یا از اون دعایایی که هرچی به دلشون بیاد میگن و دیگران خود را به باب به اصطلاح معرکه هلاک و تباهی کشانند از اون‌ها نباشید.

به شرک و زندقه و کفر و این انحرافات مبتلا نشوید.

برای با هم اگر اینطور نباشد انشاالله این روایت را هم در این زمینه به شما بگم دقت کنید.

این روایت قبلاً گوش شما خورده است.

البته روایات در این باب زیاد است و معنی کردنش مشکله.

این روایت، روایتی است از طرق عامه آمده است.

برای وجه حق، وجه الله یعنی وجه حق.

برای وجه حق خطار هزار حجاب از نور و ظلمت است.

یعنی بین مخلوق و وجه حق خطار هزار حجاب هست، نوری و ظلمانی.

ظلمانی‌ش می‌رسد به مخلوق، نوری‌ش می‌رسد به شدت نور وجه حق.

و می‌فرماید روایت که اگر چنانچه این حجاب از میان برداشته شود، انوار وجه الله، صبحات وجه حق همه چیز را از میان برمی‌دارد.

یعنی چیزی تاب تحملش را که ندارد.

این ظلال از این جهت است.

حالا روایت اینطور است.

روایت از طریق عامه نقل شده است.

اما روایتی است که در چه عامه نقل کرده‌اند.

مضمون بالایی دارد.

شبیه روایت در طرق خاصه هم آمده است و همین مضمون دارد هست.

اما این لحظه با همین بیان که دارم میگم از طریق عامه آمده است و من برای شما از بهار جلد پنجاه و هشت صفحه چهل و پنج نقل می‌کنم که رسول الله می‌فرماید ان لله تبارک و تعالی سبعين الف حجاب من نور و ظلمت.

برای خدا تبارک و تعالی هفتاد هزار حجاب است.

یعنی بین خدا و مخلوق هفتاد هزار حجاب است از نور و ظلمت.

حالا فهم این خودش بسیار به اصطلاح شعور بالامیخواد عرض نوروز فقط یادتون باشد آن که وجودش مانع به مخلوق می‌رسد و آن که وجود نورش به شدت جلال حق و جمال حق می‌رسد.

لو کشفت لو کشفت اگر این وجود بر طرف شود لأخرجت صبحات رجیعی ما دونه.

صبحات رج الله غیر رج را هر چه هست و أخرجت می‌سوزاند.

این می‌سوزاند گفتم نه این که اون سوزنده است.

می‌سوزاند یعنی متلاشی می‌کند، از میان می‌برد.

تحملش را که مخلوق ندارد.

خب طبعا جنتیان در اون عالمی که قرار گرفتند در اون سایه‌ها، اون سایه‌ها تابش انوار وجه حق است اما از ورای حجاب که در واقع می‌شود ظلال انوار وجه حق.

چون وقتی انوار از ورای حجاب تابید می‌شود چی؟

می‌شود؟

یادتون نره.

نور از ورای حجاب تابید می‌شود سایه معنی سایه این است اصلا.

این سایه نیست و این سایه هم همین نکته را دارد.

سایه معنی‌ش این است.

وقتی نور از ورای حجاب و چند تا حجاب باشد، یک حجاب باشد فرقی نمی‌کند.

نور از ورای حجاب تابید یعنی نور به طور کلی حجاب برداشت می‌شود، سایه.

انوار وجه حق در اصل وقتی می‌تابد از ورای حجاب می‌تابد، فضای جنت و عالم جنت و ظلال جنت می‌سازد.

بسیار هم لذت بخش است که به عنوان نعمت در اینجا گفته است.

لذا روایت می‌گوید که این ظلال اینجا می‌گوید تشبیه نکنید به ظلال این آفتاب.

روایت می‌گوید حالا بعدا با یک بیانی که فرماید می‌گوید که روایتی است از طُرُق شیعه در انوار هم آورده از آن علامه زاهدونزاده.

می‌گوید این ظلال بسیار نورانی‌ترند از نور آفتاب.

حالاش روایت نیستند.

یعنی مقصود این است که این دو سایه تشبیه نمی‌کنند.

مقصود از ظلال این است که اینها همان انوار وجه حق است که از ورای حجاب که کرده است تابش کرده است و اصلا قرار گرفتن در اون خودش مسائل دارد.

حالا این نکته را هم به شما من بگم چون من اول برم تو فکر اون و از این سایه به اون سایه ببرم بگو نکته‌ش این سایه و حسش رو میان آوردم می‌ترسم شما ذهنتون برود به این سایه.

اصلا به این سایه شبیه نیست.

خلاصه نکته‌ش رو بگیم بقیه‌ش رو بقیه‌ش رو خودتون.

سایه جنتی، سایه‌های جنتی همان انوار وجه حق است.

اگر انسان در اون قرار بگیرد، خود قرار گرفتن در این سایه‌ها لذتی دارد که اصلا نه شما در خواب بوده‌اید نه در تخیلتون گذشته است.

خود قرار گرفتن در اون سایه‌ها لذتی دارد فوق تصور ما.

آرامشی دارد فوق تصور.

مخصوصا آرامشش، مخصوصا اون به اصطلاح سُکرَش.

اناوال این طور گفته سُکر یعنی مستی خاص.

مستی مستی لا اله الا الله شراب دنیا مال حیوانات را نمیگیم ها.

حیوانات به شکل انسان.

مستی معراج.

مستی به اصطلاح جمال حق و جلال حق، جمال حق و کمال حق.

سُکر دارد.

خلاصه چیزها دارد که نمی‌شود گفت چیه.

هرچه هست خدا به عنوان یک نعمت برای متقی می‌دهد.

متقی را هم با اون وسیع که خدا توصیف کرده است برای هرکسی نمی‌دهند.

مثلا از جمله متقیان این بود که از جمله اوصاف متقیان یادتون هست دیگه؟

یادتون هست اون وقت قرآنی می‌خوندند زیاد چیزها را فوق واجب را انجام دادن و از حرام‌ها اجتناب کردن و از تعلقات دست برداشتن و دل به خدا دادن فوق اینها، یک از خصوصیات متقیین این بود که در همان سوره ذاریات که من برای شما خوندم که یَنَادُونَهُ اونجا متقیین را خدا این طور فرمود.

فرمود که کانوا قلیلا من الليل ما یحجون.

حالا نمی‌تونم به شما تفسیر بکنم.

اینها از شب کم می‌خوابیدند.

اینها ریاضت می‌کشیدند.

خدا عمل اینها را ضایع نمی‌کند.

یه چی برود عیاشی بکند هرچی دلش می‌خواهد هر شب، هر روز، هر طور که دلش می‌خواهد.

مانند همه حیوان‌ها هم بالاخره.

این بالاخره اینها لذتی برده است.

کلوا و تمتعوا قليلا.

حالا بخورید لذت ببرید ولی قليلا.

اما اون یکی شبها سوخته است برای او خدا چیزی آماده کرده است که به تصور نمی‌آید.

بخصوص متقیینی که این ظلال مال آنهاست که می‌گوید فرمود کانوا قلیلا من الليل ما یحجون.

از شب کم می‌خوابیدند اینها در دنیا.

اونجا که می‌گوید که نه در اون ظلال قرار می‌گیرند در اون جنت.

می‌گوید نه این طور بودند.

کانوا قلیلا من الليل ما یحجون.

داخل سوره ذاریات هست.

از شب کمش را می‌خوابیدند و بالأصهار هم یستغفرون.

در دل شب، در سحرها ناله و استغفار پرداختند و فی أموالهم کل سائل و محروم.

چیزی به دست می‌آوردند محروم و سائل را هم در نظر می‌گرفتند.

نه این طور بودند.

یعنی دل به حق ما داده بودند.

خب برای آنها خدای این ظلال را آماده کرده است.

والسلام علیکم ورحمة الله وبركاته.

الله.

یاران همراه.

بخش اول تفسیر آیه چهل و یکم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.

ان شاء الله بخش دوم تفسیر این آیه را در برنامه بعد خواهید شنید.

اکنون گوش جان می‌سپاریم به کلام نورانی وحی و دعوت می‌کنیم بشنوید تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مرسلات را.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

بسم الله الرحمن إن المستكين في ظلال وعيون وفواكه مما يشتهون.

كلوا واشربوا هنيئاً بما كنتم تعملون.

إنا كذلك نجزي المحسنين.

ويل يومئذ للمكذبين.

كلوا وتمتعوا قليلاً إنكم مهرجون.

ويل يومئذ للمكذبين.

وإذا قيل لهم اركعوا لا يركعون.

ويل يومئذ للمكذبين.

فبأي حديث بعده يؤمنون.

صدق الله العظيم به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.

به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.

ان شاء الله ادامه تفسیر سوره مبارکه مرسلات را در برنامه‌های بعد تقدیمتان می‌کنیم.

به امید همراهی تان شما را به خداوند منان می‌سپاریم.

حق نگهدارتان.

الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله يا من له خضعت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.

أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.

يا من له خضعت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.