[سخنرانی دینی] در مکتب وحی.
[سخنرانی دینی] مجموعه مباحث تفسیر قرآن کریم برنامهای از گروه علوم و معارف قرآنی.
[سخنرانی دینی] بسم الله الرحمن الرحیم.
خدمت شما شنوندگان محترم رادیو قرآن و علاقهمندان به مباحث تفسیری سلام عرض میکنیم.
برنامهای در مکتب وحی را میشنوید که اختصاص دارد به مباحث تفسیری مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.
همانطور که مستحضرید مدتیست که ایشان سوره مبارکه مرسلات را تفسیر میکنند.
در برنامه قبل مفسر ارجمند بخش اول تفسیر آیه چهل و یکم از این سوره مبارکه را بیان کردند و توضیح دادند که موضوع اصلی آیات این سوره بیان حساب و جزا و احوال انسانها در روز قیامت به خصوص تکذیب کنندگان و مجرمان است.
اما در چند آیه نیز به اوضاع متقین و ایمان آورندگان به حقایق الهی در روز قیامت اشاره شده است.
در آیه چهل و یکم از سوره مبارکه مرسلات خداوند میفرماید مؤمنان و متقین در زیر سایههایی قرار میگیرند تا از آتش جهنم و عقوبت در امان باشند.
در بخش دیگری از این آیه خداوند اشاره دارند به عیون که منظور چشمههایی است در بهشت که متقین از آن مینوشند و سیراب میشوند.
البته چشمه اصلی در تمثل بهشتی توحید است و چشمههای دیگر از آن منشعب میشوند.
بشنوید بخش دوم تفسیر آیه چهل و یکم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی.
اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
دِنَ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ.
گذشتند از ظلال و عُيُونٍ و در ای چشمههایی هستند که از آن چشمهها سیراب میشوند.
این چشمهها هم در اینجا من توضیح برای شما بدم.
پس خیلی از سابقهها میگفتند ذِكْرُ الْعِشْقِ مِثْلُ الْعِشْقِ.
ما اینجا ذِكْرُ الْعِشْقِ میکنیم دیگه.
یعنی چیزی که نخواهیم رسید و هیچ وقت نخواهی رسید.
حداقل ذکرش را اینجا چون از اینجا گذشته مهم اینه که ذکرش هم نگذارند.
یعنی اینکه تصویر ذی-- حتی اون رو اونطوری نگذارند.
حتماً نمیگذارند.
وَعُيُونٍ متقین در سایههایی هستند در چشمهها.
عرض کنم که البته اینو توجه داشته باشید که در چشمهها گفته دیگه در این باب من توضیح نمیدم.
اصلاً توضیح دادن نیست.
یعنی تکرار نمیکشد.
آخه از چشمهها می، میخورند.
گاهی تعبیر اینطور است در چشمهها هستند.
اینجا فعلاً این تعبیر را نباید نادیده گرفت.
تعبیر خداست و از این میگذریم.
هیچ صحبتی نمیکنیم وَعُيُونٍ.
همینقدر اونش، اونش را معنی میخوام بکنم که از این چشمهها برخوردار میشوند، سیراب میشوند.
این هم یکی از نعمتهای الهی است که در آیات قرآن مکرر ذکر شده است.
در بعضی از آیات گفته شده است که در جنت، در بهشتها و بهشت عینی هست، چشمهای هست، یک چشمه گفته دقت کنید.
گاهی تعبیر این است که در بهشتها عینی هست.
عین یعنی یک چشمه.
و این در سوره قاشیه آیه دوازده است.
فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ.
کلام هر کس هر جا با این آیه خاص گره خورده، گره خورده است باید درش تأمل کرد.
یک چشمه یاد کرده است فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ.
عین توحید است یادتان باشد در تمثل جنتیاش.
اون توحیدی که الآن من و شما در خیلی حد ضعیف داریم آمیخته با هزاران شرک.
این به اصطلاح آ، ما یعنی توحیدی که من و شما در باطن خود داریم این از همان عین توحید است که در حد ما برای ما تابیده.
عرض کنم که عین توحید است اصلش.
عَيْنٌ جَارِيَةٌ.
فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَةٌ.
عین توحید یک چشمه است که سایر چشمهها از این عین چی میکند؟
منشعب میشود.
اصل چشمه عین توحید است و کسانی که از عین توحید برخوردار میشوند دیگه مخصوص بعضیهاست که یادتان باشد مانند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و مانند حضرات معصومین و بعضی از یا بالاخره انبیا و اولیا و دیگر مثا پیدا کردن که از اصل عَيْنٌ جَارِيَةٌ و عین توحید البته اینا رو من احتمال میدهم اینجور که میفهمم باشدها.
من که نمیگم اینطور هست حتماً.
اینکه عین تعبیر آورده، گاهی عینان تعبیر آورده، عیون تعبیر آورده، این تو شبههای نیست.
اما مقصود این باشد که من عرض میکنم این مثلاً محتمل است.
یک برداشتی که من میفهمم ممکن است اشتباه کنم.
این حرف در اینجا عرض کنم.
عَيْنٌ جَارِيَةٌ عین توحید است.
اونی که از اصل عَيْنٌ جَارِيَةٌ برخوردار میشود.
این دیگه مال هر کسی نیست.
از کسی از این عین توحید برخوردار میشود باید در مقام بقا باشد بعد از طی مراحل تناو به اصطلاح چون ما آدم انسان به مقام تنا و طی مراحل تنا نرسیده است هنوز در شرک است و این نمیتواند از عین توحید که باشد، از عین توحید برخوردار باشد.
بالاخره در س-سیراب شدن از عین توحید که دیگه حالا اون سیرابی چیست؟
چه مزهای دارد؟
چه صفتی دارد؟
چه لذتی دارد؟
چی دارد؟
اونها دیگه خود این سیراب شوندهها که هستند مانند رسول الله صلی الله علیه آنها میدانند که چه لذتی دارد.
عین توحید است که در جنت بالاترین عین است و سرچشمه همه عیون دیگر است و یکی از نعم است و سیرابی دارد.
توجه میکنید؟
دیگه گفتم خواهی الان یک جمله گفتم اشتباه نکن.
تمام توحیدی که در دل من و شما در حد آمیختهای با شرکها هست این نواظی از عین توحید، این دیگه این توحید قیاس نکنید ولی این صورت اجراییش هست به اصطلاح.
اونجا عین است، نعمت است، چیزی است که ازش سیراب میشوند.
سیراب خیلی به سمت طعم بالا دارد، لطف بالا دارد، بوی بالا دارد، سکر بالا دارد، لذتی دارد که گفتم به تصور نمیاد.
یه سیرابی دارد توجه میکنید؟
همه عیون اینجاست.
یعنی تمثیل جنتی عین توحید یا حقیقت عنصری عین توحید.
معنی نمیده که عقیده تخریب بشه.
عقیده بوییست از اون در مقام عقیده.
عقیده میکشد به اون عین توجه.
عین، عینیت است در خارج.
در هر صورت گاهی گفته عین جارية یک عین در بهشت است.
خب چرا یک عین گفته؟
البته اصلش گفتم عین توحید است، یک عین است.
عیون دیگر هم جلوهاتش هستند و نواظرش هستند.
نواظر همان عین هستند.
لذا عین جارية میگن درسته.
هر جا شما عینی میبینید عین است منشعب از چی؟
از اون عین توحید.
لذا بیش از یک عین نیست و جنت غیر از توحید نیست.
ربوبیت هم غیر از توحید نیست.
عرض کنم که جای، گاهی اینجوری بود.
گاهی گفته که در جنت دو تا عین هست.
حالا که میگذرم من اشاره میکنم میگذرم.
در سوره الرحمن در آیه پنجاه گفته ՝"فیهما عینان تجریان".
اولا قبلاً گفته که به اصطلاح برای اون کسانی که از مقام ربوبیت بترسند "ولمن خاف مقام ربه جنةان".
اون صاحبان تقوا را میگوید هست.
باز اینا اینجا به یکی "ولمن خاف مقام ربه" برای ماها نمیگه.
هر آن کسی که از مقام ربوبیت بترسد جنةان دو بهشت است.
بعد، بعد از این میگه "فیهما" در این دو بهشت "عینان تجریان" دو تا چشمهست که جریان داره.
دو گفته.
بعد چندین آیه میخواد میاد، میاد به شصت و شش الرحمن میرسید میگه دوباره میگه غیر از اون دو جنت، دو جنتی و "ومن دونهما جنتان" دو جنت دیگر است که در اون دو جنت دیگر "فیهما عینان نضاختان" در اون دو چشمه جوشان هست.
اونجا گفت دو چشمه چی؟
جارية.
اینجا گفت دو چشمه چی؟
جوشان.
حساب است میخواد چی بگه؟
اینا همش حساب است.
روح العیون حساب کرده.
عین جارية چیزیست.
عین جوشند، جوشنده چیز دیگریست.
اونجا دو عین گفته، اینجا هم دو عین گفته.
هموقت میخوام متوجه باشید که مسائلی در این بیانه است.
جاهای عیون گفته است.
جمع آورده چشمهها را مانند همین آیه که الان اینجا میخوانم در همین تفسیر خودمون "إن المتقین فی ظلال وعیون" جمع عیون آورده چشمهها.
به این اندازه میتوان استفاده بکنید که در جنات، در بهشتها یک چشمه اصلی هست و انشعابات دارد این به اصطلاح چشمه اصلی به صور، به صورت چشمههای دیگر فردی که حالا اون "عینان تجریان"، "عینان نضاختان"، عیون در صورتهای مختلف و در مراتب مختلف جنات اینها همه از تجلیات و ظهورات و انشعابات اون عین واحد توحید هستند که از اصل اون عین آنها برخوردار هستند اهلش.
از این انشعاباتش هم اهل انشعابات برخوردار هستند.
توجه میکنید؟
و سیراب میشوند از شراب این عیون.
یادتون باشد که این عیون، این نکته هم یادتون باشد به طوریکه استفاده میشود از اشارات روایات که وارد شده است در تعریف نعمتهای بهشتی و در تفسیر این کلیات وارد شده است.
این عیون در طعمهای مختلف هستند، در لذتهای مختلف هستند، بوهای مختلف خوب دارند، طوع مختلف خوب دارند، رنگهای مختلف خوب دارند، آثار مختلف خوبی را به دنبال خود در موقع سیرابی برای اهل جنت میآورند.
این هم یادتون باشد که همین عیون وقتی به جریان افتادند غیر از اینکه از اون میخورند و استفاده میکنند، به جریان میافتند در عرض جنت و چی میسازند؟
همان جنات را میسازند.
باغها ز میدند، میوهها و امثال اینها.
اصلش چشمههاست.
چشمهها به جریان میافتد، نهرها میشود و جنات ازش منشعب یعنی متولد میشود.
لذا شما وقتی قرآن را میخوانید هم مکرراً میخواند که "جنات تجری" چی؟
"من تحتها انهار".
این انهار به اصطلاح اون جنات به اصطلاح از این انهار سرچشمه میگیرد.
این انهار از کجا سرچشمه میگیرد؟
از عیون.
اون عیون هم از عین جارية که عین توحید است صورتی در زیر دارد آنچه در بالاست.
حالا خواستید یه خورده هم ذهنتون رو باز کنید بیایید به اینجا به همین عالم.
این انهار جاریه را ببینید و این به اصطلاح گلها و نباتات و درختان و مزارع سبز اینها رو هم ببینید و مناظر سبز.
اینها متولد از این انهار هستند.
این انهار متولد از عیون است و عیونش هم در واقع به یک جایی رسید که همان آبها که از آسمان آمده است.
در این باب دیگه به شما صحبتی نمیکنم و میگذرم.
عین توحید در اینجا به صورت توحید در میاد در وجود ما جلده میکند.
عین توحید که در آنجاست در اینجا به صورت توحید میاد در وجود ما اگر جلده میکند و عیون دیگر به صورت عقاید پاک دیگر و معارف در میاد در اینجا به صورت در وجود ما.
یعنی توحید به عین توحید اشاره است یا از عین توحید نازل است و عقاید منشعب از توحید و معارف مخصلهی توحید که در برای موحدان هست، اینها هم همان از عیون منشعب از عین توحید نازل میشود در وجود ما.
به بیان دیگر توحید شما اگر توحید باشد شما را به عین توحید هدایت میکند و این عقاید و معارف پاک و صحیح که شما دارید شما را به اون عیون هدایت خواهد کرد.
اینجا هم یادتون باشه.
هر عقیدهی پاکی و هر معرفتی از معارف به جای خود عین است در وجود انسان.
اینجا به صورت عقیده است به صورت یک معرفت است.
اما خلوه به در ورای حجاب یک عین است، یک چشمه است، یک برخوردار و یک سیراب است.
خب.
و این نکته رو هم بگم از اون عیون هم به اصطلاح در واقع پیاله ها برخوردار میشوند در آنجا بهشتیان از اون عیون و هرکسی هم پیاله اش به اندازهی خودش هست.
این هم یادتون باشد.
این را هم بگم اون عبارت است از اینکه گاهی با پیاله ها سیراب میکنند، گاهی انسان با پیاله خودش برمیدارد و سیراب میشود.
این هم یک نکته است.
اینها هم یادتون باشد و آن که صوفیهای درست نه در ریوشهای ساختهی امروز منحرف فعلی دوکان باز و امثال اینها.
اینها اونقدر دیگه افتضاح درآوردن انسان نمیخواهد از عرفای صحیح هم یاد بگیرد.
قربان عرفای صحیح.
این بازار گرم طلاف شیطانه که این دراویش در امروز باز کردهاند.
روز به روز هم بازارشون گرمتر میشود برای اغوا و دوکان.
بالاخره اون عرفا صحیح به معنی قرآنی و اسلامیاش که گاهی در بعضی از این شاهدات و آشکار صحبت از سیرابیها و کاسهها و پیاله ها کردهاند، این در مقام چشم البته به همین مسائل اشاره میکند.
گذشت که و توجهم این مایه شود.
عرض کنم که [مکث] یه کتابی اخیرا به دست من از یکی از این دراویش رسید.
دیدم چه زندی خدا همش از اول تا آخر از وجد و تواجد و حب خدا و.
گفتم این نمیفهمد این اندازه که دم از حضرت علی سلام الله علیه میزنه.
حالا سار این ربطش هیچی.
هیچ خبری در عالم اینها از ترس و گریه و ترقا و اینا نیست.
شما اگه راست میگی سلسله به علی میرسد البته اگر معنایی باشد به حضرت علی میرسد.
این دیگه نام سلسله هم نمیذاریم.
مثلا این اساتید بزرگ ما رحت الله علیه مجمع برسان الله علیه مجمع مانند مرحوم الغما و اساتید آنها قاضیها و ملا حسین گلیها و اینهایی که در صراط مستقیم قرآنی مکتب اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم أجمعین بودند، همهی اینها و در هر زمانی صاحبان صراط مستقیم به اصطلاح سر سلسلهشون عبارت است از که عبارت از حضرت امیر سلام الله علیه پرچمدار است، ولی الله است و درسته و واسطهی حق است.
این هم درسته.
اما این نامگذاری هم لازم نیست.
آدم مثل اینکه یه سلسله یعنی اینا نامی هم ندارند این بزرگان که الآن گفتم سلسله به اون معنا هم ندارند.
حالا ما حرف من این نیست حالا ما سلسلهها را به طور کلی یکجا در بعضی سوار صحیفه اش هم میخواهیم محکوم کنیم.
این یه بحث طولانی است باشد به جای خودش.
نمیخواهیم محکوم کنیم کلیهی سلسلهی به اصطلاح دراویش را در همهی ابعادش.
ولی اونچه که الآن ساختهاند و پرداختهاند، اینها خبر زیادی در گفتههای اینها و این حرفها از زیادی زیاد ناراحت میشم.
خودم کسی هستم که چند بار گفتم مثلا خودم دلم میخواهد و اینطور هم بوده در عالم عرفان کار کردهام و میکنم الآن هم همینطور.
اما عرفان به معنی کلمه، عرفان قرآنی، نه عرفانی که به اصطلاح اینجور باشد.
خب اینها اگر راست میگن هیچ خبری نیست در محافل اینها و در گفتههای اینها، نوشتههای اینها از اون خوف و خشیت بالای سر سلسله که عبارت است از حضرت امیر سلام الله علیه.
اون گریهها و اون خوفاتی که اون داشت و گریهها میکرد با اون ذوق بالاش و حالت سجده بهش دست میداد.
این آقای درویش یه بار هم از این یه کلمه نمیگه.
چرا؟
همش ذوق است و اونم در عشق است و اینها.
این، این نشد.
این صراط مستقیم نیست.
این خیال است.
این هیجان است.
بشینیم چاه بکنیم جای گرم باشد و بگیم هو هو بگیم و گرم شویم.
یه عشقی تازه بیاید برای ما.
ببین نشد.
دقت میکنی؟
راست میگه به عالم طاعت و رودیّت قدم بگذارد که اون خوف میآورد.
دلیلش هم عبارت است از خوف بسیار بالای حضرت امیر سلام الله.
اون دعای کمیلش، اون مناجات دیگرش، اون اه روش بسط است.
باز یادتون باشد.
ان شاء الله خدا شما را از این اغواها حفظ میکند.
یادتون باشد هر کسی را دیدید، هر سخنی، هر کتابی، هر روشی، هر خانهگاهی، هر مسجدی، هر غیری، هر جا حتی مسجد هم باشه مسجد هم باشه اگر به روش حضرت امیر نخورد مسجد نیست، مسجد ضلالت است، مسجد کفر است، مسجد شیطان است.
خانهگاه هم باشه همینطور.
توجه میکنید؟
اینا حجته.
خلاصه هر کسی، هر تیپی، هر انسانی، هر خانهگاهی، هر مسجدی، هر محفلی یادتون باشد گفتار و روشها جداً بینهم و بین الله و عملها دقیقاً تطبیق کرد به قرآن و روش اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین و حضرت امیر نه در یک بعدش تطبیق، نه یکیشو بگیره بقیهش فراموش بشه.
در همه ابعاد اگه تطبیق کرد، صراط مستقیم است.
به هر اندازه که تطبیق نکرد بدانید آتش است و سقر، ضلالت است و شیطان.
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
[همصدا] و علیک السلام و رحمة الله و برکاته.
[آواز] يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
[همصدا] يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
يا رب العالمين.
یاران همراه.
بخش دیگری از تفسیر آیه چهل و یکم از سوره مبارکه مرسلات را با بیان مفسر ارجمند حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی شنیدید.
اکنون دل و جان را تطهیر میکنیم به کلام نورانی وحی و دعوت میکنیم بشنوید تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مرسلات را.
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.
بسم الله الرحمن الرحيم.
والمرتلات عرفا.
فالعاصفات عصفا.
والناشرات نشرًا.
فالفارقات فرقا.
فالملقيات ذكرا.
نذرا أو نذرا.
إنما توعدون لواقع.
فإذا النجوم طمست.
وإذا السماء فرجت.
وإذا الجبال نسفت.
وإذا الرسل أقتت.
لأي يوم أجلت؟
ليوم الفصل.
وما أدراك ما يوم الفصل.
ويل يومئذ للمكذبين.
ألم نهلك الأولين.
ثم نتبعهم الآخرين.
كذلك نفعل بالمجرمين.
ويل يومئذ للمكذبين.
ألم نخلقكم من ماء مهين.
فجعلناه في قرى[سرفه] إلى قدر معلوم.
فقدرنا فنعم القادرون.
ويل يومئذ للمكذبين.
ألم نجعل الأرض كفاتاً أخياء وأمواتاً.
وجعلنا فيها رواسي شامخات وأسقيناكم ماءً فراساً.
ويل يومئذ للمكذبين.
انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون.
انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب.
لا ظليل ولا يغني من اللهب.
إنها ترمي بشعر كالقصر.
كأنه جمالة صخر.
ويل يومئذ للمكذبين.
هذا يوم لا ينطقون.
ولا يؤذن لهم فيعتذرون.
ويل يومئذ للمكذبين.
هذا يوم الفصل جمعناكم والأولين.
فإن كان لكم كيد تكيدون.
ويل يومئذ للمكذبين.
إن المتقين في ظلال وعيون.
وفواكه مما يشتهون.
كلوا واشربوا هنيئاً بما كنتم تعملون.
صدق الله العظيم به تحقیق راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه.
به پایان برنامه در مکتب وحی امروز رسیدیم.
ان شاء الله ادامه تفسیر سوره مبارکه مرسلات را در برنامههای بعد خواهید شنید.
حق نگهدارتان.
الله الله الله الله الله الله الله الله الله الله.
يا من له خضعت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.
أنت الإله الواحد الفرد الذي كل القلوب به تقر وتشهد.
يا من له خضعت الوجوه بأسرها وله جميع الكائنات توحد.